مقدمه نوشتار
روح یکی از کلماتی در قرآن است که مفهوم آن برای مفسرین محترم مطابق آیات قرآن روشن نشده و تصورات ذهنی مختلفی بر آن ایجاد شده که همان برداشت های دانشمندان صدر اسلام است که از گذشتگان در ذهن داشته اند و در روایت بیشماری مطرح شده که صحت و ثقم آن ها مورد سوال است. اینکه روح مجرد از ماده است و از جنس آن نمی باشد مورد تائید همه است ولی چه ماهیتی دارد و اصلا روح چیست و چند نوع روح در قرآن ذکر شده است همچنان در پرده ابهام است در صورتی که در آیات متفاوتی مشروحا بیان شده است. وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا- و از تو درباره روح مىپرسند. بگو: روح از سنخ امر خداوند است و ما از علم آن به شما اندک داده ا یم امر خداوند دستور او است که به صور مختلف برای اداره و انسجام جهان مادی و مدیریت آن صادر شده جنس امر خدا از نور ناب و عملکرد آن کوانتومی است. خلق، ماده و انرژی است و امر انسجام و پایداری این دو را برای قوام و پایداری جهان مادی بر عهده دارد. همه چیز از نور ناب خداوند آغاز شد. بنابراین برای درک مفهوم روح باید بدانیم امر خداوند چیست و در کدام آیه بیان شده است. کلمه روح 21 مرتبه در قرآن تکرار شده و روح اشکال مختلف از امر خدا است در آیات مختلف ماموریت های مختلفی دارند از این تعداد 8 مورد مربوط به حضرت ذکریا و حضرت مریم ع است و عامل انتقال دستور خدا با روح القدس معرفی شده است و 5 مورد مربوط به وحی به حضرت محمد ص که مسئول آن روح الامین جبرئیل است. قرآن روح الامین را جبرئیل معرفی کرده و روح القدس هم در رساندن وحی به پیامبر گرامی نقش ایفاء کرذه است. 3مورد به قیامت اشاره شده و 4 مورد به حیات در زمین باضافه آیه فوق که فرموده روح من امر ربی است. روح در اشکال ثابت و استقرار یافته در جهان مادی و حیات در زمین و نوع متغییر برای رساندن وحی به پیامبران و ابلاغ امر به اهداف مورد نظر بکار گرفته شده است. رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ 15 غافر- خداوند بالا برنده درجات و صاحب دو عرش (مدیریت جهان مادی و عالم غیب) روح از امر خود را به ملاقات بنده خود برای تذکر دادن به مردم از روز حشر(برگشت به خدا)- در این نوشتار به روح ثابت در کیهان و جانداران از جمله انسان می پردازم که بیشترین اختلاف نظر را ایحاد کرده اند.
امر خداوند چگونه در جهان مادی استقرار یافت
وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَ مَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ-غیب جهان مادی از آن او ست جائی که کیهان نبود و امر الساعه جز در کسری از یک ثانیه و یا نزدیک به آن وقوع می یابد و بدرستی که خداوند بر کل ماده قدرت مسلط دارد. این ترجمه لغت به لغت است و تفسیر آن می شود کیهان از عالم غیب ماوراء جهان مادی که از آن خداوند است در کسری از ثانیه با امرالساعه یا امر به یکباره تحقق یافت. امر و نور ناب هر دو تواما در جائی که اثری از ماده نبود متجلی و کیهان ابداع می شود- خلقت کیهان از احدیت و صمدیت آغاز شد.
انَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون- هنگامی که اراده خداوند بر استقرار امر در چیزی مقرر گردد گوید باش و می شود. امر دستور خداوند است و از سنخ روح است
بدیع السموات والارض و اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون. خداوند ابداع کننده کیهان از هیچ است و هنگامی که برنامه و طرح امر او بخواهد جامه عمل بپوشاند (مقتضی اجراء شود) می فرماید باش و در یک آن می شود. امر بر اساس طرح از پیش تدوین شده صورت می گیرد قضی امرا یعنی خداوند ابتدا برنامه ای تدوین شده اراده فرموده و جرقه فرمان زده می شود- خلقت کیهان از هیچ نظر علوم طبیعی و قران
إِنّا کُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر وَ ما أَمْرُنا إِلاّ واحِدَةٌ کَلَمْحٍ بالبصر- کل شیی به دو مفهوم در قرآن آمده کل ماده یعنی جهان مادی و هر چیز مادی با برنامه ریزی مدون خلق شده است و امر خداوند امر واحده (امر به یکباره) در خلق کیهان است برای اجرا در یک چشم به هم زدن جامه عمل می پوشاند. قدر با تشدید دال برنامه ریزی مدون و قدر با فتحه دال اندازه است.
این سه آیه در باره رخداد مه بانک است که با امر خدا آغاز شد و کسری از ثانیه همان ابتدای بروز امر تا ابتدای انبسط کیهان است. اگر در آیات تفکر کنیم امر از شیی جدا است. در آیات فوق امر خداوند شالوده انسجام کیهان را رقم می زند. این امر که در آیات فوق اشاره شده همه یک امر است که در حقیقت امر کل خداوند است که در کیهان استقرار یافت ، این امر روح است که با ملائکه که قوانین جاریه در نظام جهان مادی است هنگام انبساط کیهان برای خلق آن در شش دوره در ماده استقرار یافتتند ( آیه اول سوره فاطر). امر و خلق تفکیک نا پذیرند خلق ماده و انرژی است که با قوانین جاریه در کیهان که ملائکه ثابت هستند قوام می یابند بدون امر خلقی وجود ندارد. امر روح ثابت در جهان مادی است چرا؟ زیرا زمانی که کیهان بعد از پنجاه هزار سال( سال نجومی میلیون سال ،نوع سال را در آیه زیر بیان نفرموده) کیهان برچیده می شود همین روح و ملائکه از جهان مادی به سمت خداوند عروج می کنند یعنی کیهان که به غبار کیهانی(هباء منبثا) تبدیل می شود امر که روح کل است با ملائکه قوانین جاریه جهان مادی را ترک می کنند.- تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ- آیه 85 سوره اسراء اشاره به تفکیک بودن خلق و امر دارد- ان ربكم الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثمّ استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً والشمس و القمر و النجوم مسّخرات بامره، الا اله الخلق والامر تبارك الله رب العالمين. آفریدگار شما خدا است که کیهان را در شش دوره خلق نمود سپس به مدیریت و سامان دادن آن می پردازد شب در پی روز و روز درپی شب ظاهر می شوند ( شب و روز دور هم گردش دارند)و خورشید و ماه ستارگان را با امر خود مسخر فرمود آگاه باشید که خلق و امر هر دو به خدا تعلق دارد تبارک الله رب العالمین- خلقت کیهان درشش روز و جهان بینی قرآن
و در خلقت کیهان در شش دوره می فرماید کیهان را در شش دوره خلق کردم و سپس به سامان دادن آن پرداختم ثم استوی علی العرش-سپس به طرح و مدیریت آن پرداختم و کان عرشه علی الماء . طرح و برنامه و مدیریت کیهان قبل از خلق آن برایجاد آب قرار داشت برای ایجاد حیات . ثم استوی سپس به سامان دادن و مدیریت آن پرداخت. بنابراین ابزار سامان دادن در جهان مادی و حیات زمین امر است نوعی از روح خاص. امر کل امری است که در سراسر جهان مادی مدیریت و انسجام آن را بر عهده دارد و علاوه بر آن در حیات زمین امری جداگانه از امر کل مدیریت جانداران در درون آن ها بر عهده دارد که همان روح معروف و جایگاه آن در ژنوم جانداران است. خداوند می فرماید من از رگ گردن به شما نزدیک ترم یعنی با امر خود در وجود شما مستقر هستم. همه مفسرین آیه - نحن أقرب إلیه من حبل الورید -را با آیه بعد که اصل آن است قطع می کنند و فقط به بسط و تعریف رگ گردن یا قلب پرداخته اند ما کاری به رگ گردن یا قلب نداریم آیه واضح بیان فرموده ریسمانی که به قلب وصل است یعی رگ از آن هم به شما نزدیک ترم. حال جای خداوند(امر او) در کجا است؟ چگونه خدا در همه جا است با چه ابزاری و این عظمت خدا را می رساند. نزدیک تر از رگ گردن به انسان در بدن کجا است مسلما با امر خود برای ساماندهی و هدایت حضوردارد و باید در محلی باشد که نظارت و اشراف کامل به عملکرد انسان داشته باشد امر مختص حیات را خداوند تحت جمله نفخت من روحی در سه آیه مهم 5 سوره سجده، 71 سوره ص و 29 سوره حجر اشاره فرموده- نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ درکدام جایگاه خلقت انسان رخ داده - هر سه آیه به اضافه دو آیه دیگر حضور خود را به صورت روح من امر ربی اعلام فرموده و در حقیقت با توجه به آیات فوق انسان هم اکنون در حضور خداوند است. درآیات 15تا 17 سوره ق محل حضور در ژنوم جانداران دارد. تکامل ژنوم جانداران درقرآن- انسان در حال حاضر اکثرا حضور و وجود خداوند را انکارمی کند و بسیاری هم که اعتقاد به خداوند دارند با انجام گناه و دروغگویی و فساد عملا در خدمت امیال شخصی هستند و نظارت خدا را تنها در تئوری قبول دارند. حال چرا این حضور با رویت قلبی در قیامت تفاوت دارد. رخداد قیامت این حضور را به یقین مبدل می کند در قیامت برای کافران و مومنین یقین حاصل می شود که خداوند وجود دارد وهمان جا در قیامت کافران با ندامت و مومنین با سرورهستند ودر تمامی فضا خداوند را با حضورقلبی رویت می کنند چرا ؟ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ- در آن روز مىدانند که خداوند حق آشکاراست. همین عیان شدن حق، احساس دیدن خداوند به شخص دست می دهد. در حیات دنیا سنگ جلوه ای از حضور حق است انرژِی متجلی یافته از نور ناب خدا به ذرات بنیادی تبدیل دراتم ها، ملائکه و امر خدا حق مبین ساماندهی آن را بر عهده دارند. کمتر کسی با دیدن سنگ احساس دیدن خدا به او دست می دهد ولی این حق در قیامت عیان می شود. یقین به وجود خداوند حاصل می شود.
از رگ گردن به انسان جایگاه مدیریت امرخدا کجا است 15 سوره ق
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ-درواقع خودم انسان را خلق کردم و حتی وسوسه های درون او را هم می دانم و ما به او از رگ گردنش هم نزدیک تریم چطور ادامه آیه شرح می دهد زیرا: این قسمت آیه به بعد را مفسرین رها کرده اند یعنی ارتباط آن را با آیه قبلی.
اذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ (زیرا) دو تلاقی کننده مکرر به یکدیگر به صورت راست و چپ در بدن او نشانده ایم هیچ قولی (از دهان پرتاب نمی شود) مگر اینکه رقیب حفظ کننده ای است که عتید برایش فراهم می کند. امروزه می دانیم که ساختار انسان توسط نرم افزار نشانده شده ژنوم در بدن انسان صورت می گیرد یکی ار.ان.ای پیام رسان و دی.ان.ای دو رشته دراز و موازی مانند دو پایه یک نردبان که در هم پیچ خورده اند و در نقاطی مکرر با هم تلاقی می کنند-یتلقی المتلقیان- و مولکول های بازی که در بین این دو تلاقی در همه یکسان جا تکرار می شود کد بندی شناسایی فرد خاصی است. بنابراین این آیه تاکید می کند در بدن ساختار دو رشته ای ژنوم به نام یتلقی المتلقیان قرارداده ایم، خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتراست و بلافاصله دلیل آن را نشاندن ژنوم در بدن بیان می فرماید و وجود خداوند به صورت امر و دستوردر ژنوم استقراردارد. در آیات 6 تا 12 سوره انفطاردر پروسه تکامل ساختار مادی انسان هم به ژنوم اشاره می فرماید- وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ-كِرَامًا كَاتِبِينَ- بر شما حفظ کننده هائی ( ذخیره کننده هائی) گماشته ایم که نویسندگانی بزرگوارهستند. کلمه یتلقی المتلقیان زیبا ترین کلمه برای دو رشته DNA یا ژنوم است. يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ-DNA- و عجایب ساختار آن. این امر مختص جانداران است و در تمامی جانداران به صورت روح انجام وظیفه می کنند و اطلاعات رفتارو کردار ما را ضبط ویرایش و به کتاب مبین منتقل می کنند. چرا در تمامی جانداران اعم از گیاهان و جانوران روح من امر ربی مستقر است. به آیه 5 سوره سجده مراجعه می کنیم-آیه ای که به تکامل آغاز حیات در زمین اولیه تا پیدایش علقه که روح من امری حیات را می گیرد در حقیقت روح و ملائکه در تک سلولی تکامل یافته با ژنوم کامل نزول می کنند و هر دو در آن مستقر می شوند تنزل الملائکه و الروح صورت می گیرد و علقه نفس واحده است که تمامی جانداران گیاهی و جانوری دارای روح می شوند و این روح نسل اندر نسل منتتقل می شود.
الذی احسن کل شیئ خلقه-وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِينٍ- ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ- ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ-وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ-
خداوند تمامی ملزومات لازم (برای خلقت حیات) را به نحو شایسته خلق فرمود و حلقت انسان را در سنگ رس آغاز نمود و سپس نسل ایجاد شده در درون سنگ رس را در رسوب آب کم حما مسنون من صلصال الکفخار است که ثم سواه سامان داده می شود و به تکامل خود در به صورت سه نوع باکتری بی هوازی با ژنوم اولیه تکامل نیافته RNA و در سه تاریکی ظلمات ثلاثه ادامه می دهد تا به علقه خلق می شود بعد از آن تکامل وارد مرحله عدلکم گرفتن اعضاء می شود- تکامل داروین و تکامل قرآن و تفاوت آن ها
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلآئِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَه سَاجِدِينَ-و زمانی که خداوند به ملائکه فرمود بدانید که من خلق کننده بشری هستم از رسوب سیاه و نرم حما مسنون و در صلصال وقتی آن را سامان دادم و روح خود را در آن مستقر کردم به آن بشر سجده کنید. یعنی در ساختار مادی او قرار بگیرید. تسلیم ساختار مادی او قرار گیرید. این روح از طریق ژنوم و کروموزوم جنسیتی به نسل های بعد منتقل می شود و آدم هم مانند سایر جانداران از این روح بهره مند شد و این روح مختص آدم نبوده است. حال کوتاه در موضوع هویت روح و امر بپردازم و نوشتار را به پایان برسانم. امر و روح به شبکه ریسمان کوانتومی که در فضا و اطراف ما وجود دارند به کتاب مبین و خارج از حیطه زمان وصل می شود و تمامی داده های جهان آفرینش در آنجا به ترتیب فایل بندی شده است- وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ- قسم به فضا که ذات آن بر شبکه شبکه استوار است که شما درباره قرآن قول مختلفی بیان می کنید(بگو) تا هر که از آن برگشته برگشته باشد. مرگ بر فک کنندگان حقایق باد. کلمه و السماء ذات الحبک در میان آیات موضوع قیامت بیان شده و اینجا هم خداوند به پدیده بسیار مهم جهان خلقت فضای شبک شبکه اشاره می کند که در قیامت در انتقال داده های کتاب مبین نقش موثری دارند این ریسمان ها اطلاعات را بسیار سریع و آنی منتقل می کنند. به مقاله فیزیک کوانتوم و قیامت در قرآن مراجعه فرمایید. مطلب دیگر که اشاره کنم و نوشتار را به پایان برسانم اشاره قرآن در بسیاری آیات که تمامی تعینات مادی خدا را تسبیح می گویند وجود امر خداوند درون آن است در سنگ همه جانداران به جز انسان که در معرض آزمایش الهی است و به او اختیار عطا شده آیا به فطرت خدائی خود بر می گردد یا شیطان براو غلبه می کند. امر کل و روح که از سنخ امر خداوند است در انسان وقتی انسان می میرد امر که دستر خدا است به خدا بر می گردد شاید هم به کتاب مبین در فایل خاص خود. سید محمد تقوی اهرمی 28/2/1405

Comments powered by CComment