ویژگی ها

تفسیر قران به قران روش سوم استاد علامه طباطبائی

تفسیر قران به قران روش سوم استاد علامه طباطبائی


مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجازقران است وخداوند در زمانیکه معجزه ضرورتی برای ایجاد آگاهی در بشر ضرورتی ندارد از کلمات خود به عنوان کلمات کلید برای تاویل آیات متشابه که در کنار آیان قرآن مجید دیگر آیات خداوند هستند استفاده میکند ويريد الله ان يحق الحق بكلماته.خداوند اراده کرده است که با کلمات خود حقانیت را محقق سازد .ما باید کلمات را در آیاتی که بکار رفته وبا توجه به آیات قبل وبعد وسیاق آیه معنی کنیم. روش بسیارغلط درتاویل کلمات که فعلا رسم شده است این است که کلمات را مینویسند وبا تصورات ذهنی خود آنها را تفسیر میکنند. بدون مراجعه به قرآن وآیات مشابه که درآن کلمه مورد نظر آمده است. مثلا تاکنون کلمه سموات والارض در بند نظریه منسوخ شده بطلمیوسی گرفتار شده بود وبا پیشرفت علم کم کم متحجرین متوجه شده اند که دیگر نمی توانند آن را بکار گیرند وعده ای دلسوز ناآگاه هم با همان روش استفاده از تصورات ذهنی، سموات والارض را با منظومه شمسی وسیارات آن تطبیق میدهند .این هم از نا آگاهی علم اختر شناسی آنها است ومیخواهند بازهم کلمات خداوند را دربند تصورات ذهنی دیگری گرفتار کنند. چرا به آیات خداوند مراجعه نمیکنند وسعی بربیرون آوردن مفهوم کلمات نمیکنند. سوال بزرگی است که ریشه درجهل دارد یا مغرض هستند ومیخواهند اذهان را ازواقعیت قرآن دورکنند. خداوند به مشهودات که در معرض دید مردم قرار دارد مثل میزند. سیارات چه نقشی در حیات زمین وخلقت انسان ومشهودات آن دارد وبعلاوه وقتی ما به آسمان تاریک شب نگاه میکنیم بی نهایت ستاره را در آسمان میبینیم .کدام سیاره است وکدام ستاره برای مردم مشخص نیست. موردی نیست که خداوند بشر را به زحمت بیاندازد .سیاره جزئ مشهودات نیست که خداوند برای مردم مثل به زند . به آیه 105 سوره یوسف مراجعه فرمائید.


تفسیر قران به قران روش سوم استاد علامه طباطبائی


مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجازقران است وخداوند در زمانیکه معجزه ضرورتی برای ایجاد آگاهی در بشر ضرورتی ندارد از کلمات خود به عنوان کلمات کلید برای تاویل آیات متشابه که در کنار آیان قرآن مجید دیگر آیات خداوند هستند استفاده میکند و يريد الله ان يحق الحق بكلماته.خداوند اراده کرده است که با کلمات خود حقانیت را محقق سازد .ما باید کلمات را در آیااتی که بکار رفته وبا توجه به آیات قبل وبعد وسیاق آیه معنی کنیم. روش بسیار غلط در تاویل کلمات که فعلا رسم شده است این است که کلمات را مینویسند و با تصورات ذهنی خود آنها را تفسیر میکنند. بدون مراجعه به قرآن وآیات مشابه که در آن کلمه مورد نظر آمده است. مثلا تاکنون کلمه سموات والارض دربند نظریه منسوخ شده بطلمیوسی گرفتار شده بود وبا پیشرفت علم کم کم متوجه شده اند که دیگر نمی توانند آن را بکارگیرند وعده ای دلسوز ناآگاه هم با همان روش استفاده از تصورات ذهنی، سموات والارض را با منظومه شمسی وسیارات یا در ماورائ جو زمین جستجومیکنند وآخرین طبقه هم خداوند را قرار میدهند وهیچ فکر نمی کنند که خداوند مکان ندارد وامثالهم آن تطبیق میدهند .این هم ازنا آگاهی علم اختر شناسی آنها است ومیخواهند بازهم کلمات خداوند را دربند تصورات ذهنی دیگری گرفتار کنند .سموات والرض در قرآن دو معنی میدهد کیهان وهفت جو زمین .این را قرآن میفرماید وآیات بیشماری این را ثابت میکند.

چرا به آیات خداوند مراجعه نمیکنند وسعی بر بیرون آوردن مفهوم کلمات نمیکنند .سوال بزرگی است که ریشه در جهل دارد یا مغرض هستند ومیخواهند اذهان را از واقعیت قرآن دورکنند یا نا آگاه به قرآن. خداوند به مشهودات که درمعرض دید مردم قرار دارد مثل میزند. سیارات چه نقشی در حیات زمین وخلقت انسان ومشهودات آن دارد وبعلاوه وقتی ما به آسمان تاریک شب نگاه میکنیم بی نهایت ستاره را درآسمان میبینیم .کدام سیاره است وکدام ستاره موردی نیست که خداوند بشر را به زحمت بیاندازد. چطور میشود با چشم معمولی این دو را از هم تفکیک کرد. سیاره جزئ مشهودات نیست که خداوند برای مردم مثل به زند . به آیه 105 سوره یوسف مراجعه فرمائید.


وَ كَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ- چه بسیار آیات در سموات والارض را یمرون میکنید وازآنها بدون تفکروتعقل میگذرید.یمرون علیها یعنی عبور کردن ودیدن ویا به چشم امدن .چطورممکن است فردی این آیه را به بیند وتصورات ذهنی خود را درمورد سموات والارض را به منظومه شمسی ببرد.

وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً-از آنچه علم آن را نداری پیروی نکن که گوش وچشم ودل ( خواسته نفسانی ) همه برآن تصورات غلط مسئول هستند.

راه درست رسیدن به معانی واقعی و مورد نظر قرآن


مسلما موضوعاتی که خداوند در قرآن ودرقالب آیات متشابه برای ما بیان میکند ،برای رسیدن به مفاهیم آن است ودر هدایت انسان برای رسیدن به حقانیت خداوند کاربرد دارد.


کلمات سموات وسمائ،صلب وترائب، حما مسنون،نطفه اولیه ونفس واحده ،حورالعین ،غلمان وولدان وقاصرات ومقصورات وفراش وابکارا در قرآن ومعنی ان بحث بسیار پیچیده ولاینحل باقی مانده وهرکس براساس تصورات ذهنی خود ومراجعه به نظرات گذشتگان که باستناد علم هزارسال بر باورما نشسته انرا معنی میکنند وهرکس ساز خود را مینوازد .اساس تمامی تاویل ها وترجمه ها همان نظرات کهن است بدون مراجعه به ایات قران وسیاق ان تکه هائی از آیات را میبرند وبه یکدیگر میچسبانند وتفسیر میکنند .

استاد علامه طباطبائی رحمته الله علیه درکتاب قران دراسلام سه روش تفسیر را بیان میکند وروش سوم را برمیگزیند وبسیاری بدون نقل قول مستقیم از ایشان به نفع امنیه خود وبدون اشاره به روش سوم که مورد نظر ایشان است ادعا میکنند که هدف علامه مقابله با تفسیر به رای است در صورتیکه تفسیر به رای یکی از سه روش مورد بحث علامه است که آن را وروش دوم را رد میکند وبا استدلال روش سوم را معرفی میکند. وشما در تمامی سایت ها این سه روش نامبرده از ایشان را جز در کتاب قران در اسلام نخواهید یافت .خوشبختانه کتاب قرآن در اسلام نویسنده استاد علامه سید محمدحسین طباطبائی تاریخ انتشارمرداد ماه 1353 ازانتشارات دارالکتب الاسلامیه تهران بازارسلطانی داشتم که عین مطالب عنوان شده از ایشان بدون دخل وتصرف خدمت خوانندگان تقدیم میشود


روش من برای بیان تاویل ایات قرآن تفسیر به رای نیست


من برای نظرات خود روش سوم را که استاد پیشنهاد داده اند واز همان سالها در آِیات متشابه تدبر وتفکر کرده ام وبا استناد به سایر آیات قرآن سعی کرده ام مفاهیم این کلمه که با خرافات اجین شده وتاثیر خود را بر روی سایر مفاهیم از قبیل خلقت کیهان، خلقت انسان وحیات روی کره زمین مفاهیم جن وانس ،آیات متشابه در باره قیامت ،حورالعین، فراش، قاصرات صلب وترائب وسایرآیات متشابه گذاشته است کشف نمایم وسپس با علم روز مقایسه نمایم .از رهنمودهای حضوری شهید بهشتی در مسجد هامبورگ وهمچنین مرحوم صادق طباطبائی بهره برده ام .تفسیرآیت الله طالقانی شهید مطهری وسایر بزرگواران مشوق اینجانب بوده است .درزیرمطالب آن بزرگواراستاد علامه طباطبائی خداوند انشائالله روحش را قرین رحمت خود بفرماید عینا نقل میگردد.

سید محمد تقوی اهرمی اردیبهشت 1397 مقارن با ولادت با سعادت حضرت مهدی(ع)


یح قرآن چگونه تفسیر میپذیرد-سرفصل موضوع در کتاب اسلام وقران علامه


نقل از کتاب قرآن دراسلام استاد علامه طباطبائی-تاریخ انتشارمرداد ماه 1353 از انتشارات دارالکتب الاسلامیه تهران بازار سلطانی


"پاسخ این پرسش از فصول گذشته پیدا است زیرا:ازجانبی قران مجید کتابی استهمگانی وهمیشگی وهمه را مورد خطاب قرار داده بقاصد خود ارشادو هدایت میکند ونیز با همه بقام تحدی واحتجاج میاید وخود را نور روشن کننده وبیان کننده همه چیز معرفی میکندوالبته چنین چیزی در روشن شدن خود نباید نیازمند دیگران باشد.ونیزدرمقام احتجاج باینکه کلام بشر نیست میگوید (سوره نسائ ایه 82) قران کلام یکنواختی است که هیچگونه اختلافی که به نظر میرسد بواسطه تدبیردرخود قرآن حل میشود واگرکلام خدا نبود این طورنبود. واگرچنین کلامی درروشن شدن مقاصد خود حاجت بچیزی دیگر یا کس دیگرداشت این حجت تمام نبود. زیرا اگرمخالفی مورد اختلافی پیدا کند که از راه دلالت لفظی خود قرآن حل نشود واز هر راه دیگری غیرلفظ حل شود مانند اینکه ارجاع به پیغمبر اکرم(ص) شود و وی بدون شاهدی از لفظ قرآن بفرماید مراد آیه چنین وچنان است البته مخالفی که معتقد به عصمت وصدق آنحضرت نیست اقناع نخواهد شد وبعبارت دیگر بیان و رفع اختلاف پیغمبر اکرم(ص)مثلا بدون شاهد لفظی از قرآن تنهابدرد کسی میخورد کهبه نبوت وعصمت آنحضرت ایمان داشته باشدوروی سخن وطرف احتجاج در آیه-افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله وجدوا فیه اختلافا کثیر-با مخالفین دعوت وکسانی است که ایمان به نبوت وعصمت آن حضرت ندارند. وقول خود آنحضرت بی شاهد قرآنی مسلم آنان نمیباشد. واز طرف دیگر خود قران به بیان وتفسیر پیغمبر اکرم(ص) وپیغمبر اکرم به بیان وتفسیراهل بیت خود حجیت میدهد.
نتیجه این دو مقدمه این است که درقرآن مجید برخی از آیات با برخی دیگر آِزایات تفسیر شود وموقعیت پیغمبر اکرم(ص) واهل بیت او در برابر قران موقعیت معلمین معصومی باشد که در تعلیم خود هرگز خطا نکنند وقهرا تفسیری که آنان کنند با تفسیری که واقعا از انضمام آیات به همدیگر بدست میآید مخالف نخواهد بود
نتیجه ای که از فصل گذشته گرفته میشود این است که تفسیر واقعی قرآن تفسیری است که از تدبردرآیات واستمداد درآیه به آیات دیگر بدست می آید


بعبارت دیگردر تفسیر آیات قرآنی یکی از سه راه را در پیش داریم

1-تفسیر آیه به تنهائی با مقدمات علمی وغیرعلمی که درنزد خود داریم
2-تفسیر آیه بمعونه روایتی که در ذیل آیه از معصوم رسیده
3-تفسیر آیه با استمداد از تدبر واستنطاق معنی آیه از مجموع آیات مربوطه واستفاده از روایت در مورد امکان

طریق سوم همان روشی است که درفصل گذشته استنتاج کردیم وآن روشی است که پیغمبر اکرم(ص) واهلبیت او در تعلیمات خودبه آن اشاره فرمودند.چنانچه پیغمبر اکرم فرماید" وانما نزل لیصدق بعضه بعضا و امیر المومنین (ع) فرماید"ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض"


وازبیان گذشته روشن استکه این طریق غیر ازطریقه ایست که در حدیث نبوی معروف" من فسرالقرآن برایه فلیتوبوه مقعده من النار" هرکه قرآن را به رای ونظر خود تفسیر کند جای خود را در آتش درست کند. از آن نهی شده است زیرا دراین روش قرآن به قرآن تفسیر میشود نه با رای تفسیر کننده.

طریق اول،قابل اعتماد نیست و در حقیقت ازقبیل تفسیربه رای میباشد مگر در جائی که با طریق سوم توافق کند
طریق دوم روشی است که علمائ تفسیر در صدر اسلام داشتند و قرن ها رایج ومورد عمل بود( چنانچه درفصل های گذشته مذکورشد) وتا کنون نیز در میان اخباریین اهل سنت وشیعه معمول به میباشد


طریقه ای است محدود دربرابرنیاز نا محدود، زیرا ما درذیل شش هزاروچند صد آیه قرآنی صدها وهزارها سئوالات علمی وغیرعلمی داریم. پاسخ این سئوالات وحل این معضلات را از کجا باید دریافت نمود؟

آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ درصورتیکه آنچه نام روایت نبوی میشود برآن گذاشت از طریق اهل سنت وجماعت به دویست وپنجاه حدیث نمی رسد گذشته از اینکه بسیاری از آنها ضعیف وبرخی از آنها منکر میباشند و اگر روایات اهل بیت را که ازطرق شیعه رسیده درنظر آوریم درست است که به هزار ها می رسد ودر آنها مقدارمعتابهی احادیث قابل اعتماد یافت میشود ولی درهر حال در برابر سئولات نا محدو دکفایت نمیکند. گذشته از اینکه بسیاری از آیات قرآنی است که در ذیل آن از طریق عامه وخاصه حدیث وارد نشده است.یا در این مشکلات به آیات مناسبه باید برگشت که در اینطریقه ممنوع است؟


یا اصلا از بحث خوداری کرد ونیاز علمی را نادیده انگاشت ؟ در این صورت ایه "ونزلنا علیک الکتاب تبیان الکل شیئ" سوره نحل آیه 89 با دلالت روشن تر از آفتاب خود چه معنی خواهد داشت. وجمله افلا یتد برون القرآن، سوره نسائ آیه 82 وسوره محمد آیه24 و آیه " کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکراولواالابواب سوره ص آیه 29 (ترجمه: کتابی است مبارک که برتو نازل کردیم برای اینکه آیاتش را تدبر کنند و ارباب عقول متذکر شوند) و آیه افلم یدبروالقول ام جائهم مالم یات آبائهم الاولین" (آیا این سخن را تدبیر نکرده اند یا بسوی ایشان چیز تازه آمده که بسوی پدران گذشتهاشان نیامده بود؟ چه مفهومی خواهد داشت

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت