- توضیحات
- بازدید: 608
مقدمه نوشتار
سماوات و الارض به دو مفهوم در قرآن ذکر شده است و از روی سیاق آیات می توان فهمید منظور قرآن کدام است این دو معنی اول کیهان و دوم هفت طبقه جو زمین و زمین که محدوده حیات است بعلاوه سماوات به تنهائی جو هفت طبقه زمین است که سبع السماوات هم ذکر شده است. سماوات در جهان مادی یعنی کیهان قرار دارد و آن هم فقط درجو زمین منظور قرآن است در ماوراء کیهان سماواتی وجود ندارد و آسمان های ششم تا هفتم ماوراء کیهان تخیلات یادگار از گذشتگان است در نوشتار خلقت کیهان در شش روز از نظر علم و قرآن مفصل شرح داده ام و در این نوشتار به شبهات موجود در تفاسیر می پردازم یعنی شبهاتی که مفسرین خلق کرده اند ونه مخالفین قرآن و منابع من از خود آیات قرآن است البته با نگاهی به واقعیت علمی روز. برای درک درست آیات باید روش بیان آیات خلقت که از یک جهان بینی خاص قرآن تبعیت می کند را پیدا کنیم و بر آن اساس به تفسیر آیات مربوطه بپردازیم این قبیل آیات در خلقت کیهان تنها تفسیر دارند و تاویلی در کار نیست. خداوند در خلقت کیهان و زمین با زبان علم آیات را بیان می فرماید. نمونه آیه زیر است که متاسفانه مفسرین محترم نتوانسته اند آن را درک کنند. کلمات خلق، فطر،ذراء، بدیع، قدرو قضاهن را همه خلق کردن و پدید آوردن معنی می کنند و به عمق مفهوم علمی آن نمی نگرند که واقعا اعجازعلمی قرآن است. آیه 27 سوره زخرف. حضرت ابراهیم ع خطاب به ناپدری خود می فرماید- وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ- إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ- وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ- و زمانی که ابراهیم به پدر و طایفه او گفت من از چیزی که شما می پرستید بی زارم-من کسی را می پرستم که من را باز کرد (از درون انبساط کیهان تا خلق کند) و او من را هدایت خواهد کرد- خداوند می فرماید او کلمه ای را گفت (فطرنی ) که برای نسل های بعد جاویدان می ماند شاید با این کلمه نسل های آینده ( از جنبه علمی بودن آن ) به توحید روی آورند. کلمه انبساط کیهان نخستین بار از زبان حضرت ابراهیم بیان شد. البته خداوند از زبان حضرت بیان فرمود. بنابراین هر کلمه دارای مفهوم خاص خود است و یا در آیه زیر- قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِين-او گفت بله پروردگار من رب السماوات و الارض است و او کسی است که آن را باز کرد. اینجا سماوات و الارض منظور کیهان است. انبساط کیهان از نظر علم و قرآن. کمی در آیه تفکر کردن و نیم نگاهی هم به علم انداختن ذهن را به معنی واقعی کلمه هدایت می کند. با توجه به آیات فوق و برخی دیگر از آیات این را می رساند که من ذره بنیادی در درون قبل از انبساط کیهان بودم و خداوند من را باز کرد(ذره بنیادی ساختار وجود من) تا در خلق السموات و الارض فی سته ایام خلق کند (ماده از ذرات بنیادی خلق می شود و در زمین در وجود من می نشیند) به محض انبساط کیهان در شش دوره خلق می شود. سنگ بنای من که اتم ها و آب و پیوند مولکولی است ساخته می شود و در زمین که همه عناصر مورد نیاز خلق شد انسان خلق می شود- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ خداوند است که تمامی عناصر ماده را به نحو شایسته خلق کرد و خلقت انسان را در سنگ رس آغاز کرد. برای پیدا کردن معنی فطر به سخن ابن عباس استناد می کنند و به سایر آیات قرآن توجه نمی کنند.
مطالعه بیشتر: خلق السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام و بررسی شبهات در تفاسیر
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 487
مقدمه نوشتار
در قرآن در چندین آیات اشاره شده که غیب سموات و الارض مخصوص خدا است و جز او کسی نمی داند پس عوالم ملکوتی و آسمان های بالای سماء الدنیا و جایگاه ملائکه از کجا وارد تفاسیر شده است و آیا این انحراف در آیات و نظرات قرآن نیست. خداوند به رسول اکرم ص می فرماید- قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ - بگو هيچ كس در آسمان ها و زمين غيب نمي داند مگر الله و نيز نمي دانند چه وقت زنده مي شوند. در این آیه سماوات و الارض منظور جو زمین است که حیات در آن جریان دارد وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ موید این نظر است. در آیه 50 سوره انعام نیز می فرماید
قُل لَّا أَقُولُ لَكمُ عِندِى خَزَائنُ اللَّهِ وَ لَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لَا أَقُولُ لَكُمْ إِنىّ, مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلىَ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمَى وَ الْبَصِيرُأَ فَلَا تَتَفَكَّرُونَ- در آیه188 سوره اعراف نیز می فرماید- بگومن نمی گویم که خزائن خدا نزد من است و علم غیب نمی دانم و نمی گویم من ملک هستم تنها از وحی تبعیت می کنم (فقط هر آنچه وحی می شود می دانم) آیا کسی که فاقد بصیرت است با کسی که با بصیرت است مساوی هستند چرا فکر خودتان را به کار نمی گیرید.
قل لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ -188-اعراف
بگو: من مالك هيچ سود و زيانى براى خودم نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر هر چه خدا بخواهد) و اگر غيب مىدانستم، منافع زيادى براى خودم فراهم مىكردم وهرگز به من زيانى نمىرسيد. من جز هشداردهنده و بشارت دهنده براى گروهى كه ايمان مىآورند نيستم. با توجه به آیات فوق که برای این نوشتار کفایت می کند. به این مطلب می رسیم که غیب سماوات والارض مخصوص خدا است و تنها او می داند که ماوراء جهان مادی چیست. موضوعات بیشماری است که با وجود اینکه در قرآن هیچ اشاره ای به آن نشده بحث داغ مفسرین محترم است که به آن آشاره می کنم
مطالعه بیشتر: و لله الغیب السموات والارض و نقد عوالم خود ساخته ماوراء جهان مادی
Write comment (2 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2674
مقدمه نوشتار
کلمات جن و انس و جان که در خلقت حیات و انسان نقش بسزائی دارند و همچنین بسیاری از کلمات آیات متشابه به دلیل عدم درک درست آن ها هم چنان بعد از صدر اسلام باهمان تفکرات مفسرین آن زمان در عصر شکوفائی علوم طبیعی بیان می شوند و کلاف سردر گمی از شبهات و عدم تطابق آیات خلقت انسان را تحویل نسل جوان می دهند و قرآن و دیدگاه تکاملی ویژه قرآن را مخدوش و آن را در مهجوریت علمی قرار داده اند. حال چرا از گناهان جان و انس سئوال نمی شود. برای تفسیر چنین آیه ابتدا باید مفهوم کلماتی که آیه متشابه از آن ساخته شده را درست درک کنیم. هر آیه متشابه در قرآن عقبه های زیادی دارد که باید همه را فهمید تا مفهوم آیه را بتوانیم تفسیر کنیم باید توجه داشت علوم طبیعی در حیات زمین توسط ملائکه قوام یافته و آن ها هم آیات خدا هستند و باید از آن در تفاسیر بهره برد. درموضوع جان و جن چندین نوشتار در سایت منتشر کرده ام از جمله- جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان و دوم در این نوشتار با کمک ذرائکم و فطرکم به جان و جن و انس می پردازم
- توضیحات
- بازدید: 417
مقدمه نوشتار
آیات قرآن کلام خدا است و به استناد آیات- َ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلین وآیه- تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ -و إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ما قرآن را نازل کردیم و از آن محافظت می کنیم نباید آیه ای در قرآن باشد که نسخ شده باشد، طبیعی است در صدراسلام سنت ها و اعمالی وجود داشته که باید با تدبیر با آن برخورد کرد تا در برابر پیام الهی جبهه نگیرند و وقتی با پیام های وحی آشنا شدند با لحن متفاوتی بر خورد و هشدار داده شود. این سبک قرآن است بنابراین اینکه بگوئیم در قرآن آیات ناسخ و منسوخ وجود دارد و آیات منسوخ شده هم وجود دارند دیدگاه مناسبی نیست و لطمه به سبک قرآن می زند و هرکس دنبال آیه منسوخ شده است. نمی تواند منطقی و درست باشد. بعلاوه آیه معنی حکم نمی دهد، بلکه حامل حکم است و آیه را حکم ترجمه کردن که از دیدگاه صدر اسلام گرفته شده وبه دلیل ناتوانی در درک آیه 106 بقره است. مَا نَنسَخْ مِنْ آیةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ – هر آیه ای را نسخ کنیم و یا کنار بگذاریم (ننسها فراموشش کنیم که همان کنار گذاشتن است و قاعدتا نباید دیگر وجود داشته باشد)بهتر از آن یا مانند آن را می آوریم. جمله ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ – مگر نمی دانی که خداوند قادر به هر کاری است. این جمله این مفهوم را می رساند آیه نسخ شده در سرنوشت خلقت موثر است و کار بسیار مهمی است که با تغییر یک حکم خدا قدرتش را نشان نمی دهد. این نظر من است و دلائل آن را بیان می کنم
آیات در قرآن و کتاب طبیعت
تمام پدیده های طبیعی هم آیات الهی هستند و خداوند در آیات چندی به این مطلب اشاره فرموده سموات والارض (هفت جو زمین) حیات را در بر دارد و تمامی پدیده های درون آن آیات الهی هستند و کتاب آن هم سبع المثانی است. اینکه مفسرین محترم هنوز به این موضوع باور ندارند که کتاب طبیعت هم با آیات فراوان وجود دارد باعث می شود که آیات ناسخ و منسوخ را آیات قرآن بدانند و آیه را حکم ترجمه کنند.
آیات متشابه در قرآن اشاره به واقعیت های عینی در اطراف ما دارد و خداوند برای اثبات وجود خود از آن استفاده می کند. تمامی مظاهر طبیعی که در معرض دید ما قرار دارند آیات خداوند هستند و از این آیات هم خداوند برای رهنمود انسان به هدایت استفاده می کند. این نشانه ها در طبیعت با امر خداوند و ملائکه مدیریت می شوند و امر خداوند هم قوانین طبیعی هستند پس علم هم می تواند به عنوان آیات خداوند در تاویل آیات متشابه در قرآن به ما کمک کند. برای اثبات این مطالب از آیات 3 الی 6 آیات سوره جاثیه و آیات 20 الی 27 سوره روم به عنوان نمونه این چنین آیات که در قرآن فراوان هستند استفاده می کنیم. بنابراین سبع المثانی سوره حمد نیست و آیات مظاهر حیات در طبیعت که اساس آن در جو زمین که هفت طبقه است قرار دارد. سوره حمد جزء کتاب قرآن است و هیچ دلیل منطقی در قرآن نیست که آن را جدا از قرآن بدانیم. اگر گذشتگان نظر دادند باید دلیل آن را در قرآن هم پیدا کنیم.
آیات 3 الی 6 آیات سوره جاثیه
تَنزِیلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ
انَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ
وَفِی خَلْقِكُمْ وَمَا یَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ
وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ- این کتاب (قرآن) از جانب خداوند عزیز و حکیم نازل شد-(علاوه بر آن آیات دیگری هم وجود دارد)از جمله: هر آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارند آیاتی هستند برای اهل ایمان و در خلقت شما و پراکندگی دابه، جنبندگان ریز(بند پایان) هم آیاتی برای اهل یقین و اختلاف شب و روز و رزقی( آبی) که ما از آسمان نازل می کنیم و زمین را با آن احیاء می کنیم و همچنین چرخش باد هم آیاتی هستند برای اهل تدبیر و تعقل. در ادامه تاکید می فرماید- تِلْكَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ-اینها هم آیات خداوند است که به حق بر تو تلاوت می کنیم (دقت فرمایید خداوند چه می فرماید، تِلْكَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْكَ بِالْحَقِّ این آیات که نام برده شد را هم مانند آیات قرآن بر تو تلاوت می کنیم)پس آیا به کدامیک از آن به حدیث بعد الله (قرآن ) و یا این آیات ایمان می آورند. ابتدا کتاب قرآن را که نازل فرموده اشاره می فرماید وسپس می فرماید این ها هم که بر تو تلاوت می کنیم آیات ما هستند. خداوند حدیث بعد الله که قرآن مجید است را از پدیده های طبیعی که آیات هستند تفکیک می کنند. ایه 23 سوره زمر هم به این موضوع اشاره می فرماید
ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِیثِ كِتَٰبًۭا مُّتَشَٰبِهًۭا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ یَهْدِى بِهِۦ مَن یَشَآءُ ۚ وَمَن یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ- خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است، کتابی که آیاتش متشابها مثانی دارد (متشابهات آن در طبیعت در معرض دید قرار دارد که با دیدن آن ها ) با ثنای مکرر خدا، خدا ترسان را لرزه بر اندام افتد و باز آرام یابند و دلهایشان به ذکر خدا مشغول گردد. این احسن الحدیث(قرآن) همان هدایت خداست که هر که را خواهد به آن رهنمود فرماید، و هر کس را خدا به گمراهیش واگذارد دیگر هیچ هدایت کنندهای نخواهد داشت. در آیه 105 یوسف هم بسیار واضح به آیات در کتاب طبیعت اشاره می فرماید- كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ- و چه بسيار آیات در جو هفت طبقه زمین و زمین است که بر آن مىگذرند ( از جلوی دید آنها قرار می گیرد) و بدون اعتنا، در حالى كه از آن روى گردانند. توجه نمی کنند که این ها آیات الهی هستند. اکنون که با آیات خداوند در کتاب طبیعت آشنا شدیم مفهوم این آیه معروف که به غلط به ناسخ و ونسوخ ارتباط می دهند آیه 101 سوره نحل را نگاه کنیم
- وَإِذَا بَدَّلْنَا آیةً مَّکانَ آیةٍ ۙ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا ینَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَکثَرُهُمْ لَا یعْلَمُونَ –جون آیه ای را از چایگاهش بر می داریم و به جای آن آیه دیگر جایگزین کنیم می گویند تو افترا می بندیوخداوند به آنچه نازل می فرماید دانا تر است، (اینطور نیست) بیشتر آنان نمی دانند. مسلم است که منظور آیه پدیده ای در طبیعت را خدا جایگزین پدیده دیگری می کند. رخداد هائی که در پروسه تکامل بسیار اتفاق افتاده است .مانند انقراض ها و جابجائی قاره ها و موارد دیگر. بنابراین در دو آیه معروف ناسخ و منسوخ آیه معنی همان آیه می دهد و وجایش در سبع المثانی کتاب طبیعت است. سید محمد تقوی اهرمی 7/7/1404
Write comment (0 Comments)