خانه

لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ مِن صلْصال مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ ...

 

قل سیروا فى الارض فانظروا کیف بدأ الخلق

در زمین گردش کنید وبنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علمی زیست شناسی پایه واساس حیات از حما مسنون آغاز شد ، توده سیاه رنگ چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکروملکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی .زیبا ترین وپر مفهوم ترین کلمه ازمشهودات حیات واین نقطه آغاز تکامل حیات است .هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید وعینک علوم طبیعی وفیزیک است و شفاف کردن موضوعات  خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان  وخلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن ومقایسه آنها با  آخرین نظریه های علمی است. به علاوه موضوع مرگ وحیات، قیامت از دید علم فیزیک وقرآن مورد تجزیه وتحلیل قرار میگیرد .مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت میگردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان وحشرات ایران  وعجایب خلقت آن اشنا میکنیم وسایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول وتصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. برای آشنا شدن با شگفتی های خلقت حیات در اختیار مراجعه کنندگان این سایت قرار می گیرد. این سایت  به نام حشرات ایران متعلق به سایت حما مسنون است .امیدواریم مورد توجه بازدید کنند گان قرار گیرد آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

-فهرست مطلب قدیمی 1 و فهرست مطالب قدیمی2 - مقالات قدیمی تردر آیکن نقشه سایت قرار دارد .CopyRight ©    سید محمد تقوی اهرمی.

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید. اینستاگرام #hammanmasnun

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

عالم الست بربکم تصورات ذهنی کهن که با قرآن مطابقت ندارد

مقدمه نوشتار


سوره اعراف پیوند ناگسستنی با آیه 178 این سوره دارد که به آیه الست بربکم معروف شده است. اگر این آیات را به دقت مطالعه کنیم تاویل این آیه را بدست می آوریم. آیه ظهور آدم و دستور خداوند به ملائکه که او را سجده کنید با این آیه شروع میشود. وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ-در حقیقت ما شما را خلق کردیم و سپس صورت دهی کردیم و بعد از آن به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید همه ملائکه سجده کردند جز ابلیس. پس از بیان خطاب به آدم که تو و همسرت در بهشت سکونت کنید ولی به این درخت نزدیک نشوید. آیه متشابه است و تشبیهی .آدم مانند همه انسان های هم دوره خود در بهشت رفاه و بی خیالی زندگی می کردند ولی از نظر تکامل فکری به مرحله گزینش به عنوان انسان تکامل یافته نرسیده بود، هنگامی که با یک جهش تکاملی فکری و عقلی که میتوانستند اسمائ الهی را درک کنند انتخاب شدند، مورد آزمایش قرار گرفتند. عبارت اینکه شیطان آنها را فریب داد و متوجه شدند که لخت هستند عامل شرم و حیا یکی از مظاهر جهش تکامل فکری است و از بهشت ناآگاهی و بی مسئولیتی به زندگی انسان متفکر و مسئول روی آوردند.پس از آن آدم به عنوان انسان تکامل یافته از خداوند عذر خواهی میکند و در آیات بعدی خداوند بنی آدم را مورد خطاب قرار میدهد و روش زندگی و رعایت اخلاق اجتماعی را به عنوان یک تعهد با آنها ابلاغ میکند و آیات 27 الی 35 به این موضوع می پردازد از جمله آیات زیر:

تعهد خداوند از بنی آدم در سوره اعراف

يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ این چند آیه تعهدی است که خداوند از بنی آدم گرفته است که در آیه 60 سوره یاسین به آین تعهد اشاره میفرماید- أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ. خداوند از بنی آدم تعهد گرفته حرف پیامبران حجت است گوش دهید. این آیات همان پیمان گرفته شده از بنی آدم است از جمله آیه زیر

وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
چون کار زشتی کنند، گویند: پدران خود را نیز چنین یافته ایم و خدا، مارا بدان فرمان داده است بگو: خدا به زشتکاری فرمان نمی دهد چرا چیزهایی به خدا نسبت می دهید که نمی دانید؟در این آیات مسلما خطاب خداوند به انسان های امروزی است و به طور کلی بنی آدم را مورد خطاب قرار میدهد. آنها بر سنت و روش اجداد خود پایبندند و کار زشت هم می تواند نسبت نادرست به خدا و آیات خدا باشد که امروزه فراوان یافت میشود و این تذکر به انسان است نه بنی آدم اولاد نزدیک آدم کلمه قالوا وجدنا یعنی آباء و اجداد ما. این آیات را تمامی انبیاء الهی به پیروان خود ابلاغ می کردند و دلیل آن هم در ادبیات انسان از عهد عتیق این موارد را مشاهده میکنیم با کمی اختلاف در محتوا این مقدمه ای بود برای رسیدن به آیه 172 که به آیه الست بربک مشهور شده است و من میخواهم با توجه به آیات قبل از آن و مطالبی که عرض کردم نادرستی تفسیر این آیه را اثبات کنم. برخلاف روش معمول که همه منابع کهن را ردیف مکردند و نتیجه را بیرون می آورند من تنها به آیات خداوند و عقل خودمان استناد میکنم.
معنی سنی آیه الست به ربکم

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ- أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

و پروردگار تو از پشت بنی آدم فرزندانشان را بیرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسید: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری،گواهی می دهیم تا در روز قیامت نگویید که ما از آن بی خبر بودیم- یا نگویید که پدران ما پیش از این مشرک بودند و ما نسلی بودیم بعد از آنها و آیا به سبب کاری که گمراهان (گذشتگان)کرده بودند ما را به هلاکت می رسانی؟
در تفسیر این دو آیه که به هم ارتباط دارند مفسرین بر اساس روایات و احادیث صدر اسلام بر این باور هستند که خداوند به هنگام آفرینش آدم تمام فرزندان آینده او را به صورت انسان های ریز حاضر کرد و از آنها تعهد گرفت و گفت آیا من خدای شما نیستم گفتند آری این انسان های ریز هنگام خطاب خداوند دارای عقل و شعور کامل بودند و این پیمان به این خاطر گرفته شد که در قیامت عذر و بهانه ای نداشته باشند. از آنجایی که تمام انسان های روی زمین از پشت آدم به صورت ذره بیرون آمدند به این رخداد عالم ذر می گویند. این تفکر که اصلا با آیات قرآن مطابقت ندارد و چرا مفسرین ما در آن تجدید نظر نمی کنند جای سوال است. اولین کسی که این تفسیر را پایه گذاری کرد ابن عباس بود که احتمالا عهد و میثاق در تورات و انجیل بر ان تاثیر گذار بوده است. دو روایت از ویکی فقه دانشنامه حوزوی در باره کلام ایشان بشرح ریز انتخاب کرده ام.
از ابن عباس روایت شده که در ذیل آیه شریفه «اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم...» گفته‌اند:«ان اللَّه تبارک و تعالی ضرب من منکب ادم الایمن فخرجت کل نفس مخلوقة للجنة بیضاء نقیه فقال: هؤلاء اهل الجنة ثم ضرب من منکیه الا یسر فخرجت کل نفس مخلوقة للنار سوداء... فقال: هؤلاء اهل النار.»«خداوند روی شانه راست آدم کوبید و ذراری او به صورت ذرات سفید بیرون آمدند و فرمود: شما اهل بهشت هستید. سپس به شانه چپ آدم لمس کرد( خداوند لمس میکند) ذریه او به صورت ذرات سیاه بیرون آمدند و فرمود: شما اهل جهنم هستید.» تفسیر طبری، ج۹، ص۷۸


در روایت دیگری ابن عباس از طرق اهل سنت نقل می‌کند:«لما خلق اللَّه ادم اخذ ذریته من ظهره مثل الذر فقبض قبضتین فقال لاصحاب الیمین: ادخلوا الجنة بسلام، و قال للآخرین: ادخلو النار و لا ابالی.»«وقتی خداوند آدم را خلق کرد ذریه او را از پشت او بیرون آورد. همچون ذرات، تعدادی از آن‌ها را با دست راست و تعدادی را با دست چپ گرفت آن‌هایی که به دست راست گرفته بود گفت: اینها را برای بهشت آفریدم، و آن‌هایی را که با دست چپ گرفته بود. گفت اینها را برای جهنم خلق کرده‌ام و از کسی هم باکی ندارم.» تفسیر طبری، ج۹، ص۷۶


وی برای اولین بار کلمه ذر را از ذریه معنی کرد و پس از آن روایات بسیار زیادی درباره این ذرات که از پشت آدم بیرون آمدند را مطرح کردند و مفسرین به نام در این باره بحث های مشروحی بیان کرده اند که فصل وسیعی در مباحث عرفانی و فلسفی و روح و خلقت انسان به صورت ذرات ریز قبل از خلقت مادی باز شد و سوژه مهمی شد که تمامی بحث روح و خلقت انسان در قرآن را تحت شعاع خود قرار داد که هیچکدام با جهان بینی و آیات قرآن مطابقت ندارد جز عالم ذر که ارتباطی با این آیه ندارد و مبحث مستقلی از خلقت انسان است. نظریه ابن عباس در تفسیر آیه الست بربکم تاثیر زیادی بر نظر قرآن در مورد عالم ذر گذاشت و آن را از واقعیت قرآنی دور کرد که در مقاله جداگانه ای ارائه میدهم.

همان طور که در بالا اشاره شد آیه قبل از دستور خداوند به ملائکه که به آدم سجده کنید آب پاکی روی این افکار میریزد و سپس به بحث آدم میپردازد. وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ- ابتدا دوره خلقناکم صورت میگیرد که خلقت انسان در سنگ رس و از حما مسنون بیان می شود- بعد از خلقناکم سه مرحله زمان بر دیگر هم وجود دارد و بعد از آن صورناکم می آید-
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ - الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ- فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ -كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ - وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ ای انسان (نفرموده یا ایها الناس) این همه در برابر خداوند مغرور و سر به هوا نباش او کسی است که شما را خلق کرد و شما را سامان داد (تا به علقه تبدیل شدید) بعداز آن شما را معتدل کرد یعنی در پروسه تکامل پرورش داد ،انشاء کرد تا به صورتی که مورد نظرش بود در آورد پس چرا این همه در دین کذب و دروغ راه انداخته اید ولی خداوند برای شما محافظ گذاشته و اعمال شما را می نویسد و هرچه می کنید را میداند. بنابراین موضوع اینکه خداوند ذریه یعنی نسل های بعد از آدم که شما هم جزء آن هستید را به تکامل معنوی و علمی رساند را برای گرفتن تعهد از پشت آدم خارج کرد و از آنها تعهد گرفت مگر نسل ها از پشت آدم به تنهایی بیرون می آیند و زن ها هیچ؟ و این بیانگر طرز تفکر مرد سالاری حاکم بر آن زمان است که خلاف قرآن است آن هم از قول ابن عباس خداوند بر پشت آدم میزد و این انسان های ذریه های نسل های بعد یعنی تمامی بشریت از پشت ادم بیرون می آمدند تا همه جمع شدند و چون جای بسیار زیادی اشغال میکرد به فکر ابن عباس خطور کرد که باید ذره باشند و ذریه را به کار گرفت و از آن ذربیرون آورد که ذر اصلا به ذریه نمی خورد و ذریه یعنی نسل های بنی آدم که من و تو هم شامل آن می شویم .آیا مفسرین به نام روی این موضوع ها فکر نکردند در کدام آیه موضوع به این مهمی را اشاره کرده که این همه فلاسفه روی آن بحث کرده اند که روی آیات دیگر این همه بحث نشده. دو کلمه در این آیه است که میتواند درست ترجمه و تفسیر نشده باشد اول واذ اخذ و دوم ذریه و با اشاره به آیات قبل از آیه 178 سوره اعراف و در همان سوره خداوند بنی آدم را یعنی انسان ها را خطاب قرار میدهد و به آنها رهنمود زندگی و با تقوا بودن را تذکر میدهد که میتواند این تذکرات همان تعیین تکلیف بنی آدم بعد از تکامل و جهش فکری باشد. ذریه در تمامی آیات قرآن معنی نسل میدهد همان نسل های انسان که خداوند در این آیه به ما انسان ها تذکر قابل توجه ای میدهد. وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ- أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
معنی اخذ با استناد به آیات دیگر که دقیقا چند آیه قبل آمده است دارای دو معنی است گرفتن که همان اخذ کردن است و دیگر معنی اخذ به عنوان مواخذه کردن که عذاب در پی دارد. چند ایه را با هم مرور کنیم

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
و ما هیچ پیامبری را به هیچ قریه ای نفرستادیم مگر آنکه ساکنانش را به سختی و بیماری گرفتار کردیم، باشد که تضرع کنند.اخذنا به بلا مبتلا کردن ، عقوبت کردن و یا مورد مواخذه قرار دادن است
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ
پس زلزله ای سخت آنان را فرو گرفت و در خانه های خود مردند. در این جا معنی در گرفت زلزله ای آنها را بر گرفت یا دریافت کردن است

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ-130
قوم فرعون را به قحطی و نقصان محصول مبتلا کردیم، شاید پند گیرند- اخذ مواخذه با عذاب است
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ-165
چون اندرزی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، آنان را که از بدی پرهیز می کردند نجات دادیم و گناهکاران را به سبب  گناهشان به عذابی سخت فرو گرفتیم- اخذنا مواخذه توام با عذاب
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ94
و ما هیچ پیامبری را به هیچ قریه ای نفرستادیم مگر آنکه ساکنانش را به سختی و بیماری گرفتار کردیم، باشد که تضرع کنند اینجا هم مواخذه توام با عذاب است
لقد اخذنا آل فرعون در حقیقت ما آل فرعون را به عذاب مورد مواخذه قرار دادیم را با وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مقایسه کنیم وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ و خداوند انسان را که از نسل های آدم ظاهر شدند را مورد مواخذه قرار داد و شهادت دادند که خدا را قبول دارند تا در قیامت نگویند ما غافل بودیم أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ- یا نگویند ما که نسل بعد از پدرمان بودیم مانند آنها به خدا شرک می آوردیم. ما را به خاطر شرکی که پدران ما به گفتند و ما انجام دادیم مورد عذاب قرارمیدهی. خطاب به همه انسانها است که شرک برای خداوند قرارمیدهند و برحسب باور بر نظر گذشتگان برخی از صفات خداوند را به اشتباه و ناآگاهی به افراد دیگر میدهند و خداوند میفرماید شما هم کار اشتباهی که پدرانتان انجام دادند تکرار می کنید. اتمام حجت خداوند به ما است و انسان های قبل از ما که ندانسته برای خداوند شرک می تراشیدند. بنابراین و اذ اخذ بنی آدم به أَفَتُهْلِكُنَا ختم میشود و ارتباطی به پیمان گرفتن ندارد در آیات دیگر فراوان به موضوع اشاره شده آیا آسمان ها و زمین را من نیافریدم و گویند چرا و الست بربکم یعنی این نسل های بنی آدم به خدا ایمان دارند ولی شرک برای خدا درست کرده اند.

کجای آیه الست بربکم عالم دارد. بسیاری از انسان ها الست بربکم دارند ولی به تعهدی که خداوند برای انسان در قرآن مقرر کرده را انجام نمیدهند.ولی خدا را قبوی دارند و امروزه اطراف خودمان مثال فراوان است. این تجزیه و تحلیل این جانب از آیات قرآن است . دانشمندان و فلاسفه پیشین از آنجائیکه احادیثی که ابن عباس و عمر ابن خطاب و سایر شخصیت های مورد اعتقاد مردم در اهل تسنن و شیعه وجود داشته قطعی تلقی کرده اند و برای توجیه آن روح و خلقت انسان و سایر ایات قرآن را درهم ریختند و و تخیلات بیشماری را تقدیم ما کردند و ولی ما باید به استناد آیات فراوانی که خداوند به حضرت رسول اکرم ص فرموده بگو که من علم غیب نمی دانم و پرداختن به عالم ذر و عالم الست بربکم وارد حوزه عالم غیب شدن است که خلاف قرآن است. خداوند در قرآن قبل از خلقت آدم از خلق انسان در سنگ رس اشاره می فرماید و هنگام خلق علقه ملائکه دستور می دهد به بشر آدم در حال ساخته شده سجده کنید در سراسر قرآن و در ارسال پیامبران دستوراتی که خداوند به آنها داده شده را میثاق نامیده است این تاویل ها آیات خلقت انسان زیر علامت سئوال میرود .مانند آیات زیر


وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾ بقره


وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ ﴿۸۳﴾ بقره


وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿۸۴﴾بقره
این میثاق هامشمول همه انسان ها میشود و کسانیکه به خدا ایمان دارند و این عهد و میثاق را انجام نمی دهند مشمول مواخذه و عذاب هستند.


أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ-101 اعراف
آیا برای آنان که زمین را از پیشینیان به ارث برده اند، باز ننموده است که اگر بخواهیم آنها را نیز به کیفر گناهانشان به عقوبت می رسانیم و بر دلهایشان مهر می نهیم تا شنیدن نتوانند؟


تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ-102 اعراف
اینها قریه هایی است که ما اخبارشان را بر تو حکایت کنیم پیامبرانشان، با دلایل روشن آمدند و به آن چیزها که از آن پیش دروغ خوانده بودند،ایمان نیاوردند و خدا بر دلهای کافران اینچنین مهر می نهد.
هیچ جای قرآن مسائل ماوراء مادی مطرح نشده و همه تصورات ذهنی گذشتگان است.به مقاله ملکوت الاعلی وملائ الاعلی اشاره ای نشده و علم عالم غیب هم فقط خدا میداند و چطور جناب ابن عباس و عمر ابن خطاب رضی الله عنه دست به عالم غیب بردند.

وَ مَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَ إِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ

در بیشتر آنان وفای َبه عهد نیافتیم و بیشترین را جز نافرمانان ندیدیم -اعراف

در خاتمه در مورد میثاق به کلام حضرت علی (ع) اشاره ای داشته باشیم-"زمانی كه بیشتر خلق خدا آن پیمانی را كه پروردگار با آن ها بسته بود عوض كردند و از آن تخلف نمودند، و به حق خدا جاهل شدند و ... پس خدا میان مردم پیامبرانی فرستاد".(نهج البلاغه فیض الاسلام، ص24، خطبة 1)
حضرت در این سخن تصریح كرده اند كه خداوند با بشر عهد و پیمانی بسته است –سید محمد تقوی اهرمی 24 شهریور 1399

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

معرفی سایت حشرات ایران از همین نویسنده

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آمار بازدیدکنندگان

147053
Today
Yesterday
This Week
Last Week
This Month
Last Month
All days
927
2949
13027
115269
40780
29024
147053

Your IP: 34.200.236.68
Server Time: 2020-09-18 09:41:44
امارگیر سایت