ویژگی ها

مشارق و مغارب در کره زمین واقعیت عینی دارد

مشارق و مغارب در کره زمین واقعیت عینی دارد  

درقران کلمات مغرب ومشرق، مشارق ومغارب، مشرقین ومغربین هر کدام حکایت از یک پدیده علمی وحادثه ای بسیار جالب در کره زمین دارد که در 1400 سال قبل و تا یکی دو قرن اخیر هیچ کس از آن سر درنمی آورد و اخیرا کشف شده است. داستان ذوالقرنین در قران هم در ارتباط با این کلمات است و این پدیده را موشکافی مینماید وهر کلمه مفهوم علمی خود را دارد.یک مشرق و یک مغرب ، دو مشرق و دومغرب ومشرق ها ومغرب ها همه پدیده علمی هستند که در کره زمین وجود دارند خداوند متعال انسان را دعوت به تفکر و تعقل در آنها میکند و کشف حقایق آنرا به انسان واگذار میکند تا ما انسان های قرن اخیر حقانیت علمی قران را درک کنیم .

 

متاسفانه عدم تفکرو تعقل در آیات قران که خداوند متعال بسیار تاکید فرموده رابکار نمیگیریم و فراموش میکنیم وهرکدام تاویلی از ظاهر آیات ارائه میدهیم که به جائی نمی رسیم و این کلمات را برخی مغرضین بی سواد آنرا حمل بر تناقضات درقران میدانند. ازآنجائیکه ازگذشته تا کنون ما با یک مغرب ومشرق سروکارداشته ایم وخداوند متعال قصد بازی کردن با کلمات را ندارد بلکه درقالب کلمات واقعیت ها ی علمی را برای اثبات حقانیت خود برای انسان بیان میفرماید که با علم روز مفهوم آن روشن میشود. حال به تک تک این کلمات و رابطه علمی آن می پردازیم. درکره زمین خورشید ازمشرق طلوع و در مغرب غروب میکند و این نتیجه حرکت وضعی زمین دور محور خود که عمود برمدار حرکت زمین بدورخورشید است و ما اکثرا این پدیده را به چشم میبینم و کلمات مشرق و مغرب هم ازاین حرکت نشات گرفته است وهر موقع به این کلمات بر میخوریم فورا اینها در ذهن ما خطور میکند. این مشرق و مغرب در محدوده خط استوای زمین است وحاصلخیز ترین نقاط زمین و اکثریت مردم جهان در این محدوده سکنی دارند و هر چه بسمت قطب شمال و قطب جنوب حرکت کنیم تعادل شب و روز واختلاف آنها بیشتر میشود خداوند در آیه 137 سوره اعراف میفرماید.

وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ- "آن قوم را كه مستضعف بودند، وارث مشرق‏ها و مغرب‏هاى سرزمينى ساختيم كه به آن بركت بخشيده بوديم، و (بدين گونه‏) به خاطر صبرى كه كرده بودند وعده نيكوى پروردگارت در حق بنى‏ اسرائيل تحقق يافت و آنچه فرعون و قومش ساخته و برآورده بودند، نابود كرديم‏". اشاره به مشارق الارض ومغاربها ارتباطی به طلوع وغروب خورشید ندارد
منظور آیه از مرکز شرق وغرب زمین فلسطین است که مرکزیت جهان آنروز بود و دین خداوند از این مرکزیت به اروپا وشمال افریقا بین النحرین ایران و هندستان گسترش یافت اینجا را مبنائ قرار داده دو طرف این مرکز را را حاصلخیز ترین نقطه زمین قرارداده و به مردم عطائ کرده ،تنها موقعیت جغرافیائی این مکان ها را اشاره میفرماید که اطراف خط استوای زمین است وارتباطی به طلوع وغروب خورشید ندارد. حال به کلماتی که در ارتباط با طلوع وغروب خورشید است و مبنای بحث مغرضین ومعاندین است میپردازیم

آنها میگویند این کلمات باهم متضاد است و به جزمغرب ومشرق که میبینیم مشرقین ومغربین ،مشارق ومغارب تخیلی بیش نیست. برای روشن شدن این موضوع به کلمه اعجاز دیگر قران اشاره کنم و آن اختلاف شب و روز است که عامل اصلی خلق مشارق ومغارب ومغربین ومشرقین درکره زمین وایجاد حیات موجودات زنده وانسان شده است .کره زمین برروی محور بیضوی شکل بدور خورشید و با سرعت بسیار زیاد میچرخد (حدود صد هزار کیلو متردرساعت) که این حرکت انتقالی زمین است و یک سال طول میکشد. محور زمین که زمین دورآن میچرخد حرکت وضعی زمین است. این محور قاعدتا باید عمود برمحور انتقالی با شد و خداوند متعال هنگام خلق زمین برای ایجاد حیات در زمین محور آنرا به اندازه 23.5 از حالت عمودی منحرف کرد. این انحراف باعث اختلاف درمدت زمان روز و شب گردید و این اختلاف هرچه بسمت دو قطب زمین نزدیک میشویم بیشتر میشود و در قطب شمال وجنوب به بالا ترین اختلاف شب وروز میرسیم به عبارتی شش ماه شب وشش ماه روزاست واشاره خداوند به اختلاف شب وروز به عنوان آیه مهم خود یاد میکند وانرا مبنای تفکر وتعقل انسان برای رسیدن به علت آن قرار داده -

إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ الَّذینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فقنا عذاب النار 191 سوره ال عمران."دراختلاف شب وروز نشانه و آیتی است برای کسانیکه دانشمند هستند وهمان کسانیکه خداوند را هنگام نشستن و بر خاستن و درهرحالتی حتی زمانی که بر پهلوی خود آرامیده اند درخلقت اسمان ها و زمین تفکر میکنند و میگویند خداوندا اینها را بدون دلیل و باطل نیافریدی ما را از عذاب آتش در امان دار."

این اختلاف شب و روز باعث دو پدیده مغربین ومشرقین ومشارق ومغارب در دو قطب زمین میشود .به عبارتی در دو قطب زمین و درست در یک محل اتفاق می افتد بر خلاف مغرب و مشرق که دردو طرف خط استوا با فاصله قطر زمین از هم دور هستند. درقطبین در تمامی طول سال در یک محدوده خاص مکانی با یک مغرب ویک مشرق سرو کارداریم که شش ماه روز است وشش ماه شب. به عبارتی یک مشرق در قطب شمال داریم ویک مشرق در قطب جنوب وهمینطور یک مغرب درهر دو قطب .پس اعجاز قران در این است که ما در کره زمین مشرق ومغرب داریم که ما همیشه شاهد آن هستیم و دو مغرب در دو قطب شمالوجنوب و دومشرق در دو قطب که خداوند رب المشرقین و رب المغربین است. علاوه بر آن خداوند رب المغرب و رب المشرق است .چه زیبا فرموده و چه زشت و ناپسند است بی سوادانی که  فهم و شعوردرک اعجازکلام خداوند را ندارند و آن را تناقص قرانی مینامند. حال به مشارق و مغارب زمین به عنوان یک آیه بسیار مهم در خلقت زمین هم اشاره داشته باشیم شاید جناب آقای سروش که  ادعای عالمیت میکنند به  فکر فرو روند و نسنجیده سخن نرانند که زیبنده افراد تحصیلکرده نیست .رب المشارق و رب المغارب کلام خداوند است و وحی است نه سخنان حضرت محمد (ص).

اشاره کردیم بدلیل کج بودن محور زمین در حد 23.5 درجه یک قطب زمین در سایه خورشید قرار دارد و یک قطب دیگردر همان زمان در نور خورشید به عبارتی یک قسمت روز است و دیگری شب در تصویر کج بودن محور زمین و قرار گرفتن دو قطب در سایه وروشن نشان داده میشود-عکسها از خبرگذاری باشگاه خبرنگاران وعکس های1و3-- www.physik.wissenstexteمحدوده .

 


درروز اول تیر ماه هر سال بلند ترین روز سال در قطب شمال است ،یا به عبارتی طولانی ترین غروب و بعدا ز آن طلوع است. در این روز خورشید فورا مانند مشرق و مغرب معمولی که ما میشناسیم غروب نمیکند وبالای افق میماند وصحنه بسیار جالبی از مغارب ومشارق زمین را به نمایش میگذارد.این اتفاق در یک محل رخ میدهد .دریک محل هم غروب داریم وهم طلوع. خورشید هر شش ماه در یک محل یک بار طلوع میکند ویک بار هم غروب در هر دو قطب ما پدیده حیرت انگیز مغارب ومشارق رامشاهده میکنیم. در حقیقت غروب خورشید در زمانی طولانی 24 ساعت صورت میگیرد و پدیده زیبا واستثنائی مغارب ومشارق رخ میدهد به تصاویر زیر توجه فرمائید ودر این رخداد بدستور خداوند تفکر و تعقل کنید تا عظمت خالق جهان را در یابید. خداوند رب المشارق والمغارب ،رب المغرب والمشرق ورب المغربین ورب المشرقین این کلمات تناقص نیست کم سوادی وعدم آگاهی به علم روز است . خداوند در 1400 سال قبل به این پدیده طبیعی که در دو قرن اخیر کشف شده اشاره کرده تا دانشمندان اعجاز قرآنرا بینند وبه حقانیت خداوند ایمان بیاورند. پس کلمات مشرقین ومغریین ومشارق ومغارب واقعیتعینی دارند وآقای سروش و دوستان آنها که کینه وعداوتی نسبت به قرآن دارند.متاشفانه اطلاعات زمین شناشی ندارند واین کلمات را تناقص قرآن قلمداد ونتیجه گرفته اند وحی رویای رسولانه است. یعنی مشارق ومغارب ومشرقین ومغربین خیالات است .کمی فکر کنند ونسنجیده تخیلی وبر اساس نظر گذشتگان درباره قرآن قضاوت نکند. ظاهرا میگویند آنها با سوادهستند که بعید است.

 

 

دو تصویر زیر مغارب ومشارق در قطبین زمین را نشان میدهد. در 24 ساعت این پدیده استثنائی ودیدنی مشاهده میشود

 

 


حال یک گریزی هم به داستان ذوالقرنین می زنیم .داستان های قران دارای پیام خاص ویا پیام علمی است ظاهر دارد وباطن چرا خداوند در داستانها ی قرانی به جزئیات نمی پردازد برای اینکه هدف از بیان آنها در آوردن باطن داستان است که هدف اصلی بیان داستان هم همین است .بطور مثال در داستان حضرت موسی که حضرت درخواست دیدن خداوند را میکند وخداوند میفرماید تو نمی توانی من را ببینی.و میفرماید کوه را مشاهده کن اگر کوه در برابر تجلی نور خدا پابرجا بود توهم میتوانی مرا ببینی .خداوند مطلب علمی مهمی را میخواهد برای ما بیان کند هم هدف اعجاز قران است هم میخواهد به انسان بگوید در باره اش تفکر کن ومطالب را بیرون بیاور

.خداوند نور ذاتی دارد و نور هدایتی (خط ارتباط خداوند با انسان هم از همین نور هدایتی است همان مطلب که میفرماید خداوند از رگ گردن به انسان نزدیک تر است) هر دو از سنخ نور هستند ذات هر دو نور است و بر فوتون استوار است. نوری که از ذات خداوند تجلی میکند آنچنان تو پروچگال وصمد است که کوه را خرد میکند .خداوند از این نور کیهان را خلق کرد. ذوالقرنین سرداری بوده خدا پرست وموحد دارای امکان بسیاری بود وبسمت محدوده قطب شمال سفر میکند مثلا بالای نروژ ویا هم مدار با آن در جای دیگرمثلا بالای مغولستان ،محل را نمی دانیم ولی مهم نیست چرا که هدف نقل داستان شخصیت ذوالقرنین ومحل آن نیست بیان اعجاز خداوند است .خداوند میفرماید ذوالقرنین به جایگاه طلوع وغروب خورشید میرسد (برخی تصور میکنند جایگاه مغرب ومشرق معمولی است که ما با ان سر وکار داریم) وجالب است که خورشید را میبیند که در چشمه ای فرو میرود. اینطور به نظر میرسد و این تصور به انسان دست میدهد خورشید در چشمه گل الودی فرو میرود. این تصور واقعی وعلمی است. به تصاویر بالا نگاه کنید. قطب شمال وحنوب را دریا فرا گرفته.ابتدا به جایگاه طلوع و سپس به جایگاه غروب میرسد.هر دو محل در یک محدوده و به فاصله کم هستند ونیاز نداشت فاصله ده ها هزار کیلومتر را بپیماید که از مشرق به مغرب برود . ابتدا به مردمی میرسد که نیاز به هدایت دارند .واختیار آن را به ذوالقرنین میسپارد واو جمله زیبائی بیان میکند (هرکس ظلم کند عذاب میبیند و هرکس ایمان بیاورد و کار نیکو کند پاداشش حسنه است ).

سپس به جایگاه طلوع خورشید میرسد برای اهالی انجا سایه بانی در برابر نورخورشید قرارداده نشده. نورخورشید در شش ماه شب زمین را در تاریکی ظلمت فرونمیبرد تشعشع نور خورشید در آسمان سو سو میزند ودر روز هم نورخورشید عمود نمیتابد ومایل میتابد مانند بعد از ظهر ما که انسان را ازار نمیدهد .این اعجاز قران است بعلاوه انسان هائی خاص در انجا سکنی داشتند که از امکانت اولیه برخودار نبودند .حال با این دید داستان راتا رفتن به غروب گاه وطلوع گاه خورشید مرور کنید ومطالب نو در آورید آیات 83 الی 91 سوره کهف.

وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا- إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا- فَأَتْبَعَ سَبَبًا- حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا- قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا- وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا- ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا- حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا-
و از تو در باره ذوالقرنين مى‏پرسند بگو به زودى چيزى از او براى شما خواهم خواند .ما در زمین به او امکاناتی دادیم واز هر چیزی وسیله ای تا راهی را دنبال کرد، تا آنگاه که به غروب گاه خورشید رسید به نظرش آمد که خورشید درچشمه ای گل آلود وسیاه غروب میکند و در آن حوالی طایفه ای را دید گفتیم ای ذوالقرنین عذاب میکنی یا در میانشان نیکوئی گفت هر کس ظلم کند عذاب میبیند و کسی که ایمان بیاورد وعمل نیکو بجای آورد جزایش حسنه است (یک قانون وامر تدوین شده خداوند است ). از همان سبب که در اختیار او قرار داشت تبعیت کرد تا به جایگاه طلوع خورشید رسید و خورشید را دید که بر قومی طلوع میکرد که در برابر نور آن آسیبی نمی دیدند (پوششی در برابر نور خورشید برایشان قرار ندادیم). داستان ادامه دارد وما مطلب خود را از داستان تا اینجا که ارتباط با مشارق و مغارب داشت بر گرفتیم انشائالله مفید واقع شده باشد .التماس دعا سید محمد تقوی اهرمی تهران اذر ماه 1394-ویرایش جدید

نظریه فوق دراثبات مشارق ومغارب از اینجانب است که شخصا از قرآن مجید اخیرا کشف کرده ام واین مطلب برای اولین بار مطرح میشود .برای تائید بیشتراین نظر به آیه 38 سوره زخرف بر خورد کردم که ذکر میگردد

.حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿۳۸﴾-این آیه خطاب انسان در قیامت به خودش است که میگویدای کاش بین من وهمنشین من در دنیا فاصله ایی به مسافت مشرق تا مشرق میبود وچه همنشین بدی داشتم .بعد المشرقین را مفسرین فاصله خاورتا باختر تفسیر نموده اند که بنظر من درست نیست ، منظور قران مشرق تا مشرق است یعنی مشرق قطب شمال و مشرق قطب جنوب یا مشرقین یا دومشرق.اعجاز قران است که با این کلام در1400 سال قبل مشرق قطب شمال ومشرق قطب جنوب را تشریح نموده وتا بحال این گره باز نشده یود .والسلام-سید محمد تقوی اهرمی-اسفند 1395 ویرایش جدید اسفند 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت