ویژگی ها

ظلمات ثلاثه در قرآن وخلقت انسان

ظلمات ثلاثه در قرآن وخلقت انسان


مقدمه نوشتار


برخی کلمات درقرآن فقط یک باردرآیه مشخصی که ارتیاط با موضوعی معین دارد می آید که نشانه نقش مهم در سرنوشت خلقتی انسان و اهمیت علمی بالای آن کلمه است. مثلا کلمه اقوات تنها درآیه 10سوره فصلت آمده که ایجاد غذای بیولوژیکی موجوداتی است که به آن نیاز دارند وقراراست خلق شوند واین رویداد درزمین اولیه ودقیقا هنگامی اتفاق افتاده که رواسی یعنی پوسته جامد بر روی زمین تازه شکل گرفته قرارگرفت. امروزه مفهوم این کلمه کلیدی درخلقت حیات درزمین اولیه درعلم زیست شناسی یکی ازبحث های داغ است ودانشمندان سعی دارند از آن رمز گشائی کنند. به مقاله چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران مراجعه فرمائید. کلمه ظلمات ثلاثه هم نمونه دیگری است که در ایه 6 سوره زمر به آن اشاره شده است ومفسرین محترم به تاریکی های سه گانه نطفه دررحم تفسیر کرده اند که با مفهوم وسیاق آیه همخوانی ندارد و تفکر وتعقل جدید درآیه را میطلبد. با پیشرفت علوم طبیعی لازم است علمای دلسوزومسئول با توجه به حجم بالای تهاجم فرهنگی ومانور روی شبهات آیات متشابه درقرآن درنظرات بیش ازهزار سال گذشتگان که مطابق علم روزان زمان بوده وبرباور ما نشسته تجدید نظر نموده وآیات متشابه وعلمی قرآن مانند خلقت انسان، خلقت هفت آسمان وبسیاری دیگراز آیات متشابه را با علم امروزی وآخرین نظریه علمی و قوانین طبیعت مقایسه نمایند وبانی امر خیرگردند واز خود باقی الصالحات بجای گذارند.


ظلمات ثلاثه در دوره های بعد از پیدایش نطفه


.آیه 6 سوره زمر را باهم مرور میکنیم.


خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍۢ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَٰتٍۢ ثَلَٰثٍۢ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ


شما را از نفس واحده خلق کردم وسپس جفت آنرا ازآن قراردادم. برای شما از چارپایان هشت جفت نازل کردم وشما وچارپایان درشکم نیای بصورت خلقی بعد از خلق ودرظلمات سه گانه خلق میشوید.


خلقت انسان از نفس واحده است که همان خلق الانسان من نطفه است که تمامی نفوس جانداران اعم از گیاهی وجانوری ازآن منشعب شدند وان سلول اولیه حیات است .به مقاله نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین مراجعه فرمائید .چند موضوع مهم دراین آیه برای تفکر وتعقل وجود دارد که به آن توجه نشده است ،بنابراین ابتدا به چند مورد زیر اشاره کنیم وسپس به دلائل از آیات وعلم زمین شناشی بپردازیم :


اول : چرا خداوند ابتدا فعل ماضی آورده وبعد از پیدایش جنسیت وجفت انسان وانعام از کلمه مضارع یخلقکم استفاده کرده است .
دوم : چه ارتباطی نفس واحده با خلق بعد ازخلق دارد.
سوم : آوردن جعل منها ازواجها چه مفهومی ورابطه ای میتواند با خلق من بعد خلق داشته باشد
چهارم: آیا دررحم انسان وانعام ظلماتی وجود دارد.

اول : چرا خداوند ابتدا فعل ماضی آورده وبعد از پیدایش جنسیت و جفت انسان وانعام از کلمه مضارع یخلقکم استفاده کرده است .
مطلب مهمی که معاندین ومخالفین ومنحرفین از آن به عنوان رعایت نکردن قواعد عربی درقرآن ازآن نام میبرند ،شیوه نگارش جملات خاصی است که انها آن را ایراد قرآن مینامند. این موضوع از عدم آگاهی آنها به تاریخچه علم نحو است .زمان نزول وحی علم نحوی وجود نداشت وعلم نحو بر پایه واساس کلمات درقران بنا نهاده شد. "مورخان عموما اتفاق نظر دارند که ابوالاسود دوئلی بسال 69 هجری علم نحو عرب را تدوین کرد .وی زبان سریانی را فرا گرفت وقواعد ان زبان را مناسب دید وبه فکر افتاد برای زبان عربی هم قواعدی تدوین کند .پایه واساس کاراوقرآن قرارگرفت. بعد از او کسان دیگری راه او را ادامه دادند. زمان نزول قرآن علم صرف ونحو وجود نداشت. قرآن شیوه وروش خود را دارد. اینکه برخی بگویند قرآن قواعد نحو را رعایت نکرده درست نیست .باید گفت کسانی که قواعد زبان عربی را از روی قرآن تنها کتاب مدون عربی در آن زمان تدوین کردند نکات مهمی را درقواعد قرانی رعایت نکردند. از جمله آوردن فعل مضارع درماضی که به ماضی التزامی نامیده میشود. این قاعده پیام خاصی دارد. عملی درگذشته اتفاق افتاده وبعد ازآن التزام به شروطی ان فعل ادامه داشته .که بیان گر زمان بر بودن آن عمل است یا تحت شرط برنامه ریزی قرارداشته است. یخلقکم بعد از خلق نفس واحده وخلق وپیدایش جنسیت نرومادینگی دریک پروسه خلقتی مانند علقه برنامه ریزی آن ،آینده درگذشته بوده است که به بار نشسته وتمام شده .مانند آیه- الَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى-آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدرمیشود یمنی را مفسرین به میریزید تاویل کرده اند واز انجائیکه نطفه را هم آب مرد درنظرگرفته بودند ( نظر گذشتگان بر اساس برداشت آن روزها) ترجمه ای ارائه شده که با قرآن همخوانی ندارد.


دوم : چه ارتباطی نفس واحده با خلق پس از خلق دارد.


کلمه خلق یعنی ایجاد از چیزی که وجود دارد برخلاف ابداع که خلق از عدم است. خلق یک پدیده فقط یک بار است واستمرارندارد. پس ازخلق آنرا باز آفرینی میکند یعیده .تحولات جنین رشد آن است در جایگاه رحم ودستور چگونگی رشد را روح فرمان میدهد که در ژن موجود زنده توسط خداوند نهادینه شده است. بنا براین خلق بعد از خلق تحولات تکاملی انسان است از نطفه وسپس علقه وبعد ازآن مضغه والی آخر تا انسان تکامل یافته (آدم، که انسان تکامل یافته است مرد یا زن) از ذریه آخرین قوم بیرون آورده میشود. مراحل رشد جنین وواقعیت قرآنی


سوم : آوردن جعل منها ازواجها چه مفهومی ورابطه ای میتواند با خلق من بعد خلق داشته باشد.


این موضوع البته با برداشت وذهنیت ما ارتباط دارد .اگر ما نطفه را اب مرد تصور کنیم سعی میکنیم تمامی تحولات تکاملی را در رحم جستجو کنیم ومواردی که با ایات خداوند در خلقت انسان نمی خورد توجیه نمائیم اگر چه شبهه بیافرینیم. با خود فکر نکرده ایم چرا اول ایه با نفس واحده شروع شده آیا با رحم که ما ظلمات ثلاثه را درآن قرارداده ایم ارتباط پیدا میکند. جعل منها زوجها ارنفس واحده است بازهم ارتباطی با رحم ندارد. تکامل انسان درشکم های امهات بوده است. یخلقکم به انسان وچارپایان برمیگردد که معنی علمی بسیار والائی دارد. چرا خداوند در این ایه چارپایان را وارد ایه کرده حتما دلیل حاص خود را دارد. علم زیست شناسی وتکامل به این موضوع پاسخ میدهد. انسان وچارپایان دارای نیای مشترک بوده اند، آن هم بصورت خلق بعد ازخلق .امهات مادران معنی نمیدهد امهات به فارسی نیاکان یا نیای تکاملی انسان. این جمله را حتما شنیده اید که شهرقم یا ری از امهات بلاد اسلامی بوده است .زیرا دانشمندان بسیاری را به اسلام تقدیم کرده .امهات این معنی را میدهد و جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا تکامل از طریق جفت ها و درشکم امهات صورت گرفته . 


چهارم: آیا در رحم انسان وانعام ظلماتی وجود دارد.


برخی برای توجیه ظلمات دررحم زن به اثرات نورخورشید برجنین مطالبی نوشته اند ودلیل هم پوشاندن لباس وتاریک ومحافظت کردن جنین را بر اساس علم جنین شناسی مطرح میکنند .این مسئله را که تمامی پستانداران در آفتاب وبدون لباس بسر میبرند وخوشبختانه مسئله سوئی هم برایشان رخ نداده. بهتراست با دید بصیرت وتفکر وتعقل درآیات بنگریم وباطن ایه را که منظور ذات باریتعالی است بیرون آوریم. این ایه از جمله آیات متشابه است که خداوند میفرماید تاویل این آیات نزد خداوند است ودانشمندان علوم(منظورعلوم طبیعی مربوطه تقریبا تمامی آیات متشابه درارتباط با پدیده های خلقتی وطبیعی است )- هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ-

خداوند است که کتاب را نازل کرد ودر آن آیات محکمات قرار داد که اصل کتاب براین آیات محکمات قرار دارد .قمستی ازآن هم آیات متشابه قرارداد که باید تاویل شوند (ظاهر دارند وباطن).کسانی که در دلهایشان شک وتردید است از این دو گانگی آیات سوئ استفاده میکنند وفتنه انگیزی میکنند واز متشابه (ظاهر آن که تمثیل است پیروی میکنند) با آنکه تاویل آن را خداوند میداند ودانشمندان (برحسب موضوع دانشمندان آن موضوع ،خلقت انسان وهفت اسمان را دانشمندان زیست شناسی وزمین شناسی باید نظربدهند) وآنها به دلیل ایمان به خداوند هردو را قبول دارند ومیگویند از طرف خداوند است (.نمی دانند نظر نمی دهند تا شبه آفریده نشود).


حال قبل از وارد شدن به موضوع علمی ظلمات ثلاثه یک نمونه دیگر از آیات این چنینی که در همین ارتباط است را مرور میکنیم.


إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى-با استناد به ایه قبلی خداوند میفرماید-آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها جز لغزشهاى كوچك خوددارى می‏ورزند پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‏ آمرزش است. خداوند است که ازآن دم كه شما را از زمين انشائ کرد وازهمان‏گاه كه در شكمهاى مادرانتان بصورت جنین بودید به [حال] شما داناتر است پس خودتان را پاك مشماريد او به [حال] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است.

خداوند به علم چگونگی انشائ انسان درزمین آگاه است. انشائ کردن یعنی خلق کردن وپس ازآن پروراندن تا انسان شدن. ان هم درزمین ودرشکم امهات بصورت جنین بودید وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ در دوره انشائکم خداوند انسان را انشائ کرد ودیگر انشائ در رحم موضوعیتی ندارد. وقتی انسان خلق شد تکثیر آن از طریق نطفه مرد ونطفه(اوول) زن صورت میگیرد ودر رحم جنین رشد میکند واین باز افرینی خلقت است .این آیه را هم مرور کنیم


وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ-خداوند زمانی که شما را از شکم امهات بیرون میآورد (بصورت خلق بعد از خلق) چیزی نمی دانستید وزمانی که از شکم امهات بیرون آمدید بعد از آن برای شما گوش وچشم وقلب قرار داد .


الَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى-ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى-فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى-آیا اونطفه تقدیری نبود که مقدرمیشود. سپس بصورت علقه درآمد، آنرا خلق کرد وشکل داد ودرآن جنسیت نروماده را قرارداد .


در این آیه علقه را منشائ ایجاد جنسیت نر وماده معرفی کرده است واین نشان میدهد که علقه یک مرحله از تکامل انسان درطبیعت است نه دررحم زن. با توجه به آیه قبلی که انسان مدت ها درمحله تکامل بصورت جنین هائی در شکم امهات بود وبیرون می آمد اعضائ بدن نداشت. نوزاد که از شکم مادر بیرون میآید تمامی اعضای بدن کامل است ودارای شعور وفهم است بلافاصله نسبت به نیاز ها با گریه کردن منظور را به مادر میرساند .در آیات خداوند تعقل وتفکر کنیم وآیات خداوند را به بهای اندک به تصورات ذهنی گدشتگان نفروشیم.


راغب اصفهانى منى را به معناى تقدير (اندازه زدن) می داند. و آيات فوق را به معناى تقدير كردن الهى می داند. صاحب مقاييس اللغه نيز اصل كلمه را از تقدير می داند و معتقد است منى انسان را از آن جهت منی گويند چون كه تکثیر انسان از آن مقدرمی شود( برنامه ریزی شده)


ظلمات ثلاثه بر اساس علم زمین شناسی وزیست شناسی چیست


براساس آخرین نظریه زمین شناسی وزیست شناسی ونقل از پرفسور ارنست مایر دانشمند زیست شناسی وتکامل وسایر دانشمندان علم زیست شناسی وزمین شناسی وهمچنین آیات قرآن انسان از ماده بی جان به جاندار تبدیل شد ودرچهار دوره اقوات وبرروی صلصال کالفخار سخت وحمامسنون نرم نطفه اولیه خلقت ایجاد میشود که به پروکاریونت ها یا تک سلولیهای بدون هسته غیرهوازی نامیده میشوند این تک سلولی ها ابتدا باکتری های غیر هوازی بودند که پانصد میلیون سال درزمین حاکم بودند وسپس جای خود را به باکتری های غیرهوازی فتو سنتز دادند وآنها هم در یک دوره پانصد میلیون ساله حاکمیت زمین را دراختیارداشتند وسپس سیان باکتریهای فتوسنتز جای آنها را گرفتند وانها هم پانصد میلیون سال در زمین حاکم بودند .این سه دوره که جزئ سرنوشت تکاملی انسان است در جوی انباشته از غبار آتش فشان ها که از فعالیت شدید آنها ناشی میشد واشباع از بخار آب وئیدروژن وسایر گاز ها بود بسر میبردند. برخورد شهاب سنگ ها مزید برعلت بود وجوی کاملا تیره وتاریک که حفاظی برای ادامه حیات این سه نوع باکتری ها بود و قران ازآن به عنوان آسمان دودی یاد میکند. این همان ظلمات ثلاثه است که قران این سه دوره راطارق می نامد به مقاله طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است مراجعه فرمائید.به تصویر زیر که دوره های زمین شناسی پیدایش حیات از ارنست مایر توجه فرمائید.

پس ازسه دوره تاریکی نا ارامی جوی، یک دوره ایجاد هفت اسمان یا جو اکسیژن داروآرام به مدت پانصد میلیون سال بر زمین حاکم میشود وسیان باکتری های فتو سنتز به تولید اکسیزن میپردازند وسیان باکتری ها به تک سلولی هسته داردارای غشائ سلولی برای حفاظ نطفه تبدیل میشوند ود. ان. آ (DNA) مدیریت ادامه رشد وتحولات حیات را برعهده میگیرد .امر خداوند که همان روح یا فرمان اوست در این تک سلولی هسته دار یا اویکارینونت ها استقرارمی یابد. جنسیت وجفت نروماده درآن خلق میشود وقرآن این را علقه مینامد.

به این ایه فوق توجه فرمائید.

الَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى-ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى-فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى

از این علقه تمامی موجودات زنده اعم از جانوری وگیاهی واز طریق جنسیت وتوارث بوسیله خلق بعد از خلق در زمین انشائ میشوند تا انسان تکامل یافته بصورت آدم از ذریه آخرین قوم بیرون می آید. این مطالب عینا همه از آیات خلقت انسان استخراج شده وبا آخرین نظریه علم زیست شناسی همخوانی دارد.در آیات بدون تعصب در تفاسیر گذشتگان تعمق وتفکر کنیم .ما انسان های قرن علم ودانش هم باید نظر علمی خودمان را ارائه دهیم ودر این نظرات کهن تجدید نظر کنیم تا آیات قرآن را از بند شبهات نا خواسته رها سازیم .

.علقه همان اولین تک سلولی هسته دار ایکارینونت ها است که دارای غشائ سلولی وملکول های د.ان.آ کامل وتکامل یافته شده بودند ومیتوانستند توارث داشته باشند وامر خداوند درملکول های د.ان.آ -DNA)استقرار گرفت- الَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى-ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى-فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- آیا اونطفه تقدیری نبود که مقدر شد.سپس بصورت علقه خلق شد و آن را شکل داد ودرآن جنسیت نر وماده را قرارداد (توارث را در آن قرار داد).


سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ-بزودی نشانه های خود را در آفاق (دور وبر نزدیک ودوراز شما -کیهان)و درهویت خودتان به شما نشان خواهیم داد تا برای شما ثابت شود که خداوند وجود دارد وحق است این برای شما کفایت نمیکند که تمامی نشانه های مادی به وجود او شهادت میدهند. خداوند در آیات 29 و30 سوره فرقان ودرروز قیامت درقالب گفتگوی بین خطا کاران میفرماید - قَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا- وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا-:یکی از آنها کسی را نشان میدهد ومیگوید او مرا به گمراهی کشاند بعد از اینکه قرآن را داشتم ( بمن رسیده بود).شیطان ( هوی نفسانی وتخیلات ذهنی است که بر دلها نفوذ میکند .دل خواسته نفسانی است ) همواره انسان را از واقعیت ها دور نگه میدارد.رسول خدا در برابر خداوند میفرماید پروردگارا قوم من این قرآن را مهجورقراردادند. به خداوند متعال پناه ببریم که ما جزئ آن قوم که قرآن را مهجور قرارداده اند نباشیم که عاقبت بدی در انتظارما است.

سید محمد تقوی اهرمی-مرداد 1396-ویرایش جدید بهمن 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت