قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ

در زمین گردش کنید و بنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علم زیست شناسی پایه و اساس حیات از حما مسنون آغاز شد، توده نرم سیاه چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکرو مولکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی . زیبا ترین و پر مفهوم ترین کلمه از مشهودات حیات و این نقطه آغاز تکامل حیات است. هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید و عینک علوم طبیعی و فیزیک است و شفاف کردن موضوعات خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان و خلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن و مقایسه آنها با آخرین نظریه های علمی است. موضوع مرگ و حیات، قیامت از دید علم فیزیک و قرآن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت می گردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان و حشرات ایران و عجایب خلقت آن اشنا می کنیم و سایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول و تصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

CopyRight © سید محمد تقوی اهرمی.

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید.

اینستاگرام     hammanmasnun@

s.m.taghaviahrami94[@]gmail.com

آدم در قرآن زوج دارد ولی همسر زن ندارد

منتشر شده در شنبه, 05 اسفند 1396 چاپ

 

مقدمه نوشتار


عنوان انتخابی به این مفهوم است که آدم فرد خاصی است و اولین انسان تکامل یافته است که خصیصه برتر جهش تکاملی عقلی را زود  تر از انسان های هم دوره دریافت کرده و از طرف ذات  باریتعالی برگزیده شده و زوجی هم که مانند او شرایط لازم را کسب کرده  یک خانواده را تشکیل داده اند و تمامی انسان ها از نسل اویند. با ما باشید  تا دلائل قرآنی را با هم بررسی کنیم و کشف جالبی را از آن بیرون آوریم.


براساس بررسی های انجام شده  در آیات  قرآن در مورد  آدم  چنین بر می آید که آدم اولین انسان تکامل یافته است که  تمامی انسان ها از نسل او هستند ولی اینکه آدم مرد است یا زن در قرآن اشاره ای نشده. 

 آدم و زوج او از بین انسان های تکامل یافته هم دوره خود با یک جهش تکاملی بر انگیخته میشوند و خداوند در آیات سوره اعراف در تمثیلی بعد از هبوط آدم ذریه  او را (بنی آدم )را مورد خطاب قرار میدهد وظائف فطرتی را  به آنها  یاد  آوری و بصورت  سمبولیک  با ذریه او پیمانی می بندد. در تمثیل زیبای سجده ملائکه و امتناع ابلیس و شیطان که به نظر دو مقوله جداگانه هستند چگونگی جهش تکاملی فکری و آگاهی و دانائی و اختیار که در آدم بروز میدهد از طرف خداوند به عنوان كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ برگزیده می شود.

چرا تا  کنون نتوانسته ایم به این نکات مهم در قرآن دست پیدا کنیم دلیل خاص خود را دارد. خداوند در سوره فرقان آیه 30 دلیل را بیان میکند.

در روز قیامت  کسانیکه به خود ستم  وارد کرده اند انگشت ندامت را به دهان می برند و ناراحت که ای کاش راه رسول خدا را پیش می گرفتند و کاش فلانی را  دوست خود نگرفته بودم و او بود که مرا به گمراهی کشید و پس از آنکه  قرآن به من رسید (پیرو قرآن شدم) وسوسه های شیطانی مرا از واقعیت ها دور کرد و در آیه 30 می فرماید.

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا-و رسول اکرم به خداوند گله می کند که خدایا امت من این قرآن را مهجور قراردادند. از این آیات نکات برجسته ای را می توانیم  درک کنیم. مهجور بودن قرآن یعنی غریب واقع شدن آنهم در بین مسلمانان و توسط آنها، واقعیت های قرآن را با تصورات ذهنی کهن درباره آیات متشابه که خداوند برای انسان در قالب  تمثیل و داستان ها برای اثبات حقانیت خود بیان کرده عوض کنیم  و نگذاریم واقعیت های علمی قرآن برای نسل جوان تشنه  حقایق قرآنی روشن شود. تقریبا همه ما  با ذهنیت برداشت های کهن مربوط  به هزارسال قبل و بر اساس علم آن روز که بر باور ما  فرو رفته و با این پیش داوری  وارد قران میشویم و هر آنچه که با آن واقعیت سازگار است به نفع امنیه خود بیرون می آوریم. مثلا در قرآن آثاری از حوا وجود ندارد ولی بر اساس ذهنیت خود که از اسرایلیات کهن وارد فرهنگ ما شده آیات را توجیه می کنیم.

آیا این جفا به قرآن نیست. صلب و ترائب، ماء مهین، نطفه امشاج، حورالعین، فراش و فرشته نامیدن ملائکه و بسیار موارد دیگر. اگر کسی هم راه به حقایق پیدا کند به او تهمت من درآوردی می زنیم و می گویند باید نگاه کنیم قدما چه گفته اند و تفکرات نو را در آیات متشابه رد می کنند. آقایان سروش، امثال دکترسها و غرب تمامی ایراد خود را از تصورات ذهنی کهن بیرون می آورند. هیچکدام قرآن را مطالعه نمی کنند و در آن تفکر و تعقل نمی کنند با آیات قرآن آشنائی ندارند. در رابطه بین صلب و ترائب و حما مسنون و صلصال  فکر نمی کنند. هر دو معنی سخت و نرم می دهند و هر دو به یک موضوع  اشاره می کند.

هنوز در قرن شکوفائی علم اختر شناسی تفکرات بطلمیوسی را از ذهن خود بیرون نکرده ایم که در قرآن جایگاهی ندارد و هفت آسمان ملعبه دست معاندین شده  و ما به عاقبت این کار نمی اندیشیم مهم این است که به تصورات ذهنی ما خلل وارد نشود به دلیل عدم آگاهی نسل جوان تحصیل کرده در دانشگاه  از قرآن افکار شیطانی  امثال سروش مانند ویروس به جان  تصورات ذهنی دانشجویان رخنه می کند و روحانیت ما متاسفانه خود در بند تصورات ذهنی کهن درباره آیات متشابه و علمی قران گرفتارند. رهنمود رهبر معظم که توصیه فرموده اند باید در رفع شبهات علمی قرآن تلاش مضاعف صورت بگیرد به  فراموشی سپرده شده  و همه همان افکار کهن را که مربوط  به  هزار سال قبل است در سایت ها تکرار می کنند و به تثبیت همان افکار می پردازند برای دستیابی به واقعیت در منابع  قرن ها سال پیش به جستجو می پردازند و آن را ملاک قضاوت خود  قرار می دهند و به این آیه توجه نمی کنند.


هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُمُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ- "خداوند است که قرآن را به تو نازل کرد که در آن آیاتی هستند محکمات که اساس قرآن بر آن قرار گرفته و ام الکتاب است و دیگری متشابهات هستند، کسانی که  در دل  هایشان زیغ یعنی شک و تردید هست از ظاهر این آیات سوء استفاده میکنند از تشابه این آیات تبعیت می کنند. از تشبیه این آیات برای بیان واقعیت اصلی آن تاویلی برای خود درست میکنند که دست به فتنه انگیزی بزنند، در صورتی که این آیات  تاویل  دارد (ظاهر دارد و باطن) و تاویل آن نزد خداوند است و راسخون فی العلم و آنها کسانی هستند که به خدا ایمان دارند و در ایمان آنها  خللی وجود ندارد می گویند ربنا ما به تمامی آنها (هم محکمات و هم متشابهات و متشابهات هم تا روشن شدن واقعیت ان شک نمیکنیم) ایمان داریم و این تذکری است برای اهل تفکر و تعمق در آیات."

آیات  متشابه را خداوند برای نسل امروز که شکوفائی علم است نازل کرده تا  دانشمندان علوم به حقانیت خداوند ایمان بیاورند. در حقیقت متشابهات برای رسیدن به محکمات است که اساس دین بر آن قرار دارد. کسانی که  در بالا بطور مثال نام بردم قدرت درک واقعیت این آیات را نداشتند و در ایمان آنها شک و تردید بود تا آنجائی  سقوط کردند که وحی خداوند را هم  به دلیل همین آیات متشابه  منکر شدند و برای ایجاد شک و تردید به خداوند متعال  در افکار دیگران  فتنه انگیزی میکنند. باید توجه داشت در محکمات ضرورت  ایجاب میکند به روایات و احادیث برای رسیدن به واقعیت ها رجوع کنیم ولی آیاتی که ریشه  در علم دارند باید با  ابزار علم روز برای درک واقعیت آن استفاده کرد .این مقدمه ای بود برای تشحیذ ذهن.

واقعیت خلقت انسان از نظر علوم طبیعی


در مقالات زیر مراحل تکامل انسان از بداء خلق الانسان من طین در زمین اولیه و بر روی پوسته جامد زمین تا كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ که مرحله تکامل جهشی انسان است که در آدم اولین انسان تکامل یافته تجلی میکند اشاره شده و این ذهنیت برخورد علمی با آیات خلقت انسان است که  با علم  روز مطابقت دارد. مطالعه آنها برای ادامه مطلب ضروری به نظر میرسد. علاقمندان در صورت تمایل با کلیک روی آنها میتوانند ملاحظه فرمایند که اساس این بحث بر آنها قرار داده شده


خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید و مطابق علم روز


خلقت انسان با نگاهی جدید ومطابقت با علم روز- پیش نطفه


خلقت انسان در قرآن با نگاهی جدید ومطابق علم روز-خلقت نطفه و علقه


صلب و ترائب وخطای برداشت قدما و موخرین


نفس واحده اولین تک سلولی خلق شده در زمین

ما ایمان داریم که آیات قرآن با هم  پیوند و هماهنگی  وجود دارد و از این هماهنگی میتوانیم استفاده کرده و مطالب مورد نظر ذات  باریتعالی را  کشف کنیم. بیرون کشیدن یک آیه و یا  یک جمله از یک آیه  برای بیان تصورات ذهنی بدون درنظر گرفتن متن کامل آیه کاری است نابجا. باید بین سجده ملائکه در چند آیه ارتباط  تنگاتنگی وجود داشته باشد و هر کدام با توجه به  متن آیات قبل و خود آیه بطور کامل پیام مهمی در بر دارند.

متاسفانه رسم بر این است برای رسیدن به مقصور خود آنها تکه  تکه می بریم و مطابق دل یا خواسته نفسانی خود کنارهم می آوریم و سپس مقصود خود را از آن بیان میکشیم درست کاری که آقایان امثال سروش به تبعیت از غرب  آنرا بکار میبرند. چرا خداوند در یک آیه ابلیس را خطاب میکند و در دیگر آیات مثلا  شیطان را و نقش سجده ملائکه و امتناع  دو عنصر ابلیس و شیطان دارای چه مفهومی است. چرا این دو جن هستند و نقش آتش مارج من نار در قیاس با  ماده که انسان از آن ساخته شده چیست. این موضوعات در تکامل انسان چه نقشی ایفاء می کنند. این ها همه تاریخچه  تکامل و سرنوشت شدن انسان است.

خداوند در قالب تمثیل برای ما شرح میدهد و از ما میخواهد در آیات خداوند تفکر و تعقل کنیم. داستان های بیان شده در قرآن هر کدام دارای پیام  خاصی است. خداوند برای ما  قصه نمی گوید. داستان آدم و حوا  بر اساس تصورات کهن اسرائیلیات غلط  و مردود است همچو تصویری در قرآن وجود ندارد. در انجیل و تورات صراحتا  داستان سرائی شده  ولی در قرآن در قالب تمثیل و بسیار زیبا و علمی  بیان شده. به  دلایل خود بر اساس قرآن و منطق و علم مربوطه اشاره میکنم. ابتدا اشاره ای داشته باشم به اینکه آدم اولین انسان تکامل یافته است که تمامی انسان های کنونی از نسل اویند به عبارتی فرد خاصی نیست و خداوند ذریه  او را مورد خطاب قرار میدهد و راه پیمودن حقیقت را تذکر میدهد. هنگامیکه با جهش تکاملی از بهشت نا آگاهی هبوط میکند دیگر او را مورد خطاب قرار نمی دهد.


آدم و زوج او


چند نمونه از آیات که خداوند از کلمه امراته برای بیان همسر زن یک فرد خاص نام برده است بیان کنیم و سپس به ادامه مطلب بپردازیم. این مطلب در تمامی آیات امراته به عنوان همسر زن بکار رفته ولی در آدم زوج او یا جفت او که میتواند زن باشد یا مرد. ای انسان تکامل یافته تو و زوجت  در زمین مستقر شوید. درآیه 90 سوره انبیاء برای همسر از کلمه زوج او استفاده شده و در سایر آیات از امراته-

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ -پس دعای او را اجابت نمودیم و یحیی را به اوبخشیدیم و زوج اورا برای این کار شایسته کردیم زیرا آ ها برای کارهای خیر شتاب میکردند و ما را خالصا میخواندند و در برابر ما فروتن بودند.


فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ- لوط و خاندانش را نجات دادیم جز زنش که با دیگران در شهرماند.
إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ- چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده باشد، پس ازمن به پذير كه تو خود شنواى دانايى.  قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ1ما أَغْني عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ2سَيَصْلي ناراً ذاتَ لَهَبٍ3وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَب-

آیات بیشمار است علاقمندان میتوانند خود آیات را بررسی نمایند. مفسران کلمه انت  و زوجک را دلیل مرد بودن آدم و زوجک هم همسر زن می دانند. با بررسی قواعد عربی به نکته جالبی در این مورد رسیدم و تفکر در آن برای نفی مرد بودن آدم  که اشاره می شود.


امام موسی صدر این مرد دانشمند و محقق در مقاله ای تحت عنوان فلسفه مردانه بودن گفتمان قرآني در سایت دانشنامه قرآنی - فلسفه مردانه بودن گفتمان قرآني -مفصلا به این مطلب (که چرا گفتار خداوند مردانه است) اشاره کرده و نظرات مختلف را مورد بررسی قرار داده  و ایرادات  هر دیدگاه را بر شمرده. با استفاده از این مقاله و پس از بررسی های  طولانی به دلائل آن دست یافتم که به عنوان یک رهنمود برای تشحیذ ذهن  پویندگان راه حقیقت قرآن در زیر بیان میکنم.

خط کوفی و قواعد عربی


قواعد عربی دارای نکات خاصی است و این قواعد هم  براساس تاریخچه صرف و نحو عربی از قرآن گرفته شده و آنهم حدود دو  قرن بعد از نزول قرآن تکمیل شده. کسانی که ایراد قواعدی بر قرآن وارد می کنند ابتدا بروند و تاریخچه ادبیات عرب و قواعد آن را بخوانند و نا آگاهانه  قضاوت نکنند. قرآن از بدو نزول  توسط مردم با  خط کوفی بر روی لیف خرما، پوست آهو و امثالهم نوشته میشد و زبان عربی یک خط  اصیل و مدون نداشت. به مقاله آشنائی با خطوط اسلامی - خط کوفی مراجعه فرمایید. این خط نه نقطه داشت و نه اعراب یعنی کسره، فتحه و ضمه.

مثلا کلمه سنته در لا تاخذه سنته ولا نوم له ما  فی السموات والارض. برخی با کسره س و برخی با فتحه آن را قرائت می کردند. دو معنی جداگانه دارد سنته با  فتحه زمان و با کسره چرت زدن معنی میدهد یا خواب کوتاه در اثر خستگی. اگر با کسره بکار گرفته شود که اکنون بکار برده می شود معنی این می دهد که خداوند در مدیریت کیهان نه چرت میزند و نه میخوابد. به آیه توجه فرمایید- ترجمه متداول آن را هم می آورم.


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ- خداست که معبودى  جز او نیست؛ زنده و بر پا دارنده است؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌ گیرد و نه خوابى گران، آنچه د ر آسمان ها و در زمین است از آن اوست.

حال  اگر با  سنته که فتحه دارد آیه را ترجمه کنیم می شود- خداوند که هیچ  خدایی  جز او نیست زنده  و جاویدان است  زمان او را  فرا نمی گیرد و در (مدیریت) کیهان خواب بر او غلبه نمی کند. معنی تفاوت زیاد دارد کسانی که بعد  از چند قرن امثال این کلمات را فتحه و کسره گذاشتند بر اساس برداشت ذهنی خود کسره را انتخاب کردند زمان او را فرا نمی گیرد را نتوانستند درک کنند و ایجاد شبهه کردند و چه بسیار نظرات مختلفی اساس بحث شد که  کدام درست و کدام غلط و هنوز هم  ادامه دارد. تاریخچه اعراب و نقطه گذاری در مقاله  خط  کوفی اشاره شده

حال به تصویر زیر در باره ضمایر منفصل مرفوع و ضمائر متصل صلب و جری سمت چپ نگاه کنیم .

در موضوع مخاطب مذکر و مونث و مثنی در دو مورد از حرف اضافه انت با  فتحه برای مذکر و انت با کسره برای مونث و برای دو نفر زن و دو نفر مرد مانند هم، انتما آورده شده. قرن ها که کسره و فتحه نداشته در تلفظ این ها اختلاف وجود داشته است . بعلاوه جای مخاطب یک مرد و یک زن و یا چند مرد و چند زن در این قاعده عربی خالی است. در زبان های دیگر برای این موضوع  قاعده مشخصی وجود دارد ولی در قواعد زبان عربی لحاظ نشده.

قواعد عربی نقص دارد ولی در قرآن قاعده را رعایت کرده برای چند مرد و چند زن از حروف  هم  و ک استفاده شده و برای انت برای مرد و زن هم از ضمیر مذکر استفاده کرده. افرادی که قواعد عربی را تدوین کردند که قبلا و در زمان نزول قرآن وجود نداشت و از قرآن تنها  کتاب مدون و نوشته شده عربی استفاده  کردند به دلیل  افکار مردسالارانه  خود که در همه افکار مرد ها حاکم بود و امروزه هم همینطور حتی در برخی زنان نیز مشاهده می شود. 

این را به عنوان یک قاعده در کنار قواعد دیگر عنوان نکردند. یعنی جای آن خالی است.

مثلا در زبان آلمانی خدا Gott از نظر قواعد زبان مذکر است ولی جای آن را  تعریف کرده اند و جای هیچ بحثی باقی نگذاشته اند. بنابراین در عبارت قرآنی انت و زوجک  خطاب به آدم می تواند خطاب به مرد و زن باشد. به عبارتی مانند مثنی مرد و زن انتما خطاب می شود. به آیه زیر توجه فرمایید 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ-من لدنک وانک انت، آیا خداوند مرد است. جنسیت در اینجا کار برد ندارد و خداوند از این توصیف مبرا است ولی از این قاعده که جای آن در عربی خالی است استفاده شده. بنابراین انت برای فردی که جنسیت در او مطرح نیست مورد استفاده قرار می گیرد. در آیات خداوند  تفکر و تعقل واجب است. گفتمان قرآن مرد سالاری نیست  قواعد نویسان زبان عربی  مرد  سالاری فکر می کردند و این قاعده را از قلم انداختند.

فرق قرآن، انجیل و تورات در این است که کلمات اصیل خداوند در دو جلد اول و دوم کتاب آسمانی یعنی تورات و انجیل گم شده و این ها تصورات ذهنی انسان از برداشت کلمات خداوند است که پاپ از شرمندگی تمامی دانشمندان علوم تجربی با این خرافات خلقت انسان و هفت آسمان و جهنم خود را خلاص کرد اما به چه قیمتی با نفی کتاب  مقدس تورات و انجیل و قرآن ؟؟ بدعت در دین. ولی ما آیات متشابه داریم که دقیقا با علم تکامل و علوم طبیعی همخوانی دارد ولی با اسرائیلیات همانهایی که پاپ آنها را نفی کرد که بر باور نظرات هزار سال قبل برای ما نوشته اند نمی خورد پاپ شجاعت بیان آن را داشت ولی علماء ما و تمامی کسانی که هنوز آنها را  در افکار خود دارند، این شجاعت را ندارند که بگویند افکار گذشتگان را کنار بگذاریم و قرآن را با علم روز مطابقت دهیم که  بسیار نزدیک تراست 

انشاء الله علماء روشن ضمیر ما از این فرصت پیش آمده بهره لازم را ببرند. امثال سروش ها را ناامید کنند و اجر و پاداش خود را از خداوند  متعال دریافت کنند. پایه تصورات خود را براساس علم روز بنا گذاریم تا شبهات آیات متشابه رفع شود. بنابراین آدم اولین انسان تکامل یافته است که با جهش تکاملی خود و زوجش از بین  سایر همنوعان برگزیده شد و با برنامه ریزی خداوند متعال نسل انسان ها از اویند. پس بشر اشاره به ساختار جسمی انسان ها و انسان بشر تکامل یافته و آدم اولین انسان تکامل یافته است. آدم بعد از هبوط از بهشت زندگی قبل از تکامل که همراه با آگاهی و اختیار نبود به وضعیت بعدی که صاحب آن می شود خداوند به او خطاب می کند:

قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِين- قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون از این پس برخی از شما  دشمن برخی دیگرید و در زمین مستقر می شوید و بهره می گیرید تا زمان برگشت به خدا یا قیامت. خداوند به آنها خطاب میکند  در زمین زندگی می کنید و می میرید و از آن برانگیخته می شوید. از این به بعد دیگر آدم مورد خطاب قرار نمی گیرد و به جای او بنی آدم مورد خطاب  قرار می گیرند. آیه 26 الی 36 سوره اعراف را ملاحظه  فرمائید.


آدم پیامبر نبوده و بعد از ظهور او خداوند  فرزندان او را مخاطب قرارمی دهد و از آنها پیمان می گیرد که  کارهای براساس تقوا انجام دهند و از فجورها بپرهیزند .


وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ- و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را بر گرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم  گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم. بعد از هبوط  آدم از بهشت نا آگاهی و عدم مسئولیت که در آن سالیان بسیار دراز بسر می بردند. بهشت بی خیالی و بی مسئولیتی که با جهش تکاملی فکری با تمثیل خوردن میوه  درخت  ممنوعه در آنها بروز کرد و فهمیدند که برهنه هستند. دارای فهم و آگاهی شدند  و نمی دانستند چکار کنند هنوز تجربه کافی نداشتند و خداوند به شاهکار خلقت خود که كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ که از ذریه اخرین قوم بیرون آورد  راه  پوشاندن خود را یاد داد و خداوند هدایت او را برعهده گرفت و فرزندان او را در سوره اعراف به کار های شایسته رهنمود می کند. در قرآن هیچ اشاره ای به اینکه آدم  پیامبر خدا است، نشده  و منطقی هم به نظر نمی آید یک خانواده از درون خود پیامبری داشته باشند. برخی براساس نظر گذشتگان نقل میکنند که آدم عمر طولانی داشته یعنی بالای هزار سال و خودش پیامبر قوم خود می شود. به استناد آیه-

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ- ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ-خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را از بین جهانیان برگزید و ذریه هائی که از ذریه دیگری بودند و خداوند شنوای دانا است. آدم و نوح و آل عمران و آل ابراهیم همه ذریه ای بودند از ذریه دیگر. بنابراین آدم هم ذریه از ذریه دیگر بوده و در فرایند تکامل انسان ها  تمامی انسان ها از این سلسله نسل ها انتخاب شده اند. خداوند در سوره نحل آیه 70 میفرماید-

الله خلقکم ثم یتوفـکم و منکم من یرد الی ارذل العمر لکی لا یعلم بعد علم  شیـا ان الله علیم قدیر-خداوند شما را خلق  کرد و سپس می میراند، برخی از شما دارای عمر طولانی تری می شوید ولی ناتوان و فراموش کار می شوید خداوند عالم و قادر است.

اینکه برخی عقیده دارند که آدم عمر طولانی داشته و از بین فرزندان خود به پیامبری برگزیده شد براساس این آیه سندیت  ندارد. مگر مشیت الهی شامل حالش شود مانند نوح که خداوند نام برده که عمر طولانی به او دادیم که یک استثنا است. در ادامه این مطلب- سجده ملائکه به بشر و آدم در دو مرحله زمانی می پردازیم انشاء الله سید محمد تقوی اهرمی به مناسبت ایام بزرگداشت شهادت دخت گرامی پیامبر اسلام(ع)حضرت فاطمه-اوایل اسفند 1396

ویرایش جدید بهمن 1397-ویرایش جدید خرداد1399



بازدید: 2984

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید