ویژگی ها

خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه


چکیده مطلب


تا کنون ما با یک دیدگاه درخلقت انسان مواجه بوده ایم وآن براساس نظرات بیان شده درهزارسال قبل توسط مفسرین و برپایه تصورات ذهنی علم همان زمان که بدون تغییر برباورما نشسته وهمه تحولات دردرون رحم زن وآب مرد تعبیر شده. کلماتی مانند خلق الانسان من نطفه، خلقت انسان ازآب مرد، مائ دافق ، قرار مکین، صلب وترائب، علقه، مضغه وامثالهم همه دردرون رحم توجیه شده و از این نظر با  شبهات فراوانی روبرو شده ایم. دیدگاه جدید تفسیر ایات متشابه براساس علم روز زیست شناسی و زمین شناسی است وتحولات اتفاق افتاده در روی پوسته جامد گداخته درحال سرد شدن و درمحیط زمین فاقد جو اولیه است، خداوند برای اثبات حقانیت وجود خود پدیده های طبیعی درزمین وجو آن که حیات را در خود قرارداده را آیات الهی یا سبع المثانی درکنارقرآن مجید میداند وتمثیل های فراوانی در قالب آیات متشابه بیان میکند وتاکید برتعقل و تفکردرآن آیات را واجب میداند. به مقاله سبع المثانی وقرآن دو عطای خداوند به پیامبر اسلام مراجعه فرمائید وبا توجه به ایه

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ - به زودى نشانه‏هاى خود را درجهان وذات خودشان نشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد (پوشانندگان حقیقت به زبان قرآن کافران) كه خدا خود حق است آيا كافى نيست که تمامی مظاهر ماده دلیل بر وجود اوست. 53 سوره فصلت.

خداوند چگونه میخواهد آیات خود درطبیعت را به ما نشان دهد وما چگونه به حقیقت این ایات دست پیدا میکنیم که خداوند وعده آن را به ما داده است. مسلما با پیشرفت علم واقعیت کلمات متشابه برای ما روشن میشود و خلقت انسان هم باید براین روش بیان شود. این نظریه اینجانب است براساس یافته ها و تحقیقات گسترده درارتباط با رشته تحصیلی شیمی فیزیک از آلمان و مطالعه درعلم زیست شناسی وزمین شناسی با رهنمود های شهید بهشتی درمسجد هامبورگ (حدود پنجاه سال قبل). دراین نوشتارچگونگی خلقت نطفه درسنگ رس براساس نظرقرآن وعلم وهمچنین علقه (نطفه وعلقه دومرحله بسیار مهم درسرنوشت خلقتی انسان ودر زمین اولیه بوده است) مورد بررسی قرارمیگیرد.

انشائالله مورد توجه نواندیشان تاول آیات متشابه قرآن با مقایسه علم روزقرار گیرد. بامید اینکه علمای بزرگواربا توجه باینکه شیعه بر پایه نواندیشی فکری بنا شده، موضوع خلقت انسان را مورد بررسی و مقایسه با علم روزقراردهند و نظرات مبتنی برعلم روز را جایگزین فرمایند وخیردنیا وآخرت را برای شبه زدائی از آیات متشابه نصیب خود سازند.

برای آمادگی بیشتر خوانندگان محترم، بدلیل گستردگی بحث دراین بین چند نوشتار جدید منتشر کردم که مطالعه آن برای محققین خلقت انسان درقران از دیدگاه علم روز، آنها را برای مطالعه پیشنهاد میکنم.


خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز
عرش خداوند برآب وخلقت حیات درزمین
افرایتم ما تمنون و تحولات هنگام مرگ
صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین
مائ دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات
ظلمات ثلاثه در قرآن وخلقت انسان
طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین


خلقت انسان از نطفه


قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگو در زمین گردش کنید و بنگرید چگونه خداوند خلقت حیات را آغاز کرد و سپس خداوند نشائ آخری را از آن بیرون می آورد. خداوند قادر به انجام هر کاری هست. ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَة ینشی ازطریق نشائ کردن بیرون آوردن است. خداوند متعال برای تفکیک زمانی موضوعات مهم رویداد های طبیعی از فعل ماضی التزامی  یا مضارع درگذشته استفاده میکند. مانند منی یمنی، ینشی نشاه الاخره و موارد بسیاردیگر. نشائ آخری در پروسه خلقت حیات، انسان تکامل یافته است که آدم باشد. ینشی بیرون آوردن نشائ اولیه است در زمان بسیار دورتر ازنشائ اولیه- هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ. این جمله ارتباطی با قیامت ندارد. قیامت نشائ نمی خواهد. نشائ طبق آیات خلقت انسان مخصوص انسان  و موجودات زنده است. هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ


شما را ازطریق انشائ درزمین بیرون آوردیم. انشائ مرحله طولانی وزمان براست مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا شما را چه شده که برای خداوند شکوه وعظمت قائل نیستید درحالی که شما را مرحله به مرحله خلق کرده است.

این مراحل هرکدام خلقی مخصوص خود است تحولات جنین دررحم رشد برنامه ریزی شده آن خلق اولیه است که در ژن آن نهادینه شده و فرمان رشد را که همان امرخداوند است مدیریت ان را برعهده دارد وهیچ مرحله جدا از هم وجود ندارد. جنین خلق نیست باز آفرینی خلق اولیه است جنین از بدو تشکیل، هسته های اولیه اندام و اعضای بدن را دارا میباشد قلب درسه الی چهارهفته اول شروع به زدن میکند وهمه اعضائ با هم به رشد خود ادامه میدهند وعلقه ومضغه درجنین معنی ندارد. این تحولات خلقت انسان درون طبیعت است.

أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ-آیا نمینگرید که چگونه خداوند خلقت حیات را آغاز میکند و سپس انرا بازآفرینی میکند. رشد جنین بازآفرینی خلقت انسان است که برنامه آن درژن گذارده شده است.

يَأَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فىِ رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَينِ‏َّ لَكُمْ-ای مردم اگردر رستاخیز شک دارید (به این نکته توجه کنید )که ما شما را از خاک آفریدیم (از ماده بی جان به جاندار بدل کردیم) سپس از نطفه و سپس ازعلقه  و سپس از مضغه مخلقه وغیرمخلقه آفریدیم تا حجت بر شما اشکار کنیم. مضغه مخلقه مرحله اصلی زنجیره تکامل حیات که از آن حیات ادامه یافت بی مهرگان هستند که ازغضروف تشکیل شده اند و ادامه نسل بشردرآب از این بی مهرگان منشائ شده است (نه ازآب، من دو معنی دارد از و دردقت فرمائید ما در را رها کرده ایم وبه از چسبیده ایم) و مضغه غیرمخلقه خلقت های فرعی که به همان شکل درطبیعت باقی ماندند. بی مهرگان-مانند نرم تنان، هزار پایان، حشرات، این ها انشعابات فرعی خلقت انسان است که لازمه ادامه حیات و تثبیت زنجیره حیات موجودات زنده است. خوب حال فکر کنیم مضقه مخلقه وغیرمخلقه درکدام قسمت جنین اتفاق می افتد. درآیات تفکر کنیم. آیا خداوند دررحم خلقت ناقص را خلق میفرماید، خداوند همه چیز را براساس برنامه وکامل خلق کرده است نقصان جنین ازعملکرد خارج ازاحسن عملا انسان است. همه این موارد در آیه فوق به گذشته بر میگردد به انا خلقناکم. ثم مراحل را جدا میکند. یعنی خلق کردیم نه میکنیم.


خلقت نطفه در کجا و در چه زمان اتفاق افتاد .


خداوند خطاب به ملائکه میفرماید: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-خداوند به اسباب و قوانین طبیعت که فرامین خداوند درجهان مادی هستند وجنس انها ازماده نیست (مقاله دراین باره دردست تدوین دارم که انشائالله تقدیم میشود) خطاب میکند من خالق بشری هستم درسنگ رس واز توده سیاه (میخواهم بشررا درسنگ رس گداخته ودرحال سرد شدن وازتوده سیاه خلقت او را آغاز کنم) وقتی او را خلق کردم وسر وسامان دادم (شکل دادم وبرنامه رشد وتکامل او را درآن نهادینه کردم) و روح خودم را درآن قراردادم به اوسجده کنید. سجده ملائکه به بشر وآدم در دو مرحله زمانی

این قوانین و امرخداوند باید دراختیار خلقت حیات و درون آن بشرقرارگیرید. سجده کردن تسلیم آن پدیده شدن است. قوانین جاریه خلقت درذات آن پدیده قرارگیرد وتسلیم آن شوند سجدا معنی میدهد. روح خداوند فرماندهی ساختار تشکیلاتی حیات را مدیریت میکند و ملائکه هم باید تابع آن ساختار باشند. اساس خلقت انسان بر نطفه است و نطفه هم درسنگ رس و از توده سیاه خلق شد. صلصال جسم سخت که توده حما مسنون نرم را درآغوش خود میپذیرد و شاهکارخلقت حیات ازاین جا آغازمیشود. صلصال صلب است وحما مسنون ترائب، جسم سخت وجسم نرم ومائ مهین هم ملکول آب است که از بین این دو به بیرون رانده میشود.

واکنش شیمیائی تبدیل ملکول های مونومر از پلی نوکلئوتیدها، پروتیئن ها و قندها که به ماکروملکول ها ی ساختار RNA تبدیل میشوند و ملکول های آب ازمحیط دفع میشوند. محیط خارج این مجموعه باید از آب تهی باشند تا این ملکول ها (آب) بتوانند سریع دفع شوند و گرنه واکنش برگشت پذیرمیشود وملکول های ژن اولیه تشکیل نمیشوند. این تازه ترین یافته دانشمندان زیست شناسی است به مقاله قرآن وعلم زیست شناسی وپیدایش حیات مراجعه فرمائید.


از آیه فوق وآیه26 حجر وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ چنین استنباط میشود که پایه و اساس خلقت انسان ازاین جسم سخت صلصال یا صلب وجسم نرم حما مسنون یا ترائب آغاز شده است و آیه خلق الانسان من طین هم به این پدیده اشاره دارد. مائ مهین هم همین آب با فرمول H2O است وهیچ ارتباطی با تحولات درون رحم ندارد. کسانی که تکه هائی از آیات را میبرند ومیخواهند اثبات کنند که حیات از بیرون از زمین به زمین منتقل شده است این دو آیات را مطالعه فرمایند که خداوند اولین نطفه حیات را درصلصال و از حما مسنون آفرید. نظریه انتقال نطفه حیات از بیرون از زمین یک نظریه ای بود که مطرح شد وهمان ابتدا منسوخ شد. نظرات قابل تقدیراست و راه را برای نواندیشی بازمیکند ولی نیاز به مطالعه بیشتر دارد و بریدن تکه های آیات که به هم ارتباط دارند روش غیر منصفانه است. باید همه یک آیه را آورد و روی آن تکه مطلوب بحث کرد تا خواننده خود قضاوت کند.


فَلْيَنظُرِالْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ- خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ- إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ-پس انسان بنگرد که ازچه خلق شده از آبی بیرون رونده از بین صلب و ترائب خلق میشود. کلمه یخرج ماضی التزامی است و بیان گرعملی است که در گذشته دوراتفاق افتاده مم خلق (روند خلقت انسان زمانبر بوده و ریشه درزمان طولانی داشته و با خروج آب از بین این دو جسم به مرحله مهم ایجاد نطفه میرسد.ایه 36 الی38


أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان میکند بی هدف رها میشود، آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود (نطفه یرنامه ریزی نبود که به بارمینشیند) و سپس بصورت علقه خلق میشود و طبق برنامه پرداخته میشود. فَإِذَا سَوَّيْتُه درآیه خطاب به ملائکه دراین مرحله است فسوی وعلقه مرحله بسیار مهم و سرنوشت ساز درخلقت انسان است که پس از آن ملائکه درخدمت آن قرارمیگیرند و سجده میکنند چرا؟


روح خدا در علقه نهاده میشود


روح خدا فرمان و امر اوست که درعلقه نهادینه میشود که فرمان و مدیریت ژن کامل و تکامل یافته است را برعهده میگیرد. نطفه امشاج نطفه ای است که قادراست خود به خود تکثیر یابد و درحقیقت براساس نظریه علمی اولین تک سلولی حیات نطفه بوده که هنوز ملکول های ژن تکامل نیافته اند و قابلیت ذکر وانثی را نداشته اند ودرحقیقت پیش نطفه حیات هستند و فقط ازRNA و بصورت یک کلاف پیچیده دورهم  و درغشائ سلولی قرارگرفته و نه درون هسته و یک زنجیره است و باید دوره تکامل خود را درسه دوره طولانی پانصد میلیون ساله  که جو زمین هنوز شکل نگرفته و فضا دودی وظلمات بوده است که  لازمه رشد و تکامل آن بوده و این نطفه پس ازطی دوران تکاملی خود و پیدایش جو اکسیژن دار به تک سلولی هسته داربا ژن کامل که دارای خصیصه جفت سازی و توارث بوده تبدیل میشوند که این نطفه کامل علقه نام دارد و سرآغاز پیدایش تمامی جانداران ازاین علقه بوده است. از علقه به بعد تکثیر پذیری بصورت نر و مادینگی شکل میگیرد و روح خداوند که  امر و دستور اوست در ژن ها گذاشته میشود  واز این  پس روح فرمان ژن های ساختاری موجودات زنده را دردست میگیرند و روح مدیریت آن را به عنوان رابط خداوند با موجودات زنده رهبری میکند. برای اثبات این نظریه آیات فراوان درقرآن است که درمقاله روح ماهیت آن وانتقال کوانتومی اطلاعات انسان درقرآن به آن اشاره شده است.


أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى- فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى
طبق ایه فوق درعلقه زوجیت نرو مادینگی قرارداده میشود. زوجین جفت معنی میدهد نرو مادینگی. به عبارتی ژن تکامل می یابد و این جا ملائکه به این پدیده خلقت سجده میکنند (قوانین پیچیده حیات درآن استقرار می یابد یا در خدمت آن نهادینه میشود) به این آیه هم توجه فرمائید نجم 45 


وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا- وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى- او است که میمیراند و زنده میکند و اوست که زوجیت نرو مادینگی را خلق کرد از نطفه ای که مقدرمیشود و نشائ آخرین هم بر عهده  او است. نشائ آخری را مفسرین عالم آخرت بیان کرده اند که معنی درستی نیست. هرآخری آخرت نیست. اینجا منظوردر پروسه تکامل شدن انسان نشائ آخری مرحله پایانی نشائ است که آدم انسان تکامل یافته است و نسل تمامی انسان ها ازاویند. آدم و همسرش، انسان تکامل یافته و همسرش (به نظر اینجانب و با استناد به آیات فراوان که در مقاله بعدی خدمت علاقمندان ارائه میشود آدم نه مرد است و نه زن انسان تکامل یافته است و دلیل آن که در قرآن از حوا، آدم وامراته ذکری به میان نیامده هم میتواند این باشد). این مقاله کامل ومنتشر شده است به آن آدم درقرآن زوج دارد ولی همسر زن ندارد مراجعه فرمائید.

وقتی ما ازکلمه تکامل صحبت میکنیم منظورتئوری تکامل داروین نیست. قرآن تکامل وروش تکاملی خود را دارد که با برخی موارد ازتکامل داروین که مورد تائید علم قرارگرفته همخوانی دارد.


رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ133 انعام-پروردگار توبی نیاز و صاحب رحمت بی کران است اگر اراده کند شما را میبرد و هر کس را بخواهد جایگزین میکند همانطور که شما را ازذریه آخرین قوم انشائ کرد- كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ. آخرین قومی که در پروسه تکامل انشائ شد ذریه ای داشت که شما ازآن پا گرفتید. این آخرین قوم مسلما آدم نیست و آدم میتواند از ذریه آخرین قوم باشد. آدم انشائ ندارد انسان کامل است انشائ تا ذریه اخرین قوم ادامه داشته. ازاین آیه اینطور استنباط میشود. آیات فراوانی درقران وجود دارد که به تدریج به آن میپردازیم اینجا پروسه انشائ پایان میپذیرد. مفسرین ومترجمین برای تطبیق دادن نظریات گذشته قوم آخرین را قوم دیگر معنی کرده اند که درست نیست.

کلمه نشائ و انشائ را درمثال کاشت مثلا برنج درنظربگیریم. کاشتن دانه برنج و رشد آن را نشائ مینامند ونشائ برنج را درزمینی که آماده شده و کاملا خیس خورده قرارمیدهند وتا خوشه برنج برسد و پایان نشائ خوشه برنج است. النَّشْأَةَ الْأُخْرَى در اینجا دانه برنج است و پایان پروسه کشت دانه برنج  که درژن برنج نرم افزارآن نهفته است. نتیجه ای که کشاورزآن را لمس میکند. آیا کشاورزاین نشائ را انجام میدهد یا فرمان خداوند برنج را بار می آورد- أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ- أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ آیا به دانه ای که میکارید نگاه کرده اید آیا شما آنرا میرویانید یا ما می رویانیم- کشاورز زمینه نشائ برنامه ریزی شده در ژن را فراهم میکند به عبارتی کشاورز از منطق خداوند دست خدا است. ابزار بیرون آوردن پدیده برنامه ریزی شده که درنرم افزار ژن نهفته است. بنابراین انشائ و نشائ از نظر قران خلق یک پدیده و بار آوردن آن (سویته) تا رسیدن به هدف مورد نظر(خلقت انسان از بدا خلق تا انشائکم من ذریه قوم آخرین) خداوند است. هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ. اوکسی است که شما را درزمین انشائ کرد. من صلصال من حما مسنون من اول درمعنی میدهد و من دوم از. چرا که توده سیاه نرم عصاره ملکول های پروتئین، قندها ،نوکلئوتیدها هستند که به عنوان رسوب درصلصال قرارگرفتند و صلصال انتقال حیات در ملکول های آماده ساختار حیات را کاتالیزیه کرد. ساختار انسان ازاین رسوب تیره رنگ به جای مانده در جسم سخت است ایجاد میشود. پایه حیات در نطفه امشاج ریخته میشود که همان پیش نطفه حیات است.


حال این پروسه با عظمت  در چه زمانی اتفاق افتاد.


سئوالی که دانشمندان زیست شناسی هنوز نتوانسته اند به آن پاسخ قانع کننده بدهند ولی قرآن دقیقا زمان آن و محل بروز آن را در دو آیه 9 و10 فصلت بیان فرموده وآن چها ردوره اقوات است بر روی پوسته جامد بیرونی زمین که گداخته و در حال سرد شدن است بطوریکه هنوز باران شروع به باریدن نکرده وجو زمین آغاز نشده است .زمان این جریان را جدول زمانیندی زمین شناسی اعلام کرده است به مقاله ظلمات ثلاثه درقرآن وخلقت انسان مراجعه فرمائید . آیات 9 الی 11 فصلت


أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ‌
وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ‌-
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ


زمین دردو دوره خلق میشود تکامل هسته ای ودوره تکامل شیمیائی وبعد از پایان دوره تکامل شیمیائی جعل فیها رواسی من فوقها صورت میگیرد. پوسته جامد روی زمین را میپوشاند برکت یا سنگ رس برآن قرارمیگیرد و اقوات یا غذای مورد نیاز تک سلولی اولیه درچهار دوره مقدر میشود یا به زبان امروزی برنامه ریزی میشود و مسلما دردوره آخر نطفه درسنگ سفال پخته و داغ و از توده سیاه خلق میشود و سپس خداوند به سامان دادن جو زمین میپردازد که دخان بود. چرا پوسته زمین داغ است عبارت صلصا ل کلفخار این معنی را میدهد. پوسته زمین اشباع از بخار آب، آمونیاک، متان و ئیدروژن است و مرتبا به بیرون پوسته نفوذ میکند وسنگ رس به دلیل خاصیت خاص خود آنها را به خود جذب میکرده و از آنجائیکه سنگ رس داغ بوده رسوب توده سیاه  برروی و یا داخل لایه های سنگ رس مرتبا رسوب و انباشته میشده و بخارآب بیرون از رس فورا تبخیر میشده .وقتی نطفه تشکیل میشود خداوند ثم الستوی الی اسمائ- به اسمان زمین میپردازد و بر این اساس جو شروع به تشکیل میشود و میلیون ها سال طول میکشد تا حرارت پوسته جامد به زیرنقطه جوش آب برسد و آب بتواند درگودال ها جمع شود و تشکیل برکه ها دهد. بمباران شدید شهاب سنگ ها و خورده سیارات کمک کردند اب باندازه کافی به زمین منتقل شود و اینچنین نطفه یا اولین تک سلولی حیات درآب قرارگرفت همراه با مواد غذائی تشکیل شده دردوره های اقوات .این مطالب از قرآن است.

طبق نظر قرآن سوپ اولیه حیات وجود داشته ولی پس از خلق نطفه و آنهم فقط درون برکه ها نه دریاها و اقیانوس ها درصورتیکه دانشمندان نطفه اولیه را درون سوپ و آنهم دریای سوپ میدانند که روی این موضوع اتفاق نظر ندارند. حال علاقمندان میتوانند نظر دانشمندان زیست شناسی و زمین شناسی را درمقاله خلقت اقوات اقوات غذای بیولوژیکی درقرآن وعلم زیست شناسی مطالعه وشخصا مقایسه فرمایند. ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء، بدون سمائ وسبع السموات حیات درزمین شکل نمیگرفت و انسان خلق نمی شد.

سمائ و سبع السموات شاهکار خالق متعال است-


أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا- رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا- وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا


رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا - جو اولیه زمین قشرنازکی از بخار اب و آمونیاک، متان و ئیدروژن بود که خداوند سقف ان را بالا برد و جو زمین ضخیم ترشد و شب آن را تاریک و روزش را روشن کرد. عظمت این ایه را توجه فرمائید ،تنها با ادله علم میتوان این ایه را تاویل کرد. با خود فکر نکرده ایم چه دلیل دارد که خداوند شب آن را تاریک و روز آنرا روشن کرد بیان کرده. شب و روز وجود داشته و زمین دور وحور خود چرخش میکرده  و طبیعی است که شب باید تاریک باشد و روز روشن. خداوند اشاره کرده که سمائ اولیه دودی است وجو هم ندارد وتنها  قشر نازک جو اولیه درزمین دارد شکل میگیرد. وقتی جوی وجود نداشته باشد انعکاس نورهم درجو باعث روشن شدن روز نمی شده. جو باید شفاف شود تا نورخورشید بتواند دردرون جو انعکاس یابد. فعالیت آتش فشان ها و بر خورد شهاب سنگها  شب را روشن نگه میداشت و برعکس روز بر اثر بخارآب اشباع و ابرهای تیره وتار و سایر گازها و گرد و خاک حاصل از فوران آتش فشان ها روز تاریک بود سه مرحله پانصد میلیون سال میگذرد تا ارامش در زمین حاکم شود (واین همان ظلمات ثلاثه است که حافظ نطفه اولیه انسان بوده ) و باران های سیل اسا دریا و اقیانوس را درست کند و سیان باکتری ها اکسیژن تولید کنند و سبع سموات شکل بگیرد وجو زمین شفاف شود طوری که نورستارگان ازروی زمین دیده شوند و شب تاریک و شفاف وروز روشن و برای تک سلولی هسته دارعلقه شرایط رشد فراهم میشود و تمامی موجودات پرسلولی درجو اکسیژن دار به روند تکامل برنامه ریزی خالق متعال از علقه پا میگیرند و از این  جهت است که علقه در سرنوشت شدن انسان نقش پررنگی داشته است.

اقرائ بسم ربک الذی خلق- خلق الانسان من علق.نطفه امشاج سنگ بنای حیات است وعلقه سنگ بنای تکامل تمامی موجودات. اینکه برای برخی سئوال مطرح میشود که چرا خداوند یک بار فرموده انسان را از نطفه افریدم و دیگر بارمیفرماید ازعلقه اگر با علم آشنا باشیم تمامی این سئوالات جواب دارد.

این ها کلام خداوند و وحی است نه کلام رسول خداوند. اقای سروش و امثالهم درفهم و درک واگاهی خود شک کنند و دنبال علم بروند تا وحی خداوند را بفهمند. اقایان میروند در1400 سال قبل و مانند انسان های آن زمان برداشت میکنند و نمیدانند که اینها برداشت گذشتگان است. علم روز را هم ندارند صم بکم عمیا فهم لا یعقلون.

در پایان اهمیت سمائ درحیات زمین هم اشاره ای داشته باشیم.


هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
ا للَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ-


سموات و الارض باستناد این ایات هفت جو زمین و زمین است که خداوند همچنان که دریا را مسخر انسان قرارداد ،هرانچه در جو زمین و زمین است هم مسخرانسان قرارداد. اگر هفت اسمان طبقات بطلمیوسی باشد چگونه انسان آن را مانند بحر در تسلط خود دارد. در ایات خداوند با عینک علوم طبیعی نگاه کنیم و ابزارعلم را در تاویل ایات متشابه قرآن بکار گیریم. انشاوالله خداوند به همه ما توفیق وسعادت درک مفاهیم ایات متشابه را عنایت فرماید.

این بحث ادامه دارد انشاوالله درمقاله بعدی شما را ملاقات نمائیم-سید محمد تقوی اهرمی آبان 1396 ویرایش جدید اسفند 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت