ویژگی ها

آدم در قرآن زوج دارد ولی همسر زن ندارد

 

آدم در قرآن زوج دارد ولی همسر زن ندارد


مقدمه نوشتار


عنوان انتخابی به این مفهوم است که ادم فرد خاصی است واولین انسان تکامل یافته است که خصیصه برترجهش تکاملی عقلی را زودترازانسان های همدوره دریافت کرده وازطرف ذات باریتعالی برگزیده شده وزوجی هم که مانند او شرایط لازم را کسب کرده یک خانواده را تشکل داده اند و تمامی انسان ها ازنسل اویند. با ما باشید تا دلائل قرآنی را باهم بررسی کنیم و کشف جالبی را ازآن بیرون آوریم.


براساس بررسی های انجام شده درآیات قرآن درمورد آدم چنین برمی آید که آدم اولین انسان تکامل یافته است که تمامی انسان ها ازنسل او هستند ولی اینکه ادم مرد است یا زن درقرآن اشاره ای نشده. درقرآن برای همسرکلیه پیامبران وافراد ذکورمانند فرعون وامثالهم ازکلمه امراته به معنی همسرزن نام برده ولی برای آدم کلمه جفت یا زوج استفاده شده که مطلب بسیار جالب است.

موضوع دوم آدم وزوج اوازبین انسان های تکامل یافته همدوره خود با یک جهش تکاملی برانگیخته میشوند وخداوند درآیات سوره اعراف درتمثیلی بعد ازهبوط آدم ذریه او را (بنی آدم )را مورد خطاب قرارمیدهد وظائف فطرتی را به آنها یاد آوری وبصورت سمبولیک با ذریه او پیمانی می بندد. درتمثیل زیبای سجده ملائکه وامتناع ابلیس وشیطان که به نظر دومقوله جداگانه هستند چگونگی جهش تکاملی فکری وآگاهی ودانائی واختیار که درآدم بروزمیدهد ازطرف خداوند به عنوان كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ برگزیده میشود.

چرا تا کنون نتوانسته ایم به این نکات مهم در قرآن دست پیدا کنیم دلیل خاص خود را دارد. خداوند درسوره فرقان ایه 30 دلیل را بیان میکند.

درروز قیامت کسانیکه به خود ستم وارد کرده اند انگشت ندامت را به دهان میبرند وناراحت که ای کاش راه رسول خدا را پیش میگرفتند وکاش فلانی را دوست خود نگرفته بودم واو بود که مرا به گمراهی کشید وپس از آنکه قرآن به من رسید (پیروقرآن شدم) وسوسه های شیطانی مرا ازواقعیت ها دورکرد ودرآیه 30 میفرماید-

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا-ورسول اکرم به خداوند گله میکند که خدایا امت من این قرآن را مهجورقراردادند. ازاین آیات نکات برجسته ای را میتوانیم درک کنیم. مهجوربودن قرآن یعنی غریب واقع شدن آنهم دربین مسلمانان وتوسط آنها، واقعیت های قرآن را با تصورات ذهنی کهن درباره آیات متشابه که خداوند برای انسان درقالب تمثیل وداستان ها برای اثبات حقانیت خود بیان کرده عوض کنیم ونگذاریم واقعیت های علمی قرآن برای نسل جوان تشنه حقایق قرآنی روشن شود. تقریبا همه ما با ذهنیت برداشت های کهن مربوط به هزارسال قبل وبراساس علم ان روز که برباورما فرو رفته وبا این پیش داوری وارد قران میشویم وهرانچه که با آن واقعیت سازگازاست به نفع امنیه خود بیرون می آوریم. مثلا درقرآن اثاری ازحوا وجود ندارد ولی براساس ذهنیت خود که از اسراءیلیات کهن وارد فرهنگ ما شده ایات را توجیه میکنیم.

ایا این جفا به قرآن نیست. صلب وترائب مائ مهین نطفه امشاج حورالعین فراش وفرشته نامیدن ملائکه وبسیار موارد دیگ. اگر کسی هم راه به حقایق پیدا کند به او تهمت من درآوردی میزنیم ومیگویند باید نگاه کنیم قدما چه گفته اند وتفکرات نو را درایات متشابه رد میکنند همانند وهابیت. آقایان سروش، امثال دکترسها وغرب تمامی ایراد خود را ازتصورات ذهنی کهن بیرون می آورند. هیچکدام قرآن را مطالعه نمیکنند ودرآن تفکروتعقل نمی کنند با آیات قرآن آشنائی ندارند ویا ماموریت خود را انجام میدهند. دررابطه بین صلب وترائب وحما مسنون وصلصال فکرنمیکنند. هردو معنی سخت ونرم میدهند وهردو به یک موضوع اشاره میکند. هنوزدرقرن شکوفائی علم اختر شناسی تفکرات بطلمیوسی را از ذهن خود بیرون نکرده ایم که درقرآن جایگاهی ندارد وهفت آسمان ملعبه دست معاندین شده وما به عاقبت این کارنمی اندیشیم مهم این است که به تصورات ذهنی ما خلل وارد نشود به دلیل عدم آگاهی نسل جوان تحصیلکرده دردانشگاه ازقرآن افکار شیطانی امثال سروش مانند ویروس به جان تصورات ذهنی دانشجویان رخنه میکند وروحانیت ما متاسفانه خود دربند تصورات ذهنی کهن درباره آیات متشابه وعلمی قران گرفتارند. رهنمود رهبرمعظم که توصیه فرموده اند باید دررفع شبهات علمی قرآن تلاش مضاعف صورت بگیرد به فراموشی سپرده شده وهمه همان افکارکهن را که مربوط به هزارسال قبل است درسایت ها تکرارمیکنند وبه تثبیت همان افکارمیپردازند برای دستیابی به واقعیت درمنابع قرن ها سال پیش به جستجو میپردازند وآن را ملاک قضاوت خود قرارمیدهند وبه این آیه توجه نمیکنند.


هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُمُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ- "خداوند است که قرآن را به تو نازل کرد که درآن آیاتی هستند محکمات که اساس قرآن برآن قرارگرفته ام الکتاب است ودیگری متشابهات هستند، کسانیکه دردل هایشان زیغ یعنی شک وتردید هست از ظاهر آین آیات سوئ استفاده میکنند از تشابه این آیات تبعیت میکنند. ازتشبیه این آیات برای بیان واقعیت اصلی آن تاویلی برای خود درست میکنند که دست به فتنه انگیزی بزنند، درصورتی که این آیات تاویل دارد(ظاهر دارد وباطن) وتاویل آن نزد خداوند است وراسخون فی العلم وآنها کسانی هستند که به خدا ایمان دارند ودرایمان انها خللی وجود ندارد میگویند ربنا ما به تمامی آنها (هم محکمات وهم متشابهات ومتشابهات هم تا روشن شدن واقعیت ان شک نمیکنیم) ایمان داریم واین تذکری است برای اهل تفکر وتعمق درآیات."

آیات متشابه را خداوند برای نسل امروز که شکوفائی علم است نازل کرده تا دانشمندان علوم به حقانیت خداوند ایمان بیاورند. درحقیقت متشابهات برای رسیدن به محکمات است که اساس دین بران قراردارد. کسانیکه دربالا بطورمثال نام بردم قدرت درک واقعیت این آیات را نداشتند ودرایمان آنها شک وتردید بود تا آنجائی سقوط کردند که وحی خداوند را هم به دلیل همین آیات متشابه منکر شدند وبرای ایجاد شک وتردید به خداوند متعال درافکار دیگران فتنه انگیزی میکنند. باید توجه داشت درمحکمات ضرورت ایجاب میکند به روایات واحادیث برای رسیدن به واقعیت ها رجوع کنیم ولی آیاتی که ریشه درعلم دارند باید با ابزارعلم روز برای درک واقعیت آن استفاده کرد .این مقدمه ای بود برای تشهیذ ذهن.

واقعیت خلقت انسان از نظر علوم طبیعی


درمقالات زیرمراحل تکامل انسان از بدائ خلق الانسان من طین درزمین اولیه وبرروی پوسته جامد زمین تا كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ که مرحله تکامل جهشی انسان است که درآدم اولین انسان تکامل یافته تجلی میکند اشاره شده واین ذهنیت برخورد علمی با آیات خلقت انسان است که با علم روز مطابقت دارد. مطالعه انها برای ادامه مطلب ضروری به نظر میرسد. علاقمندان در صورت تمایل با کلیک روی آنها میتوانند ملاحظه فرمایند که اساس این بحث بر انها قرار داده شده


خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز
خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه
خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه
صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین
دابه وتکامل موجودات از نظر قرآن
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین
مراحل تکاملی انسان در قرآن منطبق بر علم روز


ما ایمان داریم که درقرآن هم اهنگی استواری وپیوند هم اهنگی درتمامی آیات وجود دارد وازاین هم آهنگی میتوانیم استفاده کرده ومطالب مورد نظر ذات باریتعالی را کشف کنیم. بیرون کشیدن یک آیه ویا یک تکه ازآن آیه ای برای بیان تصورات ذهنی بدون درنظر گرفتن متن کامل آیه کاری است نا بجا. باید بین سجده ملائکه درچند آیه ارتباط تنگاتنگی وجود داشته باشد وهرکدام با توجه به متن آیات قبل وخود آیه کامل پیام مهمی دربردارند.

متاسفانه رسم شده ما برای رسیدن به مقصور خود آنها تکه تکه میبریم ومطابق دل یا خواسته نفسانی خود کنارهم می آوریم وسپس مقصود خود را از آن بیان میکشیم درست کاری که آقایان امثال سروش به تبعیت ازغرب آنرا بکارمیبرند. چرا خداوند دریک آیه ابلیس را خطاب میکند ودردیگر آیات مثلا شیطان را ونقش سجده ملائکه وامتناع دو عنصر ابلیس وشیطان دارای چه مفهومی است. چرا این دو جن هستند ونقش آتش مارج من ناردر قیاس با ماده که انسان ازآن ساخته شده چیست. این موضوعات درتکامل انسان چه نقشی ایفائ میکنند. این ها همه تاریخچه تکامل وسرنوشت شدن انسان است. خداوند درقالب تمثیل برای ما شرح میدهد وازما میخواهد درآیات خداوند تفکروتعقل کنیم. داستان های بیان شده در قرآن هرکدام دارای پیام خاصی است. خداوند برای ما قصه نمیگوید. داستان آدم وحوا براساس تصورات کهن اسرائیلیات غلط ومردود است همچو تصویری درقرآن وجود ندارد. درانجیل وتورات صراحتا داستان سرائی شده ولی درقرآن در قالب تمثیل وبسیار زیبا وعلمی بیان شده. به دلائل خود براساس قرآن ومنطق وعلم مربوطه اشاره میکنم .ابتدا اشاره ای داشته باشم به اینکه آدم اولین انسان تکامل یافته است که تمامی انسان های کنونی از نسل اویند به عبارتی فرد خاصی نیست وخداوند ذریه اورا مورد خطاب قرارمیدهد و راه پیمودن حقیقت را تذکر میدهد. هنگامیکه با جهش تکاملی ازبهشت نا آگاهی هبوط میکند دیگراو را مورد خطاب قرار نمی دهد.


آدم وزوج او


چند نمونه ازآیات که خداوند ازکلمه امراته برای بیان همسر زن یک فرد خاص نام برده است بیان کنیم وسپس به ادامه مطلب بپردازیم. این مطلب در تمامی ایات امراته به عنوان همسر زن بکاررفته ولی درآدم زوج او یا جفت او که میتواند زن باشد یا مرد. ای انسان تکامل یافته تو وزوجت درزمین مستقر شوید.


فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ- لوط وخاندانش را نجات دادیم جز زنش که با دیگران درشهرماند.
إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ- چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه درشكم خود دارم نذرتو كردم تا آزاد شده باشد پس ازمن بپذير كه تو خود شنواى دانايى.  قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ1ما أَغْني عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ2سَيَصْلي ناراً ذاتَ لَهَبٍ3وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَب-

آیات بیشمار است علاقمندان میتوانند خود آیات را بررسی نمایند. مفسران کلمه انت وزوجک الجنه را دلیل مرد بودن آدم وزوجک هم همسرزن میدانند. با بررسی قواعد عربی به نکته جالبی دراین مورد وتفکر  درآن برای نفی مرد بودن ادم رسیدم که اشاره میشود.


امام موسی صدراین مرد دانشمند ومحقق درمقاله ای تحت عنوان فلسفه مردانه بودن گفتمان قرآني درسایت دانشنامه قرآنی - فلسفه مردانه بودن گفتمان قرآني -مفصلا به این مطلب (که چرا گفتارخداوند مردانه است) اشاره کرده ونظرات مختلف را مورد بررسی قرارداده  وایرادات هر دیدگاه را بر شمرده. با استفاده ازاین مقاله وپس ازبررسی های طولانی به دلائل آن دست یافتم که به عنوان یک رهنمود برای تشهیذ ذهن پویندگان راه حقیقت قرآن درزیربیان میکنم.

خط کوفی وقواعد عربی


قواعد عربی دارای نکات خاصی است واین قواعد هم براساس تاریخچه صرف ونحو عربی ازقرآن گرفته شده وآنهم حدود دو الی چند قرن بعد ازنزول قرآن تکمیل شده. کسانسکه ایراد قواعدی برقرآن وارد میکنند ابتدا بروند وتاریخچه ادبیات عرب وقواعد آن را بخوانند ونا آگاهانه قضاوت نکنند. قرآن ازبدو نزول توسط مردم با خط کوفی برروی لیف خرما، پوست آهووامثالهم نوشته میشد وزبان عربی یک خط اصیل ومدون نداشت. به مقاله آشنائی با خطوط اسلامی - خط کوفی مراجعه فرمائید. این خط نه نقطه داشت ونه اعراب یعنی کسره،فتحه وضمه.

مثلا کلمه –سنته در-لا تاخذه سنته ولا نوم له ما فی السموات والارض.برخی با کسره س وبرخی با فتحه آن را قرائت میکردند. دومعنی جداگانه دارد سنته با فتحه زمان وبا کسره چرت زدن معنی میدهد یا خواب کوتاه دراثر خستگی. اگربا کسره بکارگرفته شود که اکنون بکاربرده میشود معنی این میدهد که خداوند درمدیریت کیهان نه چرت میزند ونه میخوابد. به آیه توجه فرمائید-ترجمه متداول آنراهم می آورم.


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ- خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران؛ آنچه درآسمان ها وآنچه درزمین است ازآن اوست.

حال اگربا سنته که فتحه دارد آیه را ترجمه کنیم میشود- خداوند که هیچ خدائی جزاونیست زنده وجاویدان است و زمان اورا فرا نمی گیرد ودر(مدیریت) کیهان خواب اورا فرا نمیگیرد. معنی زمین تا آسمان فرق میکند کسانیکه بعد ازچند قرن امثال این کلمات را فتحه وکسره گذاشتند براساس برداشت ذهنی خود کسره را انتخاب کردند زمان او را فرا نمیگیرد را نتوانستند درک کنند وایجاد شبه کردند وچه بسیار نظرات مختلفی اساس بحث شد که کدام درست وکدام غلط وهنوزهم ادامه دارد. تاریخچه اعراب ونقطه گذاری درمقاله خط کوفی اشاره شده حال به دو تصویرزیردرباره ضمائرمنفصل مرفوع وضمائرمتصل صلب وجری سمت چپ نگاه کنیم .

 

درموضوع مخاطب مذکر ومونث ومثنی دردو مورد ازحرف اضافه انت با فتحه برای مذکر وانت با کسره برای مونث وبرای دو نفر زن ودو نفز مرد مانند هم ،انتما آورده شده. قرن ها که کسره وفتحه نداشته درتلفظ این ها اختلاف وجود داشته. بعلاوه جای مخاطب یکمرد ویک زن ویا چند مرد وچند زن دراین قاعده عربی خالی است. درزبان های دیگر برای این موضوع قاعده مشخصی وجود دارد ولی درقواعد زبان عربی لحاظ نشده. قواعد عربی نقص دارد ولی درقرآن قاعده را رعایت کرده برای چند مرد وچند زن از حروف هم وک استفاده شده وبرای انت برای مرد وزن هم از ضمیر مذکر استفاده کرده. افرادی که قواعد عربی را تدوین کردند که قبلا ودرزمان نزول قرآن وجود نداشت وازقرآن تنها کتاب مدون ونوشته شده عربی استفاده کردند به دلیل افکارمرد سالارانه خود که درهمه افکار مرد ها حاکم بود وامروزه هم همینطور حتی دربرخی زنان نیز مشاهده میشود. این را به عنوان یک قاعده درکنارقواعد دیگرعنوان نکردند. یعنی جای آن خالی است.

مثلا درزبان آلمانی خدا Gott ازنظرقواعد زبان مذکراست ولی جای آنرا تعریف کرده اند وجای هیچ بحثی باقی نگذاشته اند. بنابراین درعبارت قرآنی انت و زوجک الجنه خطاب به آدم میتوتند خطاب به مرد وزن باشد. به عبارتی مانند مثنی مرد وزن انتما خطاب میشود. به ایه زیر توجه فرمائید 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ-من لدنک، آیا خداوند مرد است. جنسیت دراینجا کاربرد ندارد وخداوند ازاین توصیف مبرا است ولی ازاین قاعده که جای آن درعربی خالی است استفاده شده. درایات خداوند تفکروتعقل واجب است. گفتمان قرآن مرد سالاری نیست قواعد نویسان زبان عربی مرد سالاری فکرمیکردند واین قاعده را از قلم انداختند.

فرق قرآن،انجیل وتورات دراین است که کلمات خداوند دردوجلد اول ودوم کتاب آسمانی یعنی تورات وانجیل کلام خداوند گم شده واین ها تصورات ذهنی انسان ازبرداشت خداوند است که پاپ ازشرمندگی تمامی دانشمندان علوم تجربی با این خرافات خلقت انسان وهفت اسمان وجهنم خود را خلاص کرد اما به چه قیمتی با نفی کتب مقدس تورات وانجیل وقرآن ؟؟ بدعت دردین .ولی ما آیات متشابه داریم که دقیقا باعلم تکامل وعلوم طبیعی همخوانی دارد ولی با اسرائلیات همانهائی که پاپ انها را نفی کرد که برباورنظرات هزارسال قبل برای ما نوشته اند نمی خورد پاپ شجاعت بیان آن را داشت ولی علمای ما وتمامی کسانیکه هنوز آنها را درافکارخود دارند، این شجاعت را ندارند که بگویند افکار گذشتگان را کنار بگذاریم وقرآن را با علم روز مطابقت دهیم که بسیار نزدیک تراست 

انشائالله علمای روشن ضمیر ماازاین فرصت پیش امده بهره لازم را ببرند. امثال سروش ها را نا امید کنند واجر وپاداش خود را ازخداوند متعال دریافت کنند. پایه تصورات خود را براساس علم روزبنا گذاریم تا شبهات آیات متشابه رفع شود. بنابراین آدم اولین انسان تکامل یافته است که با جهش تکاملی خود وزوجش ازبین سایرهمنوعان برگزیده شد وبا برنامه ریزی خداوند متعال نسل انسان ها ازاویند. پس بشراشاره به ساختار جسمی انسان ها وانسان بشر تکامل یافته وآدم اولین انسان تکامل یافته است. آدم بعد ازهبوط ازبهشت زندگی قبل ازتکامل که همراه با آگاهی واختیار نبود به وضعیت بعدی که صاحب آن میشود خداوند به او خطاب میکند:

قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِين- قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون ازاین پس برخی از شما دشمن برخی دیگرید ودرزمین مستقر میشوید وبهره میگیرید تا زمان برگشت به خدا یا قیامت. خداوند به آنها خطاب میکند درزمین زندگی میکنید ومیمیرید وازآن برانگیخته میشوید. ازاین به بعد دیگرآدم مورد خطاب قرارنمیگیرد وبه جای او بنی آدم مورد خطاب قرارمیگیرند.آیه 26 الی 36 سوره اعراف را ملاحظه فرمائید.


آدم پیامبر نبوده وبعد ازظهوراوخداوند فرزندان او را مخاطب قرارمیدهد واز آنها پیمان میگیرد که کارهای براساس تقوی انجام دهند واز فجورها بپرهیزند .


وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ- وهنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت وايشان را برخودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما ازاين [امر] غافل بوديم. بعدازهبوط ادم ازبهشت نا آگاهی وعدم مسئولیت که دران سالیان بسیاردراز بسرمیبردند. بهشت بی خیالی وبی مسئولیتی که با جهش تکاملی فکری با تمثیل خوردن میوه درخت ممنونه درانها بروز کرد وفهمیدند که برهنه هستند. دارای فهم وآگاهی شدند ونمیدانستند چکار کنند هنوزتجربه کافی نداشتند وخداوند به شاهکار خلقت خود که كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ که از ذریه اخرین قوم بیرون آورد راه پوشاندن خود را یاد داد وخداوند هدایت اورا برعهده گرفت وفرزندان اورا در سوره اعراف به کار های شایسته رهنمود میکند. درقرآن هیچ اشاره ای به اینکه آدم پیامبرخدا است، نشده ومنطقی هم به نظر نمی آید یک خانواده ازدرون خود پیامبری داشته باشند. برخی براساس نظر گذشتگان نقل میکنند که آدم عمر طولانی داشته یعنی بالای هزارسال وخودش پیامبرقوم خود میشود. باستناد ایه-

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ- ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ-خداوند آدم ونوح وآل براهیم وآل عمران را از بین جهانیان برگزید وذریه هائی که ازذریه دیگری بودند وخداوند شنوای دانا است. ادم ونوح وآل عمران وآل ابراهیم همه ذریه ای بودند ازذریه دیگر. بنابراین آدم هم ذریه از ذریه دیگر بوده ودرفرایند تکامل انسان ها تمامی انسان ها ازاین سلسله نسل ها انتخاب شده اند. خداوند در سوره نحل آیه 70 میفرماید-

الله خلقکم ثم یتوفـکم ومنکم من یرد الی ارذل العمر لکی لایعلم بعد علم شیـا ان الله علیم قدیر-خداوند شما را خلق کرد وسپس میمیراند، برخی ازشما دارای عمر طولانی تری میشوید ولی ناتوان وفراموش کارمیشوید خداوند عالم وقادراست.

اینکه برخی عقیده دارند که آدم عمر طولانی داشته وازبین فرزندان خود به پیامبری برگزیده شد براساس این آیه سندیت ندارد. مگر مشیت الهی شامل حالش شود مانند نوح که خداوند نام برده که عمر طولانی به او دادیم که یک استثنا است. درادامه این مطلب- سجده ملائکه به بشر وآدم در دو مرحله زمانی میپردازیم انشائالله سید محمد تقوی اهرمی به مناسبت ایام بزرگداشت شهادت دخت گرامی پیامبر اسلام(ع)حضرت فاطمه-اوائل اسفند 1396

ویرایش جدید بهمن 1397



اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت