ویژگی ها

وحی به پیامبران و زنبور عسل در قرآن

 

مقدمه نوشتار

قرآن مجید وحی خداوند به رسول اکرم است و یک نوع از وحی است که در قرآن ذکر شده و واقعه ای است که رخ داده ودر بیداری هم اتفاق افتاده است و دارای شیوه نزول خاص خود است که آن شیوه در قرآن بیان شده است. وحی به زنبورعسل هم شیوه ومفهوم خود را دارد. وحی امر خداوند است  که گاه بصورت قوانین حاکم بر طبیعت و گاه بصورت ابلاغ پیام به برگزیده گان الهی است. برای وضوح و روشن شدن شیوه های مختلف وحی ابتدا وحی به زنبور عسل و فلسفه و مفهوم آن می پردازیم وسپس شیوه وحی به پیامبر اسلام (ص) و موارد دیگر از انواع وحی در قرآن را بیان میکنیم وحی بر اساس آیات متعدد در قرآن دستور و فرمان خداوند است که در نهاد پدیده های طبیعت نهفته است به عبارتی قوانین طبیعت در جهان مادی امراوست.

وحی به زنبور عسل به عنوان یک نمونه از بند پایان در حیات زمین


در دو آیه 68 و69 سوره نحل خداوند متعال به زنبور عسل وحی فرموده و شیوه زندگی و روش بر چیدن گرده گل و تبدیل آن به عسل را را دستوری میداند از جانب خداوند که در نهاد زنبور عسل گذارده شده و زنبورعسل به عنوان یک نمونه از بند پایان است که در قالب تمثیلی برای انسان بیان شده تا انسان در باره آن تفکر کند وبه مفهوم واقعی و مورد نظر ذات باریتعالی برسد. درآیات زیر توجه و در باره آن تفکر و تعقل نمائیم. تفکر وتعقل در آیات قرآن دستورو فرمان خداوند است و مکررا تاکید شده و میتواند امری واجب تلقی شود. متاسفانه این فرمان خداوند را مورد توجه قرار نمی دهیم اگر تدبر وتعقل در آیات را بکار میگرفتیم وخود را از بند تصورات کهن رها میکردیم این همه شبهات به ناحق درباره بسیاری از آیات متشابه وجود نداشت ومفاهیم عالیه آیات متشابه اعجاز خود را نشان میداد. ایندو آیه از جمله آیات متشابه در قرآن است ظاهری دارد و باطن. ظاهر آیه مطلوب بیان آیه نیست و خداوند مقصودی خاص از آن دارد که با تفکر و تعقل در آیات باطن آن روشن میشود. خداوند متعال چه مطلبی را میخواهد با این آیات به ما تفهیم نماید .ابتدا آیات را با هم مرور میکنیم و در باره آن تفکر و تعقل مینمائیم.

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ-خداوند به زنبور عسل وحی نمود که در کوهستان و درختان مشجر و داربست های چوبی لانه درست کنید- شیوه و رفتار زندگی و ساختن و محل ساختن لانه برنامه تدوین شده خداوند در ژن زنبور عسل گذارده شده است و امر خداوند فرماندهی آن را برعهده دارد. امر خداوند در همه پدیده ها از اتم ها تا حیات روی زمین در فطرت ذاتی نهادینه شده و اینکه همه اشیائ مادی سجده خداوند به جای می آورند باقی ماندن بر فطرت ذاتی خداوندی است وهر چه بر فطرت ذاتی خداوند باقی بماند یعنی در حال اجرای فرمان خدا است و تسلیم ذات باریتعالی شدن سجده به او است. زنبور نمونه ای از خیل عظیم بند پایان است که 80 در صد موجودات زنده را شامل میشوند و بقائ حیات در زمین نتیجه فعالیت این گروه است.
ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ-


پس از ساختن لانه بر اساس رهنمودی که خداوند داده است از ثمرات گیاهان بهره جوئید ، این چنین از درون آنها عسل با رنگ های متنوع حاصل میشود که در آنها برای مردم درمان وشفائ مقررشده .این آیه (پدیده طبیعی ) برآنهائی که درآن تعقل میکنند نشانه ای است.

شیوه زندگی حشرات و جانداران در طبیعت وحی خداوند است که در آنها نهادینه شده. فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ دارای مفهوم بسیار والائی است راهی که خداوند جلوی پای شما قرارداده (خطاب به زنبور میفرماید ) را بپیمائید. براساس این آیات مشخص میشود که وحی امر و دستور خداوند است که در درون تمامی پدیده هائی که خلق فرموده قرار داده شده و امری است بر اساس روابط مادی که واقعیت دارد. حشرات و بند پایان از زنجیره های بسیار مهم حیات در کره زمین و برای بقای حیات ضروری هستند هر موجود زنده در حیات زمین دارای نقشی است که به عنوان دستور خداوند که نمونه ای از وحی است به عنوان نرم افزار خلقت در ژن آنها نهاده شده و موجود زنده از بدو تولد دقیقا آن برنامه تدوین شده در نهاد خود را اجرا میکند. یک گونه کفشدوزک خاصی در سرزمین ما وهمان گونه در قاره آمریکا دارای مشخصات یکسان هستند که گذشت زمان و شرایط اقلیمی متفاوت در رفتار و شیوه زندگی آنها تغییری ایجاد نشده.

وحی به رسول اکرم وشیوه نزول فیریکی آن


وحی به رسول اکرم هم یک واقعیت مادی است وخواب یا تخیل نمیتواند باشد. کسانیکه وحی را خواب میپندارند به واقعیت قرآن نا اگاه هستند وبا عینک تصورات ذهنی خود به مطالعه قرآن پرداخته و ظاهرآیات را مد نظر قرار داده اند به عبارتی با قرآن بیگانه هستند. دو آیه فوق این واقعیت که وحی بر روابط مادی در طبیعت استوار است را برای ما روشن کرده است. خداوند متعال در سوره نجم آیات 1 الی 18 شیوه القای وحی به رسول اکرم را که بر قوانین مادی بنا گذارده شده را به تفصیل بیان میفرماید .آیه با یک واقعه طبیعی که با وحی هم ارتباط دارد شروع میشود. وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى قسم به ستاره چون فرو میریزد ومحو میشود. هوی دارای دو معنی اصلی در آیات قرآن است هلاک و محو شدن و دیگری هوی وهوس تمایلات شیطانی. هوی به مفهوم نابود شدن را درآیات زیر ملاحظه فرمائید. در هر موضوعی یک آیه برای روشن شدن مفهوم آن وجود دارد که ما باید بررسی و تحقیق کنیم و چشم بسته از لغویون قدیم تبعیت نکنیم. آنها لغت ها را با شرایط وعلم زمان خود بیان کردند. آیه زیر معنی هوی را بیان میدارد.


حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ –حج31
جزئ روی آورندگان به خداوند باشید نه مشرکین، کسی که به خداوند شرک آورد همچون کسی یا چیزی است که از آسمان فرو افتد و مرغی اورا برباید و یا تند بادی او را از محل محو کند .تهوی معنی محو شدن از مکان خود را میدهد. فرو افتادن و محو شدن این تداعی معنی را در هوی میدهد. آیه دیگری را مثال میزنیم –آیه 81 سوره طه

كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى-از خوراکی های پاکیزه که رزق و روزی شما کرده ام بخورید و در آن زیاده روی نکنید که خشم من را در پی دارد وخشم من بر کسی فرود اید نابود شدنی است وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى. ما مطلب خودمان را از این دو آیه بر گرفتیم .پس معنی آیه شریفه وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ،قسم به ستاره چون نابود میشود و یا با مقایسه با آیات فوق فرو میافتد و محو میشود یعنی به ناگهان فرو می افتد و محو میشود. علم فیزیک ثابت کرده است که مرگ ستارگان محو شدن آنها در سیاهچاله است. این واقعه بسیار مهم در جهان مادی است. خداوند به این پدیده با عظمت سوگند یاد میکند و مسلما آوردن این آیه در ابتدای شیوه القائ وحی به رسول اکرم پیام مهمی دارد. خداوند به محو شدن ستاره در سیاهاله قسم یاد میکند که اولا وحی حقیقت دارد و دوما از همین شیوه فیزیک کوانتومی برای نزول وحی استفاده شده. چرا که سیاهچاله ها به محدوده علم کوانتوم مربوط میشود. تاکنون کسی به این قسم وچرائی آن وارتباط آن با وحی به رسول اکرم(ص) توجه نکرده اند.این آیه جزئ شیوه نزول وحی بشمار میآید این جا سیاهچاله و کرم چاله نکات کلیدی بحث وحی به رسول اکرم است. خداوند ابتدا نکات کلیدی بحث را بیان میکند برای تشحیذ ذهن و سپس به مطلب خود میپردازد.آیات بعد را پی میگیریم

مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى- که رسول خدا نه گمراه است و نه در مانده
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى – واز روی هوی وهوس یا تخیلات ذهنی سخن نمی گوید(خواب نمی بیند)
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى- این یک وحی است که ابلاغ شد-وحی است که به او وحی شد.تاکید برواقعیت امر و در بیداری دارد. 
حال این وحی چگونه صورت گرفت و شیوه ابلاغ چه بود. اینجا نیاز به تفکر و تعقل است. حمل کننده این پیام و ساختار مادی آن چیست و چطور پیام به دل حضرت نشست.


عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى-یک نیروی فوق العاده قوی و فشرده به او یاد داد. این نیرو مسئولی دارد که جبرءیل است. مدیریت انجام آن با این ملک است ولی نیروی بسیار قوی و فشرده و شدید القوی است. البته در آیه تنها به نیروی شدید القوی اشاره کرده و در آیات دیگر به ملائکه ابلاغ وحی به رسول اکرم(ص) اشاره شده. نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‌ قَلْبِكَ- حال خصوصیات این نیرو چیست؟


ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى-نیروئی که در دو افق رویداد مستولی و مسلط بود. مره به معنی مسیر و گذرگاه هم ذکر شده (تفسیر المیزان) در جهان مادی تا نزدیک رسول اکرم امتداد دارد در حالی که اصل آن در عالم ماوراء جهان مادی یعنی عالم غیب قراردارد. همزمان ذومره است. گذر گاه عالم غیب و گذرگاه جهان مادی .


وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ‌در حال که اصل آن در افق اعلی قرار داشت وافق اعلی عالم غیب است. این عالم غیب کجاست ،جایی که ستاره در آن محو و نابود میشود یعنی از نظر علم فیزیک محدوده ای که جهان مادی از آن نشات گرقت پلانک یا زینگولاریته کیهانی محدوده ای است که کیهان از هیچ ابداع شد از زینگولاریته یا به عربی از احدیت سر چشمه گرفت یعنی محدوده خدا که صمد است و احد . ستاره در فشردگی سیاهچاله محو میشود یعنی به خدا میپیوندد وهیچ میشود یعنی دیگر تعریف ماده را ندارد. بر میگردد به اول مره. پس شدید القوی نیروئی است که قوی و فشرده است هم زمان در دو افق رویداد قرار دارد. زمان ومکان برآن مستولی نیست در حالی که اصل آن در افق الاعلی است تا نزدیکی پیامبرآمده.


ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى وسپس به حضرت نزدیک شد .همچنان آمد تا نزدیک حضرت رسید.


فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى-تا به نزدیکی او رسید که تنها باندازه یک کمان با او فاصله داشت. از افق اعلی تا نزدیک رسول اکرم. میلیارد ها سال نوری درازای این ریسمان اطلاعاتی است و پیام خداوند در برهه ای از زمان به رسول اکرم(ص) با شیوه خاصی ابلاغ میشود که در دل حضرت ذخیره میشود و یا مینشیند. این ریسمان مخابراتی و انتقال داده الهی مسلما نمی توانتد از جنس ماده باشد. محدوده کوانتومی بر آن حاکم است و این ریسمان از نوع کرمچاله است ،همان کلمه کلیدی نهفته در وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى. قسم به ستاره چون محو و نابود میشود. فیزیک دانان مفهوم این واقعه را خوب درک میکنند.


فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى- دراین حال وحی که باید ابلاغ میشد انجام شد. از این فاصله به اندازه یک کمان اطلاعات از ریسمان کوانتومی به وجود مبارک حضرت منتقل شد. گیرنده این اطلاعات روح است که آنهم از سنخ امر خدا است .بنابراین خداوند متعال میخواهد به ما نکات ظریفی را در نزول وحی بیان کند.


اول این یک واقعیت است که در جهان مادی اتفاق افتاده و
دوم خداوند از ابزار کوانتومی که رابط جهان مادی و جهان مافوق مادی افق الاعلی است استفاده کرده است.
سوم در بیداری است نه خواب وتخیلی


اینکه در روایات واحادیث بیان شده که حضرت در زمان دریافت وحی دچار حالات روحی خاصی میشدند دقیقا فاصله این ریسمان به اندازه یک کمان تا بدن حضرت این تحولات را ایجاد میکرده زیرا ریسمان حالت کوانتومی و فشردگی خاصی دارد که تماس با بدن به آن لطمه شدید وارد میکند و فاصله رعایت شده و انتقال داده ها به DNA بر بدن مادی تاثیر گذار است . بیان شیوه نزول وحی از معجزات علمی خداوند است .خلاصه آیات نزول وحی را مجددا تکرار میکنیم

اول اینکه عامل ارتباط با حضرت نیروی فوق العاده قوی بود شدید القوی بود .دوم اینکه پیام از ماورائ جهان مادی افق الاعلی به جهان مادی امتداد داشت و پیام را در یک لحظه ابلاغ میشود. این نیروی فوق العاده قوی و فشرده ذومره است همزمان در جهان مادی وجهان غیر مادی استیلا دارد .هنگام پیام رساندن سر دیگر آن ریسمان مخابراتی در افق اعلی است ولی پیام از این شدید القوی ثم دنا فتدلی همینطور نزدیک میشد .این مفهوم این آیات است که میتوان برداشت کرد. برای روشن شدن موضوع سری به فیزیک کوانتوم بزنیم که چگونه اطلاعات با سرعتی آنی میتواند از افق رویداد خارج از جهان مادی به هدف معینی رسانده شود.

شیوه نزول وحی بر قوانین طبیعت بنا شده است


این رویداد انتقال اطلاعات از جهان غیر مادی یا عالم غیب است به نقطه معینی در جهان مادی و توجیه کوانتومی دارد .سیاهچاله ها محلی هستند که اجزای مادی یک ستاره به جائی که زینگولاریته حاکم است بلعیده و در آن محو میشوند. زینگولاریه محدوده ایست که قوانین و تعینات مادی محو و نیست میشود.
ریسمان کوانتومی یا کرم چاله
دراین جا نیروی بسیار قوی و فشرده حاکم است بطوری که اگر نور در فاصله بسیار زیاد به آن نزدیک شود خمیده و در آن محو میشود. کرم چاله ها ریسمان های باریک و بسیار فشرده و دارای ابعداد زیادی است- برای وارد شده به این بحث باید سه موضوع اصلی علم کوانتوم را شناخت اول ریسمان های کیهانی دوم ، تنید گی کوانتومی یا وابستگی کوانتومی وسوم دور فرستی کوانتومی یا تله پور تیشن کوانتومی. موضوع جهان موازی ،ضد ماده ، مساوی بودن ماده و ضد ماده، ریسمان کیهانی ،موقع ایجاد ریسمان کیهانی وتنیدگی کوانتومی ، همه موضوعات ونظریات تآئید شده علمی هستند. فیزیک دانان واخترشناسان فیزیکی با این ها آشنا هستند. ریسمان های کوانتومی یک پدیده بسیار جالب در علم فیزیک است .ابتدا بصورت یک نظریه بروز کرد برای اولین بار در سال 1976 توسط کیبل فیزیک دان امپریال کالج لندن مطرح شد .و بعد از آن پنج تئوری دیگر از آن منشعب شد که همه در این زمینه ابراز شد و در باره ریسمان کوانتومی بحث میشد و کم کم ریسمان کیهانی از آن منشعب شد که ما بیشتر ریسمان کیهانی را مد نظر داریم .این تئوری در حقیقت تئوری سوپر ریسمان است که به ریسمان کیهانی نامیده شد و محل تجمع چهار قانون اصلی فیزیک است که باهم ادغام شده اند که یک مجموعه واحد را تشکیل میدهند .نیروی گرانش در چهارچوب تئوری کوانتومی عملا واکنش غیر گرانشی کوانتومی را از خود بروز میدهد. بر خلاف مدل استاندارد فیزیک ذره ای، در تئوری ریسمان کیهانی چهار نیروی اصلی طبیعت که جهان مادی را تشکیل میدهند بصورت ذره به مفهوم یک نقطه خود را نمایان نمی سازد، بلکه یک شیئ ( شیئ هم نمی توان اطلاق کرد چرا که مفهوم مادی دارد ) یک بعدی با حرکت لرزشی شاید کوانتومی ، این پدیده را ریسمان کیهانی می نامند .این ریسمان خودش خاصیت یا ماهیت تکینگی دارد . به زبان قرآن ماهیت احدیتی دارد یعنی محیطی که مستقیما از نور ذات خداوند منشا میشود مانند کیهان که از هیچ بوجود آمد و از نور ذات باریتعالی ب ایجادشد. یعنی حد فاصل جهان مادی و عالم غیب. این را علم فیزیک میگوید. زینگولاریته بر آنها حاکم است یا به فارسی تکینگی وبه عربی احدیت


در ماهیت احدیتی مختصات ماده حاکم نیست بسیط و فشرده یا صمد است . از همان محدوده پلانک در زمان ابداع کیهان به وجود آمد انشائ شده است درست قبل از باز شدن محدوده کیهان و قوانین فیزیکی ، نسبیت عام و خاص اینشتن و مکانیک کوانتومی در آن اعتباری ندارند چون در آن ماده وجود ندارد و زمان و مکان آن را فرا نمی گیرد. بسیار فشرده و تو پر است با چگالی فوق العاده زیاد واز این جهت علم آن را سیاه چاله دراز یا کرمچاله مینامد. باریکی آن باندازه یک میلیاردم بیلیاردم بیلیاردم متر است ده به توان منهای 31 متر . یک تسبیح را در نظر بگیرید که دانه های آن ذره بنیادی است منتهی این دانه ها بهم چسبیده اند .یک تونل بسیار باریکی در خود ایجاد میکنند و حرکت ارتعاشی خاص خود را دارند که بر فضای اطراف خود تاثیر میگذارد. ماهیت خاصی بر آن حاکم است ماهیت کوانتومی از نوع محدوده پلانک در اثر نوعی حرکت لرزشی خاص بر اطراف خود تآثیر کوانتومی میگذارد . ریسمان کیهانی که سر تسبیح آنطرف کیهان ته آن اینطرف کیهان .این ریسمان ها بسیار زیادند وهویت فضا را تشکیل داده اند آیه 7 سوره نازعات به این ریسمان اشاره کرده است


وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ قسم به فضا که ذات آن بر شبکه شبکه استوار است که شما در باره قرآن قول مختلفی (هر کس هر چه دلش خواست تفسیرمیکند) بیان میکنید(بگو) تا هر که از آن برگشته برگشته باشد. مرگ بر موضوع تراشان دورغین باد. مانند مخترع موضوع رویای رسولانه. کلمه واسمائ ذات الحبک در میان آیات موضوع قیامت بیان شده و اینجا هم خداوند به پدیده بسیار مهم جهان خلقت فضای شبک شبکه اشاره میکند که در قیامت در انتقال داده های کتاب مبین تقش موثری دارند این ریسمانها اطلاعات را بسیار سریع و آنی منتقل میکنند.به مقاله فیزیک کوانتوم و قیامت در قرآن مراجعه فرمائید .بنابراین مفهوم شدید القوی در انتفال داده ها روشن شد.


مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى-آنچه را دل دید انکارش نکرد. دل در اینجا خواسته است ابتدا چشم میبیند و دل میخواهد .چشم یقین بودن آنرا تائید میکند و دل میطلبد. دل در اینجا قلب گوشتی نیست معنی خواسته میدهد .در ادبیات فارسی دل خواسته است.
وشعر معروف فائز دشتستانی میگوید
بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد-هر آنچه دیده بیند دل کند یاد. میبینیم و سپس دلمان میخواهد.
دل قطعه گوشتی نیست که برخی مفسرین برای توجیه غلط آیه دل را دارای عقل دانسته اند و مرکز ادراک. آیات متشابه هستند و در ورای ظاهر کلمه مفهوم آن نهفته است. دل خواسته نفسانی است.
در آیه فوق میفرماید اطلاعات بر دل حضرت نشست ولی علی الرغم اینکه دیده وقایع را ندید ولی دل باور کرد. با دیده بصیرت ،دل وحی را باور کرد و برحافظه بلند مدت آن حضرت نشست.

کلمات در فاصله معینی از بدن تاثیر خود را بر ژن انسان میگذارد.شدید القوی میتوانست از افق رویداد آن را بر قلب حضرت بنشاند. موضوعات ظریفی در علم توارث و فیزیک کوانتوم است که علم دارد این ها ثابت میکند ولی لغویون قدیم در معانی کلمات در هزار سال قبل نمی توانستند تعریف واقعی را بیان کنند .معانی را باید با استعانت از علم روز در آورد. شدید القوی نیرو یا انرژی فشرده و قوی معنی میدهد.در آن زمان نیرو وانرژی و فشردگی و چگالی هنوز خلق نشده بودند ولی خداوند میدانست که این کلمات میشوند کلمات کلیدی دنیای شکوفائی علم. پیروان لغویوین قدیم که از علم هرمنوتیک غربی تبعیت میکنند البته آنها تابعین هستند وبنیان گذاران آن علم میدانستند که برخی کلمات در قرآن است که علم جدید مفاهیم آن را دارد بیرون میآورد.این مفهوم را به ما قالب کردند تا مقدمه ای باشد برای این تفکر که قرآن متعلق به همان زمان است. مانند آن فیلسوف محترمی که فرموده علم در امر دین کاربردی ندارد. کسی که با فلسفه عجین شده .علم میتواند ساخته و پرداخته های ذهنی آنها که بر خرافات بنا شده را درهم بریزد و لذا از علوم طبیعی گریزان هستند تا تزلزلی در ایمانشان رخ ندهد. متاسفانه بزرگورانی هم هستند که عقیده دارند علوم طبیعی در بیان دین کاربردی ندارد واین نتیجه تاثیر گذاری تفکرات غربی است.


أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى-آیا در آنچه او دیده جدال میکنید. آنچه دل آنرا دید یعنی به یقین باور کرد در باره آن جدال میکنید ( وآنرا رویای رسولانه میپندارید). گویا هم اکنون قرآن نازل شده وبه بحث های روز میپردارد.


وحی در سایر آیات هم داریم که برحسب مورد معانی خاص خود را دارند. وحی به مادر حضرت موسی، وحی به حضرت مریم(ع) که هر کدام مقاله مفصلی نیاز دارد. ما مورد وحی که اوامر و دستور خداوند به پدیده های طبیعی است دستوری که حشرات، زمین و آسمان بر اساس آن اوامر ادامه وبقائ دارند. آیه بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ. هنگامی که امری در دستور برنامه ریزی خداوند قرارگیرد میفرماید باش و میشود. در آیه زیر هم فقال لها و للارض بر دستور ابلاغی برای استواری بر یک هدف قانونمند صادر میشود. یقول وقال هم نوعی وحی هستند در قالب قوانین طبیت.


ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ‌ پس از خلقت زمین در دو دوره و برنامه ریزی اقوات(قدر فیها اقواتها که متاسفانه اکثر مفسرین محترم به اشتباه قدر را با خلق کردن معنی کرده اند) بر روی پوسته جامد زمین در چهار دوره به جو زمین که وجود نداشت میپردازد در حالی که دودی یعنی تیره و تار و مملو از غبار آتش فشان ها بود. و به سمائ زمین و زمین ابلاغ میفرماید در این وضعیت قرار گیرید و گرفتند. فقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِي- پس سمائ زمین که صیغه مونث دارد میفرماید پس آن را طی برنامه ریزی مدون زمان بر به هفت آسمان تبدیل کرد.این جا هم مفسرین قضاهن را خلق کردن معنی کرده اند که اشتباه زیان آوری برای قرآن است و ایجاد شبهه فراوان کرده اند) واوحی فی کل سمائ امر ها.در هر طبقه آسمان قوانین مربوط به خودش را وحی کرد. وحی اینجا ابلاغ قوانین و دستور العمل است که باید بر آن باقی بمانند. وحی در اینجا و وحی به رسول اکرم و وحی به زنبور عسل هر کدام تاویل خودش را دارد. زنبور عسل نمونه یک بند پایان است رفتار زندگی و فعالیت هر کدام بر اساس فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ است .برطریقی که خدا در نهاد شما گذاشته عمل کنید. هرکدام ماموریت خاصی برای بقائ حیات در زمین را دارند. بسیاری از بند پایان و حشرات بعد از جفت گیری نر وماده وظیفه نر تمام میشود ومیمیرد ونوع ماده تخم میگذارد در یک مرحله یا چند مرحله و میمیرد. تخم ها رها میشوند و نوزاد ها که از تخم بیرون میآیند.نه پدر دارند و نه مادر ولی به محض بیرون آمدن دقیقا برنامه زندگی خود را میدانند. امرخداوند فرماندهی رفتار زندگی را بر عهده دارد .ژن تنها اطلاعات آن را دارد ولی کی فرمان شروع زندگی را میدهد.در غیر حشرات این الگو وجود ندارد مادر نوزاد را تحت حمایت قرارمیدهد تا رشد کند و بتواند ادامه حیات دهد. دابه ریز جنبندگان هستند که ماموریت دارند با ملائکه بقائ حیات در زمین را تضمین کنند. دابه و نقش آن در تداوم حیات از نظر قرآن. به تصویر زیر نگاه کنید.

منظره بسیار جالب وگویا از بحث ما است. نوزاد های یک حشره از راسته سن ها همه از تخم بیرون آمده اند.دور پوسته شفیره خود حلقه زده اند ومنتظر فرمان هستند که هر کدام بار زندگی را به تنهائی به دوش بکشند واین تنها جشن تولد آنها است در کنار خواهر و برادر ها و پدر و مادری وجود ندارند. زندگی پر از فراز و نشیب و دشمن فراوان. آنها میدانند چکار باید بکنند و خداوند قاسلکی سبل ربک را به آنها ابلاغ کرده است وحیات این چنین با قدرت خداوند تداوم می یابد. شگفتی های قرآن را کشف کنیم و ذهن را از تصورات غلط در باره نشانه های طبیعت که در آیات متشابه بیان شده آزاد کنیم تا واقعیت های آن عیان شود در عصر علم وتجربههستیم وجوانان مسلمان ادله علمی برای اعتقادات خود میخواهند. تصورات ذهنی گذشتگان مورد مصرفش گذشته باز نگری در آیات متشتبه ضرورت زمان ما است .خداوند به همه ما توفیق درک واقعیت های قرآن راعنایت فرماید.سید محمد تقوی اهرمی 7 تیرماه 1398مصدف با سالگردشهادت حضرت امام (ع)صادق بنیانگذاز تدبر وتعقل در آیات قرآن

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آخرین نظرات ثبت شده

امارگیر سایت