ویژگی ها

داستان آفرینش در قرآن از دید علوم طبیعی بخش نخست آفرینش کیهان

 

مقدمه نوشتار


داستان آفرینش از ایجاد جهان مادی تا تحولات تکاملی موجودات زنده و ظهور انسان از نظر مذاهب توحیدی و قرآن فاصله شگفت انگیزی با علوم تجربی دارند تا آنجائیکه پاپ رهبر کاتولیک های جهان داستان خلقت کیهان و هفت آسمان و خلقت انسان داستان نوح و بسیاری موضوعات دیگررا رسما به عنوان خرافات و غیر علمی بیان کرد. ایشان این موضوعات را در کتب ادیان الهی تورات، انجیل و حتی قرآن را نیز غیر علمی و خرافات نامید. چرا ایشان قرآن را در کنار دو کتب الهی گذاشت وهمه را از دم تیغ خرافات وغیر علمی بودن گذراند. واقعیت چیست ؟ آنچه که در تورات وانجیل نگاشته شده به قضاوت تاریخ کلام خداوند است که با تصورات ذهنی انسان های قرون متمادی نقل قول شده واصالت دست ا ول بودن کلام خداوند را از دست داده است و بصورت افسانه های تاریخی در اذهان شکل گرفته و نسل ها  باصطلاح از سینه ای به سینه دیگری منتقل و با پیشرفت علم نگاشتن، ثبت گردیده است.

این موضوعات در این دو کتاب به اسرائیلیات معروفند ولی قرآن سندیت اصالت کلام خدا بودن را دارد و در آن شکی نیست ما در اسلام در مورد آیات متشابه که با علوم طبیعی سر وکار دارند دو مقوله جدا از هم داریم. تفکرات سنتی که ریشه در همین اسراییلیات دارد و آیات قرآن. تمامی شبهات ایجاد شده از تفکرات سنتی نشات گرفته ومخالفین و منتقدین به جای مطالعه آیات و مقایسه آن با علم موضوعی روز به علمای سنت گرا و تفاسیر کهن مراجعه میکنند و آن را عین نظر قرآن میدانند و ایراد میگیرند که حق دارند. آیات متشابه قرآن چیزی میفرماید و تفاسیر کهن چیز دیگری.

آیات متشابه موضوعات خلقت کیهان و خلقت انسان و موجودات را در قالب تشبیه و تمثیل بیان داشته و گذشتگان با علم روز تفاسیری را نگاشته اند و همینطور به نسل ما منتقل و دانشمندان اسلامی هم به دلیل ندانستن علوم طبیعی برای راحتی و پاسخگوئی همان ها را به این نسل منتقل کرده اند. این باعث شده که معاندین و مخالفین قرآن از عدم آگاهی نسل جوان از علوم مربوطه و آیات متشابه همان نظرات را عین قرآن بدانند و به محمد رسول الله (ص) و خداوند توهین روا دارند. ما مقصر هستیم و تاوان این تقصیر را نزد خداوند خواهیم  داد. و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و یتبع کل شیطان مرید. بحث و جدال بر سر موضوعی از راه تصورات ذهنی خارج از واقعیت و علم، مثال بسیار فراوان است. یک نمونه از آیات را بررسی میکنیم معنی اصلی آیه  و تصورات ذهنی و بعد به داستان خود میپردازیم. ایه 38 سوره انعام

نمونه یک آیه برای مثال


وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَ لاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ. دابه در زمین و پرندگان که با دو بال در هوا پرواز میکنند هر کدام امت هائی مانند شما انسان هستند. اینطوردر کتاب آفرینش طراحی شده است. این آیه بطور واضح بین انسان و پرنده و دابه از نظر گروه بندی تفکیک قائل شده است. یعنی انسان جزئ دابه نیست. پرندگان نیز و در آیه دیگر انعام هم جزئ دابه نیستند. یعنی انعام نماینده پستانداران و پرندگان و خود انسان هر کدام برای خود امتی هستند به زبان علمی هر کدام رده بندی خاص خود را دارند.

همه هم با هم محشور میشوید. این آیه بسیار مهم به انسان خطاب میشود و هشدار میدهد که سایر حیوانات و روی دابه تاکید میفرماید هر کدام از موارد اشاره شده در آیه در طبیعت جایگاه خود را دارند و از حق مسلم زندگی سهمیه دارند و توی انسان این حق را برسمیت بشناس. بطور مثال سگ ها و حیوانات مشابه هم مانند انسان حق حیات و سهمیه خود را دارند. حال توی انسان که مسلط شده ای و جنگل و محدود زندگی آنها را تخریب کرده ای و به محدود تو پناه آورده اند. آنها را علنی و غیر علنی از صفحه روزگار برمیچینی ولی همه در محشر در پیشگاه خدا حاضر میشوید و پاسخگو هستید. ما مطلب خودمان را از آیه بر میگزینیم. هر دانش آموزی که این آیه را مطالعه کند این موضوع به این سادگی را میفهمد که انسان جزئ  دابه و پرندگان نیست حال خودتان در تفاسیر و ترجمه ها مراجعه فرمائید. همه جا انسان را جزئ دابه بشمار می آورند. البته به استناد آیه دیگری که همین اشکال را تکرار میکنند. مگر قرآن آیاتی دارد که آیه دیگر را رد میکند و بین آیات هم آهنگی نیست؟ شبهات از این جا نشات میگیرد.

دابه در تکامل موجودات نقش دارد و یکی از زنجیره های اساسی آن است. وقتی یک زنجیره را اینطور از رده خارج کنیم تمامی بافت جهان بینی قرآن در باره مراحل  تکامل موجودات را خدشه دار میکنیم. چرا که در روایاتی انسان جزئ  دابه آورده شده و باید قرآن را طوری تفسیر کنیم تا با نظر گذشتکان تطبیق پیدا کند. بنابراین داستان واقعی آفرینش در قرآن با یک همچو دست انداز های تخریب کننده روبرو میشود. من عقیده دارم که تمامی آیات در باره داستان آفرینش یا سرگذشت آفرینش کاملا حساب شده و منطبق بر علوم طبیعی بیان شده و کاملا علمی و هیچگونه خرافاتی در آن وجود ندارد. بنابراین روشی که من برای شرح داستان آفرینش انتخاب کرده ام ، استناد به آیات متشابه قرآن و مقایسه با آخرین دست آورد های علمی روز است. این تنها یک نظر است برای ارائه به محققین محترم. فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ .در بین داستان هر جا در قرآن به موضوعی اشاره فرموده به آیه مربوطه اشاره میشود.


آغاز و اهداف آفرینش


داستان ما از ضرب المثل شیرین فارسی شروع میشود. یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچی نبود. خداوند اراده اش بر آفرنش کیهان قرار گرفت و قبل از ایجاد آن دارای هدف مشخصی بود. خلق شب و روز و ایجاد حیات در کره زمین. حیات بدون آب  و شب و روز و جو زمین امکان پذبر نیست. بنابراین برنامه و طرح و مدیریت او بر ایجاد آب قرار داشت.
و هو الذي خلق السموات و الارض في ستّة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً - خداوند است که کیهان را در شش دوره خلق فرمود درحالی که طرح و برنامه و مدیریت او بر آب بود برای اینکه شما را بر بهترین عمل بیازماید. ليبلوكم ايّكم احسن عملا هدف آفرینش حیات و درون آن انسان بر اساس تکامل که احسن عملا است. با این هدف خدا دست بکار ایجاد جهان مادی از هیچ شد. بدیع السموات و الارض فاذا قضا امرا فانما یقول کن فیکون. هیچ، مفهم مادی است ماده و تعینات آن وجود ندارد همه جا انرژی ناب حاکم است و این نورعلی النور است انرژی ما فوق انرژی ها- خلقت کیهان ازهیچ از نظر علم وقرآن- سپس این هیچ در نقطه ای فوق العاده چگال و تو پر و صمد بروز کرد از نظر اندازه فوق العاده کوچک متمایل به هیچ، در حدی که بتوان هیچش نامید نورناب، ماورائ ماده است از ذات خداوند سرچشمه میگیرد و صمد و توپر است مختصات ماده در آن جائی ندارد علم آنرا زینگولاریته ی نامید که به عربی میشود احدیت و احدیت از زینگولار نشات گرفته از احد و هر دو صفت ذاتی خداوند است. قل هو الله احد الله الصمد-ماده تو خالی است و توپری که صمد باشد نفی تو خالی است جهان مادی از انرژی ناب و از چگالی مطلق که نه مکان داشت و نه زمان شروع به ایجاد میکند.

تمامی ذرات بنیادی در هم تنیده بودند و ماهیت مستقلی نداشتند. این هیچ به یک باره باز میشود و یا منبسط میگردد. فطرهن میشود و در کسری از ثانیه از نقطه ای ریز به اندازه هسته اتم با بزرگی وسعت میلیاردها سال نوری توسعه می یابد. فاطر السموات الارض خداوند باز کننده کیهان-انبساط کیهان-آغاز انبساط کیهان آغاز خلق ماده است و همزمان آغاز خلقت حیات. این نظر قرآن است یک نظریه ای کاملا فراتر از علم و زمزمه این نظریه در بین برخی از دانشمندان آغاز شده است. فطرنی شروع خلقت انسان است. قال بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ -56 سوره انبیائ-بگو خدای من کسی است که کیهان را فطرهن کرد بازش کرد و من از جمله تصدیق کننده ها هستم. بنابراین اولین کسی که به نظریه انبساط کیهان رای مثبت میدهد حضرت ابراهیم است. این آیات تشبیهی قرآن مفاهیم عالیه ای در خود دارد که تفکر و تعقل راهگشای آن است. این را خدای محمد(ص) فرموده. آقایان سروش و معاندین توجه فرمایند.


قَالَ إِبْرَهِیمُ لاَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ - إِلا الَّذِی فَطرَنی فَإِنَّهُ سیهْدِینِ ابراهیم به پدر و قومش گفت چرا کسی را پر ستش نکنم که من را از فطرنی ایجاد کرد. وَ مَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإ ِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-چرا کسی را پرستش نکنم که مرا از آغاز انبساط  کیهان آغازید. مفسرین محترم فطرنی را خلق کردن معنی کرده اند. چیزی وجود نداشت که از آن خلقی صورت گیرد. هر کلمه معنی خودش را دارد. وقتی هیچ باز شد، میشود آغاز خلق ماده و ماده امکان تحرک می یابد، ذرات بنیادی پا به عرصه وجود گذاشتند و اینجا خداوند به خلق کیهان از ماده و در شش دوره اشاره میکند. بنابراین ابتدا فشردگی ابداع شد و سپس آنرا فطرهن کرد و قوانین چهار گانه فیزیک دقیقا بعد از انبساط کیهان در آن قرار داده شد.


الحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولي أَجْنِحَةٍ مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلي کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير .سپاس مخصوص خدائی است که کیهان را باز کرد و همزمان ملائکه را به عنوان پیام رسان بصورت نیرو های دو گانه، سه گانه، و چهارگانه در آن قرارداد. بال تشبیه نیرو میدهد. دقیقا آنچیزی که علم میگوید که با آغاز انبساط محدوده هیچ، قوانین چهارگانه مادی در جهان باز شده قرار گرفت. اکنون مواد اولیه برای خلق کیهان آماده است. حرارت بسیار بالا است و به مرور سرد میشود و با سرد شدن حرارت در هر دوره خاصی اتفاقی مهم رخ میدهد مثلا ابتدای انبساط ماده و ضد ماده برابر بودند به محض شروع انبساط ماده کیهان را و ضد ماده جهان مادی موازی با آن را میسازد و این نظر قرآن با نظر علم تفاوت دارد. نظریه علمی میگوید ماده و ضد ماده همدیگر را نابود کردند ولی ماده کمی بیشتر از ضد ماده بود و کیهان را ساختند. ما وارد اختلاف علم و قرآن نمیشویم. دانشمندان دارند وارد این بحث میشوند. نظریه قرآن دارد جا باز میکند. فعلا منظور ما مراحل خلقت کیهان در شش دوره است. پرفسور واینبرگ دانشمند برجسته فیزیک و برنده جازه نوبل فیزیک این شش دوره را در سه دقیقه اول مطرح کرده است وبرخی دانشمندان اخیرا این دوره ها را تا استقرار ماده میدانند و آنها هم مراحل را شش دوره میدانند. ابتدای کیهان که ماده و ضد ماده همدیگر را ازبین میبرند را دوره اول ایجاد کیهان در شش روز میدانند. دوره دوم استقلال کوارک ها است که نیروی هسته ای قوی به یاری آنها میشتابد. در حقیقت کوارک ها بصورت آزاد هستند. با پائین آمدن حرارت کوارک ها با هم متحد میشوند و هادرون ها به وجود می آیند یعنی ذرات بنیادی سخت یا پایه ساختاری هسته اتم و این مرحله یا دوره سوم دوره هادرون ها است. دوره چهارم ایجاد هسته های اتم ئیدروژن و هلیوم به نسبت 75 درصد ئیدروژن و حدود 25 درصد هلیوم و در صد بسیار کمی هسته اتم سایر عناصر است. بعد از سپری شدن حدود سیصد تا چهار صد هزار سال محدوده اشعه است که دوره پنجم است، حرارت به نقطه ای میرسد که حاکمیت کیهان در اختیار اشعه و در کنار آنها هسته بدون الکترون دو عنصر فوق. فوتون ها و الکترون ها در هسته اتم های هلیوم و ئیدروژن قرار میگیرند و اتم های این دو عنصر را به وجود می آورند  در حقیقت تشکیل اتم ها از هسته اتم های ئیدروژن و هلیوم است دوره ششم مرحله استقرار ماده است. کیهان ایجاد میشود و ساختار تشکیلاتی آن کامل میشود. حرارت کیهان در این لحظه حدود 3000 درجه است. از نظر قرآن کیهان در شش دوره خلق میشود یعنی خلق کیهان پایان می پذیرد و دیگر خلقی در کیهان وجود ندارد به جز خلق حیات که به آن اشاره میشود که هدف آفرینش در قرآن است. یک مجموعه: شب و روز، ماه و خورشید است. کهکشان ها با همجوشی هسته ای و در اثر فشردگی ماده و بالا رفتن درجه حرارت از دو اتم هلیوم و ئیدروژن به وجود می آیند ولی خلق محسوب نمیشوند. مسخرات بامره ای هستند. چگونه ماده که در فضای نا متناهی پخش شده اند و فاصله آنها چندان نزدیک بهم نیستند و درجه حرارت هم در فضا چندان بالا نیست بهم میپیوندند و هسته کهکشان ها را تشکیل میدهند هم از مسائل حل نشده نظریه خلق کهکشان ها است. علم میگوید غبار کیهانی دور هم جمع شده و فشرده شده و شرایط حرارتی برای هم جوشی هسته ای فراهم میشود. چگونگی جمع شدن هنوز برای علم مشخص نیست. قرآن عامل مهم را سیاه چاله میداند و در آیاتی به آن اشاره کرده است. جایگاه ستارگان مشخص و از پیش تعیین شده است و دقیقا در این مواقع النجوم ستاره ها شکل میگیرند. فلا اقسم بمواقع النجوم. خداوند به این جایگاه قسم یاد میکند و این بدین معنی است که ستارگان در جایگاه های بخصوصی تشکیل میشوند و برای تشکیل شدن هم نیروی جذب کننده فوق العاده قوی میخواهد که تمامی غبار ها را در فاصله دور تر هم بتواند بصورت گردابی جذب و فشرده سازد و حرارت بالا رود و شرایط همجوشی فراهم شود. به مقاله سیاهچاله و تعریف علمی آن در قرآن مراجعه فرمائید.
تشکیل منظومه شمسی وآغاز خلقت حیات


همانطور که اشاره رفت هدف آفرینش جهان مادی باستناد و کان عرشه علی المائ خلقت حیات در کره زمین و درون آن انسان است که نزد خداوند متعال از اهمیت ویژه ای بر خوردار است که در آیه زیر هم بلا فاصله بعد از خلقت کیهان در شش روز و ثم الستوی علی العرش ( بعد از خلق کیهان در شش روز به مدیریت و برنامه ریزی آن میپردازد) به شب و روز و تکرار آن اشاره میفرماید. گردش شب و روز، خورشید وماه و ستارگان را با امر خود به تسخیر خود در می آورد. امر و خلق لازم وملزوم یکدیگرند. ماده و انرژی که قوانین جاریه اتصال ماده اند خلق هستند و برنامه ریزی و فرماندهی آن امر است و با امر خود کیهان را سر و سامان میدهد.

نرم افزاری که تمامی حوادث ایجاد کهکشان ها بر آن اساس انجام میشود. نکته مهم در قرآن هنگام صحبت از خورشید و ماه از شب و روز بجای زمین استفاده می فرماید ماهیت حیات زمین به این گردش وابسته است. خورشید و ماه اساس برپائی حیات در کره زمین ولی شب و روز در برگیرنده حیات هستند و هفت جو زمین و گردش زمین بدور محور خود و کج بودن محور گردش زمین از خط عمودی بقائ و لازمه حیات است. حیات مد نظر قرآن است.  بنابراین کره زمین و شب و روز یکسانند. کسانیکه شش دوره خلق کیهان را تا زمین و درون زمین میکشانند، در این آیه تفکر نکرده اند. ثم الستوی بعد از اتمام خلق کیهان است. خداوند ابتدا خلق میکند وسپس  فسوی ( سرو سامان دادن) آن میپردازد .الذی خلق فسوی، والذی قدر فهدی خلق کرد و سر و سامان میدهد- برنامه ریزی کرد و سپس هدایت میکند.


ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثمّ استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً و الشمس و القمر و النجوم مسّخرات بامره، الا اله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين-خداوند و رب شما کسی است که کیهان را در شش دوره آفرید و سپس به مدیریت آن میپردازد شب را بر روز میپوشاند و این دو شتابان در پی یکدیگرند یعنی سیستمی است چرخشی و چرخشی بودن آن در ذات شب و روز است يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً و عاملی که آنرا ایجاد میکند در کره زمین است نهفته نه در خورشید، چرا که جمله قطع و به خورشید و ماه و ستارگان اشاره میفرماید که به امر خداوند مسخر شده اند همینطوری ول و سرگردان نیستند و تصادفی هم به وجود نیامده اند صاحب دارد که با امر (نرم افزار فرماندهی الهی) خود آنها را نظارت میکند. خلق کرد یعنی خلق کیهان تمام شد ولی سر و سامان دادن آن ادامه دارد. برنامه ریزی کرد وهمچنان به هدایت آن میپردازد.
و هو الذی خلق الیل و النهار و الشمس و القمر کل فی فلک یسبحون-انبیاء-33


و او کسی است که شب و روز (زمین) و خورشید و ماه را خلق کرد و هر کدام در مدار خود شناورند. هر سه دارای حرکت مشابه ای هستند. اگر بر مبنای شب و روز یعنی دور محور خود میچرخند در نظر بگیریم حرکت چرخشی بدور محورخود هر سه دارای این حرکت هستند و اگر شب و روز را کره زمین بگیریم باز هم هر کدام درمدار خود حرکت دارند. حرکت زمین و ماه در مدار خورشید و حرکت خورشید و سیارات آن بدور مرکزیت کهکشان راه شیری. تمامی ستارگان و سیارات دارای دو حرکت دور خود و دور مرکزیت خود هستند. خورشید هم دور مرکزیت کهکشان راه شیری میچرخد و هم دور محور خود. موضوعی که اینجا مطرح میشود و ما در بالا اشاره کردیم که دیگر بعد از خلقت کیهان در شش روز خلقی صورت نمیگیرد. مورد استثنائ ایجاد حیات است که لازمه اش خلق منظومه شمسی است. حیات مانند زمین در کیهان وجود ندارد. به مقاله لیس کمثله شیئ در باره خداوند نیست مراجعه فرمائید.


ما برای اینکه به موضوع مهم آفرینش حیات وچگونگی خلقت انسان که بحثی جالب و طولانی است به آیات 9 الی 12 سوره فصلت اشاره میکنیم که خلقت زمین را به آغاز حیات در زمین وصل میکند بسنده میکنیم. ادامه مطلب را لطفا در قسمت بعدی- داستان آفرینش درقرآن از دید علوم طبیعی بخش دوم آفرینش حیات ملاحظه فرمائید. ما سعی میکنیم همراه زمان رخداد ها را دنبال کنیم از آغاز پیدایش کیهان تا کنون 13/8 میلیارد سال گذشته است. به عبارتی 4/6 میلیارد سال قبل از این زمان تا کنون رخ داد های بیشماری پیدایش حیات را رقم زده اند وهر کدام در زمان خاص خود و خواهیم دید که تمامی آیات دقیقا با علم زمین شناسی و زیست شناسی مطابقت دارد.

در صورتیکه ذهن را از نظر دانشمندان در گذشته دور خالی کنیم و صرفا به آیات قرآن وعلم روز توجه نمائیم. اینکه برخی برای توجیح و تثبیت نظر گذشتگان میگویند علوم تجربی و نظرات علمی احتمال تغییر دارند و نباید قرآن را با علم روز سنجید مگر گذشتگان آیات متشابه را با علم روز 1300 سال قبل مقایسه نکردند که آثارش امروزکه باقی مانده باعث گمراهی و شبهه فراوان شده است. گذشتگان آیات متشابه را با علم روز مقایسه کردند و ما هم همان کار را انجام دهیم.با این تفاوت که در زمان قدیم علم بسیار کوچک بود ویک فرد میتوانست در تمامی زمینه های علمی صاحب نظر شود. آیا امروز هم میتوانیم در همه زمینه ها صاحب نظر باشیم؟ سید محمد تقوی اهرمی 14شهریور 1398

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت