ویژگی ها

احسن عملا درقرآن و تکامل موجودات

احسن عملا درقرآن وتکامل موجودات

خداوند درآیاتی ازقران تاکید میفرماید که اگرمیخواست انسان هائی خلق میکرد که همه مومن وتابع باشند ولی برنامه ریزی وطرح از پیش تدوین شده ای برای انسان ها دارد. خداوند انسان را خلق کرد ودرمعرض نبتلیه یعنی پروسه آزمایش قرارداده ودرپایان جهان مادی ودرقیامت انسان های تابع ومومن را برای برنامه های خود از دیگر انسان ها جدا میسازد واراده کرده است که این جداسازی را براساس عدالت بین انسان ها انجام دهد واین ارزش والای انسان نزد خدا است. برنامه تدوین شده الهی براساس ایات قرآن خلق پدیده ای هوشمند وبا اراده از ماده است. تمامی پدیده های طبیعی برذات وفطرت خدائی خلق شده اند واین به این معنی است که همه برامروفرمان او تسلیم هستند وتسلیم برامراو یا قوانین جاریه درجهان مادی را تسبیح آن پدیده ها میداند .

انشائ حیات درزمین ازآغاز انبساط کیهان دردستور(طرح یاعرش) خداوند قرارمیگیرد وموتورمحرکه این انشائ که تا پدید امدن انسان تکامل یافته درپروسه حیات ادامه داشته عامل تکامل است. خداوند این موتورمحرکه را احسن عملا نام گذاشته است. آدم درپروسه خلقت حیات نقطه پایانی تکامل ساختاری است وتکامل به شیوه دیگری که تکامل فکری ومعنوی است از بنی ادم شروع میشود وخداوند هدایت این نسل انسان را که از ادم پا گرفته را خود برعهده دارد. هدف خلقت کیهان ایجاد حیات ودرون آن انسان تکامل یافته است .دنیا که درقرآن منظور حیات درکره زمین، آزمایشگاه خلق وپرورش انسان است. خداوند درپروسه خلقت انسان دوره های مهمی را نام برده است. مانند خلق جانداراز بی جان، نطفه امشاج، دوره سویته، دوره نطفه، دوره علقه ،دوره ظلمات ثلاثه، دوره نفخ من روحی ودوره دریافت آگاهی وعلم واراده از طرف خداوند وتبدیل بشرتکامل یافته ازنظرساختار تشکیلاتی به انسان آدم اولین انسان تکامل یافته است ونتیجه احسن عملا درحیات زمین. خلقت جاندارازبی جان (خلق الانسان من طین) آغازجرقه حیات درزمین است واین واقعه عظیم درزمین اولیه وبرروی پوسته داغ ودرسنگ رس خالص صورت پذیرفت. ازرسوب ترکیبات آلی واولیه ساختارجسمانی موجودات زنده که شامل اسید های آمینه، چربی ها، قند ها ونوکلئوتید ها که قرآن آن را حما مسنون نامیده وعلم زیست شناسی اخیرا به این نتیجه رسیده که نطفه اولیه حیات ازتوده سیاه چسبنده بوده است (درشهاب سنگها هم دوده سیاه ویا توده سیاه مشاهده شده که نشانه حیات ناقص وقطع شده درآن خورده سیاره ها وشهاب سنگ ها که احتمالا باهم برخورد کرده اند وحیات درمرحله حما مسنون متوقف شده است) ودردرون لایه های سنگ رس ویا به زبان عامیانه خاک. خاک همان سنگ رس است که بر اثرفرسایش طولانی به همین خاک که گیاهان ازآن بیرون میآیند تبدیل شده وخداوند متعال درقرآن آن را طین نامیده وصلصال کلفخارهم سنگ رس حرارت دیده وداغ است. درقرآن اشاره ای به گل رس نشده (گل رس مخلوط اب وخاک رس است) واین ساخته وپرداخته ذهنیت کهن ما است.

صلصال کلفخاروحما مسنون مفهوم خاص خودشان را دارند. برگردیم به اصل مطلب که چرائی آفرینش انسان وفلسفه وجودی آن است. انسان ازطرف خداوند ازمیان کلیه موجودات زنده برانگیخته میشود.اختیاروعلم وآگاهی ازصفات ذاتی خداوند دراوقرارداده میشود وباید براساس این گزینه های داده شده با آگاهی واختیارراه صراط المستقیم را بپیماید تا مانند سایر پدیده های طبیعی که تسلیم ذات باریتعالی شده اند به فطرت خدائی خود برسد.

باید آگاهانه واختیاری تسلیم اراده خداوند شود. اتم ها والکترون ها با قوانین چهارگانه ای که امر خداوند هستند ودرنهاد آنها گذارده شده بدون اکراه به همان فطرت اولیه خود استوارهستند واستوار بودن وحرکت تکراری دردورن آنها عامل بقائ وپایداری آنها است وآنها همچنان تسبیح ذات باریتعالی را انجام میدهند. تمامی موجودات زنده هم براساس امرخداوند که وحی ابلاغیه دردرون پدیده ها است زندگی خود را درچهار چوب برنامه تدوین شده سپری میکنند وخداوند وحی برزنبورعسل را برای نمونه وتمثیلی بیان داشته است اینکه خداوند میفرماید وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ- انس وجن که در حققت یک مجموعه زنده هستند را برای عبادت خداوند آفرید .عبادت خداوند یعنی تسلیم اراده ذات باریتعالی شدن است. خداوند نیازی به عبادت جن وانس ندارد. این تمثیلی است ازچرائی خلقت انسان. فلسفه خلقت انس وجن را شرح میدهد. خداوند برنامه ریزی کرده است ومیخواهد نتیجه این برنامه ریزی را در قیامت بارعایت عدالت بیرون آورد و چرا این برنامه ریزی را انجام داده است ،تصمیمی است که درمدیریت طرح وبرنامه او قرارداده شده وازاسرارغیب است وما به آن دسترسی نداریم.
خداوند در آیه-7-سوره هود میفرماید -


هو الذي خلق السموات و الارض في ستّة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً و لئن قلت انّكم مبعوثون من بعد الموت ليقولنّ الذين كفروا ان هذا الا سحرٌ مبين-و او کسی است که کیهان را درشش روز بیافرید درحالی که عرش او (طرح وبرنامه یا مدیریت او) بر ایجاد آب قرار داشت تا شما را در معرض آزمایش برای رسیدن به احسن عملا قراردهد و چون گفته شود برای سنجش این احسن عملا شما را بعد ازمرگ دوباره زنده خواهیم کرد کسانیکه کافر هستند گویند این یک جادوی آشکار است. سموات والارض دراین آیه منظور کیهان یا کائنات است. عرش درقرآن ودرآیات متعدد معانی مختلفی دارد وبرحسب موضوع آیه مفهوم مورد نظر قرآن را میتوان استنباط کرد.

مفهوم کلی آن ریشه در تدبیرومدیریت دارد. ما برای رسیدن به مفهوم واقعی ازسیاق ایات مفهوم آن را بیرون می آوریم. عرش محل تدبیر است و بوته انگورهم براساس تدبیرروی داربست قرارمیدادند برروی عروشها وگیاهان را هم براساس معروشات و غیرمعروشات تقسیم بندی کرده بودند. کلمه مدیریت، طرح وبرنامه ،درآن زمان معنی نداشت واین کلمات با رشد علم ودانش بشر زائیده شدند . سلاطین وحکمرانان برای تدبیر امربرتخت خاصی می نشستند و به تدبیر امورمی پرداختند. تخت وتدبیر امور با هم درموضوع حکمرانی یک مفهوم را میداد.درباغها به معنی داربست است و کلمه معروشات به گیاهانی گفته میشد که برای قوام ویا استوای خود به داربست نیاز داشتند. با تدبیر و مدیریت گیاه را سر پا نگه داشتن. درخت خرما غیرمعروشات وبوته انگورمعروشات بوده است. خداوند برای رساندن مفهوم طرح وبرنامه یا مدیریت به معنی نهفته درعرش استفاده کرده است.


کلمات متشابه این ماهیت دو گانه معنی داشتن را میدهد و اینکه خداوند متعال میفرماید درآیات تدبروتفکروتعقل کنید به همین منظوراست. خداوند میدانست که بشربه رشد علمی میرسد ومفاهیم کلمات روشن میشود. درایه فوق هدف ازخلقت کیهان به دو موضوع مهم اشاره شده اول ایجاد آب (حیات درزمین) ودوم لیبلوکم ایکم احسن عملا. انسان های به احسن عملا رسیده برای هدف نهائی خداوند گزینش و بقیه محو ونابود میشوند. احسن عملا معنی عمل انسان(عمل خیر ونیک) نمی دهد. عمل برتر تکامل است هرچیز به سوی احسن عملا درحرکت است. آیه دیگری را مرورمیکنیم که از کلمه احسن عملا استفاده شده است. آیه 7 سوره کهف میفرماید.


انا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسن عملا- هرآنچه درزمین قرارداده شده زینت آن قراردادیم تا آنها را درپروسه آزمایش رسیدن به احسن عملا بیازمائیم. احسن عملا دررابطه با پدیده های حیات است وتمامی زینت های حیات را میفرماید. آیه بعدی دنباله این آیه است وآن را تکمیل میکند. وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا –وتمامی آنهائی که جاعل کردیم یعنی قراردادیم (درآیه قبل) قطعا بیابانی بی گیاه خواهیم کرد. بنابراین احسن عملا به انسان بر نمی گردد واین آیه آن را تائید میکند.

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ؛ همان كه مرگ وزندگي را پديد آورد تا شما براحسن عملا بیازماید. مردن وزنده شدن (مرگ و زندگی)استمرارحیات است گیاه خشک میشود ومیروید جانوران میمیرند وبا عمل لقاح تداوم حیات رقم میخورد. همه درخط احسن عملا قراردارند واین مختص انسان نیست. به مقاله موت وحیات بعنوان یک قانون درقرآن مراجعه فرمائید.مرگ وحیات استمرار دارد به خاطر پروسه تکامل یا عمل برتر. سید محمد تقوی اهرمی مرداد1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت