ویژگی ها

سروش و واقعیت های علمی قرآن

 

قران دارای جهان بینی خاص خود است .هرمکتبی به طبیعت وانسان براساس دید خود نگاه میکند.براساس ایات قران خداوند کیهان را از هیچ آفرید وسپس آن را منبسط کرد وبعد از انبساط شروع به خلقت کیهان در شش دوره زمانی کرد .هدف خداوند در خلق کیهان ایجاد آب وحیات در زمین بود ودر درون حیات جانوران وانسان را آفرید.انسان را درون پروسه تکامل قرار داد وآدم انسان تکامل یافته را از ذریه آخرین نسل بشر بیرون آورد.بنی آدم به عنوان انسان های تکامل یافته که همه از نسل ادم هستند .مورد توجه ذات باریتعالی قرارگرفته بودند .وخدا انها را بسوی صراط المستقیم راهنمائی میکرد.

پیامبران بیشماری وظیفه داشتند فرهنگ وآداب ورسوم و روش زندگی را براساس رهنمود های الهی به انسان جانشین خداوند درزمین بیاموزند. خداوند ازاسمائ خود که آکاهی باشد درزمانی که آدم همانند بشرهای دوران خود بود ودربهشت نادانی ونا آگاهی وبی مسئولیتی همچون سایر همنوعان بی خیالی ودغدغه روزگار خوبی میگذراند وجهش تکاملی فکری با گرفتن عنصر آگاهی راه خود را از سایر بشر های همنوع جدا کرد ودرزمین مستقر شد.ازآنجائیکه انسان تحت برنامه ریزی وآزمایش الهی قرارداشت تا به احسن عملا وبه فطرت خدائی که درسایر پدیده های طبیعی اعم ازجاندار وبی جان مستقر شده بود،برسد ،عامل اختیارکه نقش تعیین کننده درانتخاب راه درست وغیردرست درآن نهفته بود همزمان با عنصر آگاهی دروی ظهورپیدا نمود وبه تعبیر قران آن ابلیس بود.

هدف خداوند از خلقت جن وانس عبادت او است وانسان باید بداند که چه کسی او را خلق کرده وبرای چه خلق شده است وبداند که بیهوده خلق نشده. کلید خلقت انسان براساس برنامه ریزی از قبل تعیین شده که درکتاب مبین مرکز داده های جهان خلقت نزد خداوند قرار دارد از زمان انبساط کیهان رقم زده شد. انسان هرچه فکر میکند ورفتار میکند دقیقا زیر ذره بین کنترل الهی قراردارد وخداوند در وجود او قراردارد وازرگ گردن به او نزدیک تراست خورشید وماه ودریا وباد ومعادن وسایر در تسخیر او قرارداده شده وهرچه میکارد ودرست میکند ساخت او نیست وساخت خداوند متعال است چرا که خداوند دروجود اوقراردارد.انسان جانشین خداوند درزمین است.راه رستگاری که صراط المستقیم است به او نشان داده شده .کسانیکه شیطان دردرون آنها او را از این راه دور میکند جزئ مغضوب الیه قرار میگیرند وازگردونه نظام برنامه ریزی خداوند ساقط میشوند وگمراهان یا والضالین مورد حسابرسی قرارمیگیرند. این ها ممکن است مشمول رحمت الهی قرارگیرند. این موارد که عرض شد دقیقا در آیات قرآن منعکس شده.جزئ جهان بینی قرآن است .خداوند کیهان را آفرید وماده ومکان وزمان راخلق کرد وعلم وروابط بین ماده را خلق کرد ونظام توانمند ومنظم آن راپایه ریزی کرد که همه دانشمندان علوم طبیعی به نطام مندی دقیق جهان مادی یقین دارند.این ها جهان بینی قرآن است.

کسانیکه این جهان بینی را قبول ندارند دنبال جهان بینی خود باشند.مارکسسیم ،شیطان پرستی ،پوچیسم ،ندانم گرا-agnostic وبسیار مذاهب دیگر.ولی حداقل انسان ازاده وبا انصاف باشند طبق یک اصل شناخته شده علمی انسان های تحصیلکرده ازقواعد تحقیقاتی قانونمندی پیروی کنند وآیات قرآن را دقیقا بخوانند وتنها معیارسنجش خود را نظرگذشتگان هزار سال قبل قرارندهند. اگر مامور و معذورنباشند که چشم بسته امیال دیگران را برای کوبیدن اسلام تکرارمیکنند. باید این قواعد را رعایت کنند.

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ- لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ- وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ- وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ- وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ- لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ-بگو ای کسانی که کافرید- من آنچه میپرستید نمی پرستم وآنچه می پرستم شما نمی پرستید وآنچه میپرستیدید نمی پرستم وشماهم پرستنده آنچه من می پرستم نیستید.دین شما برای خودتان ودین من هم برای خودم-بحث تعبد که یک اصل است ،همه چیزی را میپرستند .خود پرستی هم داریم .

همان بحثی است که سروش ادعا میکند اکنون کشف کرده کلام خداوند را بنام خودش بما قالب میکند ومیگوید:
«بحث تعبد (یعنی پذیرش بی چون و چرا) همیشه وجود داشته و جزيی ازانسان بودن ماست.(این جمله تا اینجا بدون داخل پرانتز، همان مفهوم سوره است وبقیه از خود سروش است) ما این مفهوم تعبد را همه جا می‌بینیم. درعلم، درفلسفه درهرچیزدیگری. جامعه همیشه همینجوریست. بیشترمردم دنیا مقلد دانشمندان هستند. وقتی می‌گویند زمین به دورخورشید می‌چرخد قبول می‌کنند. یا وقتی می‌گویند پنی‌سیلین فلان دسته بیماران را می‌کشد، می‌گویند حتما دلیلی وجود دارد دیگر! دردین وعلم همینطوراست. عامه‌ی مردم مقلد هستند. اما برای دیدن دلیل و منطق علمی، همانطور که به دانشمندان برجسته مراجعه می‌شود، دردین هم برای پیدا کردن جواب‌ها به فیلسوفان ومتکلمان مراجعه می‌شود.درست نیست که به سراغ عقاید عوام رفت چون آن‌ها فقط مقلد هستند. » این گفتار سروش است که عینا اورده شد.

 

ایشان متاسفانه کلمه تعبد وتقلید وتبعیت را با هم قاطی کرده وقبول کردن نظردانشمندان را هم تعبد میداند.میگوید ما این مفهوم تعبد را درهمه جا میبینیم درعلم،درفلسفه ودرهرچیزدیگر .یعنی تعبد همان تقلید است .بعلاوه ایشان میگوید :دردین برای پیدا کردن جواب ها به فیلسوفان ومتکلمان مراجعه میکنند که غلط است. فلاسفه برای جواب دادن به سئوالات مردم نیستند آنها سعی میکنند مسائل پیچیده را با بازی کلمات یا فلسفه بافی جواب دهند ولی برای خودشان نه مردم .مردم عامه به علمائ دین مراجعه میکنند نه به متکلمان وفلاسفه. دربیش ازهزارسال قبل متکلمان نقش ایفائ میکردند. واعظ وعالم دو مقوله جدا هستند. معلوم میشود که جناب ایشان هنوزدروادی دوران باستان بسرمیبرد. ایشان را درالمان درسمینار دانشجویان دقیقا میشناسم ودرمناظره های ایشان با بنی صدرکه دربازی با کلمات ازحاج فرج(اسم مستعار قدیم ایشان) کم نمی آورد کلمات را افزاروحربه ای برای مبارزه کلامی بکارمی بستند مانند بحث تعبد ایشان که دردوسطرغلط بیشماردارد. فلسفه بافی یعنی همین. فلاسفه جای خود را به دانشمندان علوم تجربی داده اند واز گود خارج شده اند.حال مشخص میشود که ایشان هم برای سئوالات خود به متکلمان وفلاسفه قدیم مراجعه کرده اند واصلا ایات قرآن را بررسی نکرده اند .این انسان ها درتاریخ بیشمارند وسوره کافرون هم درباره چنین انسان ها نازل شده است.

این مثال ها را میزنیم تا ذهن کسانی که از آنها تبعیت میکنند روشن شود البته نه خود آنها که به تعبیرقرآن-

أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ-آیا دیده ای کسانیکه هوای نفسانی خود را( تصورات ذهنی) معبود خود قرارداده اند (یعنی عبد تفکرات خود شدن)، خدواند آنها را از راه علم گمراه میکند وبرگوشها ودل هایشان (خواسته نفسانی آنها) وبردیده گانشان پرده انداخته (تا حقایق را درک نکنند، از نعمت درک حقایق محرومند).آیا پس از گمراهی چه کسی بعد از خداوند او را هدایت میکند. آیا پند نمی گیرند .افلا تذکرون .همان هائی که مشارق ومغارب درقرآن را غیرعلمی میدانند،صلب وترائب را خلاف علم زیست شناسی میدانند،هفت آسمان وزمین را خرافات میدانند ووحی بر رسول اکرم را خواب رسولانه میدانند (برای علمی بودن این کلمات به مقاله های مشارق ومغارب وصلب وترائب زیرمراجعه فرمائید).درک کردن ،علم وآگاهی میخواهد انسان ناآگاه که بهره ای از علوم تجربی ندارد ومیخواهد آیات متشابه قرآن را که برمبنای علوم تجربی بنا شده را بر اساس نظر گذشتگان که برعلم هزار سال قبل بیان شده وبدون مراجعه به آیات قرآن وتفکر وتدبر در آن تفسیر ونظر دهد به تعبیر ایه فوق همان کوران وکران ودل مردگان هستند که پرده بر قدرت ادراک آنها نهاده شده.

 

وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ-وای برگناه کارانی که همه چیز را رد (فک -باطل کردن است )میکنند. افاک رد کنندگان حقایق معنی میدهد نه دروغ گویان. يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ-او کسی است که آیات خداوند بر اوخوانده میشود وبه گوش او میرسد ولی با حالت تکبر گویئ چیزی نشنیده است. این ها را به عذاب دردناکی بشارت ده .این ایه 7 سوره جاثیه است .قبل ازاین ایه 6 ایه از نشانه ها وایات الهی را شرح میدهد که همه در سموات والارض وجود دارند وتمامی با علوم تجربی سروکاردارند. جناب سروش دررد سموات والارض واینکه این کلمه نظر بطلیموس بوده که همه قبول کرده اند که درست نبوده ظاهرا ایشان فقط نظر گذشتگان را بررسی کرده وآیات الهی را هم مظالعه نکرده وانتقاد میکند. تمامی انتقادات ایشان برنظرعرفا، فلاسفه وروایات گذشتگان هزارسال قبل استواراست نه آیات قرآن .عین جمله ایشان درپاسخ به آیت الله سبحانی چنین مینویسند .کلام ایشان را با آیات خداوند درباره سموات والارض مقایسه فرمائید

".ماجرای هفت آسمان ازاينها هم روشن تراست. بدون استثنا همه مفسران پيشين، آن را به روانی وآسانی بر تئوریهای هيات بطلميوس تطبيق می کردند (و چرا نکنند؟ همه ظواهر برآن دلالت دارد) و فقط درقرن نوزدهم و بيستم است که مفسران جديد قرآن (عرب و غيرعرب) به فکر تفسير تازه ای از اين آيات، آنهم در پرتو معارف جديد، می افتند و معانی مشکوک و تازه ای پيش می نهند." ایشان اینجا درست تشخیص داده اند درست دردوقرن اخیر مفهوم علمی هفت آسمان روشن شده است ونظریه کهن رد شده آیات قرآن را هم با نظریه جدید بررسی کنیم ،شاید گذشتگان غلط برداشت کرده اند.ما انتقاد برنظر گذشتگان داریم یابرقرآن .این وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ-شامل تمامی کسانی هم میشود که ایات به این روشنی واضحی را می شنوند ومی بینند ومیخوانند ودرآنها تفکروتعقل نمیکنند وراه خود را که تبعیت از تصورات ذهنی یادگار گذشتگان یا علم هزارسال قبل که بر باورانها نشسته است را ادامه میدهند وبا تکبر وتعصب بر تصورات ذهنی خود سموات والارض را که اساس بقائ حیات درزمین است همچنان با خرافات وذهنیت خود تفسیر میکنند .ما با آنها هم کاری نداریم که برای آنها سخت است دست از باور خود کشیدن وخطاب را به جوانان روشن ضمیر وتشنه حقایق قران ودانشجویان عزیزی که خیالات امثال سروش را در دانشگاه میشنوند وخود به مطالعه آیات قرآن نمیپردازند.آیاتی که به وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ-ختم شده را با هم مرور میکنیم .انشائالله مثمر ثمر واقع گردد.

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ- إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ- آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ- وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ- تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ-
این کتاب (قرآن مجید) از خداوند عزیز نازل شده- بدرستیکه هرآن چه درسموات والارض است آیاتی هستند برای مومنین- ازجمله خلق شما وپراکندگی دابه یا ریز جنبندگان آیاتی هستند برای اهل یقین- وهمچنین اختلاف شب و روز و رزقی که از سمائ نازل میشود که خاک مرده را زنده میگرداند (زمین بایرولم یزرع را سبز وخرم میکند) وچرخش باد ( برای حرکت ابر ها ،پراکنش بذر گیاهان وتثبیت غلظت اکسیژن ودلائل دیگر طبیعی) هم برای اهل تعقل وتفکر آیاتی هستند- این ها آیاتی هستند از خداوند که برای تو میخوانم که حقیقت دارد.حال به کدام یک آیاتی که نام بردم یا حدیث بعد الله (قرآن مجید که اول این آیات فرمودازطرف خداوند نازل شده) ایمان می آورند و سپس این آیه می اید عجیب است دقت فرمائید .دنیائی مطلب دارد.سموات والارض جائی است که انسان در آن خلق شده،باران از آن نازل میشود ریزجنبندگان در فضای آن(هفت جو زمین وزمین)به بقای حیات مشغولند،گردش باد واختلاف شب وروزدر آن قرار داده شده. وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ-وای برگناه پیش گان رد کننده (این آیات نشانه های خداوند در طبیعت) که: يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيم-آیات خداوند را که بر ایشان خوانده میشود یا به گوش آنها میرسد.میشنوند ولی متکبرانه بر موضع خود باقی میمانند (گوئی نشنیده اند) آنها را به عذابی دردناک بشارت ده. وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ-وهنگامیکه چیزی از آیات ما را بدانند آنرا به مسخره میگیرند آنهاعذابی خفت آورخواهند داشت

این افراد چه کسانی میتوانند باشند گویا خداوند هم اکنون با ما سخن میگوید نه در1400 سال پیش .در1400 سال پیش مفاهیم هفت جوزمین ونقش ان دربقائ حیات روی زمین وهمچنین نقش بند پایان بویژه حشرات که جمعا حدود 85 درصد ریزجنبندگان را تشکیل میدهند ودرخاک وزیر خاک –تحت الثری-حیات وبقائ آنرا رقم میزنند مشخص وقابل بحث نبود به مقاله دابه وبفائ حیات درزمین مراجعه فرمائید .موضوعی نبود که تاثیر در ایمان افراد بگذارد.اختلاف شب وروزحدود یک الی دو قرن است است که برای علم تجربی روشن شده که محورزمین حدود 23 درجه نسبت به مدار عمودی که زمین دورآن میچرخد منحرف شده وثابت مانده است وعامل اصلی اختلاف شب وروزو بقائ حیات است ویا نقش چرخش باد درانتقال وبارآوری ابرها وریزش باران وپراکندگی بذر گیاهان مسئله قابل فهم ودرکی نبود وجالب است که دراین آیه که اختلاف شب و روز وبارش باران وچرخش باد آمده همه را به تفکر وتعقل در آین آیات دعوت میکند.بنابراین براساس این آیات سموات والارض همین جو زمین است که موضوعات مطرح شده درآن قراردارد. آیا خلقت انسان وریز جنبندگان درهفت آسمان بطلمیوس میباشند کمی عقل خودمان را بکار بگیریم.عرفا وفیلسوفان قرن ها با بازی کلمات ما را مشغول کرده اند وبهره خود میبرند.اینها استاد بازی با کلمات هستند ولی خودشان متوجه نقیض درجملات خود نیستند .درعصر شکونائی علوم تجربی کسی که کوچکترین اطلاعی ازعلم تجربی داشته باشد واین آیات را مطالعه کند و بازهم به گفتار خداوند ایمان نیاورد که اینها وحی ازجانب خداوند است ونه خواب رسولانه مستحق همان وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ است.افرادی که توجه به این آیات نمیکنند دو فرقه هستند .

اول امثال جناب سروش وکسانیکه نقد اسلام را مینویسند که ازابتدا ایمان نداشته اند وضدیت خود با خداوند را بروزداده اند ومیدانند که حقایق علمی فراوانی درقرآن است وغرب براین موضوع آگاه است که اگرواقعیت های علمی قرآن روشن شود جائی برای سایر ادیان درغرب باقی نمی ماند لذا دست بکارشده اند عده ای داعش میتراشند تا آبروی اسلام را ببرند وعدهای هم وظیفه دیگری برعهده دارند تا افکار جوانان که به قرآن آشنا نیستند وحال مطالعه قرآن را ندارند را از راه گمراه سازند.

گروه دوم که دست کمی از این گروه ندارند دوستان ناآگاه هستند که برافکار پوسیده وقدیمی خود چنگ زده اند وحاضر نیستند تصورات ذهنی خود را فدای قرآن کنند. دراین ردیف ایات دو ایه پائین ترمیفرماید-

وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ-دلائل روشنی درامردین به آنها عطا کردیم وجزبعد ازآنکه علم برایشان آمد (علوم تجربی حقایق آیات راروشن کرد) از روی رشک ورقابت با همدیگر درامردین (ازاول ایه تا کنون درباره آیات متشابه در کنارقرآن بحث میکند) بازهم اختلاف را رها نمیکنند، (حتی زمانی که علم حقانیت آیات را بیان کرد بازهم اختلاف خود را رها نکردند) قطعا خداوند درروزقیامت آنانی که این اختلافات را درامر خداوند ایجاد کرده ومیکنند –کانوا یختلفون –مورد حسابرسی قرارمیدهد. آیات قرآن را بدون پیش داوری بخوانیم ودرآنها تفکروتعقل کنیم وعلوم تجربی را برای تاویل آنها بکار بگیریم.سید محمد تقوی اهرمی 14/2/139

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت