ویژگی ها

کشف آب در مریخ حقانیت اعجاز قران را تائید میکند

 


کشف آب در مریخ حقانیت اعجاز قرآن را تائید میکند


آب مایه حیات است .دانشمندان تاکنون انشائ حیات را در کره زمین میدانستند و برخی هم معتقد بودند آثار حیات در سیارات وحتی خورده سیارات منظومه شمسی وجود دارد وبررسی های به عمل آمده بر روی شهاب سنگ ها این نظریه را تائید نمود. قرآن مجید انشائ اولیه  حیات را هم زمان با خلق شدن ماده در انبساط کیهان  میداند .بر اساس این نظریه قرآن  آثار حیات باید در سایر سیارات در کل جهان مادی وجود داشته باشد .قبل از اشاره به آیات مربوطه خلاصه کوتاهی در باره خلقت کیهان از نظر علم وقران داشته باشیم .کیهان درآغاز در محدوده بسیار کوچک وفوق العاده فشرده قرار داشت بنام محدوده پلانک که ده به توان منهای 43 ثانیه پس از بیگ بانگ به وجود آمده بود وعلم فیزیک آنرا زینگولاریته کیهانی مینامد .به فارسی تکینگی وبه عربی احدیت معنی میدهد

احدیت محدوده فوق العاده چگال ،فشرده وبسته بود وبه یک لحظه ازهم بازمیشود و بسرعت منبسط میشود .این لحظه را علم فیزیک لحظه انبساط کیهان مینامد .دراین لحظه ماده شروع به خلق شدن میکند.ذرات بنیادی در آغازانبساط کیهان امکان بروزمی یابند وفوتون ها ،الکترون ها ،نویترینوز ها واضداد آنها بنا به نظریه دانشمندان فیزیک ازجمله پرفسور واین برگ فیزیکدان برجسته آمریکائی کیهان در شش دوره و در زمان تنها حدود سه دقیقه خلق میشود و98 درصد ساختار مادی آن شکل میگیرد. بنابراین لحظه آغاز خلق ماده شروع انبساط کیهان است .این را علم میگوید واما نظر قرآن: در آیات قرآن برای پیدایش کیهان از سه نوع جمله استفاده میکند که هر کدام معنی خاص خود را دارد .

بدیع السموات والارض ،فاطرالسموات والارض وخلق السموات والارض .هنگامیکه چگونگی ایجاد کیهان مطرح میشود از این سه کلمه استفاده میشود ودر موارد کلی جمله کل شیئ وکل خلق بکار برده میشود .ابداع به معنی ایجاد ازهیچ است خداوند درقران و درسوره اخلاص خود را احد مینامد وصمد .احد وصمد دو صفت ذاتی خداوند است وفقط یکبار در قران به آن اشاره شده است .احدیت وصمدیت به مفهوم بسیط بودن وفشرده بودن معنی میدهد که از ذات خداوند انشائ شده ودر این محدوده فقط نور ذات باریتعالی تجلی داشته واز این نور که بسیار فشرده وتوپروقدرتمند است کیهان خلق میشود. درقران آمده که حضرت موسی تقاضای دیدن خداوند را میکند وپاسخ می شنود که تو هرگز نمی توانی مرا به بینی یعنی ساختار مادی تو تحمل دیدن مرا ندارد وتنها بارقه ای از نور خداوند بر کوه مقابل حضرت موسی تجلی میکند وکوه دراثر تجلی این نورازجا کنده وپودر میشود .خداوند این را در قالب یک داستان برای ما شرح میدهد ومیخواهد بگوید  نورخداوند که از ذات او سرپشمه میگیرد .نور علی النوراست (انرژی ناب)بسیار فشرده بسیط وبه تعبیر قرآن صمد است که کیهان را از آن آفرید فوق العاده فشرده وچگال است و در ایه نور هم میفرماید الله نورالسموات والارض .خداوند نور کیهان است

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون.-ابداع کننده کیهان ازهیچ ( ابداع به معنی ایجاد از هیچ است ،هیچ تعریف مادی است وقتی واده ای در کار نباشد هیچ است) وهنگامیکه امر واراده ذات باریتعالی بر ایجاد قرار گرفت میفرماید باش ودر یک آن میشود .امر خداوند از عالم غیب نشات میگیرد

وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ  نحل 77-عالم غیب از آن خداوند است وایجاد آنی امر خداوند ازیک چشم بهم زدن نیز کمتر است . این مرحله که ابداع انجام میشود تا مرحله فطر السموات والارض یعنی انبساط کیهان در قران محدوده احدیت است.ایه101 سوره انعام نشان میدهد که ابداع وخلق کیهان دو مقوله جدا ازهم هستند . یعنی دردوزمان اتفاق افتاده واول بدیع است وبعدا خلق .بسیاری هر سه عنوان بدیع وفاطر وخلق را همه خلق کردن تفسیر کرده اند که بنظر درست نمی آید هر کلمه معنی خاص خود رادارد وخلق کردن یعنی ایجاد کردن از چیزی به عنوان سنگ بنای اولیه برای اولین بار.

علامه طباطبائی رحمته الله علیه درتفسیر المیزان معانی هرسه کلمه را دقیقا بیان داشته است .ارتباط این کلمات با مفاهیم علمی از یافته های اینجانب است با استفاده ازآیات الهی در طبیعت که به تعبیر قران آنهم آیه است ومیتوان به آن برای تاویل یک ایه متشابه استفاده کرد. 

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ-

بداع کننده کیهان خداوند است واو نه فرزند دارد ونه همسری که برایش فرزند بیاورد به عبارتی خداوند بسیط است وخلق کننده کیهان وبرتمامی جهان مادی اشراف علمی دارد. پس اول ابداع است ازخداوند بسیط وسپس خلق کل شیئ (خلق کیهان )است .حال وقتی ازفطرهن صحبت به میان می آورد به معنی باز کردن کیهان مشخص است که منظور بین این دومرحله است. خداوند درقرآن مشهودات عالم مادی را آیات الهی مینامد ودرکنارآیات قران قرارمیدهد .پس برای روشن شدن مفاهیم قرانی باید ازهردو آیات استفاده بشود.نشانه های خداوند در جوزمین وزمین وچگونگی پیدایش کیهان همه آیات خداوند هستند درکنار آیات مندرج درقرآن برای تاویل آیات متشابه که همه درارتباط با پدیده های علمی است باید از مشهودات جهان مادی هم استفاده کرد. علم در تاویل این آیات باید نقش اساسی بازی کند. .آیه 79 سوره انعام میفرماید:

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ -حضرت ابراهیم میفرماید:من روی به کسی می آورم که من را از آغاز انبساط کیهان آفرید (فطرنی من را باز کرد، من را از مرحله باز کردن آفرید) است و من مشرک نیستم. با مطالب عنوان شده فوق تا اندازه ای با مفاهیم سه کلمه ابداع ، فطر آشنا شدیم .در مفاهیم ایات باید تفکر وتعقل کرد وچرائی انتخاب یک کلمه را بدست آورد.

خلق به معنی ایجاد از چیزی دیگر به عنوان ماده اولیه آن. مثلا کیهان را خداوند در شش دوره خلق کرد از ذرات بنیادی که در ابتدای انبساط کیهان به وجود آمد .قبل ازآن ابداع وفطرهن است که هردو به معنی ایجاد از هیچ .انشائ به معنی ایجاد از چیز دیگر وادامه آن با هدایت وفسوی تا رسیدن به هدف مطلوب یعنی شکل دادن تا هدف مورد نظرآن پدیده .فرق انشائ وخلق دراین است که خلق ایجاد یک پدیده تا ظهورآن است وادامه آن خلق دیگراست .مثلا نطفه خلق میشود وخلق بعدی علقه است وانشائ دردرون خود خلق های دیگر دارد. اکنون برمی گردیم به اساس بحث ما

کشف آب در مریخ واعجاز قرآن .

هدف ازآفرینش درقرآن خلقت حیات و دردرون آن موجودات زنده وانسان است. حیات از مرحله انبساط کیهان انشائ شد. این نظرعلمی قرآن است اگر دانشمندان فیزیک واختر شناسی با مفاهیم قران آشنا بودند از کشف آب درمریخ چندان هیجان زده نمیشدند. وقتی قران میفرماید انشائ انسان ازفطرهن است یعنی برنامه ریزی تدوین شده ومشیت الهی دربدو پیدایش کیهان برایجاد آب وحیات قرار داشت واین برنامه به عنوان یک نرم افزاردردل کیهان قرارداده شد وهرنقطه از کیهان که شرایط ازپیش تعیین شده را دریافت کند حیات وآب درآن پیدا میشود. برخی مانند زمین تمامی شرایط لازم برای حیات را دارا شدند وحیات بطورکامل درآن ایجاد شد وبرخی از سیارات مانند مریخ تا مرحله پیدایش اب شرایط لازم را کسب کردند وسپس حیات درانها متوقف شد. در بسیاری ازشهاب سنگ ها ازمریخ پیشرفته تربودند وتوانستند ازمرحله اب هم فراتر روند تا بروزمرحله ایجاد ملکول های اولیه حیات ولی به مرحله بعدی ازآن نتوانستند برسند. این بحث بسیار مهمعلمی است ازآنجائیکه اکثردانشمندان به تصادفی بودن پیدایش کیهان، کهکشان ها، منظومه شمسی وحیات درزمین اعتقاد دارند وهمه چیز را از دید تصادفی بودن نگاه میکنند به بسیاری از واقعیتهای موجود نمی رسند  ووقت خودشان را تلف میکنند تا آثاری ازحیات را مثلا در مریخ پیدا کنند .این خورده سیارات براساس نظریه علمی تکه های یک سیاره ازهم متلاشی شده منظومه شمسی بوده اند ودرآن سیاره تا ایجاد ملکول ها ی اب پروسه ایجاد حیات پیش رفت ومتلاشی شد. دربسیاری توده سیاه که دران ملکول های اولیه تشکیل حیات یافت شده وجود داشته اند که به تعبیر قران همان حما مسنون-اینجا کلیک کنید است .حما مسنون یعنی پیدایش ماکرو ملکول های ساده حیات که بر روی سفال داغ ته نشین وآب آن دفع شد. به چند ایه درارتباط با انشائ انسان ازانبساط کیهان توجه فرمائید .

قَالَ إِبْرَهِیمُ لاَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ- إِلا الَّذِی فَطرَنی فَإِنَّهُ سیهْدِینِ .

من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا ازفطرنی خلق کرد .سوره زخرف 26و27 -

وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-سوره یاسین چرا کسی را نپرستم که مرا از فطرنی خلق کرد وبازگشت بسوی او است. همه مفسرین کلمات ابداع،فطرهن،خلق وانشائ را خلق کردن معنی میکنند وبه عمق مفاهیم علمی آن توجه ندارند.

فطرنی یعنی باز کردن.در حقیقت معنی تحت الفظی این آیه این است خداوند مرا باز کرد- قران دراین آیات نفرموده مرا از فطرنی خلق کرد کلمه خلق دراین جا بکار برده نشده فقط میفرماید فطرنی. با توجه به آیه فاطر السموات والارض ،فطرنی یعنی ازآغاز انبساط کیهان به عبارتی انشائ انسان همراه با انبساط کیهان آغاز شد وانسان هدف تکامل یافته حیات است. ما آیه قرآن را کنار آیه خلقت کیهان ازدیدگاه علم میگذاریم ومتوجه میشویم که وقتی خداوند میفرماید من کیهان را باز کردم چه معنی میدهد. در قدیم متوجه منظورخداوند نمی شدند لذا هر سه کلمه را خلق معنی میکردند. جالب است که قران دراین آیه میفرماید الیه ترجعون یعنی همه کل شیئ یا جهان مادی به همان نقطه ای که خلقت انسان هدف نهائی حیات آغاز شد مجددا برمیگردد. مدل استاندارد کیهان .اینکه انسان به خدا برمیگردد امکان پذیر نیست محدوده احدیت جای ماده نیست. انسان جسم مادی دارد وبا همین جسم مادی برانگیخته خواهد شد. پس آیه بسیار زیبا میفرماید انسان از فطرنی یا لحظه انبساط کیهان انشائ میشود وبه همان جا برمیگردد درست به اولین لحظات بروزماده.کیهان از یکنقطهای فشرده وصمد آغاز شد ومجددا به همان نقطه فشرده وصمد برمیگردد. این کلمات خداوند را با دید علم اخترشناسی نگاه کنید واعجاز کلمات خدا را دریابید. انسان به احدیت راهی ندارد. احدیت حوزه مدیریت خداوند است وخصلت مادی ندارد. تنها انسان نیست که به آغاز انشائ حیات برمیگردد بلکه تمامی کل شیئ اعم ازماده زنده یا بیجان. یعنی کیهان به نقطه اول خلقت خود برمیگردند. این مطلب از نظر علم اختر شناسی بسیار مهم است .افسوس که دانشمندان فیزک واخترشناسی هنوزنمی دانند که درقرآن چه مطالب زیبائی که علم تشنه آن است وجود دارد.باور نمی کنند ،زیرا ایات قرآن را با تفکر وتعقل نمی خوانند. سوره یاسین با این عظمت کارش بر سرمزارانسان رونق دارد واز دید تعقل انسان خارج شده.اینرا میگویند مهجوریت قرآن. کیهان مانند طوماری درهم پیچیده میشود.طومار نامه ها را ابتدا می بستند یا لول میکردند وقتی میخواستند طومار را درحضورفردی که معمولا سلاطین بودند بخوانند وبالای آن را میگرفتند ویک دفعه ولش میکردند وبازمیشد .حال قران میفرماید کیهان را مانند طوماری که بازشده است سریع لول میکنیم وبه حالت اول درمی آوریم. چه تشبیه بسیار زیبائی از انبساط وبسته شدن کیهان. وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِه- قرآن کتابی هدایت گراست وبرای هدایت بشر بسوی ذات باریتعالی نازل شده وبیشتر آیات آن در باره پدیده های حیات ازاول آفرینش تاکنون است وآنها را نشانه های خود میداند ودر بسیاری از تمثیل ها از کلماتی استفاده کرده است که اشاره به یک موضوع علمی خاص دارد آن موضوع علمی خاص را تا علم آنرا شرح نداده نمی توانیم بیان کنیم وبرای این منظور است که خداوند درقرآن مجید میفرماید بزودی به شما نشان میدهیم درآفاق (کیهان) ودرنفس خودتان تا بدانید که خداوند واقعیت وحق است ومنظوروضوح موضوعات توسط علم است .ما هم باید با علم پیش برویم ونظرات غیرعلمی گذشتگان درباره کلمات متشابه که با علم کنونی همخوانی ندارد را اصلاح کنیم که خوشبختانه درفرهنگ شیعه این دید وجود دارد. گذشتگان آیات قرآن را با آخرین نظریه علمی تاویل کردند وحدود هزارسال میگذرد وما همچنان آن نظریه های منسوخ شده علمی را بر باور خود نشانده ایم وتکرارمیکنیم وبرشبهات میافزائیم وایات به این زیبائی را از اعتبار علمی می اندازیم چرا که نمی خواهیم تصورات ذهنی گدشتگان را کنار بگذاریم قران را براساس آن نظرات تاویل میکنیم چه گناه نا بخشودنی .درمورد جمع شدن کیهان به آیه توجه فرمائید .

- يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ 104- انبیائ" روزى كه آسمان(معنی فضا را میدهد) را همچون طومارنامه‏ ها درمى‏ پيچيم همان گونه كه بار نخست آفرينش آن را آغازكرديم دوباره آن را بازمى‏گردانيم وعده‏ اى است برعهده ما كه ما انجام دهنده آنيم".سمائ با توجه به کلمه  کما بدانا اول خلق درهمین آیه مراد خلقت (معنی خلق بصورت عام میدهد) اولیه کیهان است .افرادی میگویند وقتی استخوان های ما نابود شد واثری دیگر در زمین از آن بجای نمانده چگونه خداوند آنرا درباره خلق میکند و خداوند میفرماید-

قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا- "بگو سنگ باشيد يا آهن يا آفريده‏اى ازآنچه درخاطر شما بزرگ می‏نمايد [بازهم برانگيخته خواهيد شد] پس خواهند گفت چه كسى ما را بازمى‏گرداند بگو همان كس كه نخستين باراز فطرهن شما را پديد آورد [باز] سرهاى خود را به طرف تو تكان میدهند و میگويند آن كى خواهد بود بگو شايد كه نزديك باشد "(۵۱) اسرائ-کلمه قل الذی فطرکم اول مره گویای این مطلب است که اولا شالوده حیات درآغازانبساط کیهان گذاشته شد دوما با توجه به ایه قبلی والیه ترجعون قیامت درپایان برگشت جهان به به نقطه اغازین یعنی فطرنی ویا شبیه آن شروع میشود انبساط کیهان -اینجا کلیک کنید.ودنیای آن هم مادی است .هم آتش دوزخش مادی است وهم گل وسنبل وحورالعین همه مادی هستند. که بسیاربحث علمی جالبی دارد که انشائالله در آینده شرح خواهیم داد.در سوره یاسین هم آیه زیبائی در این زمینه دارد

قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيم –یاسین بگو خداوند کسی است که زنده میکند همانطور که اول مره انشائ کرد 79-

ایجا لازم است معنی کلمه انشائ را باز کنیم .انشائ محدوده ای است که یک پدیده ازآغاز شروع به درست شدن تا مرحله هدف نهائی آن پدیده که کامل میشود شده را شامل میشود .مثلا نشائ برنج ازکاشتن دانه جوانه زده برنج شروع میشود تا خوشه خشک شده که دانه اماده را درخود دارد .البته یک فاکتوردیگرهم دارد .نشائ باید تحت مراقبت وبرنامه ریزی زارع باشد ، آب بدهد، وجین بکند ،با آفات مبارزه کند وغیره .حال انشائ انسان از اول مره تا انسان کامل با روح خدا را شامل میشود البته با برنامه ریزی تدوین شده وکنترل شده ذات باریتعالی که درDNA وروح مستقر است.درانشائ ابداع نیست زیرا انشائ نیاز به ماده اولیه دارد ولی خلق های فراوان دارد .ذرات بنیادی باید خلق شوند پروتون ها ونوترونها خلق شوند ،الکترون ها با هسته اتم پیوند یابند واتم ها رابسازند وهمینطور خلق من طین ، من مائ مهین ،من صلصال وحما مسنون ونطفه همه این ها خلق بعد از خلق هستند و همه در درون انشائ انسان هستند هرمرحله ازیک خلق ایجاد یک پدیده جدید است برای اولین باروهرخلقی میشود بنای اولیه خلق بعدی .هیچ خلقی دو بارصورت نمیگیرد. وگرنه خلق نامیده نمیشود. خداوند میفرماید هنگامیکه کیهان را خلق کردم برنامه تدوین شده آنرا قبلا ریختم ودردل کیهان قراردادم مانند یک نرم افزاردردل یک کامپیوتر.نرم افزار را درون سیستم کیهان قرارداده وسپس به آن پرداختم وهدایتش کردم بسوی هدف نهائی .

و هو الذي خلق السموات و الارض في ستّة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً و لئن قلت انّكم مبعوثون من بعد الموت ليقولنّ الذين كفروا ان هذا الا سحرٌ مبين-7 هود -خداوند کسی است که کیهان را در شش روز خلق کرد درحالی که عرش او برآب قرارداشت تا شما را در بوته آزمایش قراردهد وبهترین عمل را بیرون آورد وهنگامیکه گفته میشود شما را دوبار زنده میکنیم کافران گویند این یک سحر اشکار است "–عرش محل تدبیر امور است وبه زبان امروزی مدیریت پروژه زیرا سلاطین بربالای تخت خود مینشستند وطرح وبرنامه های خود را اعلام میکردند وبعد دستوراجرا صادر میشد. کلمات تدوین ،طرح وبرنامه، مدیریت وغیره همه لغات مدرن امروزی هستند. خداوند در قالب کلمات هنگام نزول آیات مفاهیم را بصورت کلمات متشابه بیان میفرمود .امروزه ما مفهوم را میتوانیم درک کنتیم .کنترل حرارتی کیهان بعد از انبساط به انجا ختم شد که دو عنصرئیدروژن وهلیوم درسه دقیقه اول عناصر غالب بودند. وفورئیدروژن ونسبت مشخص هلیوم وکنترل حرارت آب را در تمامی سیارات نهادینه کرد وهر جا آب ایجاد شد وشرایط مساعد حیات هم درآن جا بروز کرد .پس بنابراین طبیعی است که درسیارات بویژه منظومه شمسی که همه همراه خود خورشید از یک توده ابرخورشیدی جدا شدند وطی یک الگوی واحد واز یک قانون تبعیت کردند وهرکدام بر اساس حجم خود وشرایط غالب برآنها  وقرارگرفتن درمدارتعیین شده از پروسه حیات گذشتند وهر کدام سهمی مطابق شرایط به وجود امده بهره مند شدند .خورشید به دلیل حجم بسیار بزرگ خود همچنان دوره تکامل اتمی را میگذراند در حالی که زمین این دوره را بسرعت طی کرد وسیاره مریخ خارج از کمربند حیات قرارگرفت وبه محض ایجاد آب درآن یخ زد وحیات درآن متوقف شد .البته باید انتظار داشت که دمراحل اولیه ایجاد آب مقداریهم ملکول های آلی ساده هم درآن یافت شود .واین مطلب را میتوان بسادگی پیش بینی گرد بر اساس نظریه قران.اشکال اساسی دانشمندان فیزیک دراین است که همه چیز را با تصادفی بودن قبول دارند وقرآن نظارت وهدایت وشکل دادن را طبق الگوی خلاقیت خود اعلام میکند الذی خلقک فسواک وفعدلک.بنابراین پیدایش اب درمریخ چندان مهم ودوراز انتظار نبوده است .

در خاتمه این مقاله به یک آیه مهم در باره نفخ فی الصوردر پیدایش اولیه کیهان که علم آن را بیگ بانگ مینامد اشاره کنیم .دقت فرمائید این ایه در 1400 سال قبل وحی شده است

. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿۷۳﴾ انعام-خداوند کسی است که کیهان را به حق آفرید در روزی که فرمود باش وشد وروزی که در صور دمیده میشود ازآن خداوند است دانای غیب وشهاده است وحکیم خبیر.اشاره به عالم غیب وعالم شهاده وتشبیه صورودمیدن درآن وخلق شدن کیهان دریک آن توجه فرمائید .چرا خداوند کلمه صور یا شیپور را برای پیدایش کیهان انتخاب کرد. به مدل استاندارد کیهان نگاه کنید تاریخه آن بر شیپور استوار است .

البته در تفاسیرنفخ فی الصور را مخصوص قیامت میدانند واز این جهت به مفهوم واقعی این ایه توجه نشده است .میفرماید در روزی که نفخ فی الصور دمیده شد که اول پیدایش کیهان باشد محدوده خداوند است وکیهان هم از احدیت یعنی عالم غیب وبا فرمان خداوند ( دمیدن در صور) به یکباره ایجاد شد .استفاده از کلمه صور که در مفاهیم وادبیات عرب به معنی وسیله ای بوده که مخروطی شکل بوده ودرته باریک آن دمیده میشد واز دهانه گشاد ان صدای تقویت شده بیرون می آمد و درجنگ ها فرمان ودستور حمله توسظ ان صادر میشد وتشبیه آن مفهوم فرمان وامر الهی را میرساند ودر ضمن حالت مخروطی آن روند شکل گرفتن انبساط کیهان را نشان میدهد .خداوند در قران مکررا میفرماید ما مثال ها را برای مردم میزنیم تا درباره آن تفکروتعقل کنند. مثال دوجنبه دارد جنبه ظاهری جمله وجنبه چیزی که منظوران مثل است وما باید مفهوم مثال را ازان بیرون آوریم .سید محمد تقوی اهرمی مهر ماه 1394-ویرایش جدید فروردین 1396-خرداد1397




 

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت