ویژگی ها

نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ درکدام جایگاه خلقت انسان رخ داده

مقدمه نوشتار


روح ازسنخ امر خداوند است.خداوند جهان مادی را که خلق کرد برای مدیریت وهدایت ان بسوی هدف مورد نظر امر خود را درآن قرار داد.امر به جز موارد کن فیکون که اشاره میشود بعد از خلق صورت گرفته، از آیات متعدد چنین برداشت میشود که امر خداوند قوانین جاریه در طبیعت است .ملائکه این امر را به جریان می اندازند .خلق وامر تفکیک ناپذیرند .خلق بدون امر عدم است.ما عالم خلق وعالم امر نداریم که این ساخته وپرداخته ذهنیات ما است .به آیه زیر توجه فرمائید.فاطر


الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ -سپاس مخصوص خداوند باز کننده کیهان است (آغاز خلقت کیهان از ابتدای انبساط کیهان است) ملائکه را به عنوان پیام رسان در آن قرار داد که برخی دارای دوتادوتا بال(قدرت یا نیرو)وبرخی سه تا سه تا وبرخی چهار تا چهار تا واراده او بر خلق بیشتر قرار دارد.وخداوند بر کل شیئ قدرت دارد .برکیهان سیطره دارد.کل شیئ کل جهان مادی منظور است.در آغاز انبساط کیهان همزمان نیروی هسته ای ضعیف ونیروی هسته ای قوی الکترومغناطیس وگرانش هر کدام جفت دوتا دوتا قرار داد.چرا خداوند از کلمه جفت استفاده کرده بحث علمی جالب توجه وجداگانه ای میطلبد.اشاره دارد به ماده وضد ماده ودردوجهان مادی موازی.خداوند رب العالمین است .


.در آیات 9 الی 12 سوره فصلت هم زمانی که خداوند زمین را در دو دوره وهفت آسمان زمین را نیز در دو دوره خلق فرمود در هر طبقه آن امر خود را قرارداد
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ –سپس سبع السموات را( از ثم الستوی الی السمائ آیه قبلی) در دو دوره خلق فرمود وامر خود را در تمامی این اسمان ها وحی فرمود وآسمان دنیا (زمین) را به زینت نور ستارگان آراست وبرای آن حفاظی قرار داد واین برنامه ریزی خداوند دانا است .به مقایه چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران مراجعه فرمائید.
بنابراین ملائکه (نیروهاوقوانین دست اندر کار جهان مادی) وامر دستور یا قوانین جاریه ووحی ابلاغ آن دستور ها است .نمونه آن به وحی خداوند به زنبور عسل که آن هم امر خداوند است. به مقاله فیزیک وشیوه نزول وحی در قرآن مراجعه فرمائید.آیات فراوانی دراین موضوعات مطرح شده وجود دارد .علاقمندان میتوانند به مقالات ارائه شده در سایت حما مسنون مراجعه فرمایند.حال روح چیست وجایگاه آن در خلقت انسان کجا است ودر چه زمانی ودر کجا ی بدن انسان استقرار یافت .سئوالاتی است که برای اکثر انسان های متفکر پیش می آید. به فرموده خداوند
ویسئلونک عن الروح قل من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا- روح هم از زمره امر خداوند است ولی علم در باره آن اندک است چرا که ریشه در عالم غیب دارد

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ-و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را میداند و هيچ دانه‏ اى درتاريكي هاى زمين وهيچ تروخشكى نيست مگر اينكه در كتاب مبین ضبط است.عامل مهمی در طبیعت ودر برگ درختان دانه وتمامی جهان مادی وانسان تعبیه شده که رابط جهان مادی با عالم غیب است .این میتواند فقط روح باشد وروح القدس آنرا ساماندهی میکند.


روح یک مفهوم گسترده دارد.خداوند برای رساندن پیام خود به حضرت مریم(ع) وهمچنین برای القائ وحی به رسول اکرم(ص) از روح استفاده کرده است اما با شیوه متفاوت .مامورین ساماندهی ملائکه وروح در جهان مادی بر عهده ملک و روح القدس است .روحی که در انسان دمیده شده ودر زمان سویته روح خاصی است که در نهاد انسان از بدو سویته تعبیه یا نهادینه شد .کلمه سویته را برای سهولت در بیان مطالب ازخود کلمه استفاده میکنم وآن زمان خاصی از جهش تکاملی انسان در حال خلق شدن است که روح درآن استقرارمی یابد .وپایه این نوشتار برآن گذارده شده.مفسران محترم هر کدام بر اساس بینش وبرداشت شخصی وبا استناد برنظرگذشتگان مطالب مفصل ومختلفی ارائه داده اند واین نوشتار تنها بر اساس علم روز وآیات قرآنی نوشته شده واین یک نظر است برای تشهیذ اذهان و روشی نوین برای مقایسه آیات متشابه با علم روزکه یک ضرورت اجتناب نا پذیر است.منظور ما روح دمیده شده در انسان است.دراین نوشتار خلقت انسان در زمین اولیه ودر طبیعت مد نظر است وتحولات جنین ارتباطی با خلقت انسان ندارد .تحولات جنین رشد جنین است .اینطور از آیات استنباط میشود .تحولات جنین وخلقت انسان نظرهزارسال قبل گذشتگان است که بر باور ما نشسته وما باید امروزه آیات خلقت انسان را با علم روز مقایسه نمائیم.


شروع خلقت انسان ازماده بی جان بدون حضور روح.


مقالات متعددی در باره خلقت انسان در زمین اولیه وبا استناد به آیات قرآنی وعلم روز در سایت حما مسنون ارائه شده که به تفصیل شرح داده شده که خلاصه آن در زیر بیان میشود .خداوند ابتدا در زمین تمامی شرایط ایجاد حیات را فراهم کرد


الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ-سجده-خداوند است که کل شیئ (کل جهان مادی ) را به نحونیکو آفرید وخلقت انسان را از طین آغاز کرد وسپس نسل بعد از آن را از سلاله (ترکیبات مشتق شده از آب کم) قرار داد و سپس آنرا سویته کرد و روح خود در آن نهادینه کردو برای شما گوش وچشم وقلب قرار داد.نکته کلیدی این آیه قرار دادن اعضائ بدن بعد از نفخ من روحی است.

الَّذِى أَحْسَنَ كلُ‏ شىَ‏ خَلَقَهُ –کل شیئ دارای مفهوم بسیار گسترده ای است وبا استناد به آیات چندی معنی کل جهان مادی را میرساند .خداوند خلقت حیات را از ابتدای خلقت ماده شروع کرد .از زمان انبساط کیهان .از لحظه انبساط کیهان ماده خلق میشود .این جا نقطه آغاز پیدایش حیات است . رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ-خداوند صاحب کیهانی است که آنرا انبساط داد یا از انبساط خلق کرد .خداوند در اینجا از کلمه خلق استفاده نکرده است چرا؟ زیرا ماده هنوز خلق نشده وخلق هم باید ایجاد از چیزی که وجود دارد باشد. انشائ انسان از زمانی است که خداوند متعال برنامه خلقت حیات را از فطرنی(بازکردن) آغاز کرد.انشائ بسیار زمان بر است در همه آیاتی که این کلمه آمده منظور خلق وپرورش آن تا هدف مورد نظر .اذ انشائکم من الارض به مقاله

بررسی انبساط کیهان از نظر علم و قرآن مراجعه فرمائید


قَالَ إِبْرَهِیمُ لاَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ - إِلا الَّذِی فَطرَنی فَإِنَّهُ سیهْدِینِ .من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا از طریق فطرنی خلق کرد (از آغاز انبساط جهان مادی).سوره زخرف 26و27 -

وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- چرا کسی را نپرستم که مرا از فطرنی خلق کردوبازگشت بسوی او است.یک معنی الیه ترجعون میتواند بازگشت به فطرنی باشد.ابتدای فطرنی آغاز خلق ماده است کیهان از هیچ ابداع شد وتا زمانی که باز نشده بود یعنی منبسط نشده بود ماده هم خلق نشده بود وابتدای خلق جهان مادی از انبساط کیهان بوده است. حال مفهوم آیه الَّذِى أَحْسَنَ كلُ‏ شىَ‏ خَلَقَهُ روشن میشود- ابتدا کیهان خلق میشود وسپس منظومه شمسی وبعد زمین وزمین ایتدا مراحل تکامل همجوشی هسته ای خود را میگذراند چیزی که خورشید هم اکنون در حال انجام آن است وزمین هم که تکه کوچکی از خورشید بوده است با توجه به حجم کم در زمان بسیار کوتاهی آنرا سپری کرد وبعد وارد دوره تکامل شیمیائی میشود به استناد قرآن وعلم زمین شناسی زمین در دو دوره خلق شد آیه 9 فصلت .با سرد شدن زمین ورسیدن به حرارت تقریبی 2500 الی 3000 درجه هسته های اتم بهم میپیوندند وملکول ها ایجاد میشوند وکانی ها از جمله سنگ سیلیکات آلومینیوم ایجاد میشوند اینجا پایان الذی احسن کل شیئ خلقه است .

 بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ


-شرایط ایجاد حیات که فراهم شد البته در زمین اولیه َ بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ صورت میگیرد.آغاز خلقت انسان از شروع خلق سنگ رس رقم زده میشود.باصطلاح امروزی کلنگ بنای خلقت انسان زده میشود.وبه استناد آیات 9 و10 سوره فصلت بر روی رواسی یا پوسته جامد زمین تازه تشکیل شده ودرحال سرد شدن.خلقت انسان از رس یا سنگ سیلیکات الومینیوم آغاز میشود. این پروسه زمانبر است وطولانی.به عبارتی میبایستی ابتدا سنگ رس خلق بشود وهمزمان باید در کنار این سنگ واکنش های شیمیائی لازم صورت بگیرد. حرارت بسیار بالااست وحدود 2000 الی 2500 درجه وهنوز پوسته جامد شکل نگرفته ومحیط مخلوطی مذاب از بخار آب،گاز متان، آمونیاک وکربو ئیدرات ها (ترکیب کربن با ئیدروژن) فراوان وسایر ترکیبات دیگرهمه درمحیطی فشرده وهمگون با گازئیدروژن بسیار فراوان. گازئیدروژن محیط را بازی کرده واجازه نمی دهد اکسیژن وگاز کربنیک تشکیل شوند .آهن ونیکل وفلزات سنگین در مرکز زمین رسوب میکنند وکانی ها سبک از جمله سیلیکات های الومینیوم ،پیریت ها وسایرترکیبات نام برده شده به بالاترین قشر زمین نقل مکان میدهند وبا سرد شدن لایه خارجی ازحالت مذاب به حالت گداخته پوسته جامد زمین رابه وجود می آورند.زمین هنوز جوی ندارد .ملکول های ئیدرات کربن فراوان ،گاز آمونیاک ،متان فسفات ها وسولفورها وبخار آب دربغل سنگ رس آماده فراهم شدن شرایط ایجاد نطفه از ملکول های الی مانند اسیدهای امینه ،پروتئین ها،پپتیدها،نوکلئوتیدها وسایر هستند


اسید های آمینه و فسفات ها نیاز به اکسیژن دارند وتمامی آکسیژن موجود با ئیدروژن که میل ترکیبی بسیار شدیدی با آن دارد به یخار آب تبدیل شده اند .بعلاوه کربن این عنصراعجاز انگیز وپایه اصلی مواد سازنده موجود زنده با خودش وئیدروژن بیشتراز سایر عناصرمیل ترکیبی دارد. سلاله من مائ مهین (عامل Hو OH ) مسئول دراختیار گذاردن اکسیژن به اسید های آمینه ، قند ها فسفاتها وسایر هستند ودر پروسه خلقت انسان نقش اساسی بازی میکنند.این موضوع نیاز به مقاله تحقیقی جداگانه ای دارد.

هر کدام از این ترکیبات نسلی هستند که بعد از بدائ خلق الانسان من طین ایجاد شده اند .به عبارتی آغاز خلقت حیات در زمین دوره.بدائ خلق الانسان من طین است که حدود چند صد میلیون سال طول میکشد به مقاله خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه–مراجعه فرمائید.

لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسان‌َ مِن‌ْ سُلالَه‌ٍ مِن‌ْ طین‌ٍ


سپس دوره وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسان‌َ مِن‌ْ سُلالَه‌ٍ مِن‌ْ طین‌ٍ.آغاز میشود" در حقیقت ما انسان را از ترکیبات ایجاد شده در طین آفریدیم "سلاله معنی جزئی است که از چیزی دیگرمشتق میشود.مفسران انرا چکیده معنی میکنند که رس ,وآب چکیده ندارند .تنها مفهومی که میتواند ازان فهمید وبا علم زمین شناسی هم مطابقت دارد همین ترکیباتی که در طین ایجاد شده معنی میدهد .طین صلصال است رس خالص که وقتی حرارت میبیند وبه شکل سفال در می آید میشود صلصال الکلفخار که با دوره ایجاد غذای بیولوژیکی اقوات برروی رواسی یا پوسته جامد زمین به استناد آیه 10سوره فصلت مطابقت دارد .سلاله من طین چه ترکیباتی است. در دوره قبل بداخلق الانسان من طین ترکیبات پایه ایجاد ملکول های اصلی حیات فراهم شد .ئیدرات های کربن باید به اسید های آمینه تبدیل شوند واسید های آمینه هم به پروتئین ها.و پروتئین ها هم از ملکول های ساده به ملکول های پلیمر تبدیل شوند که یک ملکول پایه اصلی ژن است بعلاوه فسفید ها هم باید به فسفات ها تبدیل شوند..ملکول های آلی ایجاد شده که در بالا اشاره شد از مونو مر به پلی مرتبدیل میشوند.ماکروملکول های پایه اولیه تشکیل میشوند ومرتبا در اثر حرارت بالای نقطه جوش اب به عنوان رسوب وبا تبخیر آب ایجاد شده از مونو مرها به پلی مرها برروی سنگ داغ رس رسوب میکنند وماده سیاه رنگ چسبنده حما مسنون را برروی سنگ رس گداخته که قران به صلصال کالفخار نامیده است بر جای میگذارند وروی هم انباشته میشوند .سنگ رس دارای یک ویژگی خاصی است که میتواند این واکنش ها رادربین لایه های خودجذب وتشکیل ورسوب دهد.

این رسوبات دارای مواد اولیه شیمیائی ساختار اولیه پایه خلقت انسان است وصلصال کالفخار فقط بعنوان کاتالیزاتورعمل میکند. وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسان‌َ مِن‌ْ سُلالَه‌ٍ مِن‌ْ طین‌ٍ میخواهد این پروسه ایجاد ماده زنده از بیجان را در سنگ رس و ازحما مسنون برای ما بیان فرماید. در حقیقت ما انسان را از سلاله ودر سنگ رس آفریدیم. تمامی این وقایع بر روی پوسته جامد زمین اولیه است .این واکنش ها هم اکنون در بدن موجودات زنده برای ساختن ژن در درون هسته انجام میشود وآنزیم های بیشماری در این ساختار شرکت دارندکه نقش کاتالیزاتور را بازی میکنند.


دانشمندان زیست شناسی در جستجوی دو مطلب هستند

اول در ایجاد تک سلولی اولیه حیات که قرآن از آن به عنوان نطفه یاد میکند چه چیزی این نقش آنزیم را بر عهده داشته و

دوم که بسیار مهم است چگونه حیات از ماده بی جان که همان ملکول های آلی ایجاد شده هستند به جاندار تبدیل شد.قرآن این معمای پیچیده حیات رابرای ما شرح میدهد وفراترازعلم مطلب را بیان میکند.ازآنجائیکه ما درتار عنکبوتی ذهنیات کهن یا نظرات هزارسال قبل که بر باورما نشسته گرفتار شده ایم این واقعیت قرآن را درک نمیکنیم واز آیات قرآن با تغیرمعانی کلمات سوئ استفاده میکنیم وآنرابه نفع امنیه خود تفسیر میکنیم اولین نطفه حیات که ژن تکامل نیافته بدون غشائ سلولی ونطفه امشاج است را به آب مرد معنی میکنیم .

درایه 10 سوره فصلت خداوند میفرماید اقوات را برروی پوسته جامد زمین در چهار دوره برنامه ریزی کردم.در معنی اقوات تامل کنیم غذا برای موجودات زنده ای که به آن نیاز دارند سوائ للسائلین. غذا موجودات زنده باید از مواد آلی مانند پروتئین ها، قندها، وغیره تشکیل شده باشند وباید خود موجود زنده باشد یعنی قابلیت تکثیر پذیری داشته باشد.دوم این غذا برای کدام موجودات دارد خلق میشود.زمان تشکیل اقوات برروی پوسته جامد اولیه زمین حدود چهار میلیارد سال پیش است نه برای موجودات زنده کنونی ؟برای نسل بعد از نطفه اولیه یعنی برای اولین تک سلولی های بی هوازی بدون هسته که نطفه امشاج است که خاصیت خود تکثیر پذیری را دارد وژن آن هنوز دورن غشائ سلولی قرار نگرفته است.این چهار دوره اقوات را دانشمندان زیست شناسی شرح داده اند ودقیقا این چهار دوره را نام برده اند .به مقاله مفهوم واقعی منی ،مائ مهین ،حما مسنون ،صلصال ،نطفه و صلب و ترائب در قرآن مراجعه فرمائید.حال نطفه در کدام یک از این چهار دوره اتفاق افتاده مسلما در دوره چهارم که فرمان خداوند واذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون در آن جاری میشود وماده بی جان با جهشی آنی به جاندار تبدیل میشود.

فرمان کن فیکون در ایجاد کیهان از عدم ، روز قیامت ، خلقت عیسی (ع) وخلقت آدم (انسان تکامل یافته) از ماده بی جان یاخاک در قرآن بکار رفته است به آیات زیر توجه فرمائید.کن فیکون امری است آنی وبدون مقدمه وفقط در موارد زیر اتفاق افتاده است.


ایجاد کیهان از عدم -بدیع السموات والارض واذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون-خداوند ایجاد کیهان از عدم وهنگامیکه اراده او بر ایجاد امری قرار گرفت میفرماید باش ومیشود-به آیه 81 سوره یاسین هم مزاجعه فرمائید در خلقت جهان موازی با کیهان.کیهان ابدا از هیچ خلق شد وبسیار سریع وآنی


ایجاد قیامت- وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ- لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ -- إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ-نحل 40 و با سخت‏ترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مى‏ميرد بر نخواهد انگيخت آرى [انجام] اين وعده بر او حق است ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند (۳۸)- تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد و تا كسانى كه كافر شده‏اند بدانند كه آنها خود دروغ مى‏گفته‏اند (۳۹)- ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى‏گوييم باش بى‏درنگ موجود مى‏شود (۴۰)


خلقت عیسی (ع)ن مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون.حضرت عیسی نیز مانند آدم هنگامیکه از خاک خلق میشود وماده بی جان به جاندار تبدیل میشود یک امر کن فیکون بوده است .امر خداوند بر خلقت حضرت عیسی قرار گرفت وفرمود باش وشد.آدم درخاک کن فیکون شامل او شد وعیسی (ع) دررحم حضرت مریم (ع) وهردوفرمانی است آنی . فرمان خلقت انسان که به ادم ختم میشود امرجاندار از بی جان است.تراب معنی خاک میدهد وخاک ماده بی جان است. فانا خلقناكم من تراب ثم من نطفة .تراب ماده بی جان ونطفه جاندار است.همه ترکیبات ژن فراهم میشود وبهم میپیوندند وساختار ژن اولیه آماده میشود ولی هنوز بیجان است ومنتظر فرمان الهی است. خداوند برای بیان علمی پیدایش انسان از طین وصلصال وحما مسنون که همان صلب وترائب است ومائ مهین استفاده میکند.این ها مقوله علمی پیدایش اولیه انسان است ولی تراب مقوله معنوی پیدایش اولیه انسان را میخواهد بیان کند.ماده بی جان بصورت آنی جاندار میشود عیسی(ع) هم مانند خلقت آدم دراین مرحله فرمانکن فیکون خداوند است.کلمه آدم در پروسه خلقت انسان تنها در این جا وآنهم برای رساندن این مفهوم که بی جان بودی جاندار شدی.

چگونگی پیدایش جانداراز بی جان عبارت مهمی درعلم زیست شناسی است که هنوز لاینحل باقی مانده وقرآن آنرا در اینجا بیان میکند.


بدائ خلق الانسان من طین دوره لم یکن شیائ مذکورا است -أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا- بعد از این دوره خلق الانسان من طین است که همان دوره چهار گانه اقوات است که به نطفه ختم میشود.

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا- إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا- إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا-آیا بر انسان در روزگار(در تاریخ ) زمانی نگذشت که چیز قابل ذکری نبود ما انسان راازنطفه مختلط که دچارسرنوشت شدن خود قرارگرفت (دورانی باید سپری کند) خلق کردیم ودراو شنوائی وبینائی را قرار دادیم وراهش را هموارکردیم آیا شاکر است یا پنهان کننده حقیقت. بنابراین لم یکن شیئ قبل از بدائ خلق الانسان من نطفه است وطین هم قبل از نطفه است.خداوند ازانسان وخلقت او ازطین ونطفه نام میبرد.همه این موارد درزمین اولیه است .ارتباطی با عالم غیب ندارد .برخی این ها را به عالم ذرربط میدهند که تخیلات ذهنی است وسندیتی در قرآن ندارد.


روح از چه دوره یا زمانی در انسان نفخه شد


روح از امر خداوند است وارتباط جسم موجود زنده وانسان از طریق روح با کتاب مبین مرکز ضبط داده های جهان مادی نزد خداوند وصل میشود.باستناد دو آیه مهم زمان ومحل نفخ روح در جسم مشخص شده است

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ


وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ
درهردو آیه مرحله سویته ونفخ فیه من روحی را بیان فرموده این یک مرحله مهم درسرنوشت خلقتی انسان است که خداوند اهمیت آن را به ملائکه تذکر میدهد. درآیه نخست ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین قبل ازسویته آمده ودر آِیه دوم انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون هم قبل از سویته آورده شده .این بیانگر این است که صلصال من حما مسنون بعد از ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین است.چرا ؟ که سلاله من مائ مهین دوره متصل به بدائ خلق الانسان من طین است وهنوزنطفه درصلصال و حما مسنون خلق نشده است.نکته ظریف دیگردرآیه نخست از انسان وشروع خلقت آن نام برده میشود ودرآیه دوم از بشر نام میبرد.هردومعنی انسان است ولی از کلمه آدم اینجا استفاده نشده آدم در حال شدن است وخداوند مرحله صلصال وحما مسنون را به عنوان یک مرحله مهم به ملائکه تذکر میدهد .بنابراین ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین معنی بسیار گسترده دارد و نقش سلاله آب دربدا خلق الانسان من طین را باید دربیاوریم که نیاز به نوشتار تحقیقی دیگری دارد که در شرف اتمام است واعجاز قرآن را بیان میکند ودریچه جدیدی را در پیدایش جاندار از بی جان را دقیقا مطابق آخرین نظریه علم زیست شناسی وزمین شناسی بیان میکند .از دو آیه فوق ومطالب ارائه شده به این نتیجه میرسیم که مراحل پیدایش اولین نطفه حیات درزمین اولیه وحدود چهار میلیارد سال بر اساس نظریه دانشمندان زیست شناسی مد نظر قران است .ترتیب این مراحل بشرح ذیل است.


الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ


بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ


خلق الانسان من طین –همان خلقت انسان از حما مسنون وصلصال است إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-من خلق کننده بشری از حما مسنون ودر صلصال هستم . این مراحل همه در زمین اولیه است وخداوند به ملائکه تذکر میدهد فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-پس زمانی که او را سویته کردم.به او سجده کنید .ملائکه امر خداوند درجهان مادی هستند .قوانین جاریه در حیات که باید در اختیار ساختار خلقتی انسان سویته شده قرارگیرند.سوی مرحله ای است که روح خداوند در جسم انسان در حال شدن نهادینه میشود.به ایه زیر توجه فرمائید انسان در حال شدن.


أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان میکند بحال خود رها میشود-آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود.سپس علقه بود پس خلق شد(علقه خلق شد) وسپس سوی شد .شکل گرفت وسپس در آن زوجیت نر ومادینگی قرارداده شد.ازاین ایه نیز چنین استنباط میشود که قبل ا سوی شدن جسم انسان یک مرحله دیگر نیز وجود داشته که علقه بوده وبعد از علقه سویته صورت میگیرد واین مرحله ای است که روح در جسم انسان درحال شدن نفخه میشود .

زوجیت نرومادینگی معنی دیگری هم دارد توارث آنهم برای تکثیر بروش جنسیت وانتقال خصیصههای فردی به نسل بعدی اولین بار نه دررحم زن ومکررا بلکه در زمین اولیه واز حما مسنون در صلصال .خداوند فقط یکبار فرمان خود را در ژن انسان نهادینه کرد فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى این جنسیت نرومادینگی درآن یعنی در علقه قرارداده شد.اگر منظورتحولات درون جنین باشد از ابتدای عمل لقاح وتقسیم کروموزم جنسیت درآن قرار داده میشود نه بعد ازعلقه. اقرائ بسم ربک الذی خلق-خلق الانسان من علق.بخوان بنام پروردگار تو که حیات را آفرید وانسان را از علق خلق کرد.

نطفه وعلقه دو مرحله سرنوشت ساز در خلقت انسان است.نطفه تک سلولی اولیه که همان نطفه امشاج است که غشائ سلولی ندارد وژن ناقص DNA فقط خاصیت خود تکثیر پذیری دارد .جاندار است ولی توارث در آن تکامل نیافته وعلقه تک سلولی هسته دار با ژن کامل ودارای غشائ سلولی وپایه تکامل تمامی جانداران ازآن آغاز میشود.به مقاله خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه-مراجعه فرمائید.
درعلقه که فسوی میشود تکمیل میگردد واین همان مرحله سویته است که روح در آن نفخه میشود . ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ -در مرحله علقه هنوز چشم وگوش وقلب در جسم انسان در حال شدن وجود ندارد وبعد از آن در پروسه تکامل قرارداده میشود . بعد از علقه مراحل بعدی تکامل انسان بر اساس برنامه ریزی ذات باریتعالی وهدایت او ادامه می یابد وانسان تکامل یافته که آدم باشد در آخرین خلق بیرون آورده میشود-به آیه زیر توجه فرمائید.


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ-مومنون12-در حقیقت ما انسان را از ترکیبات مشتق شده در سنگ رس خلق کردیم سپس نطفه ایجاد شده در طین را(حما مسنون در صلصال) در قرار گاه مکین (غشائ سلولی )قرار دادیم وسپس از نطفه علقه را خلق کردیم وسپس غضروف را از علقه خلق کردیم وغضروف رابه استخوان خلق کردیم (تبدیل کردیم)واستخوان را گوشت پوشاندیم وسپس خلق آخری راانشائ کردیم .فتبارک الله احسن الخالقین.

برخی از مفسرین محترم ثم انشائ نا خلقا آخر را نفخ من روحی میدانند .چنین برداشتی رانمی توان از آیه استنباط کرد.کلمه انشاناه معنی خاص خود را دارد پرورش دادیم تا خلق آخریابعدی معنی میدهد که زمان بر است.چه دلیلی داریم که اولا این مراحل دررحم اتفاق افتاده با توجه به اینکه در تمامی مراحل میفرماید خلق کردیم دوم اگر فرض کنیم موضوع درباره رشد جنین است ایا روح در جنینی که تمامی مراحل رشد را پشت سر گذاشته ودارای گوش وچشم وقلب کامل است واحساس دارد وتکان میخورد وعکس العمل نشان میدهد نفخه میشود. معنی ثم انشائ نا خلق آخر را در این آیه مشاهده میکنیم


وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ-پروردگار تو بی نیاز ورحمت گر مضاعف است اگراراده کند شما را میبرد وکسانی دیگر را جای شما میآورد همان طور که شما را از قوم آخرین انشائ کرد. این آیه و 12 مومنون مراحل تکاملی انسان را در طبیعت تا انسان کامل که آدم است وتمامی نسل انسان از اویند را شرح میدهد.بنابراین وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى در تک سلولی هسته دار هوازی که دارای DNA کامل گردید بنام اویکارینت ها (تک سلولی هسته دارهوازی با DNA کامل)نفخه میشود .اساس خلقت انسان وموجودات زنده برسویته شدن ساختارژن است که فرمان رشد وانتقال اطلاعات را برعهده دارد .روح براساس امر خداوند درآن نهادینه میشود وازطریق روح هدایت موجودات زنده بسوی تکاملی هدفمند وبرنامه ریزی شده صورت میگیرد. تمامی اطلاعات رفتاری وساختاری موجود زنده وانسان به هارد دیسک عظیم جهان مادی منتقل میشود ودر قیامت این اطلاعات براساس قوانین فیزیک کوانتوم در زنده شدن دو باره انسان با هویت زمینی بکار گرفته میشود به مقاله علم فیزیک وقیامت در قرآن مراجعه فرمائید.


خداوند از طریق روح کلیه اطلاعات یک فرد را به کتاب مبین منتقل میکند


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ- إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ- مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ-انسان را ما خلق کردیم وهر وسوسه ای که در وجودش صورت میگرد را میدانیم چرا که ما از رگ او به او نزدیک تریم. دو دریافت کننده اطلاعات راست وچپ دراو (وجودانسان) نهاده شده وسخنی برزبان جاری نمیکند مگراینکه عاملی آن را ضبط میکند. مفهوم آیه این است که دو رشته چپ وراست در بدن انسان گذارده شده که تمامی اعمال اورا ضبط میکندو اشاره آیه به DNA ودو رشته آن است وباتوجه به آیه قبلی که خداوند تمامی اعمال انسان را میداند .عاملی این اطلاعات را تحت کنترل دارد وان روح خدا در بدن انسان است.ازآنجائیکه ژن در تمامی سلول های بدن انسان که بیش از یک میلیارد است وجود دارد وپیوند ان با روح ناگسستنی است معنی وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ مشخص میشود .خداوند در تمامی سلول های بدن انسان حضور دارد .


بنابراین مرحله نفخ من روحی که انشائ DNA کامل موجودات زنده بوده است اساس خلقت انسان است

وانشائکم همان . ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ است به آیه23سوره ملک توجه فرمائید-‏

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ-با آیه 8 سوره سجده مقایسه فرمائید

ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ.

درخاتمه نوشتار به این آیه هم نظری داشته باشیم هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا-61 سوره هود-.درآیه زیر مرحله سویته را مرحله شگی دادن هم اشاره کرده .

پس ازانشائ انسان او را درزمین بارمیآورد واستقرار میدهد که همان کامل کردن اواست وقراردادن گوش وچشم وقلب درموجودات زنده وانسان است مقایسه آیات با علم روز وبیرون آوردن مفاهیم کلمات از خود قرآن وخالی کردن ذهن از تصورات کهن راهی مناسب برای رسیدن به منظور ذات باریتعالی است.

خداوند خود علم را خلق کرده وخلاف علم هم بیان نمی کند.هر تناقص در آیات متشابه ایجاد میشود زائیده تخیلات غلط ذهن ما است.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانیکه به آخرت ایمان ندارند- برای ملائکه نامی را انتخاب کرده اند که مفهوم زن را تداعی میکند (مانند کلمه فرشته در ادبیات ما وترجمه های قرآن)- اینها علم موضوع را ندارند واز تصورات ذهنی خود تبعیت میکنند.درحقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد-یا راه به جائی نمی برد- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا-باید ابتدا علم موضوع را داشت سپس در باره آن قضاوت کرد.ما علم تحولات در زمین اولیه را نداریم ومیخواهیم خلقت انسان در آن زمان را بررسی ونظر بدهیم .بجای اطلاع ازعلم زمین شناسی در نظر گذشتگان آنهم مربوط به هزار سال قبل جستجو میکنیم ومشمول این آیه شریفه میشویم. خداوند انشائلله نعمت درک واقعیت آیات متشابه را به ما عنایت فرماید.سید محمد تقوی اهرمی بهمن 1396

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت