ویژگی ها

کلمات خنس و کنس در قرآن و واقعیت عینی وحی


فلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ- الْجَوَارِ الْكُنَّسِ


خداوند برای اهمیت دادن یک موضوع که برای انسان سئوال برانگیز است و بیان واقعیت وجودی آن به یک واقعه و پدیده طبیعی مهم وعلمی قسم یاد میکند. موضوع هائی که در قرن ها بعد از ظهور اسلام مطرح میشود و باعث شبه میگردد را بیان میکند. مانند وحی پیامبر رویا و خواب نیست. زمان ظهور اسلام اهالی مکه به خداوند اعتقاد داشتند ولی با آمیخته شدن واقعیت توحید با تصورات ذهنی شرک به خداوند برافکارعمومی رایج شده بود

مشرکین در کعبه هرکدام سمبلی مقدس گذاشته بودند و بجای خداوند آنها را واسطه بین خود و خداوند قرارداده بودند و از آنها شفاعت میطلبیدند. آنها عقیده داشتند که کعبه خانه خداوند است و وحی بودن قرآن با توجه به اعتقادات رایج درتورات و انجیل موضوع اساسی در پذیرش اسلام به شمار نمی رفت. با توجه به سابقه صادق و امین بودن پیامبراسلام و امی بودن حضرت، به وحی و قرآن به چشم معجزه نگاه میکردند.

فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ -اگر در وحی نازل شده شک و تردید دارید از اهل کتاب که قبل از تو به آنها نازل شده سئوال کن که حق از جانب پروردگار تو است و از تردید کنندگان  مباش-74 یونس

با گذشت قرن ها و پپشرفت علم وعدم توانائی در درک موضوع وحی درفرقه های مختلفی موضوع خواب و رویا بودن وحی درمحافل فلاسفه جا باز کرد و با بازی با کلمات وباصطلاح  فلسفه بافی برای وحی توجیه هائی تراشیده شد.

این بحث ها توسط کسانی مطرح میشد که در ایمان آنها به خداوند انحراف پیدا میشد و نسبت به خداوند ایمان خود را از دست میدادند و د رکنار رویا  بودن وحی تناقضات در قرآن را هم مطرح میکردند. مطالبی که از درک علمی آن عاجز بودند به دلیل عدم آگاهی به آیات قرآن وعلم موضوع و تکیه بر تصورات ذهنی گذشتگان که ملاک سنجش آنها قرار داشت آیات متشابه قرآن را خیالی میپنداشتند. خداوند برای اثبات حقانیت خود و بیشتر برای سوق دادن انسان های مومن به واقعیت های قرآنی، ضمن تاکید بر واقعی بودن وحی به کلمات کلیدی علمی و بیان علمی موضوع وحی در برخی از آیات اشاره کرده است.

نمونه بارز آن فلا اقسم بالخنس و جوار الکنس است. قرآن مجید در سوره های نجم ،تکویر و واقعه به یک پدیده علمی مشترک قسم یاد میکند که وحی خواب و خیال نیست و توجیه علمی آن را هم بیان میکند. این کلمه مشترک سیاه چاله را تداعی میکند و ارتباط نزول وحی و سیاه چاله را بیان میکند که اصلا مورد توجه قرارنگرفته است.

این کلمات و النجم اذ هوی قسم به ستاره چون فرو میرود و محو میشود سوره نجم

وفلا اقسم به مواقع النجوم پس به جایگاه ستارگان سوگند که اگر بدانید که این سوگند بسیار عظیم است

وانه لقسم لو تعلمون عظیم .هر دو سوگند برای واقعی بودن وحی است و داشتن ماهیت کوانتومی ارسال وحی به مقالات – فیزیک وشیوه نزول وحی در قرآن و همچنین مقاله- مواقع النجوم وارتباط آن با وحی- مراجعه فرمایئد.


در سوره تکویر هم باز خداوند به خنس قسم یاد میکند و خنس از سوراخی در آمدن و ظاهر شدن وکنس پنهان شدن و محو شدن ودر سوراخی خزیدن معنی میدهد.هر سه کلمه در سوره های تکویر ،نجم وواقعه که خداوند برای اثبات نزول وحی در بیداری وهوشیاری به پیامبر اسلام (ص) قسم یاد میکند ،معنی سیاهچاله را میدهد که ارتباط با شیوه نزول وحی دارد. امروز با روشن شدن مفهوم فیزیکی سیاهچاله این آیات را میتوان تاویل نمود.به آیات 15 الی 29 سوره تکویر توجه فرمائید وآنرا با آیات سوره نجم و واقعه درمقالات اشاره شده مقایسه فرمائید.

فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ- الْجَوَارِ الْكُنَّسِ- وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ- وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ- إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ - ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَكِینٍ مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ - وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ- وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ - وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ - وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَّجِیمٍ

اینجاهم به روال آیات در سوره های نجم و واقعه ابتدا به کلمه کلیدی و پدیده های طبیعی قسم یاد میکند که وحی در بیداری و براساس قوانین جهان مادی و از عالم غیب صورت گرفته است. به معانی آیات توجه فرمائید.


قسم به ستارگانی که ظاهر میشوند و به ستارگانی که درسوراخی خزیده  و از دید پنهان میشوند و قسم به شب هنگامی که میرود و قسم به صبح که مید مد (طلوع میکند) که قرآن کلام فرستنده ای ارجمند و بزگوار است-این پیام رسان نیروی قوی و مضاعفی است که در آن واحد دردو عرش استیلا دارد ( در دو افق رویداد به زبان علمی امروزی جهان مادی وعالم غیب یا ماورائ جهان مادی) – ذی قوه ذی العرش مکین-دارای قدرت مضاعف است و نزد خداوند مطیع و امین است (مسئول نزول وحی-جبرئیل)، که یار شما دیوانه (غیر طبیعی) نیست و خواب نمیبیند. به یقین یارشما این امین وحی را در افق رویداد آشکاری دیده است وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ و او(رسل) نسبت به ابلاغ وحی ازعالم غیب بخیل نیست- تمام و کمال وحی را ابلاغ کرد.


پس قرآن رویا  و تصورات شیطانی، تصوراتی که شخص در رویا می بیند نیست. این وحی توسط نیروی قوی مضاعف نازل شد که در آن  واحد در دو افق رویداد جهان مادی و عالم غیب استیلا داشته است. از نظرعلم فیزیک تنها کرمچاله است که میتواند  ابزار ارسال وحی باشد. اول در جهان مادی کار انتقال وحی را انجام داده و وحی از عالم ماورائ مادی به جهان مادی با سرعت آنی انتقال یافته است. همزمان در دو افق رویداد حاضر بوده- براساس وابستگی کوانتومی اطلاعات در کسری از ثانیه میتواند منتقل شود بدون اینکه از فضای فیزیکی فی مابین عبور کند.


باید در آیات تامل و تفکر و تعقل کنیم تا به کنه مطلب دست یابیم. البته تا اندازه ای بایستی به علم فیزیک کوانتومی آشنا بود. فلسفه نمی تواند این مسائل را درک کند. فلسفه فقط میتواند با کلمات سر انسان ها را مشغول کند تا علم قوانین آن را روشن کند. چه بسا فیلسوف ازعدم درک مفاهیم قرآن طاقت نیاورد و گمراه شود. 

ستارگان درجایگاه معینی که برنامه ریزی الهی است مانند خنس و کنس اجرام سماوی وغبار کیهانی را جذب میکنند و متولد میشوند و همانجا همراه سیاهچاله خود حرکت میکنند و هنگام نابودی به همان جایگاه فرو میروند ونابود میشوند. از آیات قرآن چنین اسنتباط میشود و این جهان بینی قرآن است وعلم اختر شناسی هم اخیرا در این موضوع که عاملی باعث میشود غبار وگاز کیهانی در یک نقطه معینی جذب شوند و فشرده وداغ شوند و در اثر فشردگی حرارت به میلیون ها درجه برسد و واکنش هسته ای شروع شود مانند خورشید به سیاه چاله ها روی آورده اند ونظریه داده ودر حال بررسی این رویداد هستند.

قرآن این موضوع مهم را باز کرده که ستارگان به سیاهچاله ای مخصوص خود چسبیده اند واین پدیده را عظیم میداند وبه آن قسم میخورد و تذکر میدهد که این قسم بسیار بزرگی است. این مفهوم والائی علمی دارد و پر معنی است و میتواند به یک مشکل علم اختر شناسی را که سالها است در آن در جا زده اند کمک کند.

آیات متشابه ظاهر دارد و باطن به این آیه که به آیه متشابهات معروف است دقت فرمائید آیه 7 ال عمران


هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ- خداوند کتابی برای شما نازل کرد که در آن آیات محکمات است که اساس وام کتاب بر آن قرار دارد و دیگری آیات متشابهات هستند که معنی آن واضح نیست (ودر قالب تمثیل بیان میشود).اما کسانی که در ایمانشان شک و کجی است ، ظاهر آیه که تمثیل است را مطابق میل خود تاویل و برای فتنه انگیزی سوئ استفاده میکنند، درحالی که تاویل آن نزد خداوند است و راسخون فی العلم (دانشمندان علوم طبیعی)، افرادی که ایمانشان آنقدر پا برجا است که میگویند ما به تمام آنها که از جانب خداوند نازل میشود ایمان داریم. هم به محکمات وهم به متشابهات از این آیه کسی پند نمیگیرد مگر کسانی که عقل خود را بکار گیرند.

راسخون در علم کسانی هستند که از طریق علوم طبیعی راز و رمز پدیده های طبیعی را کشف میکنند و در اختیار ما قرار میدهند. بنابراین علوم طبیعی میتواند راه گشای آیات متشابه باشند- آیات متشابه را با ابزار علم روز بررسی کنیم وبرای کشف حقیقت به نظر گذشتگان رجوع نکنیم گذشتگان با علم روز آنزمان آیات را تاویل کردند وبر باور ما نشست. لذا نو اندیشی علمی آیات متشابه ضرورت اجتناب پذیر است باور کنیم. سید محمد تقوی اهرمی مهر ماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت