ویژگی ها

آفرینش انسان و چکیده جهان بینی آن در قرآن

 

مقدمه نوشتار


قرآن دارای روش خاصی در توضیع و سبک روش علمی در آیات متشابه است اگر این را درست درک کنیم متوجه میشویم که هیچ گونه اختلافی در آیات وجود ندارد وتنها ذهنیت ما است که این اختلاف ها را میسازند. مثلا کسی که از سرگذشت علمی پیدایش زمین و یا خلقت انسان چیزی نمی داند و میخواهد آیات علمی را عامیانه تفسیر و تاویل کند مسلما تناقضات فراوان ایجاد میکند. کسی که نظر و تعاریف گذشتگان را در ذهن خود پرورانده و جزئ باور خود در آورده که برداشت علمی 1300 سال قبل بر اساس علم و دانش آن زمان شکل گرفته حال میخواهد به مطلبی بپردازد که با علم روز مطابقت دارد دچار سر در گمی میشود. نمونه ای بیاوریم شخصی داستان ذوالقرنین را میخواند و در آن تعریف شده که خداوند وسیله سفر در اختیارش میگذارد به غروبگاه خورشید میرسد و بعد از مدت کوتاهی در همین سفر به محل طلوع خورشید میرسد.
در تصورات او که از گذشتگان رسیده در فاصله طلوع و غروب خورشید کشور های بیشماری قرار گرفته اند و باید 20 سال مستمر سفر کند تا از محل طلوع به غروب برسد ولی در آیه طوری بیان شده که ذوالقرنین این فاصله غروب و طلوع را در مدت اندکی طی میکند. این یعنی محل طلوع و غروب خورشید در یک محل است و مثلا آقای سروش چند مطلب از جمله این موضوع را مطرح و ادعا میکند این ها مطالب غیر علمی و تخیلی است بنابراین وحی رویای رسولانه است. گذشتگان و آقای سروش اطلاعی ندارند که ما دو طلوع و دو غروب دیگر هم داریم در قطب شمال و قطب جنوب که خورشید در یک محل هم طلوع میکند وهم غروب و داستان ذوالقرنین تمثیلی است برای بیان یک واقعیت علمی و عینی و عدم آگاهی علمی دلیل ایجاد شبهات است.


خلقت انسان در قرآن بر اساس یک واقعیت علمی بیان شده است و قرآن در این رابطه دیدگاه خاصی دارد یا به عبارتی جهان بینی خاصی در پیدایش کیهان و خلقت انسان دارد و کلمات ابداع، فطر، خلق، انشائ، نطفه، مائ دافق ومائ مهین صلب وترائب هر کدام در پروسه خلقت معنی و جایگاه وقوع خاصی دارند. باید نظر گذشتگان را برای امتحان کنار بگذاریم و آیات را با آخرین نظریه های علمی مقایسه کنیم. علوم طبیعی هم در دو قرن اخیر پیشرفت چشم گیری داشته و باید قابل اعتماد باشند. علم را خداوند خلق کرده و کلمات قرآن هم باید بر علم مطابقت داشته باشد. کلمات در آیات و در متن و سیاق آن معنی خاص خود را پیدا میکند.
آیا با خود فکر نکرده ایم چرا قرآن همه جا از خلقت انسان از خاک و سنگ رس صحبت کرده ولی از آدم نامی نبرده و فقط زمانی که آدم میخواهد به عنوان خلیفه الله معرفی شود از آن یاد میشود. جز یک مورد مقایسه خلقت آدم وحضرت عیسی(ع) که دلیل خاص خود را دارد. انسان و بشر آدم در حال شدن است وقتی حضرت ابراهیم میفرماید من خدائی را میپرستم که من را از فطرنی یعنی آغاز انبساط کیهان و خلق ماده خلق کرد، چگونه توجیه میشود.در اینجا برای اینکه تناقصی در خلقت مستقیم آدم بصورت خلق الساعه پیش نیاید کلمه فطرنی را خلق کرد معنی میکنیم. و موارد بیشمار دیگرچشم را بر روی علم بستن و تسلیم نظر گذشتگان شدن در عصر شکوفائی علم لطمه زدن به قرآن است. موجودات زنده از آب خلق نشده اند بلکه در آب خلق شده اند. بدن انسان از ترکیب های شیمیائی آلی مانند پروتئین ها، نوکلئوتیدها، قند وچربی ها ومقداری هم مواد معدنی مانند آهن و روی و مس و سایرتشکیل شده اند که در محیط آبکی باید فعالیت کنند و آب بستر فعالیت این ترکیبات را فراهم میکند. برای این است که بیشتر از 70 درصد بدن انسان را آب تشکیل میدهد. مثال دیگر لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون- ما انسان را در سنگ رس و از حما مسنون آفریدیم را اگر اینطور که عرف است ترجمه کنیم "همانا ما انسان را از گِلى خشك، از گِلى سياه متغير و بو گرفته، آفريديم." و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم. نگاه کنیم به این ترجمه ها چقدر با واقعیت آیه تفاوت دارد. صلصال و حما مسنون را هر دو گل و از یک ماهیت ترجمه کرده اند.

اول صلصال سنگ رس گداخته مانند سفال است و حما مسنون توده سیاه دو ماهیت دارند و دوم در این آیه دو بار من بکار رفته من در قرآن به دو معنی آمده است از و در. اگر ما از سنگ رس که از عنصر سیلیسیوم و آلومینیوم خلق شده باشیم باید در بدن ما این دو عنصرفراوان وجود داشته باشند که اصلا وجود ندارند. بنابراین باید من صلصال معنی در صلصال بدهد. حال چرا ما این طور معنی میکنیم. برای اینکه به تصورات قدیم یا اسرائیلیات کهن که نظر گذشتگان است نگاه میکنیم که خداوند ابتدا خاک را با آب مخلوط کرد و گل درست کرد و گذاشت خوب ور بیاید و بو بگیرد و سپس دست به کار خلقت آدم با دستان خودش شد. علم زیست شناسی پس از تئوری های چندی که اعلام شده در آخرین نظریه ها منشائ خلقت انسان را از توده سیاه که در داخل سنگ رس در زمین اولیه بوده ایجاد شده. حال این آیه به کدام نظریه نزدیک تر است. ابتدا چکیده نظریه قرآن در خلقت انسان که نظر اینجانب از برداشت از آیات قرآن و مقایسه با علم روز است را بیان میکنم تا ببینیم که آیا آیات قرآن درخلقت انسان با هم اختلاف دارند یا اختلاف زائیده برداشت ما ازنظر گذشتگان است که به قرآن نسبت میدهیم. آیات در باره خلقت انسان تا ظهور آدم همه جزئ آیات متشابه هستند ظاهر دارد و باطن و خداوند برای رسیدن انسان به واقعیت علمی آنها بصورت تمثیل و تشبیه آنها را بیان کرده است. ما تا به حال با ابزار نظر گذشتگان مربوط به حدود هزار سال قبل به این آیات نگاه کرده ایم عینک خود را بر داریم و با ابزار علوم طبیعی به آنها نگاه کنیم ونتیجه را ببینیم. به مقاله -مفهوم واقعی منی ،مائ مهین ،حما مسنون ،صلصال ،نطفه و صلب و ترائب در قرآن مراجعه فرمائید


چکیده نظریه قرآن در خلقت انسان


خداوند خلقت حیات را از شروع انبساط کیهان وخلق ماده آغاز میکند. در پروسه تشکیل منظومه شمسی زمین از توده مرکزی خورشید در حال همجوشی هسته ای به شدت به بیرون پرتاب میشود. بنابراین زمین در دو دوره خلق میشود و در پایان دوره دوم رواسی یا پوسته جامد را بر روی زمین که از برکت سنگ رس (نوع طین) بر خوردار کرده است قرار میدهد و بر روی آن در حالی که هنوز داغ است اقوات غذای موجودی که باید خلق شود (نطفه اولیه حیات) را در چهار دوره برنامه ریزی میکند. این پروسه در تراب رخ میدهد.

تراب مفهوم کلی خاک در زمین است و طین مفهوم علمی آن است و طین لازب هم نوع سنگ رس است. این نطفه امشاج است که در سنگ رس داغ و از رسوب آب گرفته شده توده نرم و سیاه (رسوب ته نشین شده در سنگ رس) بیرون می آید که هنوز تکامل نیافته و باید دوره سویته را طی کند و تکمیل شود وبه علقه تبدیل شود که در آن ژن کامل که قرآن آن را جنسیت نر ومادینگی می نامد (توارث که در DNA رخ میدهد) قرار میگیرد و روح خدا هم در همین زمان در علقه نفخه میشود. علقه نفس واحده است و ساختار اولیه بشر که ملائکه به آن سجده میکنند که به مفهوم قرار گرفتن قوانین که اسباب طبیعت هستند در این ساختار است. علقه در جو اکسیژن دار و شفاف و آرام شرایط ادامه حیات بسوی تکامل را دریافت میکند اینجا خلقت انسان پایان میپذیرد و روح خداوند با ابزار ژن DNA فرماندهی تکامل ساختار بشر را بسوی انسان تکامل یافته برعهده میگیرد و آدم اولین انسان تکامل یافته از ذریه آخرین قوم بر انگیخته میشود و تمامی انسان ها از نسل اویند.


چکیده خلقت انسان با استناد به آیات قرآن و جهان بینی آن

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ - ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ-سجده7 الی 9
خداوند است که تمامی شرایط و چیز هائی که برای خلقت انسان لازم بود خلق کرد ( پرتاب شدن زمین از مرکزیت توده خورشیدی و تکامل اتمی و شیمیائی در دو دوره و خلق سنگ رس و مواد اولیه ساختار تشکیلاتی بشر)- و خلقت انسان را در سنگ رس (طین) آغاز کرد - وسپس نسل بعد از آن را (بیرون آمده از سنگ رس) را از چکیده ای در آب کم قرار داد (رسوب ته نشین شده در آب کم و درون لایه های سنگ رس) و سپس آن را تکمیل کرد و روح خود را در آن نهاد واعضای بدن شما شامل گوش و چشم و قلب را در آن قرار داد ولی کمتر کسی از این رخداد عظیم تشکر میکنند. این آیه همان چکیده خلقت انسان از طین تا علقه است.


تمام آیاتی که در باره خلقت انسان است شرح و توصیف رخ داد فوق است. خلقت انسان در سنگ رس و از رسوب یا چکیده در آب کم که همان رسوب آب گرفته شده حما مسنون است خلق میشود ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون- و این همان تعریف علمی بالا است. قرآن یک واقعیت علمی را بیان میکند و معنی آن هم میشود در خقیقت ما انسان را در سنگ رس گداخته در حال سرد شدن و از توده سیاه آب گرفته شده ( چکیده در آب کم) خلق کردیم. توده سیاه چیست. بخار آب در پوسته جامد داغ (صلصال کالفخار) همراه با ترکیبات آلی که در چهار دوره اقوات بر روی پوسته جامد برنامه ریزی شده اند در درون لایه های سنگ رس داغ قرار میگیرند و آب آن بخار میشود و این رسوب نرم و سیاه را حما مسنون نامیده شده است که ترکیبات ساختار اولیه بشر را مانند پروتئین ها، نوکلئوتید ها، قند ها، و چربی ها در خود دارد. انسان از این ترکیبات ساخته میشود و سنگ رس هم این ترکیبات را کاتالیزه میکند و نسل بیرون آمده از این پروسه نطفه اولیه حیات است. اینجا صحبتی از آدم نیست آدم دارد درست میشود. این پروسه خلقت انسان است نه آدم. تا آدم انسان تکامل یافته ظهور کند زمان بسیار زیادی باقی مانده است. شاکله خلقت انسان این آیه است و همه آیات خلقت انسان به این آیه بر میگردد. در این دوره کلماتی مانند حما مسنون (نرم است و ترائب اصطلاح توصیقی آن)، صلصال (سخت است و صلب اصطلاح توصیفی آن)، طین، مائ دافق، مائ مهین روح، قرار مکین و سویته اشاره شده است. همه درچهارچوب این آیه و در زمین اولیه در قرآن شرح داده میشود.حما مسنون وصلصال ونقش کلیدی آن در خلقت حیات


تراب در خلقت انسان اشاره کلی به طین و صلصال و طین لازب دارد و در قرآن تنها برای بیان اینکه توی انسان از خاک یا ماده بی جان آفریده شده ای مورد استفاده قرار گرفته است که از بحث علمی مهم روز است که چگونه موجود زنده از ماده بی جان خلق شده است. جنبه توصیفی و کلی دارد دانشمندان بحثی را پیش کشیده اند که حیات از سیارک ها به زمین منتقل شد و خداوند میفرماید خیر حیات در خاک و در همین زمین صورت گرقت. به دو نکته مهمی در خلقت انسان در تراب اشاره کنم اول همه تفاسیر من را از تعریف کرده اند که درست نمی باشد من دارای دو مفهوم است از و در.بنابراین انسان در خاک خلق شده و نه از خاک، انسان در آب خلق شده و نه از آب. همه موجودات در آب خلق شده اند و نه از آّب .حما مسنون خاک یا گل نیست بلکه رسوبی است از ترکیبات آلی قندها، اسید های آمینه، نوکلئوتید ها، چربی ها حال چرا سیاه است برای اینکه مواد آلی کربن دار وقتی بر روی سنگ داغ چکانده شود وآب آن بخار شود توده سیاه و نرم برجای میماند. در شهاب سنگ ها توده سیاه را پیدا کرده اند و کلمه توده سیاه یکی از اصطلاحات بسیار مهم در تشکیل حیات است و این همان حما مسنون قرآن است که ما توصیف های غیر واقعی مانند بد بو و گل گندیده که از اسرائیلیات در فرهنگ معانی قرآن آمده است به آن چسبانده ایم واز آنجائیکه ابن عباس این مفهوم را از علم آن روز توصیف کرده ما هم بدون تغییر هزار سال است آن را بکار میبریم و در مفهوم قرآن وعلوم طبیعی تفکر و تعقل نمیکنیم برای دلیل این به روایات خلقت مراجعه فرمائید.

مطلب دوم اینکه انسان از حما مسنون و درون سنگ رس خلق شده است و اتفاق مهمی در این بین رخ داده است وآن ابتدا ملکول پایه حیات بروش شیمیائی وتحت برنامه ریزی خداوند، قدر فیها اقوات ها (قدر با تشدید دال برنامه ریزی است) ساخته میشود و امر حیات که یک امر غیر مادی والهی است این ملکول بی جان را در یک آن جاندار میکند و این اراده و خواست خداوند است وعلم هرگز به آن نخواهد رسید. خداوند میفرماید باش و میشود ملکول شیمیائی بی جان زنده و حیات دار میشوند. کن فیکون. ابتدا امر حیات در نطفه ساخته شده اولیه که در یکی از چهار دوره پیدایش اقوات غذای آلی رخ میدهد و این نطفه تکمیل میشود و سپس روح خداوند در نطفه تکمیل شده نفخه میشود.

انسان در تراب خلق میشود و آدم هم که همان انسان است در تراب خلق میشود و مشمول این کن فیکون میشود. خلق انسان در تراب پیشینه خلق آدم در تراب است. ولی نه انسان و نه آدم هنگام خلق شدن در تراب وجود نداشته اند. وَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا. انسان به یاد آورد که ما او را از قبل خلق کردیم که چیز قابل ذکری نبود خداوند خلقت انسان که همان آدم است را در سنگ رس آعاز میکند و سلول اولیه حیات که علم آن را پرکاریوت و قرآن آنرا نطفه امشاج مینامد و نوع تکامل یافته آن که در دو ونیم میلیارد سال بعد به تعریف علم ایوکاریوت است که قرآن را علقه مینامد. این دو تاریخچه سرنوشت شدن انسان است علقه یک میلیارد سال قبل و آدم کمتر از نیم میلیون سال قبل یعنی از علقه که دارای اعضای بدن میشود در پروسه تکامل بیرون آورده میشود. آدم از بین انسان های هم دوره که خصیصه تکامل فکری را بدست آورد برانگیخته میشود . آدم زوج دارد ولی همسر زن ندارد

بنابراین تراب توصیف کلی حالات صلصال، طین، صلب، ترائب، طین لازب است. تمام این پروسه انجام شده در تراب است. انسان در خاک آفریده شد. این آیه تراب را کلی برای حالات مختلف خلقت انسان بیان میکند و وارد جزئیات زمانی ومکانی پروسه حیات نمیشود. در قیامت گفتگویی برای بیان واقعیت این موضوع در قالب تمثیلی بین یک نفر مومن و یک نفر کافرترتیب داده شده. در قیامتی که هنوز نیامده ترتیب این مصاحبه ها در قرآن مفاهیم علمی فراوانی نهفته است.به آیه توجه فرمائید. آیه 37 سوره کهف

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا -رفیقش در حالی که با او گفتگو میکرد به او گفت آیا به آن کسی که تو را از خاک وسپس از نطفه و آنگاه تو را سر وسامان داد وتکمیل کرد وبصورت مردی در آورد کافر شدی؟ تراب، نطفه، سواک، رجل هر کدام در آیات فراوان دیگر مراحل زمانی طولانی را سپری کرده اند ولی این جا چهار دوره اقوات، صلصال، حما مسنون، صلب، ترائب، مائ دافق، مائ مهین، قرار مکین همه در تراب خلاصه شده.

حال برای درک بهتر این موضوع به جنبه علمی این مطلب باید اشاره کنیم که طین سنگ رس است که فرسایش شده آن خاک است و تراب که رس نرم شده است که امروزه حیات کره زمین در این تراب ادامه بقائ میدهد. خاک کشاورزی است. سنگ رس انواع بیشماری دارد شن هم سنگ رس است که فرسایش شده واز فرمول سیلیسیوم واکسیژن تشکیل شده ولی نمی تواند آب را در درون خود جذب کند سنگ های رس انواع متعددی دارند ولی فقط سنگ رس سه لایه توان جذب و نگه داری آب را دارند. اگر سنگ رس خالص سه لایه که نرم شده است را با آب ترکیب کنیم میشود گل لازب که همان گل کوزه گری است و اشاره قرآن به نوع سنگ رس است که قابلیت خلق انسان را داشته است. حال اگر این گل لازب را حرارت و شکل دهیم میشود صلصال وقتی خشک است میشود صلصال الکلفخارکه میتوان سفال هم نامید . که میتواند آب را در خود نگه دارد. بنابراین با شیوه قرآن اگر آشنا باشیم یک موضوع را در چند آیه برای ثابت کردن یک موضوع خاص تکرار میکند. طین لازب و طین و صلصال همه توصیف صلصال کالفخاراست این صلصال سنگی که حیات اولیه را در دل خود پروراند است آن را کاتالیزه کرده و در آب کم بوده است و نه در آب زیاد مثلا دریا و کف اقیانوس که مطلب بسیلر مهمی برای علم بیان میکند انسان در سنگ رس و در خشکی و با آب کم آفریده شد و نه در دریا و اقیانوس. نوع سنگ را از نظر علمی بیان داشته است طین لازب همه سنگ های رس طین لازب نیستند.

مائ دافق و مائ مهین و سلاله من مائ مهین و سلاله من طین

هنگامی که خلقت انسان در سنگ رس آغاز شد محیطی مملو از بخارآب، آمونیاک، متان، ئیدرورهای کربن، ئیدرید فسفر و گوکرد درجه حرارت بالای احتمالا حدود 3000 درجه واین محیط مذاب وپلاسما شکل بوده است و دراین محیط ئیدروژن فراوان سایر مواد را برای خلقت حیات مدیریت میکرد. این بدین معنی است که ئیدروژن نمی گذاشت اکسیژن که در آن زمان عنصری خطرناک برای واکنش های حیات بود ایحاد شود میل ترکیبی ئیدروژن با سایر عناصر قوی تر از اکسیژن و کربن و ازت گوکرد و فسفر بود وهمه این عناصر را به هیدرورهای آنها تبدیل میکرد وجود گاز کربنیک در این محیط امکان پذیر نبوده است ولی کربن قابلیت ترکیب با ئیدروژن وبا خودش را داشت وهیدروکربورهای فراوانی ایحاد شدند که پایه ابتدائی اسید های آمینه بشمار می آمدند.

آب با سلاله خود یعنی عوامل H-Oو H اکسیژن لازم ساختار عناصر معدنی مانند سیلیسیوم و اسید های آمینه و غیره را تامین میکرد. به مرور زمان درجه حرارت پائین می آید و سنگ رس همراه کانی ها و ترکیبات شیمیائی پایه اولیه حیات به بالا ترین قسمت توده مذاب کره زمین منتقل میشوند. پوسته جامد از حالت مذاب به گداخته در می آید و شروع به سرد شدن میکند و در حرارت حدود 150 تا 200 درجه واکنش های حیات در درون لایه های سنگ رس گداخته در حال سرد شدن در چهار دوره ایجاد غذای بیولوژیکی اقوات شکل میگیرند. خلقت انسان در درون پروسه حیات از نظر قرآن ملکول های آلی ساده بهم وصل میشوند و ماکرو ملکول های زنجیره ای حیات ایجاد میشوند.

مونومرها برای تبدیل به پلی مر ها باید یک ملکول آب را از محیط واکنش خارج کنند و این آب باید فورا محیط واکنش را ترک کنند واین مائ دافق است و بدون خروج این مائ دافق حیات امکان پذیر نمیشد. صلب و ترائب هم همان جسم نرم حمامسنون و جسم سخت صلصال است جسم نرم وجسم سخت که آب دافق از بین آین دو خارج میشود. معضل مائ دافق (شرایط باید طوری باشد که آب دفع شده از واکنش ملکول های حیات بتواند سریعا محیط را ترک کند) باعث شد که تئوری پیدایش حیات به درون سنگ پیریت یا سنگ رس کشانده شود که سنگ رس در این مورد نظر اکثر دانشمندان را به خود جلب کرد وهنوز دانشمندان روی آن بحث میکنند. مطالبی که من مطرح میکنم به عنوان یک متخصص رشته بیوشیمی تحصیکرده در دانشگاه دولتی آلمان ومطابق آخرین نظریه پیدایش حیات است.


مائ مهین و مائ دافق دو مقوله جدا از هم هستند واکنش شیمیائی تشکیل ملکول آلی حیات درمائ مهین یا آب کم و ناچیز صورت گرفته است این آب به عنوان محلول ترکیبات آلی پایه حیات بوده است و بصورت بخار آب و انرژی لازم برای واکنش شیمیائی را حرارت حدود 150 درجه پوسته جامد تامین میکرده است در صورتیکه مائ دافق هنگامی که دو ملکول ساده اسید آمینه وبا قند ها و یا چربی ها به هم وصل میشدند وملکول بزرکتر را تشکیل میدادند یک ملکول آب از واکنش بیرون میرفت و از آنجائیکه سنگ رس داغ تر از نقطه جوش آب بود براحتی محیط واکنش را ترک میکردند. صلب و ترائب صفت توصیفی سخت و نرم صلصال و حما مسنون است و مائ داففق هم از بین این دو جسم سخت و نرم بیرون میرفته است. 


آیات قرآن در خلقت انسان در دوره اشاره شده نطفه اولیه حیات تا نطفه تکامل یافته علقه

يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئا5 حج-ای مردم اگر در اتفاق قیامت در شک هستید بدانید که ما شما را در تراب خلق کردیم و سپس از نطفه اولیه وسپس از علقه و سپس از بی مهرگان با خلق کامل ( ازبند پایان اولیه که خلقتی کامل در پروسه تکامل داشتند وباقی ماندند هم اکنون هم برای بقائ حیات حضور دارند )و سپس از بی مهرگان یا غضروفیان با خلق ناقص (که دائم در تکامل خود با ثبات نبودند و شاخه ای از آنها بار تکامل را بر دوش میکشید و غضروفیان واسط بین بی مهرگان اولیه تا پیدایش استخوان داران به یک شاخه تکامل یافته مبدل نشدند و این مضغه غیر مخلقه هستند). برای اتبات و دلیلی برای شما (که قیامت آمدنی است و این حقایق به شما نشان میدهد که کلام خداوند حق است) و همه اینها در شکم مادران یا نیای تکاملی خود تا زمان تعیین شده ادامه تکامل دادید تا بصورت طفلی خارج شدید تا به رشد خود برسید و برخی از شما به مرگ دچار و برخی به سالخوردگی میرسند تا آنجا که فراموش کار میشوند. آیه زیر هم همین مطلب را بیان میکند نکته جالب توجه مرحله تراب مرحله نطفه اولیه حیات و مرحله علقه مهمترین مراحل خلقت انسان است.


هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون-غافر 28


اللَّهُ خَلَقَكمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكمُ‏ أَزْوَاجًا وَ مَا تحَمِلُ مِنْ أُنثىَ‏ وَ لَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ مَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَ لَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فىِ كِتَابٍ إِنَّ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ يَسِير-فاطر 11
در این آیه ابتدا خلق در تراب و سپس از نطفه و سپس قرار دادن زوجیت که در همان علقه قرار داده شده و خداوند به تحولات درون ماده (این جا ماده شامل همه پستانداران میشود) وهیچ سالخورده ای عمر دراز نمی یابد و از عمرش کاسته نمیشود و همه این امور تعیین شده و قانونمند است ودر کتاب آفرینش مندرج است و تمامی این کارها ( از ابتدای خلق حیات تا رسیدن به انسان سالخورده و مرگ برای خداوند آسان است. در 4 آیه زیرارتباط آیات را با هم مقایسه نمائیم


1-إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ - فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ -71 فرقان هنگامی که خداوند ملائکه را مورد خطاب قرار میدهد که من آفریننده بشر در سنگ رس هستم هنگامی که آن را تکمیل کردم و روح خودم را در آن نهادم به او سجده کنید( تسلیم او شوید قوانین مربوطه در آن نطفه کامل قرار میگیرد قوانینی که موجود زنده به آن وابسته است)
2-وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ- فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ-حجر33 درقسمت اول دو آیه طین را برابر من صلصال من حما مسنون تعریف کرده است.
3 -وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ –والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا قبل از دوره وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ آمده که با مقایسه آیات بعدی سوره سجده در دوره ثم سواه و نفخ فیه من روحه اتفاق افتاده که دوره تکمیل کردن نطفه اولیه به نطفه علقه است که هنوز اعضای بدن در آن قرار داده نشده است.بطون امهاتکم بر میگردد به دوره حاکمیت تک سلولی های پرکاریوت ها.خداوند شما را از شکم نیای شما بیرون خارج کرد در حالی که هیچ چیزی نمی دانستید واعضای بدن هم نداشتید. بنابراین این اتفاق نمی تواند در رحم زنان معنی بدهد. چیزی که از بطون زنان بیرون می آید اعضای بدن دارند وبعلاوه نوزاد احساسات دارد ومیداند وخواسته های خود را با گریه اعلام میکند.


قسمت اول آیه های ردیف 1و2 با آیات 7و8 سوره سجده برابر است.
4-الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ 7- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ 8- ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ9-سجده7 الی 9

این چهار آیه در یک موضوع با هم مشترک هستند قسمت دوم آیات فوق دقیقا در سوره سجده آمده ودر چهارچوب چکیده خلقت انسان قرار گرفته اند به آیات توجه فرمائید.
حال این سئوال پیش می آید ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ در کدام زمان اتفاق افتاده. آیه زیررا مرور میکنیم
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى - فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى - أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى- آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود .آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی و نرم افزاری الهی (تقدیرالهی) نبود که مقدر شد(به بار مینشیند). سپس علقه بود که خلق شد و سوای شد یعنی علقه تکمیل شد و سپس در آن زوجیت نر و مادینگی را قرار داد. توارث و ژن کامل که عامل اصلی استقرار زوجیت است در علقه جاعل شد. و با استقرار DNA روح خداوند هم در علقه نهاده میشود وفرماندهی هدایت نطفه بسوی تکامل را بر عهده میگیرد. به مقاله ژنتیک در قرآن مراجعه فرمایید


وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنْسان‌َ مِن‌ْ سُلالَه‌ٍ مِن‌ْ طین- ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ- ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ11 و12 مومنون -بدرستیکه ما انسان را در سلاله من طین قرار دادیم(رسوب در درون طین که همان حما مسنون وصلصال است) وسپس نطفه (نطفه اولیه پرکاریوت) را در غشائ هسته ای قرار دادیم و این نطفه قرار گرفته شده در غشائ هسته ای را به علقه تبدیل کردیم (خلق کردیم) وعلقه را به غضروف مبدل کردیم (بی مهرگان اولیه) و سپس مضغه را به استخوان خلق کردیم (استخوانداران) و بر استخوان گوشت پوشاندیم و سپس خلق آخری را از طریق انشائ کامل بیرون آوردیم که خلق آخرکه انشائ شده وتکامل یافته است آدم است. هدف نهائی خلقت حیات. در این آیه هم مراحل تراب (مراحل علمی و تفکیکی آن) و سپس نطفه و آن نطفه را به علقه و با فرماندهی روح خداوند مراحل بعدی تکامل ادامه و نطفه علق دارای اعضای بدن میشود مانند مراحل غضروفیان، استخوان داران، وبر روی استخوان که تکامل یافته غضروف است گوشت پوشانده میشود و این ها به اعضای بدن تبدیل میشوند. وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ در علقه قرار داده میشود. بنابراین اگر ما چکیده خلقت انسان را در سوره سجده بدانیم همه مباحث خلقت انسان و کلمات بکار برده شده همه با هم همآهنگ هستند و تناقصی ندارد. خداوند انسان را تا علقه خلق میکند و هر خلقی سوی وبرنامه ریزی و هدایت میشود تا خلق بعدی.


قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى - الَّذِي خَلَقَ فَسوَّي‏- وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدَي‏-سوره اعلی- خداوند خلق میکند و سپس هدایت میکند، خداوند خلق میکند وتکمیل میکند و خداوند است که برنامه ریزی وطراحی میکند و سپس هدایت میکند.


وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى نجم 45 و اوست که زوجیت نر و مادینگی را از نطفه ای که مقدر میشود خلق میکند ونشائ تکمیل شده آخری را انشائ شده بیرون می آورد.اشاره به قرار گرفتن ژن کامل و توارث در نطفه علقه است


أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ آیا شما را در آب کم خلق نکردیم (ونطفه بیرون آمده را) را در پوشش استوار(غشائ هسته ای) قرار ندادیم تا زمان مشخصی، پس برنامه ریزی کردیم وچه برنامه ریزی توانائی انجام دادیم


تمام آیات فوق در چهار چوب آن چکیده خلقت انسان در سوره سجده قرار میگیرند وتنها آیات11 و12 مومنون ادامه علقه تا خلق انسان کامل که آدم باشد را مطرح کرده است .البته اگر با دید علمی به آیات نگاه کنیم کاملا منطبق بر علم زیست شناسی و آخرین نظریه های ارائه داه شده در خلقت حیات است. تناقص در آیات خلقت انسان زائیده تفکرات و تصورات ذهنی غلط ما است متاسفانه با دید گذشتگان که با علم روز زمان خودش تفسیر کردند و بر باور ما نشسته آیات علمی و متشابه را بدون دخل و تصرف در نظر گذشتگان و بروز سازی آن نظرات تفسیر میکنیم و تناقص خلق میکنیم وآیات علمی قرآن را پشت پرده تحجر پنهان نگه میداریم و فرصت به امثال سروش میدهیم تا قرآن را همان نظر گذشتگان بدانند واز عدم آگاهی نسل تحصیلکرده سوئ استفاده نمایند واذهان را مشوش و قرآن را تناقص با علم معرفی کنند.سید محمد تقوی اهرمی مهر 1398

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت