ویژگی ها

صلصال كالفخارومفهوم علمی ان درخلقت انسان

مقدمه نوشتار


قرآن دارای جهان بینی خاصی در مورد خلق حیات است.چنانچه ما با این جهانبینی آشنا شویم، همآهنگی عجیب وجالبی که کاملا باعلم روززمین شناسی وزیست شناسی مطابقت دارد را میتوانیم درآن به بینیم .تاریخچه پیدایش حیات درزمین اولیه وزمان آن وچگونگی روند تکاملی ازواکنش های شیمیائی اولیه قبل ازایجاد تک سلولی نخستین تا پیدایش آدم به عنوان اولین انسان تکامل یافته ازمیان بشرهای همدوره که کاملا منطبق برآخرین نظریه های علم زیست شناسی وپیدایش حیات است را قرآن بیان کرده وهمه آیات متشابه دراین رابطه با هم درارتباط تنگاتنگی هستند.علم کنونی وآخرین نظریه های علمی این زنجیره ارتباطی هم آهنگ را برای ما روشن میکند. مشکل عدم درک این واقعیت درقرآن وسردرگم شدن این ارتباطات به برداشت های ذهنی گذشتگان که برعلم روزهزارسال قبل که برباورما نشسته برمیگردد.رهائی از بند این ذهنیات کهن درباره آیات متشابه که همه با علم سر وکار دارند تنها راه درک واقعیت های قرآنی است که البته برای ما بسیار مشکل است چرا؟ چیزی که بدون دلیل وبرهان برذهن نشست را نمی توان با برهان ودلیل علمی پاک کرد.

باورذهنی درتفسیر قرآن ابزار دست کاری درمفاهیم قرآن میشود وقرآن را طوری تفسیرمیکنیم که با باورما انطباق داشته باشد .نمونه واضح آن معنی صلب وترائب است. این دو کلمه دارای مفاهیم مختلفی است نرم وسخت وچند معنی دیگر ازجمله پشت مثلا فلانی از پشت (صلب) پدرش است که برای تطبیق آن با برداشت های ذهنی کهن پشت به استخوان تبدیل میشود ومعنی اصیل قرآنی فرسنگ ها ازواقعیت آن دورمیافتد.مائ دافق آبی جهنده یا بیرون رونده معنی میدهد.آبی که ازجسم سخت ونرم خارج میشود.درقدیم برداشت های علمی وواقعیت عینی جزاین انتظار نمی رفت که اب بیرون روند وجهنده را با آب مرد تطبیق بدهند.تجربه وواقعیت های آن زمان دو صفت جهنده وبیرون رونده را جز دراب مرد جای دیگری نمی توانستند پیدا کنند واین چنین با سخت ونرم پیوند داده شد وسرنوشت علمی این آیات که اعجازعلمی زیست شناسی قرآن را بیان میکند وخداوند برای اثبات حقانیت خود درعصر شکوفائی علم که ابزار باور کردن منطق واستدلال علمی است بیان کرده را دچار سردرگمی عجیبی گردید. حال این مائ دافق وصلب وترائب در داستان پیدایش حیات چه نقش مهمی میتواند بازی کند، تنها میتوانم این را بگویم که بدون این مائ دافق حیاتی درکره زمین وجود نداشت .البته مائ دافق درزمین اولیه ودردرون سنگ رس ورسوب توده سیاه رنگ بر روی لایه های درونی ان نه اب مرد،استخوان پشت وسینه زن که تحولی دراین داستان ایجاد شده سینه زن را اصلاح کردند وبه استخوان دنده بدل شد وهر دو در بدن مرد قرارگرفت تا کمی به علمی بودن نزدیک ترشود.اما از اساس غلط است.


حیات ازنظرعلم وقران ازنطفه ایجاد شد.


برای درک واقعیت پیدایش حیات باید مفهوم واقعی نطفه رااز نظرعلم وقرآن بدانیم کلمات حما مسنون،صلصال،صلب،ترائب،مائ دافق، سُلاَلَةٍ مِّن طِينٍ،طین، تراب، قرارمکین، سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ وحتی وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ همه به نطفه برمیگردند ونقطه مشترک تمامی کلمات نامبرده شده خلق نطفه است

 ازنظر اینجانب هیچکدام ازاین کلمات نقشی درجنین موجودات زنده کنونی ندارند وهمه به زمین اولیه وآغاز پیدایش اولین سلول حیات برمیگردند. علقه ومضغه، عظام ولحم هم به دوران تکامل نطفه تا پیدایش اولین انسان تکامل یافته که آدم باشد اشاره میکند. تمامی نظرات درباره جنین وتحولات درون آن ساخته وپرداخته نظرات گذشتگان است که با علم امروزی همخوانی ندارند. اینها را ازایات مربوطه ومقایسه با آخرین دست آوردهای علم زیست شناسی وزمین شناسی بیان میکنم. اساس بحث ما تنها برآیات قرآن وعلم امروزی استواراست واینکه گذشتگان درحدود هزارسال قبل چه گفته اند ملاک نمیتواند باشد بلکه اینکه علم کنونی چه میگوید وایا قرآن با آن انطباق دارد مد نظراست. بنابراین نظرات گذشتگان دراین بحث جایگاهی ندارند.اساس وپایه حیات برژن یا نطفه استواراست وحیات هم از پیدایش ژن پا گرفت.دانه گندم یک نطفه تلفیق شده درون یک محفظه محافظت شده با غذای اولیه نوزاد بیرون آمده ازنطفه آماده برای خروج گیاه گندم است .تمامی اطلاعات تحولات آتی این نطفه که به گیاه ختم میشود را ژن برعهده دارد ونرم افزارفرماندهی آن هم برعهده حیات است.چه موقع باید این نطفه شروع به کار کند وانرژی لازم با چه مکانیسمی دراختیارگذاشته میشود را علم نمیداند .

ما فقط میدانیم که دانه گندم در شرایط آب وهوائی مناسب شروع به رشد میکند.این نطفه دوران چند میلیارد ساله را پشت سرگذاشته تا به تکامل امروزی رسیده .این نطفه خلق نمیشود بلکه بازافرینی میشود. خلق این نطفه برای اولین باردرزمین اولیه ودردرون سنگ رس واز واکنش های اولیه شیمیائی حیات صورت گرفت. خلق فقط یک بار اتفاق میافتد چیزی که ما هنوز به این مفهوم نرسیده ایم وفکرمیکنیم خلق الانسان من نطفه یعنی یعنی خلق دارد همینطورو مکررا اتفاق می افتد ونطفه هم همین نطفه انسان و در رحم زن است. بازافرینی خلق را خلق گرفته ایم وشبهات را خلق میکنیم. الله يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ.خدا است که خلق (حیات) را آغاز میکند وسپس آن را باز آفرینی میکند و سپس حیات بسوی او باز میگردد


مفهوم نطفه از نظر علم زیست شناسی.


همه ما با دو ملکول ساختارژن آشنا هستیم یکیDNA ودیگری RNA،میدانیم موجود زنده تا این ژن ها را نداشته باشد حیات ندارد حیات با پیدایش ژن آغاز شد .کدام زودترخلق شدند و کدام تکامل یافته ترند .چه چیزی نقشه اولیه ساختار اولین موجود زنده را برعهده داشته است دکس اوکسی ریبو نوکلئین اسید یا ریبونوکلئین اسید.این سئوالات باعث پدید آمدن نظریه های جدیدی شده وبحث های سختی دراین باره درجریان است.برخی اعتقاد دارند که ابتداDNA ایجاد شد وبرخی دیگر RNAرا خلق اول میدانند. کدام یک ابتدا اطلاعات ژنتیکی موجود زنده رابنا کرد. تاکنون همه ما میدانیم که DNA اطلاعات ساختار ملکولی بدن را دربردارد وازسه پایه ملکولی زنجیره ای پروتین ها،RNAوDNA تشکیل شده است.

مدت ها است که دانشمندان دراین فکر هستند که کدام نوع ملکول ساختار ژن یعنی DNAو یاRNA.ابتدا ایجاد شده اند ،بعلاوه حیات که همان فرمان نهفته دراين است چگونه درآن جای گرفت.دانشمندان به یقین رسیده اند که اولین ملکول حیات باید یکی از این دو باشند که اساس نطفه بر آن قرار دارد.باکشف کدینگ وساختار ژنوم موجودات زنده به این نتیجه رسیده اند که حیات از نطفه شروع شد. با بررسی باکتری های زنده کنونی که به عنوان فسیلهای زنده میتوان از آنها نامبرد متوجه شدند که باکتری های پروکاریوت ها یا باکتری های کهن فقط دارای زنجیره RNA هستند ،آنهم بصورت تک زنجیره بدون بازهای کدینگ که دو زنجیره DNA را بهم وصل میکنند.بنابراین به این نتیجه رسیدند که RNA قبل از DNA ایجاد شده ومدت بسیارطولانی سرنوشت شدن انسان را در دست داشتند وبرحیات زمین حاکم بودند.چیزی نزدیک به سه دوره تاریکی یا ظلمات پانصد میلیون ساله رنگ سبز در تصویر زیر. ارنست مایردانشمند برجسته زیست شناسی وتکامل این زمان را مطابق جدول زمین شناسی زیر نشان میدهد.



3/5 میلیارد سال قبل اولین نطفه حیات خلق شد وسه دوره پانصد میلیون ساله باکتری های تک سلولی غیرهوازی بدون هسته یا پروکاریوت (به آلمانی پروکارینوت) درسه نوع اول باکتری های غیرهوازی بدون هسته یا باکتری های کهن ودوم باکتری های غیرهوازی فتو سنتزوسوم سیان باکتری های غیرهوازی اکسیژن ساز.هرسه نوع دارای ملکول حیات RNA بودند وامروزه ازهرسه نوع باکتری ها نوع زنده آنها هم برای تحقیق دردسترس است که هرکدام درشرایط خاصی روزگار میگذرانند ،تاریخچه زنده ومتحرک حیات.این نوع باکتری ها نوع خاصی از موجودات زنده بودند با RNA یا ژن ناقص و تکامل نا یافته با متابولیسم ابتدائی .بنابراین نظریه جدید براساس دنیای شگفت انگیز RNA جای پای خود را درمحافل علمی بازکرد. این ژن هم از نطفه تشکیل شده که با نطفه ایوکاریوت ها که دارای ژن کامل DNA هستند تفاوت دارند.اینجا ژن نروماده دردرون باکتری وجود ندارد وسیستم تکثیر پذیری مانند میکرب ها است که یک سلول اجزای درونی خود را دوقسمت میکند وهر قسمت سهم خود را میگیرد وجدامیشوند.

به هرحال باکتری تقسیم میشود اما وراثتی درکار نیست وخصوصیات موجود زنده به نسل بعد منتقل نمیشود.RNA َپروتئین ها را کاتالیزه وتولید میکنند وهنگام تقسیم پروتئینها دوقسمت وژن هم دوقسمت میشوند وغشائ ازوسط نصف میشود هرکدام درغشائ سلولی ساده خود قرارمیگیرند ودوباکتری به وجود میآیند. RNAنطفه مخلوط که نروماده ندارد ودرهم ادغام شده اند ودارند با تکامل جنسیت نروماده یا ژن نروماده را درخود ایجاد میکنند ودرایوکاریوت ها ظاهر میشوند. قرآن این نطفه را نطفه امشاج نامیده است نطفه مختلط که نه جنسیت نردارد ونه ماده و در راه تکامل RNA به نوع تکامل یافته آن DNA که درباکتری هسته دار با غشائ هسته ای کامل وغشائ سلولی کامل تجلی میکند وقرآن آن را علقه مینامد که پرسلولی ها از این نوع ایجاد میشوند. همه موجودات پرسلولی از جمله انسان ازاین نفس واحده ایجاد میشوند. بنابراین نطفه نوع ناقص وکامل آن سرنوشت شدن انسان را دردو میلیارد سال دردست داشته است وخداوند متعال توجه ما را به این پدیده مهم خلقت جلب میکند. انسان های صدر اسلام میدانستند که آب مرد عامل بارور شدن زن است ولی ازنقش زن درآن اطلاعی نداشتند وزن را فقط قرارمکین یا ظرفی که باید آب مرد درآن ریخته شود تصورمیکردند. برای همین هم آب مرد را نطفه میدانستند این دیدگاه هنوزهم متاسفانه طرفداران پروپا قرصی دارد وعاملی مهم برای انحرافات ذهنی وخلق شبهات گردید.


برای خلق موجود زنده دوعامل اساسی باید ابتدا برنامه ریزی وخلق شوند.


اول غذای اولین موجود زنده .برای خلق اولین موجود زنده باید ابتد غذای مورد نیازآن فراهم شود. اول ملکول های الی غذائی یا ملکول های پایه حیات، موجودی که خلق میشود فقط درمحیطی که غذای مورد نیازش دردسترس است میتواند ادامه حیات دهد. دانشمندان براین نظریه که ابتد باید غذا ایجاد شده باشد وبعد نطفه حیات اتفاق نظردارند. قرآن به این موضوع اشاره دارد وبه محض ایجاد پوسته جامد زمین، بر روی آن برکت را قرار داد، برکت سنگ رس است که هم اکنون هم اساس وپایه کشاورزی وارتزاق عمومی مدیون خاک رس است وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ- درآیه قبل ازاین آیه اشاره دارد که زمین دردو دوره خلق میشود، دوره تکامل اتمی ودوره تکامل شیمیائی ودرپایان تکامل شیمیائی عناصروملکول های پایه حیات مانند آّب، متان،آمونیاک، انیدرید گوگرد وفسفروسایرعناصردرکنارآنها کانی های سیلیسیوم وآلومینیم، پیریت آهن وسایر تشکیل شده اند واینها هنوزدرمحیط مذاب داخلی زمین محصور شده بودند وپوسته جامد درحال سرد شدن بود وسپس پوسته جامد زمین روی آن را قرارمیگیرد ورواسی ازبالای زمین قرارداده میشود که حامل برکت بود. جعل فیها من فوقها (بالاترین لایه) وبارک فیها (برروی پوسته جامد برکت سنگ رس را قرارداد) وقدرفیها اقوات ها(غذای بیولوژیکی در چهار دوره برنامه ریزی شد) فی اربع ایام سوائ للسائلین برای نیازمندان به این غذا‌به مقاله حما مسنون وصلصال و نقش کلیدی ان در خلقت حیات مراجعه فرمائید.
دوم نطفه که همان ژن است درپایان این چهاردوره اقوات ازرسوب سیاه نشسته برلایه های داخلی سنگ رس ایجاد میشود وحیات با یک کن فیکون یا فرمان جهشی خداوند به عنوان روح خداوند درژن نفخه میشود وروح همان نرم افزار کنترل فرماندهی ژن است که حیات نام دارد (در قرآن روح موارد متعدد دارد، اینجا منظورروحی است که درموجود زنده برای اولین بارنفخه میشود،نفخ من روحی). دانشمندان هیچ وقت به این حیات دست نخواهند یافت .ملکول های ژن وتوالی ژنی را میتوانند درست کنند ولی وقتی درست شده حیات ندارد.حیات امر ماورائ طبیعی است.


کلمات درقرآن حساب شده انتخاب وبکارگرفته شده است وهرکدام معنی خاص خود را دارد وما نمیتوانیم هر جا دلمان خواست به میل خود معنی را تغییر دهیم .مثلا ابداع وبدیع یعنی ایجاد از عدم وفاطر وفطرهن یعنی ایجاد از انبساط وخلق یعنی ایجاد ازچیزی که دردسترس است. همه این ها برای یک پدیده فقط یکباراتفاق افتاده ونه مکررا. ادیسون برق را اختراع کرد حال هرتغییری دربرق ولامپ ها اتفاق می افتد دیگر اختراع نمیگویند تحول وتکامل برق است. همه ایات قرآن درمورد خلقت انسان باهم رابطه تنگاتنگی دارند، اینکه برای بسیاری این سئوال پیش می آید چرا درقرآن یکبار از خلق انسان از طین میگوید ویکبارازتراب ویک بار ازصلصال ویک بار از نطفه، برای این است که ما اصل موضوع را نفهمیده ایم. علم میگوید حیات از نطفه آغاز شد ونطفه دردرون سنگ رس واز مواد شیمیائی آلی پایه حیات وانسان هم ریشه درحیات اولیه دارد بنابراین انسان ازهمان نطفه اولیه حیات شروع به ایجاد شدن کرد ودر پروسه تکامل به انسان کنونی رسید . بنابراین نطفه درون جنین، دیگرخلق من نطفه نیست بلکه خلق ثم یعیده است بازآفرینی نطفه. همین نطفه که دررحم با تلفیق اسپرم مرد واوول زن ایجاد میشود دقیقا درزمین اولیه ازژن ها صورت گرفت وخلاصه آن دوره چند میلیارد ساله دررحم موجودات زنده از پستانداران دردوره کوتاه چند ماهه به نمایش در می آید وعجیب این است که اشکال ایجاد شده دررحم مثلا پستانداران وتخم پرندگان شباهت باهم دارند، یعنی همه از یک نفس واحده پا گرفته اند.


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-درحقیقت ما انسان را درصلصال وازحما مسنون خلق کردیم-آیه به وضوح اشاره به ایجاد ژن اولیه حیات از رسوب ملکول های پایه حیات دراثر تبخیر به دلیل داغ بودن سنگ رس دردرون لایه های داخلی سنگ رس (من دو معنی میدهد ازودرمفسرین همه معنی من را در آیات خلقت انسان " از" تعریف کرده اند) دقیقا چیزی که اخیرا دانشمندان زیست شناسی به آن رسیده اند. أَوَلَمْ يَرَالْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ-درمقایسه این دو ایه مشخص میشود که منظور خداوند همان چیزی است که بین صلصال وحما مسنون خلق شد.به این ایه بسیارجالب وپرمفهوم که خداوند درآیه متشابه ودر قالب تمثیلی پر معنا بیان کرده نظری بیاندازیم تا صحنه ایجاد حیات اولیه را برای خودمان تجسم کنیم. البته ذهن را به وادی علم زیست شناسی سوق دهید تا عظمت آیه روشن شود. هل أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا- إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا- إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا-آیا برانسان در روزگار(درتاریخ) زمانی نگذشت که چیزقابل ذکری نبود ما انسان را از نطفه مختلط که دچار سرنوشت شدن خود قرارگرفت (دچارآزمایش شدن، مبتلا به دوره تکامل خود شدن، دورانی باید سپری کند) خلق کردیم ودراو شنوائی وبینائی را قراردادیم وراهش را هموار کردیم آیا این انسان شاکر است یا پنهان کننده حقیقت. تاکنون ما کفور بودیم واقعیت های قرآن را با تصورات ذهنی کهن پوشانده ایم.

ایه ابتدا از دورانی نام میبرد که انسان درحال شدن بود ولی قابل ذکر نبود. زمانی انسان قابل ذکر میشود که نطفه اولیه او پدید اید. خلق الانسان من نطفه از این جا انسان قابل ذکر میشود ولی اشاره قرآن به چه تحولاتی است که منجر به ظهور نطفه در صلصال میشود، دوران قبل از پروسه ایجاد نطفه این موضوع دردو آیه مهم دیگرهم اشاره شده- ولَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِّن طِينٍ-درحقیقت ما انسان را دراجزائ تشکیل دهنده سنگ رس خلق کردیم منظور میتواند این باشد که ساختار شیمیائی ملکول های اولیه وپایه حیات درکنار اجزائ داخلی سنگ رس خلق شدند- آیه دیگرکه موید موضوع اشاره شده بالا است- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ خداوند ابتدا تمامی شرایط ایجاد حیات را فراهم میکندوبه نحو احسن مثلا پیدایش زمین ،قرارگرفتن زمین درکمربند حیات تکامل اتمی وتکامل شیمیائی که منجر به ظهور آب وئیدروژن فراوان که اساس حیات برآن بنا گذارده شد وقتی همه چیزآماده شد خداوند شروع به خلقت حیات میکند وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ بسیار پرمفهوم وعلمی وبیان گراین است که ملکولهای پایه حیات مانند متان، آمونیاک، بخار آب وسایرهمه درجوار سنگ رس شروع به ایجاد ترکیبات آلی ابتدائی میکنند وترکیبات شیمیائی لازم را که نسل بعد ازآن است متکی به سلاله من مائ مهین قرارداده میشود.

سلاله من مائ مهین دارای مفهوم علمی شیمیائی مهمی است که شرایط زمین اولیه برای ترکیبات آلی پایه حیات را روشن میسازد. آب چکیده ندارد بلکه اجزائ دارد که عبارتند از H,OH ومنظورازسلاله آب مهین ازاجزائ تفکیک شده آب که درمحیط کم آب بوده اند، آب مهین یعنی آب کم واین موضوع را میرساند که درزمان بدا خلق الانسان من طین اب فراوان وجود نداشته یعنی دربرکه ویا دردریا نبوده است بلکه دردرون پوسته جامد زمین این واکنش ها صورت گرفته است .مائ مهین نه آب مرد است ونه مائ دافق ،پروسه کاملا جدا گانه است که مقاله علمی دیگری را میطلبد. ما اکنون داریم این آیات را از نظرزمانی بررسی میکنیم .همه این ایات مقدمات خلق نطفه درصلصال را برای ما بیان میکند. چهار دوره اقوات برروی پوسته جامد زمین که درحال سرد شدن بوده ایجاد شده که منجر به نطفه اولیه حیات میگردد به این دو آیه توجه فرمائید


وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ- ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ
این دوایه نقطه مشترکی دارند قسمت اول ایه ها تا فاذا سویته وثم سویته بیان گراین است که قسمت اول هردو ایه به زمان مشترکی ارتباط دارند. قبل از سویته حما مسنون وصلصال است که درزمین اولیه صورت گرفته

بنابراین ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین هم به همان زمان برمیگردد نه به زمان ما که بگوئیم نسل یعنی نسل بعد از آدم ومائ مهین هم آب مرد.


پروسه خلق الانسان من طین بعد ازشروع اقوات درچهار دوره که به خلق الانسان من صلصال ختم میشوند، صورت میگیرد .انسان درچهار دوره اقوات دارد سرنوشت خود را رقم میزند تا به صلصال برسد. نکته جالب توجه تداخل چهار دوره اقوات با دوره ایجاد نطفه . در دوره اول ودوم اسید ها آمینه از 20 نوع خوراکی آن ،قندها ملکول ها پایه چربی ها ودردوره سوم پروتئین ها وماکروملکول های زنجیره ای ودردوره چهارم نطفه .این ترکیبات ایجاد شده ملکول های آلی خوراکی هستند کهدر محیط ودر حما مسنون وجود دارند تا در آب حل شوند وباکتری ها بتوانند ازآن تغذیه وبه رشد خود ادامه دهند.نکته ظریف اینجا است باکتری ها سوخت وساز ندارند با تاژک های خود باید اسید آمینه وپروتئن آماده را از محیط اطراف به داخل غشائ ناقص سلولی خود بکشانند وRNA که همان نطفه است با برنامه ریزی حیات به مصرف برساند. بنابراین چهار دوره اقوات هم غذای بعدی سوائالسائلین است وهم ملکول های پایه حیات. این چهاردوره را علم زیست شناسی هم دقیقا چهار دوره تعین وتعریف کرده که در مقاله- مفهوم واقعی منی ،مائ مهین ،حما مسنون ،صلصال ،نطفه و صلب و ترائب در قرآن مفصلا شرح داده ام.


بنابراین خلق حیات از نطفه ریشه درخلق درتراب دارد. مطابق اظهارات گفته شده در بالا- فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ وهمچنین خلق الانسان من طین همه مفهوم عمومی که انسان از خاک خلق شده از ماده بی جان به جاندار تبدیل شده.اول از تراب وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ وسپس به نطفه ختم میشود.این آیات دقیقا بهم پیوسته هستند وهر کدام مطلب خاصی از آن دوره را بیان میکنند. موضوع سلاله من طین وسلاله من مائ مهین مطالب کاملا علمی است که باید با دیگاه علم شیمی وزیست شناسی بررسی گردد ویقینا برای علم بسیار ارزنده وجدید است ودیدگاه نو وتازه را پیش پای علم میگذارد. درباره این دو مطلب در حال تدوین نوشتاری هستم که انشائالله تقدیم حضور خوانندگان عزیز قرار خواهد گرفت. بامید روزی که پرده ابهام تصورات ذهنی غلط از روی مفاهییم عالیه آیات متشابه قرآن که با علوم تجربی قابل فهم هستند برداشته شود .انشائالله.سید محمد تقوی اهرمی دی ماه 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت