ویژگی ها

خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران

 خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قرآن


 جهان خالقی دارد و خدای یکتا خالق کل جهان است قل الله خالق کل شیئ و هوالواحدالقهار برای اثبات خدا باید اورا شناخت و اسمائ صفاتی وفعلی او را درک کرد تمام عالم و عالم شهادت که برای ما قابل درک هستند وجود مادی دارند و جزئ کل شیئ قرار میگیرند به عبارتی کل کیهان همه جلوه اویند عالم غیب السموات والارض(کیهان) عالم ماورائ کیهان هم در ید قدرت اوست. موضوعات ماورائ جهان مادی یا ماورائ کل شیئ و آگاهی و علم نسبت بآنها  فقط خاص خدا است و هیچکس قدرت  درک آن را  ندارد

 

جهان خالقی دارد و خدای یکتا خالق کل جهان است قل الله خالق کل شیئ و هوالواحدالقهار برای اثبات خدا باید اورا شناخت و اسمائ صفاتی وفعلی او را درک کرد تمام عالم و عالم شهادت که برای ما قابل درک هستند وجود مادی دارند و جزئ کل شیئ قرار میگیرند به عبارتی کل کیهان همه جلوه اویند عالم غیب السوات والارض( بعد پنهانی یا ماورائ کیهان) هم درید قدرت اوست. موضوعات ماورائ جهان مادی یا ماورائ کل شیئ و آگاهی و علم نسبت بآنها  فقط خاص خدا است و هیچکس قدرت  درک آن را ندارد. و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو ،چگونگی برنامه ریزی خلقت و صدور اوامر الهی در آن و سیستم اجرائی این اوامر که  مدیریت کیهان از زمان آغاز تاکنون در آن صورت میگیرد در قران عرش نامیده میشود جزئ عالم غیب السموات و الارض است و دسترسی بدان غیرممکن است زیرا در خارج از جهان مادی قراردارد. به عبارتی معنی مدیریت یا طرح وبرنامه خلقت کیهان یا خلقت زمین میدهد که از متن آیه خاصی استنباط میشود.ما آثار و نشانه های آنرا درجاری شدن قوانین طبیعت شاهد هستیم که همان قوانین فیزیکی و مکانیسم و ساختار کل کیهان و حیات در دنیا که همان کره زمین است.علم تمامی آنها نزد خدا است و او از این علم به انسان عطا فرموده و این در خصلت ذاتی انسان است که این علم را کشف کند . یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم ولا یحیطون بشیئ من علمه الا بما شائ احاطه انسان به  این علم که علوم طبیعی یا علوم تجربی نیز جزئ آن است خواست خدا است این اراده و خواست خدا که در کتاب آفرینش ثبت شده به این معنی است هر کس تلاش کند و از مسیر دستیابی به علم حرکت کند به آن میرسد.

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون .آیا کسانی که علم و آگاهی  دارند با آنهائی که ندارند برابرند .خداوند متعال  به علم و دانش اهمیت ویژه ای میدهد. در آیه سوره مجادله میفرماید

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ - "ای کسانی که ایمان آورده اید، چون شما را گویند در مجالس جای باز کنید، جای باز کنید تا خدا در کار شما گشایش دهد و چون گویند برخیزید، برخیزید خدا ارج آنهایی را که ایمان آورده اند بالا میبرد و کسانی را که اهل علم هستند به درجاتی  فرا تربالا میبرد و خدا به کارهایی که می کنید آگاه است ".

خداوند کسا نیکه دانش آموخته اند  را در ردیف الذین آمنوا قرار میدهد وبرای آنها درجات بالائی در نظر گرفته است وخدا کلیه کار های انسان ها را زیر نظر دارد و همه را میداند . کمال مطلوب خواست خدا این است که کشف راز خلقت و دست یافتن به علوم خدا در جهان مادی که مکررا و موکدا در قران به عنوان نشانه های قدرت باریتعالی یاد شده با خالق ان پیوند داده شود و همراه با  ایمان به خدا باشد. یعنی دانشمندان به این باور برسند که اینهمه پیچیدگی و ظرافت و نظم حاکم در جهان مادی به برنامه ریزی و طراحی صانع اصلی آن مربوط میشود.خدا در بسیاری از آیات انسان را تشویق میکند  در خلقت آسمان ها وزمین بیاندیشد    

ا وَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ " آیا نزد خودتان فکر نمی کنید خدا چگونه مجموعه زمین و هفت آسمان و تمام آنچه که در آن قرار دارد را آفرید".                                                                           

با این مقدمه کوتاه  وارد بحث چگونگی خلقت کیهان از دیدگاه علم فیزیک و اختر شناسی و قران میشویم .ابتدا نظریه قران را با استناد به آیات مربوطه  شروع میکنیم و با سخنان گهر بار حضرت فاطمه (ع) در خطبه معروف به ایشان  آغاز میکنم . ... اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بمشیته  و همه چيز را از هيچ پديد آورد و براي آفرينش آنها الگو و نمونه‏اي نداشت (کپی برداری نکرد) بلكه آنها را به قدرتش آفريد و به اراده‏اش خلق كرد. چه جمله پر معنی و زیبائی در آغاز خلقت اینچنین بود دقت شود اول از هیچ آفرید و بعد از چیز دیگری خلق کرد . ابداع به معنی بوجود آوردن چیزی که قبلا نبوده  یعنی شیئ ازغیر شیئ یا  بزبان علمی امروزی یعنی از هیچ . شیئ بمعنی اعم ماده است و کل شیئ در عبارت قرانی یعنی تمامی کائنات یا کیهان و انشائ نیز بمعنی ایجاد بدون الگوی قبلی،انشائ خلق وایجاد تا مرحله رسیدن به هدف مطلوب وانشائ زمان بر است پس به تعبیر آن حضرت خدا کیهان را از هیچ آفرید و تنها از نیروی ذاتی خودش بدون آنکه الگوئی از آن قبلا وجود داشته باشد اول کیهان را ابداع کرد یعنی از هیچ آفرید وسپس آنرا خلق کرد به تعبیر و تفسیر علامه طباطبائی رحمه الله الیه.خلق بمعنی ایجاد از چیز دیگراست .

یک کلمه کلیدی دیگر هم داریم بنام فاطر یعنی باز کننده و به تعبیر علامه شکافنده. بنابراین ما باسه کلمه کلیدی و مهم درآفرینش کیهان از دید قرآن سر وکار داریم اول ابداع یا بدیع دوم فطرهن (باز کردن )وسوم خلق (ایجاد از چیز دیگر) یک روایت زیبای دیگر از حضرت امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه داریم که فرموده :ابتدع بقدرته ابتدعا و اخترعهم علی مشیته اختراعا ابداع کرد خلقت را با قدرت خود وانشائ کرد آن را با اراده خود اینجا هم ابداع و انشائ بمعنی  ایجاد بدون ابنکه از چیز دیگری باشد .علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در مورد فاطر السموات و الارض اشاره میکند. "گویا خدای متعال عدم راپاره کرد و از درون آن کائنات راخلق (باز)  کرد فاطر همان معنی را میدهد که بدیع ومبدع دارد ".دقت شود فاطر بعداز بدیع قرار دارد فاطر بازکردن چیزی که از قبل وجود دارد ولی آنچه قبل بوده ماهیت عدم را دارد. بعبارتی رابط اول و بعد رابطه غیر ماده و ماده است ولی بدیع ایجاد از هیچ است .اینجا ما باید ابتدا مفهوم کلمات در قرآن را درک کنیم تا مطالب بعدی آسان گردد.

خداوند کلمه السموات والارض را بسیار بکار برده که برحسب توجه به متن آیه و سیاق آن دو معنی میدهد اول کائنات و دوم مجموعه زمین وهفت آسمان که جو زمین است. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون او پديد آورنده آسمانها و زمين (کیهان) است و چون به كارى اراده فرمايد فقط میگويد باش پس می‏شود (۱۱۷) بقره، السموات والارض (کیهان) از چیزی که قبلا نبوده ابداع شد پس اینجا معنی کائنات را میدهد آنهم ابداعی در یک آن و از هیچ . ماده، زمان، مکان نبود .از این نقطه کیهان با امر و اراده باریتعالی آغاز شد ازعدم از هیچ  (عدم وهیچ ازتعاریف جهان مادی است یعنی قبل از آن چیز مادی نبود ) از احدیت و فقط ازخدا و اراده و نور ذات خداوند که مادی نیست. این مرحله اول است از دیدگاه قرآن. بعد از اولین مرحله فطرهن صورت میگیرد وفطرهن یعنی باز شدن یا انبساط  کیهان،براساس اخرین نظریه علم اخترشناسی کیهان ابتدا از هیچ بوجود آمد وسپس در یک آن شروع به باز شدن یا انبساط کرد درست لحظاتی پس از باز شدن کیهان ذرات بنیادی امکان وجود می یابند . قبل از آن بدلیل فشرده بودن محدوده پلانک وداغ بودن (ده بتوان سی درجه کلوین ) ماده خلق نشده بود. قوانین فیزیک هم وجود نداشت.کیهان شروع به ایجاد شدن میکند .پرفسور واینبرگ فیزیک داان برجسته در کتاب سه دقیقه اول پیدایش کیهان مراحل ایجاد کیهان را در شش دوره ودر حدود سه دقیقه شرح میدهد.

قرآن به خلقت السموات والارض در شش مرحله اشاره میکند. خلق به تعبیر قرآن از چیز دیگری بوجود آمدن ماده پس از فطرهن ایجاد میشود وسپس کیهان خلق میگردد. زمانی که ابداع صورت میگیرد به تعبیر قرآن کیهان هنوز وجود نداشت باز نشده بود یا فطرهن صورت نگرفته بود . کیهان ابتدا ابداع میشود و سپس باز میشود و کیهان آن از چیزی که در مرحله باز شدن به وجود آمده بود خلق میشود . پس دقت فرمائید اول بدیع السموات والارض دوم فاطرالسموات والارض و سوم خلق السموات والارض.

این نظریه قران کاملا با آخرین نظریه علم فیزیک و اخترشناسی مطابقت دارد که بشرح آن میپردازیم .چگونگی وضعیت کیهان قبل از ابداع و اینکه امر پروردگار عالم در ابداع چه بوده ازعالم غیب السموات والارض است  که خداوند میفرماید

ولله عالم الغیب السموات و الارض و ما امر الساعه الا کلمح البصر و هو اقرب الیه نحل 77 .

امرالساعه در اینجا امری است بسیار سریع آنهم در ارتباط با کیهان است .ما اصطلاح خلق الساعه را شنیده ایم یعنی خلق چیزی سریع و بدون مقدمه و اینجا امرچیزی که وجود نداشته وخیلی سریع انجام میشود آنهم در یک بهم زدن پلک.اصطلاح کلمح البصریعنی بالا ترین سرعت ممکن اینجا میتواند مفهوم غیراز قیامت را برساند که طبیعی تر بنظر میرسد چرا که قیامت براساس تعریف قران زمان خیلی بیشتری میبرد.پس اینجا منظور قیامت نیست. امری که الساعه اتفاق می افتد.فوق العاده سریع .آیه را توجه فرمائید ازعالم غیب یا ماورائ جهان مادی امرالساعه در یک کلمح البصرایجاد و بدیع السموات والارض صورت میگیرد. و از نور ذات باریتعالی یعنی از احدیت ماده ایجاد وسپس انبساط وسپس کیهان از ماده ایجاد شده آنهم در شش دوره خلق میگردد. .سلسله مراتب ابداع ماده از هیچ و پدیده انبساط وخلقت کیهان را توجه فرمائید .خداوند با انتخاب کلمات خود معجزه میآفریند .

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللّهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ شوری 24 خداوند با انتخاب کلمات خود  حقیقت را بیان میکند .

هر کلمه در قران مفهوم خاص خود را دارد با تفکر در آن کلمه تآویل متشابه عیان می شود که نمونه آن در بالا اشاره شد سه کلمه کلیدی قرآن بدیع و فاطر و خلق داریم .اکنون اشاره ای به مدل استاندارد کیهان در مورد پیدایش کیهان از دیدگاه علم داشته باشیم البته در لحظه اول آن بر اساس آخرین نظریه پذیرفته شده علمی ،جهان در یک انفجار اولیه به نام بیگ بانگ از نقطه ای بینهایت داغ وبینهایت چگال یا فشرده و در نقطه ای بینهایت کوچک آغاز شد. بسیاری از دانشمندان  پدید آمدن این را از هیچ تفسیر کرده اند و درست هم تفسیر کرده اند مطابق نظریه قرآن، فرق نظریه علم و قرآن در یک چیز است. خداوند که خالق کیهان است آن را ازهیچ آفرید وعلم خداوند را کنار میگذارد ومیگوید همه این ها از هیچ بوجود آمد وقبل از هیچ هم هیچ بوده. قرآن میفرماید  خداوند متعال همه این ها را از هیچ آفرید.

این حادثه در زمان صفر اتفاق می افتد و از زمان صفر تا ثانیه ده به توان منهای 43 را علم محدوده پلانک نام گذاری کرده است .در این محدوده تمامی مختصات ماده و قوانین فیزیک اعتباری ندارند چون ماده و مظاهر آن هنوزبه وجود نیامده اند. محیطی کاملا فشرده و فوق العاده چگال است. علم این محدوده را تکینگی مینامد که به انگلیسی میشود زین گولاریته و این کلمه در عربی مفهوم احد یت را میدهد. یعنی علم میگوید کیهان زمان صفر بوجود آمد ولی هنوز ماده ای وجود نداشت فوتون هم نبود، انرژی هم نبود وقاعدتا فضا و مکان که از مختصات ماده است نیز نباید وجود داشته باشد باین دلیل از کلمه ابداعی زینگولاریته استفاده کردند واین کلمه وارد مفاهیم علمی شد.این کلمه در اصل محدوده ایست که کلیه معادلات ریاضی اعتبار خود را از دست میدهند در اختر شناسی هم آنرا زینگولاریته کیهانی مینامند .هاوکینگ و دیگر دانشمندان که نتوانسته اند این محدوده را در ک کنند و بسیار پیچیده بوده پیدایش آنرا از هیچ اعلام کرده اند.به علاوه علم میگوید زینگولاریته هم از زینگولار نشات گرفته است .پس علم به این تتیجه رسیده کیهان از احدیت آغاز شد واحدیت هم از احد منشائ گرفته است .

قران هم در 1400 سال قبل فرموده کیهان از احدیت آغاز شد. خداوند در سوره توحید خود را احد مینامد ومحدوده ماورائ کیهان هم احدیت است که همان عالم الغیب است .علاوه بر ان خداوند صمد هم است .صمد معنی توپری وفشردگی میدهد که ازصفات ذاتی خداوند است وعلم میگوید کیهان یا جهان مادی از نقطه ای بسیار فشرده وتوپر وبه تعبیر قرآن صمد ایجاد شده. روی کلمات وآیات خداوند تعقل وتفکر کنید به مطالب فوق العاده پر مفهوم وکاملا علمی دست پیدا خواهید کرد واین اعجاز قرآن است که علم دقیقا کلمه احدیت را انتخاب کرده ومیگوید کیهان از احدیت آغاز شد وتعریف احدیت هم همان تعریفی است که خداوند متعال در سوره توحید دارد احدیت دارای مختصات توپری ویا فشردگی بینهایت وبسیط است که در آن مختصات مادی راه ندارد اینها از ذات باریتعالی سرچشمه گرفته.آیا انتخاب کلمه زینگولاریته میتواند اتفاقی باشد یا هدایت شده از طرف ذات باریتعالی است خداوند در تعریف احد وصمد در سوره توحید میخواهد بگوید این دو صفت ذاتی خدا هستند که کل شیئ از آن نشات میگیرد .تبارک الله احسن الخالقین . فرق احدیت علم و احدیت قران تنها در این است که میفرماید این احدیت از احد نشآت گرفته خداوند احد ،رب العالمین ، خالق کل شیئ است. جاالب است که علم هم میگوید زینگولاریته (احدیت)از زینگولار(احد) نشآت گرفته خداوند در 1400 سال قبل پاسخ سخن اخیر آقای پرفسور هاوکینگ را داده و در آیات 35و 36 سوره طورمی فرماید.                                                                                                                                                                             

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ آیا بی هیچ خالقی پدید آمده اند یا خود خاالق خویشند.درست همان جمله هاوکینگ که کیهان خود خودش را پدید آورد.کلمه من غیر شیئ یعنی هیچ

أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ آیا آسمانها و زمین (کیهان ) هم همینطور  خلق شده اند . نه ، به یقین نرسیده اند

در آیه اول من غبر شیئ معنی هیچ میدهد خداوند به منکران خدا میفرماید  از هیچ آفریده شده اند یاخود خودشان را خلق کرده اند آیا کیهان هم همینطور خلق شده است ، نه اینها به یقین نرسیده اند. گویا خداوند متعال هم اکنون به پرفسور هاوکینگ پاسخ میدهد . 

هاوکینگ در باره این سئوال که کی کیهان را خلق کرده میگوید خود خودشان را خلق کرده اند .البته سئوال سختی است و اهل ایمان یقین دارند ولی هاوکینگ به یقین نرسیده و جالب است که خداوند میفرماید آنها به یقین نرسیدند. روال آیات در قرآن بر این است که کافران ومنکران را به عذاب آخرت تذکر میدهد ولی در اینجا برای افرادی مانند هاوکینگ میفرماید آنها به یقین نرسیدند . برای تحقیقات علمی آنها ورمز گشائی جهان خلقت ارزش قائل است. هاوکینگ به یقین نرسید اول میگوید کیهان را خدا آفریده بعد میگوید ایمان به خدا ضروری نیست و خدا را نفی میکند واو به یقین نرسید .

حال خدا از کجا مواد اولیه جهان مادی را آورد .اینکه علم میگوید تمام این کیهان مشهود همه در یک نقطه جمع و فشرده شدند و در اثر تجمیع آنها حرارت فوق العاده بالا رفت و دیگر نتوانست تحمل کند منفجر شد .آیا نزد خودمان فکر کرده ایم این چه معنی میدهد. فیزیک دانان قدری تعقل کنند و علم ریاضیات را به خدمت بگیرند و محاسبه کنند. در محدوده بعد از پلانک وپس از انبساط جهان که علم توانست با تجربه و بکمک  فیزیک و ریاضیات  وثابت بولتس مان زمان بوجود آمدن ذرات بنیادی را مشخص و محتویات کیهان را بررسی کند ، کیهان اولیه از فوتون ها الکترون ها ونیترینوز ها واضداد آنها تشکیل شده بود .حالا تصور کنید اینهمه ذرات بنیادی که جرم آنها را محاسبه کنیم میتوانند د رفضای نزدیک به بینهایت کوچک که با میکروسکوپ باید آنرا جستجوکرد، جا بگیرند یا ازیک منبع دیگر غیر مادی تزریق شده اند .این یکی از مواردی است که باید بررسی شود وعلم نمی تواند پاسخ دهد. جهت تشهیذ ذهن عرض شد .این ها را خدا از نور ذات خود و از عدم آفرید. نور خدا در آیه نور بطور مثال شرح داده شده و آن نوری ایست از جنس انرژی، انرژی مانند نور ستاره کوکب دری که یک ستاره بسیار پر نور است و نورش از تشعشهات واکنش های هسته ای است که جنس انرژی است نه نوری که از آتش بر می خیزدو به روغن زیتون نیاز دارد ،  در این مثال اول نورخدا را به نوری از جنس انرژی معرفی کرده وآن نوری است که فراتر از مکان( لا شرقیه ولا غربیه) است  یا بعبارتی لا مکان است و نور خدا انرژی است ما فوق انرژی  نور علی النور .نوری است که مکان اورا فرا نمیگیرد.انرژی است  ما فوق انرژی مادی  که انرژی مادی از آن نشآت گرفت .چقدر آیه  علمی زیبائی است  . تبارک الله احسن الخالقین

 اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ آیه 35 سوره نور

منظور تمثیل آیه نورهم همین است .نور خدا که از ذات خدا نشآت میگیرد  انرژی خاص و فوق العاده فشرده و چگال وقدرتمند است .اگر بر کوه تجلی کند کوه متلاشی و پودر میشود این از داستان حضرت موسی در قرآن میگویم ،هنگامی که حضرت  خواستار دیدن خداوند شد و خدا باو گفت تو قدرت دیدن مرا نداری و فقط نور خدا که از ذات آن نشآت گرفته بود بر کوه تجلی کرد وکوه دیگر  وجود نداشت و پودر شد .قرآن هم از نور خدا است و نور خدا امر الهی است. اینور نور هدایت انسان است ولی برکوه اگر نازل شود دیگر نور هدایتی نیست تبدیل میشود به نور ذاتی -

لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون.  "اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى فرستاديم (فرستیم)، يقينا آن ( كوه ) را از بيم خدا فروتن  و از هم پاشيده مى ديدى و اين مثل ها را براى مردم مى زنيم باشد كه آنان بيند يشند".- تفسیر مضمون آيه  فوق از آیت الله جوادی آملی اين است كه اگر اين قرآن بر كوه نازل شود كوه را متلاشى مى بينيد. كلمه «متلاشى» از شى‏ءاى مشتق نشده يعنى لاشى‏ء مى شود وگرنه باب تفاعلى نيست كه يك ثلاثى مجرد داشته باشد. «تلاشى،يتلاشى» اين چنين نيست اين اصلش «لايشى‏ء» است. از اين كلمه «لاشى ء» باب تفاعل ساخته شده متلاشى مى شود يعنى لاشيى‏ء مى شود" .

 خداوند در سوره توحید می فرماید خدا صمد است  یکی از معانی صمد فشردگی و توپری است این صفت خدا نفی توخالی است که صفت ماده است ولی از لابلای آن این مفهوم استخراج میشود که ازنور ذات باریتعالی فشردگی حادث می شود واز این فشردگی که نور ذات خدااست ماده تو خالی ابداع میگردد. البته نور هدایتی خدا هم معنی دیگر نور است امر خدا از نور است نه  نور مادی ، نور خاص هدایتی با  این نور ویژه، خدا مدیریت کیهان را انجام میدهد و تمامی موجودات و انسان را تحت نظارت خود دارد. حتی درون سنگ هم انرژی هدایتی دارد وساختار کیهان مادی با نور خدا مدیریت می شوند  خلق فهدی خلق کرده وهمچنان هدایت میکند .اینکه خدا میفرماید ما از رگ گردن انسان باو نزدیک تریم همین معنی را میرساند تا اینجا ما در محدوده پلانک و یا نظرقران در محدوده احدیت بوده ایم ویا در محدوده بدیع السموات والارض .پس از این مرحله کیهان در یک آن انبساط پیدا میکند وتا زمان کوتاهی پس از آن چهار قانون اصلی فیزیک ایجاد میشوند. از نظر قرآن فطرهن صورت میگیرد. قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿۵۶﴾سوره انبیائ- گفت [نه] بلكه پروردگارتان پروردگار آسمانها و زمين( کیهان )است همان كسى كه آن را باز کرده  و من بر اين [واقعيت] از گواهانم. در ادامه مقاله بحث کیهان پس از فطرهن و جاعل الملائکه رسلا می آید که آغاز خلقت کیهان است ادامه مطلب را درمقاله انبساط کیهان از نظر علم و قرآن ملاحظه فرمائبد .بامید دیار مجدد شما از سایت حما مسنون  

–سید محمد تقوی اهرمی -1394-,ویرایش جدید ابان 1395         

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت