- توضیحات
- بازدید: 6096
مقدمه نوشتار
خلقت انسان در قرآن بحث بسیار جالب و در عین حال پیچیده، چرا نظر قرآن درباره خلقت انسان به این سرنوشت دچار و موضوع آن پیچیده شده است. دلیل آن پیروی از نظرات گذشتگان است که بیش از هزارسال بر باور ما نشسته و می خواهیم امروزه آن را با علم روز تطبیق دهیم توجیه می کنیم و شبهه می آفرینم. سعی نکرده ایم آیات علمی قرآن را با دید علمی روز بیان و یا تفسیر کنیم. بسیاری از ترس اینکه وارد شدن به مقوله تطبیق علمی آیات درباره خلقت جهان مادی، خلقت انسان و هفت آسمان ممکن است ما را دچار سر در گمی کند توجیه می کنند که علم هنوز قطعیت نیافته و ضرورت ندارد وارد بحث علم و قرآن شویم. این افراد با خود فکر نکرده اند که گذشتگان تمامی مطالبی که بر باور ما نشسته را مطابق علم هزار سال قبل سنجیده اند و نسل اندر نسل به ما تحویل داده اند و ما د رحقیقت تنها راوی نظر آن ها شده ایم، حتی در معانی کلمات هم فکر نکرده ایم. برای روشن شدن مطلب به دو موضوع از قرآن مجید اشاره ای داشته باشیم. ما د ربسیاری از تفاسیر(تقریبا همه ترجمه های قرآن) ملائکه را فرشته معنی می کنیم و فرشته هم در افکار گذشتگان زنان بوده اند با دو بال و این موضوع از تخیلات گذشته وارد فرهنگ لغت ما شده است. خداوند این موضوع را برای ما در مثالی شرح و به ما تذکر معنی داری می دهد. آیات 151 الی 156
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ- أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ- وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ- أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ- مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ- أَفَلَا تَذَكَّرُونَ- أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ-
آن ها شاهد بودند کهگ ما ملائکه را زن آفریدیم- آن ها با دروغ پردازی خود قطعا خواهند گفت که خدا فرزند دارد و یا برای خود دختران را بر پسران برگزیده- شما را چه شده آیا سرپند رفتن ندارید و یا دلیلی روشن دارید.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
کسانیکه به آخرت ایمان ندارند- برای ملائکه نامی را انتخاب کرده اند که مفهوم زن را تداعی می کند (مانند کلمه فرشته در ادبیات ما) اینها علم موضوع را ندارند و از تصورات ذهنی خود تبعیت می کنند. در حقیقت تصورات ذهنی برای رسیدن به حقیقت هیچ سودی ندارد-یا راه به جائی نمی برد. وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
بنابراین تصورات ذهنی یا خیالات که مبتنی برعلم نباشد وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ برای رسیدن به واقعیات گزینه درستی نیست. موضوع دوم
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ –حج 52 –ما قبل از تو(ای پیامبر گرامی)هیچ رسول و یا نبئی نفرستادیم مگر اینکه شیطان هنگامی که آن ها آیات الهی را با آرزو هایی که در ذهن داشتند مطابقت می دادند (با تصورات ذهنی خود تاویل می کردند)، شیطان در امنیه آن ها (در آرزوها و تصورات ذهنی آنها) دخالت می کرد و خداوند آن القائات شیطانی را از ذهن آنها پاک می کرد و بدین طریق آیات خود را محکم و تثبیت می کرد. تصورات ذهنی در مطالعه قرآن مورد وسوسه شیطان قرار می گیرد و حتی پیامبران هم ازاین وسوسه ممکن است درامان نباشند. از این جهت است که خداوند می فرماید وقتی به تلاوت آیات قرآن میپردازید از وسوسه شیطان به خدا پناه ببرید. وسوسه شیطانی همین تصورات ذهنی و خواسته نفسانی ما است.
خداوند خالق کل شیی (جهان مادی) و قادرمتعال است و برهمه کل شیئ احاطه دارد و علم او جهان مادی را دربر می گیرد. کل شیئ(همه مظاهرمادی) معنی جهان مادی را می دهد و علم او به تمامی جهان سیطره دارد. او خالق علم است و قوانین طبیعت امر اوست.
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا- یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم وما یحیطون به شیئ من علمه الا به ما شائ -خدای شما خدائی است که غیر از او خدائی نیست و آفریننده کل جهان مادی است پس او را عبادت کنید که بر تمام جهان مادی صاحب اختیار است. او علم هرچه در سرنوشت گذشته و حال شما است را دارد و هیچ کس به علم او احاطه ندارد مگر بر خواست او باشد. دانشمندان بنا برخواست خداوند به علم او درعالم مادی دست می یابند چرا که او اسماء را به انسان آموخته است. از علم خود به او داده است.
علم امروزی واقعیت دارد
علم امروزی واقعیت دارد.علم زیست شناسی و زمین شناسی از روی مدارک و شواهد (فسیل ها، تعیین عمر آنها و وابستگی ژنتیکی موجودات زنده) به نکات مهمی از تاریخچه حیات دست یافته است. اگرچه هنوزسئوالات زیادی وجود دارد ولی علم ابزاری برای سنجش ما شده است. ما باید آیات قرآن را درمورد خلقت انسان با آخرین یافته های علمی مقایسه کنیم بنگریم آیا همخوانی دارد. البته باید همخوانی داشته باشد چرا که علم براساس نظر قرآن از خداوند جدا نیست مگر اینکه ما از اساس لائیک و ایمان به خدا نداشته باشیم. امروزه درعلم زیست شناسی و پیدایش حیات با کلمات کلیدی برخورد میکنیم و دانشمندان روی این کلمات پژوهش خود را متمرکز کرده اند. خداوند در قرآن دقیقا به این کلمات کلیدی پاسخ میدهد.مانند حیات از ماده بی جان به جاندار پدید آمد، آغاز پیدایش حیات از نطفه بوده است، تکامل موجودات زنده از درون آب صورت گرفت، حیات در کره زمین صورت گرفته نه ازخارج از زمین به زمین منتقل شده و بسیاری ازاین نوع مفاهیم. البته برای پی بردن به واقعیت خلقت انسان ومقایسه آیات قرآنی بایستی به علم زیست شناسی و پیدایش وتحولات زمین آگاهی داشت. چرا در بحث خلقت انسان با شبهه بسیاری روبرو هستیم و این همه شبهات از کجا سرچشمه گرفت.
تصورات ذهنی بر باور ما نشسته
مشکل اساسی در ما است که برای مطالعه قرآن با تصورات ذهنی بر باور ما نشسته وارد مطالعه قرآن م یشویم و هر آنچه که با باور و ذهنییات ما می خواند از آن بیرون می آوریم. کلمات را مطابق میل خودمان معنی می کنیم تا بر تصورات ذهنی گذشتگان تطبیق پیدا کند. آیات قرآن را گزینشی انتخاب و به تقدم و تاخر آن نگاه نمی کنیم. کسی که نظریه منسوخ شده بطلمیوسی را بر باور خود نشانده قرآن را فدای تصورات ذهنی خود می کند و تاویلی مطابق نظر خود از قرآن بیرون می کشد. منظور من آیات متشابه در قرآن است که با علوم طبیعی سرو کاردارند و بیشترین شبهات که باعث تزلزل در ایمان جوانان می شود ازهمین ها منشاء می گیرد. معاندین و مخالفین و منحرفین به استناد همین تصورات ذهنی خود و نظر گذشتگان قرآن را به باد انتقاد می گیرند. حتی آیات قرآن را مطالعه و در آن تفکر نمی کنند. بطور مثال اگر آیات مربوط به وحی را در قرآن مطالعه کرده بودند و شخصا در آن تفکر و تعقل می کردند و به نظر گذشتگان توجه ای نمی کردند دچار این وسوسه شیطانی نمی شدند که وحی خداوند را رویا و خواب بپندارند و منحرف شوند به مقاله فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن مراجعه فرمایید و یا بدون آگاهی داشتن به علم زمین شناسی که مشارق و مغارب واقعیت عینی در کره زمین دارد کلمات مشارق و مغارب را به تمسخر بگیرند و اخیرا این اثبات شده و اشاره خداوند هم دقیقا این است که خداوند واقعیت دارد و در 1400 سال پیش پدیده های طبیعی را در زمینی که خود خلق کرده آگاه بوده است و برای ادله خدا شناسی به ما تذکر میدهد.
به مقاله مشارق و مغارب واقعیت عینی در زمین دارند مراجعه فرمایید. آیات را بدون پیش داوری مطالعه کنیم و از معانی کلمات در قرآن بهره ببریم و در آنها تفکر و تعقل کنیم و از آیات خداوند در طبیعت هم که به استناد قرآن دیگر آیات خداوند هستند و بنام سبع المثانی یا قرآن ثانی یاد شده هم استفاده کنیم. بعلاوه اساس کار را باید بر دستورخداوند قرار دهیم که فرموده است قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدائ الخلق –از روی آثاری که بر زمین وجود دارد چگونگی شروع خلقت حیات را بیرون آورید. مسلما راهگشای این آیه تجسسات و ادله زمین شناسان باید مورد توجه قرار گیرد، نه تجسس در نظر گذشتگان آنهم در نظریات هزارسال پیش. من بر این اساس نظرات خود را مطرح می کنم و از آنجائیکه رشته تحصیلی من بیوشیمی از آلمان است و از دانشجویان اتحادیه انجمن های اسلامی در آلمان بوده ام و با مرحوم شهید بهشتی در مسجد هامبورگ مراوداتی داشته ام و از ایشان مطالبی و رهنمودهائی آموخته ام و در مباحثات سمینارهای انجمن های اسلامی طی حدود 12 سال با حضور امثال دکتر سروش، مرحوم صادق طباطبائی و سایرین حضور فعال داشته ام و در این مدت در انجمن اسلامی برخی شهرهای آلمان جلسات تفسیر قرآن داشته ام و مدت سی سال بعد از انقلاب در سطوح مدیریت سطح عالی از جمله کاردار جمهوری اسلامی در آلمان و مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره مراکز تهیه و توزیع کالا در سال های 1359 به بعد و سایر شرکت های دولتی انجام وظیفه کرده ام و در مدت پنجاه سال به مطالعه قرآن مشغول بوده ام .نظرات و تجربیات خود را برای تشحیذ ذهن خواننگان گرامی تحت عنوان یادداشت های خود خدمت علاقه مندان ارائه می دهم و این تنها یک نظر است برای فکر کردن در آیات. انشاء الله به کمک نو اندیشان مسلمان آیات قرآن را که در بند ذهنیات گذشتگان آن هم نظرات حدود هزار سال پیش گرفتار شده و منشاء بسیاری از شبهات گردیده را رها سازیم.
اساس و روش تحقیق و بررسی را بر آیات قرآن و علم روز بنا نهاده ام. کلماتی در خلقت انسان در قرآن بکار برده شده مانند بداء، خلق، انشاء،ذراء، که هر کدام یک معنی خاص دارند و نمی توان به دلخواه خود کلمه را معنی کرد. ابتدا باید مفهوم مورد نظر قرآن را پیدا کنیم. ما مسلما بر این باور هستیم که کلمات در قرآن اول حساب شده انتخاب شده اند و دوم با هم همآهنگ هستند و سوم هر کدام از این چهار کلمه معنی خاص خود را دارند. هرکدام از نظر قرآن مراحلی را گذرانده اند. بداء شروع پروسه خلق است. ابتدا دارد و انتها زمان بر بوده است
هر شروعی زمان بر است. به دلیل گستردگی این بحث مجبوریم مقاله را برحسب مراحل خلقت انسان از بدائ الخلق تا كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ تا انشائ انسان تکامل یافته که آدم است از ذریه قبل ازآن طی چند مقاله تقسیم بندی کنیم. طی یک سال گذشته از تاریخ این نوشتار موفق شدم آنها را در سایت حما مسنون منتشر کنم که تقدیم علاقمندان به نو اندیشی علمی آیات متشابه می گردد.
نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین
خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابق علم روز-دوره پیش نطفه
خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابق علم روز-دوره ایجاد نطفه و علقه
مائ دافق و نقش ان در پدیده خلقت حیات
سید محمد تقوی اهرمی-مرداد 1396- ویرایش جدید بهمن 1397ویرایش جدید 29/3/1405
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 5322
مقدمه نوشتار
خداوند به واقعه بسیارعظیم سوکند یاد میکند.- فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُوم- وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ -قسم به جایگاه ستارگان، اگر بدانید قسم عظیمی است که وحی درقالب قرآن نازل شده است. حال مواقع نجوم چیست که خداوند به عنوان قسم عظیم برای اثبات وحی می زند و چه ارتباطی این جایگاه می تواند با وحی داشته باشد. در مقاله معراج پیامبر اسلام و واقعیت قرآنی به اینکه وحی پدیده ایست که با فیزیک کوانتوم سر و کار دارد اشاره شده است. ارتباط وحی را که در سوره نجم بیان شده با عالم ما وراء ماده بیان کردم، بعلاوه در سوره تکویر هم دقیقا همین شیوه تعریف وحی و ارتباط آن با ما وراء جهان مادی اشاره شده که در مقاله فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن آورده ام. علاقمندان می توانند به آنها مراجعه فرمایند. در اینجا هم لازم است اشاره ای خلاصه وار به اصل مطلب در آیات را داشته باشم. در این مقاله آیات 76 الی 81 سوره واقعه را شرح می دهم. در آیات هر سه سوره زیر ابتدا به کلماتی قسم یاد شده که مفهوم سیاهچاله را می دهد.
قسم های یاد شده وجه مشترک این سه آیه است
1-سوره نجم-وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى -مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى -وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى- إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى -عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى- ذُومِرَّةٍ فَاسْتَوَى- وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى- ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى- فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْأَدْنَى- فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى-مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى- أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى- قسم به ستاره چون فرو می رود و از دید پنهان می شود- که صاحب وحی(رسول خدا) نه گمراه شده و نه در حالت غیر طبیعی است - و سخن از روی هوا و هوس(بی اختیار) نمی گوید- این وحی است که وحی(انجام) شد- نیروی فوق العاده قوی به وی آموخت در حالی که در دو افق رویداد مکان داشت (مدیریت می کرد) و او در حقیقت در افق اعلی جای داشت- پس آمد و نزدیک تر شد- تا به اندازه یک کمان یا نزدیک تر با رسول اکرم فاصله داشت- پس وحی ای که باید به او داده می شد وحی شد- خواسته او(دل او) آن را انکار نکرد (آنچه را دل دید انکارش نکرد) -آیا در آنچه او دیده است با او جدال می کنید. دل قلب گوشتی معنی نمی دهد، خواسته نفسانی است به شعر فایز دشتستانی توجه فرمایید. بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد-هر آنچه دیده بیند دل کند یاد. چرا بایدجبروئیل باید به حدود کمتراز یک متر به حضرات رسول اکرم ص نزدیک شود را در این نوشتار بیان کرده ام کلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ و راز علمی نهفته در آن
2-سوره تکویر- فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ- الْجَوَارِالْكُنَّسِ- وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ- وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ- إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِیمٍ - ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَكِینٍ- مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ- وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ- وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ- وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ- وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَّجِیمٍ – قسم به ستاره پنهان شونده، بسرعت درسوراخی رونده، و به شب چون تاریک شود و به روز چون بدمد که وحی سخن پیام آور کریم است، نیروی قوی مضاعف (نیروی فوق العاده قوی) که در دو عرش (افق رویداد حوزه مدیریت جهان مادی و حوزه مدیریت عالم غیب یا ما وراء جهان مادی) جای دارد، مطیع و فرمانبرداری که هر آنچه از علم غیب به او سپرده شده دریغ نکند و این سخن شیطان ( تخیلات ذهنی ) نیست.
-سوره واقعه- فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُوم- وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ- إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ - فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ّلَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ –قسم به مواقع النجوم-که این قسم اگر بدانید بسیار عظیم است-که این وحی قرآن است که در کتاب ذخیره داده های الهی محفوط است جز پاکان آنرا لمس نمی کنند (لمس کردن یعنی بدست گرفتن و ملاحظه کردن)- آیا این حدیثِ را کوچک و بی اهمیت میخوانید
هر سه ردیف آیات با قسم به ستارگانی که با سیاه چاله سر و کار دارند شروع می شود. این مفهوم در روش نزول وحی بکار گرفته شده است. مشروح چگونگی این روش در مقاله فیزیک و شیوه نزول وحی اشاره شده است .در کلمه مواقع النجوم دو مطلب مهم نهفته است. برای روشن شدن موضوع جایگاه این کلمه در علم اختر شناسی را بررسی کنیم. ما میدانیم که کیهان از نظر قرآن و علم فیزیک از هیچ ابداع شد. بدیع السموات والارض خداوند ایجاد کننده کیهان از هیچ. هیچ جائی است که کلیه مظاهر مادی و قوانین مربوطه از اعتبار می افتند. آغاز کیهان از نقطه ای بسیار کوچک و فشرده در حد بینهایت کوچک ابداع شد. از انرژی ناب و به تعبیر قرآن نور علی النور– انرژی مافوق انرژی از محدوده ای بسیار فشرده، این محدوده برخلاف ماده که تو خالی است فشرده و توپر است . قل هوالله احد الله الصمد خداوند فشرده و تو پر است و قل هو الله احد خداوند احد است این دو کلام یعنی احد و صمد از ذات الهی سر چشمه می گیرند در حقیقت احد و صمد صفت ذاتی خداوند است این دو کلام در قرآن فقط یک بار برای تشحیذ ذهن دانشمندان نازل شده.
کلمات فشردگی یا چگالی بینهایت و کلمه احد حدود یکصد سال اخیر بزرگترین و پر مفهوم ترین کلمه در فیزیک اخترشناسی شده است. کیهان به مفهوم علمی از این فشردگی و احدیت آغاز شد. قرآن هم می فرماید اول خداوند احد و صمد است و دوم می فرماید خداوند کیهان را خلق کرد و از هیچ خلق کرد .کلمه از هیچ در خطبه معروف حضرت فاطمه زهرا علیه السلام در 1400 سال قبل عنوان شده جدید نیست که برخی تصور کنند زاییده افکار کنونی ما است. ملا صدرا هم به احدیت اشاره کرده و می گوید "در احدیت تعینات مادی اعتبار خود را از دست می دهند". دقت فرمایید کسانی این کلمات را بیان کرده اند که به عمق مفاهیم قرآن مسلط بوده اند. به مقاله خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران مراجعه فرمایید
دانشمندان فیزیک و اختر شناسی در پیدایش جهان مادی می گویند پس از ایجاد کیهان در سه دقیقه اول (پروفسور واینبرگ) مدت حدود یک میلیون سال گذشت و کیهان سرد شد و در نقاطی غبار کیهانی جمع و فشرده شدند و در اثر فشردگی زیاد گرانش ایجاد شد و همه غبار کیهانی در آن نقاط جذب شدند و در این نقطه کهکشان ها شروع به ایجاد شدن کردند. دلیل جمع شدن غبار کیهانی در یک نقطه معمای بزرگ دانشمندان است. برخی دانشمندان حدس میزنند که باید یک سیاهچاله در کنار این مکان وجود داشه باشد که عامل جذب غبار کیهانی گردد. بحث مفصلی است که در این نوشتار نمی گنجد و مقاله جداگانه ای می طلبد ولی برای درک مفهوم کلمه مواقع النجوم خلاصه ای عنوان می کنم.
هر ستاره ای در جایگاه خاصی که خداوند با برنامه ریزی تدوین شده مقرر فرموده که به آن عطا میکند و ستاره در آن جایگاه متولد و با آن حرکت می کند و بامرگ خود به آن جایگاه فرو می رود جایگاه محل تولدسفید چاله و جایگاه مرگ آن سیاه چاله است این طور از این سهردیف آیات استنباط ی شود و کلمات و لم یکن له کفوا احد این نظر را تائید می کند
خداوند میفرماید اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ- خداوند خلق می کند و بازمی آفریند. کیهان ایستا نیست، مرتبا ستارگان به احدیت میپیوندند و مجدا بازآفریده میشوند. هر ستاره و کهکشان در جای مشخصی توسط سیاه چاله ها که نقاط پیوند با احدیت است به جنب و جوش در می آیند و غبار کیهانی بسمت این نیروی کشش فوق العاده جذب کننده جلب میشوند و ستاره متولد می شود. عناصر تشکیل دهنده ستاره در جهان مادی فراهم شده است. پس جایگاه ستارگان در پایداری کیهان وخلق ستارگان بسیار مهم است . وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ-این مطلب اول مفهوم این آیه بود. خداوند با نور خود جهان مادی را مدیریت میکند.خلق فسوی،قدر فهدی، الله نور السموات والارض و بسیاری از آیات دیگر. فضای کیهان پر از ریسمان کوانتومی است و خط ارتباط خداوند این ابزار است. کلیه اطلاعات ما و جهان هستی به روز به کتاب مبین انتقال داده می شود و حجم داده ها فوق العاده زیاد است.
إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِین –ما مردگان را زنده میکنیم، کلیه اعمال انجام داده شده و آثار وجودی آنان و تمامی کل شئی (جهان مادی) در لوح محفوظ نگه داری میکنیم. بنابراین خداوند متعال ابتدا ذهن ما را متوجه مواقع النجوم می کند و به آن قسم یاد میکند که وحی واقعیت است که در بیداری اتفاق افتاده است. با مراجعه به آیات سوره نجم و تکویر و تفکر و تعقل درباره شیوه نزول وحی ارتباط جایگاه ستارگان و وحی آشکار می شود. این قسم ها با وحی ارتباط تنگاتنگی دارند، خداوند ذهنی را به مبداء نزول وحی می برد که احدیت است که در آن صمدیت یا چگالی مطلق و تو پری حاکم است و سیاه چاله ها هم و محو شدن در آن و هیچ شدن در آن است .والنجم اذ هوی. قسم به ستاره که فرو می افتد و محو میشود. انتخاب کلمه را دقت فرمایید. با تفکر و تعقل در آیات الهی و استفاده از علم روز نکات مهمی را می توانیم از قرآن کشف کنیم و قرآن تنها برای مردم 1400 سال پیش نازل نشده پس باید از مظاهر مادی اطراف خود برای درک واقعیت های قرآن استفاده کنیم. تکیه بر تصورات ذهنی گذشتگان برای کشف حقایق راه به جایی نمی برد. وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا.آنها (کسانی که ملائکه را فرشته می خوانند) علم آن را ندارند واز تصورت ذهنی خود تبعیت می کنند، در صورتیکه تکیه بر تصورات ذهنی برای رسیدن به حقایق گزینه درستی نیست. این کلام خداوند است در 1400 سال پیش با علم روز به پیش برویم -سید محمد تقوی اهری- مرداد 1396
ویرایش جدید تیر ماه 1399آخرین ویرایش مرداد 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 4662
طارق دوره آسمان تیره و تاریک پس از خلقت نطفه است و نقش حفاظتی اولین نطفه حیات را بر عهده داشته است.
کلمات در قرآن هر کدام معنی خاص خود را دارند و خداوند با این کلمات اعجاز قرآن را بیان می کند. رویداد های بسیار مهم در سرنوشت خلقت انسان و آفرینش کیهان نکات مهمی هستند که خداوند به عظمت آنها سوگند یاد می کند و اهمیت علمی آن را برای ما تذکر می دهد و می فرماید در آیات تفکر و تعقل کنید و مفهوم واقعی آن را بیرون آورید. تفکر و تعقل در آیات متشابه قرآن یک اصل است که به آن کمتر توجه شده است. کلمات را باید با علم روز مقایسه کرد و حقایق را از آن بیرون آورد. نکات علمی و ظریفی در قرآن وجود دارند که توجه به آنها می تواند به سوالات علمی محققین زمین شناسی و زیست شناسی که در حال حاضر یک معضل است پاسخ دهد. کلمه طارق یکی از این نمونه ها است .
والسماء والطارق
قسم به آسمان و ظلمت حفاظت کننده آن. وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ- تو چه دانی طارق چیست. النَّجْمُ الثَّاقِبُ-نور ستاره نفوذ کننده در آن- توصیف تاریکی است که نور ستاره به راحتی در آن نفوذ میکند و دل ظلمات را میشکافد. إن كُلَّ نَفسٍ لمّا علَیها حافظٌ- هیچ نفسی نیست مگر برای آن حفاظی قرارداده یم این آیه نقش حفاظتی طارق را گوشزد می کند. تمامی نفس ها یا هویت های حیات که به نفس واحده که سر منشاء حیات در زمین اولیه است ختم شد نیاز به این حافظ داشته است. ویروس اولیه بیرون آمده از دل سنگ رس نطفه امشاج نبتلیه و از توده حما سنون، باکتری های سه گانه همه هویت های مهم در سرنوشت انسان در حال شدن بودند که خداوند به آنها انس می گوید. خلق(فتحه خ ولام) و خلق(ضمه خ و کسره لام) و فرق این دو، هنگامی که من این مقاله را نوشتم به راز این دو کلمه نرسیده بودم و به لطف خداوند متوجه شدم و نوشتاری منتشر کردم
فَلیَنظُر الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ- خلق من ماء دافق- یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِبِ-إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر-
پس انسان بنگرد از چه خلقیاتی خلق شده ( توجه فرمائید نمی فرماید خلق با فتحه خ و لام بلکه می فرماید خلق ضمه خ و کسره لام . در آبی دفع شونده که از بین صلب جسم سخت و ترائب جسم نرم بیرون رفته است و خداوند قادر است آن را برگرداند. خداوند به طارق قسم یاد می کند تا موضوع مهمی از تاریخچه پیدایش حیات را بیان کند تا این رویداد مهم در سرنوشت آغازین خلقتی انسان را تذکر دهد. بسیاری از مفسرین در کلمه طارق توقف کرده اند و ارتباط این قسم را با خلقت انسان ذکر نمی کنند و آیات بعدی را نادیده انگاشته اند. (من معنی در هم میدهد و در برخی آیات به معنی در آمده است با مقایسه با علم زیست شناسی پیدایش زمین نقش ماء دافق بحث گسترده ای ایجاد کرده و "در" با علم روز هم خوانی عجیبی دارد).
باید ارتباط تنگاتنگی بین طارق و خلق من ماء دافق وجود داشته باشد. پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده ، در آبی بیرون رونده که از بین جسم سخت و جسم نرم حادث شده است. آیه بعدی را ملاحظه فرمایید. ما به برگرشت آن قادریم إنَّه عَلی رَجعِهِ لَقادر. آیا خداوند متعال می فرماید ما آبی که نطفه مرد است و خارج شده را قادر هستیم بر گردانیم یا حیات را در ابتدای خلقت انسان آفریدیم قادر هستیم آن را برگردانیم. حیات در آب کم و آب بیرون رونده ایجاد شد. عامل حیات در سنگ رس به چه چیزی مهمی ارتباط داشته است و بحث علمی بسیار جالبی است. به همین ماء دافق که با برگشت آن حیات امکان نمی یافت.
يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ. چرا در آیات الهی تفکر نمی کنیم این یک موضوع است که نشان میدهد که تصورات ذهنی گذشتگان درباره این آیات نمی تواند واقعیت موضوع را بیان کند و دوم می فرماید خلق من ماء دافق، ما خلق کرده ایم، نمی فرماید ما خلق می کنیم که استمرار داشته باشد. خداوند خلقت انسان را از طین که خاک رس است آفرید.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِينٍ-ما انسان را از مشتقات (یا رسوب ) ایجاد شده در طین آفریدیم-
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُون-انسان از توده نرم و سیاه و در سفال سخت و خشک و حرارت دیده آفریدیم. بنابراین صلب و ترائب همین صلصال و حما مسنون است. علاقمندان می توانند به مقاله حمامسنون و صلصال در قرآن بنیان و اساس حیات در زمین است مراجعه فرمایند. امروزه دانشمندان زیست شناسی به این واقعیت قرآنی که منشاء خلقت انسان در زمین اولیه سفال و توده نرم سیاه است رسیده اند و این موضوع یکی از کلید های مهم معمای خلقت انسان است که خداوند در 1400 سال پیش بیان کرده.
گذشتگان برای فهم این موضوع به تصورات ذهنی روی آورده بودند و این تصورات ذهنی را بر باور خود نشاندیم و سعی نمی کنیم این نوع آیات زیبا و علمی قرآن را بررسی و با علم روز زیست شناسی تطبیق دهیم. خداوند در سوره نجم آیه 27 صراحتا تصورات ذهنی که بر علم یک موضوع استوار نیست را نفی کرده و درعبارتی زیبا فرموده
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا-آنها علم اینکه ملائکه چیست را ندارند و برپایه تخیلات ذهنی خود مطالبی را بیان میکنند در حالی که تصورات ذهنی برای رسیدن به واقعیت علمی راه به جائی نمی برد.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئً.
حال به موضوع طارق و نقش آن در پیدایش حیات اشاره ای داشته باشیم. در آیات 9 الی 12 سوره فصلت زمان آغاز پیدایش حیات را شرح می دهد.
آغاز پیدایش حیات از دید قرآن
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ آورید.
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ.
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ
بگو به خداوندی که زمین را در دو مرحله آفرید کفر میورزید و برای او شریک میتراشید. خداوند زمین در دو مرحله خلق کرد و در پایان مرحله دوم و
برروی آن- من فوقها- پوسته جامد را قرار داد و برکت را در آن قرار داد (برکت ایجاد سنگ رس است که حیات گذشته و حال انسان به آن بستگی دارد) و غذای بیولوژیکی را در آن طی چهار مرحله برنامه ریزی کرد برای رفع نیاز طالبین آن (نطفه اولیه حیات)
اقوات غذای موجودات زنده است و غذا بایستی دارای پروتئین، اسید آمینه، قندها و غیره باشد. اول بایستی مواد آلی باشد و دوم نیاز موجودات زنده را برطرف کند توجه فرمایید غذای موجودات زنده باید تکثیر پذیر باشد و خود موجود زنده باشد و تکثیر پذیری یکی از صفات موجود زنده است. این رویداد دقیقا پس از پیدایش پوسته جامد بر روی زمین اتفاق افتاده است به مقاله چگونگی پیدایش حیات از دید علم و قرآن مراجعه فرمایید.
براساس بررسی های علم زمین شناسی و زیست شناسی برای حفاظت از تک سلولی های حیات که مسلما در یکی از این چهار دوره اقوات صورت گرفته باید اولین نطفه حیات در برابر اشعه ماوراء نور خورشید حفاظت شود و اکسیژن در آن محیط وجود نداشته باشد. دانشمندان به این دلیل حدس احتمال می دهند که حیات باید در اعماق اقیانوس ها تشکیل شده باشد. قرآن این معما را در آیه بعد حل کرده و می فرماید . ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ -پس از خلقت اقوات به سامان دادن آسمان زمین میپردازد در حال که دودی وتیره و تار بود. براساس نظریه های پیدایش حیات و زمان وقوع این رویداد به جدول زمانی پیدایش زمین از ارنست مایر و دی کر سان دو دانشمند زیست شناسی و تکامل زمین نگاهی داشته باشیم .
جدول زمان بندی زمین شناسی ارائه شده توسط ارنست مایر که با تغییرات جزئی مورد تائید زمین شناسان قرار گرفته است نقل از مقاله تکامل نوشته ایشان
زمان پیدایش زمین از نظر علم
زمین 4.6 میلیارد سال پیش از توده ابر خورشیدی جدا شد و طی دو دوره تکامل اتمی و تکامل شیمیایی شکل گرفت و در آن پوسته جامد قرار گرفت. یک میلیارد سال گذشت تا اولین تک سلولی حیات که یک باکتری غیر هوازی بدون هسته بود پا به عرصه وجود گذاشت. دانشمندان این تک سلولی را نطفه که اخیرا با کشف RNA آن را پیش نطفه نامیدند، زیرا فاقد غشاء هسته ای بودند و فقط ماکرو مولکول های ژن اولیه-RNA- که ویژگی های ماکرو مولکول های DNA را دارا نبوده است در محیط قرار داشته و غشاء سلولی که آن را از محیط اطراف جدا سازد تکامل یافته نبوده است. نطفه ای است خاص که علائم حیات را داشته و می توانسته تکثیر یابد. قرآن مجید این نطفه را نطفه امشاج نبتلیه می نامد که به مفهوم مبتلا کننده . دانشمندان درباره چگونگی تشکیل غشاء هسته ای که این نطفه را از محیط اطراف جدا می کرده اطلاعی ندارند. این نطفه دارای خاصیت تکثیر پذیری بوده و قادر بوده تنها پروتئین های مورد نیاز خود را سازماندهی کند. بنابراین باید محیط حفاظت شده باشد. جو زمین شروع به تشکیل شدن می کند. ابتدای شروع بارش در زمین پس از سرد شدن پوسته جامد زیر نقطه جوش آب بوده است .اینکه این تک سلولی قبل از بارش در زمین اولیه بوده یا در آب های اولیه زمین ایجاد شده اتفاق نظری وجود ندارد. قرآن اشاره به این غشاء سلولی دارد و آن را قرار مکین می نامد.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ .انسان را از مشتقات یا رسوب در رس خلق کردیم و سپس آن را در جایگاه استواری قرار دادیم
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ –آیا شما را از آب کم و ناچیز نیافریدیم و آنرا در قرارگاه محکم و استوار قرار ندادیم تا زمان مقدر شده بر اساس تقدیر و برنامه ریزی الهی) و بر تقدیر و برنامه ریزی خود فائق آمدیم و چه برنامه ریزی توانائی انجام دادیم .
آسمان زمین یک پارچه و تیره و مملو از غبار آتشفشان ها و ابرهای تیره و جو اشباع از بخار آب، آمونیاک، متان، هیدروژن بوده است. دوره تکامل تک سلولی اولیه پانصد میلیون سال و پس از آن باکتری های فتوسنتز غیر هوازی حاکیت زمین را در اختیار خود داشته اند که آن هم پانصد میلیون سال طول کشیده است تا 2.5 میلیارد سال پیش سپس جای خود را به باکتری های فتوسنتز سیانو باکتریها میدهند که تا 2 میلیارد سال پیش در زمین حاکم بوده اند. جو زمین همچنان در این سه دوره پانصد ساله تیره و تاریک است و فاقد اکسیژن و مملو از هیدروژن. این سه دوره سه دوره ظلمات حیات در زمین بوده است و قرآن آن را ظلمات ثلاثه نامیده است.
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍۢ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَٰتٍۢ ثَلَٰثٍۢ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ
شما را از نفس واحده (تک سلولی اولیه که همان نطفه است ) و سپس از آن زوج ها را قرار دادم و برای شما هشت جفت چهارپایان خلق کردم و همه شما را (شما انسان و چهارپایان را) از شکم مادرانتان (نیای گذشته شما) خلقی پس از خلق دیگر در ظلمات سه گانه ایجاد کردم (بیرون آوردم یا خلق کردم). این آیه با توجه به آوردن فعل ماضی ارتباطی با رحم زن ندارد. بعلاوه در رحم خلقا من بعد خلق وجود ندارد. خلق فقط یک بار صورت می گیرد دوره تحولات در نطفه دوره رشد آن است نه خلق
مراحل آن. علاوه بر آن ظلمات ثلاثه در رحم معنی و مفهوم خاصی ندارد. این سه دوره در آسمان زمین که هنوز یکپارچه و تاریک است صورت گرفته و این ظلمات دوره حافظ باکتری های سه گانه است که خداوند به طارق از آن یاد کرده است. بعد از این سه دوره طی پانصد میلیون سال سیانو باکتری ها به تولید اکسیژن می پردازند و جو زمین آرام میشود و هفت طبقه جو زمین خلق می شود و شرایط برای تکامل تک سلولی های هسته دار که سنگ بنای پر سلولی ها و جانوران روی خشکی است نهاده می شود.
مولکول های آلی زنجیره ای DNA تکامل می یابد و اطلاعات در آن نهادینه می شود و در درون هسته جای می گیرد. اگر آیه زیر را بررسی و بر روی آن تفکر کنیم نکات مهمی دستگیرمان می شود که تائید کننده آیه فوق است.
وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 12. سورة الدخان-
خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که هیچ نمی دانستید، گوش و چشم و قلب شما شکل نگرفته بود. بعد از آن برای شما این ارگان ها را قرار دادیم. جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ بعد از بیرون آمدن از شکم مادران و در پروسه تکاملی حیات قرارداده می شود. اگر این آیه به رحم ارتباط داشته باشد طفلی که بیرون می آید علم دارد، گریه می کند و می تواند احساسات خود را با گریه ابراز کند و علم آن ناچیز است و در حال تکامل بعلاوه گوش و چشم و قلب طفل کامل است. پس این آیه ارتباطی با رحم ندارد. دوران خلقت و تکامل در زمین را یاد آور می شود و آیه بعد 12 سوره فصلت چنین می فرماید.
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ –دوره قبل از پیدایش هفت جو زمین است.
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ –پس خداوند متعال آن آسمان دودی زمین را به هفت اسمان در دو دوره برنامه ریزی کرد (دوره بازی جو و دوره اسیدی یا دوره هیدروژن دار و دوره اکسیژن دار) و در هر آسمان قوانین خاص آن را وحی کرد و آسمان زمین را به زینت ستارگان آراست (آسمان شفاف شد و برای ناظر زمینی ستارگان قابل مشاهده گردید و آن هفت آسمان (جو زمین ) را محفوظ قرارداد و این برنامه ریزی خداوند دانا و عزیز است. این چهار آیه سوره فصلت یک مجموعه بهم پیوسته آیات است. از خلقت زمین شروع می شود، اقوات در چهار دوره برنامه ریزی می شوند و سپس به آسمان زمین می پردازد و آن آسمان را در دو دوره به هفت طبقه تقسیم می کند و در هر طبقه قوانین خاص خود را در آن قرار می دهد. این سرگذشت پیدایش زمین است.
چرا عده ای ندانسته و برای توجیه نظرات گذشتگان و عدم آگاهی از تحولات زمین و علم آن دو دوره ایجاد زمین و چهار دوره ایجاد اقوات و دو دوره ایجاد هفت آسمان جو زمین را با شش دوره خلقت زمین قاطی و آیات قرآن را فدای تصورات ذهنی خود می کنند که گناهی نابخشودنی است. اقوات در چهار دوره برنامه ریزی می شود و نه خلق. انشاءالله علماء شیعه پیش قدم و بانی خیر شوند و تصورات ذهنی کهن را در باره این چهار آیه کنار بگذارند و حقیقت قرآنی را بیان کنند . هفت جو زمین شکل می گیرد و هوا شفاف میشود و آرام اکسیژن مورد لزوم موجودات زنده فراهم می شود و از تاریخ زمین 3.1 میلیارد سال گذشته است.
Eukaryot ها اولین تک سلولی های هسته دار و غشاء سلولی کامل وDNA تکامل یافته پا به عرصه وجود می گذارند و تکامل پر سلولی ها از این جا آغاز می شود که به تعبیر قرآن مجید علقه نامیده می شود- أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى- ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى - فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى - آیا انسان نطفه تقدیری نبود که مقدر می شود. آیا انسان نطفه تحت برنامه ریزی و نرم افزاری الهی (تقدیر الهی) نبود که مقدر می شود (به بار می نشیند ). سپس علقه را از نطفه خلق کرد و آن را سامان داد و سپس در آن زوجیت نر و مادینگی قرار داد. به مقاله زوجین ذکر و الانثی در قرآن واقعیتی که مسخ شده است.-سید محمد تقوی اهرمی مرداد 1396 ویرایش جدید اسفند 1397 ویرایش و اصلاحیه جدید خرداد 1399 و دی 1401-ویرایش جدیداسفند 1402
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)
- توضیحات
- بازدید: 6066
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» فاطر1-سپاس مخصوص خدای منبسط یا باز کننده کیهان است که هنگام انبساط کیهان ملائکه را در آن به صورت نیرو های دو گانه و سه گانه و چهارگانه قرار داد و خواست خداوند بر افزایش این نیرو ها است خداوند بر هر چیزی قادر است.
اعراب پیش از اسلام کافر نبودند و اعتقاد به خداوند یکتا داشتند و کعبه را خانه خدا می دانستند. آباء و اجداد حضرت رسول اکرم (ص) همه موحد بودند. جامعه دچار شرک و بت پرستی شده بود. بت ها را در کعبه جای داده بودند و هر قبیله ای برای خود سمبلی داشتند و آنها را در صفات شریک خدای یکتا قرار داده بودند. جامعه ضمن اعتقاد به خداوند بر پایه تصورات ذهنی باقی مانده از گذشتگان مشرک شده بود و عقاید شرک آلود بر جامعه مستولی بود و مجسمه های لات وعزی را واسطه تقرب به خدا میدانستند و برای آنها از نام الله و عزیر استفاده می کردند و آنها را دختران خدا می پنداشتند و ملائکه را فرشته به شمائل زن تصور می کردند با بال دو گانه. کلمه فرشته و فرشتگان هم از همان تصورات ذهنی غلط اقوام قبل از اسلام در فرهنگ عامیانه مردم رسوخ کرده بود متاسفانه امروزه هم در کشور ما در ترجمه قرآن ملائکه را فرشته ترجمه میکنند. آیات 15 الی 22 سوره زخرف به این مورد اشاره کرده است. خداوند متعال برای زدودن تخیلات ذهنی غلط درباره ملائکه و استفاده از تصورات ذهنی برای توجیه یک مطلب در قرآن بدون استناد به علم آن در آیات زیر تذکر لازم را به ما میدهد
در آیات 152 الی 157 سوره صافات و 27 سوره نجم در عبارتی بسیار جذاب و علمی به عنوان مثالی برای تصورات ذهنی غلط به انسان تذکر می دهد. ابتدا آیات 19 الی 23 سوره نجم را ملاحظه نماییم.
أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى- وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى- أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى- تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى- إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى.
به آن دو لات و عزی بنگرید و دیگری منات- برای شما پسر و برای خدا دختر در نظر گرفته اید. چه تقسیم بندی ناجوری. اینها اسامی است که پدران شما و شما نامگذاری کرده اید. ما برای این اسم ها دلیل و برهانی نازل نکرده ایم و از تخیلات ذهنی گذشتگان به شما رسیده و شما از تصورات ذهنی خود تبعیت می کنید، در حالی که خداوند برای شما هدایت آورده (شما را به واقعیت هدایت میکند).
أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى مگر انسان هر چه را در تصورات ذهنی خود بپروراند صاحبش میشود. انسان با تصورات ذهنی به حقیقت آن موضوع نمی رسد. همان تصورات ذهنی کهن در باره صلب و ترائب که و بال گردن آیات متشابه قرار گرفته است.
وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى. چه بسا اسبابی (ملائکه) در آسمان ها وجود دارند که شفاعتی نمی توانند بکنند یا شفاعتشان به کاری نیاید.(در حیطه کاری آنها شفاعت قرار داده نشده). مگر پس از آنکه اراده خداوند بر رضایت و خشنودی قرار گیرد به کسی اذن دهد. ماهیت کاری ملک در مدیریت آسمان شفاعت نیست.هر ملکی یک ماموریت خاصی برعهده دارد. جاذبه زمین یک امر و قانون خداوند است و یک ملک مامور دارد.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى. کسانی که به آخرت ایمان ندارند ملائکه را با اسامی که تداعی زن بودن در آن مستتر است خطاب میکنند (مانند فرشته خواندن ملائکه متاسفانه گویی در مفهوم این آیه هیچکدام از ما تا کنون تفکر نکرده ایم علی الرغم اشاره خداوند است که ملائکه را فرشته نامگذاری نکنید)-
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا-و شما علم آن را ندارید و از تصورات ذهنی خود تبعیت میکنید - وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا-تصورات ذهنی برای رسیدن به واقعیت علمی یک موضوع راه به جائی نخواهید برد و سودی برای کشف واقعیت برای شما ندارد. حال آیه اول سوره فاطر را بررسی و با علم روز مقایسه می کنیم تا مفهوم والا و علمی ملائکه را در یابیم و به عظمت اعجاز قرآن ایمان بیاوریم. اینکه برخی می گویند در قرآن تعریفی از ملائکه نشده این آیه را مرور کنند.
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» فاطر1
سپاس مخصوص خداوند باز کننده کائنات است (انبساط کیهان اولیه). او کسی است که زمانی که جهان مادی را باز کرد ملائکه ها در آن قرار داد به عنوان پیام آوران خداوند یا مجری دستورات خداوند در جهان مادی. آنها دارای قدرت های دوگانه، سه گانه و چهارگانه هستند. این قدرت ها را هنگامی که اراده کند و بخواهد افزایش میدهد. بدرستی که خداوند در کل جهان مادی قدرت برتر را دارد .
چرا کلمه ملائکه ها را بکار بردم برای اینکه ترجمه فارسی به فرشته به استناد این آیات غلط است. ملائکه جمع است، از مفهوم این کلمه در قرآن چنین استنباط میشود که یک گروه از ملائکه مسئولیت یک موضوع خاصی را برعهده دارند. جبرئیل، میکائیل و اسرافیل از ملائکه نیستند ملائکه تحت فرمانروائی آنهایند. خداوند ملائکه را از آنها جدا میداند.
مَن کَانَ عَدُوّا لِّلّهِ وَ مَلآئِکَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِیلَ وَمِیکَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْکَافِرِینَ -هرکس با خداوند و کارگذاران او، ملائکه،رسولان، جبرئیل و میکال دشمن باشند خداوند هم با آنها دشمن است.
بدیع السموات والارض واذا قضی امرا یقول له کن فیکون.ابداع کردن یعنی از هیچ ایجاد کردن. خداوند ابداع کننده کیهان از هیچ است. هنگامی که اراده اش بر ایجاد آن قرار گیرد می گوید باش و می شود .فطرهن معنی باز کردن یا شکافتن و گسترش دادن را میدهد. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در مورد فاطر السموات و الارض اشاره میکند." گویا خدای متعال عدم را پاره کرد و از درون آن کائنات را خلق (باز) کرد فاطر همان معنی را میدهد که بدیع و مبدع دارد ". دقت شود فاطر بعد از بدیع قرار دارد فاطر باز کردن چیزی که از قبل وجود دارد کیهان ابتدا از هیچ ابداع میشود و سپس فطرهن صورت میگیرد.
خداوند کلمه السموات والارض را بسیار بکار برده که بر حسب توجه به متن آیه و سیاق آن، دارای دو معنی است اول کائنات و دوم مجموعه زمین و هفت آسمان که جو زمین است. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون او پديد آورنده آسمان ها و زمين (کیهان) است و چون به كارى اراده فرمايد فقط می گويد باش پس می شود بنابراین سموات والارض که ابداع میشود معنی کیهان میدهد. ابداع پدید آمدن از هیچ است بعد از ابداع کیهان انبساط آن صورت میگیرد.
درست لحظاتی پس از بازشدن کیهان ذرات بنیادی امکان وجود می یابند. قبل ازآن به دلیل فشرده بودن محدوده پلانک و داغ بودن (ده بتوان سی درجه کلوین ) ماده خلق نشده بود. قوانین چهارگانه فیزیک هم وجود نداشت به محض باز شدن کیهان قوانین فیزیک هم در ان جاری می شوند. در لحظه انبساط کیهان خداوند ملائکه که اسباب ساختار و مدیریت جهان مادی هستند را در آن جاعل میکند، قرارمیدهد. جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً . پیام و امر خداوند در ابتدای کیهان قرار داده میشوند و سپس خلق السموات والارض در شش دوره انجام میشود.
این نظریه قرآن کاملا با آخرین نظریه علم فیزیک و اخترشناسی مطابقت دارد. قوانین فیزیک و ماده با باز شدن یا انبساط کیهان خلق شدند. چهارقوانین اصلی طبیعت که به قوانین چهارگانه معروف هستند چهار نیرو یا قدرت هستند که جهان مادی بر اساس آنها پا برجا است. الکترومغناطیس دو نیرو، ما زمان داریم مکان داریم حرارت و فضا داریم گرانش، نیروی هسته ای قوی و ضعیف داریم که همه اسباب مدیریت جهان هستند. ماده تاریک و انرژی تاریک داریم که هنوز ماهیت آنها برای انسان روشن نشده يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ همین معنی را میدهد.
همه اینها پیام و دستور الهی است که در کیهان نهادینه میشوند. کلمات قدرت نیر، انرژی، قوانین طبیعت کلماتی هستند که در دو دهه اخیر وارد فرهنگ علمی بشر شده است خداوند در تمثیلی بال را به عنوان قدرت در نظر گرفته است. پرندگان با قدرت بال های خود پرواز میکنند. قوانین چهارگانه فیزیک امر خداوند هستند. تمامی امر و پیام الهی توسط ملائکه که طیف گسترده ای هستند صورت میپذیرد.
جبرئیل مسئول رساندن وحی است و برای رساندن وحی از ملائکه استفاده میکند هر کدام مامور امری خاص هستند که خداوند به آنها واگذار کرده است به مقاله فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن مراجعه فرمایید.
هویت ملائکه از نوع روح است و روح هم امر خداوند است و امر خداوند نیرو و از جنس نور است. خداوند جبرئیل را هنگامی که وحی به حضرت رسول اکرم(ص) نازل میکند شدید القوی مینامد. نیروی قوی و فشرده آیه 30 سوره بقره خداوند در تمثیلی زیبا علم ملائکه را روشن کرده است.
هر کدام از ملائکه اسباب و علل یک امر خاصی هستند و جز آن امر، علم چیز دیگری را ندارند. به آیه 30 سوره بقره توجه فرمایید-،
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ - و (خدا) همه (معانى) نامها را به آدم آموخت سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مىگوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد- ملائکه جواب دادند-
قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ- گفتند منزهى تو ما را جز آنچه (خود) به ما آموخته اى هيچ علمی نيست تو داناى حكيم هستی –ملائکه فقط به کاری که میکنند و خداوند در هویت آنها گذاشته آگاه هستند. نیروی هسته ای ضعیف یک سبب یا ملائکه است.
بنابراین ذهنیت خود را درباره برخی کلمات خداوند مانند ملائکه، نطفه، ماء مهین، قرار مکین، صلب و ترائب و بسیاری از آیات متشابه اصلاح کنیم و رابطه علم با آنها را را فدای تصورات ذهنی گذشتگان و خود نکنیم و بین آنها و علمشان فاصله نی اندازیم و با علم آن پیوند دهیم و سپس تفسیر کنیم. این دستور خداوند است. ابزار کار دانشمندان. اول دیدن دوم اندیشیدن و سوم تدبیر کردن است. در تدبیر علم کمک میکند. خداوند در قرآن در 1400 سال پیش بر روی کلمات اولم یروا، افلا تعقلون و افلا یتدبرون تاکید فراوان کرده که ما دستور خداوند را اجرا نمی کنیم.
تفکر در آیات خداوند و خالی کردن تصورات ذهنی باعث کشف حقایق قرآن میشود. موضوعات علمی که با علوم طبیعی سر وکار دارند را با علم روز مقایسه کنیم همانطور که خداوند میفرماید- وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ - آنها علم موضوع را ندارند و از تصورت ذهنی خود تبعیت میکنند - وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا- و تبعیت از تصورات ذهنی برای کشف حقایق سودی نمی رساند- سید محمد تقوی اهرمی مرداد 1396ویرایش جدید تیر ماه 1399
{jcomments on}
Write comment (0 Comments)