ویژگی ها

سلاله من مائ مهین و پیدایش اولین نطفه حیات در زمین

مقدمه نوشتار


بسیاری از کلمات کلیدی در خلقت حیات و دورن آن انسان که در آیات متشابه در قالب تمثیل و تشبیه برای بیان یک واقعیت علمی و برای نسل های آینده بعد از نزول قرآن مطرح شده دارای معانی خاصی است . مفاهیم این کلمات در یک پدیده خاص ثابت است . سه اصل مهم در قرآن به ما کمک میکند تا معانی و مفهوم آیات متشابه را درست درک کنیم. اول جهان بینی قرآن در خلقت پدیده های طبیعی مانند کیهان، زمین حیات، نطفه، ماء، هفت آسمان، مرگ و قیامت و دوم درست معنی کردن کلمات کلیدی مربوطه. ابداع، بداء، خلق، فط، انشاء ، قدربا تشدید دال و قدر با سکون دال کلماتی هستند که پایه مفاهیم آیات متشابه بر آنها بنا شده است. سوم علوم طبیعی به عنوان ابزار تفسیر و تاویل آیات متشابه. قرآن و پدیده های طبیعی جدا از هم نیستند. این موضوع آنقدر با اهمیت است که خداوند متعال میفرماید. در حقیقت ما به تو سبع المثانی و قرآن عظیم را عطا کردیم وَلَقَدْ آتَیْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ-اینجا کلیک کنید


جهان بینی قرآن درخلقت حیات


شناخت جهان بینی قرآن به پژوهشگر چهار چوب مشخصی را میدهد که موضوعات مختلف در آیات متشابه را به کمک آن میتوان تاویل نمود .خداوند میفرماید ما کیهان راعبث و بیهوده و بدون برنامه نیافریدیم. هدف از خلقت کیهان ایجاد حیات در کره زمین وخلقت انسان است. آغاز حیات ازانبساط کیهان که ابتدای خلق ماده است شروع میشود وجالب است که حضرت ابراهیم میفرماید چرا خدائی که من را از ابتدای انبساط کیهان خلق کرده است را نپرستم فطرنی -قالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ - 56 سوره انبیائ-گفت پروردگار من رب سموات و الارض است و کسی است که آن را باز کرد و من از جمله شهادت دهندگان هستم. در آیه دیگر میفرماید-وَ مَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-چرا خدائی را که من را از انبساط کیهان آفرید نپرستم. سموات و الارض در اینجا به دلیل بیان کردن انبساط در آن منظور کیهان است که آنرا باز کرد. فطرنی معنی خلق کردن نمیدهد. معنی خاص و ابداعی و پر مفهوم قرآن است که دنیائی مطلب علمی در آن نهفته است. دانشمندان اخیرا زمزمه آنرا سر داده اند که حیات از آغاز خلق ماده شروع شده است. این یک وجه از جهان بینی قرآن در خلقت جهان مادی و حیات است. این موضوع را در مقاله خلقت کیهان درشش روز و جهان بینی قرآن مشروحا بیان شده است


ابداع، خلق، فطر،قدر و انشائ قضا


وقتی ما جهان بینی قرآن را بشناسیم معانی کلمات کلیدی درخلقت حیات را میتوانیم بدون مراجعه به نظر گذشتگان درهزار سال قبل از آیات قرآن و با استعانت ازعلوم طبیعی براحتی بیرون آوریم و نا همآهنگی در معنی این کلمات رخ نمیدهد که هر جا دلمان خواست فطرنی وخلق و قدر وغیره را همه خلق کردن معنی کنیم. در بسیاری از مقالات و حتی برخی تفاسیر تمامی این کلمات را خلق معنی کرده اند و تفاوتی بین آنها قائل نشده اند. ابداع ایجاد از عدم است و فقط کیهان وماده است که از عدم ایجاد شدند. خلق ایجاد از چیزی که وجود دارد و یک پدیده یک بار خلق میشود.نطفه فقط یک بار خلق شده است و نطفه در رحمها در حال حاضر دیگر خلق نیستند، بلکه باز آفرینی خلق است. انسان در پروسه حیات خلق های مختلفی را پشت سر گذاشته که همه جزئ سرنوشت خلقتی او است-قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ فَأَنَّي تُؤْفَکُونَ-34 یونس آیا از شرکای شما کسی هست که خلقت آغاز کند و آن را باز آفرینی کند. بگو فقط خدا است که خلق را آغاز میکند و سپس آن را باز آفرینی میکند.
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ این آیه بصراحت یعیده والیه ترجعون را از هم تفکیک کرده است تا مفسرین محترم یعیده را بازگشت به قیامت معنی نکنند. فاطر ایجاد از انبساط کیهان. قدربا فتحه ق و تشدید دال با برنامه ریزی ایجاد کردن و قدر با سکون دال و فتحه ق اندازه گیری. انشائ خلق و تداوم تکامل آن تا هدف مورد نظر.به عبارتی خلق و سرنوشت بعد از خلق آن که بهم پیوسته هستند میشود انشائ. انا انشائکم من الارض یعنی شما را ابتدا در زمین اولیه از نطفه آفریدم و سپس در زمین انشائ کردیم تا انسان شدید. و آدم اولین انسان بیرون آمده از انشائ است که نشائ آخری در قرآن نامیده شده است. قضا هم ایجاد کردن با برنامه ریزی مدون از پیش تدوین شده و این برنامه هنوز هم بر سرنوشت انسان حاکم است .مثلا وارد آب شدی و شنا بلد نبودی غرق میشوی سیستم بدن شما از کار می افتد ومیمیری و این یک قانون است که قضای شما است. اینکه خداوند متعال میفرماید مرگ دست خدا است همان قانونی است که مدون کرده و وقتی مردی قانون خدا اجرائ شده و قانون خدا هم خواست خدا است که مدون شده و در نهاد موجود زنده گذاشته شده.


حال معنی قدربا تشدید دال مثلا خداوند اقوات را در چهار دوره زمانی مقدرکرد. قدر فیها اقوات ها، خداوند اقوات را دربرنامه ریزی ایجاد کرد با لحاظ کردن مقدار معین مورد نیاز سلول های اولیه حیات در زمین اولیه. این برنامه ریزی زمان براست. اقوات پیش برنامه خلقت ژن یا نطفه اولیه حیات است. خلق الانسان من صلصال در یکی از این چهار دوره اتفاق افتاده. مفسرین قریب به اتفاق به غلط این برنامه ریزی را خلق کردن معنی میکنند و دو دوره خلق جو زمین که قرآن قضاهن نام گذاری کرده را جمع میزنند وبا خلق کیهان ادغام میکنند وشبهه می آفرینند.در صورتیکه قدر فیها اقواتها و قضاهن سبع السموات خلق کردن معنی نمیدهد. چرا در دو آیه پی درپی زمین در دو دوره خلق میشود ولی اقوات در چهار دوره مقدر وجو زمین که یکپارچه ویک طبقه بود در دو دوره قضاهن میشود.نیاز به مقاله جداگانه دارد.همه را خلق کردن و این طور معنی کردن باعث میشود ساختار جهان بینی قرآن در هم ریزید و تناقضات و شبهات خلق شوند. کلمات را به جا ودرست معنی کنیم تا بافت جهان بینی قرآن بهم نریزد.


مائ و نطفه و نقش آنها در خلقت حیات


نطفه را براساس نظرات گدشتگان آب مرد گرفته اند. قدما تصور میکردند که آب مرد به تنهائی ایجاد کننده جنین است و رحم زن فقط ظرفی در نظر گرفته بودند که فقط جای رشد جنین است. اکنون که علوم طبیعی واقعیت های نطفه و رشد جنین را کشف کرده اند سعی میکنند با دلائل غیر منطقی آنها را توجیه کنند وحاضربه باز نگری روی نظرات کهن گذشته نیستند چرا به آن نظرات علی الرغم غیر علمی بودن آن اعتقاد پیدا کرده و برباور خود نشانده اند که حاضرند قرآن را ازعلمی بودن بی اعتبار کنند جای سئوال است. مائ همه جا در قرآن معنی آب میدهد با فرمول H2O. مائ دافق، مائ مهین و سلاله من مائ مهین همه آب معمولی هستند. منی هم در اصطلاح عربی آب مرد است و آوردن آن در قرآن غلط است و ارتباطی با موضوعات قرآن ندارد.


مائ مهین آب کم است که جاری نیست بصورت بخار در دل سنگ رس است. دو دیدگاه برای فهم آیات متشابه درباره خلقت حیات و انسان درون آن وجود دارد.دیدگاه اول دیدگاه سنتی مبتنی بر نظر مفسران صدر اسلام که همه به ابن عباس ارتباط داده اند ودیدگاه دوم ارتباط دادن این آیات باعلوم طبیعی. نظردوم اولین بار توسط اینجانب مطرح شده ومقالات متعددی در این باره ارائه داده ام. کتاب خلقت انسان از دکتر سحابی بحث پیدایش آدم وتکامل را مطرح کرده ومن خلقت حیات اولیه در زمین اولیه را با آیات متشابه بیان کرده ام وکاملا مطابق آخرین نظریه های علمی روزاست. نظریه سنتی نطفه مائ مهین ، مائ دافق، قرار مکین علقه، مضغه را همه را از سه و نیم میلیارد سال قبل به زمان حال آورده اند و صحبت از آب مرد و رحم زن است. درحالی که طیق نظر اینجانب و با استناد به آیات قرآن وعلوم طبیعی مربوط به پیدایش اولین نطفه حیات در زمین اولیه است. گذشتگتن بر نظر اول تاکید دارند و تمامی مفسرین هم به آن نظرات تمایل دارند ودلیل آن هم بی اطلاعی ازعلم زمین شناسی مدرن واعتقاد بر این اصل که علوم طبیعی در امر دین کاربردی ندارد. اشکال نظریه سنتی القائ این نکته است که قرآن تنها به زمان گذشته تعلق دارد وهر آنچه لغویون قدیم گفتند مقبول است ولو باعلم تناقص داشته باشد وعقیده دارند علم ممکن است اشتباه کند. این تصور را ندارند که گذشتگان که با علم روز آن زمان تقسیر کردند هم میتوانند اشتباه کرده باشند.


سلاله و مفهوم آن درطین ومائ مهین


سلاله به معنی چکیده ویا چیزیکه ازچیزدیگر منشائ میشود. مثلا لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون .حما مسنون در صلصال شکل گرفته است ومیشود سلاله صلصال. صلصال درایجاد حما مسنون نقش کاتالیزاتورداشته است. نسل هم میتواند سلاله باشد.از نظر علمی ترکیباتی همراه با بخار آب جذب سنگ رس داغ شده واین ترکیبات در درون لایه های سنگ رس که شرایط برایش مساعد بوده با از دست دادن آب واکنش مونومر ها به پلی مر ها انجام شده و حما مسنون در درون لایه سنگ رس رسوب میکرده. ژن ها ملکول های زنجیره ای هستند که از قند ها، نوکلئوتیدهد وپروتئین ها طی چند مرحله با از دست دادن ملکول های آب تشکیل شدند .سنگ رس این واکنش ها را کاتالیزه میکرده تا ساختار تشکیلاتی ژن اولیه حیات شکل گرفت.اولین یصورت ژن RNAایجاد شد.دانشمندان به این ژن اولیه حیات نطفه میگویند. چرا نطفه زیرا موجود بعدی باید از این نطفه مستقیما ایجاد شود. بنابراین نطفه را آب مرد دانستن اشتباه بزرگی است. نطفه اولیه حیات نر و مادینگی نداشته است و در حال تکامل بوده است و قرآن آن را نطفه امشاج مینامد .نطفه ای که نر ومادینگی درحال ادغام بودند و نیازبه زمان داشتند تا تکامل یافته و جنسیت درآن قرارگیرد.نطفه اولیه هنوز جنسیت نر وماده را ندارد آوردن یعنی هنوز جنسیت در آنها خلق نشده بود ولی میتوانست برخی از خصوصیات موجود زنده را دارا باشد مثلا میتوانست بروش خاصی تکثیریابند، متابولیسم که یکی از خصوصیا ت موجود زنده است را نداشت. این ها باکتری های غیر هوازی بدون هسته سلولی وغشائ هسته ای بوده اند. ژن آنها مانند یک رشته کلاف در هم پیچیده در درون یک غشائ سلولی ساده قرار گرفته بودند. این باکتری ها با تاژک خود غذای آماده مثلا پروتئینهای شکسته وآماده موردنیاز خود را از محیط اطراف میکشیدند واستفاده میکردند. ساختار خود را ترمیم کنند. خداوند در قرآن این نطفه را نطفه امشاج نامیده، نطفه ای با ماهیت ادغام شده نر وماده که هنوز شکل نگرفته اند و باید دوره نبتلیه را یعنی تغییرات چند مرجله ای را پشت سر بکارند.نبتلیه این معنی را میدهد اورا از حالتی به حالتی ديگر و شکلی به شکل ديگر در آورده مشد تا به مرحله خلق بعدی تبدیل شود.

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا


نطفه امشاج را باید با آیه قبل تفسیر کرد. اینکه ما آیه دوم را بدون در نظر گرفتن آیه اول تفسیر کنیم نتیجه مطلوبی نمی دهد. آیه قبل تاکید میکند آیا بر انسان دورانی نگذشت که چیز قابل ذکر نبود.یعنی انسان در حال شدن بود ولی قابل ذکر نبود. زمانی قابل ذکرمیشود که اولین نطفه حیات که سنگ بنای انسان در طبیعت است ایحاد میشود وآن نطفه امشاج است وقبلا ترکیبات شیمیائی لازم و در حال انجام تشکیل واکنش های ملکولهای اولیه حیات بود. انسان داشت درون چهار دوره اقوات شکل میگرفت یعنی انس بود. حال باید ببینیم چهار دوره اقوات چه اتفاقاتی بروز داده است.و در کدام مرحله آن نطفه امشاج خلق شده است.
فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ؛ بدرتیکه ما انسان را ابتدا در خاک و سپس بصورت نطقه خلق کردیم.ذهن را باید از تصورات آب مرد و رحم زن خالی کنیم تا آیات الهی را درک کنیم. 


نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ -خداوند تمامی شرایط ایحاد حیات در کره زمین را فراهم کرد.شروع خلق ماده در اول انبساط کیهان شروع خلقت انسان است .کیهان باید ایجاد بشود و سپس انساط گردد و کیهان شش دوره خلق شود و زمین در دو دوره خلق شود سنگ رس که در داخل زمین داغ و مذاب قرار دارد و بخارآب جوشان اسیدهای امینه، قندها، نوکائوتیدها فسفات ها و گوگرد همه در بخار آب حل و در لایه های سنگ رس داغ تجمع میکردند.سنگ رس محیط مناسبی برای انجام واکنش های شیمیائی و خود نقش کاتالیزاتور را بازی میکرده. تمامی این واکنش ها در همان چهار دوره اقوات بر روی لایه بیرونی زمین و البته در سنگ رس ادامه می یافت و هنوز بارانی خلق نشده حرارت بالای نقطه جوش آب است .حرارت بالای درون سنگ رس انرژی لازم را برای انجام واکنش را در اختیار میگذاشت.همه این واکنش ها در خاک است.تا نطفه اولیه حیات در صلصال و از حما مسنون که در لایه های درون سنگ رس رسوب میکرده است .حما مسنون توده سیاه رنک مملو از ملکول های مونومر، پروئئین های مونومر و قندهای مونومر.این مرحله قبل از ایجاد نطفه است.
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ سپس نسل بعد از مشتقات مونومرها به پلی مرها تبدیل وبا از دست دادن آب دافعه به ژن اولیه که باکتری های بدون هسته و غشائ هسته ای که تنها دارای ژن ناقصRNA بوده است و این نسل بعد از بدائ خلق من طین است.
سلاله من مائ مهین میتواند دارای دو مفهوم باشد.اول رسوب حما مسنون که از درون سنگ رس ایحاد و سپس نسل بعد از آن در آب کم درون لایه های سنگ رس باقی ماندند تا حرارت به اندازه پائین آمد تا به زیر حرارت نقطه جوش آب قرار گرفت.آب جاری در اثر باران اولیه آن رسوبات را در آب قرار داد و حیات در آب شکل گرفت و نه از آب
دوم سلاله مائ مهین میتواند دو عامل Hو OH باشد که بحث بسیار مدرن و پیچیده ای است که داستان علمی مفصلی دارد که انشائالله به آن میپردازیم و این بحث قرآن جایگاه ظهور نفت را به بعنوان ضایعات فرعی خلقت حیات اولیه به عنوان نظریه جدید علمی مطرح میکند-سید محمد تقوی اهرمی تیر ماه 1398

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت