ویژگی ها

هفت آسمان قرآن در بند ذهنیات ما


 هفت آسمان در بند ذهنیات ما

مقدمه نوشتار

کلمه هفت آسمان درقرآن اززمان های گذشته دوربا نظرات علمی زمان خود مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. علما ومفسرین بنام ازآن تعبیرات برای تفسیراستفاده کرده اند وروش فهم آیات متشابه هم بجای تفکروتعقل خودمان درآیات که یک دستورموکد خداوند درقرآن است به روایات کهن مراجعه مینمایند وازآنجائیکه برباوربسیاری نشسته است سعی نمیشود همچون گذشتگان که به علم روزمراجعه کردند ما هم به علم روز برای فهم آیات رجوع کنیم تمامی شبهات ایجاد شده دراین زمینه هم براساس مقایسه روایات درباره آیات متشابه با علم روزهزارسال قبل پیش امده است.

دراین نوشتار سعی میشود با استناد به آیات درقرآن نگاهی هم به تطبیق آیات با علم روزداشته باشیم کاری که گذشتگان کردند. سه کلمه کلیدی ومهم که میتواند راهگشای بسیاری ازرفع شبهات پدیده های خلقت جهان باشد عبارتند ازابداع، فاطروخلق است که اگرمفاهیم این سه کلمات برای ما روشن شود واگراعتقاد راسخ داشته باشیم که مفاهیم کلمات متشابه درخلقت کائنات درقران از یک روش منظم وهماهنگ پیروی میکند وخداوند متعال میخواهد درقالب کلمات خود مطالب کلیدی خلقت کیهان را به ما یاد آوری نماید، می توانیم به راحتی معانی مورد نظرذات باریتعالی را درکلمه سموات والارض بدانیم. با توجه باینکه ما اعتقاد داریم که خداوند خالق کل شیئ یا کل جهان مادی است که ما آنرا کیهان مینامیم وعلوم هم شرح روابط و قوانین حاکم برآن است که آنهم خداوند در آنها قرارداده وهمه آیات خداوند هستند، استناد به این آیات هم میتواند ما را برای رسیدن به مفاهیم کلمات متشابه کمک کند وآیات قرآن مجید باید براین اساس با علم تطابق داشته باشد. اگر جائی شبه ایجاد شود یقیین بداریم که برداشت نادرست از آیات داشته ایم

وبه تعبیرقرآن ازامنیه (تصورات ذهنی که برباورما نشسته است) خود برای تاویل آیات استفاده کرده ایم که امری است شیطانی به این آیه توجه فرمائید

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ–حج 52

"ما قبل ازتو(ای پیامبر گرامی) هیچ رسول ویا نبئی نفرستادیم مگراینکه شیطان هنگامیکه آنها ایات الهی را با ارزوهائی که در ذهن داشتند(تصورات ذهنی) مطابقت میدادند، شیطان درامنیه آنها (درآرزوها وتصورات ذهنی آنها) دخالت میکرد وخداوند آن القائات شیطانی را از ذهن آنها پاک میکرد وبدینطریق آیات خود را محکم وتثبیت میکرد که خداوند عالم حکیم است ".

تمنی وامنیته ومنی همه از یک مقوله هستند به معنی برنامه ریزی طرح شده درذهن که همان آرزو است واین همان تصورات ذهنی است که ما وقتی میخواهیم قران را مطالعه کنیم میشوند معیار سنجش ما. اینها امنیه ما هستند وخداوند متعال میفرماید هروقت خواستید قران را مطالعه کنید برشیطان لعنت بفرستید تا تاویل شما براساس خواست خداوند باشد نه خواسته ذهنیات نفسانی خود. شیطان هوی نفسانی یا تصورات پرورده شده درذهن است. به عبارتی خواست نفسانی است که انسان ها را از راه راست منحرف میکند.

تعاریف کلمات بدیع، فطر، خلق

بدیع همانطورکه درمقالات قبلی عنوان کردیم ایجاد ازعدم وبصورت امری است واحده بسیار سریع وفقط برای یک لحظه اتفاق وتکرار ندارد وپس ازآن مرحله فطر است به معنی انبساط از طریق بازکردن ودرمرحله آخر خلق است به معنی ایجاد ازچیزی که به وجود آمده ویا به عبارتی خلق از ماده اولیه که دردسترس قرارگرفته است. براساس این تعاریف کیهان سه مرحله را گذارنده است اول بدیع ودوم فطرهن وسوم خلق .

خداوند درخلقت کیهان درشش روز(دوره) وفاطر السموات والارض ( خلق وفاطر یا فطرهن)از کلمه وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون. صحبتی نمیکند زیرا کیهان ابتدا ازهیچ ابداع میشود وبعد منبسط وسپس خلق میشود

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون.

کلمه واذا قضی امرا با کلمه کن فیکون که با هم می اید حکایت از وامری است جدا ازجهان مادی اتفاقی سریع وآنی دارد فقط درچهار مورد درقرآن مورد استفاده قرارگرفته است. اول ابداع کیهان ازعدم یا ازهیچ (بدیع السموات والارض)، دوم نفخه فی الصوربر چیده شدن کیهان وظهورقیامت وسوم امراستثنائی ومعجزه القاح کلمه خداوند درحضرت مریم وچهارم خلقت انسان که با خلقت حضرت عیسی مقایسه شده.

قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ – اینجا امری غیرطبیعی ومعجزه الهی است ودرارتباط با یخلق مایشائ است که صورت گرفته. خلق میفرماید بر اساس خواست خود ایه 59 سوره ال عمران اشاره به این مطلب دارد. کلمه کن فیکون به تنهائی معنی ایجاد بعد از دستورخداوند است .

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ .اینجا کلمه قضا امرا آورده نشده

بازگشت انسان به خداوند پس ازبرچیده شدن کیهان هم سریع وآنی است به این دو آیه -68 غافرو43 ق -که مکمل یکدیگرند توجه فرمائید . زنده شدن در قیامت که با نفخ فی الصورشروع میشود جزئ همان هار مورد است

هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ - إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ.

بنابراین سموات والارض به معنی کیهان بعد از مراحل ابداع وفطرهن درشش روزخلق میشود. خلقت آسمان ها وزمین به مفهوم کیهان فقط درهفت ایه آمده که همه آنها خلقت درشش روز را اشاره کرده است. وقتی کیهان خلق شد. خلق های دیگرکه صورت میگیرد اجزای کیهان هستند که دربین آنها هفت آسمان یا هفت جو زمین و زمین هرکدام دردو دوره مستقل ازهم خلق میشوند. چهاردوره اقوات خلق نیست بلکه قدربا فتحه ق وتشدید دال است که معنی برنامه ریزی می دهد که متاسفانه به معنی کلمات توجه نمی شود وقدررا هم خلق معنی کرده اند که غلط فاحش است. یکی ازشبهات که دراثر برداشت غلط ما ازقرآن وتبعیت از تعاریف گذشتگان ایجاد شده وهمچنان بحث داغ شبه قرآنی است موضوع هفت آسمان است که میخواهیم اینجا با استناد به آیات قرآنی مفهوم واقعی آنرا بیرون بیاوریم وقضاوت را برعهده خوانندگان محترم این مقاله بگذاریم.

درقرآن آیات بیشماری اشاره به مظاهر مادی اطراف ما دارد وهمه آنها را آیات خداوند مینامد مانند هفت آسمان ،زمین، اقوات، روزوشب وغیره که نمونه آن درآیات 20 الی 26 سوره روم اشاره شده مانند- وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ –وهمه این آیات را تذکری برای دانشمندان (للعالمین)، برای مردم شنوا، لقوم یسمعون، برای کسانیکه فکروتعقل دراین نشانه ها میکنند- لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ- لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ. خداوندمتعال فکرکردن وتعقل را دراین آیات به خود انسان واگذار کرده واین دستور خداوند است. بنابراین تمامی نشانه های طبیعی اطراف ما وقوانین مربوطه که آنها را بهم پیوند میدهند وامر خداوند درانها آیاتی مانند سایرآیات درقرآن هستند واین ایات را درخدمت اصول و محکمات قرآن قرارداده وانها را وسیله ای برای رسیدن ایمان به حقانیت و واقعیت ذات باریتعالی قرارداده است .

اینکه خداوند سوارشدن انسان برکشتی وغرق نشدن دردریا را آیه خود به ما تذکر میدهد بیان قانون مربوطه فیزیکی است که عامل اصلی شناور بودن کشتی درآب است. تمامی مثال ها ازمظاهرمادی اطراف ما وداستان هائی که درقرآن اشاره شده هرکدام بیان گریک واقعیت علمی است که درقالب تمثیل متذکرشده وما باید مفهوم اصلی ان را با تفکر وتعقل بیرون آوریم. اگرآیه ای ازقران با یک پدیده علمی (به عنوان آیه دیگری ازخداوند) هم آهنگی دارد بهترین دلیل برای تفسیرآن آیه است. متاسفانه ما تعاریف وتفاسیر گذشتگان را مبنای تاویل قرآن قرارمیدهیم زیرا برباورما نشسته ورهائی ازآن ذهنیات مشکل است وسعی میکنیم آیات خداوند را طوری تفسیر کنیم که برباور ذهنی ما تطابق پیدا کند. نمونه آن هفت آسمان و نظریه یونانی بطلمیوسی است که ذهنیت بسیاری را به خود مشغول داشته است درصورتیکه درقرآن بسیارواضح آنرا بیان داشته است.

قرآن بسیاری ازموضوعات را مانند خلقت زمین ازابتدای پیدایش تا تشکیل هفت جو زمین را دریک بسته ایات مربوط بهم شرح داده است که جدا کردن یک آیه از آن وبحث درباره آن گمراه کننده است وشاید هم برخی ظاهرا برای دلسوزی ولی درباطن برای تثبیت این شبهات با نادیده گرفتن این ایات سعی درتشوش اذهان نمایند.

دونمونه ازاین بسته ایات را مثال می زنیم .آیات 9 الی 12 سوره فصلت وآیات 30 الی 32 سوره انبیائ که هر دو درباره خلقت زمین ومجموعه مربوط به آن است. نخست ایات 9الی 12 فصلت.

قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ‌- وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ‌- ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ‌- فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ-

در آیه 9 خداوند میفرماید زمین را در دو دوره آفریدم ( این دوره ها ارتباطی با شش دوره خلقت کیهان ندارد ومستقل هستند چرا برخی اصراردارند به هم ربط بدهند سئوال برانگیزاست ) و آیه بعدی پوسته جامد یا لایه بیرونی را-رواسی-روی آن قراردادیم وسپس اقوات یا غذای بیولوژیکی را درچهار دوره درآن تقدیرکردیم(برنامه ریزی وپیاده کردیم) برای آنهائی که به آن نیاز دارند (موجودات زنده که میخواهند برروی پوسته تازه شکل گرفته زمین خلق شوند) ودرآیه بعدی به اسمان زمین که ابتدا یکپارچه ودودی بود پرداختیم ودرایه بعدی این آسمان زمین را دردو دوره به هفت طبقه تقسیم کردیم (هفت جو زمین تشکیل میشود)ودرتمامی طبقات قوانین خاص آن را در هر کدام قراردادیم وآسمان دنیا (دنیا همان محل زندگی انسان درزمین است ودربرابرآخرت است وزمانی که جو زمین شفاف میشود وستارگان ازروی زمین وبرای ناظرروی آن درخشان میشود) را به ستارگان زینت بخشیدیم وکل اسمان را (هفت جو زمین را)حفاظ زمین قراردادیم. سقف محفوظ برای آن ایجاد کردیم .این آیات بهم پیوسته هستند وهمه خلقت زمین را شرح میدهند که مطابق آخرین نظریه علم زمین شناسی است وبسیار فراترازآن .زمین دردودوره خلق میشود،اقوات درچهاردوره مقدر میشود، هفت جوزمین دردودوره خلق میشوند وهمه سندیت علمی دارند. برخی چگونه به خود اجازه میدهند درحالی که ازعلوم طبیعی سردرنمی آورند به تفسیر این آیات اقدام کنند.

به مقالات تکامل اتمی وشیمیائی زمین ، چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه ازنظرقران مراجعه فرمائید که به تفصیل شرح داده شده است. بیرون آوردن یک ایه مانند ثم الستوی الی السمائ وبریدن ارتباط آن با آیات قبل و بعد برای توجیه نظرات گذشتگان که سمائ یعنی کیهان ایجاد شبه کرده وسئوال مطرح شده که چرا اول زمین آفریده شده وبعد کیهان واین ضربه زدن به مفاهیم قرآنی است وضد علمی کردن آیات خداوند است که گناهی بس عظیم است.

بسیاری هم برای توجیه علمی بودن آیات ،آیه وهی دخان دربالا را جدا کرده اند وارتباطش داده اند به ابتدای خلقت کیهان باصطلاح اگرخوشبیانه نظرافکنیم میخواهند به قرآن خدمت کنند وضربه میزنند وخود خبرندارند. آسمان زمین قبل ازپیدایش جواولیه زمین دودی وتیره وتار بود وتعبیر بسیارزیبای قرآن دخان است اگردقت کنیم درپایان ایات از شفاف شدن جو زمین صحبت میکند که برای رویت ستارگان از روی زمین شفاف شده است توجه کنیم که چگونه آیات علمی قرآن را مفت به تصورات ذهنی کهن میفروشیم.حال آیات 30 ای 32 سوره انبیائ نیز با هم مرور میکنیم -

اَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ-30 وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ 31 وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ  كَفَ32.

ایه اول میفرماید کافران نمی نگرند که آسمان و زمین (زمین وهفت آسمان جوآن به ادامه آیات توجه فرمائید) بهم پیوسته بودند وما آنها را ازهم جدا کردیم وقراردادیم آب را پایه واساس ایجاد تمامی موجودات زنده (ازهمین هفت آسمان که ابتدا بهم پیوسته بودند و آن را ازهم باز وطبقه طبقه کردیم آب را برای حیات بیرون آوردیم) چرا ایمان نمی آورند-آیه بعدی ادامه میدهد وپوسته جامد زمین را برای تثبیت آن درآن قراردادیم وبرروی آن راه ها ی برای هدایت به مقصد قرار دادیم و آسمان را دارای سقف محفوظ قراردادیم وسپس اشاره میفرماید که خداوند شب وروز وخورشید وماه را خلق کرد وهمه درمدارمعین خود درگردش هستند. براساس اخرین نظریه زمین شناسی، زمین تکه ای ازابرخورشیدی بود که ازآن جداشد وابتدا توده گازی وغباری بسیارداغ بود که بمرورزمان سرد شد.زمین وجوآن یکپارچه بودند و زمین دردو دوره تکامل اتمی وتکامل شیمیائی ایجاد میشود. این آیات دقیقا با ایات سوره فصلت همخوانی دارد.

زمین دراثربه وجود آمدن اتم های سنگین مانند آهن ونیکل وغیره وته نشین شدن درمرکززمین جرم دارشد ولایه های درونی وبیرونی شکل گرفتند و پوسته جامد زمین ایجاد شد جو زمین ازخود زمین تفکیک شد. ابتدا جو یکپارچه بود و فاقد اکسیژن وطی دودوره جو بازی وجواسیدی (نخست جو دارای عنصر غالب وموثرئیدروژن که بازی بود وسپس عنصر غالب وموثراکسیژن ) ایجاد وتفکیک شد یا به تعبیر قرآن ازهم باز شدند

.آیه کانتا رتقا ففتقناهما هم ازجمله آیاتی است که مورد بی مهری بسیاری قرارگرفته ازاین مجموعه جدا کرده اند وربطش داده اند به کیهان اولیه ومرحله بیگ بانگ. درمرحله بیگ بانگ چیزی وجود نداشت که بهم پیوسته باشند .همه کل شیی ازهیچ پدید آمدند .بدیع السموات والارض .ابداع ازهیچ. تمامی آیات خداوند درقرآن با هم همآهنگ است. همه را باید باهم دید وبه عنوان یک اصول تدوین شده واحد در نظرگرفت. آیه فوق به دو پدیده موجود که بهم پیوسته هستند اشاره میکند که ازهم باز شدند وآب پدید آمد. اگر قرارباشد که هفت آسمان معنی کائنات را بدهد وکلیه ستارگان ومنظومه شمسی همه در طبقه اول قرارآن داشته باشند وطبقات بالائی یک دفعه سرازعالم ماورائ ماده دربیاورد موردی است که درهیچ جای قرآن کوچکترین شواهدی برآن وجود ندارد. این موضوع ساخته وپرداخته ذهن گذشتگان کهن ما است وبراساس نظریه بطلمیوس درچگونگی وضعیت کائنات شکل گرفته است که از نظرعلم منسوخ اعلام شده است .

خداوند دربسیاری ازآیات قران به این مطاب مهم اشاره دارد که غیب آسمان ها وزمین را فقط ذات باریتعالی میداند .وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو. براساس این آیه ما هیچگونه اطلاعی ازعالم غیب نداریم پس ازکجا مطلع شدیم که درطبقات بالای هفت آسمان عرش خدا وملائکه مستقرهستند و توجه هم نمی کنیم که ماورائ ماده مکان وجود ندارد که عرش خداوند درآنجا تعبیه شده باشد. این تصورات خیالی ازآنجا ایجاد شده که تصورمیشده عرش خداوند مانند چها رپایه بزرگی است که میتواند درجائی گذاشته شود. با پیشرفت علم تفسیروتاویل قران بسیارآسان ترشده وتطابق آیات با واقعیت های علمی بسیارنزدیک تراست تا این ذهنیات. ایات بیشماری وجود دارند که سمائ را مجموعه هفت اسمان وهفت آسمان را جو زمین میداند که انشائالله درمقاله بعدی برای تکمیل شدن بحث هفت آسمان اشاره خواهیم کرد .سید محمد تقوی اهرمی آبان 1394-ویرایش جدید اسفند 1395بیوشیمیست فارغ التحصیل دانشگاه دولتی زاربروکن آلمان

 

 

 

 

.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت