ویژگی ها

سوره طارق آیات 6 و 7 و واقعیت قرانی آن

مقدمه نوشتار

صلب و ترائب دو کلمه مهم در سرنوشت خلقتی انسان است و این رخدادی بس مهم در آغاز خلقت حیات می باشد خداوند به زبان علم امروزی با ما در 1400 سال پیش سخن گفته و واقعیت یک حادثه سرنوشت ساز درتاریخ پیدایش حیات در زمین اولیه را گوشزد کرده است. گذشتگان درهزارسال قبل سعی کرده اند برای آنها توجیه علمی پیدا کنند و مطالبی را که با تصورات ذهنی و علم آن روز درفکر انها خطور کرده بود در تفاسیر بیان کردند و تحویل ما دادند و آنرا که  بر باورنشسته  بود نسل به  نسل تحویل آیندگان دادند و ما این تصورات غلط را به عنوان میراث گذشتگان در دست داریم وهمچنان آن را گسترش میدهیم. با خود فکرنکرده ایم که مطالبی که درهزارسال قبل درباره صلب و ترائب و مائ دافق بیان شده ممکن است غیر واقعی باشد.

 

آیا آن مطالب وحی منزل است و شکوفائی علم زیست شناسی و علوم طبیعی نمیبایستی در تفکرات کهن ما تاثیر گذاشته باشد. آیا درآیات دیگر قرآن جستجو کرده ایم رد این دو کلمه صلب و ترائب را که فقط یکباروآنهم در سوره طارق بیان شده پیدا کنیم. روال و روش قرآن براین است که موضوعی مهم را با یک آیه دیگر و در قالب داستان یا رخداد دیگری شرح میدهد. تکرار یک موضوع در قرآن دارای هدف است  و این تکرارها ما را دریافتن واقعیت یک موضوع کمک میکند. عیب کار مطالعه ما درقرآن دراین است که یک تکه از آیه را بیرون میکشیم و ارتباط ان را با آیات قبل وبعد قطع میکنیم و برای یافتن معنی کلمات آن به هزارسال قبل برمیگردیم و تفکر و تعقل و تدبر درآیات را بکار نمی گیریم و همچنان راه خطا را در پیش میگیریم. ما اعتقاد نداریم که علم امروزی میتواند در تفسیر قرآن به ما کمک کند. برخی با عنوان کردن موضوع مبحث هرمنوتیک که  در اروپا و بین فلاسفه باب شد سعی دارند مانند وهابیت قرآن را درهمان محدوده 1400 سال قبل محصور کنند و رابطه آن را با دانش امروزی قطع کنند و نظرشان این است که  قران را با همان تعاریف ومعانی که در گذشته بیان کرده اند، تفسیر کنیم تا راه برای نو اندیشی بسته شود وعده ای هم که مطالعه قرآنی ندارند و یا متحجرهستند یعنی بر دیدگاه کهن و فادارند نظر این ها باورکنند.

این نوعی مبارزه با واقعیت های قران در قالب دفاع از قرآن است. اگر توجه کنیم همه معاندین و مخالفین و امثال سروش و دکتر سها اساس انتقاد خود را نظر و تفاسیر کهن قرنها سال پیش بنا نهاده اند و آیات را مطالعه و تجزیه وتحلیل نمیکنند. با وجود اینکه خداوند آیات و نشانه های خود را در طبیعت و وجود خود انسان همانند آیات قرآن معرفی کرده و انسان را تشویق میکند. 

روش بررسی چگونگی خلقت انسان در قرآن

قل سیروا فی الارض فنظروا کیف بدائ الخلق درزمین گردش کنید و واقعیت های چگونگی شروع خلقت (حیات)را ازآن بیرون آورید. نفرموده در نظرگذشتگان تفحص کنید وکیف بدائ الخلق را درآورید. این مقدمه ای است برای تجسس در آیات اول سوره طارق تا آیه 6 و7 که به کلمه صلب وترائب اشاره میفرماید. آیا تا کنون با خود فکر کرده اید که آیات اول سوره طارق هم درارتباط با صلب وترائب بیان شده.


والسمائ والطارق- -وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ- النَّجْمُ الثَّاقِبُ- إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ- فَلیَنظُرالإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِبِ-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر

 

قسم به آسمان وظلمت حفاظت کننده آن. وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ-تو چه دانی طارق چیست. النَّجْمُ الثَّاقِبُ-ستاره نفوذ کننده درآن- توصیف تاریکی است که نورستاره براحتی درآن نفوذ میکند و دل ظلمات را میشکافد. إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ- بدرستیکه برتمامی نفس ها حفاظی قرارداده ایم این آیه نقش حفاظتی طارق را گوشزد میکند نفس واحده که سرمنشائ حیات  در زمین اولیه است نیاز به این حافظ داشته است. فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِبِ-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر-پس انسان بنگرد از چه چیزیی خلق شده از آبی دفع شونده که از بین صلب جسم سخت و ترائب جسم نرم بیرون رفته است و خداوند قادراست آنرا برگرداند.

بیان تاریخچه کوتاه خلقت حیات در زمین اولیه

خداوند به سمائ قسم یاد میکند.درحقیقت به رویداد مهمی که در سمائ اتفاق افتاده، سمائی که طارق بوده ظلمت بوده که نورستاره درآن نفوذ میکند. نجم الثاقب ستاره نفوذ کننده معنی کرده اند. حال کدام سمائ است. سمائی است که برای نفس ها حکم حفاظ را داشته است. درسوره فصلت آیه 11 خداوند این سمائ را تعریف کرده است .ثم الستوی الی السمائ وهی دخان. سمائ زمین اولیه که دودی و تاریک بود و درآن اقوات برروی رواسی یعنی پوسته داغ خارجی زمین تازه شکل گرفته ودرچهار دوره مقدر شده اند. صلصال وحما مسنون دراین چهار دوره دربین خود نطفه اولیه حیات را به وجود آورده اند به آیات زیر 9 الی 12 سوره فصلت توجه فرمائید.

 

قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ.


وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ.


ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ


بگو به خداوندی که زمین را در دو مرحله آفرید کفر میورزید و برای او شریک میتراشید. خداوند زمین در دو مرحله خلق کرد و درپایان مرحله دوم


بر روی آن- من فوقها- پوسته جامد را و برکت را درآن قرارداد (برکت ایجاد خاک رس است که حیات گذشته و حال انسان به آن بستگی دارد) وغذای بیولوژیکی را طی چهارمرحله برنامه ریزی کرد برای رفع نیازطالبین آن به مقاله حما حمامسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات در زمین است مراجعه فرمائید.

زمین بعد از دو دوره تکامل اتمی و تکامل شیمیائی خلق میشود و بر روی پوسته جامد آن ودرسفال داغ حما مسنون رسوب میکند و با خارج شدن ملکول آب از بین این دو یعنی جسم سخت و جسم نرم واکنش شیمیائی تبدیل ترکیبات آلی مونومر ها که شامل اسید های آمینه، قند ها، نوکلئوتید ها و چربی ها ،به پلی مرها یا ماکرو ملکول های زنجیره ای، ساختار اصلی RNA ،انجام میگردد. این واکنش ها درون دوره های اقوات صورت گرفته وعلم زیست شناسی هم این دوره ها را تائید کرده است. بعلاوه پروسه خروج اب از بین این دوجسم سخت و نرم سوژه مهم علمی در پیدایش حیات شده است.

شرایط این واکنش درمحیط بدون اب و خشک و داغ و بدون اکسیژن و آسمان تیره و اشباع از بخارآب و مملو ازغبار فعالیت های شدید آتش فشان ها و برخورد شهاب سنگ ها بوده است و اشاره قرآن به سمائ دودی مفهوم علمی پیدا میکند واعجاز قرآن عیان میشود اگرما با  تصورات ذهنی و تخیلی و انحرافی بگذاریم مفاهیم علمی قرآن چهره واقعی وعلمی خود را آشکار کند. حال این سمائ همان سمائ والطارق است که خداوند به عظمت آن در خلقت انسان قسم میخورد. بنابراین خداوند میفرماید قسم به سمائ طارق (هنوزهفت طبقه نشده وی ک سمائ است زمین جو ندارد لایه نازک بخارآب و آمونیاک و متان و ابری هم وجود نداشته زیرا محیط گرم است و اجازه تشکیل ابرداده نمیشود) و توچه دانی طارق چیست، جائی که نورستاره ثاقب درآن نفوذ میکند. نورستارگان همه جا وجود دارد ولی این تمثیل میخواهد واقعیتی علمی را بیان کند.

إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ-دراین سمائ طارق همه نفس های خلق شده اولیه دردرون حفاظی قرارگرفته اند که لازمه خلقت انسان است و حالا اصل مطلب رابیان میکند. پس (ضمیری که وابستگی جمله بعدی را به قبلی بیان میکند).

فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِبِ-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر-پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده- از آبی بیرون رونده  که از بین جسم سخت و جسم نرم خارج میشود و خداوند قادر است آنرا برگرداند.


چند مطلب مهم در ایه وجود دارد که باید به آن توجه کنیم .


اول مجموعه صلب و ترائب و مائ دافق به زمین اولیه وسمائ طارق برمیگردد و نه استخوان پشت مرد وسینه زن همچو تاویلی در قرآن دیده نمی شود و این تصورات کهن  علمی هزار سال قبل است.


دوم این خلقت انسان دردرون حفاظ محافظت شده سمائ طارق است که قسم خداوند به سمائ طارق به آن مربوط میشود. إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ


سوم صلب و ترائب یک مجموعه یکپارچه است که آب از بین این دو بیرون  میرود. جدا از هم  نیستند. صلب مرد و سینه زن با آیه همخوانی ندارد.


چهارم دراین سمائ دخان پدیده شبیه صلب و ترائب هم وجود دارد که صلصال وحما مسنون است. صلصال وحما مسنون نام علمی صلب و ترائب است. دانشمندان علم زیست شناسی به سفال داغ و توده نرم سیاه رسیده اند و یکی از بحث های داغ پیدایش اولین سلول حیات که نطفه بوده و خداوند درقرآن آنرا نطفه امشاج نامیده است.


پنجم که بسیارمهم است که افرادی که صلب و ترائب استخوان مرد و سینه زن میپندارند از آن میگذرند و آن آیه بعدی است إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر است- خداوند قادراست آن را بر گرداند. یعنی خداوند آب ریخته شده و بیرون امده  مرد را قادراست برگرداند. اگرمنظور این باشد که انسان به عنوان یک فرد که از آب مرد خلق شده (جای اوول زن خالی است) و رشد کرده خداوند قادر آنرا دو باره به حال اول برگرداند. یعنی انسان بشود همان نطفه؟

این نتیجه کورکورانه از تخیلات گذشتگان تبعیت کردن است. بنابراین تصورات ذهنی کهن را محض رضای خداوند کنار بگذاریم و واقعیت علمی آن را نگاه کنیم و قرآن را از شبهات ایجاد  شده رها سازیم. اینجا خداوند پروسه خلقت اولیه که  بر اساس جهش تکاملی تبدیل ماده بی جان که همان ساختار اولیه  ژن حیات است به جاندار را بیان میفرماید که با  یک فرمان کن فیکون بی جان به جاندار تبدیل میشود حیات پا میگیرد و خداوند قادراست حیات را برگرداند. حیات را از زمین بردارد که درآیات بسیاری این وعده را داده است واذالشمس کورت یکی از این وعده های برداشتن حیات است. اگراب دافق آب مرد باشد یعنی این انسان های کنونی که مرتبا و درهر ثانیه متولد میشوند را خداوند قادر برگرداند. چرا آب دافق منشائ  خلقت انسان است البته  از بین جسم سخت و نرم که همان حما مسنون و صلصال است. این موضوع را علم زیست شناسی  ومیکرو بیولوژی در ایجاد ساختار اولیهDNA-RNA بیان داشته به مقاله صلب و ترائب و خطای برداشت قدما و موخرین مراجعه فرمائید. آیات قرآن را بازیچه تصورات ذهنی خود قرار ندهیم.سید محمد تقوی اهرمی تیر 1397

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت