ویژگی ها

خلقت کیهان و احدیت در قرآن


 


خداوند درقران مجید هدف از خلقت جهان مادی را ایجاد حیات در کره زمین و خلقت انسان در درون آن پروسه بیان می کند و تمامی موضوعات مطرح شده در باره  پدیده های حیات را نشانه های واضح و گویا برای هدایت انسان بسوی آفریدگار جهانیان-رب العالمین-قرارداده است.

خداوند اصل تفکر و تدبر و تعقل درآیات را واجب میداند و تاکید فراوان برآن شده است و کسانی که درآیات خداوند بویژه آیات موضوع کلمات متشابه  که بصورت تمثیل بیان شده است تفکر و تعقل کنند از مقام و منزلت خاصی برخور دارند.

هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ


"اوست كسى كه اين كتاب را بر تو فرستاد که درآن آيات محكم و صریح است آنها اساس كتابند و ديگر آیات  متشابهات هستند، اما كسانى كه دردلهايشان انحراف است براى فتنه‏ جويى از تشابه آن پيروى می‏كنند، تاويل این آیات را جز خدا و دانشمندان علوم كسى نمیداند و این دانشمندان میگويند ما به همه آن چه از طرف خداوند است ايمان داریم و جز خردمندان كسى متذكر نمیشود-"7 آل عمران  

آیات متشابه و رابطه آنها با علم روز

کلمات متشابه ظاهردارد و باطن. برخی مطالب که اکثرا در ارتباط با نشانه های خلقت در جهان مادی و به ویژه در مظاهر حیات در کره زمین است و با علوم طبیعی سرو کاردارند درقران بصورت تمثیل بیان شده که در زمان های مختلف ماهیت مفهوم آن روشن میشود. تاویل این آیات با  دانشمندان علوم است که به علم و تخصص در موضوع متشابه آشنا ئی دارند. بنابراین همانطورکه افراد عالم به علوم طبیعی درحیطه الهیات و معارف اسلامی تخصص ندارند و نباید در آن ورود کنند از علمائ معارف اسلامی و الهیات هم انتظار میرود در بخش هائی که تخصص آنها نیست نظر ندهند تا شبه خلق نشود و مورد سوئ استفاده مغرضین قرارنگیرد.

افراد مومن و افراد عالم معتقد یقین دارند که خداوند متعال علم مطلق است و کسی که علم را خلق کرده برخلاف سنت خودش که بر پایه علوم است آیه ای ارائه نمی کند اگر شبه ای ایجاد میشود از ذهنیات نفسانی و برداشت نا درست ما است.

هدف ازنوشتن این مقاله پرداختن به شبهاتی است که  در اثر برداشت های ذهنی متفاوت از آیات متشابه در خلقت کیهان ایجاد شده اند. از آنجائیکه تاویل این آیات ارتباط مستقیم با علم مربوطه دارد، عدم آگاهی با علوم عامل اساسی ایجاد شبهه است. قرآن درمورد خلقت کیهان، خلقت زمین و آسمان زمین که قرآن از آن به عنوان هفت اسمان یاد میکند، پیدایش حیات و سایر مظاهر حیات دارای یک نظر خاصی است به  عبارتی یک دیدگاه  خاص و هم آهنگی درباره موضوعات مختلف کلمات متشابه در قرآن وجود دارد.

ابتدا باید نظر قرآن را از لابلای آیات و با استناد به سیاق آنها  و آیات بعد و قبل بیرون آوریم. دراین مورد شهید مطهری، علامه طباطبائی، جوادی عاملی و برخی دیگرازعلمائ عظام رهنمود های لازم و مفیدی را ارائه داده اند که روش مناسبی برای دستیابی به واقعیت مفاهیم کلمات متشابه است رهنمود های آن بزرگواران و روش درک مفاهیم ایات متشابه دراین مقالات مورد استفاده قرارگرفته است .

دراین بین نکاتی که درقرآن درارتباط با علوم طبیعی و فیزیک است و به آنها برخورد کرده ام و نظر شخصی من است جهت تشهیذ ذهن و تفکر و تعمق در آنها بیان میکنم شاید کمکی باشد به ایجاد وحدت نظر در موضوعات متشابه که قریب به اتفاق همه در باره علوم طبیعی است. در قرآن به مواردی بسیار برمیخوریم که خداوند در باره یک موضوع خاص از یک دسته  آیات پشت سرهم استفاده میکند و در جاهای دیگری هم برای تاکید مکررا  تکرارمیکند. ازاین دسته آیات  میتوان به کنه مطلب و روشن شدن موضوع استفاده کرد

اینکه برخی میگویند از آنجائیکه قران به یکباره وحی نشده بلکه به تدریج نازل شده  پیوستگی و رابطه آیات با یکدیگر وجود ندارد نادرست است. قران بصورت یکپارچه به قدرت وحی بر رسول اکرم (ص) نازل شد و به مرور زمان به قدرت الهی برزبان آن حضرت جاری شد. پیوستگی و ارتباط آیات با هم از معجزات وحی است 

علت ایجاد شبهه از نظر قرآن

موضوعی که در این جا مناسبت دارد اشاره ای بشود و واقعیتی است که خداوند تبارک تعالی در آیه 52 سوره حج بیان میفرماید علت اصلی ایجاد و یا  خلق شبهات توسط افراد است که نا خواسته علی الرغم داشتن نیت خیر دچار آن میشوند عاملی که منشائ برداشت های ذهنی متفاوت شده است. این خصلت انسان است که سعی میکند آیات خداوند را با آرزو های ذهنی (برداشت های قبلی ذهنی) خود تطبیق دهد.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ  –"ما قبل از تو(ای پیامبرگرامی) هیچ رسول و یا نبئی نفرستادیم مگر اینکه هنگامیکه آنها ایات الهی را با  آرزوهائی که در ذهن داشتند مطابقت میدادند، شیطان درامنیه آنها (در آرزوها و تصورات ذهنی آنها) دخالت میکرد و خداوند آن القائات شیطانی را از ذهن آنها پاک میکرد و بدینطریق آیات خود رامحکم و تثبیت میکرد که خداوند عالم حکیم است ".

زمانی که رسولان الهی این چنین گرفتار القائات شیطانی میشد ند تکلیف سایر انسان ها روشن است – امنیه از مشتقات کلمات  منی و تمنی و به معنی آرزواست. تصورات ذهنی انسان هم خواسته نفسانی است که همان مفهوم آرزو و یا خواسته است که در ذهن انسانسکل گرفته است.

هرانسانی در اثر مطالعات به یک سری تصورات ذهنی میرسد که در باور آن شخص مینشیند و این تصورات میشود امنیه (تصورات ذهنی ) او. وقتی شخص با این تصورات ذهنی وارد مطالعه قران میشود سعی میکند آیات قران را طوری بیان کند که به آرزوی ذهنی خود مطابقت داشته باشد و از این جا است که تناقضات خلق میشوند و شبهات پا میگیرند و خوراک افراد مغرض برای القائ شک درعقیده مومن میگردد.

بسیاری متاسفانه برای تطبیق قران با ذهنیات خود آیه را می برند و ابتدا و انتها و سیاق آیه را ذکر نمی کنند چرا که اگر ذکر کنند تناقص دربیان تصورات ذهنی آنها ایجاد میشود و بهترین راه برای آنها رها کردن آیه و بریدن آیات است. بهترین مثال آیات 9 الی 12 سوره فصلت که تمامی در باره خلقت زمین است مکرر برخورد داشته ام که یک آیه از این بسته آیات را بیرون میکشند و مطابق امنیه خود انرا شرح میدهند و برخی هم ازخیرخواهی این کار را انجام میدهند و میخواهند با ان یک موضوع علمی که ارتباطی با آن ندارد را اثبات کنند که شیوه درستی نیست.

خداوند در قرآن درباره هر پدیده در خلقت نظر خاصی دارد که درهمه آیات که در آن ارتباط است هم آهنگی وجود دارد که انشا ئلله در فرصت مناسب به آنها می پردازیم. بحث را از ابتدای ابداع کیهان یا جهان مادی که درقرآن درمواردی به آن کل شیئ  خطاب میکند آغاز میکنیم .

فلسفه وجودی خلقت انسان

خداوند درآیاتی از قران تاکید داشته که اگر میخواست انسان هائی خلق میکرد که همه مومن و تابع باشند ولی برنامه ریزی و طرح از پیش تدوین شده ای برای انسان ها دارد. خداوند انسان ها خلق کرد و در معرض نبتلیه یعنی پروسه آزمایش قرارداده  و در پایان جهان مادی  و در قیامت انسان های تابع و مومن را برای برنامه های خود از دیگر انسان ها جدا میسازد و اراده کرده است که این جداسازی را بر اساس عدالت بین انسان ها انجام دهد و این ارزش والای انسان نزد خدا است.

خداوند منشائ پیدایش انسان را از زمان فطرنی به عبارتی از زمان انبساط کیهان (به زبان علم امروزی از زمان خلق ماده حتی جلو تراز خلق السموات والارض به معنی خلق کیهان ) میداند.

قران ازابتدای شروع برنامه ریزی برای ایجاد یک پروسه خاص که درروند تکامل قرارمیگیرد تا انتهای تکامل آن را انشائ میگوید. نشائ در کشاورزی قراردادن یک دانه در زمین و آب دادن و پرورش تا رسیدن به ثمرمعنی میدهد در اینجا نشائ براساس پروسه کشاورزی هدف شروع  کار و پروراندن تا  ثمر دادن است. انشائ درهرموضوعی معنی خاص خود را دارد. انشائ کیهان از ابتدای فاطر السموات والارض است تا رسیدن به هدف نهائی که مطلوب ذات باریتعالی است. این هدف درزمان خلق کیهان ایجاد آب، کان عرشه علی المائ و آب منشائ آیات است. عرش خداوند برآب وخلقت حیات درزمین

کلمات ابداع، فاطرو خلق (بدیع السموات و الارض، فاطر السموات و الارض و خلق السموات و الارض) دردرون پروسه انشائ کیهان قراردارند. انشائ انسان از زمانی است که خداوند متعال برنامه خلقت حیات را از فطرنی (بازکردن) آغاز کرد .

یعنی از زمان شروع انبساط کیهان. 

قَالَ إِبْرَهِیمُ لاَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ - إِلا الَّذِی فَطرَنی فَإِنَّهُ سیهْدِینِ .

 چرا کسی را پرستش نکنم که مرا از فطرنی (از ابتدای خلق ماده که درآغازانبساط کیهان بود شروع به خلق کردن) کرد. سوره زخرف 26و27  وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- چرا کسی را نپرستم که مرا از فطرنی (خلق) کرد و باز گشت بسوی او است. یک معنی الیه ترجعون میتواند باز گشت به فطرنی باشد یعنی آغاز خلقت ماده از احدیت، قبل از انبساط کیهان  محدوده زینگولاریته یا احدیت است که بسیار داغ و فشرده و صمد است. اجزای ماده درهم تنیده بودند یعنی هنوز ماده خلق نشده است و باز گشت نیز به همان اول مره یعنی محدوده  آغاز انبساط کیهان از نظرعلم  فیزیک زینگولاریته یا احدیت است.

جالب است که درقرآن بدیع السموات والارض هم داریم که ابداع کیهان است ولی خداوند انشائ حیات و دردرون آن انسان را از ابداع  کیهان نمی داند بلکه از باز شدن کیهان میداند. ابتدای فطرنی آغاز خلق ماده است کیهان ازهیچ ابداع شد  و تا زمانی که باز نشده بود یعنی منبسط نشده  بود ماده هم خلق نشده بود و ابتدای خلق جهان مادی از انبساط کیهان بوده است.

هدف  افرینش کیهان

از آنجائیکه هدف آفرینش کیهان از نظرقرآن خلق حیات و خلقت انسان بوده است و برنامه ریزی الهی براین اساس قرارداشته  الا الذی فطرنی همان آغاز خلقت انسان است. الیه ترجعون بازگشت به خدا است یعنی به احدیت که ماورائ ماده  و جهان مادی است. بازگشت انسان به خدا هم باید درمحدوده ای باشد که ماده وجود ندارد. انسان پس ازمرگ به برزخ غیرمادی میرود و از برزخ مجددا به جهان مادی قیامت برمیگردد که درمقاله زمان برزخ ازمرگ تا قیامت لحظه ای بیش نیست مراجعه فرمائید.

فطرنی درحقیقت معنی تحت الفظی این کلمه این است خداوند مرا باز کرد. این معنی ظاهر آیه است و مفسرین که اطلاعی از خلقت و آعاز خلق کیهان وماده  نداشتند آن را خلق کردن معنی کرده اند در صورتیکه معنی درست آن ایجاد از انبساط است.

خداوند با این کلمه تعبیر بسیار والا تری را بیان میکند. حال به عظمت این آیه توجه فرمائید. منظورخداوند از این کلام چیست. میخواهیم درآیه  تفکر و تعقل کنیم. برای روشن شدن موضوع مقداری به آفرینش کیهان اشاره داشته باشیم  ابتدا باید بدانیم قبل از کیهان چه بود و خدا به تعبیر قرآن چیست. این که خداوند متعال خالق کل شیئ و قادر متعال است واضح و روشن است.

قل الله خالق کل شیئ و هو الواحد القهار خداوند خالق کل شیئ یعنی جهان مادی است و قدرت تک یا تنها قدرت است. درقرآن کلماتی وجود دارند که خداوند در قالب این کلمات به بیان حقیقت می پردازد -وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِه- سوره اخلاص را ملاحظه کنیم در آن سوره مفاهیم پرمعنائی وجود دارد.

مفاهیم والای سوره  اخلاص

خداوند چرا خود را احد و صمد نامیده است. معنی اصلی صمد  توپری و فشردگی است، این  دو کلمه  احد  و صمد طوری بیان شده است که رابطه مستقیمی با هم را میرسانند. 

قل هوالله احد-الله الصمد-لم یلد ولم یولد-ولم یکن له کفوا احد   

خداوند احد است - خداوند صمد ( توپری از صفت ذاتی خداوند است که نفی تو خالی بودن ماده است ) – نه زائیده میشود و نه میزاید یعنی بسیط مطلق است- هیچ احدی، احد خداوند نیست، احد صفت ذاتی خداوند متعال است و در قرآن تاکید  بر صفت ذاتی بودن پروردگار فقط یک بار در سوره توحید آمده است. بگو خداوند احد است هوالله احد یک معنی و کلام بسیار استثنائی و مفسرین درمعنی این کلمه بسیار بحث کرده اند. بمعنی یکتا و تک آورده شده.

حالا چرا خداوند متعال این کلمه را انتخاب کرد بسیار جالب است در آیه بعد بلافاصله  الله الصمد می آید خدا هم احد و هم صمد است. هردو از صفات ذاتی خدا هستند و پس از آن دو مختصات جهان مادی را ذکر فرموده، چیزی را به وجود آوردن و از چیزی به وجود آمدن. به عبارتی توخالی بودن صفت ماده است وقتی ماده تو خالی است مسلما چگالی آن هم فشرده نیست. خداوند از صفت مادی مبرا است.  یلد و یولد دو صفت بارز دیگر مادی است یعنی مرکب بودن و چیزی را به وجود آوردن و از چیزی به وجود آمدن ولی خداوند مرکب نیست و بسیط است. سه آیه اول این سوره با هم مفاهیم تنگاتنگی دارند. درمعنی صمد که فقط یکبار در قران آمده روایات بسیاری نقل شده که دو روایت که در ارتباط با صمد و احد است انتخاب کرده ایم  که مقصود ما را میرساند.

در روایتی از حضرت امام حسین (ع ) معنی صمد چنین آمده: " صمد کسی است که در نهایت  سروری و بزرگی باشد و کسی است که نمی خورد ونمی آشامد  و نیز کسی است که پیوسته بوده  و خواهد بود  صمد کسی است که تو خالی نیست و صمد کسی است که نمی خوابد"  در حقیقت حضرت تمامی معانی صمد را ذکر کرده از جمله تو خالی نبودن. توخالی بودن صفت ماده است و ماده از توپری وفشردگی خلق شد.

عارفان از جمله ملا صدرا برای خداوند مراتبی قائل هستند یکی از آنها مرتبه احدیت است که به غیب مطلق نیز تعبیر می شود و ذات باریتعالی باین جهت احد گویند که تمام تعینات و مفهومات حتی مفهوم ذات و معرفت و هویت دراین مرحله نفی میشوند و این مرتبه هیچ  اسم و نشانی ندارد معرفت وهویت دراین مرحله نفی میشود (علم فیزیک این مرحله را زینگولاریته مینامد که به عربی میشود احدیت ).

در کلام حضرت امام حسین (ع) یک نکته جالب است و آن تو خالی نبودن  ذات باریتعالی و معنی بارز و اصلی صمد هم همین است، تو خالی نبودن میتواند معنی تو پر بودن نیز بدهد. این بدان مفهوم نیست که  ذات خداوند تو پراست که خداوند ازهر صفتی مادی مبرا است تو پر بودن نفی تو خالی بودن است که از صفات ماده است  ولی این معنی را میدهد که توپری از ذات خداوند سرچشمه میگیرد.


اکنون روایتی از حضرت امام زین العابدین علی ابن الحسین(ع) نقل میگردد از حضرت در باره سوره توحید پرسیدند  فرمود: ان الله عزّوجلّ علم انه یکون فى آخرالزمان اقوام متعمِّقون فأنزل الله عزّوجلّ (قل هو الله احد الله الصمد) والآیات من سورة الحدید الى قوله (وهوعلیم بذات الصدور) فمن رام وراء هنالک هلک.1
از على بن الحسین -امام سجاد-(ع) درباره توحید پرسیدند، پس فرمود: خداى عزّوجلّ مى دانست که در آخرالزمان گروه هایى متعمِّق خواهند بود، پس خداى عزّوجلّ (قل هو الله احد الله الصمد) و آن آیات از سوره حدید تا  قول خداوند (وهوعلیم بذات الصدور) را فرو فرستاد. پس هرکس فراتر از آن را  قصد کند، هلاک مى شود " درآخرالزمان گروه هائی متعمق خواهند بود پس خدای عزوجل قل هوالله احد الله الصمد و آیاتی از سوره حدید تا  قول خداوند  و هو علیم بذات الصدور را  فرو فرستاد (برای گروهی ازآیندگان که مفاهیم آن را درک میکنند) دراین روایت متعمق اقوامی هستند که براساس دانائی و علم فکر میکنند دقت فرمائید آیات اول سوره حدید تا آ یه 4 تمامی درباره خلقت کیهان است و برای بهتر فهمیدن آنها  نیاز به علم روزاست پیشرفت علم مفاهیم کلمات متشلبه را عیان میکند.

با توجه به مطالب بالا و با توجه به بیان ملا صدرا درمعنی احد که صفات و مفاهیم درآن مورد توجه قرارگرفته وعین ذات اعتبارپیدا میکند و میگوید از کثرت مظاهر اسمائ اللهی و صفات، عالم خلق میشود، بنابراین اینطوراستنباط می شود که خلقت کیهان مستقیما از احد سرچشمه میگیرد. حال متوجه میشویم چه ارتیاطی بین کلمه احد ، صمد و دو صفت بارز ماده  یعنی تکثیر و تجزیه پذیری در این سوره وجود دارد و خداوند متعال با کلمه خود چه چیزی را میخواهد بما تفهیم کند . لم یلد و لم یولد هر دو با هم بمعنی بسیط بودن ذات احد است و احدیت هم محدوده ایی که از احد سرچشمه میگیرد .با این اوصاف احدیت محدوده ایست که به قول ملا صدرا مفاهیم جهان مادی از اعتبار می افتند صفات  ماده  و خود ماده درآن وجود ندارد ولی از آن ذات مبارک سرچشمه میگیرند.

نظر فیزیک مدرن در ارتباط با پیدایش کیهان

این جمله زیبا در وصف احدیت را ملا صدرا بیان داشته که دقیقا صحبت هاوکینگ و دانشمندان فیزیک در توصیف پیدایش کیهان است یعنی ماده ازهیچ خلق میشود. خداوند احد کیهان را ازهیچ آفرید. حال نگاهی به نظرفیزیک مدرن درارتباط با پیدایش کیهان داشته باشیم. انبساط کیهان مقوله است که با کشف آن به فکر دانشمندان خطور کرد که باز شدن کیهان که همینطورادامه دارد زمانی ازیک مرکزی شروع شده است. این مطلب باعث شد علم فیزیک به نقطه اولیه پیدایش جهان مادی برسد و تئوری های بسیاری مطرح شد ومدل استاندارد کیهانی آخرین تئوری مورد قبول دانشمندان قرارگرفت.

آزمایشات متعددی مقبولیت علمی آنرا افزایش داد. این تئوری میگوید کیهان ابتدا نقطه ای بینهایت کوچک و فشرده ومحتوی انرژی ناب بود. دراین نقطه قوانین فیزیک مکان  و زمان هنوزایجاد نشده بود (آنقدرکوچک یود که از نظرریاضی متمایل به هیچ بود ). دریک لحظه انفجاری بنام بیگ بانگ رخ میدهد و در کسری از یک ثانیه پس از آن کیهان از هم باز میشود و ماده شروع به ایجاد میکند و کیهان درشش دوره یا مرحله که حدود سه دقیقه بدرازا کشید پدید می آید و98 درصد ساختار مادی آن بوجود می آید. مرحله آغاز بیگ بانگ تا باز شدن کیهان را محدوده پلانک مینامند و این محدوده را علم فیزیک زینگولاریته یا به زبان فارسی تکینگی و به زبان عربی احدیت کیهانی مینامند. احدیت تعریفی درعلم اختر شناسی است که مختصات یک ماده در آن هیچ میگردد یا محو میشود.

علم فیزیک وریاضیات از نقطه آغاز بیگ بانگ که زمان هنوز خلق نشده بود و فضا هم به وجود نیامده بود را آغاز زمان مینامند وآن را لحظه صفر زمان مینامند و تا ده به توان منهای 43 ثانیه با وجود محاسبه زمان هنوز زمان خلق نشده بود و این محدوده را که محاسبات در آن سقوط میکند و کلیه تعاریف مادی از کار افتاده بودند زیرا که هنوزخلق نشده بودند را احدیت مینامند .علم فیزیک میگوید دراین لحظه کوتاه کیهان از نور بسیارچگال و توپر و بسیط و در یک محدوده بسیار کوچک تشکیل شده بود و این نوراز کجا آمد میگوید ازهیچ آمد وپرفسورهاوکینگ دانشمند برجسته فیزیک میگوید خود خودشان را پدید آوردند.

بنابراین کیهان ازهمان هیچ ایجاد شده وآن مختصاتی است که تعاریف ماده وجهان مادی در آن راهی ندارد. هیچ هم یک تعریف مادی است. این نظر فیزیک است. ماده که توخالی و مرکب است. جهان مادی در آن محدوده هیچ وعدم است ، تعاریف مادی دراحدیت هویت خود را از دست میدهند .دراحدیت  فیزیک جهان مادی دارد از عدم و هیچی شروع به ایجاد میکند وعلم فیزیک دیگر قادر نیست به ماورائ جهان مادی رسوخ کند. بنابراین احدیت  فازی یا برزخی است (با برزخ قیامت اشتباه نشود ) بین جهان مادی وماورائ جهان مادی که عالم غیب است که مقدرات جهان مادی ازآنجا نشآت میگیرند–قبل ازایجاد کیهان فقط  نورعلی النور بود که به تعریف علم فیزیک انرژی ناب و این محدوده خداوند متعال بود. کل شیئ (کیهان) از آنجا نشات گرفت وبه آنجا برمیگردد.انا لله وانا الیه راجعون 

هو الاول  و الآخر و الظاهر و الباطن

و پس از جمع شدن کیهان نیز تنها خدا میماند هوالآخر. همه چیز (کل شیئ ) به خدا باز میگردد. دقیقا عمل عکس پیدایش جهان مادی بوقوع می پیوندد. موضوعی که علم فیزیک وهاوکینگ دانشمند فیزیک به آن رسیده اند که برای مدل استاندارد کیهانی دو احتمال درآینده آن وجود دارد اول جهان همینطور به انبساط ادامه میدهد و جهان مرز پایانی ندارد، دوم انبساط تا مرزی ادامه می یابد و متوقف میشود و شروع به بازگشت به حالت اول میکند و مجددا به احدیت می پیوندد (احدیت فیزیک) و روی این مسئله بحث میشود و قران میفرماید همه چیز– کل شیئ به خداوند بازمیگردند و این نظر قران است. علم فیزیک میگوید درکیهان زینگولاریته( احدیت) ها فراوان هستند و زینگولاریته اصلی زمانی است که  کیهان دارد خلق میشود ولی هنوزماده ایجاد نشده و قوانین چهار گانه فیزیک دارای یک هویت واحد بوده اند و خداوند میفرماید زینگولاریته ها وجود دارند ولی هرزینگولاریته ای زینگولار(احد) خداوند نیست. ولم یکن له کفوا احد.هر احدی احد خداوند نیست. خداوند میدانست که سعی و تلاش انسان برای کشف حقایق جهان خلقت به کشف احدیت در کیهان منجر میشود ودقیقا این کلمه را در1400 سال قبل بیان کرد واین کشف بزرگ ازهاوکینگ نیست ولی تلاش این دانشمند بزرگ راه را برای رسیدن به واقعیت وجود و شناسائی خداوند هموارتر کرده است و مفاهیم کلمات قرانی مانند بدیع، فاطر، احد و صمد با کشفیات جدید درفیزیک روشن میشوند .

افسوس که ما به زوایای علمی آیات خداوند توجه نمی کنیم. تعقل و تفکردر آیات که واجب قرانی است را رعایت نمی کنیم.

 وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى- وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى-انسان چیزی جز سعی وتلاش خود نیست ( هویت انسان برسعی وتلاش نهاده شده) و بزودی نتیجه سعی وتلاش خود را خواهد دید  و امروز این پیش بینی خداوند را میبینیم .

و سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. وبزودی نشانه های خداوند را در کیهان و اطراف و در وجود خودتان مشاهده خواهید کرد که برای شما دلیل روشنی باشد که خداوند واقعیت دارد و برحق است آیا این نشانه ها شما را کفایت نمیکند .

هوالاول. غیرازخداوند هیچ چیز نبود و امر او برابداع کیهان قرار گرفت و فرمود باش و شد. ما باید معانی کلمات کلیدی مانند ابداع ، فاطر و خلق را برای خودمان روشن کنیم و درتمامی مراحل از آن مفاهیم پیروی کنیم. اول ابداع معنی پدید آمدن ازهیچ را میدهد. یعنی ظاهرشدن ازعدم ، دوم فاطر به معنی باز شدن است وقتی یک سیستم بسته باز میشود بستگی به محدوده اطراف آن دارد و آن فضا اشغال میکند به عربی میشود فطر و انبساط از یک نقطه آغازین باز شدن شروع میشود و سوم خلق است به معنی ایجاد شدن، ایجاد شدن لازمه اش وجود و در دسترس بودن چیزی که ازآن یک پدیده ایجاد میشود. پس خلق به معنی ایجاد برای اولین بار است و بعد از خلق اولی دیگر نباید به آن خلق گفت بلکه استمرار وجود است باز آفرینی خلق است.

ما اگر یک تعریف واحدی را از معانی کلمات قرآنی داشته باشیم سریعتر به مقصود منظور خداوند در یک تمثیل دست پیدا میکنیم و دچار شبهه نمی شویم. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون .بدیع به معنی  پدید آمدن ازعدم و یا به عبارت علم فیزیک پدید شدن از هیچ. بدیع فقط یک دفعه صورت گرفت و کاملا سریع و در یک چشم بهم زدن و یا آنی از نور ذات باریتعالی –نورعلی النور-انرژی ناب و از احدیت خداوند  کیهان ابداع شد. دقت فرمائید کیهان هنوز فطرهن نشده هنوزخلق نشده و درمرحله ابداع است. کلمات خداوند هرکدام مفهوم خود را دارد. از این جهت است که خداوند میفرماید درآیات تفکر کنید و تعقل کنید. معنی کلمه ابداع را از بیانات گهر بار حضرت فاطمه زهرا (ع) درخطبه معروف ایشان پی میگیریم -

ابْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بمشیته - وهمه چيز را ازهيچ پديد آورد و براي آفرينش الگو برداری نکرد ( کپی برداری نکرد) بلكه آنها را به قدرتش آفريد و به اراده ‏اش خلق كرد. حضرت مطلب بسیار ظریفی و پرمفهوم را بیان فرموده اول کون وسپس ذرائ-اول آفرینش و بعد خلق .علم فیزیک مراحل پیدایش کیهان را چنین توصیف کرده است .ابتدا بیگ بانگ رخ میدهد و از یک نقطه فوق العاده کوچک و فوق العاده چگال یا فشرده یا توپر ایجاد کیهان شروع میشود. ولی هنوزماده به وجود نیامده .حرارت و فشردگی آنقدر زیاد است که ماده امکان وجود ندارد. برای همین هم دانشمندان فیزیک درمانده اند که این همه حجم عظیم ماده آنهم  درنقطه ای بینهایت کوچک از کجا آمد. هاوکینگ دانشمند بنام فیزیک میگوید ما فیزیک دانان کشف میکنیم که کیهان چگونه بوده وهست و ما کار نداریم که ازکجا آمده بنابراین از نظرعلم فیزیک بهترین دلیل از هیچ  است به عبارتی خودشان خودشان را آفریدند.

قران میفرماید ما آن را از هیچ آفریدیم و جواب آقای هاوکینگ را چنین میدهد .

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُون- آیا بی هیچ خالقی پدید آمده اند یا خود خالق خویشند. درست همان جمله هاوکینگ که کیهان خود خودش را پدید آورد. کلمه من غیر شیئ یعنی هیچ-

أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ آیا آسمانها و زمین (کیهان ) هم همینطور خلق شده اند. نه، به یقین نرسیده اند. بدیع السموات والارض-ابداع(دوره ابداع کیهان ) را علم فیزیک محدوده پلانک مینامد که فقط تنها کسری از یک ثانیه بود وسپس یک باره کیهان باز میشود، انبساط می یابد و فوتون ها و ضد آنها ،آلکترونها وضد آنها و نویترینو و ضد آنها امکان وجود می یابند و از این مرحله ماده خلق میشود و آنهم در شش دوره که مجموعا حدود سه دقیقه طول میکشد. مشروح این دوره درمقاله خلقت کیهان از هیچ نظرعلوم طبیعی وقرآن آورده شده است. 

وهوالذي خلق السموات و الارض في ستّة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً و لئن قلت انّكم مبعوثون من بعد الموت ليقولنّ الذين كفروا ان هذا الا سحرٌ مبين-و او کسی است که  کیهان را در شش روز بیافرید در حالی که عرش او (طرح وبرنامه یا مدیریت او) برآب قرار داشت تا شما را در بوته آزمایش برای بهترین عمل نیکو  قرار دهد

خداوند با خلق فسوی وقدر فهدی ( خلق میکند و سپس به شکل دهی آن میپردازد، برنامه ریزی میکند و سپس به هدف غائی هدایت میکند) خلقت کیهان را درشش دوره چنان مدیریت کرد که پس از حدود سه دقیقه 98 درصد ماده اولیه ساختار کیهان خلق شد حدود 75 درصد ئیدروژن و24 درصد هلیوم و اساس خلقت آب در این لحظه فراهم شد  هدف آفرینش کیهان خلقت آب بود و آب مایه حیات است و حیات انسان را درخود پدید آورد-پس فطرهن وخلق مراحل مختلف خلقت کیهان نقطه  ازشروع انبساط است وهر دو مرحله جزئ انشائکم انسان است خلق به معنی ایجاد برای اولین بار از چیز دیگر.

هنگام خلقت کیهان طرح و برنامه خالق متعال برایجاد آب قرارداشت .همین آب است با فرمول H2O  که حیات ازآن پدید آمد. من المائ کل شیئ حی. خداوند کیهان را خلق کرد تا آب را بیافریند و آب هم پدید آورنده حیات است و انسان هم دردرون حیات و درکره زمین درآب یعنی همین آب که ما می آشامیم خلق شد.

سید محمد تقوی اهرمی –شهریور 1394-ویرایش دوم مهر ماه1395-ویرایش جدید مهر ماه 1397

     

 




.
 
 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت