ویژگی ها

قیامت از دیدگاه علم و قرآن- نظریه جدید-قسمت اول


قیامت از دیدگاه علم و قرآن - نظریه جدید-قسمت اول


در قرآن مجید موضوع مرگ به دو مفهوم آمده است. اول مرگ همراه با حیات یا موت والحیات بعنوان یک قانون طبیعی که اساس حیات کلیه موجودات وانسان با این قانون کلی تداوم می یابد - تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ- والا مقام است خدائی که فرمانروائی جهان مادی از اوست و سیطره قدرت او تمام جهان را فراگرفته همان کسی که مرگ و حیات را پدید آورده است تا شما را دربوته آزمایش برای رسیدن به بهترین عمل قرار دهد و او آمرزگار و بخشاینده است سوره ملک آیه 1و2. در قرآن از خلق موت والحیات بعنوان یک پدیده سخن بمیان آورده است واستمرار آن برای آزمایش احسن عملا است.

دوم مرگ به عنوان پایان زندگی دنیا. مرگ به این مفهوم همیشه با قیامت و روز جزا آورده شده و مرگ تذکری است به انسان که قیامت  حق است و می آید وبا توجه به قیامت انسان باید رفتار و کردار خدا پسندانه داشته باشد. موضوع موت والحیات مفصلا در مقاله موت و الحیات به عنوان یک پدیده تجدید شونده درقران بحث شده است و این مقاله به موضوع دوم یعنی قیامت از نظر علم البته علم فیزیک و زیست شناسی و قرآن بحث میشود که انشائلله در چند مقاله و به مرور در سایت منتشر میشود. 


مرگ بعنوان مقوله مستقل و تفکیک ازقانون یکپارچه موت و حیات در آیات بیشماری آمده است و هر کدام با توجه به متن و سیاق آیه مفهوم خود را دارد. قبل از پرداختن به این موضوع اشاره ای کوتاه به تناسخ در قران داشته باشیم که ذهن را از آن پاک و خالی کنیم تا بتوانیم با وبال خاطر به مطلب خودمان به پردازیم. مسئله زنده شدن دوباره یک انسان خاص بعد از مرگ و در زمین  یک امر قانونمند حیات نیست. به عبارتی تناسخ یعنی زنده شدن دو باره یک فرد و یا افراد خاص بعد از مرگ طبیعی و این خلاف سنت الهی است که در آن تغییری وتبدیلی نیست. مواردی که قرآن اشاره کرده یک پدیده خاص خارج از ضوابط و قوانین حاکم بر جهان مادی است که امری است استثنائی و معجزه است که در ارتباط با پیامبران الهی است که خداوند متعال در برهه ای از زمان برای نشان دادن قدرت خود و از آن برای هدایت بشر استفاده کرده است. زنده شدن تعدادی از افراد بنی اسرائیل و با حضور حضرت موسی (ع) یک معجزه است و یک استثنائ همانند تبدیل شدن آتش به گلستان برای حضرت ابراهیم (ع) و اژدها شدن عصای حضرت موسی (ع) و امثالهم این ها را نباید به حساب کلی و قانون طبیعت گذاشت. خداوند متعال در دوران  گذشته که رشد و شعور انسان برای درک واقعیت توحید و معاد در مراحل اولیه قرارداشته است از معجزات استفاده کرده است. اگر این معجزات در دوران گذشته اتفاق نمی افتاد مسئله توحید و معاد و قدرت ذات باریتعالی جا نیفتاده بود و چنین شد که بر باور مردم نشست .

کلمات قیامت ومعاد از بدو خلقت انسان وهمزمان با ظهور آدم به عنوان اولین انسان تکامل یافته وسایر پیامبران ادیان توحیدی همراه با بسیاری از مفاهیم و کلمات قرآنی مانند هفت آسمان، خلقت کیهان در شش روز و امثالهم در فرهنگ بشر امروز وارد شد ولی بدلیل عدم رشد فکری و نبودن امکانات ثبت و ضبط ، این کلمات در اذهان انسان ها باقی میماند و به مرور زمان ماهیت و اصالت خود را به عنوان سند دست اول کلام خدا از دست می دهد و با خرافات و برداشت های ذهنی افراد مخلوط و به نسل های آینده منتقل شد. در زمان حضرت رسول اکرم (ص) انسان با پیشرفت های علمی خود به شعور تکامل یافته تری دست یافته و توانسته است اطلاعات خود را به طرق مختلفی ضبط و ثبت نماید. بنابراین زنجیره نبوت و رسالت پایان میپذیرد و کلام خداوند دست نخورده برای نسل های آینده محفوظ و منتقل گردید. امروزه انسان توانست دانش خود را نسبت به پدیده های جهان مادی بالا ببرد ودرعصر حاضر دیگر نیازی به معجزه نمیباشد و کلام خداوند معجزه است. البته مواردی در طبیعت اتفاق می افتد که امری خارق العاده است چرا خارق العاده، زیرا از چهارچوب قوانین مادی بیرون است اینها  اموری است که تحت اراده و امر خدا انجام میشود و باز جنبه معجزه دارد ولی نه بصورتی که در زمان پیامبران الهی رخ میداد و نه برای هدایت انسان ها.

داستان خضر نبی و حضرت موسی (ع) نمونه آن است که همچنان ادامه دارد و حاکی از اراده  قدرت ما فوق جهان مادی است و خواست الهی است. بنابراین زنده شدن مردگان در گذشته صرفا یک امر استثنائی و معجزه و خارج از قوانین طبیعی بوده است و جنبه عمومی نداشته است و این ارتباطی با تناسخ بعنوان یک پدیده مستمرندارد. با پایان یافتن  استمرار پروسه نبوت با مبعوث شدن حضرت محمد (ص) بعنوان خاتم النبیین  خداوند با کلام خود در قرآن مجید معجزه می آفریند و پوشانندگان حقیقت را یعنی کسانیکه واقعیت های قرآنی را  می پوشانند برطرف میکند.

وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ. "خداوند این چنین اراده کرده که با انتخاب کلمات حق را بیان کند"

کلمات در مفاهیم قرآن نقش اساسی بازی میکنند. الیته باز هم تاکید میشود قرآن کتاب هدایت بشر است نه تشریح علوم طبیعی و فیزیک. منتهی از معجزات خداوند است که لابلای متون ارشادی کلماتی خاص بیان میکند که ما را به سوی مطلب علمی سوق میدهد و صرفا برای تشهیذ ذهن و تعقل است. این کلمات متشابهات هستند و با پیشرفت علوم طبیعی بمرور ماهیت کلمات روشن میشود پس موارد استثنا در زنده شدن قومی آنهم در حضور یک پیامبر را که معدود هستند باید به حساب معجزه گذاشت و ارتباطی با تناسخ ندارد.

أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ- وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ مگر نديده‏ اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها بازنمى‏گردند (۳۱-یاسین. این ایه دلیل محکمی است که آنان که هلاک شدند دیگر تحت هیچ عنوانی زنده نمیشوند و همگی در پیشگاه خداوند ظاهر میشوند. ابتدا آیات چند در مورد مرگ و زنده شدن در قیامت نقل میشود و سپس وارد شیوه های احتمالی علمی آن میشویم که خداوند متعال به چه روش علمی مجددا زنده میکند.

دو نظریه قابل تصور است.

اول خلق جدید بر اساس نظریه تله پورتیشن کوانتومی ، دوم براساس نظریه جهان موازی و هر دو بر پایه  کتاب مبین یا نظام ذخیره اطلاعات یا باصطلاح علمی امروزی ذخیره شده در هارد دیسک فوق العاده عظیم خلقت استوار هستند. با اشاره به آیات قرآنی در سوره جاثیه  و سوره یاسین  که مراحل قیامت براساس زمانبندی شرح داد ه شده  بحث در باره قیامت را شروع میکنیم. آیات زیر و ترجمه آن از سایت دانشنامه اسلامی استفاده شده –سوره جاثیه آیات 22 الی 29


وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ -22

"و خدا آسمانها و زمین را به حق بیافرید تا هر کسی را برابر کاری که کرده است پاداش دهد و به آنها ستم نشود" (توجه شود به متن آیه خلقت آسمان ها و زمین برای امر قیامت صورت گرفته است. حال آسمان ها و زمین به معنی هفت جو زمین است یا کیهان باید به سیاق ایه توجه شود در اینجا با توجه به اشاره به قیامت وعملکرد انسان ها احتمال بیشتر منظور جو و زمین است چرا که در آن امر حیات اتفاق افتاده. امرحیات درهفت طبقه جو زمین(سموات) و زمین  صورت گرفته.


أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ -23
"آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر دیدگانش پرده افکند، دیده ای ؟ اگر خدا هدایت نکند چه کسی او را هدایت خواهد کرد ؟ چرا پند نمی  گیرید "

اشاره زیبائی که خداوند میفرماید مختص دانشمندان علوم است نه افراد عادی. کسانیکه با علم خود به جای بزرگی میرسند و پدیده مهم علمی را کشف میکنند. مثلا اعلام میکنند که کیهان خود خود را ایجاد کرده و نقش خداوند را انکار میکنند این نظر علمی آنها به آنها این جسارت را میدهد که خدا را منکر شوند که در حقیقت نظر علمی نیست هوس آنها است زیرا دانشمند تا یقین نداشته باشد اعلام نمیکند علم بر پایه یقین است. خداوند میفرماید از راه علمشان آن ها گمراه شدند. حال با این دید آیه را مرور کنید چقدر زیبا است .


وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ -24


"و گفتند: جز زندگی دنیوی ما هیچ نیست می میریم و زنده می شویم و ما را جز دهر هلاک نکند، آنان را بدان دانشی نیست و جز در پنداری نیستند. این یک ظن و گمان است که خارج از این دنیا خبری نیست آنها علم کافی در این مورد ندارند. (میگویند حیات دنیا یک مرگ و زندگی بیش نیست و دیگر خبری نیست آنها علم آنرا ندارند .چیزی را میگویند که علم آنرا ندارند و این یک خیال بیش نیست. خداوند نفرموده چیزی میگویند که نمی دانند.

اشاره به علم است آن هم ارتباط علمی قیامت را میرساند. دنیا و آخرت دو پدیده مادی هستند و درهر دو پدیده حیات مادی شکل میگیرد. باستناد آیات بیشمار در قرآن بخصوص در سوره الرحمن و یاسین زندگی درآخرت ماهیت مادی دارد. انسان مومن از میوه جات استفاده میکند گوشت بهترین پرندگان را تناول میکند  خیرات الحسنات دارد. بنابراین  انسان های مومن از مواهب مادی بهره مند میشوند پس آخرت دنباله همین جهان مادی است.
25
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
و چون آیات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود، می گویند اگر راست می گویید، پدران ما را زنده کنید
26


قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
"بگو: خداست که شما را زنده می کند، پس می میراند و سپس همه را در روز قیامت که شکی در آن نیست گرد می آورد ولی بیشتر مردم نمی دانند ". بیشتر مردم علم آن را ندارند. خداوند انسان را از خاک و نطفه خلق کرد و او را مانند گیاه که از خاک مرده پدید می آید همینطورهم انسان را مطابق قانون تکثیر پذیری موجودات زنده از جائی که مطلقا وجود ندارد زنده میکند بوسیله جفت گیری و سپس از نطفه و بعد میمیراند براساس قوانین حاکم بر حیات وسپس در قیامت باز هم زنده میکند. یحییکم خلق نیست استمرار حیات است. خلق یکبار در زمین اولیه و از خاک و نطفه صورت گرفت.
27
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ
"از آن خداوند است فرمانروایی آسمان و زمین و آن روز که قیامت برپا شود، اهل باطل زیان خواهند کرد کیهان ملک خداوند است و اینجا شاید منظور هفت آسمان و زمین باشد (منظورهفت طبقه جو زمین و خود زمین ) روزی که قیامت بر پا میشود الی آخر در باره مفاهیم سموات والارض در مقالات مربوطه مشروحا بیان شده است. خداوند در این آیه چه چیزی را میخواهد به انسان بفهماند .چرا کیهان را به قیامت میچسباند. یعنی جهان مادی را به قیامت. آیه مفهوم بسیار زیبائی را به ما تفیهیم میکند قیامت ریشه در دنیای مادی دارد. بهم ارتباط دارند.
28
وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
هر امتی را بینی که به زانو در آمده است و هر امتی را برای گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنین روزی در برابر اعمالی که کرده اید پاداش می بینید (کتاب مبین  که نامه عمل هر کس در آن است در قیامت ابزار کار و بررسی است که به آن اشاره میشود)
29
هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
"این نوشته ماست که به حق سخن می گوید، زیرا ما کارهایی را که می کرده اید می نوشته ایم ". همه وقایع در دنیا  و رفتار و کردار انسان در کتاب مبین ذخیره شده و آن را در قیامت باز میکنند. در این کتاب هر چه نوشته شده بر اساس حق است و ما تمامی اعمال شما را  کپی بر داری کرده ایم. قبل از وارد شدن به موضوع قیامت  توجه کنیم که در زمان بروز قیامت  کیهان بر چیده شده و زمین و آسمان زمین (هفت جو زمین) دیگر وجود ندارند-

يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ-سوره ابراهیم –زمین به زمین دیگر تبدیل میشود وهفت جو آن نیز همینطور.    

  دراین ردیف آیات مفهوم کلی زنده شدن در قیامت و فلسفه آن بوضوح شرح داده شده که نیازی به تفسیر نیست .خداوند در آیه 26 این سوره در پاسخ به منکران حیات دو باره در قیامت میفرماید: خداوند شما را خلق میکند طبق قانون حیات در زمین و سپس طبق همان قانون میمیراند و سپس ابتدا شما را زنده میکند و بالاخره میعاد با خداوند فرا میرسد و همه در حضور باریتعالی برای حسابرسی قیام میکنند

ثم يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ و این روز را قیامت گویند .یوم تقوم الساعته.درآیه 29 بیان جالبی دارد که اساس بحث ما را در آینده تشکیل میدهد. این کلام نوشته شده خدا است که براساس حق است زیرا تمامی کارها بد و خوب که در زندگی میکردید  ضبط و ذخیره و انتقال داده شده. بحث ضبط کردن این داده ها و چگونگی انتقال آنها از دنیای مادی به قیامت وهویت قیامت و آیا مادی است و یا معنوی و نظر قرآن وعلم (در باره امکان علمی زنده شدن دو باره و چگونگی انتقال داده ها از این دنیا به آن دنیا) چیست. این اساس بحث ما را تشکیل میدهد.

بعبارتی با عینک علوم طبیعی به آیات در باره قیامت نگاه کنیم .

قبل از وارد شدن به این مقوله چند آیه دیگر را مرور میکنیم تا مفهوم بحث آینده بهتر درک شود. کافران در روز جزا در حالی که در آتش دوزخ قرار دارند زمزمه میکنند و میگویند بار پروردگارا ما را دو بار بمی راندی و دو بار زنده کردی ما توبه میکنیم آیا راهی برای برون رفت از این وضعیت برای ما وجود دارد.

قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوج مِنْ سَبِیل سوره مومن-.دو بار زنده شدن انسان واضح است یکبار در زمین و از نطفه مرد و زن. خلقت انسان بطورعام  در چهار چوب حیات از حما مسنون و در سنگ رس آغاز  شد و تکامل یافت. بشر بود و سپس تکامل یافت و انسان تکامل یافته شد و روح خداوند را دریافت کرد و برگزیده شد که بصورت آدم تجلی یافت و نسل انسان ها از اوست و نسل انسان ها بطور مستمر همانند تمامی پدیده ها از جفت گیری و نطفه زنده میشوند که بازآفرینی خلق است. دو مرگ داشتن موردی است که باید از آیات قیامت دلیل آنرا پیدا کنیم که تا کنون دلیل قانع کننده ای از نظر آیات نرسیده ام و فعلا به بحث خود ادامه میدهیم. 

رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ -11ق "انسان همانند سایر موجودات زنده با استفاده از غذای بیولوژیکی-رزقا للعباد- و مانند زمین مرده که حیات می یابد  از زمین توسط نطفه زنده میشود وغذای بیولوژیکی عامل اصلی زنده شدن انسان از نطفه است و این زنده شدن در این زمین فقط یک بار است و یک بار هم مرگ او را در مییابد و با همین جسم خاکی در معاد زنده میشود. پس هر فرد دو بار زنده میشود و دو بار هم مرگ دارد.

عالم برزخ محیطی مادی نیست که عارضه مادی مرگ بر آن مستولی شود

عالم برزخ روح هم نیست که روح امر خداوند است  و پس از مرگ از انسان جدا میشود و منتظر دستور خداوند می ماند تا در روز قیامت بر اساس داده ها و کد ها  به ساختار بدنی مختص خود وارد شود. هر روح دارای یک کد است که بمحض زنده شدن جسم متعلق به آن فورا به آن میپیوندد و این عمل بصورت اتوماتیک و بر اساس امر ودستور خداوند در نهاد این دو پدیده روح و جسم نهادینه شده است. و این خواست خدا است. مثالی میزنیم. فرض میکنیم اگر جسم انسان در زمان بسیار سریع و قبل از اینکه روح از بدن مفارقت نماید بروش علمی سرد و یخ بزند و بعد از صد ها سال باز هم بروش علمی که به بافت های سلول ها لطمه نخورد از یخ زدگی خارج شود بمحض بروز آثار حیات در جسم روح جسم خود را پیدا میکند و شخص زنده میشود چرا که در نهاد این دو پدیده ارتباط تنگاتنگ روح و جسم بعنوان دستور خدا نهفته است موضوع پروسه یخ زدن را علم دارد بررسی میکند و دارد جنبه علمی بخود میگیرد. برزخ عالمی است که کلیه اطلاعات ساختار مادی و معنوی یک فرد درآن میماند و تا قیامت دست نخورده باقی می ماند تا درآن زمان بر اساس روش خداوند این اطلاعات و کد های حیا تی و خصیصه های فردی در زمین دیگری که خداوند خلق کرده و آماده نگه داشته بکار گرفته شود. پس برزخ حد واصل دو مرحله است مرحله مرگ و بعثت در معاد.

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ 100 مومنون.-

"شايد من در آنچه و انهاده‏ ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد". در حقیقت رابط این دنیا و دنیای دیگرکه بسیار مهم است برزخ است تنها اثری که از موجودات زنده و انسان پس از مرگ و نابود شدن و خاک شدن استخوان ها باقی میماند اطلاعات ساختار بدنی و اعمال گذشته در دنیا است که  در برزخ و در کتاب مبین ذخیره ونگه داری میشود و مسلما یک ملک مدیریت آن را برعهده دارد و از جانب خداوند متعال بر این ماموریت منسوب شده است .با استناد بر آیات قرآن آن ملک عزرائیل است.

 اساس وادله وشواهدی که مبنای کیفر اعمال در قیامت قرار میگیرد اطلاعات فردی نهفته در ژن های یک انسان به عنوان کد حیاتی فردی می باشد. درهرسلول موجود زنده و انسان یک ژن دو قسمتی راست و چپ است که  در هم پیچیده اند وکلیه ا طلاعات ساختاربدنی ورفتار فردی در آن ضبط ونگه داری شده است.بعبارتی میلیارد ها ژن موجود زنده هر کدام هویت واحد دارند و همزمان تمامی تغییرات رفتاری وعادتی واکتسابی فرد در همه ژن ها ثبت و ضبط میشود. عاملی که دستورات لازم را به تمامی ژن ها میدهد که همه با هم تغییرات رفتاری و کرداری را ثبت کنند عاملی است با شعور که  مامور کنترل نرم افزاری ضبط اطلاعات است.

میلیارد ها سلول در یک چشم بهم زدن و باه م اطلاعات را ضبط میکنند. در یک ژن آخرین ویژه گی های ساختاری ور فتاری فرد وجود دارد و این اطلاعات توسط سیستم خاصی و احتمالا از طریق روح که امر و دستور خداوند در بدن انسان و سایر موجودات است به محل ذخیره داده های نظام خلقت انتقال و ضبط و نگه داری میشود و آن کتاب مبین یا امام مبین است که در قرآن کرارا اشاره شده است. دانشمندان میتوانند با بدست آوردن این کد از بقایای موجود زنده درتکه هائی از استخوان و یا بافت زنده و مرده  به ساختار بدنی آن دست یابند مامورین ثبت کلیه اطلاعات ژنتیکی  فرد را درDNA آن فرد ضبط میکنند و توسط سیستم پیچیده تنظیم شده از ساختار مادی به مرکز ذخیره داده ها ( کتاب مبین) درعالم غیب انتقال می یابند. سیستم انتقال هر کدام با کد های خاص و علامت گذاری شده  صورت میکیرد. چگونه این داده ها از بدن انسان که مادی است به کتاب مبین یا حافظه مرکزی که ماورائ ماده است منتقل میشود. بحث اصلی این مقاله است که امیدواریم علاقمندان با حوصله و صبرموضوع را به پایان ببرند به دلیل طولانی شدن این نوشتار ادامه بحث را درمقاله قیامت از دیدگاه علم کوانتوم و قرآن ملاحظه فرمائید. این ایده یک برداشت شخصی بر اساس آیه های قرآن است و بهتربگوئیم یک نظریه است برای تشهیذ اذهان و مطالب این مقاله بیشتر با علم فیزیک تداخل دارد.

کلید حل علمی موضوع  قیامت در علم فیزیک و آنهم  فیزیک کوانتوم نهفته است در سوره ق آیات 1 الی آخرموضوع قیامت و ارتباط آن با کتاب مبین و سیستم ذخائر اطلاعات و عامل ژنتیک DNA و دو مولفه راست و چپ درآن وانتقال داده ها به کتاب مبین و کار برد آن در قیامت مشروحا بیان فرموده  که در مقاله علم فیزیک و قیامت درقرآن-نظریه جدید-  به آن اشاره شده است. سید محمد تقوی اهرمی 15 آذر ماه  1393ویرایش جدید واصلاحیه اسفند 1395 آخرین ویرایش اسفند 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت