خانه

لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ مِن صلْصال مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ ...

 

قل سیروا فى الارض فانظروا کیف بدأ الخلق

در زمین گردش کنید وبنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علمی زیست شناسی پایه واساس حیات از حما مسنون آغاز شد ، توده سیاه رنگ چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکروملکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی .زیبا ترین وپر مفهوم ترین کلمه ازمشهودات حیات واین نقطه آغاز تکامل حیات است .هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید وعینک علوم طبیعی وفیزیک است و شفاف کردن موضوعات  خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان  وخلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن ومقایسه آنها با  آخرین نظریه های علمی است. به علاوه موضوع مرگ وحیات، قیامت از دید علم فیزیک وقرآن مورد تجزیه وتحلیل قرار میگیرد .مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت میگردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان وحشرات ایران  وعجایب خلقت آن اشنا میکنیم وسایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول وتصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. برای آشنا شدن با شگفتی های خلقت حیات در اختیار مراجعه کنندگان این سایت قرار می گیرد. این سایت  به نام حشرات ایران متعلق به سایت حما مسنون است .امیدواریم مورد توجه بازدید کنند گان قرار گیرد آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

-فهرست مطلب قدیمی 1 و فهرست مطالب قدیمی2 - مقالات قدیمی تردر آیکن نقشه سایت قرار دارد .CopyRight ©    سید محمد تقوی اهرمی.

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید. اینستاگرام #hammanmasnun

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جان و جن در چه زمانی خلق شده اند از نظر قرآن

مقدمه نوشتار


خلقت حیات که در حقیقت پایه و شالوده خلقت انسان در آن بنا شده است در قرآن بطرز زیبائی و طی رخداد های متعددی بیان شده است. زمان بندی پیدایش زمین و علم زمین و زیست شناسی ابزار مناسبی است برای رسیدن به این واقعیت ها. ابتدا باید سرگذشت زمین  طبق آخرین تئوری های اعلام شده  را بدانیم تا بتوانیم آیات متشابه را درک و تفسیر کنیم .مسلما خداوند آیات متشابه را در قالب تمثیل و تشبیه و بر اساس رخ داد های طبیعت بیان فرموده و ما معتقد هستیم که علم همه رخداد های طبیعت نزد خدا است. جدول زمان بندی پیدایش زمین را پی  می گیریم تا اندازه ای با تاریخچه تحولات زمین آشنا شویم تا بتوانیم بهتر مفهوم واقعی آیات را درک کنیم. به جدول زیر نگاهی داشته باشیم این جدول معتبر است ولی زمان بندی آن با پیدا شدن برخی فسیل های اولیه ممکن است کمی پس و پیش شود. چگونگی روند تحولات شیمیائی یا به تعبیر قرآن دوره چهار گانه اقوات در زمین هنوز برای علم کاملا شناخته نشده ولی مراحل این تحولات مطابق جدول زیر مورد تایید علم قرار گرفته است.


خلاصه کوتاه از روند خلق زمین تا  قضاهن (برنامه ریزی ایجاد) جو هفت طبقه زمین.


زمین ابتدا به صورت تکه های از خورشید به بیرون پرتاب شد-پیدایش زمین و تئوری جدید از نظر قرآن- سایر سیارات سنگی هم این چنین، زمین ابتدا به صورت ماگمای مذاب با شکل کاملا متغیر بود و با گذشت زمان سرد شد تا به درجه ای رسید که اتم های به وجود آمده در درون زمین توانستند با پیوند مولکولی به هم وصل شوند ومولکول ها ایجاد شوند. گاز های هیدروژن فراوان و سپس بخار آب و هیدراتهای کربن، و آمونیاک و گاز هلیوم اولین مولکول های ایجاد شده بودند. محیط بسیار داغ و فشرده و شرایط برای به هم پیوستن مولکول ها فراهم گردید کانی های آهن و نیکل، سیلیسیوم، آلومینیوم و سایر به کمک آب اکسیژن مورد نیاز خود را تامین کردند. هیدروژن با اکسیژن پیوند مولکولی قوی تری از پیوند های اکسیژن با سایر اتم ها دارد و اجازه تشکیل اکسیژن آزاد را نمی دهد. با سرد شدن زمین تا درجه حدود 150 تا 200 درجه پوسته جامد بر روی زمین شکل می گیرد و عناصر سبک تر مانند گاز ها بخار آب و مولکول های آلی و کانی های سیلیسیوم  و آهن به بالاترین سطح زمین نفوذ کردند .سیلیسیوم بیشترین کانی ها را در پوسته خارجی  زمین تشکیل و بیشترین درصد پوسته جامد زمین را به خود تخصیص داد واکنش های حیات اولیه در درون سنگ رس آغاز شد. دوره تکامل شیمیائی از تشکیل اولین تک سلولی حیات که به دلیل دارا بودن ساختار کاملا ساده و ژن اولیه RNA نطفه نامیده شد و در سه دوره پانصد میلیون ساله رنگ سبز در جدول زیر حاکمیت زمین را در اختیار داشتند. انسان در عالم ذر یعنی دنیای ریز جنیند گان مانند سه نوع باکتری های اولیه حیات سپری شد و سیانو باکتری ها اکسیژن مورد نیاز برای ایجاد جو هفت طبقه زمین را به وجود آوردند تا زمین شرایط لازم برای حیات تک سلولی هسته دار با ژن کامل DNA را در اختیار بگذارد. زمینه رنگ سفید در جدول زیر- پیدایش تک سلولی ژن دار با قابلیت تکثیر جنسیتی که تمامی جانداران زمین از آن به وجود آمدند و این نفس واحده است. پر سلولی ها از این سلول واحده تکامل خود را آغاز کردند. 3/6 میلیارد سال از زمان خلق زمین میگذرد تا نفس واحده روح خدا را بگیرد و با ابزار ژن کامل و با تکثیر جنسیتی نر و مادینگی ایجاد شوند. این نفس زوج خود را از خودش تولید کرد.  پر سلولی ها 560 میلیون سال قبل در زمین از بند پایان اولیه که در آب بودند و به خشکی راه یافتند و حدود صد میلیون سال بعد اولین مهره داران و اولین گیاهان خشکی پا به عرصه وجود گذاشتند و دوران تکاملی که داروین با پیدا کردن فسیل ها تقسیم بندی آن را تعیین کرد از زمان مهره داران به زمان حال بود. یعنی تکامل موجوداتی که داروین اساس کار خود را بر آن بنا کرد دارای گذشته بس طولانی بود که داروین از آن خبر نداشت و قوانین تکامل در گذشته آن نقشی نداشت و باکتری های اولیه از هر سه نوع هر کدام اکنون هم به زندگی خود ادامه میدهند و منقرض نشده اند راز بقای تکامل داروین را بهم ریختند. اجداد کهن انسان در کنار نواده های بیشمار و متنوع خود روزگار می گذرانند و برخی از ویروس ها و باکتری ها بلای جان نوادگان کهن خود شده اند. حال ما تا اندازه ای سرگذشت زمین را شناختیم و میخواهیم بدانیم انس و جان و جن و ابلیس چه موقع خلق شدند و در خلقت انسان چه نقشی ایفاء کرده اند. موضوع ماهیت جن و جان و ملائکه و ابلیس هم که جزء ملائکه بودند در مقالات متعدد در آیکن مطالب قدمی تر قسمت اول سایت hammanmasnun.com به تفصیل بیان داشته ام .خواندن این مقالات برای علاقمندان توصیه میکنم ، زیرا پرداختن به آنها در یک نوشتار کاری است بس دشوار. باید کوتاه به اصل موضوع بپردازم. در جدول پرکاریونت ها آمده که به زبان آلمانی است.



زمان خلقت جان ماهیت آن

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-درحقیقت ما انسان را در سنگ رس و از توده سیاه ( رسوب شده در آن) آفریدیم.
وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ- وجان را قبلا ( قبل از پروسه خلقت انسان در سنگ رس)از آتش بی دود آفریده ایم

خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ- وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ انسان در سنگ رس پخته و داغ و جان در آتش(انرژِی) بی دود و نمود خلق شد.جن و جان ماهیت از جنس نیرو دارند.


در مقاله جن و انس مجموعه انسان را تشکیل میدهند  به بیان ماهیت جن و جان پرداختم و اکنون کوتاه به آن اشاره ای میشود. جان نیرو است از نار سموم و در آیه دیگر مارج من نار نیروئی که نفوذ کننده در چیزی است و بعلاوه نوعی از آتش است که دود و شعله ندارد یعنی انرژی بی نمود که میشود سوختن کند. تمامی عمل سوختن نمود دارند. دود و شعله و نور قوی و رادیواکتیو در انواع سوختن از چوب تا انرژی هسته ای ،چوب را بسوزانیم کربن موجود در چوب با اکسیژن هوا می سوزد و حرارت ایجاد شده  شعله میدهد و شعله هم  گرما ایجاد میکند یعنی انرژی ایجاد میشود این سوختن تند است و سوختن بسیار سریع سوختن هیدروژن در مرکز خورشید است. سوختن کند که آتش ندارد و نمادی از سوختن را غیر از تبادل انرژی ندارد تنها در پیوند مولکولی یافت میشود. این پیوند که شکسته شود حرارت میدهد یا می گیرد. اگزوترم یا اندوترم است. مثلا در کهکشان ها مولکول های ساده مانند آب ایجاد شده  که  پیوند O-H دارد که بسیار قوی و پایدار است و از پیوند O-O ویا C-O بسیار قوی تر است. تا زمانیکه هیدروژن وجود دارد اکسیژن نمی تواند با خودش و یا با کربن گاز CO2 بدهد. بنابراین جان پیوند های مولکولی هستند که قبل از ایجاد ترکیبات آلی حیات در زمین اولیه که میخواهند در درون کانی خاصی از سیلیکات ها که دارای لایه  طبقاتی هستند ایجاد شوند قبلا خلق شده بودند. سلیکات ها ترکیبات سیلیسیوم هستند که انواع متنوعی به عنوان کانی های تشکیل دهنده پوسته جامد زمین وجود دارند که همان خاک امروزی هستند ولی زمان تشکیل زمین سفت و سخت بودند. ماسه و میکا نوعی سنگ سلیسیوم هستند. از بین تمامی انواع سیلیکات ها نوع سه لایه آن همان نوعی است که با آن آجرو سفال درست می کنیم و اگر خاک رس خالص از نوع  خاک کوزه گری را با آب قاطی کنیم  گل درست میشود و می توانیم به هر شکلی آن را در بیاوریم و در آتش بگذاریم سفت و سفال شود. اگر ماسه را با آب قاطی کنیم این چنین خاصیتی ندارد. خاک کشاورزی از نوع رس سه لایه است .رس سه لایه میتواند آب را در بین لایه های خود جذب و نگه دارد و این خاک برکت زندگانی در زمین است بدون این خاک، کشاورزی صورت نمی گیرد و گیاهان رشد نمی کنند. برای این منظور است که خداوند در آیه 10 سوره فصلت میفرماید پوسته جامد را بر روی و بالای زمین قرار دادم و برکت را در آن نهادم و غذای موجوداتی که به آن نیاز داشتند را در چهار دوره برنامه ریزی کردم- وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ-برکت همان سنگ رس است که در حیات زمین نقش اساسی بازی میکند در آب و در خاک حیات و رزق و روزی ما انسان ها تقدیر شده حال متوجه شدیم  که برای خلقت انسان باید ابتدا جان خلق میشد تا ترکیبات آلی و پایه اولیه حیات در درون لایه های سنگ رس داغ بتوانند تشکیل شوند و صلصال هم همان خاک کوزه گری یا طین رس خالص است که شرح دادم صلصال، صلصال کالفخار و طین همه یک نوع سنگ رس است که خداوند در آیات متعدد بیان فرموده تا ما در مقایسه آنها با یکدیگر رسی که حیات در آن شکل گرفت را بدانیم. تراب معنی  خاک میدهد که مفهوم همه این ها را دارد که منشاء انسان در کجا خلق شد را بیان میکند. تراب بیان توصیفی دارد و سه کلمه دیگر بیان علمی آن است. حما مسنون هم  توده سیاه رسوب شده در بین لایه های سنگ رس است. تا اینجا مشخص شد که جان چه موقع خلق شده است و در قسمت بعدی دنبال زمان خلق شدن جن با استناد با آیات قرآن و علم زمین شناسی باشیم.


جن و ماهیت آن


در مقاله -جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن و انس در مورد ماهیت جن از نظر علم و قرآن را بیان کرده ام وبا توجه به اینکه جان پیوند ملکولی است و بیان قرآن در آیه وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ-در روز قیامت همه محشور میشوند ای گروه جن شما خودتان را در انس تکثیر میکردید و آیه 30 سوره الرحمن که جن و انس را ثقلان نامیده است. سنفرغ لکم ایها الثقلان. به این نتیجه میرسیم که جن جزئی از بدن انسان است و انسان مجموعه جن و انس است. از آنجائیکه جن از جنس آتش یا به زبان علمی امروز انرژی است و با پیوند مولکولی سر و کار دارد میتواند سوخت و ساز در بدن موجودات زنده باشد که بدون آن موجود زنده نمی تواند بقاء داشته باشد. بنابراین جان پایه ساختار جن است و پیوند مولکولی جان سوخت و ساز را راه می اندازد. اینکه بگوئیم جان پدر جن است حرف گزافه ای در زبان عامیانه گفته نشده. سوخت و ساز با شکستن پیوند مولکولی انرژی مورد نیاز در سلول ها را تامین میکند. نگاهی به جدول فوق داشته باشیم در سه دوره پانصد میلیون ساله در زمین اولیه نطفه اولیه حیات بصورت باکتری های کهن و ساده  دوره تکامل خود را گذراندند و سیانو باکتری ها در دوره پانصد میلیون ساله با تولید اکسیژن فراوان باعث پیدایش جو هفت طبقه( زمینه آبی در جدول) شدند و اکسیژن مورد نیاز که لازمه ایجاد شرایط  اکو سیستم محیط ادامه حیات تک سلولی هسته دار با ژن کامل و سپس پر سلولی ها بوده است فراهم گردید. تک سلولی یوکاریوت یا به تعبیر قرآن علقه دارای ژن کامل شدند و جنسیت نر و مادینگی و متابولیسم سوخت و ساز و روح  خداوند به عنوان فرماندهی تکامل موجودات زنده با نرم افزار ژن بسوی هدف مورد نظر که ادامه تکامل موجودات و پیدایش انسان تکامل یافته که آدم باشد در آن نهاده شد. این مطالب عینا از آیات قرآن استنباط میشود به مقاله- نفخت من روحی در جنین و در رحم رخ نداده قرآن به علم استناد کرده- مراجعه فرمایید.

زمان قرار گرفتن جن در کالبد انسان در حال تکامل 


بشر در قرآن به معنی ساختار مادی انسان است. انس هم ساختار مادی انسان است بدون انرژی سوخت و ساز، انسان بیشترین عمر خود را به عنوان باکتری که تنها انس بدون سوخت و ساز بود طی کرد. در آیاتی از قرآن به معنی پوسته، مقایسه ساختاری  دو انسان مثلا در چند آیه حضرت رسول اکرم(ص) به کافران می فرمودند من بشری مانند شما هستم  تنها به من وحی می شود و در خلقت انسان هم انسان در حال خلق شدن بشر نامیده شده به آیات 26 الی 31 سوره حجر توجه فرمایید


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ
وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ
فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ


در حقیقت ما انسان را در صلصال و از توده سیاه و نرم حما مسنون آفریدیم و جان را قبلا از آتش (انرژی) نفوذ کننده آفریدیم و در سوره الرحمن خلق جان را از آتش بی دود و آتش یا انرژی کند که دود و شعله ندارد و هنگامی که خداوند ملائکه را خطاب فرمود که خالق بشری(ساختار مادی انسان در حال شدن) هستم، آنگاه که او را پس از خلق، سر و سامان دادم و روح خودم را در او دمیدم  به او سجده کنید تسلیم آن  ساختار قرار گیرید. ملائکه قوانین طبیعت و از جنس نیرو است که باید در ساختار بشر که یوکاریوت ها هستند و از این پس به یک سری واکنش های شیمیائی و قوانینی که به آن تک سلولی ها اجازه می دهد تحولاتی در عملکرد ساختاری خود بدهند نیاز دارند و ملائکه  باید در ساختار بدن انسان قرار گیرند. همان طور که در ابتدای انبساط  کیهان خداوند ملائکه را در کیهان جاعل کرد، قوانین طبیعت را در آن نهاد. سجده کردن یعنی تسلیم خواسته بشر قرار گرفتن. همه نیروهای طبیعی لازمه در ساختار بشر قرار گرفتند حتی فجور و تقوی در نفس اولیه  قرار داده  شد- وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا-و قسم به نفس که سوی ها شد- فالهمها فجورها و تقوی ها با دمیدن روح خدا در علقه نهاد خوبی و بدی هم در آن گذارده شد تا با موجودات زنده دوره تکامل خود را طی کند( آیه 6) سوره شمس. همه این ها هم فجور و تقوی، جان و جن ملائکه هستند، نیرو هستند عکس العمل اختیار است. اهمه انواع و اقسام ملائکه به علقه سجده کردند و در وجود ساختاری آن قرار گرفتند جز ابلیس. ابلیس هم  نیرو است و خداوند ماموریتی به او محول کرده است ولی هنوز زمان انجام آن نرسیده. بشر هنوز شرایط امتحان الهی را ندارد و ابلیس امتناع کرد. در سوره کهف آیات 50 و51 مجددا ابلیس امتناع می کند. سجده ملائکه به علقه نطفه تکامل یافته

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا-خداوند پس از تقریبا یک میلیارد سال بعد منهای زمان تکامل انسان ( علم هنوز نمی داند ولی حدود کمتر از ده میلیون سال حدس زده میشود) به ملائکه خطاب می فرماید به آدم سجده کنید همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس که از جن بود آیا او را و ذریه او را اولیاء خود قرار می دهید که دشمنان شما هستند. ابلیس از نوع ملائکه است و از نیرو و آتش است و ضمنا خداوند میفرماید او از جنس جن بود. یعنی ماهیت یکسانی با جن دارند. جن در این آیه متمرد نیست و تنها ابلیس امر خدا را اجرا نکرد باید دقت کنیم که این آیات جزء آیات متشابه است و ظاهر آیه مد نظر قرآن نیست باید رمز آن را کشف کرد. اینکه می فرماید ابلیس از جن بود میخواهد اشاره به ماهیت و وظیفه او را در خلقت و نهاد انسان بیان فرماید. ابلیس نیرو است که در نهاد انسان قرار می گیرد و اختیار عمل مستقل دارد ولی ملائکه که قوانین طبیعت از انواع مختلف آن هستند در ساختار بدنی انسان قرار می گیرند مانند جن  در انس مانند، جن  خود را در انس تکثیر میکند و با او زندگی میکند و نسل او با نسل انسان منتقل میشود همیشه با انسان است. ابلیس هم همینطور این ها از انسان جدا نیستند وقتی ما یک انسان را در برابر خدا ولی خود قرار میدهیم  یعنی هم ابلیس در آن است و هم شیطان. ابلیس و شیطان مستقل از انسان نیستند. منظور خداوند این است که انسانی که درش این پلیدی ها است شریک من قرار ندهید. در آیه زیر51 سوره کهف نکته جالب بیان می فرماید وما می توانیم تا اندازه ای زمان قرار گرفتن جن در انس را بدانیم.
مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا-آیا شما ابلیس و جن زمانی که جو هفت طبقه زمین خلق شد شاهد بودید (حضور داشتید) و حتی در زمان خلقت خودتان نیز شاهد (حضور نداشتید) نبودید. شاهد بودن معنی حضور داشتن نیز میدهد. معنی آیه این میتواند باشد که شما در زمان خلقت جو هفت طبقه وجود نداشتید هنوز خلق نشده بودید. " ما در آیه فوق "ما" الاستفهامیه است. ترجمه عرف این است (من یعنی خداوند) آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین به شهادت طلبیدم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیستم که گمراهان را همکار خود بگیرم. وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا را خداوند کلی فرموده و ارتباط با ابلیس و جن ندارد، زیرا در هیچ آیه ای در قرآن جن گمراه شده نبوده بعلاوه در معنی این جمله هم در تفاسیر بحث فراوان است.

در آیه قبل فرموده ابلیس تمرد کرد و از جن بود.  بنابراین با استناد به این آیه و بحث بالا میتوان نتیجه گرفت که زمان خلقت هفت جو زمین ( در جدول بالا  قسمت رنگ آبی و در 1/5 میلیارد سال قبل) جن و ابلیس خلق نشده بودند و در زمان پیدایش یوکاریوت ها یا علقه که به فرمان خداوند در آن روح خدا دمیده شد و ژن کامل DNA در آن استقرار یافت، شروع سوخت و ساز در سلول کامل که همان نفس واحده است. تمامی مطالب فوق با استناد به آیات قرآن و علم زیست شناسی و زمین شناسی مقالات متعددی در سایت منتشر کرده ام که دیدگاه نوین و علمی به آیات متشابه است و قدمی است در راه بازنگری و به روز رسانی تصورات کهن درباره  آیات متشابه است. سید محمد تقوی اهرمی اول بهمن 1398-ویرایش جدید خرداد 1399

{jcomments on}

Neue Theorie der Entstehung der Erde nach Koran und Wissenschaft

 

Genau zu wissen, wie die Erde, das Leben und Erdoel im Urerde entanden ist, haengt davon an wie wir richtige glaubwuerdige Theorie im Hand haben. Neuste Theorie Ueber der Entstehung der Erde :besagt


Es gab am Rand der Milchstrasse riesige und gleichmaessige Gas und Staubwolke, die ruhig mit grosse Geswindigkeit etwa 220 kilo meter pro sekunde um Zenhrum der milchstrasse umkreisten. Ploetzlich durch einwirkung einer Schokwelle  weit entfehrnte Supernova begann die riesige Masse um ein Zentrum zu kreisen, so bildete einen Protostern. Schokwelle brauchte unglaublicheweise Ordnung genaue Gesetze und und so viele unbeantworten Fragen,die mit unseren Gseztmessigkeiten nicht zustimmt.

Gravitatiomkraefe zwischen Staubteilchen asserhalb der Massemzentrum sollte Gesteinplaneten bilden. Wir wissen ja die Gas und Staubwolken des Universums bestanden aus ungefaefer 75 prozent H und 25 prozenHe-Atomen und nur um 1 prozent Staubteilchen. Ausserdem wissen wir ,dass 99 prozent der Gas und Staub wurde durch Massenzentrum naehmlich neugeborene Sonnene an gezogen.


Waehrend sich im Zentrum der Gas und Staubwolke verdichteten und einen Protstern bildeten, blieben weiter draussen Staubteilchen aneinander haengen und bildeten nach und nach Klumption danch grossere Haeufchen dann stiessen mit einander zusammen und ziehen weitere Brocken zu sich und bekammen Gravitationskraefte und so entstand nach und nach Planet. Grundargument zur Entstehungder Gesteinplanenen ist Gravitattionskraefezwischen zwei Teilchen.

Auf folgende Meinung diese Theorie der entstehung der Erde falsch ist

. Ein kürzlich durchgeführtes Experiment mit einem Feder und einer Eisenkugel im Vakuum im CERN Lab. hat uns ein wichtiges Geheimnis gelüftet. Die Federn und Eisenkugel zogen sich nicht als zwei fallende Massen an, weil die Schwerkraft der Erde stärker war als die Schwerkrafte zwischen ihnen. Sehen Sie sich das Vergleichsvideo zum Fall einer Kugel im luftleeren Raum an.Ausserdem ist die Gravitationskonstante so klein und die Kraefe zwischem zwei Partikeln sind nicht genug stark sich zu ziehen. Dies gilt auch für die Absorption von Staub und Klumpen um die Sonnenwolkenmasse.

Die enorme Masse der Sonnenwolken begann sich an einem bestimmten Punkt (laut dem Koran, der die Entstehung einer außerordentlich starken Kraft vorsah vermuetlich ein programmierte Weissloch) zu absorbieren und um sie herum zu drehen.

 Platz der Sterne, wo sich bilden fuer Gottist sehr wichtig

فلا اقسم به مواقع النجوم

Und solch ein zentraler Kern der Sonne wurde gebildet, wobei die Gas und Staub-absorbierte zum Kompressionszentrum und die Wärme anstieg und die Sonne durch ihre Schwerkraft starke absorbtionfaehig bekamm und der gesamte kosmische Gas und Staubwolke vom Sonnenzentrum absorbiert wurde. Die leichten Gase wurde zum äußeren Rand übertragen und Gasplaneten erstellte. Daher erlaubten die massive Gravitation der Sonne und die schnelle Rotation der Masse um die Sonne und Milchstrasse wie unten berechnet, zwei schwere Gravitationskräfte und starke galaktische Zentrifugalkraft über dem kosmischen Staub einwirken. Es gab praktisch keinen Staub mehr, mit dem sich felsige Planeten erschaffen konnte. Alles wird vom Zentrum der Sonnenwolkenmasse angezogen. Um die Fakten, die den Entstehungsprozess von Sonne und Erde bestimmen, genauer zu betrachten, müssen wir einen kurzen Blick auf die Rotationsgeschwindigkeit der Sonne um die Muttergalaxie und die Geschwindigkeit der Erdumlaufbahn um die Sonne werfen. Beziehen Sie sich auch auf die Erdumlaufbahn um den durchschnittlichen Erddurchmesser am Äquator von 40.000 Kilometern alle 24 Stunden.

Berechnen Sie also die Erdumlaufgeschwindigkeit (um sich drehen) mit 1667 Kilometern pro Stunde und starker Ablenkung oder Zentrifugalkraft. Um der Schwerkraft der Erde entgegenzuwirken. Wenn sich die Erde nicht um ihre Achse drehen würde, würde die Atmosphäre zu Boden fallen. Ausserdem der Gravitationsgesetzt gilt nicht fuer kleine partikeln.

Siehe Verse 41 Sure Fater
انَّ اللّهَ يُمْسِکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَليمًا غَفُورًا
Gott hält die Atmosphäre der Erde so, dass sie nicht fällt, und wenn sie fällt, kann niemand außer ihm sie halten, er ist geduldig und verzeihend

Darüber hinaus erreicht die Sonnenlicht die Erde in 8 Minuten und 13 Sekunden, wobei die Lichtgeschwindigkeit berechnet wird, um die Entfernung der Sonne zur Erde auf etwa 150 Millionen Kilometer zu berechnen. Dies ist der Radius des Kreises, den die Erde umkreist, aber Wissenschaftler wissen, dass die Erdumlaufbahn um die Sonne elliptisch ist, und wir möchten wissen, wie ungefaehr schnell sich die Erde um die Sonne bewegt. Die Erde legt diese Strecke in einem Jahr zurück, sodass die durchschnittliche Geschwindigkeit der Erde um die Sonne ungefähr 100.000 Kilometer pro Stunde beträgt. Mit diesen Berechnungen können wir die Geschwindigkeit der kosmischen Gaszirkulation in der Zeit der Sonnenentstehung um die Zentralachse der Sonnenwolkenmasse abschätzen. Mit anderen  Worten, kosmisches Gas und Staub wueden in solchen Geschwindigkeit um die Sonnenwolkenmasse in Zentrum absorbierti.

Die Gravitationskraft des Zentrums der Sonnenwolkenmasse und diese Rotationsbewegung behindern die Anziehung von kosmischem Staub aneinander, und wenn sich ein Klumpen bildet, wird durch das Anziehungszentrum absorbiert. Darüber hinaus rotierte diese massive Sonnenmasse mit 220 km / s um das Zentrum der Milchstraßengalaxie, die durch den Schwerpunkt der Milchstraßengalaxie erzeugt wurde, um eine Zentrifugalkraft dagegen zu erzeugen und der Sturz der Sonnenmasse im Galaxiezenrtrum zu verhindern. Alle diese Dinge wurden unter der sorgfältigen Planung des allmächtigen Schöpfers getan und könnten nicht zufällig sein. Naturlich zum Zeitpunkt der Sonnenbildung waren diese Größen variabel, aber wir können die Größe nur erraten. In der Praxis ist die Theorie der Erschaffung der Erde aus kosmischem Staub unvernünftig. Warum und wie die astronomische Explosion dazu führte, so maechtige Schwerkraft im Zentrum der Sonnenmasse gebildet und die Sonne entstanden ist eine andere Geschichte, die für unsere Arbeit nicht relevant ist und ein weiteres separates Editorial erfordert. Schauen wir uns nun die

Entstehung der Erde nach Koran 

Physiker musse etwa die Wahrheit der Dinge zu betrachten, um die richtige Theorien heraus bringen zu koennen. Koran ist Woerter des Gottes und wurde vor 1450 Jahren offenbahrte und ist die neuste Auflage der Gottesbuecher Bibel und Tura. Wie kann vorkommen, dass so etwa rein Wissenschaftlichen Worter gesagt wurde. Sehen Wir was Koran dazu sagt:


Theorie des Korans über den Ursprung der Erde


Drei Verse sagt uns wie die Erde entstanden ist.

 والارض و ما طحاها
ich schwoere die Erde und wie sie am staerkstens geworfen wurde (von der Zentralität) oder Ich schwöre auf die Erde und wie sie mit gewaltige kraft von ihrem Ursprung raus geworfen ist. Gott wird im Koran auf sehr wichtige Naturphenomen schwoern. Wie die Steren und Erde entstanden und wie Sie nach bestimmte Zeit zum anfang des Expansion zuruck gehen. Gott hat verschiedene Buecher Menschen geschickt Koran ist neuste Auflage des Gottesbuecher ,die un veraenderlich geblieben ist.

Wenn man nicht an Gott glaubt wird auch Gottesworter nicht lesen, und nennen sie sich wissenschaftler. Woher Universum kamm wissen sie nicht. Sie mussen versuchen einmal Gotteswoerter lesen und nachdenken, vieleicht etwas raus kommt. Wenn es Hawking es wusste
Die Erde wurde nach  von Sonnenzentrum rausgewerfen, dann in zwei geterennte Perioden erschaffen- in Vers 9 und 10 von Sure fossilat wird erwähnt. Dies ist die Theorie der Erschaffung der Erde im Koran. Die Erde und Gesteinplannen und viele andere waren ein Stück von der Sonne und wurden am staerktens herausgeworfen und dann in zwei getrennten Perioden erschaffen.


Diese bestätigt, dass der gesamte kosmische Gas und Staub von der Sonne absorbiert wurde und dass die Erde und andere felsige Planeten begleitet mit Wasserstoff und Helium-gasen ausgeworfen wurden. Natürlich waren unzählige Planeten große und kleine von der Sonne getrennt. Diese Planeten befanden sich in einem Zustand heißen Plasmas, die Kernreaktionen der Sonnen beteiligten, von der sie getrennt wurden. Aufgrund der hohen Temperatur des Plasmas, die wahrscheinlich etwa 20 Millionen Grad betragen, entwickeln sie sich weiterhin mit der gleichen Geschwindigkeit wie die Sonne ihre Kernreaktion weiter, durch Zusammengestoss mit andere kleinere Planeten wurde ihre Diche erhoeht und Temperatur weiter gestiegen.

Durch erhoehte Temperaturen wurde Wasserstoffverbrennen zur Helium aufgehoert und Heliumverbrennenangefangen. Da aber die Grosse sehr verschieden waren, wurden Kernreaktionen alle Art sehr schnellbeendet. Die kleineren Planeten wurden von den größeren angezogen und kollidierten miteinander, Weil es sich um geschmolzenes Plasma handelte. Wie in viele Ateroiden uns die Daten verraten, muessten Sie zerstoerte Planeten grosse Planeten gewesen sein, die durch zusammenstosse zerkleiner wurden. Als sie zerkleinert wurden hatten seine Kenreaktiom schon lange beendete und genug kalt waren, um die Molekule wie Wasser, Ammoniak,Metan und Kohlenhydrate bildeten. Es belieben planmassig nur 4 Gesteinplaneten.


Die vier felsigen Planeten Merkur,Venus, Erde und Mars umkreisten die Sonne in ihrer mit der Zeit veraenderte Umlaufbahnen und wurden schwer mit Asteroiden und zerstörten Planeten bombardiert.
.Man muss sich bemerken dass die Sonne seit Milliarden von Jahren sein heutige Gestalt und Zustand erreicht hatte. Ausserdem aenderten sich staendig die Umlaufbahn der felsigen Planeten, als sich die Erdatmosphäre entspannte und die siebenstöckige Atmosphäre ihrer stabilisierten Umlaufbahn erreichten bekammen alle 4 Gesteinplaneten stabile Umlaufbahenen. Die Fixierung der Umlaufbahn wurde in Vers 11 von Sure Fosselat erwaehnt. Nach Wegworfen aus Zentrum der Sonne wurde die Erde in zwei Perioden enstanden.
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ
Sag: Wollt ihr denn wirklich den jenigen verleugnen, Der die Erde in zwei Tagen(zweiperioden) erschaffen hat, und Ihm andere als Seinesgleichen zur Seite stellen? Das ist der Herr der Weltenbewohner.
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ
Er hat Rawasi (Aussenschalle) Ueber ihr gestell, und in der Rawasi gesegnet ( Sillisium wichtigste Faktor fuer das Leben) und in ihr(Sillisiumgestein) die Nahrung (fuer die ersten lebendige Zelle) in vier Perioden programmiert
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ
dann wandte Er sich zum Himmel der Erde zu, während er rauchig war, und sagte dann zu ihm und zur Erde: "Kommt beide her, freiwillig oder widerwillig." Sie sagten: "Wir kommen in Gehorsam."( fixiert ihr zustand) –Bevor Atmophaere in 7 Schichten aufgebaut wurde, wurden ihre Laufbahnen reguliert und fixiert.

فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
So führte Er ein stufige Himmel als sieben Himmel in zwei Tagen( getrennte Perioden) aus und gab jedem Himmel seine Aufgabe ein.und schmuckte der atmosphaeren der Erde mit Licht der sterne und schutzte gesammte Atmosphaere. Das ist die Anordnung des Allmächtigen und Allwissenden

Sie machten ihre anfängliche Kernfusion in der Sonne, verbrannten Wasserstoff und wandelten sich in Helium um, dann warfen sie eine massive Masse Wasserstoffgas und etwas Helium aus und setzten ihren Kernprozess fort, nachdem sie sich von der Sonne getrennt hatten. Aufgrund der zahlreichen Kollisionen von Asteroiden wird ihre Wärme und Dichte gestiegen, wahrscheinlich den Punkt erreichen, an dem Heliumatome mit Protonen, die zweite Phase der Fusion durchführten, so dass Kohlenstoff-, Stickstoff- und Sauerstoffatome und Elementen vor Eisen gebildet wurden.

Die Erde beginnt sich abzukühlen und es dauert Millionen von Jahren, bis die Atome zusammen Moleküle bilden. Die Temperatur erreicht ungefähr 3000 Grad. Die erste Perioden heißt atomare Evolution und die zweite die chemische Evolution, die mit der Entstehung von Molekülen begann. Überschüssiges Wasserstoffgas und Helium umgaben die Erde innerhalb und außerhalb der Schmelze. Alle Gesteinsplaneten durchliefen den gleichen Prozess. In geschmolzenem Zustand ist viel Wasserstoff im Planetesimale erforderlich, um Silikat- und Aluminiummineralien und andere Mineralien sowie Wasser, Kohlenwasserstoffe, Ammoniak, Schwefel und Phosphor zu erzeugen.

Da viel Wasserstoff da gibt funtioniert sofort mit Freier Sauerstoff und andere Elementen wurde sofort in Wasser und Stickstoff in Ammoniak und Kohlenstoff in andere Kohlenwasserstoffe umgewandelt. Silizium-Sauerstoff und Wasserstoff sind die am häufigsten vorkommenden Strukturelemente auf der Erde. Wasser war der erste Molekül, der aufgrund der staerkeren molekularen H-O-bindung als O-O Bindung und Anwesenheit reichliche Wasserstoff  alle Sauerstoffatome in Wasser umwandelte. Dies ergibt sich aus den Versen 5 bis 6 der Sure Sajdah.

Erstaunlich aber ist sie wahr


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَي خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ
Der alles seine bestetens geschoefft und dann die Schoefung des Menschen hat in Silliziumgesteine angefangen
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ
Dann wurde nachfolgende Generstionen, die in Silizium waren aus Bestanteile des wenig Wasser hergestellt

weinig Wasser bedeutet das Leben wurde nicht im Meer ,wo viel Wasser gab, sondern im Siliciumschicht entstanden.

Sobald das Wasser und die Siliziummoleküle gebildet wurden, beginnt die Rolle des niedrigen Wasserdampfgehalts im Dampf und im inneren der Erde, der die Wirkstoffe von H und O-H darstellt, mit der von Mineralien, Kohlenwasserstoffen und anderen sauerstoffhaltigen Verbindungen gebildet. Die O-H-Radikale versorgte Silizium und andere Mineralien mit Sauerstoff, da kein freier Sauerstoff vorhanden sein konnte und Wasserstoff tatsächlich den Prozess der Lebensstruktur steuerte. in Wahrheit die Wasser-radikale waren in Urerde Sauerstoffspender

.Da Sauerstoffmolekule musste am Anfangen der Entstehung des Leben fern gehalten weden, aber die Proteinen und Nukleotiden und Zucker brauchten Sauerstoff im chemischen Gesltalt. Woher bekammem dann Saurstoff?

nach den Anfängen der menschlichen Schöpfung im schichten der Tonfelsen entstand die nächste Generation chemischer Verbindungen aus den chemischen Wirkstoffen des Wassers. Kohlenwasserstoffe wurden erzeugt, indem Kohlenstoffatome aneinander und an Wasserstoff gebunden wurden, und in dem ihnen Sauerstoff und Ammoniak zugeführt wurden, wurde Stickstoff freigesetzt, um den Stickstoff zu senken und Aminosäuren zu erzeugen. Das reichlich vorhandene Silizium wirkte als Katalysator. Als die Erde aus dem geschmolzenen Zustand abkühlte, wurde die Erdkruste darauf gebildet. Eine Vergleichstabelle der Bestandteile des kosmischen Staubes, der Sonne und der Erde bestätigt diese Theorie    

 die Haefigkeitsverteilung der Eemente sind im Universum und im Sonne ungefaer gleich  


In der obigen Tabelle entspricht der Prozentsatz der kosmischen und solaren Elemente in etwa dem Verhältnis von Wasserstoff und Helium: Die Sonne brennt Wasserstoff und wandelt es in vor etwa 4,6 Milliarden Jahre in Helium um. Es ist natürlich, dass dieses Verhältnis etwa geändert werden musse und sicherlich wenig Einfluss auf den Prozentsatz der anderen Elemente hat. Die Sonne und die Erde bestehen aus kosmischem Gas und Staub. Die Erde und andre Gesteinplaneten hatten den selben kosmischen Staub mit einem konstanten Prozentsatz aufgenommen. Es ist unvernünftig, dass die Erde genau die Cluster chemischer Elemente aus der Sonnenwolke ausgewählt hat. In der obigen Tabelle haben wir den Prozentsatz aufgeführt, nicht den Wert (Zitat aus Wikipedia und Prof. Kaplan Life Source Book).

Der hohe Anteil an Silizium und Sauerstoff in der Erde etwa 70% kann nur das Ergebnisse des Prozesses der Kernfusion durch Verbrennung von Wasserstoff und anschließend von Helium zustandekommen. Mit anderen Worten, die grundlegender Lebenszyklusmoleküle aus kosmischem Staub mit Wasserstoff- und Heliumgasen, die in allen Supernovaarten in einem konstanten Verhältnis vorhanden waren, wurde genau durch geplant. Eine sehr kleine Änderung dieses Verhältnisses auf der Erde hätte verhindern können, dass sich Leben bildet.

Wenn der felsige Planeten aus kosmischem Staub bestehen wurden, spielten Wasserstoff zur Bildung der Atome von Sauerstoff, Kohlenstoff, Stickstoff und anderen Elementen keine Rolle. Zu diesem Zeitpunkt war freier Sauerstoff vorhanden und der Lebensprozess wurde gestört. Das Verbrennen von Sauerstoff mit Methan und Kohlenwasserstoffen könnte die felsigen Planeten explodierten lassen. Wasserstoff war der kontrollierende Faktor für den Sauerstoffmangel in der frühen Erde, und nur durch den Fusionsprozess war reichliches Gas möglich, und die Quran-Theorie machte es rationaler, Gesteinsplaneten von der Sonne zu trennen.
Wenn die Erde durch aneinanderhaengenden Staubteilchen gebildet wurden, wäre dieser geplante Prozess der chemischen Synthese nicht eingetreten. Einer der Gründe für die Idee, Hügel zusammenzuführen, ist die Unfähigkeit der Erde einen Kernfusionsprozess zu schaffen aber In massereichen Sternen wie der Sonne ist es möglich. Das Problem des Atomprozesses durch die Korantheorie und den mit starkrer Anwerfen aus inneren der Sonnenzentum von felsigen Planeten aus der solaren Masse zu lösen, die einer Kernfusion unterzogen wird. Ein weiteres wichtiges Thema, das zu dieser Theorie geführt hat ist fogendes. Das gravitationskonstante ist so niedrig ,dass die staubmikro sich anziehen zu koennen. Die gravitationsgesetz ist nur fuer Grosse Massen wirksam, die in Gas und Staub nicht gab.

Ausserdem die Wasserstoffverbrennung ist eine Hauptstufe der Kernfusion, wenn die Wasserstoffverbrennung endet und die Heliumverbrennung beginnt, musste die Temperaturen von etwa 15 auf hoehere Grad steigen. Wahrscheinlich Über 50 bis 100 Millionen Grad. Die Kollision von Gesteinplaneten, die vom Sonnenmittelpunkt weg geschleudert wurde und die Erde und andere Planeten bildeten koennte Erhoehung der Dichte durch zusammengestoss der klenere Planeten war moegliche Grund fuer Erhoehung der Temperatur. Dichtefaktor können möglicherweise die Wärme erhöhen und die Masse und die Schwerkraft der Erde komprimieren, was dazu führen kann, dass die Wärme auf felsigen Planeten, einschließlich der Erde,steigt 

Wärme und Dichte waren die Hauptfaktoren für die Erschaffung des Universums und den Prozess seiner Entstehung bei einer bestimmten Temperatur wird ein bestimmter Prozess durchgeführt.
Die Umwandlung von Neutronen in Protonen und die Absorption von Heliumkernen sowie der Beginn des Ende des Kernfusionsprozesses nach 34 Minuten und vierzig Sekunden nach dem Urknall haben 300 Millionen Kelvin erreicht (die ersten drei Minuten von Stevan Weinbergs). Nach ungefähr ein und einer Viertelstunde endet der Kernprozess tatsächlich in der sechsten Ansicht, und der Anteil der Wasserstoffatome beträgt 72 bis 78 plus 22 bis 28 mal Helium. In den 50 Minuten nach Beginn der sechsten Periode dürfte die Temperatur dramatisch von 300 Millionen Grad auf etwa 100 Millionen Grad gefallen sein. Es ist die Hitze der feste Hitzegrenze, die die Hauptstruktur des Universums erzeugt. Darüber befindet sich das Zurueckgehen der Nuklear-Apache- und der Urknall-Phase. Die Sauerstoffproduktion in den Sternen am oberen Rand dieser roten Linie kann also nicht rational sein.

Alle kosmischen Wiederherstellungsprozesse müssen sich unter dieser roten Linie befinden, zum Beispiel, dass das Siliziumatom bei der Temperatur 3.4 109 Grade. das heißt drei Milliarden vierhundert Millionen Grad Celsius, werden anfangen zu brennen und schwerer als jedes andere Element. "Diese Hitze tritt in 22,6 Sekunden nach dem Urknall auf und in der ersten Ansicht, dass die kosmische Struktur weiter auf und ab geht. Die Schwellepunkt ist die Temperatur von Elektronen und Positronen,  Bei einer solchen Temperatur kann der Siliziumkern nicht stabil genug sein, um zu brennen. Zu Beginn der vierten Ansicht ist 3.109 Grad immer noch die Temperatur für Protonen und Neutronen. Sie sind sehr eng miteinander verbunden, um einen Kern zu bilden "(aus Steven Weinbergs erstem Drei-Minuten-Buch). Dieser Zustand der Kerne geht auf die vierte Phase des Urknalls zurück, d.h Protonen und Neutronen werden getrennt.

Es ist nicht logisch, warum dies der Fall ist. Das Vorhandensein dieser Elemente im kosmischen Staub wurde bestimmt, aber die Art und Weise, wie sie in der von der Realität des Big Bang  erklärten Hitze erzeugt wurden, bedarf keiner genaueren Untersuchung.
Nach neue Theorie bildeten sich Silizium, Sauerstoff, Kohlenstoff und Eisen im Nuklearprozess in der Erde, und als sie Teil der Sonne war, war ihre Dichte nach der Kollision und Kollision kleineren felsiger Planeten wahrscheinlich kompakter, was zu einem deutlichen Temperaturanstieg führte.

Das Gesagte stammt natürlich aus den Versen des Korans, aber die Verse werden nicht im Detail erwähnt, aber die Worte im Koran stellen ein Wunder des Korans dar. Diese Woerter koennte wissenschaftler behilflich sein, wenn den Theorien der Physik und des kosmischen und des Sonnensystems zuwenden. Und wir können einige interessante Sachen herausbringen. Physiker nehmen einen Hinweisa und machen einen großen Punkt. Man kann die Koranreferenzen auf der Grundlage der fraglichen Wissenschaft auf die neue wissenschaftliche Theorie umstellen. Dies ist mein Verständnis der Verse des Korans und sollte die Gedanken der Interessierten klären

10 Jan. 2020

Autor:-seyed Mohhammad Taghaviahrami

{jcomments on}

 

نفخت من روحی در جنین و در رحم رخ نداده قرآن به علم استناد کرده

مقدمه نوشتار


کلمات در قرآن اعجاز آن است تفکر در جملات کوتاه آیات مربوطه راز مهمی را برملا میکند. چرا خداوند این کلمات کلیدی را در آیات بیان میکند به این دلیل است که علم که خودش خالق آن است موضوع را روشن میکند. وسع ربي كل شيء علماً خداوند علمش بر هر چیز احاطه دارد. منظور علم هم دانستن کلیه اطلاعات ساختاری و سرگذشت حال، گذشته وآینده و به تعبیر امروزی علوم طبیعی که بیان گر این موضوعات است. تحولات درون جنین و کلمات علقه و مضغه و غیره هیچ ارتباطی با جنین و رحم ماده و زن ندارد. خداوند از خلق اولیه آنها در زمین و شروع به تکامل برای ما انسان ها می فرماید و ما همه این ها را به حال و در رحم تفسیر کرده ایم. از آنجائی که بحث نطفه و تفسیر آن به آب مرد و خلقت انسان پایه بحث است اذهان به درون رحم و جنین کشانده شده و این ذهنیات بر تمامی تصورات ما در آیات خلقت انسان تاثیر گذاشته است. مثلا ظلمات ثلاثه را لایه های تاریک سه گانه جدار رحم تصور کرده ایم و بطون امهات را هم رحم مادران به تصویر ذهن سپرده ایم و از اصل آیات فاصله باور نکردنی ساخته و پرداخته ایم و اعتبار آیات متشابه را از علمیت انداخته ایم. هر کدام از این کلمات را در مقالاتی بیان داشته ام. مطلب مهم که مفسرین محترم نتوانسته اند مفهوم آنها را درک کنند موضوع نفخ روح خدا در بدن انسان است و زمان این رخ داد را از زمین اولیه به درون رحم منتقل کرده اند.

یعنی در هر مرتبه که جنین دارد شکل می گیرد و در مرحله خاصی روح در آن قرار می گیرد. موضوع روح را همه ما از آیات قرآن در یافته ایم که در بدن انسان وجود دارد و از امر و فرمان خدا است و در آیات خلقت کیهان در شش روز هم اشاره به خلق و امر دو مقوله منفک از هم و با ماهیت جداگانه بیان شده، خلق ماده است و امر از جنس انرژی فرمان الهی است که هدایت میکند و ملائکه هم انواع قوانین جاریه طبیعت است که ساختار ماده را به هم وصل میکند. روح هم از سنخ امر است ولی امری که در سنگ وجود دارد با امری که در موجود زنده وجود دارد فرق میکند. وقتی نطفه اولیه حیات که تک سلولی هسته دار با غشاء هسته ای و با ژن کامل را خداوند نفس واحده می نامد و روح را در آن قرار میدهد .این روح مامور انتقال اطلاعات ساختاری موجود زنده به نسل بعد است و از آنجائی که این نفس واحده سرمنشاء کلیه موجودات زنده است جانوران، گیاهان، موجودات دریایی و همه جانداران میکروسکوپی همه از این نفس واحده  پا گرفته اند و روح در تمام آنها وجود دارد

روح ماهیت آن و انتقال کوانتومی اطلاعات انسان در قرآن

روح فرمان را با ژن کامل به نسل بعد منتقل و فرماندهی میکند و اطلاعات را مرتبا به کتاب مبین مرکز داده ها منتقل میکند و یک سیستم مرتب و منظم و برنامه ریزی شده و احیانا تحت فرماندهی یک مدیریت واحد یا روح القدس قرار دارند. این مقدمه ای بود برای تشحیذ ذهن و آمادگی برای درک مطالبی که قرار است مطرح کنم.


زمان رخ داد نفخ من روحه


ابتدا از روی آیات مربوط زمان وقوع این رخ داد را بیرون می آوریم. تفکر و تعقل در آیات را فراموش نکنیم که امری واجب در قرآن است .ابتدا آیه لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون می پردازیم. اگر آیه را درست ترجمه کنیم و اسیر نظر گذشتگان در تفسیر این آیه نشویم که مینویسند: و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم که ترجمه درست آن این است. در حقیقت ما انسان را در سنگ رس پخته و از رسوب سیاه و نرم آفریدیم –به مقاله حیات در زمین از آب و خاک  ایجاد  نشده است نظر علم و قرآن مراجعه فرمایید. یقینا همه میدانیم که این آیه اشاره دارد به خلق انسان از توده سیاه نرم و چسبنده که در بین لایه های سنگ رس ایجاد شده است. یعنی خلقت انسان در زمین اولیه و صلصال، تشبیه خاک رس است که بصورت سنگ رس پخته مانند آجر یا سفال و در پوسته جامد گداخته تازه سرد شده است بوده است. صلصال كالفخار و مفهوم علمی ان در خلقت انسان، بنابراین خلقت انسان در سنگ رس یا طین(همان خاک رس است که در زمین اولیه صلصال و صلصالی که کالفخار بوده است یعنی گل و لای و خاک نبوده سفت مانند سفال که از کوره در می آید سنگ رسی که تازه از پوسته جامد زمین که دارد سرد میشود تشکیل شده و تا  تبدیل به خاک رس شود نیاز به زمانی چند میلیارد ساله دارد تا فرسایش و نرم شود) و اشاره قرآن به طین نوع سنگ رس است که انواع مختلفی دارد ماسه هم یکی از انواع سنگ رس یا سیلیکات ها است ولی سنگ رسی که انسان در درون آن آغاز به خلق شدن کرد همان نوع است که در کوزه گری و آجر سازی استفاده میشود و خاک کشاورزی هم از آن نوع است. اعجاز قرآن را بنگرید. این را علم تازه کشف کرده است و به آن می گویند نوعی ازسیلیکات یا به انگلیسی کلای و به آلمانی تن سه لایه. حال به این آیه اعجاز انگیز شروع خلقت حیات در زمین اولیه که به تکامل انسان منجر شد نگاهی داشته باشیم.- آیه 7 سوره سجده


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ -خداوند است که تمامی چیز های مورد نیاز خلقت انسان را بطور احسن خلق کرد و خلقت انسان را در سنگ رس آغاز کرد. کلمه بداء من طین این معنی را میدهد که شروع  خلقت  انسان با شروع حیات آغاز شده و برای ایجاد حیات باید پروسه های مختلفی انجام شود. هنگامی که سنگ رس در زمین مذاب از ترکیب  سیلیسیوم، اکسیژن، آلومینیوم ایجاد شد در کنار آن ترکیبات آلی که پایه حیات است مانند آمونیاک، متان یا کربوهیدرات ها تا نوکلئوتیدها قند ها هم زمان شروع به ایجاد کردند  که در قرآن به اقوات یا غذای بیولوژیکی نامبرده شده و در همان صلصال کالفخار به عنوان کاتالیزاتور رخ داده است. تا اینجا باور کنید که صحبتی از رحم و آب مرد نیست. حال ادامه آیات اول سوره سجده را پی می گیریم- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ-سپس (یعنی بعد از بداء خلق من طین) نسلی که ایجاد می شود اینجا نسل ترکیبات بعدی است نه نسل انسان در میلیاردها سال بعد. درسایر آیات خلقت انسان در صلصال و حما مسنون اولین نطفه حیات ایجاد می شود و این نطفه اولیه در رسوبی که در آب کم قرار داده شد راه تکامل خود را ادامه میدهد. حال چرا در آب کم باید توجه داشت که این آب کم که مفسرین و مترجمین به گمان اینکه آب مرد است آن را کم توصیف نمیکنند پست وبی ارزش نام گذارده اند. ولی قرآن می خواهد مطلب بسیار مهم علمی را برای ما بازگو کند. دانشمندان تصور کرده اند که این پروسه خلقت انسان یا نطفه اولیه حیات در اقیانوس ها شکل گرفت و یا در دریا و برکه ها قرآن می فرماید خیر این پروسه در بخار آب کم که در درون لایه سنگ رس بود، املاح پایه حیات را در خود حل میکند و درون لایه سنگ رس ترکیبات شیمیایی زنجیره ای ماکرو مر از ترکیبات تکی یا مونومر ها تشکیل شدند و فقط در بخار آب بود و سنگ هم داغ و سنگ رس به عنوان کاتالیزاتور عمل میکند و آبی که از ترکیبات مونومر ها به پلیمرها از واکنش بیرون آمد سریع محیط را ترک میکند تا زنجیره حیات که همان زنجیره RNA است بتواند درست شود توده سیاه رسوب شده در سنگ رس که نرم است همان حما مسنون است که رسوب میکند.

برای فهم حما مسنون مقدار یک قطره چکان از محلول مخلوط مواد آلی مانند پروتئین ها نوکلئوتیدی ها کربو ئیدرات ها در آب را بر روی یک سنگ داغ بچکانیم آب آن بخار می شود و یک توده سیاه چسبنده بر روی سنگ باقی میماند. تشبیه بسیار زیبائی در قرآن. کلمه توده سیاه در علم زمین شناسی و پیدایش حیات یک کلمه کلیدی شده و بحث درباره آن داغ است و حتی در شهاب سنگ ها هم این توده سیاه را کشف کرده اند و راز آن را دقیقا نمی دانند و اگر این آیات قرآن را میخواندند کمک بزرگی به علم زمین شناسی میتواند باشد. حیف که دانشمندان علوم طبیعی مسلمان هنوز نتوانسته اند از بند تفکرات کهن خود را رها سازند؟


آب ایجاد شده در اثر واکنش شیمیایی تبدیل مولکول های مونومر به پلیمر نمی توانستند در اقیانوس ها و دریا ها شرایط محیط واکنش را فراهم کنند و این مانعی بزرگ بر سر راه پیدایش مولکول حیات بود لذا دانشمندان به نظریه قرآن نزدیک شدند و دارند قبول می کنند که این رخ داد می بایستی در خارج از آب فراوان و در سنگ رس یا پیریت داغ صورت گرفته باشد و معنی ماء مهین هم همین مفهوم را دارد یعنی نطفه اولیه حیات در آب کم بوده است. تا اینجا ما هنوز در زمین اولیه هستیم بر روی پوسته داغ جامد روی زمین که میگویند لایه خارجی زمین که بیشترین مقدار سنگ رس را دارا بوده است. حال مولکول پایه حیات که همان RNA است ایجاد شده است. زمین دارد سرد میشود و زمان به سرعت سپری میشود. این مولکول اولیه حیات که پایه یا سنگ بنای اصلی و یا پیش نطفه  ژن DNA است در سه دوره تاریکی جو زمین که قرآن آن را ظلمات ثلاثه میگوید و هیچ ارتباطی با رحم و جداره آن ندارد و سه نوع باکتری های پروکاریوت ها که اولی باکتری غیر هوازی بدون هسته مرکزی و غشاء هسته ای که پانصد میلیون سال در زمین حکمفرمائی کرده و جای خود را با اندکی تغییرات تکاملی به دومین باکتری غیر هوازی تکی سلولی بدون هسته وغشاء هسته ای می دهد که خاصیت فتوسنتزی به آن اضافه میشود و پانصد میلیون سال دیگر حکومت میکند تا نوبت باکتری تکامل یافته تر تک سلولی بدون هسته و غشاء هسته ای ولی هوازی که به سیانو باکتری ها معروف هستند. هر سه دوره دوره تاریکی های سه گانه در زمین اولیه که دودی و تاریک بوده است و جو هفت طبقه هم هنوز درست نشده که لازمه ایجاد حیات بوده است.


شرایط حیات برای تک سلولی هوازی هسته دار با غشائ هسته ای کامل


خاصیتی که این اجداد اولیه ما انسان ها داشتند توانستند به مرور زمان اکسیژن زمین را تامین کنند تا جو اکسیژن دار برای ظهور تک سلولی نفس واحده یا علقه که روح خدا را و ژن کامل را میگیرد. این هم پانصد میلیون سال نا قابل را به سرنوشت خلقتی ما افزود. جو هنوز اکسیژن لازم برای تنفس نفس واحده اجداد ما درست نشده. قرار است جانداران دریایی و خشکی اعم از گیاهی و جانوری منهای آب آبزی ها کم کم به خشکی انتقال یابند. تا کنون نیای بشر در آب قرار داشت سیانو باکتری ها –پانصد میلیون سال دیگر به تولید اکسیژن پرداختند تا جو کامل شد و به هفت طبقه تبدل شده و حال کم کم به اصل مقاله نزدیک می شویم. پرمفهوم ترین قسمت آیه ما را به هدفمان نزدیک میکند.-

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ- ثم سواه چه چیزی را خداوند میخواهد سواه یا سر و سامان بدهد RNA را بهDNA پیش نطفه را به نطفه سر و سامان بدهد ثم سواه و نفخ فیه من روحیه نکته مهی است خداوند میخواهد بیان کند موضوع نفخ فیه من روحی در کجا رخ داده است. برای اثبات این موضوع نکته ظریف علمی هم بیان می فرماید. و آن جعل لکم السمع و البصار والافئده قلیلا ما تشکرون. اول نفخ من روحی در آن که سواه شده است قرار داده می شود. بداء خلق الانسان من طین در زمین اولیه و در سنگ رس است ثم جعل نسله یعنی نسل بعدی که از سنگ رس بیرون آمد. مفسرین محترم نسل را نسل کنونی انسان دانسته اند و مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ را هم آب مرد به دو نمونه از تفسیررایج این آیه توجه فرمایید. پس (بقاء) نسل او را از عصاره‌اى از آب پست و بى‌مقدار مقدر فرمود. - آن‌ گاه خلقت نژاد  نوع  او را از چکیده‌ای از آب بی‌ قدر (و نطفه بی‌حس) مقرر گردانید. سلاله را عصاره از آب گرفته اند آیا آب عصاره دارد؟ عصاره پرتقال میشود آب پرتقال یا عصاره ماست میشود پنیر. حال خود آب عصاره اش کجا است. اگر ماء مهین آب مرد باشد عصاره آب مرد چیست.در آیات خداوند تفکر و تعقل کنیم و چشم بسته نظر گذشتگان را قبول نکنیم

آیا با منطق علمی ساز و گار است. بعلاوه ماء مهین چرا بی قدر و بی ارزش است و پست. این ها از تصورات هزار سال قبل که اطلاع علمی از رخ داد های علمی نداشتند چنین تفسیر کرده اند و ما هم آنها را بدون تفکر و تعقل در آن همچنان بکار میبریم. سلاله در آب یعنی آنچه که محلول در آب است مثلا رسوب ترکیبات شیمیایی محلول در آب. اینطور هم میتوانیم معنی کنیم از رسوب در آب کم و با توجه به آیه ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون در حقیقت ما انسان را در سنگ رس که همان خاک رس خالص که بصورت سفال در آمده و تشبیهی است از سنگ رس پوسته جامد تازه از حالت گداخته در آمده و هنوز داغ است.ثم جعل نسله این نسل می تواند به انسان بر گردد و یا نسلی که بعد از این پروسه بداء خلق الانسان من طین ایجاد شده. کدام واقعیت دارد. پس سلاله همان حما مسنون است رسوب سیاه باقی مانده در سنگ رس و آب کم هم بیان علمی رخ داد در زمین اولیه که هنوز آب در دریا ها و اقیانوس ایجاد نشده بود و در پوسته جامد زمین بصورت تنها بخار بوده و آبی ناچیز و به مقدار کم و در بین لایه های زمین. حال اگر نسل اشاره به انسان دارد دیگر انسان تکامل یافته نیازی به سویته ندارد. انسان  سویته  شده است. بنابراین نسلی که از درون سنگ رس و رسوب ته نشین شده در آب کم همان ترکیبات شیمیایی پایه اولیه مولکول های حیات است. خلق الانسان من نطفه هم همان چیزی است که از صلصال و حما مسنون بیرون آمده ابتدا تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای با ژن ناقص یا مرحله ابتدائی ژن کامل –ابتدا RNA ایجاد میشود که نیاز به سروسامان دادن دارد یعنی باید سویته شود و تبدیل به ژن کامل شود به DNA این ها مطابق آخرین نظریه ابراز شده علمی در پیدایش حیات است و آیات قرآن با آنها مطابقت دارد.

وقتی آیات قرآن موضوع علمی را این چنین بیان میکند و اعجاز قرآن برای نسل تحصیل کرده است چرا با تعصب و تحجر نظر گذشتگان را بر قرآن ترجیح می دهیم. به بقیه آیه هم توجه فرمایید. این آیات به بحث علمی روز در موضوع خلقت انسان نزدیک تر است .


پروسه قرار گرفتن روح در جسم


ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ-سپس آن نطفه اولیه را سویته کرد و روح خود را در آن نفخ کرد یعنی دمید و یا بهتر بگوئیم در ساختارتشکیلاتی آن سلول اولیه قرار داد تا روح با ابزار ژن فرماندهی حیات را به سوی مقصد مورد نظر باریتعالی هدایت کند. خلق و فسوی، خداوند خلق میکند و سپس سرو سامان می دهد. قدر فهدی، خداوند برنامه ریزی میکند و به مقصود هدایت میکند. حال پذیرنده روح در شرایطی است که هنوز اعضاء بدن در آن قرار داده نشده و جعل لکم سمع و ابصار و قلب این بیان گر این است که پذیرنده روح جنین نیست چرا؟ کمی در آیات تعقل کنیم و تفکر و نگاهی هم به این جنین که از آن شناختی نداریم بیاندازیم. بلکه دارای دل هایی شویم که با آن تعقل کنیم. قبل از شرح حال جنین در هفته های اول به این آیه نیز توجه فرمایید وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- خداوند زمانی که شما را از شکم امهات (نیای مادری در دوران میلیارد ها سال قبل) بیرون میآورد (بصورت خلق بعد از خلق) چیزی نمی دانستید و زمانی که از شکم امهات بیرون آمدید بعد از آن برای شما گوش و چشم و قلب قرارداد نحل- 16 این آیه تکمیل کننده آیات قبل است. شما به صورت باکتری های سه گانه و سیانو باکتری بودید و بعد علقه که تک سلولی تکامل یافته با ژن کامل و روح خدا در آن این ها همه امهات کهن ما انسان بودند و نسلی که از شک آنها  بیرون می آمد نه دست داشت ونه پا و گوش وچشم و قلب به مرور زمن تکامل صورت گرفت و انسان اطوارکم شد تا عضو گرفت.

جنین در شکم مادر(همین جنین فعلی) دارای هوش ،حواس و حرکت است و وقتی از شکم بیرون می آید احساسات دارد می داند گرسنه شود گریه می کند بنابراین لا تعلمون شیئا مشمول این جنین که در تفاسیر عنوان می کنند نمی شود. جنین که از شکم مادر متولد می شود  اعضاء بدن دارد ولی این آیه میفرماید بعد از متولد شدن دارای گوش و چشم و قلب می شود. در این باره تاکنون  تفکر کرده ایم یا پرده تحجر و نا آکاهی جلوی چشمان ما را گرفته که باعث شده  فکر ما کار نکند و به واقعیت های آیات توجه نکنیم. نطفه از تلقیح ژن نر و ماده شکل می گیرد و می شود نطفه. یک سلول مانند زرده تخم مرغ که یک سلول تلقیح شده از ژن نر و ماده است غذای مورد نیاز آن تا جوجه شود هم کنارش گذاشته شده که همان سفیده آن است دیگر نیازی ندارد که به آن چیزی اضافه شود همه درون پوسته تخم مرغ قرار داده شده و به مادرش هم وصل نیست دست و پا و چشم و گوش قلب از کجا آمد. ژن اطلاعات همه چیز را دارد و روح به آن فرمان میدهد و اعضاء هم از قبل در آن قرار داده شده فقط وقتی در شرایط مقدر شده الهی قرار گرفت جوجه از تخم بیرون می آید. در آیه فوق می فرماید وقتی از شکم مادرانتان در آمدید هیچ نداشتید و اعضاء هم بعدا به شما داده شد. نطفه در جنین نیز همانند آن است شروع به رشد میکند و همان تبدیل شدن به دو سلول و بیشتر پایه تمامی اعضاء بدن را دارد. در سه هفتگی قلب کامل است و چشم شکل می گیرد .اصطلاحات خون بسته و علقه چسبیده و معلق درون رحم واقعیت ندارند و ساخته و پرداخته ذهن گذشتگان بوده در قرآن به رشد جنین در رحم زن هیچ اشاره ای نشده این را  باور کنیم و در دیدگاه خود تجدید نظر کنیم و آیات خداوند را به بهای اندک نفروشیم و بگذاریم حقایق علمی قرآن بر ملاء شود.در تصویر زیر وضعیت جنین در سه و چهار و پنج هفتگی را نشان میدهد.

 

در تصویر فوق سمت چپ اندازه طبیعی جنین در سه و چهار و پنج هفته نشان میدهد. در سه هفته اول جنین دارای تمامی اعضاء است که رشد میکند و قلب در سه هفته اول شکل می گیرد و صحبت از خون بسته و علقه که به رحم آویزان است تصورات ذهنی بوده است برای توجیه این آیات . نظرات گذشتگان باید به روز رسانی شود. به قرآن اهمیت بدهیم تا خدا از ما راضی باشد.


نقش ملائکه هنگام دمیدن روح در ساختار مادی بشر


مطلب مهم دیگر: میدانیم که ملائکه قوانین طبیعت هستند و از جنس نیرو و دارای طیف وسیعی است . حتما روایت معروف منتسب به حضرت امام زین العابدین را شنیده اید که ملائکه مشایعت کنندگان قطرات باران هستند و رانندگان ابر و.. تشبیه بسیار زیبائی است که نشان میدهد ملک سبب و قوانین جاریه طبیعی است مثلا نیروی جاذبه زمین هر قطره باران را به سوی خود میکشاند. از آیات بیشمار این مفهوم استنباط میشود. آیه وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ حجر 28 این آیه هم تکمیل کننده آیه بالا است. می فرماید من خلق کننده بشری خواهم بود از حما مسنون و در سنگ رس وقتی آن را ساختم (نطفه اولیه از درون سنگ رس و از توده سیاه و نرم حما مسنون بیرون آمد)و سر و سامان یافت (سواه شد) و روح خودم را در آن قرار دادم (علقه شد و علقه به یک سری قوانین و اساب نیاز دارد مانند آنزیم ها، کروموزم ها، سوخت و ساز) به او سجده کنید (به صورت این اسباب در ساختار مادی نطفه قرار گیرید). به او سجده کنید بیان گر این موضوع است که خداوند به ملائکه خطاب میکند میخواهم بشر را از حما مسنون و در صلصال خلق کنم وقتی آن را سویته کردم و روح خودم را در آن قرار دادم در اختیار این موجود که ساختار اولیه بشراست قرار گیرید. ماهیت ملائکه در قرآن و تصورات ذهنی این بدین مفهوم است که تک سلولی اولیه حیات که سویته شد به سلول تکامل یافته تری تبدیل شد که میتوانست قابلیت دریافت روح را داشته باشد و آن ایجاد ژن کامل DNA در درون تک سلولی تکامل یافته حیات یا یوکاریوت ها که قرآن به آن علقه  می نامد. علقه برای ادامه تکامل خود به یک سری قوانین خاص نیاز دارد.

واکنش های شیمیایی فراوان که قوانین شیمیایی خاص در بدن است که ملائکه در اختیار ساختار بشر در حال شدن قرار میدهد. مثلا یکی از موارد مهم در بدن موجودات زنده سوخت و ساز یا متابولیسم که انرژی لازم را در اختیار می گذارد که آن جن است و جن هم نوعی ملائکه است. بیاد داشته باشیم که خداوند وقتی ملائکه را مجددا و پس از میلیون ها سال خطاب می فرماید که به آدم که او را جانشین قرار داده ام سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که از نوع جن بود -وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ-پس همه این ها ملائکه و از جنس نیرو هستند.

قوانین طبیعت، سوخت و ساز، پیوند مولکولی همه نیرو هستند که ساختار مادی بشر بدون آنها وجود ندارد. شیطان و ابلیس هم نیرو هستند وسوسه نفسانی از جنس نیرو است به مقاله سجده ملائکه به بشر و آدم در دو زمان متفاوت مراجعه فرمایید. از بحث خودمان خارج  نشویم  فعلا در زمین اولیه هستیم زمان پیدایش علقه تا ظهور آدم حدود یک و نیم میلیارد سال فاصله داریم. به مقالات خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-در آیکن مطالب قدیمی تر مراجعه فرمایید. این مقالات نتیجه تفحص و تحقیقات چندین ساله من است که برای اولین بار در اسلام مطرح میشود و به نظر اینجانب به واقعیت های قرآنی نزدیک تر است با استناد به آیات قرآن و علوم طبیعی مربوطه. خداوند مباحث علمی پیدایش حیات و انسان را در قالب آیات متشابه و مطالب تشبیهی بیان می فرماید و برای ما قصه نمی فرماید.


نتیجه نوشتار 


اگر ما تمامی آیاتی که کلمه وَ نَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى در آن ذکر شده را در کنار هم قرار دهیم به یک زمان مشخص بر می گردد که پذیرنده روح سلولی است که هنوز اعضای بدن جانداران در آن جاعل نشده و جالب است که برای اولین بار جنسیت نر و مادینگی که همان ژن کامل DNA و قابلیت تکثیر پذیری از طریق جنسیت در آن نهاده میشود که همان علق است- ایَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان میکند بی هدف رها میشود، آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود (نطفه برنامه ریزی نبود که به بار مینشیند) و سپس به صورت علقه خلق می شود و سپس جنسیت نر و مادینگی در آن قرار داده می شود. ژن مرکز داده های یک موجود زنده را در خود نگه میدارد ولی به یک نرم افزار نیاز دارد که فرمان اجرای این داده ها را صادر و بر آن نظارت کند و آن روح است که امر خداوند است در حیات است.

همه پدیده های طبیعت از یک الگوی واحد تبعیت میکند. شما یک نرم افزار را براساس اصول صفر و یک برنامه ریزی میکنید و داده های مورد نیاز آن را پیشبینی و در آن می گذارید ولی برای اجرا یک نفر باید فرمان بدهد و کار مورد نظر را هدایت کند. الگو ها یکسان است. علم ژنتیک ساختار و وظایف هر مولکول را کشف کرده ولی فرمان را نتوانسته کشف کند. حیات از دو موضوع تشکیل شده اول ساختار مادی موجود زنده و دوم امر و فرمان در آن. دانشمندان می توانند مولکول ها را در آزمایشگاه بسازند ولی این مولکول های بی جان را چطور زنده یا جاندار کنند. گره کار آنها است و این همان روح خداوند است که حیات را آفریده است. هر آنچه ما در حیات زمین شاهد آن هستیم  بازآفرینی خلقت اولیه است. خلق الانسان من نطفه انسان از نطفه خلق شد در زمان خودش و در زمین اولیه و اکنون نطفه در رحم بازآفرینی آن خلق است. خلق ایجاد یک پدیده برای اولین بار است و ما دیگر خلقی نداریم بلکه باز آفرینی خلق است. اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند خلقت را شروع میکند و آن را باز آفرینی میکند. ترجمه رایج را نگاه کنیم- خداست که خلق را نخست (از عدم) پدید آرد و باز (پس از مرگ و فنا) بازگرداند و همه به حضرت او باز گردانیده می‌شوید. ترجمه درست آیه با استناد به بداء خلق انسان من طین که خداوند خلقت حیات و انسان را در طین آغاز می کند-ترجمه آیه می شود. خداوند خلقت را شروع می کند و سپس آن را بازآفرینی میکند و سپس همه بسوی او باز می گردند. بداء ویبداء آغاز کردن از عدم نیست سخن از حیات است و نه کیهان، و یعیده هم از کلمه عید بازگشت مکرر به یک رویداد است و در آخر به قیامت باز میگردیم. خداوند انشاء الله نعمت درک مفاهیم عالیه آیات متشابه قرآن را به ما عنایت فرماید.سید محمد تقوی اهرمی 19 دی ماه 1398 ویرایش جدید تیرماه 1399

 {jcomments on}

معرفی سایت حشرات ایران از همین نویسنده

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آمار بازدیدکنندگان

045313
Today
Yesterday
This Week
Last Week
This Month
Last Month
All days
485
401
7008
34646
2008
21976
45313

Your IP: 35.175.133.127
Server Time: 2020-07-03 14:53:47
امارگیر سایت