- توضیحات
- بازدید: 4960
زمین و حرکت وضعی آن در قرآن
مقدمه نوشتار
موضوع حرکت زمین و خورشید و برداشت ذهنی از آیات در این باره ابزاری شده در دست معاندین و مخالفین برای نفی علمی بودن این آیات. تفکر و تعقل در آیات و توجه نکردن به نظرات گذشتگان و مقایسه آیات با آخرین یافته های علمی افق دید تازه ای به ما می دهد و اعجاز نا شناخته این آیات بر ملاء میشود. خداوند برای درک ما از حرکت وضعی زمین و اثبات حقانیت خود در عصر شکوفائی علم در آیه 33 سوره انبیاء بجای کره زمین یا ارض شب و روز را می گذارد چیزی که کمتر مفسری به آن توجه کرده است. به این آیه توجه فرمایید.
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-خداوند است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید و همه آنها در مدار خود حرکت تکرای دارند. آیا شب و روز می تواند حرکت تکراری داشته باشد یا عامل دیگری آن را به رفتن و آمدن وادار می کند.
یسبحون به معنی نوعی حرکت تکراری است
یسبحون به معنی نوعی حرکت تکراری گفته می شود که یک پدیده استوار بر هویت خلقتی خود آن را بروز می دهد. اگر ما معنی این قبیل کلمات را از خود قرآن بیرون آوریم می توانیم به منظور خداوند از کاربرد این نوع کلمات برسیم. به این آیه توجه فرمایید. بعد از روشن شدن معنی یسبحون به بحث خود ادامه می دهیم.
آیه 44 سوره اسراء-
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِیمًا غَفُورًا- هفت آسمان (جو زمین) و زمین و هر آنچه در آنها است تسبیح ذات پروردگار را میکنند و هیچ شیی نیست مگر در حال تسبیح حمد خدا هستند ولی شما تسبیح آنها را درک نمی کنید خدا همواره غفور و برد بار است. ما با دید علمی به آیات نگاه میکنیم.
آنچه از این آیه استنباط می کنیم تسبیح حرکت تکراری بر فطرت آفرینشی هر شیئ است. در آیه دقت کنیم جو زمین و خود زمین (السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ) یک مجموعه بهم پیوسته است، یعنی کره زمین. سماوات السبع در کل کیهان فقط در زمین وجود دارد که جو هفت طبقه آن است که کنار زمین آورده شده. اگر ما سماوات سبع را طبقات بطلمیوسی بگیریم که از نظر علم منسوخ شده راه را اشتباه رفته ایم و نمی توانیم مفهوم آیه را درک کنیم. این کلام قرآن را امروزه با روشن شدن موضوعات علمی مربوطه میتوان به آسانی درک کرد بشرط این که خودمان را از تار عنکبوتی ذهنیات گذشته رها سازیم و با تفکر و تعقل و بر پایه علم روز به آیات متشابه نگاه کنیم تا دریچه واقعیات قرآن بر ما گشوده شود.
اتم در درون خود حرکت تکراری دارد بین ذرات اتمی دائما نیروی هسته ای قوی و ضعیف و الکترومغناطیس و جاذبه در جریان است و این جاری بودن را خداوند از آغاز انبساط جهان مادی در آنها جاعل (قرارداد) کرد.
الحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیر حمد و سپاس مخصوص خداوند منبسط کننده کیهان است که در آن ملائکه را به عنوان پیام آور در آن قرار داد که برخی دارای دو نیرو(قدرت) و برخی سه و برخی چهار نیرو بر اساس خواست و اراده خداوند این نیروها می توانند در خلق آنها افزایش داشته باشد که خداوند بر کل شیی قادر است. به مقاله انبساط کیهان از نظرعلم و قرآن مراجعه فرمایید.
خداوند کیهان را که باز کرد و به زبان علمی کیهان به محض انبساط قوانین جاریه را در آن مستقر کرد و تمامی پدیده های جهان مادی در حرکت مستمر و تکراری هستند و به حرکت فطرتی خود استوارند.
این حرکت در داخل اتم و سنگ و تمامی جانداران و بی جان، حیات، استمرار مرگ و زندگی، چرخش هوا و باریدن باران و بسیاری از پدیده های درون جو زمین و زمین جریان دارد تجری و همه در حال تسبیح هستند در حرکت تکراری بر فطرت ذاتی خود و این معنی یسبحون است. تسبیح (مهر و تسبیح) ابزاری است برای یسبحون، عمل تکراری. هر کس یا شیئ که بر فطرت ذاتی خود بدون تغییری قرار دارد امر خدا را انجام میدهد و تسلیم امر اوست و این حمد و ستایش خدا است. خداوند با امر خود جهان مادی اعم از جاندار یا بی جان را هدایت و مدیریت می کند. خلق و امر از هم جدا نیستند. أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ-
للَّیْلَ وَ النَّهَارحرکت وضعی زمین است که بجای کره زمین آورده می شود
بنابراین در آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَكُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-زمین و خورشید و ماه را خداوند خلق کرد. ارض همان شب و روز است، لیل والنهار چرخش زمین است و همه این ها حرکت وضعی دارند یعنی حرکت دور محور خود که دائما تکرار می شود. لیل و نهار هر حرکتی داشته باشند خورشید و ماه هم همان را دارند.
كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ-کل یعنی همه این ها که نام برده شده لیل و نهار خورشید و قمر. آیا لیل و نهار حرکت انتقالی دارند که ما بر اساس تصورات ذهنی خود خورشید را به حرکت انتقالی تاویل میکنیم. چه چیزی باعث میشود جلوی نور خورشید را بگیرد و یا آزاد بگذارد که نور آن به ما برسد. حرکت وضعی شب و روز است. کسانی که میگویند خداوند در هیچ جای قرآن به حرکت زمین اشاره نکرده است به این آیه و آیات اول سوره شمس که به آن هم می پردازیم توجه کنند. برای روشن شدن آیات علمی و مهم اول سوره شمس تا آیه 8 تمامی این آیات را مرور میکنیم.
سوره شمس و اثبات حرکت وضعی زمین
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا- وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا- وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا- وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا- وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا- وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا- وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا- فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا- قسم به خورشید و نورافشانی آن- قسم به ماه که از (نورافشانی خورشید) تبعیت می کند و قسم به روز که این نور را آشکار می سازد و قسم به شب که این نور را می پوشاند و قسم به آسمان (آسمان که به این مجموعه تعلق دارد که همان سماوات سبع است) و کسی که آن را بنا کرد و به هفت طبقه بالا برد) و قسم به زمین و روند پرتاب آن از مبداء(خورشید) به تفسیر آیت الله طالقانی در این مورد مراجعه فرمایید و قسم به نفس و کسی که آن را سامان داد (نفس سلول اولیه حیات در زمان سویته که همه موجودات زنده از آن نشات گرفتند) همه این قسم ها برمیگردد به نفس واحده و سویته آن هنگامی که ملائکه به آن سجده میکنند. در این مرحله از نفس واحده که سوی می شود خداوند در آن شالوده پرهیز کاری و بد کاری را نهادینه کرد. فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا – تمامی این آیات بهم پیوسته هستند. بریدن یک آیه و تفسیر آن به دلخواه خلاف مشی قرآن است.
شمس و ضحاها مطلب مهم و علمی در این دو کلمه نهفته است که ابتدا به آن بپردازیم و سپس بحث را ادامه دهیم قسم به خورشید و نورافشانی آن. نورافشانی خورشید زمانی است که اطراف را روشن می کند. خورشید خارج از جو زمین نورافشانی ندارد و اطراف را نمی تواند روشن کند حتی در کره ماه فقط سطوحی که نور خورشید بر آن میتابد روشن است و در سایه اجسام تاریکی مطلق است چرا؟ دلیل آن وجود مولکول های اکسیژن و گاز کربنیک ازت بخار آب وغیره در آسمان زمین است که نور خورشید را منعکس می کنند و همه جا روشن می شود و در سایه و داخل اتاق هم روشن است. برخورد نور خورشید با جو زمین باعث روشن شدن روز می شود. خداوند به این پدیده باعظمت که شاهکار خلقت او است قسم یاد میکند به نورافشانی خورشید. دحو الارض با مستند علمی و قرآن گسترش قاره ای زمین است
نور افشانی خورشید کلمه کلیدی بقیه آیات است
بحث آیه بر کلمه ضُحَاهَا است و ماه هم از نورافشانی خورشید پیروی میکند و روز که این نورافشانی را عیان می کند و شب که آن را می پوشاند. بنابراین شب و روز که حرکت وضعی زمین هستند نور خورشید را آشکار و پنهان میکنند. خورشید و نورافشانی آن ثابت است. و السماء و ما بناها سماء آسمان زمین است که باعث این نور افشانی شده و به این مجموعه خورشید و ماه و شب و روز تعلق دارد. اینجا برخی سماء را کیهان و یا خارج از جو زمین می دانند که غلط است و به سیاق آیات نمی خورد. هر کدام از این کلمات را خداوند به ماهیت ذاتی آن که رخ داد عظیمی بوده قسم یاد میکند. زمین برای تشکیل خود دچار طحاحا شده است یعنی به بیرون از مرکزیتی پرتاب شده است وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا قسم به زمین هنگامی که و ما طَحَاهَا میشد. قسم به چگونگی پرتاب آن از مرکز توده ابری در حال تشکیل .زمین قطعه ای از خورشید بوده. پس ما برای خورشید هم بگوئیم خورشید نوراست، خیر خورشید ماده است که در شرایط نور افشانی قرارگرفته است خورشید تا زمان معینی به نورافشانی خود ادامه میدهد
منبع نورافشانی خورشید تمام میشود یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى- جریان دارد تا زمان مرگ آن.
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا
معنی این آیه این است قسم به زمین وقتی که (برای تشکیل) به بیرون پرتاب می شود مانند والشمس و ظحاحا کلمه طحاحا و ظحاحا از زمین و خورشید بروز میدهد
اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ –رعد 2-
خداوند هفت جو زمین را بدون هیچگونه ستون قابل رویت بالا برد و سپس به مدیریت آن پرداخت و خورشید و ماه را مسخر ساخت (تثبیت کرد) و همه این ها تا زمان معینی به عمر خود ادامه میدهند و او امر خود را تدبیر میکند و آیات خود را این چنین بیان میکند تا به باز گشت بسوی او یقین داشته باشید. وقتی دید ما بر اساس علم باشد و تصورات ذهنی کهن پرده بر آن نیانداخته باشد این چنین آیات متشابه قرآن زیبا و پر معنی خود را نشان میدهند.
این وضعیت حرکتی مجموعه خورشید و ماه بعد از استقرار و بالا بردن سماء زمین همچنان جریان دارد تا قیامت حال چرا خداوند ابتدا رفع السموات را بیان می کند و پس از آن خورشید و ماه را مسخر میکند. موضوع علمی بسیار مهم که باید در تاریخچه پیدایش زمین آن را جستجو کرد. به مقاله خلقت زمین از نظر علوم طبیعی و قرآن مراجعه فرمایید. به آیه 33 سوره یاسین هم نگاهی بیندازیم.
خورشید در محل استقرار خود جاری است
وَالشَّمْسُ تجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتىَ عَادَ كاَلْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النّهارِ وَ كلٌُّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون. برنامه ریزی خداوند با عزت و دانا بر آن قرار گرفته که خورشید در وضعیت خود (محل استقرار خود) جاری باشد و برای ماه هم منازلی برنامه ریزی کرده ایم تا به هلال باریکی (تشبیه به شاخه هلالی درخت خرما) برسد نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب از روز سبقت میگیرد. همه در حرکت تکراری و فطری خود قرار دارند. خورشید در محل خودش حرکت استمراری دارد و از آنجائی که لیل ونها ر حرکت وضعی زمین هستند و دورمحورزمین میچرخند ماه و خورشید هم دور محور خود در جریانند. اگر بخواهیم آیه را این طور ترجمه کنیم که همه در مدار خود در حرکتند یعنی حرکت انتقالی دارند با حرکت وضعی زمین تطابق ندارد، زیرا شب و روز مدار ندارند و دور محور زمین میچرخند. لیل و نهار شمس و قمر از حرکت تکراری خود عدول نمی کنند و بر فطرت ذاتی خود استوارند. هر سه دارای حرکت یسبحون هستند براساس آیه حرکت هر سه باید شبیه هم باشند. كلٌُّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون.آیه دیگری که به خورشید و ماه اشاره دارد را هم مرور میکنیم.
خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُكَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَ یُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَ سَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ كُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّٰار-خداوند جو زمین و زمین را به حق خلق کرد شب را بر روز میپوشاند و روز را بر شب و خورشید و ماه را مسخر کرد که همه تا زمان برنامه ریزی شده جاری هستند. جالب است که در تمامی این قبیل آیات زمین و ماه و خورشید آورده و قرآن بجای زمین لیل و نهار را می آورد. شب و روز چه موقع خلق شد، زمانی که آسمان زمین به سماوات تبدیل شد و هفت طبقه جو زمین کامل و شفاف شد و روز و شب از هم بیرون آورده میشوند.
یکی پس از دیگری یعنی حرکت دورانی شب و روز به عبارتی زمین دور خود میچرخد.
بنابراین خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُكَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ. جو زمین خلق می شود و شب و روز بیرون آورده می شوند. قبل از ایجاد جو زمین و هفت طبقه آن نورافشانی در جو زمین صورت نمی گرفت و شب و روز به عنوان روشن بودن و تاریک بودن ایجاد نشده بود. زمین می چرخید ولی شب آن تاریک و روز آن روشن نبود. به مقاله دحو الارض روز تولد و آغاز حیات زمین نیست مراجعه فرمایید آیات 26 الی 30
وَمِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ –لیل و نهار(زمین) و خورشید و ماه از آیات خداوند هستند پس خورشید و ماه را سجده نکنید و خداوند که خالق آنها است را سجده کنید اگر از عبادت کننده ها هستید. در این آیه نیز به وضوح بجای زمین لیل والنهار آورده شده چرا که ماهیت زمین بر حرکت وضعی آن قرار گرفته شده.
با دید علم جدید به آیات متشابه نگاه کنیم گوئی هم اکنون آیات نازل شده اند.-سید محمد تقوی اهرمی دیماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397 ویرایش جدید خرداد 1399-ویرایش جدید آبان ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4342
مقدمه نوشتار
هدف از خلقت کیهان در قرآن ایجاد حیات در کره زمین و آفرینش انسان درون آن است. آیات متعددی این موضوع را اثبات می کند.
وهوالذي خلق السموات والارض في ستّة ايام وكان عرشه علي الماء-او است که سماوات و الارض (کیهان) را در شش روز آفرید و برنامه ریزی و مدیریت او بر ایجاد آب قرار داشت. حیات بر پایه آب قرار گرفته است
خداوند در شش دوره زمانی طوری خلقت کیهان را به پیش برد که ساختار اصلی کیهان به عبارتی 98 در صد –حدود 75 درصد اتم هیدروژن و 24 درصد اتم هلیوم خلق شد و این نسبت در تمامی کیهان پایه اصلی تحولات ساختاری جهان مادی بر آن قرار گرفت. در مورد واژه های یوم و این شش مرحله در مقاله خلقت کیهان در شش روز شرح داده شده است
مطالعه بیشتر: دابه و نقش آن در تداوم حیات از نظر قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 3892
مقدمه نوشتار
کلمات خلق آسمان بعد از زمین سوژه ای شده در دست معاندین و مخالفین قرآن، آن ها بدون مطالعه آیات مربوطه و بر اساس نظریات کهن به این تصور خلاف قرآن رسیده اند. آیات 9 الی 12 سوره فصلت همه درباره روند پیدایش زمین است. جدا کردن یک تکه آیه بدون توجه به سیاق و آیات قبل و بعد روش منطقی پژوهش نمی باشد. کسانی که این ایرادات را بر قرآن وارد کرده اند عامدا و از آن جائی که ذاتا ضد قرآن هستند، نظرات گذشتگان در هزار سال قبل که به استناد علم روز آن زمان بیان شده را ملاک قضاوت خود قرار می دهند و به آیات قرآن توجه نکرده و آن را نخوانده اند. آیات قرآن را با علم روز زمین شناسی مقایسه کنیم نه با تصورات کهن مسلما به واقعیت معانی آن دست خواهیم یافت. برای رفع شبهات دشمنان اسلام و قرآن می بایستی ابتدا خود را از بند تصورات ذهنی غلط کهن رها سازیم، تا بتوانیم دیگران را با واقعیت قرآن آشنا کنیم. البته راه طولانی در پیش است زیرا مفسرین و مترجمین امروزه را باید در ابتدا توجیه کرد که دنباله رو نظر گذشتگان هستند.
خلقت کیهان چه موقع ایجاد شد
بر اساس نظریه علم فیزیک کیهان از زمان مه بانک تا تشکیل منظومه شمسی چیزی حدود ده میلیارد سال پیش طول کشید. حدود 4/6 میلیارد سال قبل توده ابر خورشیدی در محلی شروع به حرکت چرخشی دورانی کردند. چه عاملی آنها را دور هم می چرخاند علم هنوز به این راز دست نیافته ولی به تعبیر قرآن مواقع النجوم عامل اصلی جذب توده غبار کیهانی بوده است که واقعه بسیار مهم در پیدایش ستارگان است و خداوند به این مواقع النجوم قسم یاد می کند. مواقع النجوم جایگاه ستارگان است که اخیرا دانشمندان اختر شناسی به این نتیجه رسیده اند که هر ستاره به سیاهچاله ای وصل است و عامل تولد و مرگ ستاره همین سیاهچاله است که قرآن آن را جایگاه ستارگان می نامد.
توده بسیار داغ متشکل از غبار کیهانی که بیشتر هسته های اتم هیدروژن و هلیوم به همان نسبت اولیه که در آغاز پیدایش کیهان یعنی 99 درصد هلیوم و هیدروژن و بقیه سایر عناصر بودند در اثر حرکت دورانی به دور مرکزیت توده ابر خورشیدی قرار گرفتند. زمین و سایر سیارات هر کدام بنا به دلایل ناشناخته علمی تکه های از این توده غبار کیهانی را سهم خود کردند و هم زمان با سایر سیارات هر کدام جایگاهی جداگانه پیدا و سیارات از جمله زمین شروع به شکل گرفتن کردند. آیات 9 الی 12 سوره فصلت را با هم مطالعه و براساس علم زمین شناسی تجزیه و تحلیل کنیم.
قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ (9)بگو به کسی کفر می ورزید که زمین را در دو دوره خلق کرد. این دو دوره می تواند تکامل اتمی و تکامل شیمیائی زمین باشد.
در تکامل هسته ای همجوشی هسته ای باعث به وجود آمدن عناصر شیمیائی گردید .آهن و نیکل درم رکز زمین جای گرفتند و زمین جرم دار شد. با پایین آمدن حرارت زمین تا حدود 3000 درجه دوره تکامل شیمیائی شروع و هسته های عناصر تشکیل شده به مولکول ها تبدیل شدند. در پایان دوره دوم پوسته جامد روی زمین قرار می گیرد که در آیات زیر به آن اشاره شده
وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ (10) و قرارداد رواسی را بالای زمین و در آن برکت را نهادینه و غذای بیولوژیکی اقوات را در چهار دوره برنامه ریزی کرد برای نیازمندان به آن غذا (تک سلول های اولیه حیات).
خداوند رواسی را برروی زمین قرارداد رواسی پوسته جامد زمین است و کوه معنی نمی دهد کوهها میلیارد ها سال بعد و در اثر فشار و حرکت قاره ها به وجود آمدند. بر روی پوسته جامد زمین برکت را قرارداد و غذای بیولوژیکی موجودات که به این غذا نیاز داشتند را در چهار دوره برنامه ریزی کرد. قدر با تشدید دال و فتحه ق از تقدیر می اید اندازه معنی نمی دهد. قدر با سکون دال میشود اندازه.
این اتفاق در ابتدای پیدایش زمین رخ داده است یعنی حدود 3/5 میلیارد سال پیش. جانوران پرسلولی کمتر از یک میلیارد سال پیش از تک سلولی هسته دار شکل گرفتند. بنابراین این اقوات براساس آخرین نظریه علمی برای اولین تک سلولی غیر هوازی بدون هسته و غشاء هسته ای که نوعی باکتری بوده است برنامه ریزی و در اختیار قرارداده شده کسانی که اقوات را خوراک موجودات زنده تفسیر می کنند به آیه انا خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون توجه فرمایند که به زمان تشکیل پوسته جامد و سرد شدن آن به حدود صد الی یکصد و پنجاه درجه بر می گردد. این را علم زمین شناسی و زیست شناسی اعلام کرده اند به مقاله پیدایش زمین از نظرعلم و قرآن و مقاله قرآن و علم زیست شناسی و پیدایش حیات
مراجعه فرمایند. تا اینجا این دو آیه تحولات پیدایش زمین را شرح می دهد و در باره پیدایش زمین است.
ثم الستوی الی السماء
کدام سماء است مسلما وقتی قرآن دارد داستان خلقت زمین را بیان می کند و سماء هم در بسیاری از آیات قرآن جو زمین معنی میدهد منظور سماء زمین است که هنوز دودی و تاریک و یک پارچه است و هنوز از آن هفت طبقه جو زمین بیرون نیامده .
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ (11) سپس به آسمان زمین پرداخت که دودی و تیره تار بود و به زمین و آسمانش فرمود در این وضعیت خواه ناخواه قرار گیرید و آن ها قرار گرفتند. آیه به صورت تشبیهی سرگذشت زمین را بیان می فرماید وقتی حیات ایجاد شد در زمین جوی وجود نداشت جو اولیه همان غبار و دود از فعالیت شدید آتشفشان ها و بر خورد شهاب سنگ ها و بخار آب اشباع شده و هیدروژن، متان و گاز های دیگر که گرانش زمین آنها را اطراف زمین نگه داشته بود تا به فضا پرتاب نشوند و خداوند می فرماید زمانی رسیده که به آسمان زمین پرداخته شود و این آسمان یک سماء بوده و تیره و تار و دودی دقیقا مطابق نظریه زمین شناسی در پیدایش زمین.
فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ( به زمین و جو آن فرمود)معنی این می دهد که سماء و زمین یک مجموعه جدا از هم نبوده. در ثانی هر دو تازه متولد شده اند که خداوند می فرماید بالاجبار در این وضعیت قرار گیرید. کیهان ده (احیرا حدود 13 م. محاسبه کرذه اند)میلیارد سال قبل متولد شده بود در آیات باید تفکر کرد. بنابراین برای بحث در مورد خلقت آسمان بعد از زمین می بایستی آیه را که درباره یک موضوع بحث می کند و قبل و بعد از آن را هم در مقالات خود آورد و بریدن ثم الستوی الی السمائ (سپس به جو زمین پرداخت)از قبل و بعد از آیات مربوطه عملا کاری است شیطانی و تحریف کلام خداوند. معاندین از نا آگاهی مردم نسبت به آیات قرآن و حاکم بودن نظریه گذشتگان از هزارسال قبل سوء استفاده میکنند. کلمات خداوند در آیات متشابه اعجاز قرآن است و باید با علم روز آن را مقایسه کرد نه با نظرات هزار سال قبل. به آیه بعد که دنبال این سه آیه است هم توجه فرمایید.
فقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ -12سپس آن سماء را به هفت آسمان و در دو دوره برنامه ریزی کرد و در هر آسمان فرمان خود ( قوانین هر طبقه را)را وحی کرد (قوانین مربوطه را). وحی فرمان و امر خداوند است امر و خلق تفکیک ناپذیرند. خداوند خلق میکند و امر یا قوانین مربوطه را در آن قرار میدهد. اوبا امر خود جهان مادی را مدیریت میکند. هر طبقه جو زمین قوانین خاص خود را دارد به مقاله علم و هفت آسمان قرآن تحقیق علمی مراجعه فرمایید .
بر اساس علم زمین شناسی تشکیل جو زمین را به دو دوره اصلی جو بازی و جو اسیدی یا به عبارتی جوی که در آن هیدروژن حاکم بود و سه دوره پانصد میلیون ساله طول کشید و پس از آن با وجود سیان باکتری های هوازی اکسیژن جای هیدروژن را گرفت. اشاره قرآن به این دو دوره است. جو کنونی زمین در دو دوره خلق شد. پس از سامان دادن دوره دوم و آرامش زمین، جو زمین شفاف شد و ستارگان به راحتی از روی زمین دیده می شدند و این چنین تلولو نور ستارگان زینت بخش زمین شد. مصابیح معنی نور ستارگان یا چراغ می دهد. بعلاوه حفاظ برای حیات در زمین قرار داده شد و این تقدیر خداوند عزیز علیم است. این برنامه ریزی خداوند دانا و با عزت است. حال دقت فرمایید این چهار آیه پیوند ناگسستنی با هم دارند و چگونگی پیدایش زمین و هفت جو آن را بیان می کند. ارتباطی با کیهان ندارد. چگونه برخی در اثر نا آگاهی به علم روز و پیروی از نظرات هزار سال قبل که بر باورشان نشسته این چنین آیات علمی خداوند را فدای تصورات ذهنی خود می کنند.
دقت فرمایید همه این چهار آیه مربوط به تحولات زمین است و ربطی به خلقت کیهان ندارد و چگونه برخی آیات خداوند را به بهای اندک می فروشند و آن را از علمی بودن می اندازند و شبهه می تراشند و از آنجائی که نظرات ذهنی گذشتگان در تار پود وجودشان تنیده شده و حاضرند آیات قرآن را فدای تصورات ذهنی گذشتگان کنند.
قرآن را با علم روز مقایسه کنیم و دست از نظرات کهن برداریم تا واقعیت های علمی قرآن از زیر پرده ابهام بیرون آید به امید آن روز خداوند به همه ما توفیق درک و فهم آیات را عنایت فرماید در خاتمه آیه زیر را هم مرور کنیم تا واقعیت قرآنی و تصورات ذهنی را مقایسه کنیم-بقره 29
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ –خداوند است که تمامی شرایط لازم در زمین را فراهم کرد و سپس به آسمان(زمین ) پرداخت و از آن هفت آسمان (هفت جو زمین)بیرون آورد و او به تمامی امور دانا است. این ایه مکمل چهار آیه فوق است خداوند ابتدا زمین را و هر چه که مورد نیاز حیات بود خلق و سر و سامان داد و سپس به سماء زمین پرداخت و آن را به هفت سماء تبدیل کرد
بسیاری تحت تاثیر افکار بطلمیوسی کیهان را از هفت آسمان می دانند و برای هر آسمان هم خرافاتی ردیف کرده اند و حتی به آسمان عالم غیب هم نفوذ کرده اند. آنها سماء را بر آن اساس عالم بالا می دانند و عالم بالا هم هفت آسمان است. این افکار منسوخ شده هنوز هم در قشر متحجر و کهنه پندار طرفدارانی دارد و این همه شبهه هم از این جا سر چشمه گرفته. حال چرا خداوند متعال این همه برای هفت جو زمین اهمیت قائل است و آن را سبع السموات می نامد. برای اینکه حیات زمین به وجود هفت طبقه جو زمین استوار است. علم طبقات زمین را بر اساس حرارت به 5 طبقه تقسیم کرده است .دو طبقه بسیار مهم و حیاتی را در درون این 5 طبقه قرار داده است اول لایه حیاتی ازن و دوم لایه کمربند مغناطیسی در طبقه آخر که زمین را در برابر طوفان های مغناطیسی خورشید حفاظت می کند. قرآن این دو لایه را حفاظ زمین می داند. خداوند هفت طبقه جو زمین را بر اساس نقش و اهمیت آن در بقائ حیات در نظر گرفته وبه همین منظور از حفاظ آن نام برده است وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ بنابراین هفت طبقه جو زمین منافاتی با علم ندارد.
-سید محمد تقوی اهرمی-دی ماه 1396 ویرایش جدید بهمن 1397 ویرایش جدید تیر ماه 1399-ویرایش جدید مهر ماه 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 5581
مقدمه نوشتار
خلقت انسان در قرآن و آیات مربوطه که کاملا واضح و روشن و مطابق علم روز زیست شناسی بیان شده به دلیل مقایسه آن با تصورات ذهنی سیزده سال قبل دچار توهمات و نارسائی های زاییده فکر غلط ما شده است. اگر این تصورات را کنار بگذاریم و آیات را با علم روز مقایسه کنیم تمامی شبهات و سوالات بر طرف میشود. متاسفانه تصورات ذهنی پرده ای بر افکار و تعقل ما انداخته و ما سعی می کنیم آیات را با تفکرات کهن مقایسه و مطابق خواست نفسانی خود برداشت نمائیم.
کلمات نطفه، ماء دافق، قرارمکین و بسیاری دیگر بازیچه تفکرات غلط ذهنی ما شده و تمامی تحولات تکاملی انسان در طبیعت را در درون رحم قرار داده و مرتبا سوالات بیشماری که به وجود آمده اند را با توجیهات غلط خود پوشانده ایم. گذشتگان با برداشت های ذهنی منطبق بر علم روز آیات را تفسیر کرده اند. امروزه که علم دوران شکوفائی خود را سپری می کند و بسیاری از موضوعات علم زیست شناسی و زمین شناسی و تکامل موجودات زنده با مستندات و دلائل بیان شده است. باید سعی کنیم همچون گذشتگان آیات متشابه قرآن را به خصوص در موضوع خلقت انسان با علم روز مقایسه کنیم کاری که گذشتگان کردند و سیزده قرن است که بدون تغییر بر باور نشسته و حاضر نیستیم تفکرات کهنه را به نفع آیات قرآن کنار بگذاریم.
دو گروه براین تصورات ذهنی کهن پافشاری میکنند. گروه اول کسانی هستند که نظر گذشتگان را مبنای فکری خود قرار داده اند و قبل از تفکر در آیات قرآن سراغ آن نظرات میروند و سعی میکنند آیات قرآن را مطابق آن تصورات تفسیر کنند و
گروه دوم که متوجه شبهات و خلاف علم بودن این تفکرات کهن در خلقت انسان شده اند آن را به قرآن نسبت می دهند و در قالب به ظاهر خیرخواهانه ولی مغرضانه آن را بسط و گسترش می دهند تا نارسائی های علمی آن را بیشتر عیان شود و ذهن مومنین را مشوش کنند.
کسانی که واقعا خواستار درک مفاهیم و واقعیت وقایع خلقت انسان هستند که به نظر اینجانب کاملا منطبق بر علم روز است، خود را از تفکرات کهن رها سازند و این آیات را با علم روز مقایسه کنند. مقالات متعددی در باره خلقت انسان از نظر علم روز تا کنون در سایت حما مسنون منتشر کرده ام که مطالعه آن را به علاقمندان توصیه می کنم .
آغاز خلقت انسان از رس (سنگ رس-صلصال کالفخار)
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ-خداوند شرایط خلقت (حیات)را به بهترین وجه فراهم نمود و خلقت انسان را از سنگ رس آغاز کرد- ثم جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ -ونسل ایجاد شده بعد از طین را درمشتقات (رسوبات منشعب شده در آب کم) آب کم قرار داد
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ و سپس او را سامان دادم یا به مرحله سواه یا سویته رسانده و روح خود را در آن قراردادم. بعد از نفخ من روحیه گوش و چشم و قلب برای شما در آن قرار داد ( در زمان های طولانی). اما کمتر کسی واقعیت موضوع را درک کرده و شکر گذار خداوند هستند.
نکات ظریفی در این آیات است. ابتدا نقش سنگ رس در خلقت انسان و شرایط آمادگی برای آغاز خلقت انسان مسلما این شرایط در زمین اولیه فراهم شد. خداوند تمام ملزومات لازم برای برای شروع خلقت انسان از مواد شیمیائی را خلق فرمود و خلقت انسان را در سنگ رس شروع کرد. انسان در شروع خلقت از حما مسنون و در سنگ رس داغ نسل اندر نسل به مراحل بالائی تکامل خود صعود می کرده است در پروسه تکامل به سوی هدف مورد نظر می رسیده است. ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ .نسل دراینجا نسل بعد از طین است که از مشتقات رسوب شده در آب کم و در چهار دوره اقوات که در آیه 10 سوره فصلت به آن اشاره شده به وجود آمد و تا مرحله سویته که روح یا امر خداوند در نهاد نسل تکامل یافته از نطفه نخستین بیرون آمده از سنگ رس که تک سلولی تکامل یافته علقه بود نهادینه شد و این مرحله آغاز قرار گرفتن امر خداوند در سرنوشت شدن انسان بوده است. کلمات رسوب مشتق شده در آب کم معانی والای علمی دارد. دانشمندان پیدایش اولین نطفه حیات را در دریا و اقیانوس و جو اولیه زمین می دانند ولی قرآن اولین نطفه حیات را در سنگ رس داغ و در محیط بدون آب و تنها در بخار آب که در دل سنگ رس همراه با مولکول های پایه حیات و درزمانی که جوی در زمین اولیه وجود نداشت خلق کرد. دانشمندان به این نظریه نزدیک تر شده اند خلق حیات و نقش سنگ رس تحقیق علمی دانشگاه هاروارد
انسان هنوز در حال شدن است به زبان علم زیست شناسی دوره تکامل را می گذراند و تکامل این مرحله قرار گرفتن DNA در تک سلولی هسته دار هوازی است که بنیان و اساس سنگ تکامل پرسلولی ها و ارتباط هدایتی نور خداوند در قالب روح از اینجا آغاز می شود.
در این جا است که خداوند به ملائکه در آیات 28 و29 سوده حجر خطاب می فرمادید- وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-هنگامی که خداوند تو به ملائکه فرمود من خلق کننده بشری از توده سیاه حما مسنون در صلصال( سفال پخته شده و داغ ) هستم پس وقتی او را سویته کردم و از روح خودم در آن دمیدم به او سجده کنید. خداوند هنوز انسان را در صلصال و از حما مسنون خلق نکرده ولی به ملائکه اعلام می کند. ملائکه اسباب و قوانین جاریه در جهان مادی هستند و در حیات زمین هم این قوانین وجود دارند و لازم است در اختیار ساختار تشکیلاتی نسل های بعد از خلق در صلصال و نسل های بیشمار دیگر خلق من بعد خلق قرارگیرند. سجده کردن به معنی با تمام وجود در اختیار سرنوشت خلقتی بشر قرار گرفتن تا به انسان کامل یعنی آدم برسد و نسل تمامی انسان های تکامل یافته از آدم و زوج اواست.
ابتدا نطفه از حما مسنون و در آغوش صلصال و در چهار دوره اقوات خلق می شود. اولین تک سلولی غیر هوازی بدون هسته که نطفه امشاج است یعنی درآن جنسیت نر و مادینگی قرار داده نشده ولی در آن به صورت ادغام شده یا مختلط وجود دارد و می تواند خود تکثیر پذیر باشد ولی هنوزغشائ هسته ای ندارد و بدون حفاظ است. ژن اولیه حیات که دارد به مرحله تکامل و رسیدن به ژن کامل است در آن نهادینه می شود. غشاء هسته ای که در قرآن به قرار مکین نام برده شده هنوز برایش درست نشده دانشمندان زیست شناسی هنوز به رمز ایجاد غشاء هسته ای و چگونگی قرار گرفتن آن دور نطفه پی نبرده اند و بحث بسیار داغ زیست شناسی است موضوع خلق نطفه اولیه از توده سیاه بر روی سفال یا سنگ رس پخته شده تقریبا پذیرفته شده است و قرآن دقیقا این مراحل را ذکر کرده است به مقاله حمامسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات در زمین است مراجعه فرمایید.
سه دوره پانصد میلیون ساله نیاز بوده تا قرار مکین پوشش یا غشاء نطفه بی حفاظ شود و این سه دوره در تاریکی های سه گانه اولیه زمین بوده که هنوز جو زمین دودی و تاریک و ظلمات است و سپس علقه اولین تک سلولی هسته دار هوازی که در آن ژن کامل و جنسیت نر و مادینگی یا عامل توارث در آن قرار داده و خلق می شود و این مرحله سویته است که (برنامه نرم افزاری رشد و ارتباط مدیتریتی با خالق متعال) روح و امر خداوند در هسته سلولی و در ژن های آن نهادینه می شود واز این پس فرمان خداوند یا روح او هدایت تکاملی بشر را بسوی انسان شدن و منطبق برنامه ریزی تعیین شده به پیش می برد.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ.انسان را از مشتقات در رس خلق کردیم و سپس نطفه را درجایگاه استواری قرار دادیم. سلاله معنی خاص خود را دارد که مفهوم علمی وسیعی دارد. به مقاله سلاله من طین و نقش آن در پیدایش حیات در زمین اولیه مراجعه فرمایید.
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى - فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى - آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدر می شود. آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی و نرم افزاری الهی (تقدیرالهی) نبود که مقدر می شود(به بار می نشیند-استفاده از ماضی شروع پروسه است و مضارع پایان پروسه بعد از زمان طولانی و در گذشته است آینده در گذشته). سپس علقه را از نطفه خلق کرد و آن را سامان داد و سپس زوجیت نر ومادینگی را در آن قرار داد. و بعد از علقه تکامل به روند خود ادامه داد و از علقه پرسلولی ها خلق شدند و در ادامه غضروفیان که همان مضغه است در زمین حاکم می شوند. سپس مضغه که مرحله غضروفی بودن جانداران که در اثر گذشت زمان این غضروف به استخوان تبدیل و سپس ماهیچه ها بر روی استخوان قرار گرفتند. جانوران تکامل یافته تری به وجود آمدند و سپس خداوند خلقت آخری انسان را از آن ها بیرون آورد ثم انشاناه خلقا آخر. همه این مراحل در زمین اولیه شروع و طی میلیارد ها سال هدف نهائی خلقت که آدم انسان تکامل یافته است در زمین پا به عرصه وجود گذاشت. حال با این دید به آیات زیر نظری بیاندازیم.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ-ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارمَّكِينٍ -ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ.-درحقیقت ما انسان را از ترکیباتی در رس خلق کردیم و سپس نطفه ایجاد شده را درمحفظه یا غشائ سلولی قراردادیم و ازاین نطفه علقه را خلق کردیم و از علقه مضغه را آفریدیم و از مضغه استخوان را آفریدیم و استخوان را گوشت یا ماهیچه پوشاندیم و سپس خلق آخری را از آن انشائ کردیم فتبارک الله احسن الخالقین.
این آیه دقیقا روند تکامل انسان را در مراحل مختلف سرنوشت خلقتی او بیان می کند. آنچه در رحم ها ی انسان و حیوانات اتفاق می افتد و شبیه هم هستند. باز آفرینی خلقتی است که صورت گرفته. همه این مراحل در زمان های پیشین اتفاق افتاده نه اکنون و در رحم. در رحم خلق صورت نمی گیرد خلق فقط یکبار است نطفه از عمل لقاح نر و مادینگی ایجاد می شود و نطفه ساختار اولیه یا میکروسکپی موجود زنده است که رشد می کند. اعضائ بدن در نطفه از ابتدای عمل لقاح طرح ریزی شده. خلق در رحم معنی ندارد. همه باز آفرینی خلق اولیه است.
انا انشائکم من الارض-إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ-ما شما را در زمین انشاء کردیم در حال بارآوری آن بودیم و این اتفاق درشکم های نیای شما آن هم زمانی که بصورت جنین در شکم نیای خود بودید.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير-بگو در زمین سیر کنید و بررسی ونگاه کنید چگونه خلق حیات را شروع کردیم و سپس خداوند نشائ آخری را از آن بیرون آورد که خداوند قادر متعال است که همه چیز را با برنامه ریزی انجام می دهد.
أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير-آیا نمی نگرید که چگونه خداوند خلقت را آغاز کرد وسپس آنرا باز آفرینی می کند و این کار برای او آسان است. مفسرین محترم یعیده را باز گشت به قیامت تفسیر می کنند در صورتیکه باز آفرینی معنی می دهد و رشد جنین باز آفرینی خلقت انسان است و در تمامی جنین پستانداران از یک الگوی همانند و مستقل تبعیت می کنند. حتی در تخم مرغ هم نطفه ایجاد و رشد می کند و مراحل رشد تقریبا با رشد جنین انسان شباهت دارد و این دلیل محکمی است که تمامی موجودات زنده از یک سلول نیای مشترک خلق شده اند که نفس واحده در قرآن نام گذاری شده.
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى- مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى- وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى-خداوند است که زوجیت نر ومادینگی را خلق کرد از نطفه ای که مقدر شد- و اوست که نشائ آخری هم بر عهده داشته است .
لَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیةَ أَزْوَاجٍ یخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ. (زمر، 39/ 6)
خداوند شما را از نفس واحده خلق کرد (تمامی موجودات زنده اعم از گیاهی و جانوری از نفس واحده خلق شدند) و از همان نفس زوج آن را آفرید و از چارپایان هم هشت زوج برای شما نازل کرد همه شما انسان و انعام خلق می شوید در شکم امهاتکم (نیای مادری شما). خلق پس از خلق و در ظلمات ثلاثه این توسط خداوند شما ایجاد میشود و همه چیز به او تعلق دارد هیچ خالقی جز او نیست و باز گشت بسوی او است .به مقاله ظلمات ثلاثه در قرآن و خلقت انسان مراجعه فرمایید.
با آیه زیر بحث خود را به پایان میبریم در ارتباط یا کلمات حما مسنون و صلصال، ماء مهین و موضوعات فوق الاشاره قبلا مقالاتی در سایت حما مسنون منتشر کرده ام تا درک این مفاهیم با مقایسه با آخرین دست آورد های علم زمین شناسی و تکامل موجودات آسان تر شود لیست این مقالات در پایان نوشتار برای علاقمندان آورده ام. وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ آخَرینَ
خداوند بی نیاز و صاحب رحمت بی پایان است و اگر بخواهد شما را می برد و کسانی دیگر را جایگزین شما می کند همان طور که شما را از نسل آخرین قوم بیرون آورد. براساس این آیه آدم به عنوان انسان تکامل یافته و زوجش را از آخرین قوم بیرون آورد. آیا این آیه شبهه ای باقی می گذارد که قبل از آدم قوم های دیگر می زیسته اند که آدم از بین آنها و با جهش تکاملی بیرون آورده شد .سید محمد تقوق اهرمی دی ماه 1396 ویرایش جدید اسفند 1397ویرایش جدید تیرماه 1399ویرایش جدید25/10/1404
صلب و ترائب وخطای برداشت قدما وموخرین
مائ دافق ونقش ان در پدیده خلقت حیات
خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه
خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز
طارق سیستم حفاظتی تک سلولی های اولیه حیات است
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)