ویژگی ها

نفخت من روحی در جنین و در رحم رخ نداده قرآن به علم استناد کرده

مقدمه نوشتار


کلمات در قرآن اعجاز آن است تفکر در جملات کوتاه آیات مربوطه راز مهمی را برملائ میکند. چرا خداوند این کلمات کلیدی را در آیات بیان میکند به این دلیل است که علم که خودش خالق آن است موضوع را روشن میکند. وسع ربي كل شيء علماً خداوند علمش بر هر چیز احاطه دارد. منظور علم هم دانستن کلیه اطلاعات ساختاری و سرگذشت حال، گذشته وآینده و به تعبیر امروزی علوم طبیعی که بیان گر این موضوعات است. تحولات درون جنین و کلمات علقه و مضغه وغیره هیچ ارتباطی با جنین و رحم ماده و زن ندارد. خداوند از خلق اولیه آنها در زمین و شروع به تکامل برای ما انسان ها میفرماید وما همه این ها را به حال و در رحم تفسیر کرده ایم. از آنجائیکه بحث نطفه و تفسیر آن به آب مرد و خلقت انسان پایه بحث است اذهان به درون رحم و جنین کشانده شده و این ذهنیات بر تمامی تصورات ما در آیات خلقت انسان تاثیر گذاشته است. مثلا ظلمات ثلاثه را لایه های تاریک سه گانه جدار رحم تصور کرده ایم و بطون امهات را هم رحم مادران به تصویر ذهن سپرده ایم واز اصل آیات فاصله باور نکردنی ساخته و پرداخته ایم و اعتبار آیات متشابه را از علمیت انداخته ایم. هر کدام از این کلمات را در مقالاتی بیان داشته ام. مطلب مهم که مفسرین محترم نتوانسته اند مفهوم آنها را در ک کنند موضوع نفخ روح خدا در بدن انسان است و زمان این رخ داد را از زمین اولیه به درون رحم منتقل کرده اند. یعنی در هر مرتبه که جنین دارد شکل میگیرد و در مرحله خاصی روح در آن قرار میگیرد. موضوع روح را همه ما از آیات قرآن در یافته ایم که در بدن انسان وجود دارد و از امر و فرمان خدا است و در آیات خلقت کیهان در شش روز هم اشاره به خلق و امر دو مقوله منفک از هم و با ماهیت جداگانه بیان شده، خلق ماده است و امراز جنس انرژی فرمان الهی است که هدایت میکند وملائکه هم انواع قوانین جاریه طبیعت است که ساختار ماده را به هم وصل میکند. روح هم از سنخ امر است ولی امری که در سنگ وجود دارد با امری که در موجود زنده وجود دارد فرق میکند. وقتی نطفه اولیه حیات که تک سلولی هسته دار با غشائ هسته ای و با ژن کامل را خداوند نفس واحده می نامد و روح را در آن قرارمیدهد .این روح مامور انتقال اطلاعات ساختاری موجود زنده به نسل بعد است و از آنجائیکه این نفس واحده سرمنشائ کلیه موجودات زنده است جانوران، گیاهان، موجودات دریائی وهمه جانداران میکروسکپی همه از این نفس واحده پا گرفته اند و روح در تمام آنها وجود دارد روح ماهیت آن و انتقال کوانتومی اطلاعات انسان در قرآن.روح فرمان را با ژن کامل به نسل بعد منتقل و فرماندهی میکند و اطلاعات را مرتبا به کتاب مبین مرکز داده ها منتقل میکند و یک سیستم مرتب و منظم و برنامه ریزی شده و احیانا تحت فرماندهی یک مدیریت واحد یا روح القدس قرار دارند. این مقدمه ای بود برای تشحیذ ذهن و آمادگی برای درک مطالبی که قرار است مطرح کنم.


زمان رخ داد نفخ من روحه


ابتدا از روی آیات مربوط زمان وقوع این رخ داد را بیرون می آوریم. تفکر و تعقل در آیات را فراموش نکنیم که امری واجب در قرآن است .ابتدا آیه لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون می پردازیم. اگر آیه را درست ترجمه کنیم و اسیر نظر گذشتگان در تفسیر این آیه نشویم که مینویسند: و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم که ترجمه درست آن این است. در حقیقت ما انسان را در سنگ رس پخته و از رسوب سیاه و نرم آفریدیم –به مقاله حیات در زمین از آب و خاک ایجاد نشده است نظرعلم و قرآن مراجعه فرمائید. یقینا همه میدانیم که این آیه اشاره دارد به خلق انسان از توده سیاه نرم و چسبنده که در بین لایه های سنک رس ایجاد شده است. یعنی خلقت انسان در زمین اولیه و صلصال، تشبیه خاک رس است که بصورت سنگ رس پخته مانند آجر یا سفال و در پوسته جامد گداخته تازه سرد شده است بوده است. صلصال كالفخار و مفهوم علمی ان در خلقت انسان بنابراین خلقت انسان در سنگ رس یا طین(همان خاک رس است که در زمین اولیه صلصال و صلصالی که کالفخار بوده است یعنی گل و لای و خاک نبوده سفت مانند سفال که از کوره در می آید سنگ رسی که تازه از پوسته جامد زمین که دارد سرد میشود تشکیل شده وتا تبدیل به خاک رس شود نیاز به زمانی چند میلیارد ساله دارد تا فرسایش و نرم شود) و اشاره قرآن به طین نوع سنگ رس است که انواع مختلفی دارد ماسه هم یکی از انواع سنگ رس یا سیلیکات ها است ولی سنگ رسی که انسان در درون آن آغاز به خلق شدن کرد همان نوع است که در کوزه گری و آجر سازی استفاده میشود و خاک کشاورزی هم از آن نوع است .اعجاز قرآن را بنگرید .این را علم تازه کشف کرده است و به آن میگویند نوعی ازسیلیکات یا به انگلیسی کلای و به آلمانی تن سه لایه. حال به این آیه اعجاز انگیز شروع خلقت حیات در زمین اولیه که به تکامل انسان منجر شد نگاهی داشته باشیم.- آیه7 سوره سجده


الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ -خداوند است که تمامی چیز های مورد نیاز خلقت انسان را بطور احسن خلق کرد و خلقت انسان را در سنگ رس آغازید. کلمه بدائ من طین این معنی را میدهد که شروع خلق انسان با شروع حیات آغاز شده و برای ایحاد حیات باید پروسه های مختلفی انجام شود.هنگامی که سنگ رس در زمین مذاب از ترکیب سیلیسیوم، اکسیژن، آلومینیوم ایجاد شد در کنار آن ترکیبات آلی که پایه حیات است مانند آمونیاک، متان یا کربوئیدرات ها تا نوکلئوتیدها قند ها شروع به ایجاد شدند که در قرآن به اقوات یا غذای بیولوژیکی نامبرده شده و درهمان صلصال کالفخار به عنوان کاتالیزاتور رخ داده است. تا اینجا باور کنید که صحبتی از رحم و آب مرد نیست. حال ادامه آیات اول سوره سجده را پی میگیریم- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ-سپس (یعنی بعد از بدائ خلق من طین) نسلی که ایجاد میشود اینجا نسل ترکیبات بعدی است نه نسل انسان.در سایر آیات خلقت انسان در صلصال و حما مسنون اولین نطفه حیات ایجاد میشود و این نطفه اولیه در رسوبی که در آب کم قرار داده شد راه تکامل خود را ادامه میدهد. حال چرا در آب کم باید توجه داشت که این آب کم که مفسرین و مترجمین به گمان اینکه آب مرد است آن را کم توصیف نمیکنند پست وبی ارزش نام گذارده اند.ولی قرآن میخواهد مطلب بسیار مهم علمی را برای ما بازگو کند. دانشمندان تصور کرده اند که این پروسه خلقت انسان یا نطفه اولیه حیات در اقیانوس ها شکل گرفت ویا در دریا و برکه ها قرآن میفرماید خیر این پروسه در بخار آب کم که در درون لایه سنگ رس بود، املاح پایه حیات را در خود حل میکند و درون لایه سنگ رس ترکیبات شیمیائی زنجیره ای ماکرو مر از ترکیبات تکی یا مونومر ها تشکیل شدند و فقط در بخار اب بود وسنگ هم داغ و سنگ رس به عنوان کاتالیزاتور عمل میکند و آبی که از ترکیبات مونومر ها به پلی مرها از واکنش بیرون آمد سریع محیط را ترک میکند تا زنجیره حیات که همان زنجیره RNA است بتواند درست شود توده سیاه رسوب شده در سنگ رس که نرم است همان حما مسنون است که رسوب میکند.

برای فهم حما مسنون مقدار یک قطره چکان از محلول مخلوط مواد آلی مانند پروتئن ها نوکلئوتدی ها کربو ئیدرات ها در آب را بر روی یک سنگ داغ بچکانیم اب آن بخار میشود و یک توده سیاه چسبنده بر روی سنگ باقی میماند. تشبیه بسیار زیبائی در قرآن. کلمه توده سیاه در علم زمین شناسی و پیدایش حیات یک کلمه کلیدی شده و بحث در باره آن داغ است وحتی در شهاب سنگ ها هم این توده سیاه را کشف کرده اند و راز آن را دقیقا نمیدانند و اگر این آیات قرآن را میخواندند کمک بزرگی به علم زمین شناسی میتواند باشد. حیف که دانشمندان مسلمان هنوز نتوانسته اند از بند تفکرات کهن خود را رها سازند؟


آب ایجاد شده در اثر واکنش شیمیائی تبدیل ملکول های مونو مر به پلی مر نمی توانستند در اقیانوس ها و دریا ها شرایط محیط واکنش را فراهم کنند و این مانعی بزرگ بر سر راه پیدایش ملکول حیات بود لذا دانشمندان به نظریه قرآن نزدیک شدند و دارند قبول میکنند که این رخ داد میبایستی در خارج از آب فراوان و در سنگ رس یا پیریت داغ صورت گرفته باشد و معنی مائ مهین هم همین مفهوم را دارد یعنی نطفه اولیه حیات در آب کم بوده است. تا اینجا ما هنوز در زمین اولیه هستیم بر روی پوسته داغ جامد روی زمین که میگویند لایه خارجی زمین که بیشترین مقدار سنگ رس را دارا بوده است. حال ملکول پایه حیات که همانRNA است ایجاد شده است. زمین دارد سرد میشود و زمان بسرعت سپری میشود. این ملکول اولیه حیات که پایه یا سنگ بنای اصلی ژنDNA است در سه دوره تاریکی جو زمین که قرآن آنرا ظلمات ثلاثه میگوید وهیچ ارتباطی با رحم و جداره آن ندارد و سه نوع باکتری های پرکاریوت ها که اولی باکتری غیر هوازی بدون هسته مرکزی وغشائ هسته ای که پانصد میلیون سال در زمین حکمفرمائی کرده و جای خود را با اندکی تغییرات تکاملی به دومین باکتری غیر هوازی تکی سلولی بدون هسته وغشائ هسته ای میدهد که خاصیت فتو سنتزی به آن اضافه میشود و پانصد میلیون سال دیگر حکومت میکند تا نوبت باکتری تکامل یافته تر تک سلولی بدون هسته وغشائ هسته ای ولی هوازی که به سیان باکتری ها معروف هستند. هر سه دوره دوره تاریکی های سه گانه در زمین اولیه که دودی وتاریک بوده است و جو هفت طبقه هم هنوز درست نشده که لازمه ایجاد حیات بوده است.


شرایط حیات برای تک سلولی هوازی هسته دار با غشائ هسته ای کامل


خاصیتی که این اجداد اولیه ما انسان ها داشتند توانستند به مرور زمان اکسیژن زمین را تامین کنند تا جو اکسژن دار برای ظهور تک سلولی نفس واحده یا علقه که روح خدا را و ژن کامل را میگیرد. این هم پانصد میلیون سال ناقابل را به سرنوشت خلقتی ما افزود. جو هنوز اکسیژن لازم برای تنفس نفس واحده اجداد ما درست نشده. قرار است جانداران دریائی و خشکی اعم از گیاهی و جانوری منهای آب آبزی ها کم کم به خشکی انتقال یابند. تا کنون نیای بشر در آب قرار داشت سیان باکتری ها –پانصد میلیون سال دیگر به تولید اکسیژن پراخنتد تا جو کامل شد و به هفت طبقه تبدل شده وحال کم کم به اصل مقاله نزدیک میشویم. پر مفهوم ترین قسمت آیه ما را به هدفمان نزدیک میکند.-

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ- ثم سواه چه چیزی را خداوند میخواهد سواه یا سر و سامان بدهد RNA را بهDNA پیش نطفه را به نطفه سر و سامان بدهد ثم سواه و نفخ فیه من روحیه نکته مهی است خداوند میخواهد بیان کند موضوع نفخ فیه من روحی در کجا رخ داده است. برای اثبات این موضوع نکته ظریف علمی هم بیان میفرماید. و آن جعل لکم السمع و البصار والافئده قلیلا ما تشکرون. اول نفخ من روحی در آن که سواه شد ه است قرار داده میشود. بدائ خلق الانسان من طین در زمین اولیه و در سنگ رس است ثم جعل نسله یعنی نسل بعدی که از سنگ رس بیرون آمد. مفسرین محترم نسل را نسل کنونی انسان دانسته اند و مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ را هم آب مرد به دو نمونه از تفسیررایج این آیه توجه فرمایید. پس (بقاى) نسل او را از عصاره‌اى از آب پست و بى‌مقدار مقرّر فرمود. - آن‌ گاه خلقت نژاد نوع او را از چکیده‌ای از آب بی‌ قدر (و نطفه بی‌حس) مقرر گردانید. سلاله را عصاره از آب گرفته اند آیا آب عصاره دارد؟ عصاره پرتقال میشود آب پرتقال یا عصاره ماست میشود پنیر. حال خود آب عصاره اش کجا است.

آیا با منطق علمی ساز و گار است. بعلاوه مائ مهین چرا بی قدر و بی ارزش است و پست. این ها از تصورات هزار سال قبل که اطلاع علمی از رخ داد های علمی نداشتند چنین تفسیر کرده اند و ما هم آنها را بدون تفکر و تعقل در آن همچنان بکار میبریم. سلاله در آب یعنی آنچه که محلول در آب است مثلا رسوب ترکیبات شیمیائی محلول در آب. اینطور هم میتوانیم معنی کنیم از رسوب در آب کم و با توجه به آیه ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون در حقیقت ما انسان را در سنگ رس که همان خاک رس خالص که بصورت سفال در آمده و تشبیهی است از سنگ رس پوسته جامد تازه از حالت گداخته در آمده وهنوز داغ است.ثم جعل نسله این نسل میتواند به انسان بر گردد و یا نسلی که بعد از این پروسه بدائ خلق الانسان من طین ایجاد شده. کدام واقعیت دارد. پس سلاله همان حما مسنون است رسوب سیاه باقی مانده در سنگ رس و آب کم هم بیان علمی رخ داد در زمین اولیه که هنوز آب در دریا ها و اقیانوس ایجاد نشده بود و در پوسته جامد زمین بصورت تنها بخار بوده و آبی ناچیز وبه مقدارکم و در بین لایه های زمین. حال اگر نسل اشاره به انسان دارد دیگرانسان تکامل یافته نیازی به سویته ندارد. انسان سویته شده است. بنابراین نسلی که از درون سنگ رس و رسوب ته نشین شده در آب کم همان ترکیبات شیمیائی پایه اولیه ملکول های حیات است. خلق الانسان من نطفه هم همان چیزی است که از صلصال و حما مسنون بیرون آمده ابتدا تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشائ هسته ای با ژن ناقص یا مرحله ابتدائی ژن کامل –ابتدا RNA ایجاد میشود که نیاز به سر وسامان دادن دارد یعنی باید سویته شود و تبدیل به ژن کامل شود بهDNA این ها مطابق آخرین نظریه ابراز شده علمی در پیدایش حیات است و آیات قرآن با آنها مطابقت دارد. وقتی آیات قرآن موضوع علمی را این چنین بیان میکند واعجاز قرآن برای نسل تحصیل کرده است چرا با تعصب و تحجر نظر گذشتگان را بر قرآن ترجیح می دهیم. به بقیه آیه هم توجه فرمایید. این آیات به بحث علمی روز در موضوع خلقت انسان نزدیک تر است .


پروسه قرار گرفتن روح در جسم


ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ-سپس آن نطفه اولیه را سویته کرد و روح خود را در آن نفخ کرد یعنی دمید و یا بهتر بگوئیم در ساختارتشکیلاتی آن سلول اولیه قرار داد تا روح با ابزار ژن فرماندهی حیات را به سوی مقصد مورد نظر باریتعالی هدایت کند خلق و فسوی خداوند خلق میکند وسپس سرو سامان میدهد قدر فهدی خداوند برنامه ریزی میکند و به مقصود هدایت میکند. حال پذیرنده روح در شرایطی است که هنوز اعضائ بدن در آن قرار داده نشده وجعل لکم سمع و ابصار و قلب این بیان گر این است که پذیرنده روح جنین نیست چرا؟ کمی در آیات تعقل کنیم و تفکر ونگاهی هم به این جنین که از آن شناختی نداریم بیاندازیم. بلکه دارای دل هائی شویم که با آن تعقل کنیم. قبل از شرح حال جنین در هفته های اول به این آیه نیز توجه فرمایید وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- خداوند زمانی که شما را از شکم امهات (نیای مادری در دوران میلیارد ها سال قبل) بیرون میآورد (بصورت خلق بعد از خلق) چیزی نمی دانستید و زمانی که از شکم امهات بیرون آمدید بعد از آن برای شما گوش و چشم و قلب قرارداد نحل- 16این آیه تکمیل کننده آیات قبل است.

جنین در شکم مادر(همین جنین فعلی) دارای هوش ،حواس و حرکت است و وقتی از شکم بیرون می آید احساسات دارد میداند گرسنه شود گریه میکند بنابراین لا تعلمون شیئا مشمول این جنین که در تفاسیر عنوان میکنند نمی شود. جنین که از شکم مادر متولد میشود اعضائ بدن دارد ولی این آیه میفرماید بعد از متولد شدن دارای گوش و چشم و قلب میشود. در این باره تا کنون تفکر کرده ایم یا پرده تحجر و نا آکاهی جلوی چشمان ما را گرفته که باعث شده فکر ما کار نکند و به واقعیت های آیات توجه نکنیم. نطفه از تلقیح ژن نر و ماده شکل میگیرد و میشود نطفه. یک سلول مانند زرده تخم مرغ که یک سلول تلقیح شده از ژن نر و ماده است غذای مورد نیاز آن تا جوجه شود هم کنارش گذاشته شده که همان سفیده آن است دیگر نیازی ندارد که به آن چیزی اضافه شود همه درون پوسته تخم مرغ قرار داده شده و به مادرش هم وصل نیست دست و پا و چشم و گوش قلب از کجا آمد. ژن اطلاعات همه جیز را دارد و روح به آن فرمان میدهد واعضائ هم از قبل در آن قرار داده شده فقط وقتی در شرایط مقدر شده الهی قرار گرفت جوجه از تخم بیرون می آید.در آیه فوق میفرماید وقتی از شکم مادرانتان در آمدید هیچ نداشتید واعضائ هم بعدا به شما داده شد. نطفه در جنین نیز همانند آن است شروع به رشد میکند و همان تبدیل شدن به دو سلول و بیشتر پایه تمای اعضای بدن را دارد. در سه هفتگی قلب کامل است و چشم شکل میگیرد .اصطلاات خون بسته و علقه چسبیده و معلق درون رحم واقعیت ندارند و ساخته و پرداخته ذهن گذشتگان بوده در قرآن به رشد جنین در رحم زن هیچ اشاره ای نشده این را باورکنیم و در دیدگاه خود تجدید نظر کنیم و آیات خداوند را به بهای اندک نفروشیم و بگذاریم حقایق علمی قرآن بر ملائ شود.در تصویر زیر وضعیت جنین در سه و چهار و پنج هفتگی را نشان میدهد.

 

در تصویر فوق سمت چپ اندازه طبیعی جنین در سه و چهار و پنج هفته نشان میدهد. در سه هفته اول جنین دارای تمامی اعضائ است که رشد میکند وقلب در سه هفته اول شکل میگیرد و صحبت از خون بسته و علقه که به رحم آویزان است تصورات ذهنی بوده است برای توجیه این آیات . نظرات گذشتگان باید به روز رسانی شود. به قرآن اهمیت بدهیم تا خدا از ما راضی باشد.


نقش ملائکه هنگام دمیدن روح در ساختار مادی بشر


مطلب مهم دیگر: میدانیم که ملائکه قوانین طبیعت هستند و از جنس نیرو و دارای طیف وسیعی است . حتما روایت معروف منتسب به حضرت امام زین العابدین را شنیده اید که ملائکه مشایعت کنندگان قطرات باران هستند و رانندگان ابر و.. تشبیه بسیار زیبائی است که نشان میدهد ملک سبب و قوانین جاریه طبیعی است مثلا نیروی جاذبه زمین هر قطره باران را به سوی خود میکشاند. از آیات بیشمار این مفهوم استنباط میشود. آیه وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ حجر 28 این آیه هم تکمیل کننده آیه بالا است. میفرماید من خلق کننده بشری خواهم بود از حمامسنون ودر سنگ رس وقتی آنرا ساختم و سر و سامان و روح خودم را در آن قرار دادم به او سجده کنید. به او سجده کنید بیان گر این موضوع است که خداوند به ملائکه خطاب میکند میخواهم بشر را از حما مسنون و در صلصال خلق کنم وقتی آن را سویته کردم و روح خودم را در آن قرار دادم در اختیار این موجود که ساختار اولیه بشراست قرار گیرید. ماهیت ملائکه در قرآن و تصورات ذهنی این بدین مفهوم است که تک سلولی اولیه حیات که سویته شد به سلول تکامل یافته تری تبدیل شد که میتوانست قابلیت دریافت روح را داشته باشد و آن ایجاد ژن کامل DNA در درون تک سلولی تکامل یافته حیات یا ایوکاریوت ها که قرآن به آن علقه مینامد. علقه برای ادامه تکامل خود به یک سری قوانین خاص نیاز دارد.

واکنش های شیمیائی فراوان که قوانین شیمیائی خاص در بدن است که ملائکه در اختیار ساختار بشر در حال شدن قرار میدهد. مثلا یکی از موارد مهم در بدن موجودات زنده سوخت و ساز یا متابلیسم که انرژی لازم را در اختیار میگذارد که آن جن است و جن هم نوعی ملائکه است. بیاد داشته باشیم که خداوند وقتی ملائکه را مجددا و پس از میلیون ها سال خطاب میفرماید که به آدم که او را جانشین قرار داده ام سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که از نوع جن بود -وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ-پس همه این ها ملائکه و از جنس نیرو هستند. قوانین طبیعت، سوخت و ساز، پیوند ملکولی همه نیرو هستند که ساختار مادی بشر بدون آنها وجود ندارد. شیطان و ابلیس هم نیرو هستند وسوسه نفسانی از جنس نیرو است به مقاله سجده ملائکه به بشر و آدم در دو زمان متفاوت مراجعه فرمائید. از بحث خودمان خارج نشویم فعلا در زمین اولیه هستیم زمان پیدایش علقه تا ظهور آدم حدود یک و نیم میلیارد سال فاصله داریم. به مقالات خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز-در آیکن مطالب قدیمی تر مراجعه فرمائید. این مقالات نتیجه تفحص و تحقیقات چندین ساله من است که برای اولین بار در اسلام مطرح میشود و به نظر اینجانب به واقعیت های قرآنی نزدیک تر است با استناد به آیات قرآن و علوم طبیعی مربوطه. خداوند مباحث علمی پیدایش حیات و انسان را در قالب آیات متشابه و مطالب تشبیهی بیان میفرماید و برای ما قصه نمی فرماید.


نتیجه نوشتار 


اگر ما تمامی آیاتی که کلمه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى در آن ذکر شده را در کنار هم قرار دهیم به یک زمان مشخص بر میگردد که پذیرنده روح سلولی است که هنوز اعضای بدن جانداران در آن جاعل نشده و جالب است که برای اولین بار جنسیت نر و مادینگی که همان ژن کامل DNA و قابلیت تکثیر پذیری از طریق جنسیت در آن نهاده میشود که همان علق است- ایَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى-آیا انسان گمان میکند بی هدف رها میشود، آیا او نطفه تقدیری نبود که مقدر میشود (نطفه برنامه ریزی نبود که به بار مینشیند) و سپس بصورت علقه خلق میشود و سپس جنسیت نر و مادینگی در آن قرار داده میشود. ژن مرکز داده های یک موجود زنده را در خود نگه میدارد ولی به یک نرم افزار نیاز دارد که فرمان اجرای این داده ها راصادر و بر آن نظارت کند وآن روح است که امر خداوند است در حیات.

همه پدیده های طبیعت از یک الگوی واحد تبعیت میکند. شما یک نرم افزار را براساس اصول صفر و یک برنامه ریزی میکنید و داده های مورد نیاز آنرا پیشبینی و در آن میگذارید ولی برای اجرا یک نفر باید فرمان بدهد و کار مورد نظر را هدایت کند. الگو ها یکسان است. علم ژنتیک ساختار و وظائف هر ملکول را کشف کرده ولی فرمان را نتوانسته کشف کند. حیات از دو موضوع تشکیل شده اول ساختار مادی موجود زنده و دوم امر و فرمان در آن. دانشمندان میتوانند ملکول ها را در آزمایشگاه بسازند ولی این ملکول های بی جان را چطور زنده یا جاندار کنند. گره کار آنها است و این همان روح خداوند است که حیات را آفریده است. هر آنچه ما در حیاتزمین شاهدآن هستیم باز آفرینی خلقت اولیه است .خلق الانسان من نطفه انسان از نطفه خلق شددر زمان خودش و در زمین اولیه و اکنون نطفه در رحم باز آفرینی آن خلق است. خلق ایجاد یک پدیده برای اولین بار است و ما دیگر خلقی نداریم بلکه باز آفرینی خلق است. اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند خلقت را شروع میکند و آن را باز آفرینی میکند.ترجمه رایج را نگاه کنیم- خداست که خلق را نخست (از عدم) پدید آرد و باز (پس از مرگ و فنا) باز گرداند و همه به حضرت او بازگردانیده می‌شوید. ترجمه درست آیه با استناد به بدائ خلق اانسان من طین که خداوند خلقت حیات وانسان را در طین آغاز میکند-ترجمع آیه میشود. خداوند خلقت را شروع میکند و سپس آن را بازآفرینی میکند و سپس همه بسوی او بازمیگردند. بدائ ویبدائ آغاز کردن از عدم نیست سخن از حیات است و نه کیهان، و یعیده هم از کلمه عید بازگشت مکرر به یک رویداد است و در آخر به قیامت باز میگردیم. خداوند انشائالله نعمت درک مفاهیم عالیه آیات متشابه قرآن را به ما عنایت فرماید.سید محمدتقوی اهرمی 19 دی ماه 1398

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

امارگیر سایت