خانه

لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ مِن صلْصال مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ ...

 

قل سیروا فى الارض فانظروا کیف بدأ الخلق

در زمین گردش کنید وبنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علمی زیست شناسی پایه واساس حیات از حما مسنون آغاز شد ، توده سیاه رنگ چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکروملکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی .زیبا ترین وپر مفهوم ترین کلمه ازمشهودات حیات واین نقطه آغاز تکامل حیات است .هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید وعینک علوم طبیعی وفیزیک است و شفاف کردن موضوعات  خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان  وخلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن ومقایسه آنها با  آخرین نظریه های علمی است. به علاوه موضوع مرگ وحیات، قیامت از دید علم فیزیک وقرآن مورد تجزیه وتحلیل قرار میگیرد .مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت میگردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان وحشرات ایران  وعجایب خلقت آن اشنا میکنیم وسایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول وتصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. برای آشنا شدن با شگفتی های خلقت حیات در اختیار مراجعه کنندگان این سایت قرار می گیرد. این سایت  به نام حشرات ایران متعلق به سایت حما مسنون است .امیدواریم مورد توجه بازدید کنند گان قرار گیرد آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

-فهرست مطلب قدیمی 1 و فهرست مطالب قدیمی2 - مقالات قدیمی تردر آیکن نقشه سایت قرار دارد .CopyRight ©    سید محمد تقوی اهرمی.

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید. اینستاگرام #hammanmasnun

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا و واقعیت قرآنی

 

امروزه ما در دوران شکوفائی علم هستیم و دارد کم کم بیت سعدی که رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند جنبه واقعیت به خود میگیرد. انسان در اوج شکوفئی علم زندگی میکند واز اسمائ اهدائی خداوند بهره برد و نشان داد که الحق جانشین خدا در زمین است. خلاقیت، عقلانیت، تفکر و نوشتن و بیان داشتن همه از اسمائی است که خداوند در جهش تکاملی او به آدم اولین انسان تکامل یافته با جهش فکری عطا فرمود واو را از جایگاه موجودات زنده همسنخ جدا کرد که در تمثیل های فراوان بیان داشته است.

وقتی در قرآن و در تمثیلی بیان می فرماید که انسان متوجه شد شرمگاهش لخت است و اندشید و فکر کرد و موقتا از برگ های پهن خود را پوشاند. متوجه شدن به این موضوع نتیجه جهش تکاملی فکری است. حال این تکامل به این زمان رسیده و عطای خداوند نتیجه و ثمربخش بود. قرآن برای این انسان مطالب فراوان دارد و آیات فراوانی خطاب به او و هشدار میدهد حال با تفکر و اندیشیدن حقانیت خدا را درک کن، نشانه های او را در طبیعت که آیات خدا است را نگاه کن و خود را از بند تصورات کهن تخیلی و غلط و منسوخ شده در آیا ت متشابه رها کن واقعیت های قرآن را ببین.

وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ- وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ- وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ


در زمین برای اهل یقین آیاتی است و در خودتان نگاه کنید که چه عجایب پیجیده ای نهفته است در جو زمین و رزقی که با باران میفرستیم وهر چه به شما وعده داده شده بنابراین درعصر شکوفائی علم با کلمات خود معجزه می آفریند اگر متجرین بگذارند با ابزار علم روز موضوعات علمی را بیان کنیم تا نسل جوان و تحصلکرده بدانند در قرآن مسائل نو و حتی فراتر از علم وجود دارد که میتواند ایمان او را به خداوند افزایش دهد.

در زیر به آیات30 الی33 سوره انبیائ نظری بیاندازیم


أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ-30 آیا نمیبینید که زمین و جو آن یکپارچه بودند و ما آنها از هم باز کردیم و هر موجود را در آب حیات دادیم. این آیه دنباله دارد که معمولا بیان نمیشود تا بتوانند آیه قبل را به مه بانگ بچسبانند. اگر دانشمندان فیزیک ما که انسان های شایسته در رشته خود هستند .هنوز اطلاعی از مه بانگ ندارند و این آیه را به آنجا میچسبانند و توجه هم نمی کنند که آیه فرموده بعد از باز کردن زمین و جو زمین آب را در زمین مایه حیات جانداران قرار دادیم-و دلیل محکمی است بر اینکه جو زمین و زمین یک توده مذاب پلاسمائ بودند که کم کم گاز ها و بخار آب با سرد شدن توده مذاب زمین به بیرون از آن نفوذ و به دور زمین جو اولیه را ایجاد کردند و بدین طریق زمین از جو آن یا هوای اطراف جدا شد. آیه بعد در دنباله آیه قبل است. در تصویر زیر کره زمین در حال سرد شدن است زمین و جو آن یک پارچه است که به مرور زمان گازها . بخار اب به بیرون ذخنه و جو اولیه شکل میگیرد. وسپس از هم جدا میشوند.


وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ


دقت فرمائید بعد از جدا شدن زمین و جو آن که سموات و الارض ( اینجا با توجه به آیات بعد جو زمین است ) . پوسته جامد را روی زمین و بالای آن قرار دادیم. تا تعادل زمین را حفط کند .زمین در هر ساعت با سرعت 1566 کیلومتردر ساعت به دور محود خود میچرخد وچه عاملی باعث شده که ما این حرکت را حس نکنیم . زیر پوسته جامد زمین لایه ها ئی قرار دارند که مذاب و گداخته هستند و این لایه ای درونی گداخته و مذاب درون خود با حرکت زمین حرکت های چرخشی متفاوتی بروز میدهند که حرکت سریع زمین به دور خود را خنثی میکند یعنی ضربه گیر است.

بعلاوه زمین با سرعتی حیرت انگیز و سریع 106000 کیلو متر در ساعت به دور خورشید وهمه منظومه شمسی هم با حرکتی 220 کیلو متر بر ثانیه به دور کهکشان راه شیری میچرخند. این سه حرکت هم نیروی گریز از مرکز وهم نیروی گرانش وارده بر زمین هم را به حد تعادل در میاورد. همه این حرکات حساب شده و برنامه ریزی مدون در کار بوده است. حال در ادامه دو آیه قبل برای جوی که آنرا فتقناهما فرمود سقف محفوظ قرار داده شد تا حیاتی که باید در زمین ایجاد شود در برابر عوامل تخریب کننده و تهد ید کننده آن محافظت شود. در همان زمان برای ایجاد حیات در زمین خورشید و ماه ، شب و روز را خلق فرمود.


وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ- وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ .قرار داد سقفی برای جو زمین تا آن را محفوظ دارد و آنان از آیات روی گردانند .به مفهوم این آیات که در دید ما قرار دارد وعلم هم آن را ثابت کرده توجهی نمیکنند وخداوند است که شب و روز و خورشید وماه را خلق فرمود که همه در حرکتی تکراری هستند. این ایات 30 الی 33 سوره انبیائ بطور واضح و روشن مطلب را بیان میکند چرا فیزیک دان ما و افراد متخصص در علم اختر شناسی و فیزیک این چند آیه را نمیتواند تجزیه و تحلیل کند .

همه این آیات دارند به یک موضوع یعنی پیدایش زمین می پردازند.آیه 30 را بیرون می آورند و به سلیقه خود آن را به مه بانگ میچسبانند. مه بانگ لحظه ایجاد جهان مادی است و در دوره پلانگ ماده ای وجود نداشت که از هم جدا شوند. بعلاوه بعد از انبساط کیهان ماده شروع به خلق شدن میکند و در هفت آیه خداوند اشاره به خلق کیهان در شش دوره میکند و بعد از خلق کیهان در شش دوره تا 700000 سال بعد باز هم کیهان از اتم های هلیوم و ئیدروژن تشکیل شده بود. سموات والارض به دو معنی در قرآن ذکر شده کیهان و هفت طبقه جو زمین.

فتقنا از هم جدا کردن و تفکیک شدن معنی میدهد و فطرهن از هم باز کردن. رب السموات والارض الذی فطرهن خداوند صاحب کیهان واو کسی است که او را باز کرد منبسط کرد. فاطر السموات والارض جاعل الملائکه... خداوند باز کننده وبه زبان علمی امروز خداوند منبسط کننده کیهان که به محض باز کردن آن قوانین در آن جاعل کرد.

در قرآن همه کلمات معنی خاص خود دارد .ای کاش میتوانستیم قرآن را بشناسیم و مفاهیم آن را درک کنیم و پسندیده نیست دیگران در هزار سال قبل ایات علمی قرآن را شرح بدهند و ما چشم بسته و بدون مراجعه به آیات همسو در قرآن و علم روز آن را بر باور خود بنشانیم. اینکه خداوند متعال میفرماید ذکر فراون کنید و قران را بخوانید و در آن تعقل و تدبر و تفکر کنید این معنی را میدهد که قرآن را نازل فرموده که ما شخصا بخوانیم و در آن فکر کنیم.


وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ- إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ- يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ- قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ- الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ -قسم به فضا که ذاتش بر شبکه شبکه ( رسمان های کوانتومی)قرار داده شده که آنان در باره یک موضوع سخن گوناگونی میگویند- از حق منحرف میشود آنکه از خیر و سعادت قرآن منحرف شود-مرگ بر بافندگان تصورات ذهنی دروغ که با غفلت و نا خواسته در جهل و نا آگاهی هستند. سید محمد تقوی اهرمی دهم دیماه 1398

 {jcomments on}

مفهوم ملکوت سموات الاعلی مثل الاعلی ملائ الاعلی و تصورات خیالی

 

مقدمه نوشتار


قرآن یک دیدگاه خاص دارد که ما باید ابتدا این دیدگاه را درک کنیم و سپس به معانی و مفاهیم کلمات کلیدی در یک موضوع خاص بپردازیم. مسئله مهم اینکه قرآن تنها برای مردم زمان نزول قرآن فرستاده نشده  و متعلق به تمامی زمان ها است. اصول قرآن بر محکمات قرآن بنا شده و آیات متشابه یا متشابهات در ارتباط مستقیم با علوم طبیعی است برای ایجاد یقین در محکمات قرآن است و رسیدن به حقانیت خداوند متعال. خداوند انسان را آفرید و عنصر اختیار و علم و خلاقیت که از اسماء خداوند است در نهاد او گذارد و او را هدایت میکند و ناظر بر اعمال و رفتار او است. دنیا همین حیات کره زمین، محل فعالیت و اعمال انسان است و محل آزمایش او است چرا خداوند کیهان با این عظمت را آفرید؟ برای اینکه در کره زمین حیات را از آب خلق کند و از درون آن انسان را در یک پروسه برنامه ریزی از درون تکامل موجودات بیرون آورد.

برنامه ذات باری تعالی 

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ- آیا چنین می پندارید که ما شما را بیهوده و بدون برنامه ریزی هدفمند آفریده ایم و بسوی او باز نمی گردید. بنابراین حیات روی زمین و انسان هدف بوده است و از نظر ذات باری تعالی حیات زمین که هفت جو زمین و زمین است از اهمیت خاصی برخوردار است. خداوند همه مثل ها را از مشهودات حیات در زمین و از چگونگی خلقت کیهان به عنوان پایه و اساس بنای حیات که از مشهودات قابل رویت و در معرض دید ما قرار دارد میزند.


وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-2 روم –و او است که خلقت را آغاز میکند و آن را باز آفرینی میکند(در حیات زمین که محل بازآفرینی مکرراست) و این کار برای او آسان است برای او این یک مثال والا است در جو زمین و زمین که او عزیز و حکیم است. متاسفانه برای تفسیر و ترجمه نظرات گذشتگان در صدر اسلام را معیار قرار داده ایم و هر چه آنها با استناد با علم روز و تصورات ذهنی آن موقع بیان کرده اند پایه تفکرات ما درباره آیات متشابه قرار گرفته است.

باید قبول کنیم که نظر آنها بر مبنای علم روز نیست و تخیلات ذهنی و مخلوط شده با خرافات است. البته نظر گذشتگان تنها درباره تاویل آیات متشابه با علم روز آن زمان بوده است و نه نظرات دیگر که اساس و پایه رشد و گسترش اسلام بر تلاش آنها بوده و احادیث و روایت درباره محکمات جای خود را دارند باید در نظر علمی گذشتگان بازنگری شود. مثلا سماء الدنیا را تمامی کیهان مشهود می دانسته اند و بالای آنها هم شش سماوات دیگر در عالم خیال درست کرده و بالاترین سماوات را ملکوت اعلا تصور شده که جایگاه ملائکه و روح و خداوند است و از آنجا سماوات والارض را مدیریت میکند. افرایتم را آیا نمی اندیشید معنی می کنیم تا موضوع از حوزه دیدن خارج شود وبه دیدگاه گذشتگان نزدیک شود. نمونه فراوان است.

عوالم خیالی ساخته و پرداخته غلط ذهن ما

چقدر فاصله این آیات را با علم روز زیاد کرده و شبهات فراوان خلق کرده ایم و معانی کلمات خداوند را عملا جعل می کنیم. این همه آیات واضح در قرآن وجود دارد که سبع السموات را هفت جو زمین دانسته را فدای تصورات غلط گذشتگان می کنیم. در اینصورت ملکوت السموات والارض ، ملائ الاعلی و مثل الاعلی را به عالم دیگر ارتباط  می دهیم و به مفاهیم قرآن توجه نمی کنیم. تا توانسته ایم عالم درست کرده ایم. عالم برزخ، عالم ملکوت، عالم ذر، عالم برهوت در صورتیکه در قرآن ما دو عالم بیشتر نداریم.

عالم غیب و عالم شهادت. عالم غیب هم دو نوع است رمز و رموز پنهان سماوات و الارض که جهان مادی است که در قرآن به آن عالم غیب سماوات و الارض اشاره دارد که علوم تجربی به این عالم که قوانین ماده و ساختار آن است میتواند دست یابد دیگری عالم غیب است که ارتباط با ماوراء ماده دارد و که تنها مختص خداوند است و انسان به آن دسترسی ندارد. دو نوع بودن عالم غیب را از این آیه استنباط کرده ام وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ-کلید غیب نزد خداوند است که هیچ کس جز او نمیداند- علاوه بر آن هر چه در خشکی و دریا است میداند و برگ درختی نمی افتد مگر آن را میداند (مکانیسم علمی افتادن برگ درخت را او ساخته است) و هیچ دانه ای در دل تاریکی زمین نیست مگر به آن واقف است و هیچ تر و خشکی نیست (تر موجودات زنده و خشک جمادات است ) همه این ها در نرم افزار خلقت است در سخت افزار کتاب مبین قرار دارد. غیب نخست که تنها خدا میداند اشاره نمی شود ولی غیب سماوات و الارض مثال میزند و خواست خداوند بر آن قرار گرفته که از علم این غیب به دانشمندان عطا کند. یعلم ما بین ایدیهم و من خلفهم ولا یحیطون به من علمه الا بما شاء. بحث غیب و شهاده نیاز به مقاله جداگانه ای دارد به موضوع این مقاله ملک و ملکوت السموات والارض می پردازیم.


ملک خداوند در جهان مادی


در بسیاری از آیات خداوند مالکیت خود بر سموات والارض به عنوان کیهان و هفت جو زمین اعلام میکند وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ سماوات والارض ملک خداوند است. سموات والارض بر اساس سیاق آیه و قرارگرفتن در بین آیات قبل و بعد مفهوم آن به عنوان کیهان و یا هفت جو زمین و زمین یا سبع سماوات مشخص میشود. در نمونه آیات زیرسموات و الارض سبع السموات یا جو زمین است. آیات 5 الی 8 آل عمران


إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء-
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-
وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ-
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ


هیچ چیزی در جو زمین و زمین از خداوند پنهان نیست و او است شما را در رحم ها بر اساس خواست و برنامه خود صورت دهی میکند ( خواست خدا قانون تدوین شده به عنوان نرم افزار برنامه ریزی صورت دهی در رحم ها است ) هیچ معبودی جز آن توانای حکیم نیست و سموات والارض (جو هفت طبقه زمین) ملک او است و بر هر شیی قادر است بدرستی که در خلقت  سماوات والارض ( سبع السموات) و اختلاف شب و روز (در آن) آیاتی برای خردمندان است


در برخی آیات هم سموات والارض به عنوان کیهان به ملک خود اشاره میکند آیه 6 سوره انعام


وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ-خداوند کیهان را به حق آفرید و روزی که گفته شد باش و شد، به حق فرمان داده شد روزی که در صور دمیده می شود نیز ملک او است دانای غیب و شهاده ( دانای نهان و آشکار) او است. روزی که در نفخ فی الصور دمیده میشود میتواند اشاره به ایجاد و انبساط کیهان باشد که  تشبیه شکل گرفتن آن مانند شکل شیپور است که آن لحظه که کیهان ابداع میشود هم ملک خدا بوده است. یقول آینده در گذشته است ودر اینجا ربطی به قیامت ندارد.به قواعد عربی مراجعه فرمایید. جواب دانشمندان فیزیک که میگویند ایجاد کیهان از هیچ بوده و صاحبی نداشته است این چنین داده میشود .آن لحظه که کیهان از هیچ ابداع شد ملک خداوند است.


در اینجا ملک به معنی مالکیت کیهان و جو زمین است که سیطره قدرت او است. حال برخی فرمانروائی معنی میکند که باز میگردد به همان ملک و مالکیت که این مفهوم را دارد که خداوند خالق محدوده سیطره خود است. اینجا به مادی بودن ملک اشاره دارد. از آنجائی که حیات در زمین و انسان درون آن برای خداوند و برنامه ریزی او اهمیت زیادی دارد این مالکیت بیشتر مالکیت در حیات زمین است. در سیطره مالکیت او به ماوراء طبیعت اشاره نشده . سماوات الاعلی، مثل الاعلی، ملاء الاعلی همه به نظر اینجانب تمثیل های عینی جهان مادی است.

در قدیم دانش انسان نسبت به جهان مادی بسیار اندک بود و علم روز آن زمان اعتقاد به زمین به عنوان مرکز عالم داشت و اطراف زمین را طبقاتی فرض می کردند که زمین را احاطه کرده بود و از آنجائی که کلمه هفت آسمان جزء فرهنگ و باور مردم قرار گرفته بود و هر آنچه از مشهودات عالم بالای زمین قرار داشت را آسمان اول می دانستند و هفت آسمان بالا را هر کدام  تصورات ذهنی خاصی برایش ساخته بودند و آسمان هفتم هم جایگاه خدا و ملائکه (فرشته گان ) می پنداشتند. مفسرین صدر اسلام هم با تکیه بر این تصورات آیات متشابه قرآن را در باره سماوات و آسمان بالا (منظور بالای زمین ساکن) و هم سایر آیات متشابه را با همان تصورات علم کهن تفسیر نمودند و بر باور ما نشست تا جائی که با وجود منسوخ شدن هفت طبقه بطلمیوسی همچنان مفسرین نمی توانند این تفکرات کهن را با علم جدید عوض کنند. مثلا زینا السماء الدنیا به زینت الکواکب را سماء همان طبقه اول تفکرات بطلمیوسی میدانند. به تفسیر این آیه در تفاسیر از جمله دانشنامه اسلامی مراجعه فرمایید. همه کلمات متشابه همان تعاریف بیان شده کهن است. چند مثال می زنم تا به کلمه ملکوت برسیم.


مفهوم مثل الاعلی


وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ۚ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم- و اوست که خلقت را آغاز می کند و سپس آن را باز آفرینی می کند( تمامی پدیده های حیات دارند بر اساس الگوی اولیه آغاز خلقت بازآفرینی میشوند) و برای او این کار آسان است و نمونه بارز آن یا مثل الاعلی در جو زمین و زمین (که حیات و انسان را درون آن آفرید قابل مشاهده است)است و او عزیز و حکیم است. این کلمه را مفسرین به طرق مختلف تفسیر کرده اند و اگر بررسی فرمایید همه نظر گذشتگان است و نه  در آیه  تفکر و تعقل کردن است- یعیده را برگشت به قیامت تفسیر میکنند.


مفهوم سموات الاعلی


تنزيلاً ممن خلق‌الارض والسموات‌العلي- الرحمن علي‌العرش‌استوي- له ما في‌السّموات وما في‌الارض و ما بينهما وما تحت‌الثري-طه 4-6


این قرآن از طرف خداوندی نازل گردید که زمین و جو هفت طبقه رفیع و بالا برده شده را آفرید خداوند رحمان که به مدیریت آن پرداخت، هر آنچه در سماوات (جو زمین) و در زمین و بین آنها و زیر خاک ( همه موجودات زنده و جمادات و ابرها که از محدوده جو زمین تا زیر خاک قرار دارند همه ملک اوست. یعنی هر چه در حیات زمین است. حیات زمین در کجا قرار دارد ؟ هفت طبقه جو زمین و سماء باران زا و گیاهان و جانوران در هوا مانند پرندگان و بند پایان و گونه های فراوان دیگر از بند پایان که در خاک فعالیت می کنند و بقاء حیات در زمین مدیون فعالیت آنها است. در این آیه سماوات الاعلی را طبق تعاریف هزار سال قبل و تصورات ذهنی همان آسمان بالا تعریف می کنند. محل فرشتگان. به آیات دیگر قرآن توجه نمی شود که خداوند فرموده هر طرف که شما نگاه کنید محل خدا است و در وجود شما از رگ گردن به شما نزدیک تر است. ملائکه در کیهان مستقر هستند محلی در ماوراء کیهان ندارند مگر اینکه روح و الملائکه پس از پایان کیهان به خدا رجوع کنند.

تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ -به مقاله یومٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه روزهای قیامت مراجعه فرمایید-بنابراین سماوات الاعلی در همین جو زمین است. چند ملک هستند که هر کدام مسئولیت خاصی در جهان مادی دارند و فرمان را از افق الاعلی می گیرند و ما نمی توانیم تجسم کنیم که آنها به چه شکلی هستند ولی نیرو و از جنس نور می توانند باشند که به خواست خداوند میتوانند برای انجام ماموریت در جسم مادی حلول کنند یعنی فرمان یا امر خداوند یک جسم مادی را انتخاب و امر به اجرا در می اید .این مطالب از آیات خداوند استنباط میشود. کلمه افق الاعلی در باره جبرئیل که مامور رساندن وحی به رسول اکرم (ص) بود آمده است. فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن


مفهوم ملائ الاعلی


رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ- إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ- وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ- لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ- دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ- إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ- 5 الی 10 سوره صافات خداوند صاحب هفت جو زمین و زمین(جو زمین) و هر چه که بین این دو است و خداوند مشارق بدرستی که ما جو زمین را به زینت ستارگان مزین کردیم و آن را از هر نیروی سرکشی محافظت میکنیم ( جو زمین حفاظ دارد)مگر نیروی هجوم آورنده که محدوده بالای جو زمین نفوذ کند که متلاشی و بهر سوی پرتاب می شود (چنانچه) از مسیر مقدر شده خارج شود نابود می شود مگر اینکه بعد از برخورد از آن رانده شود(از نقطه کوری رد شود) که بصورت شهابی تعقیب می شود. این آیه تمثیلی است که برخورد خرده سنگ ها به جو زمین و سوختن در جا و پرتاب شدن بصورت شهاب سنگ را با تشبیه بیان می فرماید. یستمعون نفوذ کردن میتواند معنی دهد. به آیه 38 سوره طور زیر توجه فرمایید.


أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ فَلْیَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ. مگر نردبانی دارند که با آن می‌شنوند؟ پس هر که شنیده است، دلیل بیاورد. مفهوم آیه یستمعون نفوذ به سماء معنی میدهد که با نردبان تمثیلی بالا رفتن به سماء را بیان فرموده است
دزدکی گوش دادن با نفوذ صورت می گیرد و تشبیهی است برای رخ دادی که در حفاظ جو زمین به وقوع می پیوندد.

ملائ الاعلی همان محل رخ داد است یعنی سماوات الاعلی است. اگر ملاء الاعلی آسمان معنوی باشد شهاب سنگ ها که مادی هستند آنجا چکار میکنند. شهاب سنگ ها بر اساس علم اختر شناسی در اطراف زمین هستند که برخی راه خود را کج میکنند و دزدکی وارد ملاء الاعلی بالای جو زمین میشوند. توجه داشته باشیم این آیه از جمله آیات متشابه است و ظاهر آیه مقصود آن را بیان نمی کند ما متاسفانه ظاهر آیه را چسبیده ایم و به باطن آیه توجه نداریم. در سوره نباء هم ملائ الاعلی تکرار شده که معنی همین بالای جو زمین منظوراست. نباء عظیم قبل از قیامت به وقوع می پیوندد در سوره نباء در چهار آیه اول به این نباء عظیم می پردازد.عم يَتَسَاءلُونَ،عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ،الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ، كَلَّا سَيَعْلَمُونَ خبر عظیمی است همه در باره آن سوال میکنند وبه زودی میدانید(قیامت به زودی میرسد) در آیات بعدی به خلق زمین و حیات میپردازد و مجددا در آیات 18 به بعد به قیامت اشاره میفرماید: يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا،وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا،وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا. قبل از قیامت جو زمین برداشته می شود و دیگر حفاظی ندارد و همه درب می شوند که منظور سقف محفوظ ندارد و کوه ها ذوب و روان میشوند. حال این آیات را با آیات 67 سوره ص در زیر مقایسه کنیم. 


رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ- قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ - أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ - مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ –إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ - پروردگار جو زمین و زمین و هر آنچه بین آنها است ،بگو آن خبری بزرگ است (حادثه عظیمی همان وقعت الواقعه که در باره آن با هم جر و بحث می کردند) که شما از آن روی برمی گردانید (قبول ندارید)بگو من درباره ملاء الاعلی که مجادله می کردند هیچ دانشی ندارم و وحی که به من می شود چیزی نیست مگر هشدار دهنده ای آشکار هستم. قبل از این آیات توصیف جهنم است و آوردن سموات والارض موید این است که نباء عظیم همان حوادث قبل از قیامت و برداشته شدن جو زمین که در آیه ملاء اعلی به آن اشاره شده و هر دو یک معنی را میرسانند. درباره ملا الاعلی که جر و بحث میکنید من دانشی ندارم من فقط وحی را ابلاغ میکنم. از آنجائیکه تصورات ذهنی اسرائیلیات و سموات بالا به عنوان جائی درعالم بالا در ذهن ما نقش بسته کوشش نکرده ایم در باره مفاهیم کلمات يَسَّمَّعُونَ و الْمَلَإِ الْأَعْلَى تحقیق و بررسی کنیم و در بست معانی قدیم را عینا ترجمه می کنیم و فکرنمی کنیم که این آیات متشابه هستند و باید مفهوم اصلی را بیرون آوریم.


مفهوم ملکوت السموات والارض


ملکوت میتوان چنین معنی کرد که جایی است که اسباب طبیعت دست اندر کار ساماندهی و مدیریت آن محدوده مثلا سماوات والارض است. ملک محدوده مالکیت است ولی در آن مالکیت باید اسبابی باشند که آن مالکیت را حفظ کنند. حال بر گردیم به معنی ملکوت کلمه ملک یعنی سبب که ملائکه جمع آن است و ملائکه قوانین جاریه خلقت است و ملکوت محدوده جاری شدن آن قوانین است. حال به آیات 75 الی 79 سوره انعام که خداوند اشاره دارد که ملکوت سماوات الارض را به حضرت ابراهیم نشان دادیم. آیات را بررسی کنیم شیوه نشان دادن ملکوت چگونه بوده است.


وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ- فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ- فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ- فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ- إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ


واین چنین به ابراهیم ملکوت سماوات و الارض را نشان دادیم که از جمله یقین کننده گان باشد.( آیه دارد این ملکوت را شرح میدهد ) پس چون شب بر او پرده افکند ستاره ای دید گفت این باید خدای من باش و وقتی ستاره غروب کرد گفت افول کننده را دوست ندارم (نمی تواند خدا باشد) و چون ماه طلوع کرد گفت این باید خدای من باشد و چون ماه ناپدید شد گفت اگر خدای من مرا هدایت نمیکرد قطعا از زمره گمراه شوندگان بودم. چون خورشید بر آمد گفت این که بزرگتر است باید خدای من باشد و هنگامی که خورشید غروب کرد گفت ای قوم من از آنچه برای خدا شریک می سازید بیزارم و نتیجه گرفت و گفت من از روی اخلاص روی خود را به کسی میکنم که سموات والارض را (کیهان را) منبسط کرد و من از مشرکان نیستم. حضرت ابراهیم این چنین درک کرد که کیهان که خداوند آنرا منبسط کرد همان ملک خداوند است و همه این ها صاحب دارد و من به صاحب آنها ایمان می آورم.اصلا سفری در کار نبوده که معراج باشد و حضرت ابراهیم ملکوت سموات و الارض را به او نشان داده شود.


از مضمون آیه چنین بر می آید که حضرت ابراهیم از اول خدا پرست بود. خداوند از زبان حضرت ابراهیم حقایقی را بیان میکند که ستاره و ماه و خورشید نمی توانند خدا باشند. در پایان سخنی می گوید که سخن خدا است نه سخن حضرت ابراهیم می گوید خدایی که سموات والارض (کیهان ) را منبسط کرد خدای من است. مگر حضرت ابراهیم می دانست که مه بانکی بوده و انبساط کیهانی. همان ماه و خورشید و ستاره محدوده ملکوت سماوات و الارض است که با اسباب و قوانین خاص که  امر خدا هستند پا برجایند. از متون آیات چنان چیزی استنباط نمی شود که خداوند حضرت ابراهیم را به آسمان ها برد و تمامی کیهان و بالای کیهان که ملک خدا است را به او نشان میدهد و یا بقول برخی مفسرین خدا چنان چشمی به حضرت ابراهیم عطا کرد که تا فیها خالدون کیهان را دید. دو آیه دیگر که ملکوت در آن آمده هم بررسی میکنیم. خداوند مطالب علمی را از قول پیامبران و در قالب گفتگو و یا داستان برای ما نقل میکند ما هنوز به روش قرآن آشنا نیستیم.


قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ -مومنون ۸۸-بگو ملکوت هر شیی در ید قدرت او است او پناه میدهد ولی پناه نمی گیرد.ملکوت کل شیی در ید قدرت او است همان معنی جایگاه و محدوده که سبب و ملائکه کار خودشان را برای بر پائی آن محدوده انجام میدهند.

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-این آیه بسیار واضح بیان می کند پس حمد و ثنا از آن خدائی است که ملکوت هر شیی در ید قدرت او است و این ملکوت به خدا باز میگردد. به خدا باز گشتند یعنی ملکوت از بین میرود و به خدا باز می گردد که در آیات بسیاری اشاره شده که کیهان قبل از قیامت برچیده و به جائی که اولین بار ایجاد شدند  بر می گردند.


أَوَلَمْ يَنظُرُ‌وا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْ‌ضِ وَ مَا خَلَقَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ وَ أَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَ‌بَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ-آیا در ملکوت سموات و الارض نمی نگرید که خداوند چگونه چیز ها را خلق کرده است و شاید مرگ آنها نزدیک باشد بعد از قرآن کدام سخن را باور دارید. نمی نگرید را نمی اندیشید معنی میکنند تا به تصورات ذهنی خود در ملکوت برسند. این کلمه بیان گر این است که سموات الارض هفت جو زمین و زمین است. بنابراین ملکوت عام ماوراء ماده  نیست و این تفکرات از باقیمانده تفکرات اسرائیلیات و نظریه منسوخ شده هفت طبقه آسمان بطلمیوسی است. خداوند ملکوت خورشید و ماه و ستاره که از روی جو زمین دیده می شدند.(که با اسباب طبیعت مدیریت میشدند مثلا طلوع و غروب) ملکوت جدا از عالم مشهودات نیست. دلیل دیگر سموات الارض از تعینات ماده است و مشهودات است وقتی می گوییم  ملکوت السموات و الارض یعنی جایی که سماوات و الارض هم به دنبالش آمده یعنی مکوت به سماوات و الارض وابسته است و ملکوت الاعلی می تواند تا اندازه ای بیان گر عالم غیب باشد چرا که مادیات به آن وصل نیست. نتیجه اینکه مثل الاعلی، سماوات الاعلی و ملکوت سماوات و الارض و ملاء الاعلی همه در این جهان مادی است. سید محمد تقوی اهرمی 23 آذر 1398 ویرایش جدید تیر ماه 1399

 {jcomments on}

چرا علم و دانائ باعث ایجاد شبهات در آیات متشابه شده است

 

قرآن بسیاری از موضوعات مهم و علمی مانند سماوات و الارض، خلقت انسان، پیدایش زمین و هفت آسمان و سایر موارد را از زبان پیامبران و در قالب تمثیل برای ما بازگو میکند. درقیامت که هنوز نیامده مصاحبه های جالب علمی مطرح میکند که در آن موضوعات علمی بسیار مهم و جالب گنجانده شده است. نباید چنین تصور کرد که قرآن مثلا هفت آسمان و یا انبساط کیهان را از فرهنگ زمان خاصی گرفته است واز آن موقع باب شد و بسیاری این طور تصور میکنند که هفت آسمان از حضرت نوح گرفته شده است. قرآن شیوه و روش خاصی در بیان جهان بینی خود دارد و لابلای گفتگوی پیامبران مطلب خود را میگنجاند. حضرت نوح از کجا میدانست که بالای سر ما جو هفت طبقه وجود دارد و یا حضرت ابراهیم از کجا میدانست که خلقت انسان از آغاز خلق ماده یعنی از انبساط کیهان که ماده خلق میشود شروع شده که میفرماید- قالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ- او (حضرت ابراهیم) گفت پروردگار من صاحب کیهان است و او کسی است که آنرا (کیهان) را منبسط کرد. من از آن واقعه جزء گواهی دهندگان هستم. حضرت ابراهیم اولین کسی در جهان است که از انبساط کیهان نامبرده و بر آن شهادت میدهد. چرا کلمات کلیدی و مهم از نظر علمی با پیدایش انسان در فرهنگ انسان و همراه آدم اولین انسان تکامل یافته نشر یافت. مسلما برنامه ریزی خداوند بر این قرار گرفته بود. سموات والارض و سبع السموات و ساسر کلمات کلیدی حیات را مثال میزنیم . خداوند کلمات و مطالب خود را برای فرهنگ سازی انسان و تکامل فکری او در وحی به پیامبران گوشزد میکرد و پیامبران که از واقعیت مطالب نا آگاه بودند آن کلمات را با تصورات ذهنی خود می آمیختند و خداوند کلمات خود را از گزند تصورات ذهنی و برداشت های غلط و القائات شیطانی محفوظ نگه میداشت. اینجا شیطان هوی نفسانی هر انسان است که به آرزو تشبیه شده و منی هم معنی آرزو، برنامه، چهارچوب فکری، تقدیر معنی میدهد. سموات والارض در ذهن یک  تصور را ایجاد میکند و این تصور برداشت ذهنی از موضوع است. همه پیامبران با این مشکل روبرو بودند زیرا به علم موضوع آشنا نبودند و کلام خدا را در ذهن برایش یک تمنی درست میکرد و خدا این ها که از نفسانیات انسان است آیات خود را پاک میکرد.


وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ما پیش از تو هیچ رسول یا نبیی را نفرستادیم مگر آنکه چون به خواندن آیات مشغول میشدند وآیات را با آرزوهای ذهنی خود مطابقت می دادند شیطان در آن ارزوها دخالت میکرد (تصورات ذهنی خود را در آیات دخالت می دادند) و خدا آنچه را که شیطان افکنده بود نسخ میکرد ( و به نسل های آینه منتقل میکرد)، سپس آیات خویش را استوار می بخشید و خدا دانا و حکیم است 52-حج خداوند به تمامی پیامبران کلمات خود را وحی می فرمود همین طور در قالب داستان ها و گفتگو با پیامبران و در فرهنگ مردم می نشست .کلمه هفت آسمان و خلقت انسان از نطفه و در آب و نفس واحده و داستان سلیمان همه در قالب تمثیل تکرار میشد تا زمانی که دانش بشر به فن آوردی ضبط توسط نوشتن رسید و همان اصطلاحات کتب قدیمی به قرآن منتقل شد و در قرآن همان کلمات شدند اعجاز قرآن. مثلا خلقت کیهان در شش روز و زمین در دو روز و خلقت انسان در سنگ رس و از توده سیاه امثالهم. اوج تکامل فکری و علمی انسان در دوران کنونی به وقوع پیوسته و دانشمندان با ادله علمی به موضوعات نگاه میکنند و تمامی آیات متشابه خداوند در قرآن، در خلقت انسان را ملاحظه کنید و ببینید چقدر تصورات ذهنی کهن با دانش امروزی تفاوت دارد و تحجر افراد نمی گذارد به واقعیت های علمی آیات برسیم.

در صورتیکه مقایسه با علم روز به آیات نزدیک تر است. تا یکی دو قرن اخیر همه به دانش کهن اعتقاد داشتند و اختلافی هم در اذهان مانند امروز وجود نداشت و همه تصور می کردند که نظر دانشمندان قدیم حجت است. اما همینکه علوم طبیعی بسیاری از بینات و آیات خداوند در طبیعت را بیان کرد که با ذهنیات کهن همخوانی نداشت اختلافات شروع شد و شبهات زائیده شدند و بازار معاندین و مخالفین گرم شد و متحجرین با دفاع غلط از تصورات کهن این بازار را گرم نگه داشته و میدارند. مثلا در آیه الم یک نطفه من منی یمنی را اینطور در گذشته دور معنی میکردند. آیا او منی یا آب مرد نبود که در( رحم)ریخته میشد. این از منظر علم اشکالات فراوان دارد.اول آب مرد نطفه نیست و نطفه از لقاح ژن نر و ژن ماده ایجاد میشود. قدما فکر میکردند که آب مرد دلیل باردار شدن زن میشود و زن فقط ظرفی است برای ریختن آب مرد. البته دانش گذشتگان بیش از این چیزی دستگیرشان نمیکرد. اختلاف از زمانی آغاز شد که دو گروه ایجاد شدند گروهی که میخواهند آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنند و گروه دیگر که همچنان با تصورات کهن وابسته هستند.

حتی چند نفر از بزرگان عنوان کرده اند که علم در دین کاربردی ندارد. البته درست می فرمایند برای آنها کاربردی ندارد زیرا تصورات غلط ذهنی در تفکر و تعقل آنها پرده افکنده و قابل تغییر نیست .ولی جوانان تحصیلکرده علم و منطق را میخواهند. زمین مرکزی و آسمان های پوست پیازی نظریه منسوخ شده بطلمیوسی 1500 سال حاکمیت تصورات ذهنی را در قبضه خود داشت و یکی دو قرن اخیر میدانیم که کیهان چه شکلی است. هنوز آثار این تفکرات در تفاسیر دیده می شود مثلا آیه زیننا السمائ الدنیا ، سمائ کره زمین که محل اعمال و زندگی ما انسان است را طبقه اول بطلمیوسی می دانند یعنی سماء دنیا همه کیهان مشهود است به تفاسیر مراجعه فرمایید.

برخی اعتقاد دارند، از آنجائیکه علم دائما در تغییر است به زعم آنها نباید به علم اعتماد نمود (تغییر در نظرات را ناپایداری علمی می دانند و نه تحولات علمی کسانی به این امر اعتقاد دارند که خود تحصیلکرده هستند ولی تصورات غلط بر باور آنها ریشه دوانده و از بهم خوردن بافت تصورات ذهنی خود نگران هستند و به این موضوع اعتقاد ندارند که خداوند خود علم را  آفریده و نقصان در فکر و باور ما است نه در قرآن). این افراد با خود فکر نکرده اند که تصورات کهن هزار سال قبل هم برداشت گذشتگان از علم روز بوده است .چرا آنها بتوانند موضوعات را با علم روز مقایسه و بر باور ما بنشانند ولی ما اگر آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنیم میشویم از طایفه لغویون معاصر که جایز نیست. ولی خداوند متعال این رخ داد را پیش بینی کرده است.

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ. سوره البقرة -213 : مردم امت واحده بودند که برای آنها پیامبران و رسولان و بشارت دهند گانی برایشان برانگیخیم وبا آنها کتب هائی با مبنای حق فرستادیم تا بین مردم به آن قضاوت کنند. ولی در آن نوشته ها اختلاف کردند و این اختلاف از زمانی که علم بینات و دلایل ما را روشن کرد پدید آمد، ولی اختلافات میان مردم ناشی از جهل و نادانی آنها است. پس خداوند افراد مومن را را به حقیقت آنچه میخواست هدایت کرد.
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ-بدرستیکه که دین نزد خداوند اسلام (تسلیم در برابر فرامین خداوند) است و کسانی که کتاب آسمانی دریافت کردند بعد از آنکه علم برایشان آمد از روی ناآگاهی راه اختلاف را برگزیدند کسانی که به آیات خداوند کافر می شوند پس خداوند سریع الحساب است.
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ -13 شوری-از شرع دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كردیم و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏ اندازى مكنيد بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا میخوانى گران مى‏آيد خدا هر كه را بخواهد به سوى خود برمى‏گزيند و هر كه را كه از در توبه درآيد به سوى خود راه مى‏نمايد- ادامه آیه
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ- سوره الشورى -14و فقط پس از آنكه علم برايشان آمد راه تفرقه پيمودند (آن هم) به دلیل- بغیا بینهم-ناآگاهی و نادانی (طبری جامع البیان جلد2 صفحه196 )و اگر سخنى -داير بر تاخير عذاب- از جانب پروردگارت تا زمانى معين پيشى نگرفته بود قطعا ميان آنها داورى شده بود و كسانى كه بعد از آنان كتاب (قرآن) را ميراث يافتند واقعا در باره او در ترديدى سخت دچار هستند. اورثوا اکتاب را در برخی ترجمه ها و تفاسیر تورات معنی میکنند که با توجه به آیه قبلی منظور قرآن است. کسانی که بعد از عیسی و موسی کتاب را به ارث میبرند.
وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ ۖ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ- سوره الجاثية -17-و به آنان دلايل روشنى نسبت به بینات من الامر خود داديم، پس اختلاف نكردند مگر پس از آنكه علم حقيقت آن را آشکار کرد (و اين اختلاف) از روى حسادت و برترى‌جويى بود كه ميان آنان وجود داشت. همانا خداوند در قيامت درباره آنچه پيوسته اختلاف مى‌كنند، ميان آنها داورى خواهد كرد. اشاره قرآن به امر یا فرمان و قوانینی که در طبیعت با ماده پدیده ای را استوار نگه میدارد مانند این آیه هنگامی که خداوند هفت جو زمین را قضاهن کرد و در هر طبقه امر خود را وحی کرد. فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا- هر آیات و نشانه های خدا در طبیعت یک بینات من الامر هستند که علم واقعیت آن را آشکار می سازد ولی بسیاری که به تفکرات قدیم پایبند هستند و از روی بغیا بینهم حاضر به قبول آن نیستند با نپذیرفتن آن شبهات می تراشند که خداوند وعده عذاب و قضاوت بین بین آنها را در قیامت می دهد.سید محمد تقوی اهرمی5 دیماه 1398ویرایش جدید تیرماه 1399

{jcomments on}

معرفی سایت حشرات ایران از همین نویسنده

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آمار بازدیدکنندگان

045082
Today
Yesterday
This Week
Last Week
This Month
Last Month
All days
254
401
6777
34646
1777
21976
45082

Your IP: 35.175.133.127
Server Time: 2020-07-03 12:35:40
امارگیر سایت