ویژگی ها

جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن وانس

جن وجان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت دوم جن وانس

مقدمه قسمت دوم مقاله جن وجان از خرافات تا واقعیت قرآنی


درقسمت اول این نوشتار با تجسس در آیات قرآن موضوع جن ازنظر مفهومی وکلمه جان وتفاوت آن با جن به بحث گذاشته شد. جن وجان ازخرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول- جان قبل ازخلقت انسان خلق شده وبا انس ماهیت مادی انسان که جاندار نیست هر دو استقلال وجودی دارند و بهم وابسته نیستند.

جن وجان هر دو پدیده ای در حیات زمین هستند از جنس نیرو و انرژی. پدیده ای که وجود دارند ولی ازحواس ما پنهان است. مثالی بزنیم خداوند درآیاتی ازقرآن ماهیت جن را آتش و ماهیت جان را آتش بی دود ونار سموم مینامد. از آیات اینطور استنیاط  میشود که جان در زمانی مشخص که به آن اشاره میکنیم منشائ پیدایش جن میشود.

حال همان آتش را مثل میزنیم که ماهیت جن و جان از آن است. سوختن عملی است که در آتش اتفاق می افتد - الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ-خداوند است که در نهاد درخت سبز برای شما آتش را قرارداد که هر وقت نیاز داشتید آن را بیرون می آورید. شرایط را برای بیرون آوردن آتش باید فراهم کرد درختی که  خشک  شد و آب درون آن بخارشد آماده است که  شما عمل سوختن  را انجام دهید و سوختن واکنش شیمیائی است با اکسیژن هوا وقتی ما نفت را که درجه احتراق آن بالا دارد را بر روی چوب میریزیم و آتش میزنیم این واکنش شیمیائی شروع میشود و ئیدراتهای کربن موجود در چوب با اکسیژن ترکیب میشوند و انرژی آزاد میشود وما با حرارت ونور وشعله ان را (انرژی را که آزاد میشود) حس میکتیم. آیا این تمام موضوع سوختن است، عاملی که این تظاهرات سوختن را بیرون میدهد واکنش شیمیائی است که از دید  ما پنهان است. حال سوختن کند داریم و تند و فوق العاده سریع ، حرارت و انرژی آنهم متفاوت است  ود ربدن موجود زنده کند  است و شعله ندارد و آنزیم ها نقش نفت را بازی میکنند و ئیدرات های کربن، پروتئین ها، چربی ها را وادار به سوختن میکنند و انرژی مورد نیاز بدن تامین میشود.

یکی از علائم سوختن کند درمثلا انسان حرارت بدن او است که روی درجه 37 بقدرت خداوند متعال و با دخالت اسباب و قوانین طبیعت که ملائکه هستند ثابت میمانند و بقیه انرژی دربدن صرف انواع  فعالیت های جسمی بکار گرفته میشود و اگرمازاد داشته باشد که از پرخوری است بصورت چربی دربدن ذخیره میشود. موجودات زنده از دو عامل ماده  و انرژی تشکیل شده اند عناصر و ترکیبات شیمیائی ساختار جسمی را به وجود می آورند. درترکیبات شیمیائی هم نیرو بکاررفته مانند سنگ ها ولی فرقی که موجود زنده وسنگ دارد درعمل سوخت و ساز دردرون ساختار بدن است که همین سوختن است  که بدون آن موجود زنده مفهومی ندارد.

حال این انرژی که در سوختن ازاد میشود ازکجا می آید. ملکول های شیمیائی از پیوستن اتم ها به یکدیگر ایجاد شده اند. این اتم ها با اشتراک  گذاشتن الکترون های مدار خارجی خود بصورت اشتراکی یا رد و بدل کردن آن پیوند ملکولی را ایحاد میکنند. نیرو و انرژی دراین پیوند ها دخالت مستقیم دارند. این پیوند ها که ازهم گسسته میشوند انرژی را آزاد یا  از محیط میگیرند. این پیوند ها در طبیعت بی جان مانند سنگ ها بدون تغییر باقی میمانند مگر اینکه برخی از ترکیب شیمیائی آن با اکسیژن واکنش داشته باشند و اکسید بشوند. درموجودات زنده این پیوند ها درسلول ها و دیگر اعضای بدن دائم در تغییر و تبدیل هستند و انرژی میگیرند و آزاد میکنند. هرترکیب شیمیائی دربدن دارای یک واسطه است بنام آنزیم ها. این مطالب مقدمه کوتاهی بود که درمورد تعریف مفهوم جان و جن مورد استفاده ما قرارمیگیرد.

جن در قرآن وهویت آن


جن درقرآن به مفاهیم گوناگونی آورده شده .جن به معنی ناشناخته و از دید ما پنهان و دیگری جن که ارتباط مستقیم با انس دارد. جنی که با انس ارتباط دارد همان است که از آتش خلق شده است و با انس عجین است  ثقلین است. در حدیث ثقلین قران  و عترتی دو پدیده جدا ولی وابسته بهم هستند، یکی از وحی ودیگری از انسان. معنی ثقلین را میخواهم عنوان کنم و گرنه این دو موضوع  دو مقوله جدا هستند. جنی که درسوره الرحمن اشاره شده با جنی که در سوره ناس است متفاوت هستند. جن درسوره الرحمن و سایرآیات از جنس آتش ولی درسوره ناس نیروئی است که ازخارج از انسان شخص را مبتلا میکند و دردلها وسوسه انحراف ایجاد میکند. قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ- مَلِكِ النَّاسِ- إِلَهِ النَّاسِ-من شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ- الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ- مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ-بگو پناه میبرم به خداوند رب وملک واله مردم از شر وسوسه کننده خناس که دردل های مردم مینشیند ، این وسوسه کنندگان هستند که کلام آنها خنس است در درون انسان ها مینشیند ومحو میشوند یعنی جزئ باور مردم قرارمیگیرد و شرهستند مانند مثلا شایعه پراکنی. دروغ پراکنی ، غیبت. تهمت. شیطان وسوسه گر درون انسان است و اگراز بیرون انسان هم آن را وسوسه کند بازهم شیطان است ولی اینجا جن است عوامل ناشناخته. ماهیت جن و ابلیس و ملائکه از انرژی ونیرو است مارج من النار، ولی جن هیچ جا درقرآن به عنوان عامل تخریب گر(جن که با انس تشکیل یک مجموعه میدهند نه سایر جن ها) معرفی نشده  تنها  ابلیس از فرمان خداوند سرپیچی میکند و میگوید من ازآتش هستم و خداوند هم میفرماید ابلیس ازجنس جن بود و ما فقط از این آیه میفهمیم که جن ازآتش است. بقیه آیات درباره ماهیت جان از مارج من النار ونار السموم سخن میگویند و جن هم  جان نیست. گفتیم ماهیت جن از آتش بی دود یا به زبان علم روز انرژی ویا نیرو است. جن با شیطان فرق میکند این را آیات قرآن میفرماید. شیطان ازدرون انسان و بیرون او با روش های متفاوتی انسان را وسوسه میکند، شناخته شده و ماموریت اوهم تعیین شده است. ولی جن در این سوره  نیروی نا شناخته است که به شکل های غیرقابل تصور بر دل انسان موضوعی را تلقین میکند خناس از خنس می آید با  تجسس درآیات  قرآن معنی ان روشن میشود. نیروئی که فرو میرود و محو میشود یا عاملی را انتقال میدهد که شخص را  و افکار او را از راه خارج میسازد. درباره خنس به مقاله-کلمات خنس وکنس درقرآن و واقعیت عینی وحی مراجعه فرمائید.

این جن میتواند در زمان های مختلفی با نیروهای متفاوتی بروزکند مثلا در قرن شکوفائی علم چه چیری میتواند این کار را انجام دهد. فضای مجازی که یک نوع فن آوری بسیار مهم و سودمند است ولی اگر به عنوان ابزار گمراه کننده انسان بکار رود وسواس خناس است. سرنخ این ابزارمیتواند در دست کسانی قرارگیرد و مفسده ایجاد کند. فضای مجازی را چه عاملی هدایت میکند و ماهیت آن چیست امواج رادیوئی یا نوعی نیرو. من الجنه والناس یعنی هم ازجنس انسان وهم از جنس جن میتوانند وسواس خناس باشند ولی این جن با جنی که با انس ثقلین هستند فرق میکند.

جن وشرکت در ساختار انسان

ایات قرآن از زنده بودن جن نام برده و در روز محشر با انسان محشور میشوند و جایگاه آنها جهنم است گناه میکنند جن های مومن و صالح اشاره شده که میخواهیم به این موضوع بپردازیم. قبلا یک آیه عجیب از قرآن که اساس بحث ما برآن قراردارد و به ناحق معنی قَدِ اسْتَكْثَرْتُم از آنجائیکه درک مفهوم آن مشکل بوده است به گوشه ای سپرده شده و درهیچ مقاله موضوع  جن از آن نام برده نمیشود بیان کنم. انسان را گمراه میکردید آورده شده که با مفهوم آیه همخوانی ندارد.


وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ-درایات قبل از آن در باره قیامت صحبت میفرماید و دراین آیه میفرماید: "یاد کن روزی را که همه را محشور میکنیم ، ای گروه جن خود را درانس تکثیر میکردید و اولیائ این جن ها از انس میگویند (یعنی آنهائی که انس هستند و در گناه با آنها شریک هستند) ، پروردگارا ما از یکدیگر بهره مند میشدیم و هر دوی ما پایانی که برای ما مقررفرمودید با هم طی کردیم. (یعنی طبق برنامه ریزی خالق متعال دوره را سرکردیم وبه اینجا رسیدیم) خداوند میفرماید جایگاه شما(دو تا جن وانس) درآتش است و درآن ماندگار هستید مگر انچه خدا بخواهد باری پروردگار تو حکیم ودانا است".

از راغب نقل میشود که تکثیر ممکن است فی نفسه باشد نه قیاس با دیگری منظورایشان این است که عمل تکثیر به موصوف برمیگردد یعنی جن خودش را تکثیر کرد نه انس را مثلا درایه-اِسْتَكْثَرَ مِنَ الشَّىْ‏ءِ- يعنى آن كار را بسياركرد – موصوف ان کار را خودش انجام میدهد-اعراف 188 استکثرتم معنی خودتان را تکثر کردید نه دیگران را (درترجمه ها آمده که جن انسان ها را گمراه کردند که درست نیست). من معنی مختلفی دارد از و در ومفسرین ومترجمین همه جا به معنی از اشاره کرده اند درصورتیکه درهم میتواند معنی دهد.

این ایه سه مطلب بسیار مهم دارد که کسی به آن توجه نکرده است.

اول جن درانسان وجود دارد و زاد و ولد انهم با زاد ولد انس ادامه می یابد. طبقاینآیه جن خودش را در انس تکثیر میکرد وبا توجه به ثقلین بودن جن وانس هر دو یک مجموعه واحد را تشکیل میدهند.

دوم انس اولیائ جن مورد بحث درآیه میگویند ما ازهم بهره مند میشدیم. یعنی عدم وجود یکی نبود دیگری است وبه عبارتی انس وجن دریک مجموعه هستند و جن نیرو را دراختیار انس قرارمیدهد و انس ساختار و حیات خود را بقائ میبخشد و مدیون جن است. انس ساختار مادی انسان است. تمامی کل شیئ از ماده و انرژی تشکیل شده اند و موجودات زنده از ماده، انرژی و حیات

سوم وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا وما جن و انس براساس برنامه ریزی که برما مقدرفرمودی ودرکنارهم عمر را سپری کردیم .تمثیل زیبائی است و ماهیت وجودی جن را برای ما در قالب تمثیل در قیامت بیان میفرماید. این ایه در باره ساختار تشکیلاتی انسان سخن میگوید ومخاطب را جن قرارداده است. ازایه فوق دریافتیم که جن و انس باهم، تفکیک ناپذیرو ثقلین هستند.سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ .

جن وانس را ثقلان مینامد و میفرماید بزودی به شما میپردازم. ثقل سنگینی است و متعلق به هر دو جن و انس است .هر دو درهم ادغام هستند سنگینی یکی میتواند توصیف سنگینی دیگری باشد. هر دو در جرم و جسم مشترک هستند و تفکیک ناپذیر. نبود یکی نابودی دیگری است. آیه پرمعنی است. جن نیرو است نیرو وزن ندارد ولی انس وزن دارد وقتی هر دو با هم ادغام میشوند .هردو زنده هستند ،هر دو با هم عمر میکنند وهر دو در گناه مشترک هستند و هردو جرم دارند چون دریک واحد قرار گرفته اند. لازم وملزوم یکدیگرند ازاین جهت هم خداوند میفرماید-

و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون-جن و انس را نیافرید م مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. یعنی مجموعه آن که انسان است مرا عبادت کنند. آیات چندی درقرآن این موضوع را بیان میکنند.

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ-انعام 112-وبدین گونه برای هر پیامبری شیطان هائی ازجن وانس برگماشتیم بعضی از آنها به بعضی دیگرسخنانی القا میکنند و اگر پروردگار تو میخواست چنین نمی کردند پس آنها را با آن افترا هاشان واگذار (اهمیت نده). اینجا خداوند تاکید میکند که شیطان برای وسوسه انسان ها را من (خداوند متعال) قراردادم (برای امتحان) و از سیاق ایه چنین بر می آید که جن وانس همان انسان است وشیطان هم کسانی که مردم را میفریبند و جوسازی میکنند تا آنها را از پیامبران دور نگه دارند شیاطینی از جن و انس یعنی شیاطینی ازانسان (طبق آیه فوق انس و جن هر کجا با هم عنوان شود معنی انسان میدهد.جمله آخر آیه فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ-به همان انسانها برمیگردد.

وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ-سپاهیان سلیمان از جن وانس و پرنده گرد آمدند. جن وانس همان لشکریان انسان است وهمراه آنها چیزی که پرواز میکردند (مانند هواپیمای جنگی امروزی) درآیه قبل میفرماید- وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ-سلیمان وارث داود شد ای مردم خداوند روش پرواز را به آنها آموخت وازهر نعمتی آنها را برخودار کرد واین از فضل خدا بود.

منطق الطیر میتواند روش پرواز هم معنی بدهد. درایه 179 سوره اعراف هم جن والانس را به عنوان یک مجموعه بیان فرموده-

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ-اعراف-179
برای جهنم بسیاری از جن و انس را بیافریدیم ایشان را دلهایی است، که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند اینان همانند چارپایانند حتی گمراه تراز آنهایند اینان خود غافلانند- در این ایه جن وانس را به جای انسان بکار برده وانها انسان هائی هستند که دل داشتند ،خواسته نفسانی داشتند که نتوانستند حقایق را درک کنند(تصورات ذهنی برخواسته نفسانی نشسته) و دیدگانی داشتند که بصیرت به انها نداد وگوش هائی داشتند که واقعیت ها را نشنیدند همانند چارپایان بلکه از انها هم فروتر وانها غفلت کنندگان بودند.

تا اینجا برای ما روشن شد که جن وانس رویهم یک ماهیت ساختاری دارند، بهم وابسته وجدا ناپذیرند دارای زاد و ولد هستند ولی با زاد و ولد انسان آنها هم تکثیر می یابند. بنابراین درون ساختار انسان و زنده هستند. این آیه بصراحت میفرماید که جن وقتی با انس ادغام میشود تمام خصوصیات ذاتی انسان را میگیرد. مانند انسان میشنود، میبیند وخواسته نفسانی دارد، زیرا با هم یکی میشوند ویک مجموعه انسان را تشکیل میدهند.

یا معشر الجن والانس انستطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان.ای گروه جن وانس (ای انسان)اگراستطاعت یا توان نفوذ به اقطارهفت آسمان جو زمین را دارید پس نفوذ کنید ولی شما نمی توانید مگر اینکه به(علم آن) تسلط داشته باشید. یعنی شما قادرهستید با تسلط برعلم و دیدیم که جن وانس توانستند درقالب انسان، آسمان زمین را بشکافند وبه ماه برسند.

بنابراین جان درقسمت اول مقاله با انس نمیتوانست یک مجموعه را تشکیل بدهد، زیرا بی جان بود قبل از خلقت انسان وجود داشت و انس هم قابلیت دریافت جن را کسب نکرده بود ولی بعد از مدت مدیدی جن به انس میپیوندد و مجموعه ماده و انرژی جاندارابتدا در قالب بشر و سپس تکامل یافته و انسان تکامل یافته در قالب آدم ظهور میکند. يريد الله ان يحق الحق بكلماته خداوند اراده کرده است که حق را با کلمات خود محقق سازد. بنابراین انس ساختار تشکیلاتی انسان است و از ماده است و بی جان زمانی میتواند جاندار باشد که ماده  و انرژی پیوند بدهند .انسان مجموعه ای است از ماده  و انرژی. 

این ها مطالبی هستند که ما از آیات قرآن بدست آوردیم.حال درچه زمانی جن به انس میپیوندد. انس دردو پدیده جان وجن ثابت است. ساختارمادی بشراست و با جان موجود زنده نیست (باستناد تمثیل قرآن قابلیت گناه ندارد) ولی با جن زنده است و قابلیت گناه پیدا میکند. درقسمت سوم مقاله جن وانس مجموعه انسان را تشکیل میدهند به آیات مربوطه میپردازیم تا زمان وقوع این حادثه سرنوشت سازدرخلقت انسان را کشف کنیم وسپس از نظرعلمی جان و جن را تعریف کنیم. این پدیده جزئ سرنوشت خلقتی انسان است. با ما باشید واز واقعیت علمی نهفته درآیات قرآن لذت ببرید و به حقانیت آن ایمان بیاورید. سید محمد تقوی اهرمی فروردین 1397

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت