ویژگی ها

دابه الارض و واقعیتی در قرآن که به آن توجه نمیشود

 

مقدمه نوشتار


إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ-82 نمل
برای رسیدن به واقعیت یک مطلب باید دید نظر قرآن و جهان بینی آن چیست و دابه در قرآن باستناد سایر آیات به کدام موجودات گفته میشود. دواب در قرآن چند وجه معانی دارد . قرآن برای مطالبی که در قالب آیات متشابه علمی وپیش بینی وقایع آینده بیان فرموده کلید معنی آن را در آیه دیگری دارد. متاسفانه ما با یک دید از پیش تدوین شده وبر باور ذهنیتی ما نشسته وارد مطالعه قرآن میشویم ونا خود آگاه به نفع امنیه خود با نا دیده گرفتن سایر آیات به یک نتیجه میرسیم وجالب است که همه مفسرین ومترجمین در برخی آیات متشابه در خلقت انسان،سموات وسایر به نتیجه واحدی میرسند. اگر بیشتر تفحص کنیم منشائ این نتیجه روایتی است از ابن عباس ویا راویان صدر اسلام.آیا این روایات سندیت دارد.برای این منظورو با توجه به نظر علامه طباطبائی آیات قرآن را ملاک قضاوت قرار میدهیم قبل از وارد شدن به اصل مطلب اشاره داشته باشیم به مطلبی که علامه طباطبائی در کتاب قرآن در اسلام در مورد شیوه تفسیر قرآن به قرآن بیان فرموده.

این کتاب به قطع جیبی در کتابخانه خودم داشتم . نویسنده استاد علامه سید محمدحسین طباطبائی تاریخ انتشارمرداد ماه 1353 از انتشارات دارالکتب الاسلامیه تهران بازارسلطانی که عین مطالب عنوان شده از ایشان بدون دخل و تصرف خدمت خوانندگان تقدیم میشود.


" بعبارت دیگردر تفسیر آیات قرآنی یکی از سه راه را در پیش داریم
1-تفسیر آیه به تنهائی با مقدمات علمی وغیرعلمی که درنزد خود داریم
2-تفسیر آیه بمعونه روایتی که درذیل آیه از معصوم رسیده
3-تفسیر آیه با استمداد از تدبر و استنطاق معنی آیه از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایت در مورد امکان
طریق سوم همان روشی است که درفصل گذشته استنتاج کردیم وآن روشی است که پیغمبر اکرم(ص) واهلبیت او درتعلیمات خودبه آن اشاره فرمودند. چنانچه پیغمبر اکرم فرماید" وانما نزل لیصدق بعضه بعضا و امیر المومنین (ع) فرماید" ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض"
وازبیان گذشته روشن است که این طریق غیرازطریقه ایست که درحدیث نبوی معروف" من فسرالقرآن برایه فلیتوبوه مقعده من النار" هرکه قرآن را به رای و نظرخود تفسیر کند جای خود را درآتش درست کند. ازآن نهی شده است زیرا دراین روش قرآن به قرآن تفسیر میشود نه با رای تفسیر کننده.
طریق اول،قابل اعتماد نیست ودرحقیقت از قبیل تفسیربه رای میباشد مگر درجائی که با طریق سوم توافق کند
طریق دوم روشی است که علمائ تفسیردر صدراسلام داشتند و قرن ها رایج و مورد عمل بود (چنانچه درفصل های گذشته مذکورشد) وتا کنون نیز درمیان اخباریین اهل سنت و شیعه معمول به میباشد
طریقه ای است محدود دربرابرنیاز نا محدود، زیرا ما درذیل شش هزار و چند صد آیه قرآنی صدها و هزارها سئوالات علمی وغیرعلمی داریم. پاسخ این سئوالات و حل این معضلات را از کجا باید دریافت نمود؟
آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ درصورتیکه آنچه نام روایت نبوی میشود برآن گذاشت از طریق اهل سنت و جماعت به دویست وپنجاه حدیث نمی رسد گذشته از اینکه بسیاری از آنها ضعیف وبرخی از آنها منکر میباشند و اگر روایات اهل بیت را که از طرق شیعه رسیده در نظرآوریم درست است که به هزارها می رسد و در آنها مقدارمعتابهی احادیث قابل اعتماد یافت میشود ولی درهر حال در برابر سئولات نا محدود کفایت نمیکند. گذشته از اینکه بسیاری ازآیات قرآنی است که درذیل آن از طریق عامه و خاصه حدیث وارد نشده است. یا دراین مشکلات به آیات مناسبه باید برگشت که دراینطریقه ممنوع است؟
یا اصلا از بحث خوداری کرد ونیاز علمی را نادیده انگاشت ؟ دراین صورت ایه "ونزلنا علیک الکتاب تبیان الکل شیئ" سوره نحل آیه 89 با دلالت روشن تراز آفتاب خود چه معنی خواهد داشت. وجمله افلا یتد برون القرآن، سوره نسائ آیه 82 وسوره محمد آیه24 و آیه " کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکر اولوا الابواب سوره ص آیه 29 (ترجمه: کتابی است مبارک که برتو نازل کردیم برای اینکه آیاتش را تدبر کنند و ارباب عقول متذکرشوند) و آیه افلم یدبروالقول ام جائهم مالم یات آبائهم الاولین" (آیا این سخن را تدبیر نکرده اند یا بسوی ایشان چیز تازه آمده که بسوی پدران گذشته اشان نیامده بود؟ چه مفهومی خواهد داشت".


بنابراین براساس نظر علامه خود آیات قرآن دلیل محکم و واضحی است برای رسیدن به حقایق قرآن. باستناد آیات قرآن که ذیلا به آنها اشاره وبحث میشود انسان، چارپایان، پرندگان جزئ دابه بشمار نمیآیند موضوعی که در پایان نوشتار در توصیف دابه الارض در آیه 82 سوره نمل میخواهیم به آن برسیم.


معنی کلمه دابه در قرآن


تمامی آیاتی که در باره دابه مورد بحث وتحلیل مفسرین و مترجمین قرار گرفته را مرور وتجزیه وتحلیل میکنیم وچنین فرض میکنیم که در این مورد گذشتگان نظری نداده اند و میخواهیم از قرآن بفهمیم موضوع دابه چیست؟


وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ-38 انعام. هیچ دابه ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز میکنند نیستند مگر امت هائی مانند شما (انسان) هستند و ما در کتاب آفرینش هیچ چیزی را فرو گذار نکرده ایم و همه بسوی خداوند محشور میشوید. در نظام خلقت یا کتاب آفرینش تمامی موجودات دارای رده مخصوص به خود هستند مانند انسان که دارای نژاد، رنگ وخصوصیات خود در راسته خود جای دارند . پرندگان و سایر جانوران و بندپایان هم رده خود را دارند. در حقیقت به تعبیر قرآن هرکدام امتی برای خود هستند. در این آیه انسان و پرند گان از دابه جدا شده اند. دابه امتی هستند مانند امثال شما انسان یعنی شما جزئ آنها نیستید. در آیات دیگری که اشاره میکنم هم انعام هم از دابه جدا شده اند. حال چرا پرندگان اینجا مطرح شده و فلسفه آن چیست. دابه به معنی ریز جنبندگان یا بند پایان منظور است ( این مطلب را داشته باشید تا در آیات دیگر هم ثابت کنیم دابه بند پایان است البته اینجا در ردیف انسان و پرنده گان آمده بنابراین جنبنده ای جاندار است). بند پایان که 80 درصد مجموع کل جانوران روی زمین را تشکیل میدهند روی خاک، زیر خاک (تحت الثری) و در هوا شدیدا فعالیت میکنند ودر بقائ حیات در زمین نقش اساسی بازی میکنند. تمامی بند پایانی که دارای بال هستند ودر هوا پرواز میکنند همه دارای چهار بال هستند در برخی دوبال آنها تحلیل رفته ودر پرواز نقش ندارند ولی در کنترل پرواز موثرند وتنها پرندگان دارای دو بال هستند. تمامی جانوران که پرواز میکنند پرنده ها وبند پایان هستند وآیه این دو را جدا کرده تا دابه تعریف خاص خود را پیدا کند.حال به آیه بعد می پردازیم.
وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُور- و از انسان و تمامی جنبندگان و چارپایان با رنگ های مختلف خلق کردیم که مایه حیرت و تواضح دانشمندان از بین بندگان نسبت به خالق متعال میشوند که او عزیز وغفور است. این مورد آیه هم انسان و چارپایان از دابه جدا شده اند. در آیه زیر خداوند انسان رابه بد ترین دواب جنبنده تشبیه کرده است تشبیه کردن مشمول آن شدن نیست إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ .کسانیکه در بصیرت ودرک واقعیت ها کر وکور هستند وعقل خود را برای رسیدن به واقعیت کار نمیگیرند همانند دواب هستند.


وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير
خداوند تمامی دابه (بند پایان یا بی مهرگان) را در آب خلق کرد که از آنها برخی روی شکم میخزند و برخی بر روی دو پا و برخی روی چهارپا راه میروند و خداوند هر آنچه را بخواهد می آفریند که او قادر متعال است. این آیه که روند تکاملی جانوران را تذکر میدهد .همانطور که علم زیست شناسی و تکامل بیان میکند. خلقت انسان از توده سیاه حما مسنون و در سنگ رس گداخته و نسبتا سرد شده خلق شد و سپس بصورت باکتری های سه گانه بدون هسته و غشائ هسته ای مدت دو نیم میلیارد سال در آب دوره تکامل خود را سپری کردند تا جو زمین به هفت لایه تقسیم شد و اکسیژن لازم جو مساعد زندگی باکتری های هسته دار با غشائ هسته ای و ژن کامل در آب را ایجاد و باکتری های ایوکاریوت ها ظهور کردند و راه تکاملی خود را پیمودند و به اولین پر سلولی ها تبدیل شدند. از این پر سلولی ها گیاهان و جانوران دریائی و خشکی منشعب شدند و هنوز در آب قرار داشتند. اولین گروه که به خشکی راه یافتند بند پایان اولیه بودند که ابتدا حالت دوزیستی داشته و در کنار برکه ها و دریا ها زندگی میکردند. اشاره آیه فوق به این بند پایان اولیه است که خزندگان و پرندگان وسایر جانوران از آن منشعب شدند.ابتدا بر روی شکم میخزیدند و دومین گروه مهم پرندگان و دایناسور ها بودند که بر دو پا و سپس انواع چارپایان که بر روی چهار پا راه میرفتند و منهم من یمشی علی اربع و بعداز آنهم خداوند براساس خواسته و برنامه مدون خود یخلق الله مایشائ را پایه گذاری کرد که خداوند بر هر کاری قدرتمند و توانا است. اگر آین آیه را مطابق آخرین نظریه تکاملی علمی بررسی کنیم و از پوسته نظرات کهن بیرون آئیم و به خود آیات قرآن تفکر و تدبر و تعقل کنیم و تعصب بر باور خودمان نداشته باشیم دریچه نو در اندیشیدن دست می یابیم. بنابراین در اینجا هم دابه میتواند بی مهرگان اولیه باشند ریز جنبندگان و به استناد این آیه و تاریخه زمین شناسی بند پایان. آیه ای که تقریبا تمای مفسرین و مترجمین محترم استناد به انسان جزئ دابه است را از آن استنباط میکنند آیه زیر است.
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ-6 هود. هیچ جنبنده ( ریز جنبندگان ) وجود ندارند که روزی آنها بر خداوند  نباشد و او مکان آنها را میداند ( و بر احوال آنها آگاه است و همه در هارد دیسک بزرگ آفرینش برنامه ریزی شده). اینکه خداوند میفرماید من محل استقرار و حوزه فعالیت آنها را میدانم منظور حیوانات بزرگ و انسان نیست بلکه ماکرو و میکرو ارگانیسم های زنده درون دریاها و زیر خاک ها و جا هائی که هنوز انسان بسیاری از آنها را هنوز کشف نکرده. منظور خداوند این است که حتی میکرو ارگانیسم هائی که شما محل آنهارا نمی دانید هم رزق آنها را میرساند .تفکر و تعقل راه رسیدن به حقیقت است .با استناد به آیات قبلی این دابه هم مشمول انسان نمیشود. آیه بعدی هم ملاحظه فرمائید
وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَ الْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ- يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ.هر آنچه در سموات جو هفت طبقه زمین و در درون زمین از دابه و ملاکه وجود دارند بدون تکبر تسبیح و سجده خداوند بجای می آورند و از خداوند خوف دارند و ماموریت محوله را که به آنها واگذار شده انجام میدهند. اول تمامی مظاهر ماده اعم از جاندار و بی جان که بر فطرت خدائی خود استوار هستند و اختیاری بر تغییر آن فطرت ندارند تسلیم برنامه ریزی ذات باریتعالی هستند و در حال سجده .سجده یعنی تسلیم بودن در برابر خداوند.اتم ها بر قوانین جاریه که امر خداوند هستند استوارند بنابراین در حال سجده هستند.

در این آیه تاکید بر دابه و ملاکه شده دابه بند پایان هستند که با ماموریت محوله بقائ حیات زمین را به کمک اسباب طبیعت یا قوانین جاریه تضمین میکنند. نمونه آن زنبور عسل است که خداوند رفتار زندگی او را وحی خداوند میداند. بنابراین اینجا هم دابه بند پایان است در خدمت تداوم حیات. تا اینجا مشخص شد که اولا دابه بند پایان است و دوم انسان جزئ دابه نیست. آیه دیگری که اشاره به دابه دارد آیه زیر است
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ-61 نحل . اگر خداوند بخواهد بخاطر ظلمی که انسان میکند مواخذه کند هیچ جنبنده ای را در زمین باقی نمیگذارد ولی آن را تا زمانش فرا رسد به تاخیر می اندازد. هیچ جنبنده ای را باقی نمیگذارد یعنی حیات زمین را بر میدارد تا جائی که هیچ جنبنده ای باقی نمی ماند. اینجا هم دابه ریز جنبنده است و انسان جزئ آن نیست. این همه آیات روشن و واضح در معنی دابه در عجبم که چگونه مفسرین و مترجمین محترم نتوانسته اند در یابند که انسان جزئ دابه نیست . این موید آن است که نظر گذشتگان از آیات قرآن برایشان مهم تر است. ملاک نظر گذشتگان است نه تفکر و تعقل در آیات قرآن من از تک تک بزرگان اسلام عذر خواهی میکنم. قرآن باید برای ما ملاک باشد و مهم و این یک انتقاد صمیمانه است. در سوره سبا ایه 14 حضرت سلیمان بر عصا تکیه داده بود ومرگ او را فر میگیرد واطرافیان نمی دانستند که مرده است تا دایه الارضی عصای او را میخورد واو به زمین میافتد ودابه الارض هم حشرات معنی میدهد که زیر مجموعه بندپایان هستند. برخی از لغویون قدیم هم دابه رارا حشرات دانسته اند راغب-306:1412

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ -خداوند سموات (هفت جو زمین ) را خلق کرد بدون اینکه ستون قابل دیدن را را داشته باش ویا بر ستونی استوار باشد ودر زمین پوسته جامد وسخت را انداخت تا تعادل زمین را حفظ کند و هر نوع دابه را در آن پراکنده کرد واز سمائ جو زمین باران نازل کرد وگیاهان مختلف را رویاند. دابه اینجا هم بند پایان است که در سراسر خشکی های زمین پراکنده شدند گونه حشره خاصی که در ایران است در همه قاره ها مشاهده میشوند وچگونه پراکنده شدند از جمله سئوالات بیشمار زیست شناسی است.


دابه من الارض چه میتواند باشد

إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ-82 نمل در آیات قبل خداوند حضرت رسول اکرم(ص) را مورد خطاب قرا میدهد و میفرماید تو هرگز نمی توانی کلمات قرآن را به گوش مردگان و یا افراد کر برسانی و تو هدایت کننده کور دلان از گمراهی آنها نیستی و تنها دعوت تو به مومنین که تسلیم خواست خدا هستند میتوانی برسانی. آیه فوق جواب کافران است که میگفتند پس قیامت و عذاب که وعده داده ای چه موقع است. خداوند میفرماید زمانی که وعده داده شده محقق گردد دابه ای در زمین خروج میکند و سخن میگوید و تاکید میکند که مردم به آیات خداوند دیگر ایمان نمی آورند. در آیه ضمیر من در من الارض دو وجه معنی دارد "از "و "در، دابه در زمین خروج میکند یا از زمین خروج میکند که در زمین خروج میکند بنظر درست تر می آید. در آیات فوق در همه جا دابه را ریز جنبنده معنی کرده ایم.این را از سیاق آیه فهمیده ایم و این جا میتواند معنی جنبنده بدهد که سخن میگوید .سخن گفتن جنبنده یک مورد استثنائ است که خداوند بیان میکند و دانستیم که دابه انسان نیست. از طرف دیگر سخن گفتن مختص انسان است علمه البیان. در سخن او این یقین حاصل میشود که دیگر کسی ایمان نمی آورد- أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ-این علائم قیامت است و یوم العذاب این مفهوم استنباط میشود که پایان حیات انسان ها میخواهد رقم بخورد.آیا این قبل از ظهور مهدی موعود است یا بعد از آن از این آیه نمیتوان فهمید ولی میتوان حدس زد که بعد از ظهور حضرت است چرا که پایان هدایت مردم است. حال این دابه که جنبنده است و سخن میگوید و انسان نیست میتواند جنبنده بی جان باشد که با منطق آفرینش در تضاد است .پدیده ای است نو ظهور و ترویج دهنده پایان هدایت انسان. ابزاری است که قیامت را تسریع میکند.هاوکینگ در واپسین دم حیات خود هشدار داد که هوش مصنوعی و ربات های هوشمند که وظائف انسان ها رابرعهده میگیرند باعث پایان حیات انسان میشوند. ربات ها بجای انسان فکر میکنند و سازندگان آن ربات ها بی ایمانی را ترویج میکنند و این جنبندگان هوشمند ساخته دست انسان بمرور زمان انسان را از خلاقیت تهی میکند و انسان با دست خود خود رابه ورطه نابودی میکشاند و این میتواند تاویلی بر این آیه باشد. ظهور ربات های انسانی که سخن میگویند و راه میروند و تاکید میکنند با برنامه های متنوع که که هیج آیاتی که نشانه وجود خدا باشد دیگر وجود ندارد. همزمان تخریب محیط زیست ظلم ، دست بردن در خلقت خداوند و دستکاری ژن و تولید باکتری های دست کاری شده یرای استفاده در سلاح میکروبی و هزاران دلائل دیگر انقراض انسان را در پی دارد. فضای مجازی زمینه را برای انسان های مخالف اسلام فراهم و ردیف کردن روایات جعلی و خرافی به بهانه دفاع از اسلام ولی عملا تخریب اسلام است.و خداوند وعده برچیذن حیات را در آیه زیر داده است-یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فی‏ یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ-سجده5 - خداوند امر خود را در آسمان و زمین تدبیر میکند و این امر در روزی که به حساب سال های شما هزارسال است نزد خود بر میگرداند. وقتی خداوند امر فی مابین سمائ زمین و زمین بر دارد دیگر حیاتی وجود ندارد الف سنه همین سالهای خودمان است و در این دنیا رخ میدهد و ما آماده محو شدن حیات در کره زمین باید باشیم .ما در دوره آخرالزمان حیات زمین هستیم و سال های زیادی از این دوران گذشته و اثرات خود را بر روی اکو سیستم زمین به جای گذاشته و ما همه شاهد آن هستیم. خداوند انشائ الله عاقبت انسانیت را ختم به خیر گرداند. در پایان این دوره یوم العذاب ادنی است که در این جهان رخ میدهد. بالارفتن درجه حرارت زمین، زلزله های مداوم و آب شدن یخ های قطبی و وقوع سیل های مخرب دستکاری در ژنوم انسان و خلقت حیات که در آیه ای در قرآن شیطان وعده آن را به خداوند میدهد و خداوند هم میفرماید نتیجه آن را هم خواهید دید. و احتمالا ظهور مهدی موعود برای نجات پیروان و انسانیت هم میتواند آخر این دوران باشد.سید محمد تقوی اهرمی15 مرداد 1398

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت