ویژگی ها

خلق الساعه و قرآن

 

زمین طی فرایندی زمان براز توده ابرخورشیدی وهمزمان با سایرسیارات منظومه شمسی ازخورشید جدا شدند. خورده سیارات هم احتمالا از برخورد دو سیاره با یکدیگرایجاد شدند.علم اختر شناسی چگونگی این فرآیند وبسیاری نکات مهم آن را هنوز کشف نکرده است. سالیان درازگذشت تا زمین شکل کنونی خود را پیدا کند. حیات درآن ایجاد شود وانسان به تمدن کنونی برسد.همزمان با پیدایش انسان نظرات گوناگونی درچگونگی خلقت انسان ابرازشد. کهن ترین نظریه پیدایش موجودات زنده برپایه اصل ایجاد یکباره ازماده اطراف خود میباشد که به غلط به خلق الساعه معروف شده است. معنی خلق الساعه یعنی ایجاد یکباره که شامل همه چیز میشود. مثلا علم فیزیک میگوید کیهان یکباره وازهیچ خلق شد. یعنی کیهان خلق الساعه ایجاد شد.

خلقت موجودات زنده بصورت یکباره ازمحیط اطراف

یکی ازموضوعات دراین دیدگاه هم خلقت موجودات زنده بصورت یکباره ازمحیط اطراف است که برداشت های دانشمندان تا قرن 17 میلادی برباور خود نشانده بود. پدیده ایجاد یکباره مگس،موش،شپش درمحیط گندیده وکثافات را سالیان دراز پس ازخلقت انسان به عنوان یک ادله بر پیدایش موجودات زنده ازجمله انسان توجیه میشد. برداشت ازکتب ادیان الهی هم این موضوع را تائید میکرد. ازآنجائیکه کتب ادیان الهی وروش نزول وحی کلامی بوده ومانند قرآن دریک محدوده زمانی نازل شده ضبط این کلام ونگه داری اصل متن وحی با شرایط آن زمان امکان پذیر نبوده وپس از مدتی کلام خداوند با تصورات ذهنی وباورعمومی تفسیر شده وسالیان بعد به طریق روایات به تحریردرآمد واین دیدگاه داخل متن کتب (تورات وانجیل) قرارمیگیرد واصل کلام خداوند تحریف شده است. نظریه خلق الساعه هم شکل مذهبی به خود میگیرد. کلمات خلقت کیهان درشش روز، خلقت انسان ازگل رس، هفت آسمان بطورمثال همه کلمات خداوند بوده است که درلابلای وحی به پیامبران به ان اشاره میشده ودرادبیات انسان قرارمیگیرد، تصورات ذهنی انسان با دانش روز آنرا توجیه میکرده است. این کلمات درقرآن نیزتکرار شده است. اینکه ما تصور میکنیم که خداوند مثلا کلمه سموات والارض را از نوح نقل کرده است غلط ونا روا است. درزمان صدراسلام شرایط زمانی این فرصت را برای انسان فراهم نمود تا اصل کلام خداوند برای نسل های اینده حفظ شود وبا پیشرفت علم مفاهیم ان برای انسان روشن شود. متاسفانه ازآنجائیکه تصورات کهن به ارث رسیده ریشه درتصورات ذهنی اسرائیلیات دارد وما آیات متشابه را برآن اساس تفسیرمیکنیم حقایق علمی قران همچنان پنهان مانده است. ما برتصورات غلط خود تعصب می ورزیم. نمونه آن کلمات صلب وترائب  ومائ مهین درقرآن است که با اخرین نظریه های علم زیست شناسی مطابقت دارد –صلب وترائب – اصل کلام خداوند دردسترس قراردارد و واقعیت علمی ان بالاخره تصورات ذهنی کهن را کنار میزند.


نظریه خلق الساعه اساس وپایه تفکرات فلاسفه ودانشمندان قدیم است. ارسطو براساس این طرزتفکر نظریه ای ارائه داد که تمامی موجودات زنده برسه طریق بطورمستمرخلق میشوند.اول ازطریق جفت گیری، دوم تکثیرورشد وسوم بصورت ایجاد آنی ازمحیط اطراف مانند کرم هائی که درگوشت مانده پیدا میشوند وچنین تصورمیکردند که مگس ها دفعتا ازگوشت گندیده خلق میشوند. براساس تصورات ذهنی برای خلقت تمامی موجودات زنده هم همین روش خلق شدن به یکباره اعمال شده است واستمرارداشته است. ماده گندیده عامل پیدایش حشرات ومگس ها است. انسان هم توسط خداوند از گل ولای گندیده به شکل ساختاری کنونی ساخته شد وبا یک فرمان زنده شد وهمسراو را هم از گل باقی مانده درست کرد .درتورات وانجیل تحریف شده صراحتا این واقعه درقالب داستان شرح داده شده. تفکرخلق الساعه با چهره اعتقادی مذهبی درمحافل علمی حاکم میشود.

بهمین دلیل بوده که کلیسا از آن حمایت میکرده. خلق حیات یکی ازموارد نظریه خلق الساعه است که رنگ غالب نظریه خلق الساعه را به خود گرفت وبه عنوان اولین نظریه پیدایش حیات تا قرن 18و19 میلادی برباورمردم جهان به عنوان نظریه روزمستحکم شده بود. دانشمندان اسلامی هم ازاین نظرات بی بهره نبوده اند ودرآثار آنها به خوبی مشاهده میشود. این تفکرکه انسان از گل متعفن گندیده خلق شده ازهمین طرزتفکر ایجاد شده است. درمعنی کلمه حما مسنون هم این موضوع را مشاهده میکنیم حما مسنون گل سیاه گندیده تعریف شده است. این نظریه درسال 1668توسط فرانسیسکو ردی با آزمایشی ساده رد شد. وی نشان داد که اگرما گوشت را از مگس ها دورنگه داریم لاروها از ان پیدا نمیشوند. وی یک نظر کلی بیان کرد. گیاهان وجانوران فقط ازخود انها ایجاد میشوند. موجود زنده از موجود زنده به وجود میآید.

با کشف میکروسکوپ دانشمندان با دنیای موجودات بسیارریزمانند باکتریها و ویروس ها آشنا شدند. درسال1768 کشیش ایتالیائی اسپالنزانی Spallanzaniثابت کرد اگر ما گوشت را از جریان هوا دورنگه داریم باکتری ها نمی توانند به یک باره خلق شوند. وی آزمایش خود را ابتدا پخت وسپس ازهوا دورنگه داشت به اصطلاح امروزی آن را استرلیزه کرد.طرفداران نظریه خلق الساعه براین عقیده بودند که او ساختار حیات زائی هوا را با پخت وپز از بین برده. بنابراین به عقیده خلق الساعه خللی وارد نشده است. در سال 1862 دانشمند معروف لوئی پاستورآن آزمایش را مجددا تکرارکرد وجریان هوا را با گذاشتن فیلتر برای ورود میکروارکانیسم ها مسدود کرد ولی مانع ورود هوا نشد وباکتری هم خلق نشدند وآزمایش کشیش ایتالیائی مورد تائید قرارگرفت ونظریه خلق الساعه برای زیست شناسان ودانشمندان علوم تجربی منسوخ شده درنظرگرفته شد. البته مذهبیون اروپائی برخلق الساعه بودن خلقت همچنان باقی ماندند، چرا که درکتب مقدس تورات وانجیل صرحتا این برداشت را تائید میکرد. با پیدایش تئوری های پیدایش حیات وبحث چگونگی پیدایش حیات ازماده بی جان (همان موضوعی که درزمان پاستور اساس نظریه خلق الساعه بود ورد شد که موجود زنده فقط از موجود زنده ایجاد میشود وبال گردن ماتریالیست ها قرارگرفت) نظریه خلق الساعه درمورد خلقت جانداراز بی جان ازحالت سنتی به یک نظریه پویا وقابل بحث درامد. طرفداران این نظریه اینکه درحال حاضرخلقی ازماده بی جان صورت نمیگیرد را مورد تائید قراردادند ولی همچنان عقیده داشتند ودارند که هرموجود زنده به شکل کنونی توسط خداوند دفعتا وبدون مقدمه خلق شده است وتکامل درروند حیات موجودات نقش نداشته است. مذهبیون این نظر را حفظ کردند. درنظریه خلق الساعه دو موضوع اساسی نهفته است . خداوند موجودات زنده را از ماده بی جان آفرید ودوم خلق خود به خودی وبه یک باره بوده است .


همانطور که اشاره شد که کلام خداوند درانجیل وتورات با تصورات ذهنی انسان ها مخلوط شده ومتاسفانه اصل وحی وکلام خداوند دراین کتب دردسترس نیست ولی ما اعتقاد داریم که تورات وانجیل وحی است وکلام خداوند وآخرین اصلاحیه این کلمات با تجدید یا به اصطلاح ویرایش ونگارش جدید درقرآن منعکس شده وخوشبختانه اصل کلام خداوند درقرآن دست نخورده به بشریت اعطائ شده که میتواند تائیده ای باشد بر اصالت این دو کتاب مقدس مشروط به اینکه کلام وحی خداوند را با تصورات ذهنی کهن که یادگار نظریه خلق الساعه است مخدوش نکنیم

.این تعریف بسیار خلاصه ای بود از نظریه اول درپیدایش حیات یعنی خلق الساعه. البته با تحولات پیش آمده وبررسی های علمی خلق الساعه موجودات زنده بصورت انفرادی و به یک باره تا اندازه ای رنگ باخته ومنحصر شده به خلقت انسان بصورت دفعتا. بعلاوه دو موضوعی که مادیون برعلیه نظریه خلق الساعه به عنوان ایراد بیان کردند. اول موجود زنده از ماده بی جان ایجاد میشود ودوم حیات بصورت خلق الساعه از ماده بی جان ایجاد شده .هردو مورد درزمین اولیه رنگ واقعیت به خود گرفته است آنها مجبورشده اند این دو واقعیت را بپذیرند.


نکات مهم واصلی طبیعت گراها درباره خلقت اولیه حیات درزمین اولیه که توسط الکساندر ایوانف اوپارین به عنوان اولین نظریه علمی در مورد چگونگی پیدایش حیات در زمین اولیه مطرح شد ونکات مهمی که مورد تائید علم زیست شناسی قراردارد پایه بررسی های علمی پیدایش حیات قرارگرفته است. البته آزمایش وی نکات قابل انتقادی دارد که توسط برخی از دانشمندان مورد نقادی علمی قرار گرفته است .نکات زیر که مبنای بحث پیدایش حیات درزمین اولیه درعلم زیست شناسی است عبارتند از:


حیات مانند سایر پدیده های طبیعی از طبیعت مادی است. به عبارتی ازماده بی جان منشائ گرفته است.(همان نظریه خلق الساعه)
حیات از نقطه ای مادی آغاز شده ومشمول پروسه زمان بربوده است. خلق الساعه نبوده است
حیات درزمانی مشخص وازترکیبات شیمیائی آلی اولیه ایجاد شده است.
تمامی دانشمندان زمین شناسی وزیست شناسی بر اساس موارد فوق وبا استناد به فسیل های بدست آمده وآزمایش های مختلف انجام شده تلاش میکنند با ارائه نظرات راز پیدایش حیات را پیدا کنند وتا کنون موفق شده اند تئوری های مختلفی ارائه نمایند ولی هنوز سئوالات بسیاری باقی مانده است .جمله های کلیدی درسرنوشت حیات جا باز کرده و واقعیت علمی به خود گرفته اند.این جمله ها عبارتند از:
حیات ازترکیبات شیمیائی اولیه مانند آب، متان یا کربوئیدرات ها،آمونیاک وسایرودرچهار مرحله ایجاد شده است.
ابتدا میبایستی غذای موجودات اولیه درطبیعت به فراوانی ایجاد شده باشد تا موجود زنده اولیه بتواند ادامه حیات دهد.
اولین واکنش شیمیائی روی سنگ رس ویا سنگ پیریت به عنوان کاتالیزلتوراتفاق افتاده است.
محیط واکنش باید داغ ودرجه حرارت میبایستی بالای نقطه جوش اب باشد.
واکنش باید درمحیطی عاری ازاکسیژن وتاریک اتفاق افتاده باشد.
براساس این موارد سه تئوری اصلی شکل گرفته است.اول حیات دراعماق اقیانوس و برروی سنگ پیریت که ازدهانه آتش فشان های زیراقیانوس خارج میشوند ایجاد شده. دوم حیات بر روی پوسته جامد تازه شکل گرفته ودربرکه ها ودریا که درآن مواد غذائی فراوان در حد سوپ اولیه وجود داشته است ایجاد شده و سوم ازخارج از زمین به زمین منتقل شده است .هرکدام ازاین سه شاخه اصلی تئوری ها درنظرات متفاوتی بحث وتجزیه وتحلیل میشود واشکالاتی وسئوالاتی علمی فراوانی مطرح است.


قرآن درموارد فوق چه نظری بیان داشته است


آیات فراوانی درخلقت حیات ودرون آن انسان درقرآن وجود دارد که نکات مهم نظریه خلق الساعه را رد میکند ولی ایجاد موجود زنده ازماده بی جان برای اولین باربصورت خلق الساعه راتائید میکند این نکته همان وحی (نفخت من روحی)خداوند است که در کتب ادیان الهی آمده وبه سرنوشت خلق الساعه ویا تصورات ذهنی انسان باستان تعویض ومخدوش شده است. البته درمرحله نخستین خلقت موجود اولیه حیات که براساس یافته های علمی اولین نطفه حیات باکتریهای غیرهوازی بدون هسته وغشائ هسته ای است اتفاق غیرطبیعی وماورائ مادی رخ میدهد ودردرون صلصال واز توده سیاه حما مسنون ودرمرحله چهارم اقوات ماده بیجان به جاندار تبدیل میشود واین رویداد عملا خلق الساعه است ولی تنها برای یکبار وپس ازآن تمامی موجودات زنده ازاین سلول اولیه حیات نشات میگیرند. این خلق الساعه (کن فیکون) درقرآن درسه رویداد مهم اتفاق افتاده است

اول ایجاد کیهان ازهیچ –اینجا کلیک کنید- ودوم تبدیل ماده بی جان به جانداردرخلقت اولیه حیات –اینجا کلیک کنید- وسوم خلقت حضرت عیسی وآدم –اینجا کلیک کنید-که هرسه مرحله با عبارت کن فیکون بیان شده است.

مقالات متعددی درباره خلقت حیات براساس علم روز وقرآن در سایت حما مسنون ارائه داده ام که توصیه میکنم علاقمندان به نگرش نو وعلمی به آیات قرآن آنها را مورد مطالعه قراردهند. مطالب عنوان شده در موضوع خلقت انسان درقرآن کاملا منطبق برآخرین دست اوردهای علمی است ومیتواند مورد استفاده دانشمندان علوم زمین شناسی وزیست شناسی قرارگیرد وآنرا باید باور کنیم .متاسفانه تصورات ذهنی کهن مربوط به هزار سال قبل که براساس علم روز آن زمان توسط مفسران بیان شده وهیچ ارتباطی با آیات قرآن ندارد پرده بر افکارما انداخته وحقایق قرآن مهجور واقع شده .ما برخلاف توصیه خداوند که درایات متشابه تفکروتعقل کنید را بکار نمی بریم وهمان داستان انحراف درتورات وانجیل است با این تفاوت که اصل آیات قرآن محفوظ ودردسترس قراردارد وما باید تصورات ذهنی خود را فدای قرآن کنیم نه برعکس، قران را فدای تصورات ذهنی کرده ایم. اگربه قرآن وخداوند اعتقاد داشته باشیم باید بپذیریم که علم هم مخلوق خداوند است وخداوند خلاف علم چیزی بیان نمیکند باید مطالب را از قرآن کشف کنیم وبر تصورات ذهنی خودمان شک کنیم.راه دشوارودرازی برای نشان دادن حقانیت علمی قرآن در پیش رو داریم. نواندیشی علمی درآیات متشابه یک ضرورت است اگر تحجرما بگذارد. راه را با مقالات جدید انشائالله ادامه میدهیم با ما باشید.هرگونه نظرویا انتقاد به ما دراین راه یاری میرساند.سید محمد تقوی اهرمی تیر ماه 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت