ویژگی ها

صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین

صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین

مقدمه نوشتار

این دو کلمه در آیه هفت سوره طارق وفقط برای یکباردرقرآن آورده شده وبه تعبیردیگرهمان صلصال وحمامسنون است.این کلمات شبه آفرین ترین کلماتی است که توسط معاندین ومخالفین ومنحرفین مورد سوئ استفاده قرار گرفته وابزاری برای آنها دربه چالش کشیدن قرآن است وبسیاری ظاهرا برای اصلاح این طرز تفکر ودرواقع برای باز کردن موضوع ودردید قراردادن نظرمنحرفین ومعاندین وبرای گسترش نظرآنها با عناوین اینکه این نظرات تا کنون اشتباه بوده وقصد برطرف کردن اشتباه گذشتگان را دارند همان نظر را با تغییر دادن جای استخوان صلب وترائب درلگن خاصره وعوض کردن کلمه صلب با کسره ص با صلب با ضمه ص به تثبیت بیشتر این نظریه کهن شبه انگیز میپردازند.این ها جبهه واحدی را تشکیل داده اند ودرقالب اینکه این دو کلمه با علم پزشکی در تضاد آشکار است ، آنرا در کنارسایرموارد شبه انگیز، البته به خیال باطل آنها ، مانند موضوع مشارق ومغارب که یک پدیده طبیعی قابل رویت است (به مقاله مشارق ومغارب در زمین واقعیت عینی دارد مراجعه فرمائید) مطرح میکنند ونتیجه میگیرند که آیات قرآن مجید وحی نیست ورویای وخواب رسولانه است. درجائی که روحانیت شیعه تلاشی برای جایگزین کردن نظر گذشتگان که بر مبنای علم سیزده قرن گذشته وبراساس خرافات جاهلیت وتخیلات ذهنی انگاشته شده نمی کنند وبرای پاسخ گوئی به شبهات این چنینی وجایگزینی آنها براساس علم روز زیست شناسی اقدامی انجام نمی دهند ومیدان برای جولان این افراد بازگذارده وزمینه را برای رشد این تفکرات فراهم آمده. مقام معظم رهبری براین موضوع که برای رفع شبهات باید تلاش مضاعف صورت گیرد تاکید کرده اند که جای بسی تاسف است که اقدامی صورت نمی گیرد.

شیوه بررسی وتفسیرآیات موضوع خلقت انسان 

شیوه بررسی وتفسیرآیات موضوع خلقت انسان منطقی نیست.تکه هائی از آیات خلقت انسان را از کل آیه جدا میکنند وروی ان مانور میدهند وبه متن وسیاق آیات توجه ای نمیکنند ،زیرا هدف توجیه نظر گذشتگان است که بر باورما نشسته است.برای نمونه سعی میکنیم درهر مورد آیه کامل را مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم تا به خطا بودن نظریه گذشتگان پی ببریم. نمونه این موضوع را در این دو کلمه صلب وترائب مشاهده کنید.این دو کلمات جزئ پر مفهوم ترین وعلمی ترین وزیبا ترین مفهوم از پیدایش حیات است .البته درزمین اولیه وبرروی پوسته جامد وتازه شکل گرفته آن نه در رحم زن. آیات بسیاری این موضوع را ثابت میکند درصورتیکه برنظرگذشتگان تعصبی نورزیم وآیات علمی خداوند را فدای تصورات ذهنی کهن نکنیم وعلم زیست شناسی را ملاک سنجش خود قراردهیم خواهیم دید حدود هزارسال در خطا رفته ایم .

ایراداتی که برخی به عنوان تناقض وخلاف علم میگیرند خلاف واقعیت آیات قرآن است ودر حقیقت برنظر گذشتگان ایراد میگیرند وما نا خواسته از آن نظر دفاع میکنیم وسعی نمیکنیم واقعیت قرآنی را مد نظرقراردهیم.

علم پزشکی هیچ ارتباطی با صلب وترائب ندارد.عکس العمل ما در قبال کسانی که میگویند :

"خدا به زبان قوم عرب با آنان سخن گفته وواژه های به کار رفته درقرآن در زبان قوم عرب معانی خود را دارد که درفرهنگ لغات موجود است وما نمی توانیم معنای من درآوردی برای لغات ابداع کنیم."

این جمله را یکی از سایت هائی درپاسخ به ایراد من مطرح کرد.این عبارت را دقیقا وهابیت هم عنوان میکند که معانی کلمات درفرهنگ عرب زمان نزول آیات همان است که گذشتگان درآوردند وتفسیر کردند وما حق نداریم تغییری درآنها انجام دهیم وتغییرمعانی ویا تاویل جدید برپایه علم تعابیرمن در آوردی است .این به معنی رد آیات متشابه درقرآن ورد آیات بیشمار که نشانه های طبیعی است .

خداوند میفرماید -وَكَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ-سوره یوسف .چه بسیاراز نشانه های خداوند در زمین وجو آن است که بر آنها گذر میکنید ومیبینید وروی برمیتابید (درخلقت آن تعقل نمیکنید ویا درآیه- قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ-یونس -101 ،بگو بنگرید که در زمین وهفت جوآن چه نشانه هائی است (برای حقانیت خداوند) ولی برای آنهائی که بی ایمان هستند سودی ندارد وبسیار ایات دیگر که در معرض دید ما قرار دارند وخداوند مکررا تاکید میفرماید در آیات تفکر وتعقل کنید.وتفکر وتعقل وتدبر درآیات قرآن واجب است آیا تفکر وتعقل درآیات را باید درلغت نامه صدر اسلام جستحو کرد یا دراخرین نظریه های علوم تجربی.

برای تخریب کلام خداوند به جعل کلمه صلب و تعویض فتحه با کسره وکذب تاریخ روی می آورند واز نا آگاهی نسل جوان به تاریخچه قرآن سوئ استفاده میکنند.

اوضاع وتفکرات زمان نزول قرآن درقوم عرب

باید توجه کنیم درزمان نزول وحی اعراب شعرمیسرودند وحفظ میکردند وبرای درست کردن قافیه کلماتی را ابداعی در شعر میبردند ودر اشعار آنها میتوان مفاهیمی این چنینی را استخراج کرد ولی قران ازکلمات عربی رایج استفاده کرده وطوری ان ها چینش کرده که آیندگان بتوانند مفاهیم آنرا بیرون آورند.قرآن روش نگارش خاص خود را دارد.انها نمی خواهند بدانند که صرف ونحو عربی واعراب ونقطه گذاری درآن زمان نزول قرآن وجود خارجی نداشته واشعار خود را روی کتف گوسفند ولیف درخت خرما مینوشتند وتعداد با سواد ها بسیار اندک بودند. افرادی 60 الی 70 سال بعد از رحلت رسول اکرم (ص) بفکر تدوین قواعد عربی افتادند واز قواعد زبان های دیگر مانند سریانی استفاده کردند وقواعد ناقصی را نوشتند وبه مرور زمان تکمیل شد.

تنها کتاب مدون نوشته شده که در آن از هرمثلی یافت میشد قران مجید بود که اساس تدوین قواعد عربی قرارگرفت.همه مفسرین براین نکته تاکید کرده اند که معنی اصلی صلب سخت ومحکم وترائب هم نرم است.درزمان نزول قرآن تفکراتی در جامعه آن زمان حاکم بوده وبراساس آن تفکرات نظر خودشان را در باره خلقت انسان از نطفه وصلب وترائب آنهم حدود دویست سال بعد از این کلمات نوشته اند.

موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب پیش از اسلام از وضعیت خاصی برخودار بود و زن به عنوان کالائی در نظر گرفته وخرید وفروش میشد واین ضرب المثل بین آنها رواج داشت وانما امهات الناس اوعیه - مادران حکم ظروف را دارند که فقط برای نطفه مرد آفریده شده اند( کتاب فروغ ابدیت آیت الله جعفر سبحانی فصل شبه جزیره عربستان در باره اوضاع اسلام قبل از ظهور ) این ضرب المثل چنان درفرهنگ اعراب پیش از اسلام رسوخ کرده بود که سالیان دراز بعد از اسلام هم در ذهن بسیاری جا باز کرده بود .این یک ذهنیت مرد سالاری است که در تفاسیر اولیه آیه صلب وترائب نقش اساسی بازی کرده است .امروزه هم در جوامع اسلامی ودر کشور ما آثار آن وجود دارد .ازانجائیکه این تفسیر بحث ها واختلاف نظر های بیشماری البته در جزئیات وبیشتر جای استخوان مرد وقسمت سینه زن مورد اختلاف است واصل تفسیر چندان تفاوتی ندارند .

عدم دقت در سیاق آیات وتفکر در آنها

معاندین ومنحرفین این نظرات را اساس سنجش خود قرار داده اند وبدون اینکه در متن آیات از اول سوره طارق تا إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر دقت کنند بدلیل شک وتردید در ایمان وعدم آگاهی به علم روز زیست شناسی ومساوی دانستن تصورات ذهنی گذشتگان وآیات قرآنی ،آنرا دلیلی بر رویا بودن وحی دانسته اند ودر کنار این ایه موضوعات آیات متشابه دیگر را مورد انکار وتمسخر قرار داده اند.اینکه تاویل آیات متشابه در قرآن فقط حق مفسران حدود سیصد سال بعد از ظهور اسلام بوده واکنون ما باید آنرا مانند وحی منزل قبول داشته باشیم وهر تاویل دیگری که منطبق برعلم روز است را خطا بشماریم وآنرا من درآوردی بنامیم بی انصافی به قرآن است.

دو گروه این تفکر را دارند اول معتقدین به قرآن که ترس دارند در روند مقایسه آیات متشابه با علوم طبیعی به موضوعی برخورد کنیم که با علم تناقص داشته باشدکه این از ضعف ایمان به خداوند است و خداوندی که علم را خلق کرده مطلب غیرعلمی بیان نمیکند ،اگر نتوانیم آنرا درک کنیم در درک خودمان شک کنیم، بعلاوه قرار نیست تمامی موضوعات را علم تا کنون کشف کرده باشد ،باید صبر کنیم.قران برای نسل ظهور اسلام ونسل کنونی نازل نشده برای نسل های آینده هم است.دوم مخالفینی که از کشفیات جدید علمی در قرآن میترسند که شالوده تفکرات آنها ویران شود. اگر ما واقعیت علمی را در قرآن کشف کنیم میشود اعجاز قرآن که با اصل رویا بودن وحی در تضاد است .آبروریزی برای بانیان این تفکرات است .در قرآن آیاتی که پدیده های طبیعی را نشانه حقانیت قرآن میداند بسیار فراوان است و در همه آنها تاکید شده بر روی آن تفکر وتعقل کنید تا کنه مطلب را بیرون آورید وبه حقانیت خداوند در نظام آفرینش برسید.به این آیه توجه فرمائید:


قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ


بگو درزمین گردش کنید وبنگرید چگونه خداوند خلقت حیات را آغاز کرد وسپس خداوند نشائ آخری را از آن بیرون می آورد. خداوند قادر به انجام هر کاری هست.درزمین گردش کردن وواقعیت خلقت حیات را دراوردن به جستجو درنظرگذشتگان برمیگردد یا علم روز .کشف هراثری از حیات در تاریخ گذشته برگ های کتاب تحقیقات علمی را غنی تر میکند .کمی با خود بیاندیشیم وخود را از تار عنکبوت نظر کهن رها سازیم وقران را از مهجور بودن بیرون آوریم. کدام مفسر جمله ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ رادرآیه فوق درست ترجمه وتفسیر کرده اند.

ینشی از طریق نشائ کردن بیرون آوردن است .فعل ماضی التزامی است یا مضارع درگذشته ینشئ ونشائ آخری درپروسه خلقت حیات، انسان تکامل یافته است که آدم باشد.این جمله ارتباطی با قیامت ندارد.قیامت نشائ نمی خواهد .نشائ طبق آیات خلقت انسان مخصوص انسان وموجودات زنده است.انا انشائکم من الارض-شما را ازطریق انشائ در زمین بیرون آوردیم(من معنی در واز میدهد).

وقتی ما خلقت انسان را از آب مرد بدانیم تناقض درآیات خداوند وارد کرده ایم .بین انشائکم من الارض وخلق الانسان من نطفه، تناقض اشکارایجاد میشود این تناقض را ما خلق میکنیم ودرقرآن وجود ندارد.هر دو صحبت از خلقی است که اتفاق افتاده ونه اینکه دارد اتفاق می افتد.به این ایه توجه فرمائید:


أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ-ایا نمی نگرید چگونه خداوند حیات را شروع وسپس آن را باز آفرینی میکند.

یعیده برگرداندن معنی نمی دهد مجددا آوردن است .وکلمه عید هم مراسمی است که تکرار میشود .اتفاقی درگذشته بوده وسالگرد آنرا عید مینامند.تولد وتکثیر انسان وسایر موجودات از طریق جفت گیری خلق آنها بشمار نمیرود بلکه باز آفرینی است که در نهاد ژنها گذارده شده است .از این قبیل آیات در قرآن بسیار زیاد است که به دلیل تبعیت چشم بسته به نظر گذشتگان درآیات متشابه ازآن بدون تفکر می گذریم.حال به ایات اول سوره طارق نگاه میکنیم :

مطالب مهم در سوره طارق


وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ- وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ- النَّجْمُ الثَّاقِبُ- إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّاعَلَيْهَا حَافِظٌ-
قسم به آسمان وطارق –توچه دانی طارق چیست- ستاره ثاقب است (که نور آن از طارق میگذرد) برهرنفسی حافظی قرارداده شده. خداوند به طارق قسم یاد میکند تا مطلب مهمی درسرنوشت خلقتی انسان را باز گو کند. طارق چیست تو نمی دانی طارق چیست وبلافاصله جواب داده میشود ،نجم نفوذ کننده است.نورستاره نفوذ کننده در آسمان هنگامی که طارق است .پس معنی طارق میتواند ظلمت وتاریکی باشد که نورستاره درآن نفوذ میکند. اگرروشنائی درسمائ حاکم بود نورنفوذ میکند ولی نور آن گم میشود وماهیت خود را ازدست میدهد.این طارق بایستی بر اساس آیه بعد حفاظی برای نفس واحده باشد که نیاز به حافظ داشته است.هر نفسی را حافظی برایش قراردادیم. با استناد به آیه بعد که فلینظرالانسان آمده قسمت اول سوره وقسم یاد شده درارتباط با خلقت انسان است .یعنی ارتباط با صلب وترائب دارد که درهیچ کدام از تفاسیر قسمت اول ودوم رابه هم ربط نداده اند.حال باید درآیات دیگری بگردیم کجا در خلقت انسان از ظلمات اشاره شده .در آیه 6 سوره زمر

 
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍۢ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَٰتٍۢ ثَلَٰثٍۢ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ-


شما را ازنفس واحده خلق کردم وسپس جفت شما را از آن قرار دادم وازچارپایان هم هشت جفت برای شما نازل کردم (آفریدم ونازل کردم خلقی ونازلی است که انجام شد) پس ازاین خلق وانزل که ماضی است ودر زمان گذشته انجام شد، شما وچارپایان ازنیای خودتان واز شکم امهات خلق میشده اید.آنهم بصورت خلقی بعد ازخلق دیگردرظلمات سه گانه.خطاب به انسان وانعام است.کلمه خلق درهمه جا یک معنی دارد ودراین جا معنی نسل نمیدهد. بنابراین طارق جمع این ظلمات سه گانه است که بعد ازخلق نفس واحده وبرای حفاظت ازآن سه دوره تاریکی وجود داشته است.

آیا دراین آیه بسیار مهم وعلمی که هنوزعلم زیست شناسی درزوایای چگونگی خلقت اولیه انسان از تک سلولی به نظرواحدی نرسیده وقرآن این چنین زوایای آنرا برای ما روشن میکند که تک سلولی اولیه حیات که نفس واحده بوده وهمه جانداران اعم از گیاهی وجانوری از آن پدید آمده اند ونیاز به تاریکی های حفاظتی داشته اند فکر کرده ایم که چه اعجاز علمی شگفت انگیزی درمفهوم آن نهفته است. یخلقکم فی بطون امهاتکم خطاب به انسان وانعام است .آیا این ادله محکم برای ما کافی نیست که دست از رحم زن برداریم وخلقت انسان را در زمین اولیه جستجو کنیم .برای اطلاع بیشتربه مقالات ظلمات ثلاثه در قرآن وخلقت انسان-ومقاله نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین مراجعه فرمائید .


پس طارق تاریکی حفاظتی نفس واحده است.این آیات وقسم خداوند به طارق برای بیان 4 آیه بعدی است.این موضوع نظرمن به عنوان یک بیوشیمیست تحصیل کرده دردانشگاه دولتی آلمان است. شخصا از مطالعه تاریخ زمین شناسی وخلقت حیات درزمین اولیه وتخصص رشته به آن رسیده ام وآن را برای اطلاع علمائ معظم اسلام و جوانان تحصیلکرده بیان میکنم شاید جرقه ای دراذهان باشد و شروعی برای ابراز نظرات جدید بر پایه علم زمین شناسی وزیست شناسی و تطبیق آیات متشابه با علم روزتا جوانان تحصیلکرده ومومن ما گول این یاوه سرائی های تخیلی برخدا وقرآن را نخورند که وحی رویا وخوابی بیش نیست. آیات متشابه قرآن منبع بسیار غنی از علم روز است باید در آن تفکر وتعقل و تدبر کنیم .افلا یعقلون، افلا یتدبرون، افلایتفکرون که مرتبا پس از آیات متشابه می آید برای این منظور است حال به قسمت دوم آیات سوره مبارک طارق مینگریم.


فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِبِ-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر-انسان بنگرد از چه چیزی خلق شده از آبی دفع شونده که از بین صلب جسم سخت وترائب جسم نرم بیرون رفته است وخداوند قادر است آنرا بر گرداند
إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر- بعد از مائ دافق وصلب وترائب می اید. آیا منظورخداوند این است که آبی که از مرد خارج شد خداوند قادراست آنرا برگرداند.اگرمائ دافق را آب مرد تعبیر کنیم معنی آیه چنین است درصورتیکه منظورخداوند نمیتواند این باشد.این اولین نقطه ابهام است اگرما نظر گذشتگان را ملاک قرار دهیم دوم این مائ دافق از بین صلب وترائب خارج میشود آنهم همزمان از یک مجموعه بسته جسم سخت وجسم نرم.این ابهام دوم است .بسیاری وقت خود را صرف پیدا کردن جائی در استخوان مرد میکنند تااین ابهام را برطرف کنند.زیرا نظر گذشتگان مائ دافق را از مرد میداند .بنابراین جسم سخت ونرم هم میکوشند درمرد پیداکنند .چرا درآیات خداوند تفکر وتعقل نمی کنیم. در قرآن دو کلمه دیگرهم داریم که معنی صلب وترائب را تداعی میکند آنهم صلصال وحما مسنون است.درحقیقت هردوعبارت جسم سخت وجسم نرم است .صلب وترائب معنی وصفی آن است وصلصال وحما مسنون معنی علمی آن است.به مقاله- حمامسنون وصلصال در قرآن بنیان واساس حیات در زمین مراجعه فرمائید.

دانشمندان زیست شناسی دقیقا به سنگ رس خالص وداغ وتوده سیاه چسبنده رسیده اند ومائ دافق هم از بین این دو وبصورت بیرون رونده تعریف کرده اند به مقاله مائ دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات مراجعه فرمائید.آنها بدنبال جائی هستند که این اب دفع شونده در کجا ودر چه شرایطی بوده است وبحث را به اعماق دریا کشانده اند وبرخی این نظر را رد کرده اند ،زیرا محیط باید بدون آب باشد تا آب خارج شده از واکنش شیمیائی بتواند از محیط دفع شود.

صلصال وحما مسنون

صلصال وحما مسنون در دو سوره ودر چهار آیه نازل شده وخلقت انسان را درمحیط خشک بیان کرده به ایه زیر نگاهی کنیم.

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-
خلق الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ


خداوند به ملائکه خطاب میکند من خالق بشری در صلصال واز حما مسنون هستم( من اول معنی در ودوم معنی از میدهد،این پروسه در سفال واز توده سیاه وخارج شدن آب دفع شونده از بین این مجموعه است) وقتی اورا شکل دادم وآراستم واز روح خود در او نهادم او را سجده کنید. همانا انسان را درصلصال خشک شده وسخت آفریدم.در قران آیاتی هم داریم که فرموده من بشر را از آب آفریدم مانند این آیه:


وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ودر آیه دیگر وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْء حَيٍّ

وآیات دیگر ظاهرا با آیه واذ قال ربک للملائکه که انسان در محیط بدون آب ودر سفال خشک خلق شد درتناقص هستند.چه توجیهی برای این آیه داریم که خداوند تمامی موجودات را از آب آفرید وانسان را از سفال خشک.آیا انسان جزئ موجودات زنده نیست ؟ آیا به درک خودمان از آیات قرآن شک نمی کنیم .شاید برداشت کلی ما که بر مبنای نظر گذشتگان است اشتباه باشد.در سوره الرحمن نکته ظریفی بیان شده به صلصال کلمه کالفخار اضافه شده سفال خشک وبدون آب .اگر آب کم وناچیزی هم در بین صلصال وحما مسنون بوده بصورت جهنده خارج میشود.همه این کلمات دارای مفاهیم علمی است وبا علم زیست شناسی مطابقت دارد ولی با نظر گذشتگان خیر.بنابراین باید صلب وترائب را در زمین اولیه جستجو کنیم ،صلب وترائب را در بدن انسان جستجو کردن راه خطا است ونظر قرآن نیست .خداوند ابتدا انسان را در خشکی ودر صلصال واز حما مسنون آفرید وآن چیزی که آفریده شد را در آب قرارداد وازآن نسل های تمامی موجودات زنده را بیرون آورد.

بنابراین معنی
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا-این میشود واو کسی است که بشررا در آب آفرید واز آن نسبا وصهررابیرون آورد.از آب با سایر آیات همخوانی ندارد.نطفه اولیه خلقت انسان در محیط خشک وداغ آفریده شد ونتیجه این آفرینش که تک سلولی اولیه حیات بوده است را در آب قرار داد واز آن نسب وصهریعنی نسل بعد از نطفه رادر آب سویته کرد.هنوز انسان کامل خلق نشده که منظور نسب وصهرا معنی نسل او را بدهد. انسان درحال شدن است.از ایه این را به وضوح میفهمیم.

نطفه امشاج

این نطفه ابتدا فقط نطفه بود یعنی باصطلاح لخت بود وغشائ سلولی آن را احاطه نکرده بود ژن اولیه بود که فقط قابلیت تکثیر پذیری داشت ولی خاصیت توارثی درآن ایجاد نشده بود یا به عبارتی فرمان خداوند در نهاد آن که روح خدا است قرارنگرفته بود وتنها یک نطفه امشاج بود که میشود نطفه مخلوط خود تکثیر پذیرنامید.

بنابراین آب مرد نمیتواند نطفه باشد.از نظر پزشکی وعلم زیست شناسی هم نطفه همان ژن توارثی مرد است که در یک سیستم حفاظت شده و متحرک قرارگرفته برای رساندن خود به نطفه ماده وانجام عمل لقاح از این سیستم حفاظتی تحرکی استفاده میکند.نطفه نامیدن آب مرد غلط است ومنظور قران هم این نیست .مطلب مهم وقتی خداوند میفرماید من انسان را درصلصال آفریدم سرگذشت خلقتی انسان را بیان میکند درآن زمان از حمامسنون چه چیزی بیرون آمد که ادامه تکامل آن به موجودات زنده وانسان منجر شد.مسلما انسان کامل نبوده بلکه اولین تک سلولی حیات بوده که درآب قرارمیگیرد. یعنی نسل اولیه بشربعد از خلقت از نطفه درآب قرارمیگیرد ودوره تکامل خود را شروع میکند.این راعلم زیست شناسی نطفه اول حیات میداند وقرآن در1400 سال پیش به این موضوع اشاره کرده وفرموده انا خلقناکم من نطفه.شما را از نطفه آفریدم نمی فرماید میآفرینم .ما این نطفه را آب مرد گرفته ایم وهزار سال است به خطا رفته ایم وسایر ایات را هم از مسیرواقعی خود بیرون کرده ایم وشبه پشت شبه آفریده ایم.آیات 1 الی 4 سوره سجده موید این نظر است


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ


خداوند است که تمامی شرایط خلقت حیات رافراهم کرد وخلقت انسان را از رس (طین لازب یا سنگ رس خالص ) آغاز کرد وسپس نسل اورا یعنی نسلی که از بدائ خلق الانسان من طین ایجاد شده بود ازمشتقات آب کم قرار داد وسپس اورا شکل داد وروح خود را درآن نهادینه کرد وسپس طی دوره های طولانی برای او چشم وگوش وقلب قرارداد اما کمتر کسی شکر گذار (این واقعه عظیم )است.این ایه سلسه مراتب زمانی خلقت انسان را بیان میکند. ونفخ من روحی قبل از جعل سمع والبصروفواد صورت گرفته است.مفسران این سلسه مراتب را بهم میزنند واز طین وارد نطفه میشوند وسویته هم در درون رحم می اورند.نفخ من روحی واعضای همینطور  تا نظر گذشتگان را توجیه کنند که واقعیت قرانی این نیست. این ایه اصلا با تحولات درون رحم سرو کاری ندارد. درجنین ازابتدای عمل لقاح نطفه مرد وزن پایه اعضای بدن شکل میگیرد.درنطفه چند روزه جای چشم پیدا است ولی این ایه میفرماید تا مدت ها بعد از سویته ونفخ من روحی هنوزاعضای بدن وجود نداشته وبعد ازان شکل میگیرد .آیا میتواند این آیه در ارتباط با نطفه مرد باشد. در آیات خداوند بدون پیش داوری تفکر کنیم.

باستناد این آیه قبل ازسویته خلق الانسان از صلصال است ونسلی هم که در آیه سوره سجده اشاره دارد جزئ نسل های شروع خلقت از طین است تاحما مسنون -

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ .ملائکه که بیکار نیستند که هردفعه جنینی دررحم تشکیل میشود وروح در آن دمیده میشود او را سجده کنند.خداوند به پدیده خلقت انسان برای یک بار یا اولین بار اشاره میفرماید.(سجده ملائکه تمثیلی بسیار زیبا وپر معنی است که بحث جالب دیگری دارد که فعلا مجال آن نیست) این تحولات اولیه خلقت انسان در حما مسنون است که نیاز داشته پروسه زمان برسویته را بگذراند وسپس پروسه زمان برنفخه روح هم ایجاد شود تاملائکه به شاهکار خلقت خداوند سجده کنند .پس از دمیدن روح مراحل بسیار زمان بری نیاز داشته تا چشم وگوش وبخصوص قلب در ان جاعل شود.آیات بسیار زیبا وعلمی است افسوس که ما صم بکم عمیا فهم لا یعقلون هستیم.


سلاله مشتقاتی است که از آب به وجود می اید آب چکیده ندارد.چیزی که جزئ ذات اب است وجدا میشود وعامل بقا وتداوم نسل بعد از بدائ خلق الانسان من طین میشود ودرحیات اولیه نقش داشته است.بدائ خلق الانسان تا خلق الانسان دوره طولانی سپری شده وآن دوره چهارگانه اقوات است.مشتقات وترکیباتی که درطین که همان سفال خالص است بیرون آمده از جمله آب دفع شونده و حما مسنون که در اثر حرارت بالا بر روی سفال داغ ته نشین شده واصل وجود انسان از همین حما مسنون است وسفال حکم واسطه را داشته است.

إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ -اگر در ایه توجه فرمائید دوبار من اورده شده من اول معنی در ومن دوم معنی از میدهد. خداوند انسان را در صلصال واز حما مسنون آفرید.این را علم زیست شناسی اخیرا کشف کرده است .اولین نطفه حیات ازبین این جسم سخت صلصال وجسم نرم حما مسنون ایجاد شده است.این مرحله پایان دوره اقوات واحتمالا دوره چهارم آن است ونَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ است.

چکیده آب همان آب است.سلاله آب میتواند فقط عامل شیمیائی H وOH باشد که در بدو تشکیل سنگ رس تاایجاد ملکول های اولیه د. ان. آ(DNA) تمامی تحولات ایجاد کانی ها ومواد آلی که به اکسیژن نیاز داشتند را برعهده داشته است. سلاله من مائ مهین نقش مهمی درخلقت حیات داشته است.

این عبارت بسیار پرمفهوم وعلمی است که قصد دارم انشائالله مقاله ای در این مورد ارائه دهم .آیه 78 سوره نحل هم نظر گذشتگان را رد میکند وهمان معنی ایه وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ را میدهد. وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ -خداوند شما را از شکم امهات بیرون آورد درحالی که چیزی نمی دانستید وبرای شما چشم وگوش وقلب قرارداد.اول مفسران لا تعلون شیئا را به طفل تعبیر کرده اند که هنوز علم حصولی ندارند.ایا همه انسان ها بعد از تولد به علم حصولی میرسند.این خطاب کلی است. دوم اینجا شکم امهات معنی شکم مادرانتان نمی دهد .شکم نیای شما درزمان انشائکم درزمین اولیه است .زمانی که از این شکم ها بیرون آمدید گوش وچشم و قلب نداشتید بعد از بیرون آمدن از رحم ها اعضای بدن بمرور شکل میگیرند. این دو آیه دوران تکامل انسان از نفس واحده رادر زمین اولیه بیان میکند.
ما میتوانیم آیات زیر را اینطور ترجمه وتفسیرکنیم اگر با نظر گذشتگان جور درنیاید گناهی نکرده ایم نظر گذشتگان وحی منزل نیست.خداود متعال هم در قرآن فرموده آیات متشابه دو بطن دارد .ظاهر وباطن وتاویل لازم دارد وتاویل آن را خداوند میداند وراسخون فی العلم .راسخون فی العلم دانشمندان علوم طبیعی هستند که رمز ورموز خلقت را کشف میکنند ودر اختیار ما قرار میدهند.خداوند موضوعات علمی را به زبان تمثیل بیان میکند تا ما انسان های نسل شکوفائی علم انرا کشف کنیم وبر حقانیت خداوند ایمان بیاوریم .این اعجاز قرآن است که تصورات ذهنی را فرو میریزد تا آنهائی که میگویند وحی رویا است شالوده فکری خود را بر باد رفته ببینند.آیات زیر هم میشود اینطور ترجمه کرد


أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ–آیا شما را از آب کم وناچیز نیافریدیم و آنرا در قرارگاه محکم واستوار (غشائ سلولی)قرار ندادیم تا زمان مقدر شده بر اساس تقدیر ( وبرنامه ریزی الهی )و بر تقدیر وبرنامه ریزی خود فائق آمدیم وچه برنامه ریزی توانائی انجام دادیم


أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى - فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى - آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدرمیشود .آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی ونرم افزاری الهی (تقدیرالهی) نبود که مقدر میشود. (به بار مینشیند ). سپس علقه بود پس آنرا خلق کرد وسامان داد ودر آن جنسیت نر ومادینگی را (توارث) را قرار داد.

ازعلقه به بعد ملکول های DNA تکامل یافتند وتک سلولی هسته دار با غشائ سلولی بعد از اکسیژن دار شدن جو زمین سرنوشت خلقتی انسان را دراختیار گرفت وپایه تکامل تمامی موجودات ازعلقه است.این همان تک سلولی هسته دار با غشائ سلولی ونیای اولیه تمامی جانداران است اعم از گیاهی وجانوری.از این جهت است که خداوند در سوره علق میفرماید اقرا بسم ربک الذی خلق – خلق الانسان من علق –اقرا وربک الاکرم –الذی علم بالقلم-علم الانسان مالم یعلم.این سوره اولین سوره قرآن است واشاره به علق مهم بودن این مرتبه خلقت انسان است .بخوان بنام پروردگاری که حیات را آفرید-وانسان را از علق خلق کرد-بخوان به نام خدائی که کریم است و اوست که نوشتن را به انسان یاد داد وبه انسان علم را عطا کرد .این همان علمی است که خداوند به آدم آموخت .
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ


براساس این آیه شریفه علقه مرحله بسیار مهم در سرنوشت خلقتی انسان است که ارتباط مستقیم با علم انسان دارد .علم آدم انسان تکامل یافته که تمامی نسل بشر ازاویند همان دانائی وخلاقیت است که خداونداز صفات خود درنهاد او بودیعه گذارده است.این دانائی در ژن انسان وروح خدا در اوست .اگر به این ایه توجه کنیم- وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .این خود اگاهی قبل ازعلقه دراونبوده وعلقه ابتدای نفخ من روحی است یعنی تکامل ژن وفرمان پذیری داده ها وشروع انسان شدن .زمانی که در شکم امهات خود بودید وازان خارج میشدید علمی نداشتید این لا تعلون شیئا قبل ازشکل گرفتن نطفه بوده . در این ایه هم همین را میفرماید- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ.

بنابراین نفخ من روحیه زمانی بوده که نسل، شدن انسان شکل نداشته ولی بعد از علقه علم وآگاهی در نطفه بعدی انسان نهادینه میشود وبعد ازان اعضای بدن شکل میگیرند.همه این تحولات نمیتواند در رحم زن اتفاق افتاده باشد.طفلی که از رحم خارج میشود اولا علم داشته ودوما اعضای کامل بدن داشته .بنابراین تحولات جنین ارتباطی با خلقت انسان ندارد .علقه حلقه بسیار مهم در سرنوشت خلقتی انسان است .در آیات خداوند تفکر وتعقل لازم است.در نوشتار بعدی انشائ الله به مراحل تکامل انسان از نطفه وعلقه ومضغه وتا ذریه اخرین قوم واثبات عدم ارتباط آن با تحولات درون رحم با استناد به ایات قرآن.میپردازم با ما باشید.سید محمد تقوی اهرمی مهر ماه 1396

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت