ویژگی ها

معراج پیامبر اسلام وواقعیت قرآنی

معراج پیامبر اسلام وواقعیت قرآنی


آیاتی که بر اساس روایات وداستان های سروده شده در باره معراج رسول اکرم(ص) را مرور کردم ودر باره آنها تفکر وتعقل نمودم وبه نظرم رسید واقعیت قرآنی ومطالب عنوان شده در روایات وداستان ها فاصله بسیار زیادی دارند مقام معظم رهبری در دیدار قاریان وحافظان قرآن مطلب مهمی عنوان کردند وفرمودند " متاسفانه ما ملت های مسلمان وکشور های اسلامی از قرآن دور افتاده ایم وبا مفاهیم واقعی آن اشنا نیستیم" این جمله مرا واداشت شمه ای ازمفاهیم غیر واقعی که درموضوعات مختلف دامنگیر قرآن شده را به عنوان نمونه مثلا موضوع معراج رسول اکرم(ص)را بیان کنم. برداشت های خودم را براساس آیات وآخرین نظریه های علمی فیزیک برای تشهیذ اذهان بیان میکنم . در قرآن دو نوع آیات در این ارتباط داریم که با هم مخلوط شده اند واذهان را از واقعیت دور کرده اند .اول آیات نزول وحی از جانب خداوند وشیوه القائ وحی به رسول اکرم(ص) ودوم آیه معروف معراج حضرت از مکه به بیت المقدس. درارتباط با معراج فقط یک آیه در قرآن آمده آیه اول سوره اسرائ که بیان گرسفرجسمانی حضرت از مکه به مدینه وبرگشت است. تمامی آیات دیگرکه در ارتباط با معراج مطرح میشوند ارتباطی با معراج ندارند ومربوط به وحی وشیوه نزول آن است.


سبحان الّذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الّذى باركنا حوله لنريه من آياتنا انّه هو السّميع البصير
پاك و منزه است خدائى كه در مبارك شبى بنده خود را از مسجد حرام (مكه معظمه) به مسجد الاقصی كه پيرامونش را برکت داده، سير داد تا آيات خود را به او بنماياند كه همانا خداوند شنوا و بيناست
فاصله مکه تا مسجدالاقصی بیش از هزار کیلو متر است ، طی کردن این مسافت رفت وبرگشت در 1400 سال قبل در مدتی از یک شب یک آیه از قدرت الهی است که به حضرت نشان داده شد برای لتطمئن قلوبکم در القائ وحی .حضرت موسی(ع) هم برای لتطمئن قلوبکم خواستار دیدن خداوند شد و خداوند جلوه ای از نور ذات خود را بر کوه مقابل حضرت موسی(ع) نازل کرد واین چنین آیات خود را نشان داد. در باره چگونگی سفر حضرت و وقایع پیش آمده داستان سرائی مفصل غیر علمی و غیر واقعی صورت گرفته که از دیدگاه مفسران در هزار واندی سال پیش بیان شده و همچنان نسل اندر نسل به ما تحویل شده وامروزه هم تلاشی برای بیان واقعیت قرآنی صورت نمیگیرد.در سایت های وابسته به حوزه های علمیه ودیگران این داستان ها را با آب وتاب فراوان بیان میکنند وبر عواقب انتشار این داستان های تخیلی نمی اندیشند.ابتدا به توجیه علمی معراج اشاره ای کنم وسپس به سایر آیات می پردازم .از دیدگاه علم فیزیک انتقال جسم از یک مکان به مکان دیگر بدون عبور فیزیکی جسم در برهه ای از زمان امکان پذیر است .بدن انسان هم از این قاعده مستثنی نیست.تله پورتیشن یا دور فرستی کوانتومی بحث جدید وعلمی است که مهر تائید علمی گرفته است .خداوند به این پدیده علم فیزیک در دو مورد درقرآن اشاره کرده است معراج حضرت رسول اکرم(ص) وآوردن تخت بلقیس توسط آصف برخیا به درخواست حضرت سلیمان درکوتاه ترین زمان ممکن .هردو پدیده از تله پورتیشن کوانتومی استفاده شده است.علاقمندان میتوانند به مقاله قیامت از دیدگاه علم کوانتوم وقرآن مراجعه فرمایند بنابراین معراج جسمانی صورت گرفته وکاملا با علم فیزیک انطباق دارد. در باره سفر حضرت درمعراج به آسمان های هفت گانه وتوقف درهرآسمان وملاقات با خدا درآسمان الاعلی درقران هیچگونه سندی وجود ندارد وهمه از تصورات ذهنی گذشتگان منشائ شده. آیات ا ا الی 18سوره نجم وآیات 15 الی 29 سوره تکویر وهمچنین آیات 75 الی 81 سوره واقعه همه در باره نزول وحی وشیوه انجام آن وموید این است که وحی در بیداری و(بر اساس شیوه علم فیزیک) بر حضرت نائل شده که بسیار جالب وعلمی است آیات ا الی 12 یک مرحله از نزول وحی را بیان میکند وایات 13الی18 یک بار دیگر در مرحله بعدی به بیان آن میپردازد وارتباطی با معراج ندارد .تمامی داستان سرائی ها وسفر به اسمان های بطلمیوسی از دوآیه زیر سرچشمه گرفته است
عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى، عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى معنی این دو آیه جائی است که یک بار وحی بر رسول اکرم(ص) نازل شده نزدیک درخت سدری که در انتهای باغ مسکونی قرارداشته است. این درخت در کجا بوده اشاره ای نشده ولی در جهان مادی است نه درافق الاعلی . نزد خداوند تعینات مادی جائی ندارد . همه آیات در باره چگونگی نزول وحی است آیات ا الی 12 سوره نجم را مرور میکنیم

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى -مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى -وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى- إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى -عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى - ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى-وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى-ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى -فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى-فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى-مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى- أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى  قسم به ستاره چون فرو میرود واز دید پنهان میشود-که صاحب وحی(رسول خدا)نه گمراه شده ونه در حالت غیر طبیعی است-وسخن از روی هوا وهوس(بی اختیار)نمیگوید-این وحی است که وحی شد -نیروی فوق العاده قوی به وی آموخت  -که در دو افق رویداد مکان داشت واو در حقیقت در افق اعلی جای داشت-پس آمد ونزدیک تر شد-تا باندازه یک کمان یا نزدیک تربا رسول اکرم فاصله داشت-پس وحی ای که بابد به او داده میشد وحی شد-خواسته او آنرا انکار نکرد(آنچه را دل دید انکارش نکرد)-آیا آنچه او دیده استبا او جدال میکنید.

  
.درباره آیات ا الی 12 در مقاله جداگانه فیزیک وشیوه نزول وحی در قرآن- مشروحا از دیدگاه علم فیزیک آن را بررسی وتحلیل کرده ام علاقمندان میتوانند به آن مراجعه نمایند ارزش مطالعه وتشهیذ ذهن برای رسیدن به واقعیت قرآنی بنظر ضروری میرسد.برای ادامه بحث نظر کوتاهی به آیات ا الی 12 بیاندازیم آیه اول سوره با وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى قسم به ستاره چون از مکان خود محو میشود شروع میشود. واقعه بسیار مهم است که خداوند به آن قسم یاد میکند.ستاره به محدوده فشردگی یا صمدیت است باز میگردد واین محدوده تکینگی یا احدیت است ،بع عبارتی ستاره به هیچ میرسد یعنی دیگر در دنیای مادی نیست هیچ از تعاریف مادی است در حقیقت ستاره به دنیای ماورائ مادی میرودکه قرآن آنرا عالم غیب میداند این کلمه کلیدی برای تشهیذ ذهن وتوجه به آن تا پایان بحث است و صحبت از سیاهچاله میکند.براساس علم فیزیک اخترشناسی وفیزیک کیهانی ستارگان که به پایان عمر خود نزدیک میشوند درسیاهچاله ای فرو میروند ومحو میشوند یامتلاشی میشوند.محو شدن منظور آیه است .پس عامل ارسال پیام از عالم غیب یا عالم ماورائ جهان مادی به جهان شاهد یا مبین ازسیاهچاله دراز یا کرم چاله استفاده میشود .مشروح در مقاله اشاره شده بیان شده خلاصه ازاین قرارا ست. اول عامل ارتباط با حضرت نیروی فوقالعاده قوی بود شدیدی القوی دوم اینکه پیام ازماورائ جهان مادی افق الاعلی به جهان مادی امتداد دارد تا به نزدیک حضرت رسول اکرم میرسد مدیریت آن با ملک مقرب درگاه خداوند جبرئیل امین است.این نیروی فوق العاده قوی، فشرده صمد وذومره است دردومکان استیلا دارد در حالی که به حضرت نزدیک میشود که در جهان مادی قراردارد اصل او در افق الاغلی است در دو مکان عالم غیب وعلم شهادت در یک زمان وجود دارد .پیام ازاین شدید القوی زمانی که به مرحله ثم دنا فتدلی میرسد، همینطور نزدیک میآید تا به اندازه فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى به حضرت نزدیک میشود تا فاصله معینی باندازه یک کمان در این صورت وحی به حضرت منتقل میشود وروح نیز که امر خداوند در بدن حضرت است آن را دریافت میکند. این انتقال فیزیکی بوقوع میپیوندد نه در رویا یا خواب .متاسفانه مفسران گرامی بدون توجه به متن آیه وبرای توجیه نظرات گذشتگان آیات را بنفع آنها برمیگردانند.این کلام را که محل آن را از نزدیک پیامبر گرامی در مکه است بر میدارند ومیبرند به آسمان هفتم ومیگویند حضرت باندازه فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى به خداوند نزدیک شدند (هیچکس نمی تواند به خداوند نزدیک شود آنهم با جسم مادی چرا درآیات تفکرنمی کنند) وجالب است که در برخی از این داستان ها ارواح طیبه پیامبران راهم زیارت میکنند وپس از آن به زیارت جهنم وبهشت هم نائل میشوند. با خود فکر نکرده اند که جسم انسان قادر نیست در افق الاعلی حضور داشته باشد .جسم مادی حیطه وجود او درجهان مادی است نه در عالم غیب .خداوند متعال کارهای خود را در قالب سنت الهی که در نهاد جهان مادی قرار داده انجام میدهد ودر سنت او هیچ تغییر وتبدیلی نیست .ساختار جسم مادی چگونه میتواند در برابر نور ناب ذات الهی که در محدوده احدیت حاکم است مقاومت کنند این موضوع با تجلی نور ذات خداوند در حضور حضرت موسی( ع) منافات دارد. خداوند به حضرت موسی میفرماید تو نمی توانی به دلیل ساختار مادی بدنت مرا ببینی .خداوند برای نشان دادن این موضوع نورذات الهی برکوه مقابل حضرت نازل شد وکوه خورد شد. کمی روی آیات تفکر وتعقل که دستورخداوندلازم الاجرا است .تا اینجا دراین سوره در باره موضوع وحی سخن گفته میشود وادامه میدهد.

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى وقطعا بار دیگر این نزول وحی راهم بدیده دل نگریسته در نزدیک درخت سدری در انتهای یک باغ مسکونی در حالی که درخت کاملا پوشیده شده بود (پر برگ بود)،چه پوشیده شدنی.در اینجا هم آنچه به قلبش القائ شده بود (مانند شیوه نخست که در آیات بالاتر عنوان شده) دیده انکار نکرد وبدین وسیله آیات وقدرت الهی را دید .دیدن همان توصیف آیات بالا است.دقت شود سدرالمنتی درخت است وجنت الماوی هم باغ مسکونی هر دو مادی هستند .ودر افق الاعلی جائی نمیتوانند داشته باشند. 
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى
مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى
بیان این شیوه ارسال وحی برای کسانی است که وحی بر رسول اکرم(ص) را رویا وخواب میپندارند وکسانیکه وحی را قبول ندارند نازل شده .شرح اینکه این پیام از عالم غیب به جهان مادی میآید ووسیله ارسال وحی هم کرم چاله است که میتواند سری در جهان ماورائ مادی داشته باشد.و پیام را از فاصله میلیارد ها سال نوری در برهه ای از زمان به نزدیک حضرت بیاورد ودر فاصله یک ذرع از حضرت به روح او که گیرنده پیام است انتقال دهد.طوری بر خواسته نفسانی یا دل وی نشست که دیگر دیدن نیازی به تائید نداشت ما کذب فواد ما رای. در سوره تکویر هم اشاره ای به روند نزول وحی داریم ایات 15 الی 29سوره تکویر را پی میگیریم
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ- الْجَوَارِ الْكُنَّسِ- وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ- وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ- إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ - ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَكِینٍ مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ - وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ- وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ - وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ - وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَّجِیمٍ
اینجاهم بروال آیات فوق کلمه کلیدی این بحث را در ابتدای سوره برای تشهیذ ذهن بیان میفرماید .بالخنس پنهان شدن ومحو شدن ستاره وکنس با سرعت به لانه وسوراخی داخل شدن که معنی سیاهچاله را میدهد .خداوند به این پدیده مهم طبیعت پیوستن ستارگان به احدیت قسم یاد میکند .وشب وروز را مثال میزند که این ها همه پدیده طبیعی هستند وبه آنها نیز قسم یاد میکند که قرآن از طرف خداوند وتوسط جبرئیل نازل شده وخواب ورویا نیست وجواب گمراهان را که میپندارند وحی خواب ورویا است پاسخ میدهد.نیروی مضاعف قوی که در دو عرش مکان دارد عرش مدیریت معنی میدهد .مدیریت در عالم غیب ومدیریت در جهان مادی.فرمانش مطاع است.اینکه رفیق شما(محمد-ص) دیوانه نیست او وی را در افق مبین یا افق آشکار یا مشهود (جهان مادی) دیده است .واز رساندن پیام از غیب کوتاهی نمیکند. واین وحی نفسانیات شیطانی نیست .تاکید میکند که پیام رسان وحی الهی را در افق مبین به حضرت رسانده وبلافاصله میفرماید از رساندن پیام غیب کوتاهی نمیکند.اینجا مشخص میشود این ریسمان انتقال اطلاعات وحی ذو مره است در دوعرش همزمان فعال است ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَكِینٍ در ایات75 سوره واقعه هم ابتدا خداوندومتعال به جایگاه ستارگان اشاره میکند ستارگان در جایگاه معینی که برنامه ریزی الهی است اجرام سماوی وغبار کیهانی را جذب میکنند ومتولد میشوند وهمانجا همراه سیاهچاله خود حرکت میکنند وهنگام نابودی به همان جایگاه فرو میروند ونابود میشوند.این موضوع هنوز برای علم مشخص نیست که چطور ستارگان در یک نقطه شروع به جذب غبار کیهانی میکنند وبه گردش در می آیند ودر اثر گردش وتراکم وفشرده شدن اجام در هسته مرکزی حرارت بالا میرورد وجرم ستاره شگل میگیرد .قرآن این موضوع مهم را باز کرده که ستارگان به سیاهچهله ای مخصوص خود چسبیده اند .واین پدیده را عظیم میداند وبه ان قسم میخورد وتذکر میدهد که این قسم بسیار بزرگی است .این مفهوم والائی دارد وپر معنی آیات را باهم مرور میکنیم
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُوم-ِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ- إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيم-ٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ -لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ- تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ- أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ-
سوگند به جايگاه ستارگان، که محو میشوند- و اين سوگندي است بسيار بزرگ اگر بدانيد!- كه آن قرآن كريم است- كه در كتاب محفوظ جاي دارد- و جز پاكان نمي‏توانند آن را مس كنند- اين چيزي است كه از سوي پروردگار عالميان نازل شده- آيا اين سخن را (اين قرآن را با اوصافي كه گفته شد) سست و كوچك مي‏شمريد.
باید به این موضوع توجه نمائیم چرا خداوند متعال در تمامی آیاتی که در باره وحی میفرماید از قسم به چایگاه افول ومحو شدن ستارگان در اول آیات استفاده میکند وقسم یاد میکند .میتواند رابطه وحی بایا کلمات کلیدی محم ستارگان که به زبان علم فیزیک سیاهچاله است وکرمچاله هم درارتباط باشد انشادالله مفید واقع شده باشد.-سید محمد تقوی اهرمی نهم اردیبهشت 1396

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت