ویژگی ها

جن و نقش آن در خلقت انسان

مقدمه نوشتار

 


خداوند متعال جهان مادی را بر اساس برنامه ریزی مدون و از پیش طراحی شده خلق فرمود. ‌وهو الذي خلق السموات و الارض في ستّة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً. خداوند است که جهان مادی را در شش دوره آفرید در حالی که  برنامه  و مدیریت او بر ایجاد  آب  قرارداشت تا شما را  بر بهترین عمل مورد آزمایش قرار دهد. آغاز خلقت انسان و حیات روی زمین بر اساس برخی آیات در قرآن از شروع انبساط کیهان رقم خورد. مقالات بررسی انبساط کیهان از نظر علم وقرآن وهمینطورخلقت کیهان در شش  روز از نظرعلم وقران مراجعه فرمائید

جن و نقش آن درخلقت انسان

چگونگی روند خلقت جهان مادی تا پیدایش حیات بر روی زمین وتکامل انسان درقرآن درقالب تمثیل و داستان برای انسان شرح داده شده و به انسان توصیه شده درباره آنها تفکر وتعقل نماید. کلمات ملائکه جن وابلیس وشیطان همه در قالب تمثیل بیان شده و مفهوم ودرک منظور خداوند را میتوان از درون آیات قرآن براحتی بیرون آورد بشرط اینکه ذهن را از خیالات وتصورات ذهنی نظرات گذشتگان رها سازیم و بدون پیش داوری به جستجو و کشف حقایق قرآن بپردازیم. مسلما این کلمات وبسیاری دیگر تنها برای نسل 1400 سال قبل بیان نشده  و قرآن به همه نسل ها  تعلق دارد. بسیاری از آیات متشابه که این کلمات در آنها بیان شده با ابزار علم روز قابل تاویل است. انسان در حیات زمین در معرض آزمایش الهی قرار دارد و خداوند راه رستگاری که قرب الهی است  به او نشان داده  و اسمائ الهی که آگاهی است در او نهادینه کرده  وعنصر اختیار وآزادی عمل هم  به او عطا کرده .همه اشیائ جهان مادی بر فطرت ذاتی خدائی خود قراردارند که در کلمه سجده یعنی تسلیم شدن به خواسته خداوند تعبیرشده و هر چه برفطرت ذاتی خود استواراست تسلیم اراده  خداوند هستند به تعبیر قرآن او را سجده میکنند. انسان هائی که در این آزمایش سرفراز بیرون آیند مورد نظرذات باریتعالی است وگزینش خواهند شد.

انسان امروزی دراوج تکامل وجهش فکری قراردارند و از علم و خلاقیت اهدائی ذات باریتعالی حد اکثر بهره وری را بکار گرفته است و آیات متشابه در قالب تمثیل ها برای رسیدن این انسان به حقانیت وجود خداوند متعال است. درعصر نزول قرآن انگیزه جذب به اسلام تساوی حقوق انسان ها ،مبارزه با ظلم و شرک وثروت اندوزی بود وعلم مانعی برای جذب به اسلام بشمارنمی آمد. کلمات ملائکه جن و ابلیس ،صلب و ترائب،هفت آسمان وامثالهم هرکدام مفاهیم خاص خود را دارا بودند وبراساس برداشت آن زمان تفسیر و تاویل میشد. قرآن این کلمات را در قالب  داستان و تمثیل بطرز زیبائی بیان فرموده تا  انسان های امروزی با استناد به علم روز مفاهیم آنرا ازآن استخراج کنند و وسیله ای برای رسیدن به حقانیت وجود خداوند باشد. اگر همان برداشت های زمان نزول آیات را امروزه بکارببریم برای انسان های دانشمند وآشنا به علوم طبیعی وتجربی قابل قبول نخواهد بود. حال میتوانیم درک کنیم چرا خداوند متعال درقرآن موضوعات علمی را در قالب تمثیل برای ما بیان کرده است .


وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُون و خداوند برای مردم مثلها می‌زند، شاید متذکر شوند.


وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون-اینها مثلهائی هستند برای مردم شاید درآن تفکر کنند


تِلْکَ الْأَمْثَلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُون- اینها مثل هائی برای مردم هستند ودر باره آنها فقط دانشمندان تعقل میکنند به عبارتی با علم ارتباط مستقیم دارد

هرموضوعی با علم خودش علوم تجربی در تاویل آیات متشابه در باره خلقت کیهان، زمین ،حیات، خلقت وتکامل انسان و امثالهم نقش به سزائی دارد. کسانیکه آشنائی با علوم تجربی روز را ندارند نمی توانند به تاویل آیات متشابه نظر دهند . نظرات گذشتگان هم در این ارتباط منسوخ شده است و مربوط به علم هزارسال قبل است. دید افراد درآن زمان درباره خلقت انسان با دید امروزی قابل مقایسه نیست و باید آیات خداوند در باره پدیده های طبیعی را با علم روز سنجید.


اگرما بخواهیم ظاهر آیات را مورد قضاوت قراردهیم  برداشت خاصی از آن داریم که  برای توجیه آن باید دست به دامان خرافات و تصورات ذهنی گذشتگان شویم که امروزه راه گشا نیست. مثالی بزنیم درسوره الرحمن خداوند در توصیف قاصرات طرف آیه ای بیان میفرمایند - فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ-درآن (باغها) دلبرانی فروهشته هستند که دست هیچ انس وجانی به آنها نرسیده. انس میتواند با دلبرفروهشته یطمثهن داشته باشد هردو از یک ماهیت هستند ولی جن که از ماهیت آتش است چطورتوجیه کنیم آتش با دلبرمادی جور در نمی آید مگراینکه دو دلبر باشند مخصوص انس و دیگری مخصوص جان که این هم با آیه نمی خواند. امثال این تعبیرها که ازظاهر آیات درتصورات ما نقش بسته ایجاد شبه میکند . بنابراین باید دربطن آیه جستجو کرد و منظورآنرا کشف کرد. اینجا تفکر و تعقل درآیات  و مقایسه با علم روزمیتواند به ما کمک کند . آیا جن میتواند هرجا دلش خواست پروازکند و در آسمان ها جاسوسی کلام خدا را بکند. مگرکلام خداوند همینطوردرآسمان ها در دسترس هستند. اینها تمثیل هستند و نیاز به کشف دارند. تمامی تصورات ما درباره جن بر پایه  تصورات کهن گذشتگان است که درفرهنگ ما جا افتاده وبا این دید وارد آیات قران میشویم وآیات را طوری تفسیر میکنیم تا بر باور ما تطابق داشته باشد. ملاک قضاوت ما برداشت از ظاهر آیات است و باور کرده ایم که خداوند داستان برای ما تعریف کرده است. درحالی که آیات متشابه هستند نیاز به تفکر وتعقل و درک مفاهیم دارد. موضوع نوشتار ماهیت جن بر اساس آیات قرآن ومقایسه آنها باعلم زیست شناسی است  و فرق آن با جان، برای روشن شدن موضوع نیاز به بیان مطالبی گسترده تر داشتیم که  در سه نوشتارتحت عناوین زیرتقدیم گردید. ازآنجائیکه بحث کنونی کمی فشرده تراست نیاز به مطالعه انها ضروری است .

جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان

جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن 

جن و انس مجموعه انسان را تشکیل میدهند- قسمت سوم


ملائکه جن و ابلیس و شیطان در سرنوشت خلقتی انسان نقش ایفائ کرده اند


ماهیت همه این مخلوقات مثل هم هستند به زبان ظاهر آیات از جنس آتش بی دود و به  زبان علمی نیرووانرژی ولی انسان از جنس خاک (عناصر شیمیائی )است.


وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا-هنگامی که به ملائکه خطاب شد آدم را سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس (ابلیس ماهیتا از نوع ملائکه است) او از جن بود از دستورخداوند سرپیچی کرد آیا شما انسان او وذریه او را به جای خداوند میگیرید (ذریه ابلیس همراه ذریه انسان منتقل میشود چرا که در درون وذات انسان قرار گرفته ولی نه در ذات فطری خدائی (ذریه جدا از انسان ندارد او عنصر اختیار است که اکنون ماموریت خود را انجام میدهد وظیفه گمراهی بنی آدم از رسیدن به تقوی را بنا بر مشیت الهی عهده دار شده است زیرا خداوند انسان را در معرض آزمایش قرارداده است و ابلیس وسیله انجام آن است .هنگامی که خداوند نفس واحده را خلق کرد وآنرا سویته نمود در آن دو عنصر تقوی وفجور را نهادینه کرد-فالهما فجورها وتقویها –که با ظهور آدم انسان تکامل یافته این دو عنصر فعال شدند .به مقاله ابلیس و شیطان و نقش آنها درخلقت انسان مراجعه فرمائید.


ماده وانرژی دوعامل مهم درساختارکیهان ،اتم ها،ملکول ها وحتی موجودات زنده است. اتم ها بدون انرژی نمی توانند ساختار داشته باشند. قوانین چهار گانه فیزیک از قبیل هسته ای قوی، هسته ای ضعیف، الکترومغناطیس و گرانش طبق ضوابط  قانونمند عمل میکنند و این قوا نین را انرژی بهم ارتباط میدهد. در قرآن صراحتا به ماهیت ملائکه اشاره کرده است. ابتدا این را بررسی کنیم تا راه برای درک مفهوم جن و ابلیس وشیطان باز شود. خداوند در آیه 1 سوره فاطر میفرماید.

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ –سپاس مخصوص خداوند باز کننده کیهان است (به محض باز کردن آن) ملائکه را به عنوان پیام آور درآن قرارداد. که برخی دارای دوتا دوتا قدرت یا نیرو وبرخی سه تا سه تا وبرخی چهارتا چهارتا. خواست خداوند برآن قرارگرفته که خلق آنها را زیاد تر باشد (شاید منظورقوانین حاکم برانرژی تاریک و ماده تاریک که هر دو حدود نود درصد جهان مادی را تشکیل میدهند و دانشمندان هنوز به راز آن دست نیافته اند ). حال جنس وماهیت ملائکه با تعریف این ایه  از چیست. مسلما از جنس نیرو است و نیروهم انرژی است بال در این آیه قدرت یا نیرو را میرساند. پرندگان با دو بال نیروی پرواز را هدایت میکنند  و خداوند نیرو را به بال تشبیه کرده است. باید توجه داشت که کلمات نیرو، انرژی حدود دو الی سه قرن قبل وارد مفاهیم علمی شده. رسول هم معنی پیام آوراست نه رسولی که خداوند برای هدایت انسان میفرستد. دقیقا زمانی که کیهان منبسط شد وفوتون ها ، نویترینوزها والکترون ها از فضای بسیار فشرده و صمد قبل از انبساط رها شدند شروع به حرکت کردند و قوانین دوگانه وسه گانه وچهارگانه فیزیک درکیهان قرارگرفت. بنابراین ملائکه نیروهائی هستند که ماده را در درون اتم ها بهم پیوند میدهند. قوانین طبیعت هستند که  امر خدا است و ملائکه اسباب این امورند  و در کل طبیعت ملائکه های فراوان داریم که هر کدام ماموریت محموله خود را انجام میدهند. و در جای دیگرهم خداوند بقای حیات را در زمین را مدیون فعالیت بند پایان و ملائکه ( قوانین جاریه) میداند.


وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ- يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ-هرچه درآسمان ها (هفت جو زمین) و زمین ازبند پایان و ملائکه هستند سجده خداوند به جا میآورند وهیچ گونه تکبری نشان نمیدهند  و ماموریت محوله را به خوبی انجام میدهند و از خداوند خود خوف دارند. چرا ملائکه و بند پایان این ماموریت را با هم انجام میدهند اولا سجده برای خداوند یعنی برفطرت خلقتی و ذاتی که خداوند در نهاد آنها گذارده تسلیم و پا برجا هستند واراده ای برای تغییرآن ندارند (هر چیز که بر فطرت خدائی استوارباقی میماند تسلیم ذات باریتعالی است یعنی او را سجده میکند ودوم بقائ حیات درزمین بالای خاک ودرون خاک که قران آن را تحت الثری مینامد را بند پایان و قوانین طبیعت که ملائکه هستند تداوم میبخشند به مقاله دابه و نقش آن دربقائ حیات از نظر قرآن مراجعه فرمائید.


بند پایان 80 درصد موجودات زنده را تشکیل میدهند. درون خاک روی آن و درهوا مانند زنبورها ،مگس ها و پروانه ها، کرم ها باکتری و نماتدها سوسکها و تعداد کثیر دیگر مواد آلی وزائد موجود درخاک را تجزیه و قابل جذب برای گیاهان میکنند وگیاهان رشد میکنند واکسیژن مورد نیازحیات زمین را فراهم میکنند. اینجا نیزملائکه قوانین طبیعت هستند. قوانین طبیعت واکنشهای شیمیائی و فیزیکی کشش و مکندگی اب بدرون ریشه و بسیار قوانین دیگر و این ها همه با انرژی سرو کاردارند و ملائکه همراه دابه ماموریت دارند حیات زمین را نگه دارند و بقائ آن را تضمین کنند. از این  دو آیه به خوبی ماهیت ملائکه روشن میشود .

ابلیس ازجنس جن است و هر دو از جنس ملائکه .چرا هنگامی که خداوند ملائکه را خطاب میفرماید به آدم سجده کنید همه سجده کردند جزابلیس فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ- إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ.البته جن دخالتی دراینجا نداشته است که دلیل خاص خود را دارد .ابلیس با شیطان دومقوله جدا گانه هستند. به مقاله ابلیس وشیطان و نقش آنها درخلقت انسان مراجعه فرمائید.


جن و ماهیت آن از نظر آیات در قرآن بدون در نظر گرفتن تصورات ذهنی


جن درتمامی تفاسیراز نظرلغوی معنی پوشیده از حواس ما است  و نمونه آن هم کلمه جنین است که میدانیم  وجود دارد ولی از دید ما پوشیده است و در آیات مختلف به آن اشاره شده و هر کدام معنی تمثیلی خاص خود را دارد. باستناد آیات قرآن جن واقعیتی است انکار ناپذیر و نقش موثر و جدا  نشدنی در انسان دارد ولی از مقوله  ابلیس و شیطان نمی باشد ولی ماهیت همه از نیرو وانرژی است. ملائکه از بدوا خلقت کیهان و از زمان انبساط ان درجهان مادی استقرارمی یابد ولی ابلیس وجن باستناد آیه 50 و51 سوره کهف درآفرینش هفت جو زمین و زمین  وحتی خلقت خودشان حضور نداشته اند به عبارتی پس از آن خلق شدند. این ایه اشاره به زمان ابراز وجود جن و ابلیس در انسان دارد. انرژی و قوانین فیزیک و جهان هستی دربدو خلقت کیهان دران نهادینه  شد ولی این دو پدیده با وجود ساختار نیرو وانرژی انها در آن موقع خلق نشدند. یک نیروی خاصی هستند در ارتباط با خلقت انسان

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا- مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا-هنگامی که خداوند ملائکه را مورد خطاب قرارمیدهد که به آدم سجده کنید ابلیس ازدستورخداوند سر پیچی میکند واشاره میفرماید ابلیس از جن بود و در ایه بعد میفرماید هنگامی که سموات والارض را خلق کردم آنها حضور نداشتند. نکته مهم دیگر حتی هنگام خلق خودشان هم حضورنداشتند. تمامی این آیات در باره خلقت انسان وتکامل آدم ،ابلیس وجن بصورت تمثیل است وهمه جزئ آیات متشابه هستند. ظاهردارند وب اطن ومقصود خداوند باطن ایات است .اگردرآیات توجه کنیم مطالبی  وجود دارد که اگر ظاهر آیات را نگاه کنیم  با واقعیت خلقت جهان مادی جور نمی اید. مثلا جن از آتش است آنهم آتش بی دود که منظورخداوند انرژی  و نیرو است . آیا خداوند جن را که ماهیت آتش دارد را به جهنم که آنهم ماهیت آتش دارد مجازات میکند. خداوند هنگامی که کیهان را خلق کرد نارسموم هم خلق کرد، پس منظور اینکه هنگام خلق سموات والارض آنها حضور نداشتند چه مفهومی میتواند داشته باشد. بنابراین ما باید سعی کنیم باطن آیات را از قرآن استخراج کنیم .

مطلب مهم خداوند  در قرآن برای انسان از عالم غیب و ماورائ جهان مادی مثل نمیزند. تمامی تمثیل ها درزمین وهفت جو آن که عامل ایجاد حیات وخلقت انسان است ارتباط مستقیم دارد. وقتی خداوند میفرماید من صمد هستم واحد هستم مفهوم والای علمی مهمی برای ما بازگو میکند ودستور داده دران تفکر وتعقل کنید. امروزه علم ثابت کرده که کیهان از نقطه ای با چگالی بینهایت یا صمد خلق میشود و مفهوم احد هم تکینگی است.احدیت و صمدیت محدوده ای است که جهان مادی از آنجا خلق میشود از محدوده خداوند و نهایتا به آنجاهم برمیگردد.انا لله وانا الیه راجعون.به مقاله خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد مراجعه فرمائید.برگردیم به موضوع جن.

انس وجن یکی از ثقلین اند، شب و روزهم همینطور معنی ثقلین را از حدیث معروف ثقلین میتوانیم بدست آوریم دو موضوع قرآن با ماهیت وحی وعترتی با ماهیت مادی و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند. پس جن وانس هم ازهم جدا نیستند. مانند ثقلین درحدیث معروف هستند. ماده و انرژی .جن مفاهیم متفاوتی دارد.مثلا امواج رادیوئی یا الکترومغناطیس هم میتواند جن باشد. ولی جن که زنده است و جاندار و با سرنوشت خلقتی انسان اجین شده میبایستی نوع خاصی از جن باشد. این نوع جن که مقصود مقاله ما است و خداوند درقران از جن وانس یا معشر الجن والانس یاد کرده است. جان قبل ازخلق الانسان من طین و درزمین اولیه خلق میشوند یعنی بعد از بدائ خلق الانسان من طین وبرای شرکت درساختار مادی انسان خلق میشود. خلق الانسان من طین در چهار دوره اقوات که در زیر اشاره میشود برنامه ریز میشوند وبدائ خلق الانسان من طین سه مرجله اول اقوات است .

طین سنگ رس خالص است اتم های سیلیسیوم و اکسیژن و آلومینیوم با  پیوند های بین ملکولی که از جنس نیرو است بهم  وصل شده اند. نیرو این پیوند ها را  بهم  وصل میکند ماده و انرژی ساختار سنگ رس را تشکیل داده اند. سنگ بنای خلقت جن وابلیس هم مانند انسان ازهمین جا شروع میشود. خلق شده اند ولی هنوز حضور ندارند-مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ-

دقیقا مانند انسان که خلق شده بود ولی چیز قابل ذکری نبود-آیه 1 سوره دهر

 وَ لَقد خَلقنا اْلِانسانَ مِن صَلصلٍ من حماءٍ مَسنونٍ و الجآنَّ خلقنه من قَبلُ مِن نّار السَّمومِ. (حجر، 26 و 27)- دقت شود

انسان دراین آیه در برابر جان قرارگرفته است. انسان مجموعه ماده و انرژی است (انس وجن) و جان اینجا مفهوم انرژی است از انواع مختلف آن. آنچه به انسان مربوط میشود ودر درون او جای میگیرد جن است وآیه مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ اشاره به جن وابلیس میکند وآیه 26 سوره حجر بیان گرخلقت جان قبل ازانسان است.جان را خداوند قبلا خلق کرده بود ازانرژی.  این ایه اینطور استنباط میشود که جرقه حیات انسان از نطفه اولیه درزمین اولیه وبر روی پوسته داغ در حال سرد شدن و از حما مسنون و در صلصال ایجاد میشود جان جن است که هنوز جاندار نشده .آیه 9 و10 سوره فصلت به ما کمک میکند رمزآن را کشف کنیم.

درآیه 9 ابتدا خداوند میفرماید زمین را در دو دوره خلق کردم. علم زمین شناسی تئوری های مختلفی ارائه داده و ارنست مایر و کاپلان و دیکرسان سه دانشمند بر جسته این علم میگویند زمین دردو دوره تکامل هسته ای و تکامل شیمیائی ایجاد شده است به مقاله حما مسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات  در زمین است مراجعه فرمائید آیه بعد میفرماید ما (بعد از دو دوره پیدایش زمین) پوسته جامد را بالای زمین قراردادیم وبرکت را روی آن ایجاد کردیم وسپس غذای بیولوژیکی را در چهاردوره مقدرکردیم یعنی برنامه ریزی کردیم خداوند غذای بیولوژیکی را اقوات مینامد. مراحل این چهار دوره را دانشمندان بیان کرده اند وآنها هم اشاره به این چهار دوره کرده اند-چهارمرحله به نقل از کتاب پیدایش حیات نوشته پرفسورراین هارد کاپلان بشرح زیر است

1-ایجاد ملکولهای آلی ساده مانند اسید های نوکلوئیک ها و پروتئین ها از ملکولهای پایه مانند متان وآمونیاک و آب .
2-پلیمریزه شدن این ملکول های آلی ایجاد شده به ماکرو ملکول ها
3-ترکیب ماکرو ملکول ها با یکدیگر و تشکیل ماکرو ملکول های زنجیرهای
4-ایجاد پروبیونت های تکثیرپذیر ازساختارهای ماکروملکول های زنجیرهای.


مراحل اول تا سوم ساختاراولیه ایجاد موجود زنده فراهم میشود(بدائ خلق الانسان من طین). ازاسید های امینه، قندها، چربی ها، نوکئوتیدها  و سپس با  بهم  پیوستن این ملکول ها ابتدا مونومرها و سپس ماکروملکول های زنجیره ای مربوط به دی اکسی ریبو نوکلئوتیدها و اسید ریبو نوکلئوتیدها که DNAو RNA هستند، آماده شده اند ومنتظر تبدیل این ماده بی جان به جاندارهستند. مرحله سوم همان حما مسنون برروی صلصال است ماده شیمیائی ساختار موجود زنده که برروی سنگ رس گداخته درحال سرد شدن رسوب میکند که خداوند به سفال یا گل رس پخته تشبیه کرده و علم هم به همین گل رس داغ وپخته رسیده است.

محیط داغ است و اشباع از بخار آب ولی آب نمی تواند بصورت مایع عرض اندام کند و فورا بخارمیشود دفع میشود و محیط برای دفع ملکول آب که از واکنش تبدیل  مونومرها به  پلی مرها ماکرو زنجیره ای دفع میشود فراهم میگردد واین همان آب دافق است و دانشمندان دنبال این موضوع هستند که آب باید از محیط  واکنش بیرون رانده شود و گرنه ماکروملکول های آلی زنجیره ای پایدار نمی مانند. واکنش برگشت پذیر میشود. اینجا زبیا ترین وبا شکوه ترین حادثه حیات رقم زده میشود. صلب و ترائب یا صلصال و حما مسنون، توده نرم بر روی سفال سخت درحالی که مائ دافق مرتبا از بین این دو بیرون رانده میشوند. همه چیز آماده تحول عظیم حیات است فقط باید با یک کن فیکون یا اراده  و امر واحده خداوند مرحله سوم که ساختار آماده موجود زنده است از بی جان به جاندارتبدیل شود. درمراحل اول تا سوم انس و جان دارد شکل میگیرند. جان نیروی پیوند بین ملکولی است. با وصل شدن و شکستن پیوند ها انرژی آزاد میشود .

اینجا ملکول های ساختار اولیه ژن از بی جان به جاندار تبدیل میشود و اولین نطفه حیات به زبان علم روز پروبیونت ها پا به عرصه وجود میگذارند. جن وانس دارند شکل میگیرند. جن مسلما از جنس نیرو است انرژی است یا مارج من النار و زنده است زیرا انس وجن درهم ادغام میشوند هر کدام بدون دیگری حیات ندارند. دربالا اشاره کردیم که  پیوند های بین ملکولی انرژی  یا نیرو هستند که اتم ها را بهم وصل کرده اند ولی به فرموده قرآن نمیتوانند جن باشند. جان است چرا که درملکول آب یا آمونیاک قبلا این نیرو خلق شده  بود حتی درستاره ها بنابراین این نیرو نمی تواند جن باشد. جان قبل از خلقت انس پدید آمده و در زمین. متعلق  به  حیات است. باید توجه  داشت  قرآن بدائ خلق الانسان من طین را خلقت انسان میداند. درست است که کامل  نشده و راه طولانی دارد تا به ایجاد آدم  برسد. دقت فرمائید همه آیات خلقت انسان اسمی از آدم درخلقت انسان نیست مگر در مرحله تکامل انسان و در داستان سجده ملائکه و دمیدن روح در ماده بی جان با یک کن قیکون مانند خلق حضرت عبسی (ع) که این خود پیامی دارد. درسه مرحله اول اقوات اساس خلقت جن هم ریخته میشود و تا تشکیل اتمها به ملکول ها از یک نیروی سرنوشت ساز خبری نبوده است. چرا که ملکول ها تجزیه و وصل نمیشدند. اولین واکنش های شیمیائی در مرحله اول اقوات شروع میشود و عامل های شیمیائی مانند NH2 ،OH وCOOH وامثال آنها شروع به  تبادل عامل شیمیائی کردند و اسید های آمینه، قندها وسایر شکل گرفتند. هر وصل و جدا شدن ملکول ها انرژی آزاد ویا گرفته میشود .در شیمی میگویند انرژی پیوند ملکولی محکم بودن این پیوند ها به بالا بودن انرژی پیوندی آنها است هر چه انرژی بالاتر پیوند محکم تر.

این انرژی در موجود زنده کارحیاتی دیگری انجام میدهد که بقای موجود زنده از آن است و موجود زنده بدون آن نمی تواند جاندار باشد. این را علم زیست شناسی سوخت وساز موجود زنده مینامد. قند دربدن موجود زنده با جدا شدن اجزای آن انرژی تولید میکند. این جن است که با انس یک ساختار زنده بنا مینهند. انس وجن یک مجموعه جدا نا پذیر هستند .ثقلین هستند. یا معشر الجن والانس انستطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان. ای گروه جن وانس اگر استطاعت یا توان نفوذ به اقطارهفت آسمان جو زمین را دارید پس نفوذ کنید. ولی شما نمی توانید مگر اینکه به (علم آن)تسلط  داشته  باشید و دیدیم که جن و انس توانستند آسمان زمین را بشکافند و به ماه برسند وبه سیارات دیگرهم .هر جا جن وانس با هم می آیند منظور قرآن انسان است.اینجا انسان ازدید ساختاری مد نظراست

إِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ- فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ- فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ-زمانی که اسمان زمین به دود تبدیل میشوند (وقیامت بر پا میشود) از جان وانس درمورد گناهانشان سئوالی نمیشود. تا کنون کسی روی این آیه مهم تفکرنکرده چرا در اینجا جان و انس آورده شده در صورتیکه قاعدتا بایستی جن و انس آورده میشد. اینها موارد بسیاری هستند که باید روی آنها تفکر کرد بعلاوه چرا از گناهشان سئوالی نمیشود یعنی در قیامت جان وانس گناهی نداشته اند. برای اینکه جان و انس دو مقوله جدا هستند ماده وانرژی هرکدام مستقل گناهی نمیکنند وقتی جن وانس با هم جمع میشوند مجموعه انسان را تشکیل میدهند که از جن وانس تشکیل شده اند .خداوند در این ایه اشاره به انس ولا جان دارد. ِفيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانّ-درآن دنیا قصرها وجایگاه های رفیع قرار داده شده که دست هیچ جان وانس به ان نرسیده اینجا صحبت از جن نیست. جان نیروهای طبیعی یا واکنش های شیمیائی آنرا تخریب نکرده اند مانند فرسایش ساختمان ها دراثرمثلا ترکیب اهن واکسیژن یا زنگ زدگی وغیره. حال معنی آیه که در بالا اشاره شد روشن میشود. اولا جن یطمثهن با دلبر سیاه چشم ندارد جان است نه جن ودیگر نمیتوانیم ادعا کنیم که جن همسر وفرزند و اولاد دارد. این همه میتوانند تصورات ذهنی ما بوده باشد.

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ-اعراف-179- جایگاه بسیاری از جن وانس را در جهنم قرار داده ایم وآنها کسانی هستند که دل داشتند ولی با انها چیزی درک نمیکردند و چشم داشتند ولی بصیرت دیدن نداشتند، گوش داشتند ولی سخن حق نمی شنیدند آنها مانند چارپایان بودند بلکه از انها هم  پست ترآنها جزئ غفلت کنندگان بودند. حال مفهوم این ایه کاملا روشن میشود. جن وانس یعنی انسان یا مجموعه ماده جاندار و سوخت و ساز درون آن که  آنهم  جاندار است که روح من امر ربی و ژن آنرا فرماندهی میکند. این جا هم موضوع بردن جن در جهنم حل میشود که خداوند آتش را با آتش تنبیه نمیکند. 

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿۱۱۲﴾ احزاب- و بدین گونه برای هر پیامبری دشمنانی از جن و انس قرار دادیم  بعضی از آنها با زبانی شیوا بعضی دیگر را  فریب میدادند و این سخنان را به آنها االقائ میکردند.اگر خواست خداوند نبود آنها چنین کاری نمیکردند پس آنان را به هرچه دروغ میگویند واگذار. اینجا شیاطین انس وجن منظور انسانهائی هستند که با  دسیسه ومکاری دشمن پیامبران الهی میشوند .شیطان نیروی توطئه گر ومتمرد است.

وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون-ما انس وجن رانیافریدیم جز مراعبادت کنند. با این نظریه بسیاری از سئوالات در باره جن پاسخ داده میشود. جن وانس انسان است وخداوند انسان را افرید برای عبادت خلق متعال.


1-جن زنده است وجزئ ساختار جسمی انسان است

2-هر نسل انس نسل جن هم میباشد

3-در قیامت انس وجن مورد مواخذه قرارمیگیرند وقتی با هم میشوند.

ملائکه قوانین و اسباب طبیعت هستند و جن انرژی سوخت و ساز نهفته دربدن انس ولی متمرد نیست ولی ابلیس نیرو است و متمرد و سمبل اختیار انسان است و عامل اصلی انحرااف انسان از تقوی با افزار وسوسه نفسانی. ملائکه هم در نفس انسان وجود دارند ولی ملائکه در بدو خلقت کیهان وجود داشت. تمامی قوانین طبیعی حیات در بدن انسان وجود دارد. اینجا متوجه میشویم که چرا خداوند به ملائکه در زمانی که نفس انسان سویته میشود وروح خداوند در نفس قرارمیگیرد میفرماید به آن سجده کنید به مقاله سجده  ملائکه  به  بشر و آدم در دو مرحله زمانی مراجعه فرمائید.

اکنون این سئوال پیش می آید پس مطالب سوره جن چه میفرماید و جن در داستان حضرت سلیمان چیست


سوره جن بر این اساس نازل شده تا خرافات قبل از ظهور اسلام که درعقاید عرب جاهلیت رسوخ کرده بود وخداوند درقالب تمثیلی گفتگوی نفرمن الجن را به پیامبر اسلام وحی میکند و برخی خرافات را درقالب اینکه ما(جن) گمان میکردیم که خداوند کسی را مبعوث نمیکند و ما گمان میکردیم مردانی از انس به مردانی از جن پناه می آوردند وما گمان میکردیم که برخی از ما برای استراق سمع به آسمان می رفتند وغیره که همگی نفی خرافات در باره جن است. درقرآن درموارد دیگر هم از جن نام برده مثلا جن در خدمت حضرت سلیمان بودند

وقتی جن در خدمت حضرت سلیمان قرار میگیرند دیگر جن و انس نیستند و جن نیرو بوده در خدمت ایشان هم اکنون ما توربین های بادی را به کمک نیروی باد به حرکت در می آوریم باد به تنهائی برق تولید نمیکند واسطه میخواهد توربین واسطه تبدیل باد به نیرو و برق است. ایشان نیرو های وسیعی را در اختیار داشت از جمله باد را در تسخیر خود داشت و از نیروی ان استفاده میکرد. این جن با جن وانس منظور انسان فرق میکند . حضرت سلیمان لشکر زیادی از انس وجن فراهم کرده بود یعنی لشکری از انسان ها. جن و شیاطین برای حضرت غواصی و بنائی میکردند. از نیرو و موجودات سرکش از انسانهای سرکش و یاغی. شیطان معنی نیروی سرکش میدهد. در تمثیل شهاب سنگها شیطان سرکش با شهاب سنگ ها نابود میشدند که مقاله دیگری میطلبد و صرفا اشاره کوتاهی عرض کردم که همه این ایات تشبیه و توجیه علمی کاملا منطبق با علم روز دارند.

این یک نظراست و کشفی است که از ایات قرآن وعلم زیست شناسی  بیرون آورده ام و مدت مدیدی تفکر و تعقل درآیات متشابه خلقت انسان داشته ام  برای تشهیذ ذهن خوانندگان و برداشت اینجانب از جن  با استناد  با آیات قران و علم روز و بدون توجه به نظر گذشتگان ارائه داده ایم  و صرفا یک نظر تحقیقی علمی است. خداوند خود دانا  تر است به منظور و مقصود خود. انشائالله مفید واقع شده باشد و از خوانندگان گرامی انتظار میرود با نظرات خود ونقد نوشتار به روشن شدن هر چه بیشتر مقاله کمک فرمایند. سید محمد تقوی اهرمی.اسفند 1396 ویرایش جدید بهمن 1397

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت