ویژگی ها

موت و حیات به عنوان یک پدیده تجدید شونده در قران

موت و حیات به عنوان یک پدیده تجدید شونده در قران


تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ- والا مقام است خدائی که فرمانروائی جهان مادی از اوست و سیطره قدرت او تمام جهان را فرا گرفته همان کسی که مرگ و حیات را پدید آورده است تا در پروسه احسن عملا شما را بیازماید. او آمرزگار و بخشاینده است سوره ملک آیه 1 و2 موت و حیات بعنوان یک پدیده و قانون طبیعت است و باید به آن به دید یک هویت واحد نگاه کنیم، یعنی یک قانون و آن لازمه حیات است و استمراراین پدیده در زمین ضامن چرخه و زنجیره زندگی موجودات زنده گیاهی وجانوری است.

 

استمرار مرگ و  حیات و تآمین مواد غذائی شالوده اصلی نظام تجدید پذیری حیات است و خداوند آنرا همراه اقوات که در چهار دوره آنرا خلق کرد قرارداد و خصلت تکثیر پذیری بصورت بیولوژیکی را در آن نهادینه کرد تا همه موجودات زنده درشعاع اجرائی آن قرار گیرند و آنرا تحت نظام آزمایش قرارداد تا بهترین عملکرد ها را درآن بیرون آورد. ایکم احسن عملا همه موجودات را دربرمیگیرد نه فقط انسان کل نظام آفرینش حیات بر پایه تکامل عملی و رفتاری موجودات شکل گرفته است. تکامل یک اصل است البته نه تکاملی که داروین بیان داشته تکامل براساس باورقرآن که پایه اساسی آن را داروین اعلام کرد.


خداوند هرموجودی را بر اساس طرح و برنامه خود خلق کرد در زمین آنرا پرورش داد و بار آورد وهر گونه موجود زنده را مستقل از درون تکامل بیرون آورد. هر گونه موجود زنده  دارای کد حیاتی خاص خود است. این که بطورمثال یک گونه کفشدوزک دراقصی نقاط کشوربا همان گونه از دور ترین نقطه جهان درخصوصیات فردی بطور حیرت انگیزی کاملا شبیه بهم هستند و شرائط محلی وگذشت زمان کوچکترین تغییری درشکل و رفتارآن نداشته بیانگر تکامل خاصی است. باکتری های اولیه حیات که در شرایط خاصی زندگی میکردند ونسل های بعدی حیات از آنها پا گرفتند بدون اینکه منقرض شوند به همان شکل سه ونیم میلیارد سال پیش همچنان در حیات زمین زنده وفعال هستند.


دو عنصر قانونمند مرگ و حیات و مواد غذائی پدید آورنده حیات موجودات است. همانطورکه خداوند متعال در بدوخلقت نورو ظلمات را که اساس وجود و سنگ بنای کیهان است نور یعنی انرژی یا ماده وظلمات یعنی ماده تاریک و انرژی تاریک از آن پدید آمد در بدو خلقت زمین و حیات درآن هم مرگ و حیات ومواد غذائی تکثیر پذیر را آفرید. در همه آیاتی که احسن عملا ذکر شده در تفاسیرمتعدد به نیکوکاری وعمل شایسته انسان اشاره شده که این هم یکی از آن اعمال برتر و شایسته است ولی با استناد به آیه " هوالذی خلق السموات والارض فی سته ایام وکان عرشها علی المائ لیبلوکم ایکم احسن عملا " بیشتر معنی تکامل درعمل است نه فقط برای انسان که کل موجودات حیاتی و خداوند انسان را که خلیفه خدا در زمین است و بر کل حیات موجودات تسلط دارد را خطاب قرار میدهد آنهم بعد از کان عرشها علی المائ طرح و برنامه ومدیریت او برایجاد آب در زمین قرار داشت تا حیات را پدید آورد و تکامل موجودات را شکل دهد و بهترین و شایسته ترین اعمال را در حیا ت زمین برگزیند

که یکی انسان بود بعنوان شاهکارخلقت در حیات در آیه دیگر میفرماید.

إنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا.


در حقيقت ما آنچه را كه در زمين است زینتی براى آن قرار داديم تا بيازماييم كه كدام يك عمل برتردارند و آیه بعد ادامه میفرماید- وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا و آنهائی که در زمین قراردادیم (همان هائی که زینت زمینن قراردادیم) بی حیات خواهیم کرد. دراین آیه یقینا منظور انسان نیست که زینت زمین باشد. حیات و موجودات زنده منظور است و تسلسل مرگ و حیات یک گونه گیاهی و یا جانوری و تداوم آن طی سالیان دراز باعث انتقال خصیصه های فردی یک گونه و تطابق با تغییرات محیط زیستی و بقای موجودات زنده میشود.

این تغییرات که با احسن عملا همراه است همان تکامل گونه های حیات است مرگ و حیات را باید در یک قالب دید نه جدا ازهمم این قانون و اصطلاح زیبا درمحافل علمی زیست شناسی آنطور که قرآن بیان داشته و پایه تکامل قرار داده  مورد توجه قرارنگرفته است. داروین یک معتقد مسیحی بود و به خدا اعتقاد داشت ولی مطالعات زیست شناسی او بویژه در تکامل موجودات که بسیار ارزشمند است وی را از خدا دور کرد حق هم داشت چرا که تعریف خدا در محافل دینی در محل زندگی او یک تخیلات کاملا پرت ازعلم و دانش بود چنین می پنداشتند که تمام موجودات با همین شکل و شمائل یکباره خلق الساعه شدند که با مبانی علم کاملا در تضاد است ولی قرآن این نوع تفکررا قبول ندارد البته درسئوالاتی که از وی کرده اند میگوید من خدا را نفی نمیکنم ولی مسائل علمی با تصورات مذهبی هم خوانی ندارد و هر کس خدا را در ذهن خود طوردیگری برداشت میکند و نظریه تکامل را ارائه داد.

سنگ بنای علم زیست شناسی را بنیان گذاشت البته اشاره شود که ابهامات بسیاری درتئوری تکامل داروین است که هنوز پاسخ داده نشده. اصل تکامل در قرآن پذیرفته شده است آیات فراوانی در این زمینه است که فعلا به یک آیه اشاره میکنیم خداوند میفرماید. ایه 1 سوره دهر


هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا. انسان در دهر بود و روزگاری براو گذشت ولی چیز قابل ذکری نبود انسان بود ولی چیز قابل ذکری نبود. سلول اولیه حیات که باکتریهای غیرهوازی بودند و درحقیقتت نطفه اولیه حیات بودند  نیای اولیه سنگ بنای بشربود. این چیز قابل ذکر نبودن جزئ سرنوشت انسان است ولی با انسان شدن فاصله بسیاری داشت بشربود تکامل یافت و انسان تکامل یافته روح خداوند در نهاد او گذاشته شد و آدم به عنوان اولین انسان تکامل یافته پا به عرصه زندگی گذاشت وهمه انسان ها از نسل اویند.

 موضوع تکامل در حیطه این مقاله نیست و بحث جداگانه ای می طلبد که انشائلله به آن خواهیم پرداخت. قانون مرگ وحیات درمورد انسان هم صدق میکند. خداوتد متعال میفرماید. 

کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحیکم ثم الیه ترجعون .چگونه خدا را انکار میکنید با اینکه شما مرده بودید پس شما را زنده کرد وبعد میمیراند و سپس بسوی او بازمیگردید. انسان بر اساس این قانون (قانون مرگ و حیات ) مرده بود و در اثر عامل تکثیر پذیری و استفاده از اقوات (غذای بیولوژیکی) و از طریق جفت گیری و از اختلاط نطفه مرد و زن ایجاد شد و بازهم براثر این قانون میمیرد و نسل دیگری بجا میگذارد-

استمرارمرگ وحیات- وبه عالم برزخ میرود و سپس درقیامت مجددا زنده میشود با همین ساختار بدنی مادی، ما خلقکم و لا بعثکم الا لنفس واحده ، خلقت شما و برانگیخته شدن شما از یک نفس است یعنی همان نفسی که هستید همان هم در قیامت زنده میشوید. هردویک نفس واحد هستند، ماهیت نفس دنیا وآخرت انسان یکی است، واین دلیل آشکار برمعاد جسمانی است. نفس واحده اینجا به معنی نفس انسان در دنیا و همان نفس آخرت واحده هستند. دقت شود این کلمه در آیه مفهوم خودش را دارد.

خداوند یک انسان خاص را نمی گوید کلی میفرماید انسان هم مثل پدیده های خلقت شامل قوانین خلقت است. یک انسان بعنوان یک فرد مشخص فقط یک بار بدنیا می آید (از نطفه نر وماده ایجاد میشود در آیه فوق اول اموات بوده و سپس احیائ میشود صحبت از خلق شدن نیست، خلق یکبار است برای اولین بار از نطفه اولیه حیات در زمین اولیه نه از نطفه مرد) و یک بارهم میمیرد. این باز آفرینی خلق اولیه است ویک بار هم در قیامت زنده میشود و سپس در پیشگاه خداوند حضور می یابد. انسان به عنوان یک پدیده حیات مانند تمامی جانداران در استمرار مرگ و حیات قرار گرفته و مانند خاکی که توسط میکروارگانیسم های زنده بار میآید و آماده میشود و با آب گیاهانی که مرده اند زنده میشوند و مواد غذائی بیولوژیکی مورد نیاز موجودات زنده  و انسان در دسترس قرارمیگیرد و در ساختار بدنی انسان وارد و پس از لقاح نطفه مرد و زن انسان جدیدی متولد میشود. مقایسه زنده شدن انسان به زمین(خاک) مرده و گیاهان نمونه بارز این تفکراست. حال چرا خاک مرده مطلب بسیار پر مفهوم علمی است که مقاله جداگانه ای میطلبد.

يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ


زنده را از مرده بیرون آرد و مرده را از زنده و زمین را  پس از مردنش زنده می سازد و شما نیز این چنین از زمین بیرون می آئید. همانطور که زمین را پس از مردن (خشک شدن) زنده میکند ارض اینجا به معنی کره زمین نیست منظور خاک است وقتی خشک شده حیات ندارد و با باران و روئیدن گیاه زنده میشود شما انسان را نیز زنده میکند. این زنده کردن در این آیه ارتباطی با زنده شدن درقیامت ندارد. در آیه دقت شود. درآیه دیگر

وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ 

و نشانه دیگر برای آنها این است که زمین مرده (خاک) را زنده کردیم و دانه از آن بیرون آوردیم برای تغذیه.

سه عامل مهم تجدید پذیری حیات مرگ و زندگی وتغذیه

انسان هم میت بود و زنده شد مانند خاک که مرده بود و زنده شد. خارج شدن انسان از زمین چطورانجام میشود درچهارچوب قوانین زیست شناسی ارتباط  نر و ماده  و ایجاد نطفه. همانند کلیه پدیده های خلقت. اینکه خداوند متعال میفرماید ما انسان را از نطفه آفریدیم منظور خلقت  بعد از آفرینش وابدائ اولیه است. خلقت اولیه انسان در زمین از نطفه آغازشد ودر درون طبیعت و بر اساس قوانین طبیعی تکامل یافت و در مراحل بعد قانون تکثیر پذیری همانند سایر موجودات بر او نیز حاکم میشود و پیدایش جنین خلق نیست باز آفرینی خلقاست. این همه زمین مرده و زنده شدن گیاهان دراثرباران را خداوند مثل میزند، که ای انسان توئی که از نطفه نا چیزی خلق شده ای و براساس قوانین طبیعی خواهی مرد مجددا زنده خواهی شد.


دردو آیه ذیل همان تسلسل مرگ و حیات را تآکید میفرماید.

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ-

خداست آن که شما را خلق میکند، سپس روزی می دهد، سپس می میراند، سپس زنده می کند آیا کسانی را که شریک برای خدا می سازند، هیچ یک از این کارها را توانند کرد منزه است او ازهر چه برایش شریک می آورند. خداوند انسان را خلق میکند و روزی میدهد و میمیراند همان قانون مرگ وحیات واستفاده ازغذای بیولوژیکی خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ 


وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ اوست آن که به شما حیات (زنده کردن از قانون استمرار حیات) میدهد و سپس میمیراند وباز زنده می کند و آدمی ناسپاس است. با توجه به دو آیه بالا منظوراز زنده کردن آخری زنده کردن در قیامت است. در آیه دیگر


تولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی اللیل و تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی و تزرق من تشاء بغیر حساب  دقیقا قانون مرگ و حیات را مانند گردش شب و روز و روز وشب که استمرار دارد بیان کرده و از این چرخش روزی را بیشمار میرساند و خارج ازحساب. پس بر اساس استدلال این آیه استفاده از این قانون میتواند روزی را بی حساب بالا ببرد وچطور. منابع تجدید شونده در طبیعت از گیاهان و جانوران اهلی که به مصرف غذای انسان میرسد ریشه در قانون مرگ وحیات دارد 

انسان با استفاده ازاین قانون توانسته است احسن عملا را درطبیعت بکار گیرد و با اصلاح بذر و شرایط احسن عملا کشاورزی را بطور چشم گیری گسترش داده و بازده را افزایش دهد. چه عاملی باعث شده که حجم بسیار عظیم وغیر قابل شمارش پرورش و تولید طیوردر جهان روز بروز افزایش یابد و نژاد اصلاح شده آن تکثیر گردد و گندم هم همین طو، انسان این چنین با بکار گرفتن این قانون و استفاده از پتانسیل احسن عملا به رزق و روزی فراوان دست یافته است.


وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ


سپاس او راست در آسمانها و زمین (منظور زمین و جو زمین است که حیات را درخود دارد)، به هنگام شب وبه هنگامی که به نیمروز می رسید. پس مرگ وحیات یک فاکتور تعیین کننده درحیات کلیه موجودات است ومرگ به تنهائی یک حادثه طبیعی دردرون قانون مرگ و حیات و این مرگ را خداوند تقریبا درکلیه آیات درارتباط با قیامت آورده است. سید محمد تقوی اهرمی -1393-اصلاح ویرایش جدید اردیبهشت 95 ویرایش جدید اسفند 1397

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت