ویژگی ها

سیاهچاله و تعریف علمی آن در قرآن


مقدمه نوشتار


چند روز پیش خبری در مورد تصویر برداری از سیاهچاله درفضا اذهان را متوجه این واقعیت سوق داد که سیاهچاله وجود دارد وحق با پرفسور اینشتن فیزیک دان برجسته بوده است و ادعای او ثابت شد. این نظریه اینشتن بر اساس محاسبات ریاضی و فیزیک تائید شده بود ولی اختر شناسان نتوانسته بودند آنرا در فضا شناسائی کنند. نتایج تصویر برداری و تجمع داده های اختر شناسی به تصویری انجامید که واقعه بزرگی برای علم اخترشاسی را رقم زد و بحث روز علمی جهان گردید. فرصت را مغتنم شمرده سری به آیات قرآن بزنیم و تعریف سیاهچاله را از بیان قرآن بدانیم. شاید برای خواننده محترم عجیب باشد که آیا واقعا میتواند موضوع به این مهمی را قرآن در1400 سال قبل بیان کرده باشد. ابتدا تعریفی از سیاهچاله داشته باشیم.


سیاهچاله وتعریف فیزیکی آن


سیاهچاله محدوده ای است که در اطراف خود نیروی جاذبه قوی یا نیروی گرانش قوی ایجاد میکند که هر نوع ماده، نور وامواج الکترمغناطیس را به درون خود میکشاند وگریز از آن امکان پذیر نیست. محدوده تاثیر گرانش سیاهچاله را افق رویداد مینامند. گردابی که دراثر کشش آب به درون یک چاله ایجاد میشود را دیده ایم. آب های اطراف که بسمت چاله یا سوراخ کشانده میشوند حرکت دورانی دارند و تشکیل یک شکل قیف مانند میدهند این مقایسه خوبی است برای فهم ساختارهندسی سیاهچاله، سطح صاف آب در اثر نیروی کشش سوراخ خمیده میشود وحالت قیفی به خود میگیرد. در فضا هم ما زمان و مکان داریم که اصطلاحا زمان و فضا نامیده میشود حال در این مکان غبار و گاز کیهانی وجود دارد. ستارگان یا منفجر وغبار و گاز کیهانی درفضا پراکنده میکنند ویا در اثر گرانش قوی خود بدرون سیاهچاله فرو میروند ومحو میشند. سیاهچاله در درون خود و در منتهی الیه انتهای سوراخ به جائی ختم میشود که بسیار فشرده و داغ و چگال است وآن را زینگولاریته مینامند همان شرایط زمان ده به توان منهای 43 ثانیه ایجاد کیهان. ماده دراثر چگالی فوق العاده به انرژی ناب تبدیل میشود درست عکس بیگ بانگ با این تفاوت که سیاهچاله ها بسیار کوچک تر و متعدد هستند. دانشمندان فیزیک از جمله اینشتن وجود این سیاهچاله ها را پیش بینی کرده بودند وهاوگینگ بر نقش آنها در خمیدگی فضا و زمان و محل نابودی ستارگان تاکید کرده است و نظر داده که اطلاعات ماده در افق رویداد باقی و ذخیره میشود و تنها اطلاعات است که از ماده به درون سیاهچاله نمیرود. بحث های بسیار جالب وعلمی در باره آن وجود دارد علاقمندان برای اطلاع بیشترمیتوانند به ویکی پدیا مراجعه فرمائید. مطلب مهم اول اینکه سیاهچاله به ستارگان مربوط میشود و اصل آن در خلقت کیهان بسیار مهم است و دوم تعریف وعملکرد آن در سوراخ خزیدن ومحو شدن است و سوم ماده در تکینگی یا زینگولاریته یا احدیت به انرژی ناب تبدیل و به ماورائ محدوده ماده میپیوندد. حال به آیات قرآن در این موارد اشاره کنیم.


قرآن و بحث سیاهچاله


وفلا اقسم به مواقع النجوم پس به جایگاه ستارگان سوگند که اگر بدانید که این سوگند بسیار عظیم است. خداوند به بزرگترین رویداد درجهان مادی قسم میخورد که وحی به پیامبر اسلام حقیقت دارد- مواقع النجوم وارتباط آن با وحی –کلیک فرمائید.
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى- قسم به ستاره چون فرو میریزد ومحو میشود. هوی دارای دو معنی اصلی در آیات قرآن است هلاک ومحو شدن و دیگری هوی و هوس تمایلات شیطانی. هوی به مفهوم نابود شدن را در آیات زیر ملاحظه فرمائید.


حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ –حج31
جزئ روی آورندگان به خداوند باشید نه مشرکین ،کسی که به خداوند شرک آورد همچون کسی یا چیزی است که از آسمان فرو افتد و مرغی او را برباید ویا تند بادی او را از محل محو کند .تهوی معنی محو شدن از مکان خود را میدهد .فرو افتادن و محو شدن این تداعی معنی را در هوی میدهد. ایه دیگری را مثال میزنیم –آیه 81 سوره طه
كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى-از خوراکی های پاکیزه که رزق وروزی شما کرده ام بخورید ودر آن زیاده روی نکنید که خشم من را در پی دارد وخشم من بر کسی فرود اید نابود شدنی است وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى. فیزیک وشیوه نزول وحی در قران- کلیک فرمائید


ما مطلب خودمان را از این دو آیه بر گرفتیم .پس معنی ایه شریفه وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ،قسم به ستاره چون نابود میشود و یا با مقایسه با ایات فوق فرو میافتد و محو میشود. علم فیزیک ثابت کرده است که مرگ ستارگان محو شدن آنها در سیاهچاله است.


فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ - الْجَوَارِ الْكُنَّسِ-قسم به ستاره هنگامی که پنهان میشود و سریع به سوراخی میخزد و از دیدگاه محو میشود. در زیر معنی خنس و کنس عینا از تفسیر المیزان بیان میشود.


"خنس جمع خانس است، همچنان که طلب جمع طالب است و مصدر آن خنوس به معنی گرفتگی و تاخر واستتار می آید و کلمه جواری جمع جاری هاست، ومصدر جری به معنای سیر سریع است که معنائی است استعاره از جریان آب وکلمه کنس جمع کانس است و مصدر کنوس به معنای داخل شدن وحشی ها از قبیل آهو و طیور به درون لانه اش است لانه ای که برای خود اتخاذ کرده ودر آن جایگزین شده. "

بنابراین کنس همان معنی سیاهچاله را میدهد. جائی که ستاره در آن محو واز دیدگاه پنهان میشود این نوع آیات تمثیلی بیان شده . مفهوم آن را باید استخراج کنیم . قرآن آن را کنس نام گذارده وعلم بلاک هول، معنی والاتر از علم اختر شناسی در آیات فوق این است که هر ستاره ای دارای جایگاه خاصی است که به همان سیاهچاله وصل است. یعنی سیاهچاله هم محل تولد وهم نابودی ستاره است. کلمات خنس و کنس در قرآن و واقعیت عینی وحی-کلیک فرمائید.

 
ستارگان درجایگاه معینی که برنامه ریزی الهی است مانند خنس و کنس اجرام سماوی و غبار کیهانی را جذب میکنند و متولد میشوند و همانجا همراه سیاهچاله خود حرکت میکنند و هنگام نابودی به همان جایگاه فرو میروند و نابود میشوند. از آیات قرآن چنین اسنتباط میشود و این جهان بینی قرآن است و علم اختر شناسی هم اخیرا در این موضوع که عاملی باعث میشود غبار و گاز کیهانی در یک نقطه معینی جذب شوند و فشرده و داغ شوند و در اثر فشردگی حرارت به میلیون ها درجه برسد. دانشمندان روی این موضوع که تولد ومرگ ستاره به سیاهچاله خاص او ارتباط دارد. 


قرآن این موضوع مهم را باز کرده که ستارگان به سیاهچاله ای مخصوص خود چسبیده اند و این پدیده را عظیم میداند وبه آن قسم میخورد و تذکر میدهد که این قسم بسیار بزرگی است. فلا اقسم به مواقع النجوم این مفهوم والائی علمی دارد و پر معنی است و میتواند به یک مشکل علم اختر شناسی را که سالها است در آن متمرکز شده اند کمک کند. این سئوال درعلم مطرح است که فشردگی ایجاد گرانش و حرارت میکند و یا برعکس گرانش فشردگی را ایجاد میکند. ولی منطق علمی میگوید خود به خود گاز و غبار کیهانی نمی توانند بهم بپیوندند و جرم بزرگی ایجاد کنند و گرانش به وجود آید. بحث جالبی است که مقاله ای در این ارتباط در دست تدوین دارم. انشائالله خداوند توفیق عنایت فرماید. ذهن را باید از تصورات کهن آزاد کرد و ابزار علم را برای تاویل آیات متشابه بکار برد وخواهیم دید چه تعداد زیادی اعجازعلمی در قرآن کشف میکنیم-سید محمد تقوی اهرمی فروردین 1398.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت