ویژگی ها

مائ مهین و مائ دافق و فرق آنها از نظر علم زیست شناسی و قرآن


مقدمه نوشتار


کلمه مائ درقران درتمای آیات معنی آب میدهد. همین آبی که با آن سروکار داریم مینوشیم وحیات موجودات زنده به آن وابسته است با فرمول شیمیائی H2O. گذشتگان درحدود هزارسال قبل براساس فهم و دانش آن زمان هر کدام تفسیری بر کلمه آب بیان داشته اند. امروزه هم تقریبا تمامی مفسرین آب را مطابق آن نظرات که بر باور ما نشسته  تکرار میکنند. درحقیقت مفسرین ناقل نظرات گذشتگان هستند وخود نظریه جدیدی بر آن اضافه نکرده اند و همه تکرارمکررات هستند. به قول آیت الله جوادی آملی تولید علم نداشته ایم ولی دلالی علم رواج گسترده ای داشته است.

چه درحوزه و چه دردانشگاه البته در زمینه نظریه پردازی علمی در باره پیدایش حیات، پیدایش کیهان و زمین و درحقیقت آیات متشابه که تمامی با علوم طبیعی سر و کاردارند، همان نظرات کهن مرتبا نقل و به نسل بعد انتقال داده میشود و سعی نمیشود آنها را با علم  روز مقایسه کرده و به تولید نظریه جدید و تغییر نظرات گذشتگان بپردازیم. مائ مهین ومائ دافق را آب مرد تفسیرمیکنند. ذهنیت عامه مفسرین که از دیدگاه گذشتگان شکل گرفته در تفسیر این دو کلمه به دوران حال برمیگردد در صورتیکه این کلمات به خلق اولیه و در زمین حدود سه و نیم میلیارد سال گذشته مربوط میشود که اولین نطفه حیات خلق شد اگر با  دید علم روز زمین شناسی و زیست شناسی به مفهوم این دو کلمه نگاه کنیم و خود را از بند نظرات کهن که بر پایه علم روز آن زمان مطرح شده  رها سازیم و نظرات کهن را در آنها دخالت ندهیم همه اعجاز شگفت انگیزقرآن آشکار میشود.

مائ دافق و مائ مهین دو مقوله جدا هستند که ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. در زمین اولیه و در سنگ رس داغ و از رسوب سیاه نرم و نه از آب مرد و در زمان کنونی. به آیات مربوطه توجه فرمائید. این یک نظریه علمی است که در قرآن به آن اشاره شده و من برای اولین باردر تاریخ اسلام آنرا مطرح میکنم و ارتباط آنرا با آخرین دست آوردهای علم زیست شناسی و میکروبیولوژی بیرون آورده ام. رسوب سیاه رنگ و آب دفع شده ازمکانیسم درون لایه های سنگ رس آنهم درمحیط کم آب مائ مهین نظریه علمی کاملا جدید و قابل ارائه درمحافل علمی است که متاسفانه این شرایط برای نظریه پردازی در کشورفراهم نیست. من آن را درسایت خودم منتشرمیکنم و مطمئن هستم که نظریه من را یک دانشمند زیست شناسی ازغرب بنام خودش اعلام خواهد کرد. تنها به عنوان یک سند و تشهیذ ذهن در سایت منتشرمیکنم در تمامی مقالات من در این سایت موضوعات کاملا نو و برای اولین بارمطرح شده است. مهم این است که نظر قرآن درمحافل علمی جا بیفتد. من درصدد کسب امتیاز علمی نیستم و هدف شناسائی علمی آیات متشابه است.


مائ دافق کلید پیدایش حیات درزمین اولیه


درتمامی مباحث مطرح شده درباره مائ دافق که تنها یک بار در قرآن و درآیه 8 و9 سوره طارق بیان شده برای تطبیق آیات با نظرگذشتگان عمل ناپسندی با این آیات صورت میگیرد و درهمه جا این حرکت مشاهده میشود وهمه از روی هم کپی برداری میکنند. زیرا مبنای درک و مفهوم آیات را برنظر گذشتگان بنا نهاده اند و آیات اول سوره و دو آیه بعد را از قلم میاندازند تا دچار تناقص نشوند. به آیات اول تا 10 سوره توجه فرمائید .همه این آیات بهم ارتباط دارند. به مقاله طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است ملاحظه فرمائید


وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ- وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ- النَّجْمُ الثَّاقِبُ- إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ- فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ- خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ- يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ- إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ- يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ.

قسم به آسمان و طارق – تو چه دانی که طارق چیست- ستاره نجم نفوذ کننده (نورستاره که نفوذ کننده است) در آن- این قسم خداوند درچه ارتباط است  و چرا چنین قسمی یاد میکند اول ببنیم طارق چه میتواند باشد و دوم دلیل این قسم به کجا برمیگردد. سمائ آسمان زمین است که پیوند مستحکمی با طارق دارد و حفاظی برای کل نفس است. چرا سمائ زمین است زیرا درآیات بعدی میخواهد وارد خلقت حیات شود و خلقت حیات هم در زمین اتفاق افتاده است.

طارق تاریکی است که نور ستاره (نجم الثاقب) درآن نفوذ میکند و این تاریکی صفت آسمان زمین در بدو خلقت آن است. پدیده ای مهم که درحیات زمین نقش موثری داشته است. حال قسم به چه بر میگردد به کل نفس لما علیها حافظ. تمامی نفوس اولیه حیات در زمین توسط سمائ طارق محافظت میشده. مطلب بسیار مهمی است که خداوند به سمائ و طارق قسم میخورد که همه نفوس اولیه حیات مورد محافظت واقع شده بودند و البته در زمین اولیه امروزه هم حیات با سمائ کنونی و لایه ازن حفظ میشود ولی طارق نیست ولی آن زمان طارق بوده است

حال میرسیم به اصل ایه - پس (تمامی آیات قبل میخواهد این مطلب را بیان کند که از کلمه فلینظراستفاده شده پس (رابط این مطلب با مطالب قبلی ف = پس است) انسان بنگرد که از چه آفریده شده- ازآبی جهنده و بیرون رونده خلق شده که از بین دو جسم سخت و نرم بیرون رانده میشود- يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ-یخرج مصدرآینده در گذشته است به همان زمان بر میگردد و نه به حال که بیان گر نقش زمان در ابتدا وانتهای رویداد است برای روشن شدن بهتر اینکه خداوند چرا از کلمه یخرج که برخی را به اشتباه انداخته که زمان حال درکاراست متنی از روزنامه اطلاعات درمصاحبه مریم شهبازی با دکترمحمد علی موحد درباره مولانا بطورنمونه انتخاب کرده ام که زمان حال را در گذشته بیان میکند که نمونه آن در ادبیات ما فراوان است.چنین آمده" مولانا متولد 604 است دیداراو با شمس درآستانه چهل سالگی بوده است و او تا سال 672 هم زنده است". کلمه هم زنده است زمان آینده در گذشته را بیان میکنند که در ادبیات فراوان یافت میشود وبه آینده درگذشته -فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مم خُلِقَ که شروع رویداد است که به استناد آیات قبل (وخلق الانسان من صلصال من حما مسنون مترادف است با صلب و ترائب) درزمین اولیه بوده ويَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ هم پایان آن درگذشته است

آیه بعد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ- يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ. او(خداوند قادراست آنرا برگرداند چه چیز را قادر است برگرداند. اگرما مائ دافق را آب مرد تفسیر کنیم معنی این میدهد که خداوند قادراست آب مرد که بیرون جهیده را برگرداند. يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِر-این برگشت در روز قیامت است. بنابراین این حیات است که برگردانده میشود و نه آب مرد. مفسرین محترم هم سعی میکنند تا يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ آنطرف ترنروند تا به نظرات گذشتکان خللی وارد نشود


حال علم جدید زیست شناسی و برخی ازآیات در این مورد چه میگویند. صحبت ازجسم سخت است و جسم نرم که آبی با ماهیت بیرون روندگی و جهندگی از بین این دو خارج میشود. دو جسم هستند منفک ازهم و از بین این دو جسم آبی جهنده خارج میشود. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ-درحقیقت ما انسان را درصلصال واز حما مسنون آفریذیم. صلصال سخت است و حما مسنون توده نرم. آب دافق چه نقشی داشته است. نقش بسیار برجسته و مهم بدون آب دافق حیات امکان پذیرنبوده است. خداوند بزرگترین پدیده و رخداد ایجاد نطفه حیات که همان ژن اولیه است را مثال میزند و ما سطح علمی آیات را تا  آب مرد کاهش داده ایم.

ما با خود فکر نمیکنیم که خداوند با آب مرد چکار دارد مگر زن در ایجاد نطفه نقش نداشته است. اصلا فکرنمی کنیم که مفسرین هزارسال قبل اطلاعی از ایجاد نطفه اولیه حیات در زمین اولیه نداشته اند که ما تصورات ذهنی آنها را محکم چسبیده ایم و مرتبا صلب و ترائب را بالا و پائین میبریم آن را به استخوان تبدیل کرده ایم وهنر ما در تولید علم دراین مورد این است که مرتبا استخوان را بالا و پائین میبریم تا به جای تولید آب مرد برسیم شاید با علم زیست شناسی تطابق پیدا کند. به مقاله صلب و ترائب و خطای برداشت قدما وموخرین مراجعه فرمائید.

مائ مهین شرایط ایجاد حیات در زمان خلق نطفه الیه حیات است وبه مائ دافق ارتباطی ندارد. هر دو آب هستند همین آب که با آن دستمان را میشوئیم که یک دنیا مفاهیم علمی جدید ارزنده  در آن نهفته است. مائ مهین معنی اب کم میدهد. حیات درمحیطی ایجاد شده است که آب بصورت ملکول ها خود را نشان میداده نه بصورت دریا و اقیانوس .آیا این اعجاز قرآن نیست.


آخرین نظریه علم زیست شناسی و تکامل موجودات در پیدایش حیات اولیه چه میگوید. نطفه اولیه حیات در بین لایه های سنگ رس که به عنوان کاتالیزاتور تشکیل ملکول های RNA را تسهیل و یه ثمر نشاند، ایجاد شد .انرژی لازمه برای واکنش شیمیائی را حرارت داغ سنگ رس تامین نموده است. داغ بودن سنگ رس باعث تبخیر آب بیرون رونده از بین ملکول های مونومر شده است. قرآن چه میفرماید


زمین دردو دروه شکل میگیرد و پوسته جامد یا لایه بیرونی بالای زمین قرار میگیرد و بر روی آن چها ردوره اقوات برنامه ریزی میشود. نظریه قرآن در پیدایش زمین. آیات 9 و10 سوره فصلت. سطح خارجی زمین هنوز داغ است و صلصل الکلفخار و حما مسنون در آن زمان رخ میدهد غذای موجودات زنده  از اسید های امینه، قندها، چربیها، و نکلئوتیدها تشکیل شده اند. رسوب سیاه  ونرم در درون سنگ رس که به ایجاد نطفه اولیه حیات منجر شد در زمین اولیه و قبل از پیدایش اکسیژن و جو زمین رخ داده است. خلق الانسان من نطفه. انسان را خداوند از نطفه خلق کرد. نطفه آب نیست ملکول زنجیره ای ریبو نوکلئو اسید یا RNA است که همان ژن اولیه حیات است. اسیدهای آمینه با هم ترکیب میشوند و ملکول های زنجیرهای به وجود می ایند که همان پروتین ها هستند. هر ملکول اسید آمینه ویا نوکلئوتیدها که از حالت مونومر یا تکی به حالت پلی مر یا زنجیره ای تبدیل میشوند باید یک ملکول اب را از بین واکنش شیمیائی خود بیرون کنند و این اب باید به محض ایجاد از محیط واکنش بیرون رانده شود و گرنه واکنش تبدیل مونومر به پلی مرها که همان ملکول اولیه نطفه یا ژن هستند برگشت پذیر میشدند و حیات نمی توانست ایجاد شود.

این اب درپیدایش حیات نقش اساسی بازی میکند. حال این آب درکجا رخ داده. از بین رسوبات پلی مر که بصورت توده سیاه  در لایه های سنگ رس رسوب کرده اند به  بیرون رانده میشود و در درون رسوب حما مسنون ماکروملکول های زنجیره ای حیات شکل میگیرند. نطفه اولیه به این صورت بوده است

پروبیوت ها یا باکتری های کهن که پانصد میلیون سال حاکمیت زمین را دراختیارداشتند و آسمان طارق حفاظ لازم را برای تداوم حیات آن فراهم میکرد این باکتری یک نفس بوده دوم باکتری های غیرهوازی و بعد از آن سیان باکتری ها که هرکدام  پانصد میلیون سال حیات را در کره زمین به پیش میبردند  وسمائ طارق هم همچنان نقش حافظ را بازی میکرد. ظلمات ثلاثه درقرآن و خلقت انسان . خداوند به این سه نفس اولیه حیات که پایه موجودات زنده کنونی اعم ازجانوران وگیاهان ازآنها سرچشمه گرفتند قسم یاد میکند -. إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ. چه چیزی برآنها (کل نفس) حافظ بوده است در آیات فوق تفکر و تعمق داشته باشیم. قسم به سمائ و طارق که تو نمیدانی چیست. تاریکی بوده که نورستاره نجم الثاقب (ستاره نفوذ کننده درقالب تمثیل بیان شده و منظورنور ستاره ای است که نفوذ میکند) درآن نفوذ میکند. اگر تاریکی نبود نجم الثاقب ماهیت نفوذ کنندگی نداشت. آیا این قسم های عجیب و مهم برای توصیف آب مرد بوده است از خداوند متعال شرم کنیم و تصورات خود را اصلاح کنیم. دوره تفکرات کهن بسر آمده  با دید علمی به آیات متشابه نگاه کنیم تا  ویروس هائی مانند امثال سروش ها نتوانند محیط مناسب رشد خود را پیدا کنند و جوانان ما به حقانیت قرآن ایمان بیاورند. ما سد راه دستیابی به حقایق قرآن شده ایم وای برما  که  قرآن را مهجور قرارداده ایم جواب خداوند را در روز قیامت چگونه بدهیم. انشائ الله خداوند متعال درک و فهم مفاهیم عالیه آیات متشابه بویژه درباره خلقت حیات به ما عنایت فرماید. درخاتمه اشاره کنم که صلصال و حما مسنون توصیف علمی پدیده حیات است و صلب وترائب که همان است توصیف صفتی آن است. علم زیست شناسی د رکشف این اموربه ما کمک میکند به علم اعتقاد داشته باشیم خداوند خود خالق این علم است و میداند چه میگوید. سید محمد تقوی اهرمی دی ماه 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت