ویژگی ها

مائ دافق و نقش ان در پدیده خلقت حیات



مائ دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات


مقدمه نوشتار


کلمه مائ در قرآن معنی آب میدهد با فرمول شیمیائی H2O در آیات چندی از قرآن مجید نقش آن در خلقت انسان و موجودات زنده بیان شده است. تمامی آیاتی که در آنها کلمه آب بکار رفته جزئ آیات متشابه هستند و با علم زیست شناسی و زمین شناسی درخلقت انسان سر وکار دارند. بنابراین ظاهری دارد و باطن. تفاسیری که تا کنون ارائه  شده  ظاهر آیات را در نظر گرفته اند  و به  مفهوم باطنی آیات اشاره ای نشده است. نظراتی که در تفاسیر در باره خلقت انسان مطرح میشود همه مربوط به نظر گذشتگان درحدود هزارسال قبل است  و با توجه به پیشرفت علم نظریه جدیدی که منطبق با علم روز باشد دیده نمیشود. تنها توجیه نظرات گذشته است. قرآن صراحتا تاکید میفرماید موضوعات را با علم آن بسنجید و با تصورات ذهنی برای دست یابی به حقیقت آیات راه به جائی نمیبرید .

إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانیکه به آخرت ایمان ندارند- فرشتگان را زن نامگذاری کرده اند-از کلمه استفاده میکنند که زن بودن از آن در اذهان تداعی میکند اینها علم موضوع را ندارند و از تصورات ذهنی خود تبعیت میکنند- لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى.درحقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد (یا راه به جائی نمی برد). وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
بنابراین تصورات ذهنی یا خیالات که مبتنی برعلم نباشد وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ برای رسیدن به واقعیات گزینه درستی نیست.


آب فاکتور اصلی ایجاد حیات است


وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْء حَيّ- خداوند تمامی موجودات زنده را در اب خلق کرد( توجه فرمائید من دو وجه دارد از و در). این یک قانون کلی حیات است. هرجا آب باشد زندگی است.

خداوند درآیاتی میفرماید.خلق الانسان من طین-خلق الانسان من نطفه –خلق الانسان من مائ مهین –خلق الانسان من سلاله من مائ مهین - خلق من ماء دافق.

ما اگر ازعلم برای روشن شدن موضوع آیات فوق کمک نگیریم نمی توانیم دلایل منطقی ارائه دهیم که بلاخره آب نقش اول را دارد یا نطفه، طین ،مائ دافق و مائ مهین. مفاهیم این کلمات کلیدی درعلم زیست شناسی چیست و دارای چه هویتی هستند و در چه زمانی در حیات انسان نقش داشته اند. کلمات در بیان مفاهیم نقش اساسی ایفا میکنند. بطور مثال. آیه وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء که چنین ترجمه شده "خدا هر جنبنده ای را از آب آفرید."از آب درست است یا درآب این دو مفهوم مختلف است. حرف اضافه" من" در آیات قرآن دارای چند وجه است در و از به این آیات نگاه کنیم- من به معنی در- أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ-نشان دهید كه در زمين چه چيزى را آفريده‏ اند-وب ه معنی از-یغفرلکم من ذنوبکم-از گناهان خود استغفارکنید. حال کدام معنی براساس نظر قران درست است و مفهوم علمی میدهد یا خیر. مثلا میتوانیم اینطور ترجمه کنیم که خداوند تمامی دابه (دابه  درقرآن جانداران معنی نمیدهد، مفهوم ریز جنبند گان است درآیه 38 سوره انعام خداوند انها را همردیف ملائکه و جدا از انسان و پرندگان نام برده است ) را درآب آفرید. به مقاله دابه و نقش آن در تداوم حیات از نظر قرآن.

دابه مشمول خلق بعد از خلق قرار گرفته است. بنابراین خلقت دابه از آب درست نمی باشد. مطابقت با قرآن وعلم ندارد. درترجمه آیات دقت لازم باید صورت گیرد با یک جابجائی کوچک مفهوم آیه عوض میشود. خداوند انسان را ابتدا بیرون از آب و در میان جسم سخت (صلصال) و جسم نرم (حمامسنون) آفرید وسپس در آب قرار داد. اگر در این ایه دقت و تعقل کنیم حما مسنون و صلصال یک مرحله بسیار مهم در سرنوشت خلقتی است که خداوند به ملائکه اعلام فرموده.

و اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من صلصال من حما مسنون-حجر28. اگر خداوند متعال تمامی موجودات زنده را از آب آفریده باشد، صلصال یا سفال خشک بدون اب و حما مسنون توده سیاه رنگ نرم چسبیده برروی آن را چطور توجیه کنیم. بنابراین هر حرف و هر جمله در قرآن دقیقا تعریف یک دوره خاص در سرنوشت خلقتی انسان است. مقایسه نطفه و سفال خشک بدون آب چه مفهومی میدهد. خداوند انسان را از نطفه آفرید و جمله دیگر خداوند انسان را از صلصال من حما مسنون آفرید. مطلب دیگردر مورد مائ دافق برداشتی که تمامی مفسران به آن استناد کرده اند. نطفه مرد است که در رحم زن ریخته میشود. این نظربه تفسیر گذشتگان آنهم حدود هزارسال قبل برمیگردد که ما فقط راوی نظر آنها بوده ایم. اگر ایات در باره خلقت انسان را با آخرین نظریه علم زیست شناسی مقایسه کنیم تمامی شبهات ایجاد شده بر طرف میشود و یک همآهنگی خاصی بین ایات به وجود میآید.


نظر قرآن بر اساس علم ونقش مائ دافق در خلقت حیات 


خداوند جرقه ایجاد حیات را در صلصال واز حما مسنون به عنوان یک مجموعه قرار داد و این اتفاق در آخرین دوره اقوات یا دوره چهارم اقوات به وقوع پیوست. این حادثه بر اساس ایه 10 سوره فصلت هنگامی که رواسی به معنی پوسته جامد زمین بر روی زمین قرار گرفت حادث شد و نطفه اولیه حیات در این مجموعه خلق شد و جرقه ایجاد حیات هم مائ دافق بوده است که بین صلصال کالفخارسفت وسخت و حما مسنون توده سیاه نرم خارج گردید و سپس خداوند این نطفه خلق شده را در آب قرار داد. بنابراین وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء-خداوند خلقت تمامی جنبندگان را درآب قرارداد.

وهو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا-خداوند است که بشر را در آب آفرید وب رای آن نسب و صهرا قرار داد.

وجعلنا من الماء كل شي‏ء حى-خداوند تمامی موجودات زنده را در اب خلق کرد.ابتدا خلقت انسان از خاک رس خالص شروع میشود –

بدائ خلق الانسان من طین و سپس نطفه در درون سفال و حما مسنون خلق و سپس در آب قرار داده میشود و سپس این نطفه را درجایگاه استوار یا غشائ سلولی قرار میدهد، قرار مکین، هدف از ایجاد حیات از نظر قرآن خلق انسان بوده است


بنا براین مائ دافق همین آب خالص با فرمول شیمیائی H2O است که درپروسه خلقت انسان در زمین اولیه نقش داشته است. خداوند درقرآن روند پیدایش خلقت انسان را در زمین اولیه را بیان میکند نه رشد نطفه در رحم. به مقاله مفهوم واقعی منی ،مائ مهین ،حما مسنون ،صلصال ،نطفه و صلب و ترائب در قرآن مراجعه فرمائید. بااستناد به آیات قرآن و مطابقت با علم روز بحث را ادامه میدهیم تا تفاوت این دو دید روشن شود.


مائ دافق

مائ دافق فقط یک بار و درسوره طارق بیان شده است. طارق چیست " وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ " ابتدا معنی آن را باید بدانیم تا به مائ دافق برسیم. از سیاق چند آیه اول سوره طارق چنین بر می آید که طارق یکی از سیستم های حفاظتی است که خداوند برای نفس واحده در ابتدای خلقت تک سلولی حیات قرارداده است." ان کل نفس لما علیها حافظ " است .به مقاله طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است مراجعه فرمائید.


وَالسَّمَاء وَالطَّارِق- وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ - النَّجْمُ الثَّاقِبُ- إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ- فَلْيَنظُرِالْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ- خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ- إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ


قسم به آسمان و تاریکی حفاظت کننده آن و تو چه دانی طارق چیست ستاره ثافب است (که نورآن تاریکی را میشکافد وقتی حفاظ برای حفاظت نطفه بود نور ستاره ثاقب از آن عبور نمی کرد) که ما برای هر نفسی حافظی قرار داده ایم (به طارق برمیگردد که خداوند برای حفظ اولین نطفه حیات در زمین اولیه اسمان را دودی و تاریک کرد و رویداد بسیار مهم در خلقت انسان است). پس انسان بنگرد از چه آفریده شده دراّبی خارج شونده که از بین جسم سخت و نرم بیرون میرود و خداوند قادر است آن را بر گرداند. تمامی مفسران محترم آیات 5 الی 7 سوره طارق ا بدون لحاظ کردن چهار ایه اول تفسیر کرده اند. فلینظر که در دنباله این چهار آیه می آید ارتباط تنگاتنگ دو بخش آیات را بهم نشان میدهد.

ما در قرآن صلصال کالفخار و حما مسنون داریم که محل بروز با شکوه ترین رویداد حیات است جاندار از بی جان. صلصال جسم سخت است و حما مسنون جسم نرم و مائ دافق هم همین آب خالص است. علم این را میگوید و اخیرا به موضوعی داغ برای علم زیست شناسی تبدیل شده است به مقاله چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران مراجعه فرمائید.

آیا روی این آیات تا کنون تفکر کرده ایم-آیا آیه إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ، خداوند میفرماید وقتی نطفه مرد ریخته شد قادرهستیم آنرا برگردانیم. تا کنون هچو اتفاقی افتاده که نطفه ریخته شده به محل قبلی برگردد. آیا این مفهوم میتواند درست باشد تفکر و تعقل کنیم. چرا درمتن آیات تفکر نمیکنیم. موضوع با این عظمت درقرآن را فدای تصورات ذهنی کرده ایم. بعلاوه درآیات فوق میفرماید مائ دافق از بین صلب و ترائب به عنوان یک مجموعه خارج میشود.

این مجموعه از هم جدا نمیباشند. محل بروز مائ دافق بین جسم سخت و نرم در یک زمان بوده است. اگرمائ دافق اب مرد باشد ،مرد و زن دو پدیده جدا از هم هستند. خداوند نفرموده مائ دافق از یکی ایجاد و در دیگری ریخته میشود. این مفهوم با آیه همخوانی ندارد. پس معنی مائ دافق و مائ مهین نمی تواند مفهوم آب مرد را بدهد و منظورخداوند ایجاد حیات است که آن را برمیگرداند. حیات را می آفریند و آنرا برمیگرداند. که منظور بر گرداندن حیات است برای رسیدن به قیامت. رجعه دقیقا به مائ دافق برمیگردد که در حیات نقش اساسی داشته است.


مائ دافق در اثر واکنش شیمیائی ایجاد اولین تک سلولی حیات دفع شده است

 

مائ دافق میتواند ملکول های آبی باشد که دراثر واکنش شیمیائی ملکولهای زنجیره ای نوکلیوتیدها پروتئین ها و قندها که بصورت مونومر یا  ملکول های تکی بودند که با یکدیگر واکنش داده اند و به ماکرو ملکول های آلی تبدیل شده اند برای به وجود آوردن هسته اولیه د.ان.آ و نتیجه این واکنش ها خروج آب از آنها است. این واکنش برروی (درسنگ رس داغ) سفال داغ در ابتدای تشکیل پوسته جامد زمین اتفاق می افتد.  قرآن و علم  زیست شناسی و پیدایش حیات

این اتفاق و تطبیق آن با علم اعجاز مهم قرآن است که ما سعی نکرده ایم آیات قرآن را با علم روز و آخرین نظریه پیدایش حیات مقایسه کنیم چرا؟ برای اینکه درآیات متشابه قرآن اسیر نظریه  گدشتگان شده ایم و آیات خداوند را فدای آن کرده ایم. مهین معنی کم میدهد یعنی همین مقدار آب کمی که درملکول ها بوده خارج میشود. اگر درمحیط  واکنش آب میبود این واکنش انجام نمیشد و حیات در کره زمین شکل نمی گرفت و این شاهکار خلقت انسان است و اعجاز قرآن که محل و زمان تشکیل جاندار به بی جان را به ما نشان میدهد. این که خداوند میفرماید ما انسان را در مائ مهین آفریدیم  خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ اشاره به این   رویداد است

اگر شرایط برای خروج آب از واکنش شیمیائی تبدیل مونومر ها به ملکول های زنجیره ای فراهم نمیشد تعادل شیمیائی بسمت ملکول های مونومر برمیگشت و حیات تشکیل نمیشد و اشاره قرآن به إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ دقیقا به این امر حیاتی است. مائ دافق برگشت پذیر میشد و خداوند قادر است تشکیل حیات را برگرداند

 وقتی چنین تاویلی با استناط به آیات قرآن و مطابق علم روز زیست شناسی از قرآن داریم نظرمان را به روز کنیم 

أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ-آیا شما را از آب کم و ناچیز(ناچیز از نظر مقدار است نه پست بودن) نیافریدیم و آنرا در قرارگاه محکم و استوار قرارندادیم (غشائ سلولی) تا زمان مقدر شده بر اساس تقدیر( وبرنامه ریزی الهی) و بر تقدیر و برنامه ریزی خود فائق آمدیم و چه برنامه ریزی توانائی انجام دادیم.


أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنی- آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود. آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی و نرم افزاری الهی (تقدیرالهی) نبود که مقدرمیشود (به بارمینشیند). بنابراین مائ دافق و مائ مهین است هم همین آب است. تمثیل زیبائی است خداوند با آیات متشابه که ظاهر دارد و باطن مطلب بسیار مهم در قالب کلمات کلیدی بیان میکند. همه قوانین طبیعت امر و دستور خداوند است در طبیعت نهادینه شده وعلم آن را هم به انسان عطائ کرده و کشف و تحقیق و در آوردن موضوعات را به انسان واگذار کرده و در1400 سال قبل گریزی به این موضوعات میزند و میفرماید در آن تفکر و تعقل کنید. حال با کشف علم کلمات خداوند تاویل میشود. برخی کوتاه فکران میگویند اگر خداوند علم این ها را داشت چرا واضح بیان نکرده، مثلا فرمول آب را میداده و پروسه واکنش شیمیائی هم شرح میداده. هدف آن بوده که با پیشرفت علمی ما کشف خودمان را از قرآن بیرون و به حقانیت خداوند ایمان بیاوریم. بنابراین آقای دکتر سروش و دکترسها و سایرینی که اعتقاد به خداوند متعال ندارند کمی فکر کنند و آیات قرآن را مطالعه کنند و روی آن فکر کنند و در سیاق ایات توجه کنند که این کلمات وحی است و خداوند میدانسته چه میگوید شما ها با علوم طبیعی بیگانه هستید و نظر گذشتگان را معیار سنجش خود قرارداده اید نه آیات خداوند را. سید محمد تقوی اهرمی مرداد 1396 ویرایش جدید اسفند 1397

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت