ویژگی ها

سجده ملائکه به بشر وآدم در دو مرحله زمانی


مقدمه نوشتار
ملائکه دربدو خلقت انسان ودرمرحله نفخت من روحی به فرمان خداوند به انسان سجده میکند وجزئ فطرت ذاتی او قرار میگیرد.سجده به معنی تسلیم امر خداوند قرارگرفتن است. وقتی درایات قرآن درمورد سجده تمامی اشیائ به خداوند نگاه کنیم این مفهوم را در می یابیم که هرچه بر فطرت خدائی استوار باقی مانده درحال سجده خدا است وزمانیکه خداوند به ملائکه فرمان میدهد به آدم سجده کنید یعنی در ذات او وجزئ فطرت اوقرارگیرید .ملائکه اسباب وقوانین وامر خدا هستند که ساختار مادی شیئ را برپا میدارند .پیوند ملکول ها که بر اساس نیروهای مختلف صورت میگیرند که از جنس انرژی هستند یابه کلمه تمثیلی قرآن از مارج من نار هستند در ذات انسان نهادینه میشوند ومیلیارد ها ملائکه ساختار جسمی انسان را نگه میدارند .دو پدیده مهم از بدومرحله سویته به امر خداوند وهمزمان با نفخ من روحی در در ذات انسان قرار میگیرند

سجده ملائکه به بشر وآدم در دو مرحله زمانی


مقدمه نوشتار
ملائکه دربدو خلقت انسان ودرمرحله نفخت من روحی به فرمان خداوند به انسان سجده میکند وجزئ فطرت ذاتی او قرار میگیرد.سجده به معنی تسلیم امرخداوند قرارگرفتن است .وقتی در ایات قرآن در مورد سجده تمامی اشیائ به خداوند نگاه کنیم این مفهوم را در می یابیم که هرچه برفطرت خدائی استوار باقی مانده درحال سجده خدا است وزمانیکه خداوند به ملائکه فرمان میدهد به آدم سجده کنید یعنی درذات او وجزئ فطرت اوقرارگیرید. ملائکه اسباب وقوانین وامر خدا هستند که ساختار مادی شیئ را برپا میدارند .پیوند ملکول ها که بر اساس نیروهای مختلف صورت میگیرند که از جنس انرژی هستند یابه کلمه تمثیلی قرآن از مارج من نار هستند درذات انسان نهادینه میشوند ومیلیارد ها ملائکه ساختار جسمی انسان را نگه میدارند .دو پدیده مهم از بدومرحله سویته به امر خداوند وهمزمان با نفخ من روحی در در ذات انسان قرار میگیرند.

والنفس وما سوی ها، فالهما فجورها وتقویها ،فجوروتقوی میشود جزو خصیصه ذاتی نوع بشر ولی همراه تکامل جسمی بشر راه رشد وتکامل را می پیماید تا در انسان تکامل یافته بروز دهد یا به عبارتی فعال میشود.این برنامه ریزی خداوند است. این دو جزئ نفس انسان قرارمیگیرند. تقوی بازگشت به فطرت خدائی و فجور مقابل تقوی فرار از فطرت خدائی است.قسم به نفس هنگامیکه سویته میشود ودرآن روح خداوند قرارمیگیرد.سوی وسویته از نظر قرآن یک مرحله مهم درسرنوشت خلقتی انسان است.به آیات 9 الی 11 سوره سجده توجه فرمائید


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ –خداوند کلیه شرایط را برای خلقت انسان فراهم کرد وسپس خلقت او را از طین آغاز کرد ونسل بعد از آن را از آب کم قرار داد وسپس آن را سویته کرد واز روح خود درآن نهاد وگوش وچشم وقلب را برای او درآن قرارداد. اولین نطفه حیات را خداوند نفس واحده نامیده که کلیه جانداران از آن ایجاد شده اند. نفس که سوی میشود روح در ان نهاده میشود فالهما فجورها وتقویها به مقاله نفس واحده مراجعه فرمائید.علقه نفس واحده است که سویته میشودوهمزمان با تکامل ژن وشروع توارث روخ به عنوان امر خداوند در ان قرار میگیرد -

أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-ایا انسان گمان میکند بی هدف رها میشود آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود وسپس علقه بود ،پس خلق میشود وسوی میگردد پس درآن جنسیت نر ومادینگی قرارداده میشود.ذکر وانثی معنی نر وماده میدهد که ظهور آغازتوارث در علقه میرساند. بنابراین کلمه سوی وسویته یک مرحله خاصی در خلقت انسان است وبهتر است از خود کلمه در بیان خلقت انسان استفاده شود. بنابراین سویته مرحله شکل گرفتن حیات در کره زمین است واز آنجائیکه هدف ایجاد حیات در زمین از نظر قرآن خلقت انسان است ، سویته یک مرحله مهم در سرنوشت خلقتی انسان است .تکامل ژن ونهادینه شدن جنسیت نر وماده برای امر توارث که همزمان است با نفخه من روحی برای کنترل تکامل موجودات تا آدم انسان تکامل یافته. حال زمان سویته از نظر علم زیست شناسی که مقارن است با سجده ملائکه به بشر چه موقع است .

زمانی است که امر خداوند در سمائ زمین مستقر میشود یعنی شروع تکامل موجودات پرسلولی از علقه یا تک سلولی هسته دار با غشائ سلولی وDNA کامل .امر خداوند درسمائ زمین زمانی است که هفت جو زمین خلق میشود وآرامش در زمین حکمفرما ودرجه حرارت زمین تثبیت وجو شفاف میشود که برای رشد موجودات پر سلولی لازم است .آیات 9 الی 12 سوره فصلت وقوع این حادثه را دقیقا اعلام کرده است که اشاره میشود.به مقاله خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه مراجعه فرمائید

فاصله زمانی سجده ملائکه به بشر وبه آدم


در قرآن در دو سری ایات به سجده ملائکه وامتناع ابلیس از فرمان خداوند اشاره میشود. کمتر کسی به این مورد توجه کرده است .ابتدا فرمان سجده به بشر ودوم فرمان سجده به آدم آنهم دردو فاصله زمانی بسیار طولانی در حدود یک ونیم میلیارد سال.این موضوع را میتوان براحتی از ایات فهمید. مرحله نفخه من روحی یک مرحله مهم در خلقت انسان است.نطفه وعلقه هم همینطور.


مرحله اول سجده ملائکه به بشر وزمان وقوع ان


آیات 5 الی 8 سوره سجده پروسه خلقت انسان از یدبرالامر من السمائ الی الارض شروع میشود وتا نفخ من روحی ادامه می یابد ودرسوره ص هم درهمین مرحله به ملائکه خطاب میشود به بشر سجده کنید .هنوز آدم مطرح نمیشود.در تمامی مراحل خلقت انسان در قرآن هیچ اشاره ای به آدم نمیشود، تنها درزمان تکامل وبیرون آمدن از ذریه قوم الاخرین.


یدبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ –امرخداوند از سمائ به زمین جاری میشود واین امر درروزی که مقدارش هزارسال اززمانی است که شما محاسبه میکنید برگشت داده میشود.سمائ دراین آیه آسمان زمین است وامرخداوند فرمان الهی است که قوانین طبیعی هستند که حیات درزمین را به وجود آورده اند.(پایان حیات در زمین یک دوره هزارساله است ،همین سال که ما حساب میکنیم) -

یدبرالامر من السمائ الی الارض که برگشت داده میشود حیات وپایان حیات در کره زمین است –امرخداوند از اسمان زمین که به هفت آسمان تبدیل میشود به زمین جاری میشود واین به معنی ایجاد حیات در زمین اولیه است .هیچکس تا کنون این ایه رادر خلقت انسان منظورنکرده است در صورتیکه خداوند حساب شده این ایه را قبل از الذی احسن کل شیئ خلقه آورده ومیخواهد زمان وقوع بدائ خلق الانسان رابه گوشزد کند.

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ –خداوند است که همه چیز را به نحو احسن خلق کرد وسپس خلقت انسان را از سنگ رس آغاز کرد و سپس نسل بعد ازآن (بعد از بدائ خلق من طین )را از مشتقات آب کم قرارداد- ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ-سپس آنرا سوی کرد ودر آن روح خود را استقرار داد وبرای شما گوش وچشم وقلب در آن قرار داد ولی کمتر کسی شکر گذار او است .زمان این آیات از یدبر الامر من السمائ الی الارض شروع میشود وتا سویته ونفخ من روحی ادامه داشته است. براساس آیات 9 الی 12 سوره فصلت حیات در کره زمین از خلقت زمین در دو دوره وایجاد پوسته جامد رواسی بر آن وپیدایش اقوات یاغذای بیولوژیک در چهار مرحله روی پوسته جامد وسپس ثم الستوی الی السمائ تا وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا که همان - یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ است،ادامه مییابد. ابتدای خلقت هفت جو زمین وقبل از-َزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ-یعنی شفاف شدن جو زمین که براحتی نور ستارگان از روی زمین قابل مشاهده شدند. بشرمراحل اولیه خلقت خود رامیگذراند ودرمرجله سوی یا سویته روح خداوند درآن قرارمیگیرد .اعضائ بدن گوش وچشم وقلب بعد از نفخ من روحی ودر زمان طولانی پروسه تکامل دران قرار داده میشود .به آیات زیر توجه فرمائید.


قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ


آیات 9 الی 12 سوره فصلت پیدایش زمین از جدا شدن از توده ابر خورشیدی را شرح میدهد تا ایجاد هفت آسمان از سمائ یک پارچه آن ( درزمین اولیه).مراحل زمانی این آیات بر اساس اخرین یافته های علم زیست شناسی حدود سه میلیارد سال طول میکشد. ابتدا اولین نطفه که نطفه امشاج است یا تک سلولی اولیه حیات که دارای DNA ناقص بوده ایجاد وپس از سه دوره ظلمات پانصد میلیون ساله در زمین اولیه حاکم میگردد که برای حیات ضروری بوده است وسپس نخستین تک سلولی هسته دار با DNA کامل که به تعبیر قرآن علقه است خلق میشود به مقاله خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت باعلم روز- پیش نطفه مراجعه فرمائید.آغاز پیدایش تمامی موجودات زنده از این علقه بوده است ودر این مرحله فرمان خداوند به عنوان روح یا امر خدا در ژن حیات موجودات زنده استقرار می یابد - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن روحه واین مرحله بسیار مهم در سرنوشت خلقتی انسان است که خداوند به ملائکه فرمان میدهد به این هسته اولیه خلقت بشر سجده نمائید.علقه یا تک سلولی هسته دار با DNA کامل در پایان پیدایش هفت آسمان جو زمین وشفاف شدن وآرامش واکسیژن دار شدن آن که لازمه ادامه حیات این تک سلولی تا تکامل بسوی بشر تکامل یافته که آدم باشد یعنی حدود 1/5 میلیارد سال بعد که خداوند ملائکه را مجددا خطاب میکند من میخواهم در زمین خلیفه ای برای خودم قراردهم.

دراین آیات مرحله اول وتمامی آیات خلقت انسان از نطفه ،مائ مهین، حما مسنون وصلصال اشاره ای به آدم نیست (یعنی وجود نداشته است ودر حال خلق شدن بوده) ومیفرماید قصد دارم بشری خلق کنم وقتی آنرا شکل دادم واز روح خودم درآن دمیدم آنرا سجده کنید .اینجا ابلیس امتناع میکند ودر مرحله دوم هم امتناع میکند. آیه اول سوره دهربه این واقعیت اشاره میفرماید که انسان در حال خلق شدن است .

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا- إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا.براساس شیوه بیان آیات خلقت انسان شروع خلقت همان خلقت است خداوند ابدا خلق میکند وسپس سوی یا پرداختن به آن ،خلق فسوی خلق میکند وسپس به آن میپردازد.قدر فهدی قدر با فتحه و تشدید دال برنامهریزی معنی میدهد .برنامه ریزی میکند وسپس آنرا به مقصود راهنمائی میکند. همه این ها معنی عامل زمان در پروسه خلقت است .نظرات کهن هزار سال در باره خلقت انسان وآدم پرده بر فهم وادراک مااز آیات قرآن انداخته وراه تفکر وتعقل را مسدود کرده است .در دنباله آیه شریفه یدبرالامرمن السمائ الی الارض آیات زیر آورده شده .حال با این دید به آیات نگاه کنیم .


یدبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ - ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ


مرحله سواه ونفخ من روحی یک مرحله مهم در خلقت انسان است ودر زمان خاصی اتفاق افتاده است.بنابراین در آیاتی که سویته ونفخ من روحی آمده غامل زمان یکی است از جمله آیات زیر26 الی 31 سوره حجر


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ- وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ- فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ- إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ-


درحقیقت انسان را درصلصال وازحما مسنون خلق کردیم وجان را قبل از آن از آتش بی دود آفریدیم وخداوند به ملائکه فرمود من بشری را از حما مسنون ودر صلصال خلق میکنم(قصد دارم خلق کنم)-پس وقتی او را سویته کردم واز روح خودم دران قراردادم به اوسجده کنید. تمامی ملائکه سجده کردند.اینجا نفس بشر سواها میشودهمان نفسی که تمامی موجودات زنده وخود انسان از آن پدید می آیند. کلمات سوی، سواها وسویته به معنی شکل گرفتن نفس واحده است.8 آیه اول سوره شمس هم این موضوع را اثبات میکند.


وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا- وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا- وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا- وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا- وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا- وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا- وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا- فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا


قسم به خورشید ونورافشانی آن وبه ماه که در نور افشانی دنباله رو آن است وقسم به روز که روشن میشود وشب که تاریکی انرا میپوشاند وقسم به آسمان که آنرا بنا ساخت(سمائ زمین) وزمین که آنرا بگستراند(برای ایجاد حیات) و قسم به نفس که آنرا شکل دادیم (سواها )وسپس در آن تقوی وفجور را نهادینه کردیم.تمامی قسم ها به نفس وقراردادن تقوی وفجور در آن برمیگردد .دراین نفس که میتواند بر اساس آخرین یافته های علم زیست شناسی تک سلولی هسته دار با غشائ سلولی کامل( قرارمکین) وDNA تکمیل شده که روح خداوند در آن قرارمیگیرد وفرمان بسوی تکامل برتر را نظارت میکند.روح دستور نرم افزاری خداوند در ژن اولیه موجودات است که خلق کرد و فسوی کرد قدرفهدی برنامه ریزی کرد وهدایت آنرا بر عهده گرفت.هدایت موجودات بسوی تکامل برتراست. از ایات چنین برمی آید که درنفس واحده هنوز اعضائ بدن موجودات درست نشده -

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ.اینجا سمع وابصار وافئده اعضای بدن هستند که بعدا در ان جاعل میشود.اگر نفس واحده را آدم فرض کنیم .با ایه ان خلقناکم من ذکر وانثی در تناقص است ما شما را از مرد وزن آفریدیم .به مقاله نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین مراجعه فرمائید.حال به مرحله دوم میپردازیم .در مرحله دوم ادم جای بشر را میگیرد.

مرحله دوم سجده ملائکه به آدم


آیات سوره بقره29 الی 38


در مرحله اول ودوم سجده ملائکه هر کدام بایک آیه مهم شروع میشود که اصلا مورد توجه تمامی مفسران قرار نگرفته در صورتیکه این ایات نکات مهم کلیدی این وقایع سرنوشت ساز درسرنوشت خلقتی انسان است. شرایط زمانی ومکانی را اعلام میفرماید.به آیات زیر توجه فرمائید.

هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ- خداوند است که همه چیز را درزمین برای خلقت انسان مهیاساخت وسپس به سمائ زمین پرداخت واز ان سمائ یکپارچه هفت آسمان را بیرون آورد (هفت طبقه جو زمین راخلق کرد).این واقعه یعنی سجده ملائکه به ادم در جو هفت طبقه زمین رخ داده است.زمان کامل شدن جو زمین وشفاف شدن وآرامش آن


وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ
فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

آیات فوق با آیه 29 شروع میشود که میفرماید:خداوند است که در زمین تمامی شرایط برای (خلقت حیات را فراهم کرد ) وسپس به آسمان زمین پرداخت واز آن هفت اسمان بیرون آورد واوبه تمام جهان مادی دانا است. زمین مراحل اولیه خود را در 3/5 میلیارد سال طی کرده حیات شکل گرفته هفت آسمان خلق شده واین جو زمین تا دوره ما انسان ها ادامه داشته است حدود یک میلیارد سال بعد از آن وآدم دراین دوره یعنی درآخرآن حدود پنجاه هزارسل قبل از نسل قبل از خود که بشر بودند وفساد میکردند وخون میریختند با جهش تکاملی قابلیت دریافت اسمائ الهی را پیدا میکند وعنصر اختیار بوی عطا میشود ودر بوته آزمایش الهی قرار میگیرد.اینجا تکامل آدم در شرایط جوی مساعد انجام میشود.

خداوند ملائکه را خطاب قرارمیدهد که من میخواهم درزمین جانشینی قراردهم گفتند کسی را در زمین جانشین قرارمیدهی که ظلم وفساد میکند وخونریزی میکند. درصورتیکه ما ترا تسبیح میکنیم خداوند فرمود من چیزی میدانم که شما نمی دانید. سپس خداوند ازعلم خود به انسان آموخت واین اسمائ را به ملائکه ارائه داد وفرمود اگر راست میگوئید این اسمائ را بمن بگوئید ملائکه گفتند منزهی تو ما فقط همان دستوری که به ما یاد داده ای چیز دیگری نمی دانیم.پس از آن خداوند به ملاکه امرمیفرماید به ادم سجده کنید همه سجده کردند جزابلیس که از کافران بود یکبارهم در مرحله اول امتناع کرده بود .


خطاب شد به آدم که با جفت خود در بهشت سکنی کنید وبهره مند شوید ولی به این درخت نزدیک نشوید وشیطان آنها را گول زد واز بهشت اخراج ودر زمین جای گرفتند.اشاره آیات به تکامل یافتن او است که با یک جهش تکاملی آگاهی واختیار دراو قرار گرفت.آگاهی علم است، خلاقیت است مدبر بودن است، قدرت بیان است وخواندن وفکر کردن وتعقل ورزیدن همه اینها از صفات ذات باریتعالی است که به جانشین خود عطا فرمود وبرای نخستین آزمایش فرمان داد وارد بهشت شوید. خلیفه خداوند قرارگرفتن مربوط به بنی ادم تا به امروزاست .کلمه آدم فقط در زمان جهش تکاملی از بشرهای قبل بکار برده میشود ودیگر از آدم نام برده نمی شود وبه جای آن بنی آدم مورد خطاب قرار میگیرد.درسوره اعراف بلافاصله بعداز هبوط ادم خداوند با بنی آدم پیمان میبندد ودرچندین آیه راه رسیدن به تقوی وپرهیز از فجور رابه بنی ادمتذکر میدهد.آیات 24 الی 34 اعراف مراجعه فرمائید.

انسان میتوانست تا آخربقای انسانیت در بهشت معنویت بدون گرفتاری های مادی از نعمتهای الهی بهره مند شود ولی از اولین آزمایش سالم بیرون نیامد وعامل اختیار با ابزار خواسته نفسانی او را متمرد کرد.وخود را از آن بهشت معنویت محروم کرد ودر زمین سکنی گزید اینجا ابلیس همنشین او میشود .حسد ورزی،منافع طلبی، حق کشی، ظلم برای منافع شخصی، دروغ گوئی وغیبت، دشمن یکدیگر بودن اختلاس ، چپاول بیت المال،شایع پراکنی ،مقام و ثروت اندوزی وبلاخره اصراف که خشم خدا را در پی دارد عواملی هستند که ابلیس در خواسته نفسانی او تزریق واورا از صراط مستقیم وراه تقوی دور میکند .


ملائکه اعتراض میکنند که این بشر که تو میخواهی خلیفه خودت قراردهی وحشی است خون ریخته وفساد کرده .جمله زبیائی پرازمفهوم علمی .آدم ازدرون این بشرهای تکامل نیافته با جهش تکاملی فکری وعقلی برانگیخته میشود. درتمثیل فوق ابتدا خداوند به آدم اسمائ الهی را یاد میدهد وهمین را به ملائکه عرضه میدارد ومیفرماید حال بگوید این اسمائ چه بود ملائکه فقط علم آن ماموریتی که انجام میدهند را دارند ولا غیر.مثلا فقط مامورنگه داشتن پروتون درکنار نوترون با قانون ابلاغی خداوند غیر از آن علمی ندارند. هرملائکه علم خود را دارد واز سایر علوم بی خبر.عذرمیخواهند وسجده میکنند ولی ابلیس که در دوره اول هم به آدم سجدا نکرده بود بازهم امتناع میکند که درمقاله جداگانه به آن میپردازیم. دراین داستا ن مرحله دوم اول خداوند به آدم اسمائ الهی را عطا میکند دارای آگاهی میشود که طیف وسیعی از معانی در آن نهفته است علم ،خلاقیت، دانائی،شعور،تدبیر وتوانمندی برنامه ریزی ومدیریت ، طراحی،معرفت شناخت خداوند.وغیره ولی اختیار دست ابلیس است وابزار کار او شیطان است هوای نفسانی ،خواسته نفسانی یا به فارسی دل .عوامل بسیاری در این جهت شیطان را کمک میکنند حسد،چشم همچشمی، غیبت ،شهوت ،مال اندوزی وغیره .این عوامل کار شیطان راآسان میکند وانسان از تقوی دور میسازد.خداوند در سوره اعراف با بنی آدم پیمان می بندد که در زمین کارهای ناشایست انجام ندهند.


وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ- و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ- ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.در این آیه به وضوح میفرماید آدم و نوح وابراهیم وهمه از ذریه بعضی دیگر بیرون آمدند.مسلما شامل آدم هم میشودیعنی آدم هم مانند نوح وال عمران وال ابراهیم از ذریه دیگری به وجود آمد ند که در قرآن میفرماید-کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ آخَرینَ.این ایات دلیل محکمی است که آدم از بشر قبل از خود به وجود آمده و طرفه العین به وجود نیامده.
نتایج بحث فوق


آیات 10 الی 26 سوره اعراف نکات ظریفی دارد که به همین مرحله دوم تعلق دارد وابلیس وشیطان را ازهم تفکیک کرده وتمامی این آیات حالت سمبولیک دارند ودر قالب تمثیل بیان شده است .مطالب مهم وکلیدی در این آیات عبارتند از 


وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ
در زمین جایگاهتان دادیم-تمامی این اتفاقات در خلقت انسان در زمین بوده است اینکه برخی تصور میکنند که آدم در یهشت خارج از زمین بوده وبعد از هبوط به زمین آمده درست نیست وآیه بعدی میفرماید


وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ-در حقیقت ما شما را در زمین سکنی دادیم وشما را خلق کردیم( درمرحله اول زمان سویته ونفخ من روحی) وسپس صورتگری کردیم (اعضای بدن تکامل یافتند وصورتگری شدند) وپس از آن به ملائکه خطاب شد به آدم سجده کنید وابلیس امتناع کرد.اینکه خداوند ابلیس را از مقام خود خلع میکند وابلیس هم میگوید حال که مرا معزول کردی من هم تمام بندگان تو را (بنی آدم را) اغفال میکنم واکثر انسان ها را گمراه میکنم ،ابلیس نیروئی است که در درون انسان قرار میگیرد وانسان را از صراط مستقیم راه تقوی دور میکند .بعد از این واقعه یعنی نهادینه شدن اختیار در بنی آدم به آدم وزوج او ابلاغ میشود در بهشت سکونت کنید واز نزدیک شدن به درختی منع میشوند.اینجا شیطان آنها را وسوسه میکند وبه درخت نزدیک میشوند ودرمی یابند که لخت هستند.این همان اسمائ الهی است که در آدم با جهش تکاملی هویدا واشکار میشود ودر می یابند که شرمگاهشان پوشیده نیست .عنصر آگاهی ،فهم وشعور.یا تکامل فکری را میرساند. خواسته نفسانی واختیارباعث سرپیچی از دستورخداوند است. هدف خداوند گزینش انسان با اختیار وآگاهی که راه رسیدن به تقوی را طی کند. خداوند با بنی آدم پیمان میبندد که برخی کارها را انجام ندهد که در ایات26 الی38 سوره اعراف مفاد این پیمان نامه آورده شده که توسط بنی آدم نقض میشود.

ابلیس با ابزار شیطان که همان خواسته نفسانی است اکثرانسان ها را گمراه میکند.تاکید خداوند روی شرک است وکسانی که شریک برای خداوند میتراشند هرگز امرزیده نمیشوند گناهی بس بزرگ است


إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلًا بَعِيدًا
خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است


لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا
خداوند بر او که ابلیس باشد لعنت میفرستد ونقل میکند که او گفت آنان را سخت گمراه میکنم وآنها را در آرزو های دور ودرازی میبرم وآنها را وادار میکنم با بریدن گوش چارپایان در خلقت تو دستکاری کنند و میفرماید هر که بجای خدا از خواسته نفسانی خود پیروی کند قطعا دستخوش زیان جبران ناپذیری میشوند ،آری شیطان در آرزوها ی آنها دخالت میکند. درخلقت خداوند دستکاری کردن یعنی از طریق DNA ماهیت خلقتی فردی را تغییر دادن وبریدن گوش هم دسترسی به خون وDNA است. این به خواسته نفسانی دانشمندان برمیگردد. تغییر درماهیت خلقتی نه اصلاح ورفع بیماری ،چیزی که امروزه داریم به آن میرسیم .وخشم خدا را دربردارد وپیش بینی دانشمندان از جمله مرحوم هاوکینگ که بشریت سیصد تا چهارصد سال دیگر منقرض میشوند وخداوند در آیه

- یدبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ-این موضوع را به ما گوشزد کرده است. خداوند امر خود را از سمائ زمین به زمین تدبیر میکند. حیات در زمین به سمائ زمین وزمین بستگی دارد واین امر خود را در زمان هزار سال از زمین بیرون میکشد یعنی انقراض حیات. درزمین احتمالا چند صد سال از این هزارسال گذشته ونسل های اینده ما دوره آخرالزمان را خواهند دید. ابلیس به کمک شیطان وبنا برمشیت الهی کار خود را خواهد کرد وخداوند میفرماید قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ-جهنم را از پیروان ابلیس پر خواهم کرد.

تمامی ایات بصورت تمثیل ومتشابه بیان شده باید مفهوم را از آن استخراج کرد البته با ابزارعلم روز ومقایسه با ان. سید محمد تقوی اهرمی-اول فروردین 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت