ویژگی ها

جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان

جن وجان ازخرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان

مقدمه نوشتار


جن واقعیت هائی هستند که وجود دارند ولی درک وفهم انسان به دلیل عدم اگاهی علمی نمی تواند ماهیت آنرا در یک زمان مشخص دریابد وگذشت زمان آنرا مشخص میکند. داستانی ازکودکی دریکی ازروستاهای دشتستان که شاهد آن بودم میتواند بهترین معنی برای جن ودرک واقعیت ان باشد. شبی از شب های تایستان در67 سال قبل درفضای بازروستا که به بیابانی ختم میشد با اقوام روستائی برروی تخت نشسته بودم وتاریکی مطلقی به دلیل عدم نورچراغ های برق وانعکاس ان درآسمان حاکم بود تک درختی درفاصله صد متری را نگاه میکردیم که مملو از نورهای متحرک زرد وسیزودرخشان درشاخ وبرگ های درخت منظره عجیبی را به وجود اورده بود. سئوال کردم این ها چی هستند. گفتند شب های تابستان جن ها جشن وسروردارند وکسی نباید به درخت نزدیک شود وگرنه جن زده خواهد شد واین موضوع ازگذشتگان برباور مردم نشسته بود وکسی جرات نمیکرد برای کشف واقعیت به درخت نزدیک شود. ترس وجودم را فراگرفت. سالها بعد روی آن فکر میکردم واقعیت عینی داشت باید دلیل آن را پیدا میکردم.

 

جن وجان ازخرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان

مقدمه نوشتار
جن واقعیت هائی هستند که وجود دارند ولی درک وفهم انسان به دلیل عدم اگاهی علمی نمی تواند ماهیت آنرا در یک زمان مشخص دریابد وگذشت زمان آنرا مشخص میکند. داستانی ازکودکی دریکی ازروستاهای دشتستان که شاهد آن بودم میتواند بهترین معنی برای جن ودرک واقعیت ان باشد. شبی از شب های تایستان در67 سال قبل درفضای بازروستا که به بیابانی ختم میشد با اقوام روستائی برروی تخت نشسته بودم وتاریکی مطلقی به دلیل عدم نورچراغ های برق وانعکاس ان درآسمان حاکم بود تک درختی درفاصله صد متری را نگاه میکردیم که مملو از نورهای متحرک زرد وسیزودرخشان درشاخ وبرگ های درخت منظره عجیبی را به وجود اورده بود. سئوال کردم این ها چی هستند. گفتند شب های تابستان جن ها جشن وسروردارند وکسی نباید به درخت نزدیک شود وگرنه جن زده خواهد شد واین موضوع ازگذشتگان برباور مردم نشسته بود وکسی جرات نمیکرد برای کشف واقعیت به درخت نزدیک شود. ترس وجودم را فراگرفت. سالها بعد روی آن فکر میکردم واقعیت عینی داشت باید دلیل آن را پیدا میکردم.

حدود 20 سال قبل رفتار حشره کرم شب تاب را مطالعه میکردم به واقعیت آن جن دست یافتم. حشره کرم شب تاب یک نوع سوسک است که نروماده دربرخی گونه ها هردو قدرت نورافشانی را دارند ودردو الی سه ماه تابستان که فصل جفت گیری است به فعالیت زیاد تری میپردازند ودرمناطق گرمسیر دارای گونه های متنوعی هستند. با به وجود امدن شرایط مساعد همزمان از لارو خود بیرون می ایند وبه نورافشانی میپردازند. به دلیل تاریکی وعدم انعکاس نوردرآسمان آن منظره اتفاق افتاد ومردم برای توجیه ان به تصورات ذهنی وخرافات روی آورده بودند. این یک نوع جن بود که نا اگاهی ازعلل آن برتصورات ما نقش بسته بود. هنگام ظهوراسلام این خرافات با شدت بسیار بیشتردر باره جن رواج داشت. البته باید توجه داشت که طبق ایات قرآن جن وجود دارد ، زنده است، زاد وولد دارد ومومن وفاسق دارد ولی نه با خرافات گذشتگان بلکه بر اساس علوم تجربی تحمل داشته باشید ومقاله را ادامه دهید تا به واقعیت قرآنی آن برسید.

خلقت انسان، حورالعین، فراش، صلب وترائب وهفت آسمان بطلمیوسی وامثالهم  که متاسفانه هنوزهم برباورما محکم نشسته وتاثیر خود را برتفاسیروترجمه ها شاهد هستیم هم شبیه این خرافات هستند که ازهمان سالهای پیش ازاسلام برباورما نشسته وقتی ما با تصورات ذهنی کهن به مطالعه آیات متشابه درباره این موضوع ها میپردازیم سعی میکنیم ایات قران را طوری تفسیر کنیم که با این تصورات مطابقت داشته باشد. وقتی ما درقرن شکوفائی علم اختر شناسی هنوز به هفت اسمان بطلمیوسی اعتقاد داریم واین اعتقاد پرده بردید ما انداخته وفکر نمیکنیم که ما درسراسرکیهان بگردیم هفت اسمان جز جو زمین نداریم وقرآن هم تمامی شواهد برای هدایت انسان از حیات درکره زمین که برای ما اشکار است مثل میزند ولی چون قرن ها جزئ جدائی نا پذیر باورما شده نمی توانیم خود را از بند آنها رها سازیم به مقالات هفت اسمان در سایت ها مراجعه فرمائید تا حاکم بودن این تصورات را بر ذهن خودمان مشاهده کنیم. بنابراین تصورات ذهنی برای رسیدن به حقایق راه به جائی نمی برد.

وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئً –نجم 27-آنها علم آن موضوع را نداشتند (چرا ملائکه را فرشته خطاب میکنند) وازتصورات ذهنی خود تبعیت میکنند ولی (تبعیت ازتصورات ذهنی) برای رسیدن به واقعیت یک موضوع سودی (راهگشا نیست) ندارد. این یک قانون است درقرآن که ،علم هرچیزی را باید بدانی بعد درباره آن قضاوت کنی. برخی هم برای حفظ این تصورات ذهنی میگویند، چون علم درحال تغییر است وممکن است درسالهای بعد تغییرکند، پس مقایسه کردن آیات متشابه با علم کاری است من در آوردی وخطا وآنها ترس دارند که تغییراین باورها خللی درایمان آنها ایجاد کند که میتوان تصورکرد سست ایمان هستند. خداوند خود خالق علم است ومیداند چه میفرماید. پس باید همه آیات متشابه با علم روز مطابقت داشته باشد. یا علم روز غلط است یا تصورات ذهنی ما ،درقرآن جان داریم وجن. جن ازآتش است وجان ازآتش من مارج من نار ونارسموم. انس داریم وانسان، فرق این کلمات درقرآن چیست.


فرق جن،انس و جان،انسان در قرآن

هردوجن وجان وانس وانسان به یک الف وابسته هستند جن بشود جان وانس بشود انسان. تمامی کل شیئ برای توصیف نیازبه اسمائ دارند وحروف اسمائ با الف شروع میشوند وتوصیف ذات باریتعالی با الف آغازمیشود والله اسم خدا است. همه کیهان براساس دید قرآن برای انسان خلق شده وآزمایش او درحیات زمین. نقش الف بحث مفصلی میطلبد که استاد دکتر غلامحسین دینانی در کتاب عقل الله به آن اشاره کرده که بحثی است کلامی ولی دلائل خاص خود را دارد. تا کنون کسی فرق جان وجن را نمیداند. کلمات درقرآن اعجاز آن است وبدون برنامه وهدف بیان نشده. جان را همان جن میدانند. باید فرقی داشته باشد. يريد الله ان يحق الحق بكلماته خداوند اراده کرده است که حق را با کلمات خود محقق سازد. حال رابطه این دو کلمه شاهکار قرآن مجید درچیست.

روش مرسوم این بوده که برای کشف حقایق کلمات درآیات متشابه قرآن به نظرات کهن هزارسال قبل مراجعه میکردیم وآیات قران را با آنها تاویل میکردیم یعنی اساس را نظر گذشتگان قرارمیدادیم وقرآن را فرع برآنها.


من روش دیگری را برای کشف حقایق آیات متشابه درقرآن انتخاب کرده ام اول ذهن را از تمامی نظرات کهن خالی میکنم وآیات قرآن را بررسی وروی آنها تفکروتعقل میکنم وعلم روزرا جستجو وبا کمک آن حقایق قرآن را کشف میکنم. شما هم امتحان کنید نتایج هیجان انگیز است. برای تمام شبهات پاسخ منطقی پیدا میکنیم. فرض میکنیم قرآن هم اکنون نازل شده وما ایات متشابه را با آخرین نظرات علم روز مقایسه وتاویل میکنیم دقیقا همان کاری که گذشتگان درهزارسال قبل کردند. آیات متشابه قرآن را باعلم آن زمان تاویل کردند وتحویل ما دادند.

برای ما قرآن مقدس است نه نظرگذشتگان.


از آنجائیکه جن وابلیس دارای ماهیت شبیه ملائکه هستند. باستناد آیه فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ- إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ-خداوند به ملائکه فرمود به بشر سجده کنید همه سجده کردند مگرابلیس. خداوند درآیه دیگری میفرماید ابلیس ازجن بود. پس بنابراین جن هم مانند ابلیس است ازماهیت ساختاری خاص خود ووظائف محوله الهی

ابتدا باید بدانیم ملائکه دارای چه ماهیتی است.آیه 1 سوره فاطر بوضوح ماهیت ملائکه را شرح داده است. اساس خلقت کیهان برملائکه که قوانین طبیعت هستند استواراست- به مقاله ماهیت ملائکه درقرآن وتصورات ذهنی- و مقاله انبساط کیهان از نظر علم و قرآن مراجعه فرمائید. ازمطالعه این مقالات متوجه میشوید که ملائکه اسباب وقوانین طبیعت هستند وقوانین هم قواعدی هستند که نیرو را دریک مجموعه به بند میکشند. جنس جان ازآتش مارج است ونارسموم وَ لَقد خَلقنا اْلِانسانَ مِن صَلصالٍ من حماءٍ مَسنونٍ والجآنَّ خلقنه من قَبلُ مِن نّارالسَّموم-حجر26 و37- خلق الانسان مِن صَلصلٍ كَالفَخّار و خَلَقَ الجانَّ مِن مّارجٍ من نّارٍ-رحمن 14و15.

درآیات اول خداوند میفرماید درحقیقت ما انسان را درصلصال وازحما مسنون خلق کردیم وجان را قبل ازخلقت انسان ازنارسموم آفریده بودم ودرهر دو آیات ماهیت صلصال وحما مسنون را ازماده وجان را ازانرژِی بیان میفرماید. جان ازنوعی انرژی یا نیرو است که درارتباط با انسان است. آتش است که شعله ودود ندارد مارج من نار وجنس نفوذ کنندگی دارد و نار سموم است، خاصیت نفوذ کنندگی آن ازمفهوم آیه چنین برمی آید که درموجودت زنده وبی جان ماهیت نفوذی دارد پس انرژی است به زبان علمی امروز.چرا جانداروبی جان، زیرا قبل ازخلقت انسان خلق شده وبعد اززمان طولانی بروایت قرآن که مطرح میشود جن ازاو منشعب شده وهنوزهم جن داریم وجان یک پدیده نیستند جدا ازهم هستند. قبل ازخلقت انسان ازحما مسنون که آغازحیات موجودات زنده است جانداری نبوده، بنابراین جان بی جان است (حیات ندارد وانس هم حیات ندارد باستناد آیه فيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ هردوبا هم بوده اند وهمزمان وقتی یکی بیجان است دیگری هم همینطو)


جان درخلقت انسان نقش ندارد وقبلا خلق شده است. از جنس انرژی است ولی بی جان است وبا انس نمیتواند پیوند جاندار بدهد وانس ساختار تشکیلاتی مادی انسان در حال شدن است که هنوز جاندار نشده یا جاندار است اما (قابلیت قرار گرفتن جن را درخود ندارد). تمامی این برداشت ها را از آیات قرآن گرفته ام ولی جن طبق ایات قرآن با انس میتواند تشکیل یک موجود زنده بدهد، که به آن اشاره میکنیم. بنابراین نتیجه میگیریم جان با انس مجموعه بیجان است ولی جن با انس مجموعه جانداراست. موضوعی که درآیات زیرآن را ثابت میکنیم.

ابتدا این موضوع که جان وانس با هم موجود زنده نیستند ایه ای درقرآن است از ایه زیر میتوان این موضوع را استنباط کرد که جان وانس بصورت جداگانه ماهیت وجودی انها طوری است که نمی توانند گناه کنند. فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ. درآن روزازگناهان انس وجان سئوال نمی شود. یعنی یا جاندارنیستند والجآنَّ خلقنه من قَبلُ(قبل ازخلق اولین نطفه حیات بوده است پس جاندار نیست) –یا جاندارهستند (مثلا باکتری ها اولیه حیات از صفت جانداری فقط تکثیر پذیری را داشتند) وقابلیت گناه ندارند. بسیاری ازمفسرین باستناد آیه عْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ –این ایه را چنین تفسیرمیکنند که سیمای گناهکاران جرم آنها را ثابت میکند ونیازندارند ازگناهشان سئوال شود ولی خداوند متعال درسوره صافات آیه 44و92 حجر قسم یاد میکند که ازهمه سئوال میشود خداوند خلف وعده نمیکند.مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ - فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ-قسم به رب توکه ازهمه سئوال(از گناهانشان)میشود.

بنابراین ایه عرف المجرمین بسیماهم با توجه به قسم خداوند دراین ایه موضوعیتی ندارد. دربسیاری ازآیات چهره مومنین را به نوروگناهکاران رابی نور میداند ولی درقیامت همه بلا استثناه همه اعضای آنها برعلیه آنها شهادت میدهند وسئوال میشوند واین تنها این آیه است که میفرماید ازجان وانس سئوال نمیشود ودلیل خاص خود را دارد. بعلاوه درآیه زیرجان وانس را که کلی خطاب میکنداز گناه آنها یا مجرم بودنشان صحبتی نکرده. درثانی مفسرین محترم توجه به کلمه جان نکرده اند وآنرا با جن یکی گرفته اند. 


إِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ- فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ- فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ-زمانی که سمائ زمین شکافته میشود وحیات برچیده میشود وپس ازآن قیامت برپا میگردد ازگناهان جان وانس سئوال نمی شود.اینجا جان وانس را کلی میفرماید نه یک جان وانس مشخص، یعنی این دو ماهیتا دلیلی برگناه انها وجود ندارد همانطورکه دربالا اشاره شد ماهیتا یک مجموعه هستند. دقت فرمائید سخن از جان است نه جن. دو ایه معروف دیگری هم بیان کنیم درباره قاصرات ومقصورات وجان-فيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ-درجهان دیگرقاصرات وجود دارند که دست هیچ جان وانس به آنها نرسیده-تا کنون تنها یک تفسیربراین ایه بیان شده که با منطق قران سازگار نیست. قاصرات را زن ودلبرفروهشته وزیبا معنی کرده اند که محصورنگه داشته شده اند ؟ استغفرالله خداوند میترسید آنها گناه کنند چون درقدیم (پیش ازاسلام) زن ها را نمیگذاشتند بیرون بروند وآنها را حبس میکردند تا گناه نکنند، آیه را این چنین معنی میکردند. هیچ جن وانسی با آنها یطمثهن نکرده اند. یعنی کامروائی نکرده اند. ( تمامی مفسرین ومترجمین جان را مترادف جن گرفته اند واز دید کامروائی از زن آنرا بررسی کرده اند واین بنای بسیاری از تخیلات ذهنی شده که مثلا جن هم مانند انسان زن وبچه دارد و زاد و ولد میکند وفکرنکرده اند جن با ماهیت آتش چگونه میتواند با انس مادی کامروائی داشته باشد جان وانس مجموعه مستقل ازهم و بی جان هستند. وارد جزئیات غیرمنطقی این معنی نمی شویم وبه برداشت خود را ازاین ایه بسنده میکنم. قاصرات معنی دیگرآن جایگاه است جایگاهای محصوروحفاظت شده ازجان وانس. بنابراین معنی ایه میتواند این هم باشد. درآن جهان جایگاه هائی وجود دارند که جان وانس تماسی با انها نداشته اند .واکنش شیمیائی که ازماده وانرژی تشکیل شده با آنها تماسی نداشته اند . مثلا فرسایشی درکارنبوده وواکنشهای شیمیائی هم برآنها اثرنکرده ویروس وباکتری آن را آلوده نکرده وغیره.(درقسمت دوم این مقاله به تعریف جان وانس میپردازم تا حقایق روشن شود مثلا باکتری) باستناد ایات قبلی جان وانس بی جان هستند. یا جان دارند ولی قابلیت گناه ندارند مانند باکتریها ساختاراولیه بشر. باستناد ایات قرآن به این موضوعات خواهیم رسید. صرفا برای تشهیذ ذهن است تا به آنها بپردازم. با این تعاریف قرآنی جان چیست. ابتدا جن هم بررسی کنیم ونتایج بررسی خودمان را با آخرین دست آورده های علم روزمقایسه کنیم تا واقعیت جن وجان وانس وانسان را کشف کنیم. جان چه میتوانند باشند. جان 7 باردرقران آورده شده دوبار به عنوان عصای حضرت موسی که معنی ماربزرگ میدهد و 5 بارهم آیات ذکر شده دربالا. نتایج زیررا درباره جان میتوان از قرآن استنباط کرد. اول جان از جنس نوعی انرژی است وقبل ازسلول اولیه حیات یا تک سلولی بدون هسته غیرهوازی وبدون غشائ هسته ای خلق شده ، بی جان است وبا انس نمی تواند شراکت داشته باشد وانس هم تا اینجا بی جان است. به دلیل طولانی شدن مطلب ادامه آن را در مقاله - جن وجان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن وانس ملاحظه فرمائید که مقوله کاملا جدا ازهم هستند ودرپایان مقاله دوم داده های خودمان را از قرآن با علم روز مقایسه میکنیم تا ماهیت جان وجن،انس وانسان را کشف میکنیم .ازخوانندگان محترم درخواست میشود هرنظر انتقادی، ایرادی ونفی موضوعات دارند برای تجدید واصلاح یا دفاع ازآن ما را مستفیض فرمایند. نظرات عینا وپاسخ آنها درج میشود. سید محمد تقوی اهرمی 29/1/1397-مصادف با اول شعبان 1439

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت