ویژگی ها

تعدد زوجات و واقعیت قرآنی

تعدد زوجات وواقعیت قرآنی

مقدمه نوشتار

موضوع تعدد زوجات دراسلام درافکارعمومی ودرفضای مجازی انگیزه ای برای ایجاد شبهات وحربه ای دست مخالفین ومعاندین برای مبارزه با اسلام شده است. واقعیت قرآنی برکدام روش واصولی قراردارد تعدد زوجات یا تک همسری. قوانین حاکم برنظام خلقت حیات که ازدید قرآن همان سنت الهی است که درساختارحیات وحتی روابط اجتماعی حاکم برزندگی موجودات زنده نهادینه شده وثابت است معیارسنجشی شده برای کشف واقعیت های حیات ورفتارزندگی جانوران. امروزه علم ازاین معیارها برای پی بردن به چگونگی ایجاد حیات ووابستگی موجودات وانسان به یکدیگربهره میبرد. دراین سنت وروش الهی هیج تغییر وتبدیلی نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلا

.این سنت درروابط اجتماعی به عنوان روش تدوین شده الهی ثابت است مثلا هرکس ظلم کند مانند فرعون سرنگون میشود وهرکس برای منافع دنیوی غیبت کند یا دروغ بگوید پوشاننده حقیقت است وکافر، زیرا کفر پوشاندن حقیقت است. کسی که دروغ میگوید وغیبت میکند علی الرغم اینکه به خدا ایمان دارد کافرهم است وکیفر آن را میبیند وامثالهم ودرروابط قانونمند حیات هم قوانینی ثابت حاکم است یک جانورویا یک حشره رفتارزندگی مشخصی را خداوند درنهاد او قرارداده است. این روابط هم سنت الهی است. رفتارزنبورعسل وحی ودستورخداوند است. هرجانداری برای بقا خود به جفت نیازدارد.

نروماده تشکیل زوج میدهند. درطبیعت یک جانورنررا نمی بینیم که برای تفریح چند جنس ماده را درقلمرو خود نگه دارد. موارد استثنائ درگرگها وشیرها دیده میشود ولی برای شکار است هدف خاصی ناشی از تمایلات جنسی درآن مستترنیست وموقتی است. بنابراین ازآنجائیکه تمامی جانداران از یک نفس واحد خلق شده اند وآغازحیات آنها هم ازنطفه بوده است که ازماده بی جان یعنی خاک ایجاد شدند درروابط بقا حیات ازیک قانون معینی تبعیت میکنند. انسان درمیان جانوران یک خصیصه ذاتی استثنائی دارد. خداوند برای برنامه ریزی خود به اوازخلاقیت خود وازفطرت خود وعلم خود واسمائ خود به او عطا میکند وروح خود را دراو به ودیعه مینهد وازطریق روح خود اورا هدایت میکند ولی تصورات ذهنی شیطانی را برای آزمایش دراومیگذارد تا درپروسه حیات زود گذر وناچیز دنیا او را نبتلیه کند. انّا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً انّا هدیناه السِبیل امِا شاکراً و امِا کفوراً-ما انسان را ازنطفه امشاج (بدون جنسیت نرومادینگی یا توارث، اولین نطفه حیات که ازRNA تشکیل شده بود ژن ناقص داشت ولی میتوانست تکثیرشود ولی منتقل کننده خصیصه فردی نبود) خلق کردیم واورا به برنامه ریزی مشخصی مثلا تکامل وتقوی مبتلا کردیم ودراو شنوائی وبینائی قراردادیم وراهش را هموارکردیم تا دریابیم که او شکرگذاراست یا ناسپاس. این نطفه ابتدا بینائی، شنوائی نداشت ودرپروسه تکامل درآن قرارداده شد.

براساس آیات قرآنی خداوند درآخرت کسانیکه ازاین آزمایش سربلند بیرون آیند را جدا سازی مینماید وبرنامه تدوین شده خود را ادامه میدهد. حال برای کمک وهدایت او هم ازرابطه روح خود استفاده میکند واورا بسمت فطرت خدائی میکشاند. همان فطرتی که درذات جانوران وسنگ ها واتم ها بطورثابت قرارداده ولی برای انسان استثنائ قائل شده است.

تعدد زوجات درقرآن


ما ازاین مقدمه مطلب خودمان را بیرون می آوریم .فطرت انسان براساس سنت خداوند برتک همسری قراردارد. با همسرت نتوانستی بسازی اجازه جدا شدن وانتخاب همسردیگری داری.همسرمرد باشد یا زن مقررات تدوین شده لازم دارد. مرد ویا زن هیچ برتری بریکدیگر ندارند. قانون طبیعت که سنت الهی است این را میگوید. البته بر اساس جنسیت هرکدام دارای یک سری وظائفی هستند که ازعهده جنس دیگربرنمی آید واین خصیصه ای است که خداوند درنهاد نروماده به ودیعه گذارده است. خداوند متعال به صراحت درآیه 129 سوره نسائ تک همسری را تاکید کرده است

وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيم-شما نمی‌توانید میان زنان عدالت برقرارکنید، هرچند همه کوشش وتوان خود را به کاربرید پس ازهمسرخود دوری نکنید واورا بلا تکلیف نگذارید اگر صلح وصفا وصمیمیت بین هم برقرارکنید به تقوی نزدیک تراست خدا آمرزنده ومهربان است.

اولین موضوعی که به ذهن خطورمیکند پس چرا درقرآن مجوزتا چهارزن داشتن را به مرد عطا کرده است .موضوعی که سئوال انگیزاست وشبهات فراوانی را ایجاد کرده واین سئوالی که مفسران محترم قدیم وجدید نتوانسته اند پاسخ مناسبی را ارائه دهند.ا حتمالا درترجمه وتفسیر آیه مربوطه اشکالی وجود دارد. باید با دید دقیق تری آیه را بررسی کنیم موضوعی که خداوند موکدا درباره ان امر فرموده وآن هم تفکر وتعقل درآیات است. افلا یتفکرون، افلا یعقلون، افلا یتدبرون وامثالهم درقرآن بسیاراست ویک امر واجب است چرا که مورد تاکید موکد خداوند است. اشکال کاردراین است که یک سری تصورات ذهنی برباورما نشسته وبا این ذهنیت وارد مطالعه قرآن میشویم وتوجیه مطابق با برداشت خودمان را استخراج میکنیم. هیچوقت به خودمان جرات نداده ایم با دید انتقادی به نظرات گذشتگان نگاه کنیم. خوشبختانه با تاکیدات برخی علما ومقام معظم رهبری باب تفحص وتفکردرآیات شروع شده است که امید بخش است.

نخست ایه تعدد زوجات که فقط یک باردرقرآن آمده توجه کنیم این آیه سوم سوره نسائ است که ارتباط تنگاتنگی با دو ایه قبلی دارد. درتفاسیرآیه تعدد زوجات را بدون درنظر گرفتن قسمت قبلی آن میآورند وناقص تفسیر میکنند.


يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا-1
وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا-2


آیه نخست بر تقوا تاکید دارد واشاره میکند که زن ومرد ازیک نفس واحد خلق شده اند. به عبارتی هردودرکلیه حقوق انسانی واجتماعی برابرند. معیار سنجش برتری آنها فقط تقوا است .درآیه دوم که اصل مطلب است موضوع ایتام است که دربرهه ای از زمان صدر اسلام پس از یک سری غزوات در جامعه کوچک تازه شکل گرفته مسلمانان به عنوان یک معضل اجتماعی پیش آمده بود ودرچندین غزوه و پس ازغزوه احد تعدادی از مسلمانان وحدود هفتاد نفرازصحابه شهید شدند وهمسران وفرزندان انها بی سرپرست شدند. آیه220 سوره بقره هم اصلاح موضوع یتیمان را دراولویت کارقرارداده ومومنان را به اصلاح آن تشویق کرده است

- فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ-دنیا واخرت (را ازیاد نبرید) ازتودرباره تعیین تکلیف یتیمان سئوال میکنند بگواصلاح کارآنها امری است خیروضروری وآنها (ازبرادران شما هستند) وبا آنها همزیستی کنید (با آنها زندگی کنید وآنها را تنها نگذارید) خدا دراین رابطه درستکار را ازسوئ استفاده کن باز میشناسد واگر خدا می خواست شما را دراین موضوع به سختی می انداخت، خدا عزیز ودانا است

بنابراین درادامه این آیه وبرای رفع مشکل یتیمان ونگرانی ازسرنوشت انان ومادرانشان در جامه نوپای اسلامی خداوند درآیه 3 سوره نسائ میفرماید
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُوا-3
اگرنگران عدم سروسامان دادن به وضعیت اموال وسرنوشت یتیمان هستید اززنان (مادران آنها) درحد توان خود دوتا دوتا ویا سه تا سه تا ویا چهارتا چهارتا ازدواج کنید(بین خود هرکدام براساس توان خود سرپرستی آنها را عهده بگیرید) واگرازاجرای عدالت بین آنها بیمناک هستید(با توجه به کثرت جمع ایتام وزنان) یکی ویا با زنان مهاجر صاحب پیمان( ما ملکت ایمانکم) ازدواج کنید. شرط ازدواج با زنان وتعدد زوجات رفع مشکل یتیمان است وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى ویا تعین تکلیف زنان مهاجرما ملکت ایمانکم است.

درتفاسیر قریب به اتفاق یتامی را دختران یتیم را نام میبرند که همچو مطلبی درآیه دیده نمیشود فی الیتامی به معنی یتیم ها است بعلاوه کلمه طاب را هرکدام که میپسندید معنی کرده اند درصورتیکه طاب دارای مفاهیم بیشماری است از جمله ما طاب لکم هرانچه درتوان شما است(هرکس باندازه توان خود)معنی میدهد این کلمه که درفرهنگ فارسی آمده تاب است که توان معنی میدهد. بنابراین درشرایط عادی تعدد زوجات جایز نیست.

این یک مورد استثنائی برای رفع مشکل اجتماعی است درمرحله خاص ودرهرجامعه انسانی که دچاربحران وجنگ میشوند ومردان که سرپرست خانواده ها هستند شهید میشوند. تعیین تکلیف همسران بیوه که فرزندان یتیم دارند وزنان بی سرپرست فتیاتکم (جوان) باید مشخص شوند واین یک مسئولیت دینی است تا جامعه دچارفساد وبی عدالتی نشود. وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ آنها را به درون خانواده خود بکشانید، با آنها همزیستی داشته باشید. این تعدد زوجات انگیزه جنسی درآن مستتر نیست. مفسران قدیم همه چیزرا با دید مرد سالاری وجنسی دیده اند وآیات به این زیبائی ومترقی را دچار شبه کرده اند. همانطورکه درآیه 129 سوره نسائ اشاره شده
وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيم
شما نمی‌توانید میان زنان عدالت برقرارکنید، هرچند همه کوشش وتوان خود را به کار برید . ازهمسرخود دوری نکنید واو را بلا تکلیف نگذارید اگر صلح وصفا وصمیمیت بین هم برقرارکنید به تقوی نزدیک تراست خدا آمرزنده ومهربان است. این آیه درمورد عادی است که مطلقا اجازه چند همسری داده نشده است درمتن آیه توجه فرمائید. شما نمی توانید بین چند زن عدالت را رعایت کنید هرچند تمام کوشش خود را بکارگیرید. این ایه با آیه تعدد زوجات فرق میکند ودارای موضوع جداگانه است و برخی گمان کرده اند با هم ارتباط دارند وقرآن تناقص دارد.


.ازدواج درشرایط عادی مشمول تک همسری درتشکیل خانواده است. درهمان آیه تعدد زوجات هم تکثرزنان مانع رعایت عدالت میشود وخداوند درآن آیه هم آنرا راه حل مناسب نمی بیند. اما حل معضل یتیمان وزنان بیوه وسالم نگه داشتن جامعه دربرهه ای اززمان ودرپروسه زمانی مقطعی تعدد زوجات راهگشا است متاسفانه ازحدود 1300 سال به اینطرف افکار مرد سالاری آنرا به یک قانون عادی برای سوئ استفاده مردان تبدیل کرده است.

در ایات 19 و20 سوره نسائ هم توجه فرمائید دید قرآن برحمایت از تک همسری است. این آیات درحقیقت بر گرداندن حقوق واقعی زنان به آنها تلقی میشود. این دو آیه را هم مرور کنیم.آیه19 و20 سوره نسائ


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء کَرْهاً وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیرا-19
ای مومنین برای شما حلال نیست(ممنوع است) زنان را به ارث ببرید این کارزشت وناپسند است وزنان را در تنگنا وفشارقرارندهید مگر کارناشایست انجام دهند وبا آنها رفتاری شایسته داشته باشید حتی اگرازآنها خوشتان نمی آید، چه بسا ازچیزی که خوشتان نمی آید خداوند درآن برای شما خیروبرکت فراوانی قرارداده است
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا ۚ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا
و اگرقصد دارید همسری دیگر را به جای همسرخود جایگزین سازید وبه یکی مال فراوانی داده اید چیزی ازآن را پس نگیرید آیا میخواهید با بهتان زدن به او(همسراول) آن اموال را تصاحب کنید درحالی که این یک گناه مشخصی است

وَکَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُکُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا 
و چگونه شما آن را میگیرید(مال واموال همسراول) درحالیکه بعضی از شما بسوی بعضی رسیده اید (با هم زندگی کرده اید) وآن زنان از شما پیمانی محکم را گرفتند (عقد ازدواج) 


برای درک اهمیت و مفاهیم واقعی این آیات باید به دوران حدود سه الی چهارسال پس ازهجرت مسلمانان ازمکه به مدینه سفر کنیم وذهنیات شکل گرفته درزمان حال را برای کشف واقعیت موقتا رها سازیم. دانستن تحولات تاریخچه چند سال اول صدراسلام راهگشای خوبی برای درک واقعیت های این آیات است. بعلاوه موقعیت زن در آن زمان را بدانیم. باید توجه داشت موقعیت اجتمائی زن نزد اعراب پیش ازاسلام ازوضعیت خاصی برخوردار بود وزن به عنوان کالائی درنظرگرفته وخرید وفروش میشد وهمراه کالای منزل به ارث برده میشد وازحقوق اجتمائی وفردی محروم بود ودرشمارلوازم واثاثیه خانه قرارمیگرفت واین ضرب المثل بین انها رواج داشت که زن حکم ظروفی را دارد که جای نطفه مرد است. وانما امهات الناس اوعیه – مادران حکم ظروف را دارند (کتاب فروغ ابدیت –آیت الله جعفر سبحانی – بخش شبه جزیره عربستان ). مسلمانان سیزده سال دوران سختی را درمکه سپری کردند وپیام اسلام دراین مدت به مردم مکه رسیده بود وبسیاری را به خود جلب کرده بود. پس ازهجرت مسلمانان به مدینه وحدود 2 الی 3 سال بعد ازهجرت اتفاقات بسیارمهمی رخ میدهد وغزوات پیامبر گرامی اسلام باعث بسط وگسترش بیشتر پیام اسلام گردید ودرضمن مشکلات اجتمائی بسیاری دامنگیر مسلمانان شد. خداوند درسوره نسائ وممتحنه که به احتمال زیاد درهمان زمان نازل شده است که مسلمانان با سه بحران اساسی روبرو بودند. راه حل مناسب برای مومنان ارائه میفرماید.این سه بحران عبارتند از:

1- بحران افزایش زنان بیوه ویتیمان افراد شهید شده ازصحابه وانصاربه خصوص بعد ازغزوات حضرت رسول اکره(ص)وغزوه احد-آیه 3 سوره نسائ
2-پناه آوردن زنان مسلمان شده مهاجراز مکه که به استناد آیه شریفه 10 سوره ممتحنه تعداد آنها میبایستی زیاد بوده باشد که به عنوان یک رخ داد مهم از بستن عهد وپیمان درآیه اشاره رفته است
3-اوضاع بسیار آشفته حقوق اجتماعی وفردی زنان در صدراسلام واحکام صادره آیات 19و 20نسائ وبسیاری ازآیات دیگر


بنابراین نزول آیه تعدد زوجات درآن ایام برای رفع مشکل جامعه کوچک اسلامی بوده وموردی واستثنائی است وشرط دارد وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى درحالات عادی تک همسری حاکم است –سید محمد تقوی اهرمی خرداد 1396ویرایش جدید بهمن 1397

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت