ویژگی ها

کن فیکون ومفهوم واقعی وعلمی آن درقرآن

کن فیکون ومفهوم واقعی وعلمی آن درقرآن

مقدمه نوشتار

برخی کلمات در قرآن دارای معانی کاملا اختصاصی است که در جایگاه قرار گرفتن دریک آیه وبا تفکر وتعقل درآن معنی ومفهوم آن را میتوان به راحتی استخراج کرد. ما عادت کرده ایم یک کلمه را در خارج از آیه وبه استناد به نظر گذشتگان معنی میکنیم وهمان معنی را در تمامی آیات که آن کلمه آمده بکار گرفته وتفسیر میکنیم. مثال فراوان است . ابداع، فطر، خلق وانشائ را همه خلق کردن معنی میکنیم. درصورتیکه هر کلمه در جایگاه خودش معنی خاصی دارد. مثلا گذشتگان در حدود هزار سال قبل نمیدانستند معنی فاطر السموات والارض چیست. آنرا خلق کردن معنی کرده اند که ارتباطی با خلق کردن ندارد. خداوند باز کننده کیهان معنی میدهد.علم اختر شناسی حدود صد سال است که به مفهوم آن رسیده است. هنوز ماده ای به وجود نیامده بود که خلقی در کار باشد. ابداع ایجاد از عدم است، فطربازکردن یا انبساط کیهان وخلق ایجاد از ماده ای است که در آغاز انبساط کیهان به وجود آمد . خداوند دقیقا میداند برای حقانیت وجود خود چه کلماتی را انتخاب و در کجا بکار گیرد. ما در این نوشتاربه کلمه کن فیکون و راز نهفته در باطن آن میپردازیم. مفسرین محترم به ظاهر آیات متشابه نظر انداخته و تفسیر کرده اند. درصورتیکه آیات متشابه ظاهر دارد وباطن ومنظور خداوند از بیان آیات متشابه بعد پنهان وعلمی آن است برای اثبات حقانیت خود آنهم در عصر شکوفائی علم که مخلوق خداست. خداوند قرآن را برای نسل صدر اسلام نازل نکرده است ومیدانسته که در این عصرشکوفائی علم توجه به علوم طبیعی وتوجیه علمی برای رسیدن به حقانیت خداوند کاربرد دارد که در هیچ دورانی این کاربرد مشاهده نشده است. در آیات فراوانی تاکید شده که خداوند حق است یعنی واقعیت دارد. روی کلمات کلیدی برای رسیدن به توجیه علمی وقرآنی آنها کلیک فرمائید.


کن فیکون ومفهوم لغوی آن


کن فرمان است که خداوند میفرماید باش سپس یکون میشود وف اول فیکون معنی پس میدهد. با توجه به مفهوم کن فیکون وبا استناد به سایر آیات بایستی بین کن ویکون زمانی وجود نداشته باشد. امری است آنی وخارج از قوانین جاریه مادی ویا قانون علت ومعلول است و ارتباطی هم با معجزه ندارد چرا که معجزه کاری است که دیگران از آوردن آن عاجزند و اعجاز قرآن است و آنهم در چهارچوب قوانین جهان مادی قابل درک وفهم نیست، مانند تبدیل چوب (عصای حضرت موسی) به اژدها که خارج از بحث این نوشتار است.

ایجاد جهان مادی یا کیهان که خداوند در قالب سموات والارض بیان فرموده از عدم و با یک فرمان کن فیکون ماده اولیه ساختار کیهان از هیچ (از تعاریف مادی است) هست میشود وآنهم به یکباره، امری که بسرعت کسری از ثانیه برای خلق ماده از عالم غیب بروز میکند این امر واحده و دقیقا فقط در یک لحظه کوتاه همان کن فیکون است و سپس ماده شش دوره زمان بر را سپری میکند تا از مواد اولیه که در ابتدای انبساط کیهان پدید آمد خلق شود. خلق کهکشان ها، خورشید و زمین دیگراز حیطه کن فیکون خارج است. جرقه هستی زده میشود و وقایع بعدی باز آفرینی خلق است. بنابراین کن فیکون بنا به ضرورت برنامه تدوین شده الهی که همان قضا است در برهه ای از زمان و در یک پروسه خاص صورت میگیرد. اینکه بگوئیم خداوند وجود هر موجودی که اراده کرد به جز به ذات خداوند به چیز دیگری نیازمند نیست وچون خداوند آن را اراده کند آن شیئ ایجاد میشود درست نیست وبا سایر آیات الهی هم نمی خواند. مثلا خداوند اراده کرده برای ایجاد حیات در زمین، زمین خلق بشود.آیا زمین نیازمند به چیز دیگری جز ذات خداوند برای ایجاد نداشته. مثلا هلیوم وئیدروژن که ساختار اولیه کیهان در شش روز خلق شد جزئ ذات باریتعالی است، ذات خداوند غیر مادی است. پس چرا در آیه 9 سوره فصلت فرموده زمین در دو دوره خلق کردم آنهم دو دوره زمان بر و از مواد اولیه غبار کیهان وگازو13 میلیارد سال طول کشیده تا از کیهان اولیه و بر اساس برنامه تدوین شده الهی زمین خلق شود. مواد اولیه  ساختار کیهان از عالم ماورائ ماده در یک واحده کلمح البصر ودر یک امر الساعه از نور ذات خداوند که انرژی ناب است بروز کرد. دیگر ماده تو خالی خصوصیات صمد که توپری است و از صفات ذاتی خداوند است ندارد و هم سنخ یکدیگر نیستند. خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد مثال دیگری داشته باشیم وسپس به اصل مطلب بپردازیم. اینکه عنوان میشود "مثلًا اراده فرموده كه انسان در مدت 9 ماه در رحم مادر تكون يابد و لاجرم چنين مى‏شود" این موضوع ارتباطی به اراده خداوند دارد ولی کن فیکون نیست و این تدبیر یا برنامه ریزی تدوین شده الهی است که بصورت قوانین طبیعی در نهاد پدیده های طبیعی و آنهم در پروسه زمان بر میلیارد ها ساله نهادینه شده است. کن فیکون امر خداوند است، خلق و امر در جهان مادی تفکیک ناپذیرند بدون امر خلقی وجود ندارد ولی کن فیکون امری است آنی که در لحظات ضروری بنابر خواست خداوند به عنوان یک جهش یا جرقه بروز میدهد و سنگ بنای پدیده ای که باید هست شود زده میشود. برای روشن شدن موضوع به مکان و زمان های بروز کن فیکون در جهان مادی مپردازیم.


کن فیکون جمعا در هشت آیه اشاره و در پنج مرحله صورت گرفته و میگیرد.

اول ابداع کیهان و جهان موازی همزمان با هم ودر یک کن فیکون،

دوم و سوم خلقت آدم و حضرت عیسی(ع) و

چهارم در قیامت.

مرحله پنجم در پروسه یحیی و یمیت که استمرار مرگ و حیات به عنوان سیستم تجدید پذیر و بقائ حیات است

این امر آنی در مواردی که اراده ذات باریتعالی است به وقوع میپیوندد. حال در چه موقعیت زمانی و بر حسب کدام ضرورت این فرمان سریع خارج از ضوابط مادی در این مراحل صورت گرفته و میگیرد. مثلا همه ما میدانیم که قیامت مراحل مختلفی دارد نفخ فی الصور دارد، خروج از قبر (پنهانگاه) دارد و حضور در برابر ذات باریتعالی و بعلاوه قیامت ادامه جهان مادی است، پس کن فیکون یا فرمان لحظه بی زمان در کجای آن رخ داده است و چه ضرورتی داشته و دارد که این حادثه اتفاق بیفتد.

همه این مطالب بسیار جالب و خواندنی را میتوان با تفکر در آیات الهی در قرآن بیرون آورد. همه کلمات در قرآن حساب شده و بر اساس معانی خاص خود نازل شده و اعجاز قران هم در این است. حال این مراحل را جداگانه و بطور خلاصه مرور کنیم.


کن فیکون در خلقت کیهان و جهان موازی


کیهان ابتدا از عالم ماورائ مادی که عالم غیب است در یک امر الساعه و در یک کلمح البصر از عدم و از نور ذات باریتعالی که انرژی ناب است از هیچ هست میشود که علم اختر شناسی آن را بیگ بانگ مینامد وقرآن آن را امرالساعه نامیده. این امر سریع و آنی در ایجاد کیهان کن فیکون است که سریع رد میشود و سپس انبساط کیهان است و مواد لازمه خلقت کیهان در ابتدای انبساط کیهان در دسترس است و بر اساس برنامه تدوین شده الهی خلقت کیهان در شش دوره صورت میگیرد. آیات زیربه این مطلب اشاره دارند.


وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ- بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ-بقره 117
میگویند خدا برای خودش فرزندی گرفته، پاک ومنزه است ذات باریتعالی از این صفت بلکه هر چه در جهان مادی است مخلوق ومملوک اویند ( از او نشات گرفته اند) خداوند ایجاد کننده کیهان از هیچ وقتی امر او اقتضا کند میگوید باش و میشود. آیه زیر هم تائید کننده این آیه است.


وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ –انعام 73


واو کسی است که کیهان را به حق آفرید (خلقت کیهان توسط ذات باریتعالی حقیقت دارد) و روزی ( زمانی ) که میگوید باش گفتارش حق است و آن روز ( لحظه یا زمان ) که در صور دمیده میشود به او تعلق دارد و او دانای غیب و آشکار و حکیم وآگاه است. اشاره آیه به همان بیگ بانگ است در زمانی که همه چیز در مالکیت او بوده است و آن عالم غیب یا ماورائ ماده است. دانشمندان میگویند زمان قبل از بیگ بانگ هیچ نبود وخدا هم نبود ولی قرآن میفرماید هیچ نبود ولی صاحب محدوده قبل از بیگ بانگ خدا بود. ونفخ فی الصور هم تداعی تمثیلی همان قیف بیگ بانگ است. خلقت کیهان از خداوند احد و صمد آغاز شد-

وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ- ماورائ کیهان یا غیب آن (محدوده ای که کیهان از آن نشات گرفت) به او تعلق دارد وامر الساعه برای اوجز یک چشم بهم زدنی وکمتر از آن بیش نیست وخداوند بر کیهان (کل شیئی میتواند کل جهان مادی هم معنی دهد) قادر ومسلط است. بنابراین کن فیکون در امر پیدایش کیهان در لحظه آغازین از عدم ویا ازهیچ است ( هیچ تعریف مادی است وکلیه تعینات مادی قبل از ایجاد کیهان وجود نداشته است علم آن را از هیچ توصیف کرده وابداع هم معنی ایجاد ازهیچ میدهد)- خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران.


کن فیکون در ایجاد همزمان جهان موازی با کیهان


أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ- إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ-82 یاسین
آیا کسی که کیهان را خلق کرد قادر نیست مثل آن را نیز خلق کند بله میتواند که او خلق کننده دانا است هنگامیکه اراده او بر ایجاد امری قرار گرفت میگوید باش ومیشود.


أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا-آیا نمی بینند که خدائی که کیهان را خلق کرده است قادر است مثل آن را نیز بیافریند و در آنها (اشاره به دو کیهان ایجاد شده است نه کافران) اجلی قرار داد (هر دو جهان پایانی دارند).جهان موازی دو گانه واقعیتی که در قرآن بیان شده


کن فیکون لحظه ای در قیامت


قیامت مراحل مختلفی دارد ولی یک مرحله استثنائی در آن وجود دارد که مشمول کن فیکون است و آن يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ است. زنده کردن مردگان به یکباره با یک نفخ فی الصور صورت میگیرد. قیامت وعلم کوانتوم


وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ-لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ- إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ-40 نحل
آنها موکدا قسم یاد کردند که خدا کسانیکه میمیرند را هرگز زنده نمیکند بله میتواند و وعده آن تحقق می یابد ولی اکثر مردمان نمیدانند-یقینا مردگان را زنده میکند تا حقایقی که در آن اختلاف نظر دارند برایشان روشن سازد تا بدانند که دروغ میگفتند. بدرستیکه وعده ما بر ایجاد قرار گیرد گوئیم باش میشود. بنابراین در قیامت دریک مرحله آن کن فیکون صورت میگیرد از اشرفت الارض به نور ربها وکتاب مبین- بررسی قیامت از نظر علم وقرآن
کن فیکون در خلقت حضرت عیسی (ع) وآدم


إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ-مثال عیسی نزد خداوند مانند خلقت آدم از تراب است که پس از آن ( بعد از مرحله خلق در تراب) گفته شد باش و شد. آدم به عنوان انسان تکامل یافته از نسل قبل از خود در پروسه ایجاد حیات شروع به خلق شدن میکند . ابتدا ساختار تشکیلاتی وشیمیائی او که ملکول پیچیده RNA وسپس DNA بود در خاک (سنگ رس پخته ) واز رسوب سیاه حما مسنون ساخته میشود. ولقد خلق الانسان من صلصال من حما مسنون درحقیقت ما انسان را از رسوب حما مسنون و در صلصال (خاک در زمین اولیه که بصورت سنگ رس بود.

خاک مفهوم سنگ رس فرسایش شده طی میلیارد ها سال است). چه چیزی در تراب خلق شد که خداوند بعد از آن فرمان کن فیکون را صادرفرمود. این ساختار ژن اولیه بی جان بود و با یک فرمان کن فیکون وبا نفخت من روحی به جاندار تبدیل میشود . روح عامل موثر در تبدیل بی جان به جاندار بوده است. یک امر ماورائ جهان مادی که بایک جهش تکاملی ژنتیکی توسط روح صورت میگیرد. همین روح من امر ربی در قالب کلمات جهش ژنتیکی خاصی را در حضرت مریم(ع) ایجاد و حضرت عیسی خلق میشود. شیوه وروش خلقت حضرت عیسی(ع) و آدم یکسان است. به آیات زیر توجه فرمائید. خلقت حضرت عیسی(ع) وآدم وراز نهفته درآن


قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ-47 آل عمران
(مريم) گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است گفت چنين است خداوند هر چه بخواهد مى‏آفريند چون امر او اقتضا کند مى‏گويد باش پس مى‏شود. جمله لم یمسسنی بشراشاره به این موضوع دارد که پروسه خلقت حضرت عیسی از قانون لقاح نر وماده مستثنی بوده وخداوند میفرماید کذللک یخلق ما یشائ قدرت ذات باریتعالی است ولی باید در چهارچوب قوانین طبیعی صورت گیرد .تنها میتواند این فرمان توسط روح من امر ربی ونفخت من روحی با کلمات وتاثیر نورذات باریتهالی که روح حامل آن بود بر ژن تاثیر گذاشت وتحولت ژنتیکی لازمه به وقوع پیوست.


ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ -مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ-35 مریم
اين است (ماجراى) عيسى پسر مريم گفتار درستى كه در آن شك مى‏كنند- خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد منزه است او چون امر او اقتضا کند مى‏گويد باش پس مى‏شود.

وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ
را در ژن و مریم دختر عمران را که عفت خود را حفظ کرده بود و ما از روح خود در آن دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و نوشته ها ( دستورات ابلاغی به DNA را به صورت نوشته در آن گرفت وضبط کرد) تصدیق کرد و او از فرمانبرداران بود. در دو آیه فوق اشاره به کن فیکون میکند وآیه سوم دو مطلب مهم دارد اول نفخنا فیه من روحنا که در خلقت آدم هم ازاین کلمه استفاده شده و عامل جاندار از بیجان از آن نشات گرفته و اینجا هم نفخ من روحی چیزی که وجود نداشته هست میشود. بنابراین هر دو در نفخ من روحی شبیه هستند و دوم حضرت مریم(ع) کلمات خداوند را که میگیرد (تصدیق کردن در اینجا میتواند گرفتن و قبول کردن معنی دهد) بعلاوه این کلمات ربی هم گرفته وهم نوشته میشود. میتواند تمثیلی باشد بر تحولات ژنتیکی کلمات که همان فرمان روح است و ژن آنها را مینویسد و عامل تحولات ژنتیکی باعث باردارشدن حضرت میشود. اخیرا دانشمندان کشفیاتی کرده اند که ارسال کلمات با فرکانس خاصی میتواند به تغییرات ژنتیکی بیانجامد. مقاله ای در این زمینه در دست اقدام دارم انشائالله تقدیم میشود

استمرار کن فیکون در پروسه مرگ وحیات که بقائ وتجدید پذ یری حیات وابسته به این پروسه است


هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ۶۷- هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ 68 -غافر
او همان كسى است كه شما را از خاك آفريد سپس از نطفه‏اى آنگاه از علقه‏ و بعد شما را كودكى برمى‏آورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ زود ‏رس مى‏يابد وبقیه تا به مدتى كه مقرر است برسيد تا در آن تعقل نمائید- او همان كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند چون امر او اقتضا کند مى‏گويد باش پس مى‏شود.در این آیه اشاره دارد که در پروسه مرگ وحیات مواردی وجود داردکه از این فرمان وقانون خداوند استفاده میشود که بر انسان ناشناخته است. این آیه درپروسه کنونی حیات است که عامل استمرار مرگ وحیات بقائ آن را تضمین میکند. تا دیدار بعدی انشائالله.سید محمد تقوی اهرمی اردیبهشت 1398

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت