ویژگی ها

فرشته نامیدن ملائکه خلاف قرآن است

فرشته نامیدن ملائکه خلاف قرآن است
ما در بسیاری از تفاسیر ملائکه را فرشته معنی میکنیم و فرشته هم زن را در اذهان تجسم میکند با دو بال واین موضوع از باور گذشتگان درتصورات ذهنی ما نشسته و وارد فرهنگ لغت ما شده .خداوند این موضوع را برای ما در مثالی شرح میدهد و به ما تذکر معنی داری میدهد.آیات 152 الی 157 سوره صافات و27 سوره نجم میفرماید.
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ- أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ- وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ- أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ- مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ- أَفَلَا تَذَكَّرُونَ- أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ-
آنها شاهد بودند که ما ملائکه را زن افریدیم-آنها با دروغ پردازی خود قطعا خواهند گفت که خدا فرزند دارد ویا برای خود دختران را بر پسران برگزیده-شما را چه شده آیا سر پند گرفتن ندارید ویا دلیلی روشن دارید .
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانیکه به آخرت ایمان ندارند- فرشتگان را زن نامگذاری کرده اند. لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى نامی برای ملائکه در نظر گرفته اند که مفهوم زن را در اذهان تداعی میکند-اینها علم موضوع را ندارند واز تصورات ذهنی خود تبعیت میکنند.درحقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد (یا راه به جائی نمی برد). وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
بنابراین تصورات ذهنی یا خیالات که مبتنی بر علم نباشد وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ برای رسیدن به واقعیات گزینه درستی نیست.
.
خداوند خالق کل شیئ(جهان مادی) وقادر متعال است وبر همه کل شیئ احاطه دارد وعلم او جهان مادی را در بر میگیرد. کل شیئ معنی جهان مادی را میدهد وعلم او به تمامی جهان سیطره دارد .او خالق علم است وقوانین طبیعت امر اویند.
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ

إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا-خدای شما الله است که غیر از او خدائی نیست وعلم او بر جهان مادی سیطره دارد.
یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء .او علم گذشته وحال شما را دارد (سابقه تاریخی خلق حیات وشما را دارد) وهیچکس نمی تواند به علم او احاطه داشته باشد مگر آنکه او بخواهد. در اینجا خداوند متعال دو مطلب را بیان میکند اول اینکه موضوعی که میخواهی تفسیر ویا تاویل کنی باید علم آن را داشته باشی که گرفتار تخیلات ذهنی نشوی وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ آنهاعلم اینکه ملائکه چیست را ندارند .خداوند مثال میزند وما را متوجه آن میکند که از تصورات ذهنی خود پیروی نکنید.کسانیکه تصورات ذهنی را بدون ارتباط دادن به علم آن بکار میگیرند راهی برای دستیابی به حقیقت موضوع را سد میکنند وبرایشان سودی ندارد.این یک مثل زیبا است وما که با قرآن سروکار داریم چرا خلاف قرآن در ترجمه ها ملائکه را فرشته نام میبریم واصل معنی آن ملک یا سبب وملائکه اسباب فرمان ذات باریتعالی هستند را بکار نمیگیریم.
علم امروزی واقعیت دارد.علم زیست شناسی وزمین شناسی از روی مدارک وشواهد (فسیل ها ،تعیین عمر آنها ووابستگی ژنتیکی موجودات زنده) به نکات مهمی از تاریخچه حیات دست یافته است .اگر چه هنوز سئوالات زیادی وجود دارد ولی علم ابزاری برای سنجش شده است .ما باید آیات قرآن را در مورد خلقت انسان، موضوع آسمان ها، هفت آسمان وغیره در کلمات متشابه با آخرین یافته های علمی مقایسه کنیم بنگریم آیا همخوانی دارد یا خیر .البته باید همخوانی داشته باشد چرا که علم بر اساس نظر قرآن از خداوند جدا نیست .امروزه مثلا در علم زیست شناسی وپیدایش حیات با کلمات کلیدی برخورد میکنیم ودانشمندان روی این کلمات پژوهش خود را متمرکز کرده اند.خداوند در قرآن دقیقا به این کلمات کلیدی پاسخ میدهد.مانند حیات از ماده بی جان به جاندار پدید آمد ، آغاز پیدایش حیات از نطفه بوده است تکامل موجودات زنده از درون آب صورت گرفت، حیات در کره زمین صورت گرفته یا از خارج از زمین به زمین منتقل شده وبسیاری از این نوع مفاهیم .البته برای پی بردن به واقعیت خلقت انسان ومقایسه آیات قرآنی بایستی به علم زیست شناسی وپیدایش وتحولات زمین آگاهی داشت .چرا در بحث خلقت انسان با شبهات بسیاری روبرو هستیم واین همه شبهات از کجا سرچشمه گرفت .
مشکل اساسی در ما است که برای مطالعه قرآن با تصورات ذهنی بر باور ما نشسته وارد مطالعه قرآن میشویم وهر آنچه که با باور وذهنیات ما میخواند از آن بیرون می آوریم .کلمات را مطابق میل خودمان معنی میکنیم تا بر تصورات ذهنی گذشتگان تطبیق پیدا کند.کسی که نظریه منسوخ شده بطلمیوسی را بر باور خود نشانده قران را فدای تصورات ذهنی خود میکند و تاویلی مطابق نظر خود از قرآن بیرون میکشد.منظور من آیات متشابه در قرآن است که با علوم طبیعی سروکار دارند وبیشترین شبهات که باعث تزلزل درایمان جوانان میشود ازهمین ها منشائ میگیرد.معاندین ومخالفین ومنحرفین به استناد همین تصورات ذهنی خود ونظر گذشتگان، قرآن را به باد انتقاد میگیرند.بطور مثال اگر آیات مربوط به وحی را درقرآن مطالعه کرده بودند وشخصا درآن تفکر وتعقل می کردند وبه نظر گذشتگان توجهی نمیکردند دچار این وسوسه شیطانی نمی شدند که بطور مثال وحی خداوند را رویا وخواب بپندارند ومنحرف شوند.البته در ایمان آنها نقصان وجود دارد .وحی رویا نیست در بیداری به وقوع پیوسته به مقاله فیزیک وشیوه نزول وحی در قرآن مراجعه فرمائید
.آیات را بدون پیش داوری مطالعه کنیم واز معانی کلمات در قرآن بهره ببریم ودر آنها تفکر وتعقل کنیم واز آیات خداوند درطبیعت هم که به استناد قرآن دیگر آیات خداوند هستند وبنام سبع المثانی یا قرآن ثانی یاد شده هم استفاده کنیم.بعلاوه اساس کار را باید بر دستور خداوند قرار دهیم که فرموده است قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدائ الخلق –از روی آثاری که بر زمین وجود دارد چگونگی شروع خلقت حیات را بیرون آورید .مسلما منظور این آیه تجسسات وادله زمین شناسان است که باید مورد توجه قرار گیرد نه تجسس در نظر گذشتگان.سید محمد تقوی اهرمی تیر ماه 1396

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت