ویژگی ها

ژنتیک واشاره قرآن به دو رشته ساختاری ووظائف محوله آن

انسان وسایر موجودات زنده دارای ساختار مادی هستند وازملکول های آلی شیمیائی ساخته شده اند ولی این ساختارمادی به تنهائی قادر نیست ماهیت زنده بودن را دراختیار آنها قراردهد. بنابراین عوامل وفاکتورهای دیگری باید وجود داشته باشند تا حیات دردرون آنها تداوم یابد. ماده وانرژی تواما لازم وملزوم یکدیگرند تا بقائ حیات را تضمین نمایند .موجود زنده بدون سوخت وسازکه یک واکنش انرژی زا است ومتابولیسم موجود زنده را هدایت میکند وهمچنین تبادل اطلاعات که درامرتوارث و ساختن ترکیبات مورد نیاز بدن بر اساس برنامه تدوین شده عامل اساسی است نمی تواند ادامه حیات دهد. امروزه ما مفهوم نیرو وانرژی را درتبادل اطلاعات درفضای مجازی واینترنت وانتقال داده های عظیم را به خوبی درک میکنیم. سخت افزارها بدون برنامه ریزی نرم افزاری که برپایه انرژی ونیروبنا شده نمی توانند مفهومی داشته باشند. این یک واقعیت انکار ناپذیر درعصر شکوفائی علم است. ترکیبات الی ساختاری بدن موجود زنده حکم سخت افزاررا دارد که بدون نیرو وانرژی وبرنامه ریزی تدوین شده که در نهاد موجود زنده قرار داده شده عملا ماهیت خود را از دست میدهند. این برنامه با انتقال داده های موجود زنده ازطریق توارث به جانشین او میرسد. خیل عظیم بند پایان که 80 درصد موجودات زنده را تشکیل میدهند، ماموریت دارند تا براساس برنامه ریزی تدوین شده درژن آنها که بدون کم وکاست به نسل بعدی منتقل میشود فعالیت خود را که بقای حیات درکره زمین است انجام دهند. درقران ودرآیات 49 و59 سوره نحل فعالیت بند پایان (ریزجنبندگان) را امری است که دروجود آنها نهاده شده وبا ملائکه که قوانین طبیعت هستند مامورند کار محوله را انجام دهند .اینجا کلیک کنید.


وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ- يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ- وآنچه درآسمانها (هفت جو زمین واشاره به موجودات زنده است من دابه موید این موضوع است ) و آنچه درزمين ازجنبندگان وملائکه هستند براى خدا سجده مى‏كنند( برفطرت ذاتی خود باقی ماندن تسبیح خالق متعال است) وتكبرنمی‏ورزند- از پروردگارشان كه حاكم برآنهاست خوف دارند وآنچه را ماموریت دارند انجام میدهند.


یک حشره نروماده به محض بیرون امدن ازلارو خود جفت گیری میکنند و نوع نرمیمیرد وماده میداند که تخم های خود را درکجا بگذارد تا نوزادان بتوانند بدون حضور مادرتغذیه ورشد کنند ونوزاد بدون حضوروالدین بر اساس برنامه ریزی ژنتیکی منتقل شده دقیقا روش زندگی خود را میداند. قرآن این برنامه ریزی را امرووحی خداوند میداند که هدایت تمامی موجودات زنده را که در نهاد آنها قرارداده است برعهده دارد. مثال وحی به زنبورعسل نمونه بارزی است که درقالب تمثیل وزنبورهم نمونه تمثیلی از بندپایان برای ما تشریح داده است. دو ایه 68 و67 سوره نحل به این موضوع میپردازد.خداوند به زنبور عسل وحی فرموده وشیوه زندگی وروش بر چیدن گرده گل وتولید عسل را یاد آوری میکند وتاکید میفرماید روش زندگی زنبورعسل امر وحی خداوند درنهاد او است، به ایات توجه فرمائید


وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ
خداوند به زنبورعسل وحی نمود که درکوهستان ودرختان مشجر وداربست های چوبی لانه درست کنید-شیوه ساختن ومحل ساختن لانه برنامه تدوین شده خداوند در ژن زنبورعسل گذارده شده است وزنبور نمونه ای از یک پدیده زنده طبیعی است.
ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ


پس ازساختن لانه براساس رهنمودی که خداوند داده است ودرنهاد آنها گذارده- فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ(راهی که خداوند شما پیش پای شما نهاده را بپیمائید، مفهوم وحی به زنبوردراین جمله نهفته است)- ازثمرات گیاهان بهره جوئید ، این چنین ازدرون آنها عسل با رنگ های متنوع حاصل میشود که درآنها برای مردم درمان وشفائ مقررشده إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.این آیه (پدیده طبیعی) برای آنهائی که درآن تعقل میکنند نشانه ای است. وحی امر خداوند است. امرخداوند به رسولان الهی هم وحی است از سنخ دیگر- فیزیک وشیوه نزول وحی درقرآن-قران درتمامی موارد پدیده های طبیعی درقالب تمثیلی کوتاهی وصرفا برای یاد اوری وتذکر به انها اشاره کرده است .دربالا اشاره شد ساختار بدن انسان ازماده وانرژی ساخته شده است. سوخت وساز نیرو و انرژی است که با ماده که ترکیبات الی ساختار بدنی انسان یک مجموعه بهم پیوسته را تشکیل میدهند. ماهیت سوخت وسازواکنش سوختن است. آتش درچوب قرارداده شده تا هروقت ما بخواهیم ان را برای نیاز خود بیرون آوریم.


الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ-خداوند است که درنهاد درخت سبز برای شما آتش را قرارداد که هروقت نیاز داشتید آن را بیرون می آورید. شرایط را برای بیرون آوردن آتش باید فراهم کرد درختی که خشک شد وآب درون آن بخارشد آماده است که شما عمل سوختن را انجام دهید وسوختن واکنش شیمیائی است با اکسیژن هوا وقتی ما نفت را که درجه احتراق آن بالا دارد را برروی چوب میریزیم وآتش میزنیم این واکنش شیمیائی شروع میشود وئیدراتهای کربن موجود درچوب با اکسیژن هوا ترکیب میشوند وانرژی آزاد میشود وما با حرارت ونوروشعله ان را(انرژی را که آزاد میشود) حس میکتیم .آیا این تمام موضوع سوختن است، عاملی که این تظاهرات سوختن را بیرون میدهد واکنش شیمیائی است که از دید ما پنهان است. حال سوختن کند داریم وتند وفوق العاده سریع ،حرارت وانرژی آنهم متفاوت است ودربدن موجود زنده کند است وشعله ندارد وآنزیم ها نقش نفت را بازی میکنند وئیدرات های کربن ،پروتئین ها، چربی ها را وادرا به سوختن میکنند وانرژی مورد نیاز بدن تامین میشود.


یکی ازعلائم سوختن کند درمثلا انسان حرارت بدن او است که روی درجه 37 بقدرت خداوند متعال وبا دخالت اسباب وقوانین طبیعت که ملائکه هستند ثابت میمانند وبقیه انرژی دربدن صرف انواع فعالیت های جسمی بکار گرفته میشود واگرمازاد داشته باشد بصورت چربی دربدن ذخیره میشود. موجودات زنده از دوعامل ماده وانرژی تشکیل شده اند عناصر وترکیبات شیمیائی ساختار جسمی را به وجود می آورند. درترکیبات شیمیائی دیگرهم نیرو بکاررفته مانند سنگ ها ولی فرقی که موجود زنده وسنگ دارد درعمل سوخت وسازدردرون ساختار بدن موجود زنده است که همین سوختن است که بدون آن موجود زنده مفهومی ندارد.


حال این انرژی که درسوختن ازاد میشود از کجا می آید. ملکول های شیمیائی از پیوستن اتم ها به یکدیگرایجاد شده اند. این اتم ها با اشتراک گذاشتن الکترون های مدار خارجی خود بصورت اشتراکی یا رد وبدل کردن ان پیوند ملکولی را ایحاد میکنند .نیرووانرژی دراین پیوند ها دخالت مستقیم دارند.این پیوند ها که ازهم گسسته میشوند انرژی را آزاد یا از محیط میگیرند. این پیوند ها درطبیعت بی جان مانند سنگ ها بدون تغییر باقی میمانند مگر اینکه برخی از ترکیب شیمیائی آن با اکسیژن واکنش داشته باشند واکسید بشوند. درموجودات زنده این پیوند ها درسلول ها ودیگر اعضای بدن دائم درتغییر وتبدیل هستند وانرژی میگیرند وآزاد میکنند .هرترکیب شیمیائی دربدن دارای یک واسطه است بنام آنزیم ها است. این انرژی سوخت سازمدت های مدیدی ازدید انسان پنهان بودند. به عبارتی جن بودند، وجود داشتند ودرکنارما بودند وبا ما زندگی میکردند ومیکنند واولاد انسان انس وجن تواما است .هم اولاد جن بشمارمی اید وهم جن .کافر ومسلمان دارند و ولی ما انها را کشف نکرده بودیم .اکنون برای ما روشن شده است .به نوشتار جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن وانس- مراجعه فرمائید.
خداوند متعال در ایات ذیل نوید روشن شدن موضوعات علمی را برای ما بیان میکند که یکی امروحی درژن زنبورعسل، جن وانس وبسیاری موضوعات دیگر که اگرما خود را از تصورات کهن که نظر گذشتگان از حدود هزار سال به این طرف است وبر باور ذهنی ما فرو رفته رها سازیم وپرده ابهام را از روی آیات متشابه قرآن کنار بزنیم ،حقایق علمی ان روشن میشود.


خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ -انبیا ۳۷


ذات انسان برعجول بودن خلق شده، بزودی ایاتی را به شما نشان داده میشود عجول نباشید. برخی این ایه را به DNA ربط میدهند که درست نیست. میتواند حما مسنون ویا صلصال ویا صلب وترائب ویا نطفه امشاج ویا مائ مهین و.. باشد که ادله های علمی انها روشن شده است. برای دانستن دلائل علمی آن روی کلمات کلیک کنید. ایه معروف دیگری هم ذیلا تقدیم میشود.


سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد
بزودی آیات (نشانه های) خود را درکائنات ودرنفس وجودی خودتان نشان خواهیم داد تا واقعیت حقانیت خداوند برای شماروشن شود .آیا این شما کفایت نمیکند که تمامی جهان مادی برحقانیت او شهادت میدهند. ایات فراوانی اخیرا دردوقرن اخیر کشف شده که بسیاری ازآیات متشابه را میتوان به کمک آن علوم تاویل نمود.
ازجمله موضوع ژنتیک دروجود انسان .دراین آیه ازدرون خود انسان نام برده واین احتمال میرود که منظوراشاره به DNA باشد. ما موارد بسیاردیگری درقران داریم که به خلق ژن بصورت ژن اولیه RNA درپروکاریونت ها که قرآن به آن نطفه امشاج نامیده اشاره کرده که ازسیاق ایات وزمان ومکان بروز آن ومقایسه با علم زیست شناسی وتاریخچه حیات درزمین اولیه میتوان فهمید –اینجا کلیک کنید- وDNA بصورت علقه که زمان نفخت من روحی است وروح امر نهاده شده در DNA است. اینجا کلیک کنید. بعلاوه براساس آیات قران در 9و10 سوره فصلت وبرنامه ریزی اقوات یاغذای بیولوژیکی درچهاردوره برای موجوداتی که قراراست خلق شوند- باکتری های اولیه حیات-ودردوره چهارم اقوات وبراساس علم زیست شناسی ماده زنده که دارای ژن اولیه RNA است از ماده بی جان خلق میشود .به مقاله حما مسنون وصلصال پایه واساس اولیه حیات مراجعه فرمائید.


ژن واشاره به ساختار ووظائف آن درقرآن


جالب است که قران صراحتا به DNA وماهیت ذخیره اطلاعات فردی انسان اشاره کرده است .تمثیلی است زیبا ودرارتباط با دو رشته ژن .آیات ذیل را ملاحظه فرمائید.سوره ق


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ –16
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ -۱۷
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ-18


درحقیقت ما انسان را خلق کردیم وتمامی وسوسه ها ی نفسانی او را میدانیم وما از رگ گردن او به او نزدیک تریم-زیرا که يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ – دودرهم پیچیده از طریق تماس ویا ملاقات کننده یا با هم تلاقی کننده درراست وچپ که دروجود انسان نشانده شده-هیچ سخنی گفته نمیشود یا هیچ عملی از انسان سرنمیزند مگراینکه رقیب میگیرد وعتید ضبط میکند. درتفسیر المیزان نکات ومعانی ظریفی اشاره شده که ابتدا به آن اشاره میکنم وسپس بحث را ادامه میدهیم."کلمه تلقی وتلقن به معنای گرفتن است و مراد از متلقیان بطوریکه از سیاق آیات استفاده میشود دو فرشته ای است موکل برانسان وعمل اورا تحویل گرفته آن را با نوشتن حفظ میکنند" ودر چند جمله پائین تر مینویسد."و جمله عن الیمین وعن الشمال قعید می خواهد موقعیتی را که ملائکه نسبت به انسان دارند راتمثیل کند ودو طرف خیر وشر انسان را که حسنات وگناهان منسوب به آن دو جهت است به راست وچپ محسوس انسان تشبیه نماید وگرنه فرشتگان موجوداتی مجردند که درجهت قرارنمی گیرند." یک مطلب دیگر را هم علامه اشاره فرموده که کوتاه اشاره کنم." لفظ به معنی پرتاب کردن است واگر سخن گفتن را لفظ نامیده اند به نوعی تشبیه است .وکلمه رقیب به معنی محافظ (حفظ کننده اعمال) وعتید به معنای کسی است که فراهم کننده مقدمات ان ضبط وحفظ است. خلاصه مطلب علامه منهای تصور ذهنی دو فرشته موضوع رقیب وعتید است .یکی مقدمات رافراهم میکند ودیگری ضبط میکند. 

فرشته نامیدن یتلقی المتلقیان از نظرات کهن در تفاسیر نقش بر بسته که علامه هم ازان استفاده کرده که البته دراین دوکلمه هیچ اشاره ای به فرشته یا ملائکه یا مامور نشده وبا آیات همخموانی ندارد وتصورات ذهنی ما است.علامه آنرا تمثیلی میداند برای فهماندن مطالبی .خود کلمه معانی خود را دارد .دو ملاقات کننده وبهم رسیده وبا هم برخورد کرده و یا درهم فرورفته معنی میدهد. دو راست وچپ که با هم تلاقی میکنند واین تلاقی مکرردر آن انجام میشود. مفهومی است که از خود کلمه استنباط میشودهمه اینها دردرون انسان قعید شده اند، قرارداده شده اند یا نشسته اند.ملائکه همانطور که علامه فرموده اند اگر فرض کنیم اینها ملائکه هستند .چون مجرد هستند ماده نیستند روابط ماده واز جنس انرژی هستند نشستن وچپ وراست با ماهیت انها سازگار نیست. حال چرا خداوند در این تمثیل زیبای علمی از کلمه یتلقی المتلقیان استفاده کرده است ومفهوم علمی آن چیست نیاز داریم مقداری در باره ساختار ملکول اسید دی اکسی ریبو نوکلئیک که همان ملکول DNA است مطلبی بنویسم .مطالبی که نقل میکنم از کتاب ارزشمند مبانی ژنتیک ملکولی مرحوم دکتر یزدی ومقاله DNA پرفسورفن گراری فلزنفلد-Von Grary Felsenfeld در مجله –Spektrum der Wissenschaft: die Molekuele des Lebens1986 انتخاب شده است.


ساختار ملکولی DNA


ملکول DNAاز دو زنجیره یا رشته که در سمت راست وچپ محور میانی قرار گرفته اند مانند یک نردبان که دوپایه دارد وبوسیله پلکان این دو پایه بهم وصل شده اند. اساس این ساختار برروی نوکلئوتیدها قراردارد ویک نوکلئوتید از یک قند ساده بنام ریبوزویک عامل فسفات ویک باز الی تشکیل شده است که بهم وصل شده اند .تصویر(1) قند ریبوز را نشان میدهد.فرمول قند ساده ونام گذاری اتم های کربن آنها که درعلم ژنتیک کاربرد وسیع دارد .سمت چپ ریبوز وسمت راست یک عامل هیدروکسیل درکربن ،2(دو پریم) با عامل ئیروژن جایگزین شده ودی اکسی ریبوز را نشان میدهد. DNA قند هایش دی اکسی ریبوز وRNA قندهایش ریبوز است.



تصویر شماره 1
عامل فسفات بر روی کرین های شماره ،5 (پنج پیریم) و،3 قند ریبوزمینشیند واز هرنشستن یک ملکول آب از محیط خارج میشود.محل اتصال فسفات در همین جاها مرتبا تکرار میشود وبا از دست دادن ملکول های آب فرمول زنجیره ای طویل درست میشود.در اتم های،ا(یک پریم کربن) قند، یک بازازچهاربازتیمین، آدنین، سیتوزین وگوانین مطابق تصویر شماره (2) مینشینند وتکرارمیشوند.تصویر3



تصویر شماره 2                                      تصویرشماره 3


نوکلئوتیدها مطابق تصویر شماره3 بصورت ماکرو ملکول زنجیره ای بصورت عمودی توالی پیدا میکنند. این نکلئوتیدها پشتشان به پروتین ها وصل است .یعنی دو پایه نردبان از پروتئین هاوDNA و RNA ساخته شده اند وطرف داخلی نردبان که به پله ها وصل است DNA و RNA مقابل هم قرار گرفته اند که بازهای چهار گانه TGCAمطابق شکل های 2 و3 حکم پله ها را دارند. تصویر4 ساختار دو بعدی وتصویر شماره 5 ساختار سه بعدی DNA را نشان میدهد.

تصویر شماره5                                                                                  تصویر شماره 4


اساس ملکول DNA از نوکلئوتیدها، بازها وپروتئین ها بنا شده . طرز قرارگرفتن بازها ونوع پروتینی که باز ها به آن وصل میشوند تشکیل کودن یا رمز گذاری ژن میدهند که بحث مفصلی دارد.مطلب مهمی که ما میخواهیم از آن استنباط خود را بیرون آوریم تاب خوردن دو رشته DNA ومحل های تکرار کدینگ ژن ها است. ژنها توالی وطرز قرارگرفتن بازها درزنجیره دو رشته است. همانطور که در تصویر شماره 5 ملاحظه میفرمائید هر سه باز تشکیل یک کودن میدهند ومقابل هر کدون هم یک پروتئین خاصی از 20 نوع پروتئین ساختار موجود زنده قرار گرفته است .رشته سمت راست قرمز رنگ DNA پیک نامیده میشود که حامل ژن ملکولی است . ترتیب قرارگرفتن بازهای ملکول اسید ریبونوکلئیک RNA مکمل بازهای یکی از دو رشته یا زنجیره DNA است. یعنی مکمل زنجیره ای که از روی ان ملکول جدید RNA ساخته میشود بنام زنجیره الگو یا حساس. بنابراین دو زنجیره هرکدام ماهیت کاری خود را دارند. زنجیره ای که روی آن رونویسی انجام نمیشود را زنجیره ضدالگو مینامند. درملکول DNA تمامی ژن ها الزاما روی یک زنجیره قرار ندارند بلکه درهردو توالی الگو وضد الگو وجود دارد .دو رشته درهم پیچ خورده هستند ودر نقاطی مثلا درهرده جفت باز یک تاب خوردگی 360 درجه وجود دارد که شیار بزرگ وشیار کوچک نامیده میشوند.واین تلاقی ها درهر چند جفت باز تکرارمیشود وبرای رونویسی اهمیت ویژه ای دارد.این مفهوم را میرساند که دو رشته در مکان هائی بهم میرسند یا تلاقی میکنند ویا همدیگر را ملاقات میکنند .این محل ها برای دانشمندان علم زیست شناسی برای رمز گشائی بسیار با اهمیت است.این مطلب اول بود ومطلب دوم دربحث رونویسی رونوشت یا کپی برداری ازDNA سه نوع اسیدریبونوکلئیک پیام، ناقل وریبوزومی نقش دارند. زنجیره RNA پیک حامل رموز ژنتیک یعنی لغات سه حرفی وجمله های رمز ژنتیک است (تصویر5) ملکول اسید نوکلئوتیک ناقل اسید آمینه های مخصوص خود را به شیوه خاص جذب وبا خود به جایگاه حمل میکند. اصطلاحا به داخل کارگاه واسید ریبونوکلئیک های ریبوزومی که درساختمان DNA قراردارند- رشته چپ درتصویر شماره4 آنها را درساختار ژن بعد ازشناسائی قرار میدهند. بازها وملکولهای مورد نیازرا منتقل ومقدمات ذخیره سازی را فراهم میکند. بنابراین با مطالب عنوان شده این دورشته راست وچپ درمحل هائی خاص وتکرارشونده درهم تلاقی میکنند ودوم RNA ریبوزومی با تحویل گرفتن اسیدهای آمینه ونوکلئوتیدها مقدمات کپی برداری را فراهم میکند.


حال که تا اندازه ای به سیستم ژنتیک آشنا شدیم به آیات اشاره شده بالا نگاهی می اندازیم ودر باره انها تفکر وتعقل میکنیم .


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ –16
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ -۱۷
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ-18
خداوند دردرون انسان از رگ گردن به او نزدیک تر است، زیرا دو راست وچپ درهم تلاقی کننده متوالی ( متلقیان یعنی یتلقی را تکرار کردن )دردرون بدن انسان نشانده شده ،عملی انجام نمیشود مگر اینکه رقیب مقدمات را فراهم وعتید آن را ضبط میکند. رقیب وعتید دو رشته DNA هستند که خداوند متعال در تمثیلی بیان فرموده.خداوند با روح خود در این تبادل اطلاعات امرخود را اجرا میکند وتمامی مکانیسم گرفتن داده ها وضبط آن را هدایت میکند ونمونه آن دروحی به زنبور عسل اشاره شد.


حدود چند میلیارد سلول در بدن انسان وجود دارد که دردرون هسته آنها ژن قرارداده شده واین چند میلیارد ژن با هم رابطه ای سازمان یافته دارند .تصور کنیم اگر کوچکترین عملی را انسان انجام دهد درژن ضبط میشود وهمزمان در یک آن درهمه سلول ها این تغییر اطلاعات ضبط میشود.علم زیست شناسی این موضوع را بر گردن واکنش های شیمیائی انداخته است ولی درحقیقت هنوزعلم رمزو رازمدیریت آن را کشف نکرده وسرعت پخش داده درتمامی چند میلیارد سلول دریک ان انجام میشود و امری محیر العقول است .دنیائی ازواقعیت های نهفته علمی درآیات قرآن وجود دارد که تنها با تفکروتعقل ومقایسه با علم مربوطه فهمیدنی است نه با نظر گذشتگان. ایات زیر را نگاه کنیم وبا علم روز قیاس کنیم-به مقاله راجرز پنروز دانشمند فیزیک نظرقرآن را تائید کرد مراجعه فرمائید.


کتاب مبین مرکز ضبط داده های ساختارمادی واعمال انسان وتمامی موجودات زنده است
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ-بدرستیکه ما مرده را زنده میکنیم وکلیه آثار وجودی گذشته وحال اورا در امام مبین (همان کتاب مبین است)هارد دیسک عظیم جهان خلقت می نویسیم. مرده ای که پوسیده وزمین آثار مادی او را بر باد داده واثری از آن نیست تنها با اطلاعاتی که از بدن موجود زنده درهنگام حیات به مرکز داده های کتاب مبین منتقل شده زنده میشود.این با علم فیزیک کوانتوم وعالم غیب قابل درک است .قیامت وعلم کوانتوم
آیات 1 الی 4 آن سوره توجه فرمائید.

ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ-- بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ- أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ- قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ
"قسم به قرآن مجید کافران میگویند اینکه ما مردیم وبدن ما خاک شد دوباره زنده شویم بسیاربعید است، بعبارتی میگویند چیزی واثاری از بدن ما دیگر وجود ندارد چگونه ما دوباره زنده میشویم، خداوند میفرماید بله میدانم که زمین چیزی ازشما باقی نمیگذارد اما نزد ما یک کتاب حفیظ است."


کتاب حفیظ تمامی داده های اطلاعاتی مورد نیاز برای زنده شدن انسان درآن محفوظ نگه داری شده وبه زبان امروزی ذخیره شده است.نوشته های محفوظ، یا به زبان امروزی اطلاعات ذخیره شده، بنابراین زنده شدن انسان با همین بدن مادی وبوسیله همین اطلاعات اتفاق می افتد. کتاب حفیظ درقرآن درارتباط با کتاب مبین است که درآیات دیگری نیز به آن اشاره شده است.کتاب مبین دربسیاری ازآیات مرکز داده های جهان آفرینش هم نامبرده شده واین کتاب حفیظ داده های مخصوص انسان است و میتواند یکی از فایل های آن بشمارآید.روح مامورانتقال داده ها را بر عهده دارد ودرارتباط تنگاتنگ با ملکول های ژن موجود زنده است. روح من امرربی است .موجود زنده از زمانی که از ماده بی جان به جان دار تبدیل میشود ژن اولیه درآن ایجاد میشود.باکتری های غیرهوازی بدون غشائ هسته وهسته اولین نفس (نفس واحده) حیات درزمین اولیه است و تمامی موجودات زنده از این نفس اولیه نشات میگیرند. برای تداوم حیات موجود زنده باید ابتدا غذای فراوان خلق شود وسپس سلول اولیه حیات درآن مستقر شود .این را علم زیست شناسی یکی از موارد وشرایط ایجاد حیات میداند .قران برروی پوسته جامد وداغ اولیه زمین اقوات غذای بیولوژیکی موجودات زنده را در چهار دوره برنامه ریزی کرد.براساس نظریه دانشمندان معروف تکامل وزیست شناسی نطفه اولیه حیات که تنها از ژن تشکیل شده بود درچهار مرحله ایجاد شد-اقوات ...ترکیبات الی از چربی ها،نوکلئوتیدها،اسید های آمینه،قندها در چهار مرحله از ساده ترین ملکول های آلی تا ماکرو ملکول های زنجیره ای ژن ها درچهاردوره ایجاد شدند ودر دوره آخر حیات در ملکول های ژن خلق الساعه ایجاد میشود.ماده بی جان به جان دار تبدیل میشود.اینجا کلیک کنید
قران دمیدن روح را در ژن بطورهمزمان خلق آنی حیات میداند به آیات زیر توجه فرمائید.سوره سجده


الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ-سجده-خداوند است که کل شیئ (کل جهان مادی ) را به نحونیکو آفرید وخلقت انسان را از طین آغاز کرد وسپس نسل بعد ازآن را از سلاله (ترکیبات مشتق شده ازآب کم) قرارداد و سپس آنرا سویته کرد و روح خود درآن نهادینه کرد وبعد از شکل دادن به اولین نفس حیات روح خود را درآن دمید .

دراین مرحله نسل ایجاد شده بعد ازنفخ من روحی هنوز اعضای بدن ندارد.باکتری غیرهوازی بدون هسته.حتی قلب هم ندارد .اگر این پروسه را به دورن رحم زن تصور کنیم ،وقتی که نطفه مرد و نطفه زن به لقاح میرسند از ترکیب دو نطفه موجود زنده خلق میشود وهسته اولیه ایجاد شده بعد از لقاح تمامی اعضای بدن را در مقیاس کوچک دارد ورشد ان شروع میشود وقلب نوزاد دردوالی سه هفته کامل و شروع به ضربان زدن میکند .بنابراین این پروسه درزمین اولیه رخ داده است .تحولات درون رحم بازافرینی خلق انجام شده است . برای شما گوش وچشم وقلب قرارداد. خداوند تمامی زمینه ایجاد حیات را فراهم میفرماید که خود مفهوم بسیار گسترده ای دارد.سپس خلقت انسان را از طین آغاز کرد.پروسه خلقت انسان از شروع آن از طین تا ایجاد ترکیبات آلی شیمیائی حیات وملکول های ژن در چهار مرحله اقوات برنامه ریزی میکند. بعد ازبدائ خلق الانسان من طین،نسل بعداز آن را که واکنش ها شیمیائی حیات است را ازعوامل ساختاری آب که سلاله آب است (عامل ئیدروژن وهیدروکسید) قرارداد وسپس ان را سویته کرد یا آراست ویا شکل داد.شکل دادن یعنی ابتدا ساختار ملکولی ژن یا نطفه اولیه را برنامه ریزی ومدیریت کرد ( قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام)وسپس روح خود را دران نفخه کرد .با نفخ فیه روحی درماکرو ملکول زنجیرهای ژن،ژن بی جان به جاندار تبدیل میشود.بعد از ایجاد نطفه اولیه حیات که اعضائ ندارد .طی دوره تکامل زمان برگوش وچشم وقلب در آن جاعل کرد ولی اندکی شکرگذارهستند.

بنابراین ژن با روح خداوند پیوند ناگسستنی دارد.روح فرماندهی ژن را بر عهده دارد.


این نطفه اولیه همان نطفه امشاج است که از RNA حلقوی تشکیل شده وعلم زیست شناسی آنراDNA ناقص میداند واخیرا علم کشف کرده که ابتدای تکامل DNA از RNA حلقوی ودرباکتریهای اولیه بدون هسته وغشائ سلولی بوده است .به مقاله نفخ من روحی درکدام جایگاه خلقت انسان رخ داده است مراجعه فرمائید.سید محمد تقوی اهرمی شهریور 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت