ویژگی ها

خلقت حضرت عیسی و آدم و راز نهفته در آن


مقدمه نوشتار


خلقت انسان در قرآن را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول از دید روایات و نظر گذشتگان که فعلا مرسوم است و دوم از دید آیات قرآن و مقایسه با علوم زیست شناسی و پیدایش حیات. همه کسانی که با قرآن سر و کار دارند با دیدگاه اول آشنا هستند.
چنانچه از دید نظر گذشتان به موضوع خلقت انسان نگاه کنیم با شبهات فراوانی روبرو میشویم که با مقایسه با آیات مربوطه با سئوالات بیشماری مواجهه خواهیم شد و از طرف دیگر میدانیم که خلقت انسان از نظرقرآن رسیدن به ظهور آدم است به عنوان انسان تکامل یافته که تمامی نسل بشر از او پا گرفته اند. حال واقعیت قرآنی بر کدام وجه قرار گرفته است. از آنجائیکه قرآن در چگونگی خلقت انسان دارای یک جهان بینی یا بینش ثابت وخاصی است و همه آیات خلقت انسان دارای یک نظم وهم آهنگی با یکدیگرند، تصورات غلط میتواند این نظم را بهم ریزد و واقعیت قرآنی را درپشت پرده ابهام قرار دهد برای نمونه در دو آیه زیر مثالی در باره تفکرات وجه اول داشته باشیم.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا


آیه اول میفرماید او( خداوند متعال است که) شما را از یک نفس واحده آفرید و زوج او را از آن نفس واحده و یا در آن نفس قرارداد (من میتواند از و یا در معنی دهد ) و در آیه دوم میفرماید شما را از نفس واحده خلق کرد و زوج او را ازهمان نفس خلق کرد. پس بر اساس آیات ذکر شده منشائ آدم از یک نفس واحده بوده و از آن نفس زوج او را بیرون آورد. چه توجیهی برای این دو آیات داریم، برای این است که در تفکرات قدیم به این نتیجه رسیده بودند که خداوند آدم را از گل آفرید و همسر او را از همان گل و نه گل دیگر خلق کرد. ماهیت گل تک است و واحده و گل جدا گانه در کار نبوده است. اگر نفس واحده را خود آدم تصور کنیم بدین معنی است که زوج او از خود آدم پدید آمده است. آیا میتواند منطقی باشد پس این تفکرات نمی تواند واقعیت قرآنی را بیان کند و تنها تصورات غلط ذهنی ما است. بنابراین آدم نمی تواند به استناد این آیه نفس واحده باشد. نفس واحده تک سلولی اولیه حیات است که دارای هسته و DNA کامل با قابلیت ژنتیکی (وراثت وانتقال داده های موجود زنده به نسل بعد از آن باشد) تولید جنسیت نر و ماده وتمامی موجودات زنده از جمله انسان تکامل یافته و نسل های بعد از آن از این نفس واحده ایجاد شدند. البته در پروسه زمان بر تکاملی. حال اگر این آیات را با علم زیست شناسی وپیدایش حیات در زمین اولیه مقایسه کنیم موضوع کاملا شفاف وعلمی است. مسلما گذشتگان نمی توانستند غیر از این تفسیر کنند. چرا که علم در حدود دو قرن اخیر راز این دو آیه را کشف کرده است. آیات خلقت انسان در قرآن کاملا مطابق علم زیست شناسی بیان شده که در مقالات متعدد مفصلا به آن پرداخته ام. خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه- کلیک فرمائید.

خلقت انسان از آغاز تا ظهورآدم


آدم به عنوان انسان تکامل یافته از نسل قبل از خود از بدائ خلق الانسان من طین شروع به خلق شدن میکند و زمان طولانی میگذرد تا دوره تکامل خود را سپری کند. مراحل خلقت انسان در قرآن بر اساس آیات زیر بیان شده است- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ خداوند تمامی شرایط لازم برای خلق حیات که اساس شروع خلقت انسان از آن آغاز شد فراهم نمود و خلقت انسان را در سنگ رس آغاز کرد. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- درحقیقت ما انسان را در سنگ رس پخته و از رسوب سیاه رنگ که در رس قرارگرفته بود خلق کردیم. اینجا شروع خلقت انسان در زمین اولیه است و دقیقا بعد از شکل گرفتن پوسته جامد زمین بعد از دو دوره خلق زمین آیه 9 سوره فصلت - وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ. اقوات که در چهار دوره مقدر میشود یعنی برنامه ریزی وایجاد میشود نطفه اولیه حیات را شکل میدهد. ایجاد ملکول های آلی ساختار موجود زنده.

این چهار دوره زمان بر است و پایه خلقت آدم از اینجا ریخته میشود. زیرا هدف خلقت انسان بیرون آوردن آدم و بنی آدم به عنوان انسان تکامل یافته است. بنابراین در ادامه آیه- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ دنباله آیه میفرماید ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ – ثم استمرار بدائ خلق الانسان من طین است .نسل اینجا نسل بعد از شروع خلقت انسان است که در اقوات شکل گرفته است. سلاله من مائ مهین هم تحولات بعدی در آب کم صورت گرفته است و آن آبی است که امکان رسوب حما مسنون در سنگ رس را فراهم کرده بود. درآب فراوان ملکول اولیه حیات نمی توانست شکل بگیرد. ماکروملکول های زنجیره ای ساختار RNA که نسل اول ژن کامل موجودات زنده که DNA بوده است برای ایجاد به محیطی بدون آب نیاز داشته که ملکول های آب ایجاد شده از مونومر ها به پلی مرها باید محیط را ترک میکردند و گرنه واکنش برگشت پذیر میشد. هنگامی که ژن اولیه حیات در درون تک سلولی ساده یا باکتری های باستانی غیر هوازی وبدون هسته وغشائ هسته ای قرار گرفت، ادامه تکامل این ژن در آب قرارگرفت. مائ مهین تنها برای تشکیل ملکول های آلی  وپیچیده ساختار اولیه حیات ضروری بوده است. این وقایع سرنوشت خلقتی انسان یا بهتر بگوئیم آدم بوده است. سلاله من مائ مهین هیچ ارتباطی با آب مرد نداشته است و صحبت از خلق اولیه ساختار تشکیلاتی اولین موجود زنده حیات است. (از بدائ خلق الانسان من طین تا پیدایش آب مرد ؟ حدود سه میلیارد سال طول کشیده است ؟) هنوز موجود زنده به تمام معنی شکل نگرفته دارد سر و سامان می یابد ( سویته میشود). ملکول های ساختار اولیه حیات دارند ساخته میشوند. شاید در دوره سوم اقوات باشد.علم زیست شناسی چنین میگوید. چگونگی روند پیدایش حیات در زمین اولیه از نظر قران-کلیک فرمائید


ساختار تشکیلاتی نخستین نطفه حیات ( درحقیقت مبدائ پیدایش انسان و آدم) دارد شکل میگیرد ولی هنوز جان ندارد. معمای پیچیده حیات در اینجا است که دانشمندان علم زیست شناسی را مات ومبهوت کرده است چگونه ماده بی جان به جاندار تبدیل شد چگونه ملکول زنجیره ای ساختار RNA یا ژن اولیه حیات جان گرفت. تا اینجا تحولات در درون تراب بوده است و ساختار اولیه حیات هم در درون تراب که همان صلصال کالفخار است شکل گرفته است. زبان تمثیلی قرآن عمق دارد و مفاهیم اصلی در زیر ظاهر کلمات آیات متشابه نهفته است که واقعیت های علمی آن را بیان میکند. هدف خداوند رساندن دانشمندان به وجه علمی آن است تا حقانیت قرآن را برای امروزه که نسل شکوفائی علم است بیان کند. اگر ما وجه نخست را کنار بگذاریم و با دید علوم طبیعی به این قبیل آیات نگاه کنیم دنیای شگفت انگیز علمی را از آنها کشف میکنیم. خداوند سرنوشت ایجاد شدن ما انسان ها را بر اساس واقعیت علمی بیان میکند. ما ظاهر آیات را نگاه میکنیم و با بازی با کلمات و استفاده از آن ابزار شرح مفصل را به رشته تحریر در آورده ایم ولی نتوانسته ایم به عمق آیات نفوذ کنیم زیرا علم زیست شناسی و زمین شناسی را یاد نگرفته ایم. اینجا به نقطه مهم بحث خودمان که خلقت حضرت عیسی(ع) و آدم و شباهت این دو را بهم است نزدیک شده ایم.


وجه مشترک خلقت حضرت عیسی وآدم


در آیه 59 سوره مبارکه آل عمران می خوانیم: إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّـهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ - مَثَل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش و شد. کلماتی که باید برایمان روشن شوند. خلق، کن، فیکون و نکته کلیدی و مشترک مثل عیسی(ع) و آدم است. چه شباهتی میتواند این دو خلقت با هم داشته باشند. خلق ایجاد یا پیدایش از چیزی که از آن درست میشود. کن و یکون فرمان است باش و میشود. فاصله زمانی بین کن و یکون وجود ندارد انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له کن فيکون- هنگامی که امر خداوند بر ایجاد چیزی قرارگرفت میفرماید باش و میشود. این یک قانون کلی الهی است ولی در هر خلقی وجود ندارد. در یک پروسه خلقتی زمان بر که براساس تقدیر الهی مقدر میشود، لحظه ای میتواند وجود داشته باشد که این قانون رخ دهد. بر گردیم به تراب که در آن ساختار تشکیلاتی انسان یا حیات خلق شد خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ یعنی ملکول زنجیره ای RNA که ساختار تشکیلاتی موجود زنده است شکل گرفته و در درون تک سلولی بدون هسته وغشائ هسته ای استقرار یافته که قرآن آن را نطفه امشاج مینامد که مبتلا به گذراندن دوره تکامل خود است تا به تک سلولی هسته دار با ژن کامل دو زنجیره ای بنام DNA با غشائ هسته ای کامل تبدیل شود یک عامل اساسی هنوز کم دارد. خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه کلیک فرمائید

علم زیست شناسی به این موضوع رسیده است که ابتدا ژن ناقص RNA که یک زنجیره ای دراز مانند کلاف در هم پیچیده و تنها با قابلیت ساختن پروتئین ولی نمی توانسته صفات جان دار بودن را دارا باشد. تنها یک ملکول بی جان است ولی کامل. دوره خلق الانسان من صلصال الکلفخار را گذرانده ولی هنوز سویته نشده است که نفخ من روحی در آن استقرار یابد وبه موجود جاندار با تمامی خصوصیات زنده بودن برسد. عامل حیات را ندارد. ماده بی جان است ولی آماده برای پذیرش حیات یا جان است. بنابراین باید دوره نبتلیه خود را سپری کند و تحت حفاظت برنامه ریزی یا تقدیر الهی است ولی هویت مستقل دارد و نفس است. باکتری است غیرهوازی بدون هسته وغشائ هسته ای و ژن کامل تنها میتواند خود تکثیر پذیر باشد. تبدیل به باکتری غیر هوازی فتو سنتز وسپس سیان باکتری فتو سنتز. سه دوره ظلمات ثلاثه  کلیک فرمائیدرا باید طی کنند ثُمَّ سَوَّاهُ وتحت کل نفس علیها حافظ قرار گیرد.


آماده و در انتظار فرمان خداوند است که جان بگیرد و شاهکار خلقت حیات خود را نمایان سازد. از تشکیل ملکول های RNA ( که در انواع باکتری های غیر هوازی وجود داشته کارینونت ها) تا ملکول های DNA ( دراولین تک سلولی هسته دار ایوکاریوتها ) حدود دو ونیم میلیارد سال طول کشیده است. کلمه خلق یعنی ایجاد از چیز دیگر آنهم برای اولین بار ویک دفعه. خلق ها ممکن است متعدد باشند وهرخلقی موضوع خود را دارد. خلق ساختار تشکیلاتی انسان، خلق نطفه اولیه حیات، خلق نطفه اصلی حیات و بلاخره خلق نفس واحده پدر جد  تمامی موجودات زنده. وقتی قرآن میفرماید ما شما را از نفس واحده خلق کرد یم .یعنی تمامی ساختار تشکیلاتی شما و ژن کامل شما و روحی که فرماندهی ژن شما را در دست دارد و ویژگی تکثیر پذیری با انتقال وراثت و به روش جنسیتی نر و ماده . اینها همه ملزوماتی است که خداوند در دل نفس واحده میگذارد و می سپاردش به سرنوشت شدن انسان که فرماندهی آن با خداوند متعال که به روح تفویض شده وانسان دیگر خلق شده است ولی باید در پروسه حیات سویته وصورناکم بشود وهمین طور تطور وتکامل را طی  کند تا انسان به شکل امروزی در بیائید.

ادامه آیه فوق را پی میگیریم- الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ –سپس سر وسامان داده میشود و در پروسه تکامل شنوائی وبینائی وقلب شما هم با گذشت زمان شکل میگیرد ولی شما که از سرگذشت زمان بر و پیچده خود آگاه نیستید کمتر کسی شکر گذار این نعمت الهی است.


کن فیکون. وقتی اراده یا برنامه ریزی باریتعالی بخواهد جامه عمل به خود گیرد میگوید باش ومیشود. در چند پروسه خلقت جهان مادی این فرمان که فرمانی است واحده وسریع وخارج از ضوابط مادی وقانون علت ومعلول اتفاق می افتد. ابتدای ایجاد کیهان وزمان لحظه آغازین ایجاد کیهان از هیچ و در لحظه ای در مراحل قیامت ودر خلقت انسان هم لحظه ای وجود داشته که این فرمان ابلاغ میشود وآنهم در یک آن وبا یک جهش تبدیل ماده بی جان آماده به جاندار. این لحظه قرار گرفتن نفخ من روحی وحیات در ماده بی جان که با یک جهش آنی وسریع انجام میشود همان کن فیکون است در مرحله خلقت انسان که در حقیقت همان آدم بعد از این است.

نفخ من روحی جهشی در ژن کامل RNA که به DNA تبدیل شده صورت میپذیرد و روح در آن مستقر و فرماندهی شدن انسان را بسوی تکامل خود بر عهده میگیرد. در خلقت حضرت عیسی(ع) هم مانند لحظه تبدیل بی جان به جاندار و آنهم توسط روح من امرربی با فرمانی که روح ناقل آن بوده واحتمالا مانند خلقت آدم در جهش ژنتیکی چیزی که نبود هست میشود. میفرماید باش و میشود. کن فیکون اراده خداوند است در یک مورد استثنائی. چه عاملی این کن فیکون را ایجاد کرد روح من امر ربی. روح در قلب بی جان دمید و حیات خلق شد.به آیه زیرهم توجه فرمائید:

وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ

و مریم دختر عمران را که عفت خود را حفظ کرده بود و ما از روح خود در آن دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتابهایش را تصدیق کرد و او از فرمانبرداران بود-نفخ من روحی در خلقت آدم در حال شدن هم رخ داد وساختار تشکیلاتی اصلی واولیه حیات که سنک ینای آدمبود از بیجانبه جاندار تبدیل شد. وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ دارای مفهوم والای علمی است. روح من امر ربی حامل پیام القائ کلمات خدا در چهار چوب نفخنا فیه روحنا است که تاثیر قابل توجه در تحولات ژنتیکی داشته است این تحولات نبود وبا فرمان کن فیکون هست میشود . همانند نفخ من روحی در خلقت آدم که ماده بی جان جاندار شد.

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا -فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا 16 مریم

همین روح که امر ربی است بر حضرت مریم (ع)بشکل بشر متمثل شد. حضرت مریم(ع) به قدرت خداوند آن روح را تجسم کرد، آنرا به شکل بشری دید و روح پیام خداوند را ابلاغ کرد و همان نفخ من روحی اینجا هم عمل کرد. وجه تشابه خلقت آدم وحضرت عیسی جهش ژنتیکی بود که در هر دو شبیه بودند. إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّـهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ.

آدم ابتدا از تراب خلق میشود ولی هنوز مشمول کن فیکون قرار نگرفته است وقتی ثم سوائ و نفخ فیه روحی اتفاق میافتد قانون کن فیکون مشمول آنها میشود. وجه مشترک هر دو ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ و نفخ من روحی است. تجزیه وتحلیل کن فیکون در رابطه با پدیده های مختلف نیار به مقاله جدا گانه دیگری دارد که انشائالله  تقدیم میشود. سید محمد تقوی اهرمی اردیبهشت 1398

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت