ویژگی ها

داستان آفرینش درقرآن از دید علوم طبیعی بخش دوم پیدایش زمین

 

مقدمه نوشتار


در بخش نخست این داستان به جهان بینی قرآن در آفرینش کیهان اشاره شد. براساس آیات متشابه قرآن که در بخش نخست اشاره شد خداوند کیهان را که خلق کرد طرح وبرنامه او بر ایجاد آب قرار داشت. آب پایه خلق حیات است وحیات هم پایه خلق انسان و پایه و اساس خلق حیات هم در جو هفت طبقه زمین است. فاکتور های بیشماری از نظر علم این موضوع را اثبات میکند. قرار گرفتن طبقات جو زمین روی هم و قوانین و فاکتور های درون آن و فاصله دقیق و برنامه ریزی شده خورشید از زمین و کج شدن محور عمود بر گردش مدار دور خورشید به میزان 23 درجه و تثبیت و نگه داری آن حیات را بقائ میبخشد و جو حیات را درون خود با سقف خود از تشعشعات نور خورشید، امواج الکترومغناطیس، باد های خورشیدی و نفوذ شهاب سنگ های بیشمار که قرآن آن را شیطان مارد نامیده است محفوظ نگه میدارد. کوچکترین انحرافی در اندازه این فاکتور ها حیاتی شکل نمی گرفت.همه این موارد را علم بیان داشته است. قرآن جو هفت طبقه زمین و زمین را که لازمه حیات است را سموات الارض و برخی موارد سبع السموات و در بسیاری از آیات سمائ نام برده است و خلق آن را از خلق حیات و انسان مهم تر بیان فرموده-


أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا - رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا –آیا آفرینش شما مهم تر است یا آسمانی را که بنا نهاد و سقفش را بالا برد و آن را سر و سامان داد. خداوند پایه خلقت حیات را از آغاز خلق ماده میداند از ابتدای انبساط. فطرنی ایجاد کردن از انبساط کیهان است. بنابراین کره زمین محل سکونت انسان و آزمایش او است و تمامی شواهد در جو زمین و زمین را خداوند به عنوان آیات و یا نشانه های خود به ما تذکر میدهد. دنیا محل اعمال انسان است و آخرت محل امتحان دادن. ربط دادن سموات و الارض و سمائ به دنیای خیالی بیرون از زمین ناشی از بی اطلاعی از جهان بینی و فهم قرآن است ما در جهان مادی مجردات نداریم.

بنابراین در داستان ما بر اساس علم و قرآن از این به بعد سموات والارض جو زمین است. آیات بیشماری این موضوع را ثابت میکند. اینکه خداوند در آیه ای بیان فرموده که میوه بهشتی برای حضرت مریم فرستاده موردی ماورائ جهان مادی نیست اراده خداوند بر هر چیزی قرارگرفت از طریق امر خود آن را در جهان مادی اجرائ میکند. علم کوانتوم ابزار این کار است. ارتباطی به سمائ خیالی ندارد. محل استقرار ماعده زمین است. از آنجائیکه سمائ زمین رزق و روزی حیات را تامین میکند. تشبیهی برای فرستادن ماعده است و خداوند با علم کوانتوم و تله پورتیشن میوه تازه را از یکی از نقاط زمین به محل ارسال میکند. مانند معراج حضرت رسول اکرم(ص) از مکه به بیت المقدس. به مقالات دلیل علمی قرآن در باره هفت اسمان به عنوان جو زمین و همچنین سماوات هفت آسمان و خرافات مراجعه فرمائید نکته مهم دیگری که ممکن است برای برخی سئوال بر انگیز باشد این است که آیا در ستارگان و کهکشان های بیشمار هم حیات وجود دارد. برنامه ریزی خلقت مانند نرم افزاری است که تمامی شرایط بر اساس آن تنظیم شده اگر در سیاره ای شرایط فراهم گردد حیات هم وجود دارد ولی حیات شبیه حیات زمین به گفته بسیاری از دانشمندان بسیار بعید است و این حیات مختص زمین است. اینکه در شهاب سنگ ها ملکول های آلی یافت میشود و در سیاره ای آثاری از حیات کشف میشود طبیعی است شرایط حیات لحظه ای فراهم میشود ولی بقائ ندارد. ملکول های پایه حیات، حیات نیست.


پیدایش زمین از نظر قرآن


در آیه 9 سوره فصلت خداوند به خلقت زمین در دو دوره اشاره کرده است.
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ- آیا به کسی که زمین را در دو دوره خلق کرد کافر میشوید و برای او شریک میتراشید او رب العالمین است. دو دوره ای که خداوند اشاره میکند دو دوره منفک از هم هستند، همانطور که در خلقت کیهان در شش دوره در قسمت اول مقاله اشاره شد هر دوره ماهیتا از دوره قبل منفک بوده است. این دو دوره با توجه به آیه بعد تا پیدایش رواسی بر روی زمین یا قرار گرفتن پوسته جامد بر روی لایه های زیرین ادامه داشته است. به تصویر زیرنگاه کنید زمین در حال سرد شدن است و دارد لایه خارجی روی زمین شکل میگیرد واین آیه دقیقا به این لحظه اشاره میکند. وقتی لایه از حالت گداخته به داغ تبدیل شد حدود 150 درجه رخ داد های حیات اتفاق می افتد

بعد از دو دوره پیدایش زمین وادامه آیه قبل میفرماید. وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ- و قرار داد در زمین و از بالای آن رواسی (پوسته جامد) و برکت را در آن نهاد و غذای مورد نیاز موجوداتی که باید خلق شوند را در چهار دوره مقدر و یا برنامه ریزی کرد. دو نکته مهم در آیه است که مفسرین محترم به آن توجه ای نمیکنند. اول رواسی را کوه معنی میکنند. در صورتیکه کوه ها حدود 200 تا 250 میلیون سال پیش و بر اثر حرکت قاره ها به وجود آمدند و در زمین تازه تولد شده بعد از دو دوره پیدایش کوهی وجود نداشته است. جمله در زمین و از بالای آن رواسی را قرار داد معنی قرار گرفتن پوسته جامد بر روی لایه های گداخته است که سرد میشود و لایه خارجی را تشکیل میدهد واین اشاره به لحظات اولیه پیدایش زمین دارد. دوم قدر با فتحه ق و تشدید دال معنی تقدیر و برنامه ریزی میدهد و خلق کردن و یا اندازه گیری کردن از لحاظ لغوی معنی نمی دهد. خداوند میتوانست بفرماید خلق اقواتها فی اربعه ایام. کلمات خداوند حساب شده بکار برده شده و ما باید همان را ترجمه کنیم، وقتی قدر راخلق معنی میکنیم شبهه فراوان درست میکنیم و بحث شش روز و هشت روز خلقت کیهان را ابداع و اذهان را مشوش میکنیم. این لحظه زمانی را به خاطر داشته باشید که برای داستان ما اهمیت ویژه ای دارد و رخ داد های حیات بر روی همین رواسی صورت میگیرد ولی با فاصله زمانی بسیار. کلمات کلیدی بارک فیها و اقواتها وسوائ للسائلین پایه واساس تمامی آیات متشابه در خلقت انسان است.


علم و پیدایش زمین


آخرین نظریه های ارائه شده در تشکیل منظومه شمسی حکایت از این دارد که گاز وغبار کیهانی شامل 75 درصد اتم ئیدروژن و25 در صد اتم هلیوم وناخالصی به مقدار تنها حداکثر 1/0 درصد سایر عناصر( در این نسبت نظرات مختلفی وجود دارد ولی همه جمع این دوعنصر را حدود 99 درصد کل عناصر معرفی میکنند) که در اثر انفجار یک ستاره در فضا پخش شدند در نقطه ای تجمع و فشرده شدند و بر اثر نیروی گرانش در حال تشکیل، گاز و غبار درمرکزیت توده ابرخورشید جذب شدند و حرکت گردشی و دورانی همه گاز وغبار را در یک سطح بشقاب مانند پهن کرد. گاز های لبه توده ابر خورشیدی سیارات گازی را تشکیل دادند و99/8 درصد گازو غبارکیهانی جذب خورشید شد و بقیه غبار چهار سیاره سنگی نزدیک خورشید را تشکیل دادند. دراثر تجمع کلوخه های ریز و میکرو غبارها در یک نقطه داغ و فشرده و بصورت پلاسمای ماده در آمدند و زمین را به وجود آوردند. غبار منظور کلوخه های میکرو شامل اتم سایر عناصرغیر از دو عنصر اصلی ئیدروژن وهلیوم است، مانند مثلا آهن، اکسیژن ،کربن و سایر که در ساختار زمین و سیارات سنگی بکار رفتند. خورشید در مرکزیت توده ابر خورشیدی به دلیل حرارت بسیار بالا به همجوشی هسته ای روی آورد و گازهای ئیدروژن فراوان به هلیوم تبدیل و امروزه همچنان ئیدروژن را میسوزاند و به هلیوم تبدیل میکند و نورافشانی میکند. زمین و سیارت دیگر کلوخه ها یا غبار کیهانی را به خود جذب و فشرده شدند و ابتدا ذوب و سپس گداخته و سرد شدند. در حقیقت نظریه علمی میگوید زمین تنها در یک دوره و از کلوخه ها یا غبار کیهانی به وجود آمد و قرآن میفرماید از دو دوره. نظریه فوق دارای اشکالات فراوانی است. در بدو تشکیل توده ابر خورشیدی همه گاز ها و غبار کیهانی به نسبت مساوی در فضا پراکنده بودند و کلوخه ها بصورت میکرو در گاز وغبار کیهانی که توده ابر خورشیدی را به وجود آوردند تنها کمتر از 0/1 درصد کل را تشکیل میداد. خورشید در مرکزیت خود خیلی سریع تراز سیارات دارای گرانش قوی شد واین گرانش اجازه نمی داد غبار ها جذب سیارات سنگی شوند ویا دو ذره کلوخه با گرانش خود بهم وصل شوند. این عیب بزرگ این نظریه است که علم برای آن پاسح ندارد.


در اثر گرانش قوی مرکز توده ابر خورشیدی درصد بالائی از این ابر خورشیدی جذب خورشید شد بیشتر از 99 درصد جرم منظومه شمسی در خورشید قرارگرفته است. گاز های لبه خارجی توده ابر خورشیدی که فاصله زیادی با مرکز داشتند و نیروی گرانش خورشید در ابتدای تشکیل بر آنها چندان تاثیری نداشت به فضا پرتاب شدند و سیارت گازی را تشکیل دادند. کلوخه ها یکدیگر را جذب و بزرگ تر شدند وسایر کلوخه ها هم بدان پیوستند و سیارت را تشکیل دادند .بر اساس این فرضیه میبایستی میلیون ها سیاره کوچک و بزرگ در فضای بسیار وسیع اطراف خورشید و با فاصله های زیاد تشکل شده باشند و از طرفی دیگر گرانش قوی خورشید اجازه جذب غبار را به این سیارات نمی داد.

آزمایشی اخیرا در آزمایشگاه سرن در خلا انجام شد و یک پر و یک گلوله آهنی را از ارتفاع پرتاب کردند و هر دو با هم به سطح پائین سقوط کردند ولی کسی متوجه موضوع ظریفی در آن نشد و یا به عمد آن را نادیده گرفتند و آن جذب نشدن پر به وزنه آهنی بود. یعنی گرانش آهن پر را به خود جذب نکرد. دلیل قوی بودن جاذبه زمین باعث شد که جاذبه گلوله آهنی پر را به خود جذب نکند. اینکه دو جسم در فضا همدیگر را جذب میکنند عملا به چالش کشیده شد- فیلم مقایسه سقوط پر وگلوله اهنی در خلائ. نکته دیگر که در جدول زیرتهیه شده توسط اینجانب نشان میدهد که 99 درصد غبار وگاز کیهانی نصیب خورشید شد و درصد بسیار کمی از غبار باقیمانده در فضای بسیار گسترده را سیارات میتوانستند به خود جذب کنند وبا توجه باینکه این نظریه میگوید سیارات فقط از غبار کیهانی شکل گرفتند منطقی به نظر نمی رسد.

 

کسانیکه با ریاضیات آشنا هستند در صد عناصر کیهان وخورشید که از غبار و گاز تشکیل شده اند را با درصد جرم سیارات سنگین که قاعدتا مقدارآن با باقیمانده غبارکه جذب خورشید نشدند را مقایسه کنند به نتایج ملموسی دست مییابند. با استناد به نظر قرآن که زمین در دو دوره تشکیل شده این نظریه را تقویت میکند که زمین هم مانند خورشید از مرحله همجوشی هسته ای یا تکامل هسته ای وتکامل شیمیائی عبور کرده است. درنظریه فوق و جذب کلوخه ها فقط تکامل شیمیائی وجود داشته است. اینکه من بر این نکته تاکید میکنم سایر آیات درخلقت حیات متکی بر نظریه زمین در دو دوره استواراست. برخی از دانشمندان در باره این دو دوره یعنی همجوشی هسته ای و تکامل شیمیائی در زمین اشاره کرده اند ولی نظریه تک دوره ای فعلا نظریه غالب است وایرادات کم کم دارد خودش را نشان میدهد. .بنابراین نظریه ای که قرآن در پیدایش زمین ارائه میدهد میتواند این نظریه باشد.


نظریه پیدایش زمین از نظر قرآن


سیاهچاله ای در مرکزیت توده ابر خورشیدی ایجاد (فلا اقسم به مواقع النجوم جایگاهی که ستاره ها ازجمله خورشید در آن تشکیل شدند برنامه ریزی ذات باریتعالی است که خداوند با قسم به آن اهمیت آن را تذکر میدهد) باعث جذب تمامی غبار وگاز کیهانی شد و گازهای در حاشیه توده گسترده شده سیارات گازی را تشکیل دادند در مرکز توده ابر خورشیدی هسته مرکزی خورشید ایجاد و فشردگی و افزایش چگالی باعث بالا رفتن حرارت توده وهمجوشی هسته ای گردید. سیارات سنگی هم در این توده قرار داشتند و جزئ آن بودند. همزمان همجوشی هسته ای را انجام میدادند. حرکت دورانی این توده باعث جدا شدن تکه هائی از این توده گردید (والارض و ما طحاها وقسم به زمین و عاملی که باعث پرتاب شدن از اصل مبدائ آن که میتواند خورشید باشد دلیل واضح بر این نظریع است) "آیة الله طالقانی در‌‌ تأیید این مطلب می‌گوید: فعل «دحا» از لغات مخصوصى است که فقط در این سوره آمده، و از جهت لفظ و معنا به «طحا» که در سوره شمس آمده، شبیه است. اگر فعل «دحا» از «دحو» به معناى بشدت پرتاب کردن باشد، نظر آیه به مرحله نخستین خلقت و جدا شدن زمین از منشأ اصلى خود است" و این تکه ها در نزدیکی مرکزیت خورشید قرار گرفتند و گرانش خورشید مانع از پرتاب شدن آنها به نقاط  دور تر شد و همچنان دوره تکامل اتمی خود را طی میکردند و به مرور از مرکزیت خورشید دور میشدند. سیارات زیادی بصورت تکه های خورشیدی از آن جدا شدند وبه مرور زمان تنها چهار سیاره سنگی باقی ماند وبقیه با هم برخورد ومتلاشی شدند و خورده سیارات را تشکیل دادند و خورده سیارات فراوانی با زمین و سایر سیارت برخورد میکردند وآب مورد نیاز زمین را تامین کردند. زمین به مرور در مدار خود قرار گرفت. به مقاله تکامل اتمی و تکامل شیمیائی مراجعه فرمائید.


فراوانی آب واکسیژن در زمین از فراوانی گاز ئیدروژن وهلیوم وهمجوشی آنها در زمین ایجاد شد. این رخداد با برنامه ریزی زمان بندی شده صورت میگرفت واصل تصادفی بودن این رخ داد ها وجود نداشته .چیزی که دانشمندان نمی خواهند قبول کنند و بدین جهت هنوز در بهت این نظم خارق العاده سر گردانند. پایان دو دوره تشکیل زمین وهمراه با سرد شدن لایه خارجی رواسی یا پوسته جامد بر روی زمین قرار گرفت واین قرار گرفتن یا جعل جزئ خلق زمین نیست. کلمه بارک فیها ایجاد سنگ سلیسیوم فراوان در پوسته جامد زمین است که هم حیات در آن شکل گرفت وهم تداوم حیات و امروزه هم سنگ رس که در اثر فرسایش به خاک کشاورزی تبدیل شده همان بارک فیها است. بدون خاک رس کشاورزی به وجود نمی آمد و رزق و روزی فراهم نمیشد و گیاهان در مراتع و جنگل ها وجود نداشتند. در جدول فوق درصد سیلیسیوم در زمین بعد از اکسیژن قرار گرفته است. سه عنصر ئیدروژن، اکسیژن و سیلیسیوم رویهم که حیات زمین به وجود آنها وابسته است 86/6 درصد کل عناصراست. به جدول فوق مراجعه فرمائید. تصویر زیر میتواند زمان تحولات پیدایش اقوات بر روی پوسته زمین داغ را نشان دهد خورشید در آن زمان نور افشانی زیادی نداشت و زمین هم فاصله خود را با خورشید تنظیم نکرده بود 


قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ-
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ


در آیه فوق سه بار کلمه فیها تکرار شده است. و جعل فیها رواسی اشاره به زمین است که رواسی درآن قرار گرفت من فوقها و کلمه فیهای دوم و سوم میتواند به رواسی ارتباط داشته باشد. حیات در درون سنگ رس گداخته صلصال کلفخار مانند سفال است که رس خالص حرارت دیده در کوزه گری، انتخاب این کلمه تداعی رس خالص و حرارت میکند که فقط در همین زمان که پوسته جامد زمین که حاوی رس خالص بوده و دارد سرد میشود رخ داده. واکنش های شیمیائی ایجاد ملکول های پایه حیات در چهار دوره اقوات برنامه ریزی شده. به مقاله چگونگی روند پیدایش حیات مراجعه فرمائید. و بدائ خلق الانسان من طین و سپس خلق الانسان من صلصال من حما مسنون در اینجا آغاز میشود. جهان بینی خلقتی قرآن بر اساس برنامه ریزی زمان بندی رخ داده وتمامی آیات خلقت انسان زنجیر وار بهم متصل هستند و دقیقا مطابق آخرین نظریه علمی روز است. بریدن آیات و جدا کردن و مستقل تفسیر کردن بافت این جهان بینی را بهم میریزد. دانستن تاریخچه پیدایش زمین از نظر علم این تسلسل رخ داد ها را برای ما بیان وروشن میکند. در مقالات زیر مشروحا سه دوره پیش نطفه، نطفه وعلقه را بیان داشته ام مطالعه آنها درک واقعیت وچگونگی خلقت انسان را آسان میکند ومن نکات مهمی که در آن مقالات مطرح نکرده ام را میخواهم بیان کنم.

خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- پیش نطفه

خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه

خلقت زمین تشکیل شده وداستان ما وارد مرحله آغاز حیات است که رخ داد های جالبی در آن به وقوع پیوسته وسئوالات بیشماری را قرآن پاسخ میدهد و حتی فرا تر از علم. ما تا کنون روی ظاهر آیات متشابه و روی معانی کلمات توقف کرده ایم و وارد عمق مفاهیم آیات متشابه نشده ایم یعنی ابزار در دست ما علم نبوده است و طبیعی است که علمای ما به علم زمین شناسی و زیست شناسی و تاریخه زمین هیچگونه اطلاعی ندارند و میخواهند آیاتی که پیوند نا گسستنی با این علوم دارند را تفسیر کنند آن هم با ابزار بینش قرن ها سال قبل. اینکه بسیاری میگویند که" علوم‌تجربی «قطع مطابق واقع» به ما نمی‌دهد و چنین ادعایی هم ندارد، بلکه خطاپذیر است؛ بنابراین، عقل به ما حکم می‌کند که دلیل قطعی قرآنی را بر دلیل ظنی (نظریه های علمی) ترجیح دهیم". این درست نیست که علوم طبیعی قطع مطابق واقع به ما نمی دهد علوم طبیعی نظریه های علمی را با تجربه به اثبات میرساند. نظریه ها باید ابراز شود وعلم با تجربه آنها را اصلاح واثبات میکند.مانند نظریه بطلمیوسی که نظریه غالب در جهان بود که با تجربیات علمی منسوخ شد. دانشمندان نظریه های خود را با تجربه و دست آورد های فیزیکی و تجربی بدست آورده اند وتنها سئوالاتی برایشان هنوز حل نشده که به مرور قابل حل است. بنابراین ما باید با کمک علوم تجربی واشاره آیات متشابه رمز آن را کشف کنیم. اساس وابزار باید علوم طبیعی باشد تا بتوانیم واقعیت را کشف کنیم . داستان ما وارد مرحله پیدایش حیات میشود. اینکه خداوند میفرماید خلق الانسان من طین چرا مگر انسان مانند کیهان به نقطه ای میرسد که خودش راه تکامل خود را می پیماید. مانند همجوشی هسته ای دو عنصر پایه ئیدروژن وهلیوم که خلق میشوند وخداوند آن را فسوی میکند. راز نهفته در این کلمه چیست. ادامه مقاله را انشائالله در داستان آفرینش در قرآن بخش سوم -ایجاد حیات مطالعه فرمائید.سید محمد تقوی اهرمی شهریور 1398

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت