ویژگی ها

روح ماهیت آن وانتقال کوانتومی اطلاعات انسان درقرآن


چکیده مطالب
روح امرودستورهدایت موجودات زنده بسوی تکامل از پیش تدوین شده الهی است که درنهاد نفس واحده قرارداده شده است وهمینطور با تکامل آن نفس نسل اندر نسل به انسان منتقل شده است. درحقیقت با زبان علم امروزی نرم افزارفرماندهی DNA تکامل یافته اولین سلول زنده است که تمامی موجودات زنده از آن خلق وتکامل یافتند. اطلاعات انسان توسط روح از طریق دو روش فیزیک کوانتومی به خداوند انتقال داده میشود.ا ین اطلاعات درقیامت برای زنده کردن انسان و موجودات زنده مورد نظر وبرنامه الهی بکار گرفته میشود. این روح با موارد دیگر روح درقرآن متفاوت است. این موارد دقیقا درآیات الهی به آن اشاره شده منهای شیوه انتقال داده به کتاب مبین ولی چنین استنباط میشود که علم کوانتوم درانتقال داده نقش اساسی بازی میکند. برای رسیدن به این واقعیت میبایستی ذهن را از نظر گذشتگان خالی کرد وآیات قرآن را مبنای سنجش قرارداد وعلم زیست شناسی وفیزیک کوانتوم را دراین ارتباط به خدمت گرفت. موارد زیر مورد بحث وتجزیه وتحلیل قرارداده شده است.
روح ازسنخ امرخداوند است
زمان نفخ روح یا امرخداوند درموجودات زنده
اطلاعات تحت برنامه ریزی خداوند منتقل میشود.
اطلاعات عامل اساسی زنده کردن انسان درقیامت است
اطلاعات ساختاری انسان مرتبا درحیات انسان پردازش میشود
روش کوانتومی انتقال اطلاعات ساختارتشکیلاتی انسان


روح از سنخ امرخداوند است


ابتدا باید معنی امرازنظر قرآن را تجسس کنیم ایه 54 سوره اعراف بطرز زیبائی امررا تعریف کرده است.
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِين-بدرستیکه خداوند است که کیهان (سموات والارض با توجه به بقیه ایات کیهان معنی میدهد) را در شش دوره خلق فرمود و سپس به سامان دادن مدیریت وبرنامه ریزی آن پرداخت شب و روز را بیرون میاورد که بدنبال هم تکرار میشوند (در قرآن شب وروز وتکرار آن منظور زمین است که بعد از آن ماه وخورشید میآید). خورشید وماه وستارگان بوسیله امر او مسخر شده اند خلق وامربه او تعلق دارند تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِين- خلق کیهان زمین، ماه وخورشید وستارگان همه خلق هستندکه با امراو پابرجایند واستوار. خلق وامرهردو تفکیک نا پذیرند. خلق بدون امرماهیت خود را از دست میدهد. جهان مادی از ماده وانرژی خلق شده قوانین طبیعت نیرو وانرژی هستند که ملائکه مامورواسباب آن هستند. به مقاله بررسی انبساط کیهان ازنظرعلم وقرآن مراجعه فرمائید. بنابراین امرکه ازخلق جدا نیست میتواند فرمان وهدایت جهان مادی باشد بسوی هدف خداوند است.کلمه ثم الستوی علی العرش به معنی سپس به مدیریت وبرنامه ریزی آن پرداخت همان امر و فرمان الهی است که با ابزارقوانین فیزیکی وشیمیائی که ملائکه هستند جهان مادی را بسوی برنامه ریزی از پیش تدوین شده هدایت میکند. عالم خلق وعالم امر جدا ازهم وجود ندارند. درهم ادغام شده هستند. هنگامی که خداوند جو زمین را به هفت طبقه بالا برد در هر طبقه امر خود مستقر کرد

فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا. هفت جو زمین بدون امر یا برنامه ریزی و قوانین مربوطه پابرجا نمی ماند. در طبقات جو زمین علاوه بر قوانین مربوطه امر هم مدیریت ونظم آن را سماندهی میکند. حال روح هم از امر خداوند است . باستناد ایه وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ مَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً –ازروح میپرسند بگو روح از(سنخ) امرخداوند است که علم آن به مقدار کمی دراختیارانسان قرارداده شده- روح هم ازسنخ امر خداوند است. بنابراین روح از ماده وانرژی جدا است وفرماندهی ماده را ازطرف خداوند درموجودات زنده برعهده دارد. جایگاه روح دردرون ماده است. اینکه خداوند از رگ گردن انسان به انسان نزدیکتر است هم این معنی را میدهد که روح به خداوند وصل است ورابط مستقیم خدا با موجودات زنده وانسان است چرا این جا روح به موجودات زنده ارتباط دارد به ایه شریفه نفخت من روحی درخلقت اولیه حیات برمیگردد که به ان اشاره میشود.بنابراین درساختار تشکیلاتی انسان ماده است که عناصر شیمیائی وقوانین مربوطه که ملائکه هستند که در تمثیل سجده به انسان در تسخیر انسان قرارمیگیرد وروح فرماندهی ورابط خداوند با جسم انسان است. ما تعاریف فلسفی و معانی لغوی که باسنتاد آیات وروایات در باره روح بیان شده را کاری نداریم، آنها اعتبار خود را دارند وضروریات زمان ایجاب میکرد این تعاریف شکل بگیرند مثلا میگویند روح حقیقتی مجرد از ماده است که همان تعریف خلق وامراست. ماهیت وجودی ماده با ماهیت وجودی روح وامرخداوند باهم فرق دارند ولی اینکه میگویند روح نمی تواند دردرون ماده جای داشته باشد با آیات قرآن تطابق ندارد زیرا روح دربدن مادی نفخه میشود. ما دراین نوشتارازدید علمی مسائل را بررسی میکنیم .

پرفسور پنروزاستاد هاوکینگ اخیرا مطلبی درباره روح بیان کرده که آن را نقل میکنیم و به این معنی است که علم فیزیک دارد وارد مقوله روح از نظرعلم میشود که با اهمیت است. ایشان میگوید " اطلاعات انسان هنگام مرگ ازبین نمی رود وروح حامل این اطلاعات است واحتمالا با این اطلاعات انسان میتواند به حیات مجدد بر گردد"

پس امروروح دردرون ماده هدایت آن را برعهده دارند. وقتی خداوند میفرماید الله نورالسموات والارض یعنی نورهدایتی خداوند ماده را مدیریت میکند. به تفسیرآیه نور-نور ومنشائ خلقت در قرآن مراجعه فرمائید. حال ملائکه و روح وروح القدس که در آیات فراوان به آن اشاره شده چیست. کلیه امور ملائکه رایک ملک وامر هم یک ملک دیگر برعهده دارند که در حقیقت به زبان امروزی مدیر کل ساماندهی تمامی ملائکه وامر های خداوند هستند.مثلا روح القدس ماموریت دارد وحی را ابلاغ کند. مامورین ابلاغ روح متفاوت هستند .روحی که درباره آن بحث میکنیم یک روح خاصی است که دردرون موجودات زنده رابط آن را با خداوند برقرار میکند و احتمال دارد تحت فرماندهی روح القدس باشد و وظیفه دارد اطلاعات موجود زنده و انسان را به مرکز داده های کتاب مبین منتقل کند. این روح هیچوقت از بدن جدا نمیشود. تنها پس از برچیده شدن کیهان روح و ملاکه از حیات درکره زمین و امر و ملاکه از کیهان به سمت خداوند عروج میکنند. تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه به مقاله - پنجاه هزارسال درقران ازکدام واقعیت حکایت میکتد مراجعه فرمائید.

زمان نفخ روح یا امرخداوند درموجودات زنده


خلقت انسان از حما مسنون ودرصلصال آغازشد. به استناد ایه - الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ- زمان این رخداد درابتدای پیدایش زمین بوده است وایه 9 و 10 سوره فصلت هم به ان اشاره کرده است به مقاله خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه. مراجعه فرمائید. دو ایه در قرآن زمان نفخ من روحی را واضح شرح داده است. الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ
درهردو آیه مرحله سویته و نفخ فیه من روحی را بیان فرموده این یک مرحله مهم درسرنوشت خلقتی انسان است که خداوند اهمیت آن را به ملائکه تذکر میدهد. درآیه نخست ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین قبل ازسویته آمده ودر آِیه دوم انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون هم قبل از سویته آورده شده .این بیانگر این است که صلصال من حما مسنون و ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین در یک زمان واحد بوده اند.چرا ؟ که سلاله من مائ مهین دوره متصل به بدائ خلق الانسان من طین است و هنوز نطفه درصلصال وحما مسنون خلق نشده است. نکته ظریف دیگر درآیه نخست ازانسان و شروع خلقت آن نام برده میشود ودرآیه دوم از بشر نام میبرد.هردو معنی انسان است ولی از کلمه آدم اینجا استفاده نشده آدم در حال شدن است و خداوند مرحله صلصال وحما مسنون را به عنوان یک مرحله مهم به ملائکه تذکر میدهد.

در حقیقت هنوز اقدامی صورت نگرفته است .خداوند میفرماید من خالق بشری از حمامسنون ودر صلصال هستم وقتی آنرا سامان دادم به او سجده کنید. بعلاوه نفخ من روحی در بدنی است که باستناد آیه اول هنوزارگان شنوائی وبینائی و قلب دران قرار داده نشده. اگر ما نفخ من روحی را در جنین فرض کنیم ، جنین باستناد علم زیست شناسی به محض انعقاد نطفه که از لقاح نر وماده صورت میگیرد هسته اولیه تمامی ارگان بدن انسان درآن تعبیه شده است وجنین فقط نیاز به رشد دارد با رشد جنین تمامی اعضائ هم رشد میکند، بنابراین ایه وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ- در جنین صدق نمی کند. ژن منتقل شده از نر و ماده اعضائ بدن را سامان داده اند وفرمان آن از ژن پدرومادر صادرشده است. از انجائیکه ما ثم جعل نسله من سلاله من مائ مهین را آب مرد فرض کرده ایم رخدادی که درسه ونیم میلیارد سال پیش اتفاق افتاده را به زمان حال وصل میکنیم که واقعیت قرآن وعلم زیست شناسی و زمین شناسی بر آن مطابقت ندارد. به مقاله مائ مهین ومائ دافق وفرق آنها از نظرعلم زیست شناسی وقرآن مراجعه فرمائید. بنابراین نفخ من روحی در زمین اولیه و در تک سلولی هسته دار که دارای DNA کامل است نهادینه شده و هدایت ژنتیکی موجودات زنده را تا تکامل انسان را روح بر عهده داشته است وپیوند ناگسستنی با ژن وتحولات تکاملی آن دارد. آیات بعدی این موضوع را تائید میکند.


اطلاعات تحت برنامه ریزی خداوند منتقل میشود


علم زیست شناسی ثابت کرده است که اطلاعات ساختاری ورفتاری انسان وهرموجود زنده درژن آن نهفته است که از طریق آن به نسل های بعدی منتقل میشود. بنابراین اطلاعات در تداوم حیات وبقائ کیهان نقش اساسی دارد . ایه3 سوره سبا میفرماید-
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ- يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ- وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ- لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ- سپاس خدا را که آنچه درهفت جو زمین وزمین است ازآن اواست ودرآخرت هم حمد وسپاس به او تعلق دارد-آنچه درزمین فرو میرود وآنچه از آن بیرون میآید. آنچه که از سمائ ( جو)زمین نازل میشود وآنچه که به جوزمین برمیگردد را میداند( چرخش هوا وتشکیل ابر ونزول باران وتبخیر آب به جو)-وکسانیکه کافرشدند گفتند که قیامت شدنی نیست بگو که به خدای دانا به عالم ماورائ ماده که حتما اتفاق می افتد، (زیرا که ) اطلاعات کوچک ترازذره درجوزمین وزمین وبزرگتر وکوچک ترازوجود ندارد مگردرکتاب مبین (هارد دیسک جهان خلقت) ضبط است. تا کسانیکه ایمان آورده وکارهای شایسته میکنند به پاداش نائل آیند که برای آنها آمرزش ورزق در نظرگرفته شده. ازاین ایات دو نتیجه کلی بدست می آید
اول تمامی اطلاعات حیات و تحولات آن درکره زمین به مرکز داده های جهان مادی منتقل وضبط میشود و
دوم این اطلاعات در قیامت کارسازونقش موثردارد. آیات دیگر نیزاین نقش را برجسته عنوان میکند-

اطلاعات عامل اساسی زنده کردن انسان در قیامت است

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ-ما مردگان را زنده میکنیم وتمامی اطلاعات گذشته وحال انها و هر آنچه هست در کتاب مبین نگه میداریم. ما میدانیم که اطلاعات موجودات زنده در ژن آنها وجود دارد و مسلما این اطلاعات توسط عاملی که خداوند در موجودات زنده وانسان گذاشته است بطور مستمر به کتاب مبین منتقل میشود . این عامل فقط میتواند روح باشد که با DNA در ارتباط مستقیم است وزمانی که ژن درتک سلولی اولیه کامل شد درآن نهادینه شد.

بنابراین روح منتقل کننده اطلاعات است به ایه زیر توجه فرمائید


الله يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا ۖ فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ- خداست آن که هنگام مرگ نفس انسان را می‌گیرد وهمینطورکسانیکه درخواب هستند نیز نفس آنها گرفته میشود وکسی که مرگش فرا نرسیده نفس او را به بدنش برمیگرداند تا وقت معین (که مرگ آنها میرسد)دراین کارادله‌ای (از قدرت الهی) برای متفکران است.
نفس هویت انسان است که اطلاعات ساختاری بدن او بران قرارگرفته است واین هویت هنگام مرگ از جسد گرفته و منتقل میشود وانسان ها درهنگام خواب تخلیه اطلاعاتی میشوند واشاره خداوند به اینکه انسان درخواب نفسش گرفته وسپس اگرمرگش فرا نرسیده باشد رها میشود دارای مفهوم علمی بسیاروالائی است. عملکرد انسان ها بطور مستمربه پرونده اطلاعاتی آنها درکتاب مبین منتقل میشود. نفس دراینجا روح نیست ودرآیه هم به آن اشاره ای نشده. نفس اطلاعات انسان وروح عامل منتقل کننده آن اطلاعات است. روح هیچ وقت ازانسان جدا نمیشود ودرهیچ ایه ای به جدائی روح از بدن حتی هنگام مرگ اشاره نشده و در این آیه مفسرین نفس را روح گرفته اند که درست نیست. چنین به نظر میرسد که روح مانند ژن به نسل بعد منتقل میشود. چگونگی مکانیسم این انتقال برای انسان روشن نیست .

آیه دیگری این مطلب را بروش دیگری بیان فرموده- وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ- واوست كسى كه شبانگاه اطلاعات یا نفس شما را [به هنگام خواب] می‏گيرد وآنچه را درروز به دست آورده ‏ايد میداند سپس شما را درآن بيدارمى‏كند تا هنگامى معين به سرآيد آنگاه برگشت ‏شما به سوى اوست و ‏سپس شما را به آنچه انجام میداده ‏ايد آگاه خواهد کرد. اطلاعات انسان واعمال وی در روز درخواب (احتمالا خواب سنگین ) ویرایش واز حافظه موقت وبه حافظه دائم تثبیت وهمزمان به مرکز داده های جهان خلقت کتاب مبین ودرپرونده مربوطه ضبط میگردد. روح مسئول انتقال داده است وفرماندهی ژن را برعهده دارد. توجه فرمائید نفس روح نیست وروح درموجودات زنده ازنسلی به نسل دیگرمنتقل ومسئولیت خود را درقالب جسم دیگر ادامه میدهد چرا که با DNA عجین شده است. مثالی بزنیم .هراسپرم مرد ناقل حدود 37/5 مگا بایت اطلاعات ژن نراست که درچند ثانیه اطلاعات آن را حمل میکند ودرمرحله دفع با توجه به تعداد زیاد آنها حدود1587 گیگا بایت اطلاعات را با خود حمل میکنند وهمه این اسپرم ها دارای اطلاعات یکسانی هستند وهرکدام بتوانند وارد اوول شود اطلاعات مورد نیازعمل لقاح به اوول منتقل میشود وبه محض ورود یکی ازآنها ازورود دیگران جلوگیری میشود. بنابراین یک برنامه تدوین شده نرم افزاری هدایت ومدیریت DNA رابرعهده دارد. روح این هدایت را به عنوان امر ودستود خداوند برعهده دارد وعمل انتقال داده ها را نیز انجام میدهد.


روش کوانتومی انتقال اطلاعات ساختار تشکیلاتی انسان


امر وقوانین جاریه وروح درجهان مادی مستفر شده اند وطبیعتا درچهار چوب قوانین جهان مادی کار خود را به پیش میبرند. روح فلش اطلاعات وداده ها به کتاب مبین را دراختیار میگذارد ومکانسیم انتقال اطلاعات که میبایستی دریک چشم بهم زدن هزاران هزار میلیارد کیلومتر را دریک آن منتقل کند. تله پورتیشن کوانتومی که براساس درهم تنیدگی کوانتومی عمل میکند میتواند گزینه مناسبی برای انتقال آنی اطلاعات باشد. در مقاله قیامت از دیدگاه علم کوانتوم وقرآن مشروحا این دو روش را شرح داده ام به مقاله قیامت ازدیدگاه علم کوانتوم وقرآن مراجعه فرمائید. بنابراین روح ابزار ژن را در اختیار دارد، آنرا فرماندهی میکند ومرتبا اطلاعات انسان را ویرایش و به کتاب مبین منتقل میکند. سید محم تقوی اهرمی بهمن 1397

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت