- توضیحات
- بازدید: 21983
مقدمه نوشتار
کلمه جن در آیات مختلف بیان شده ، واقعیتی است که وجود دارد که در باور مردم از قدیم الایام با تخیلات و تصورات ذهنی همراه بوده و امروزه هم همان باور ها در مطالعه قرآن معیار تاویل آیات قرار می گیرد که در نوشتار های -جن و باور عمومی و دید گاه قرآن -جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی شرح داده ام. آیه33 سوره الرحمن جن و الانس به عنوان یک مجموعه "ایه الثقلان " مورد خطاب قرار می گیرد و می فرماید-یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطان- ای گروه جن و انس اگر می توانید (استطاعت این کار را دارید) به لایه های سماوات و الارض نفوذ کنید. پس این کار ا نجام دهید، اما شما نمی توانید مگر با تسلط بر این کار. کلمات کلیدی این آیه یا معشر، سماوت والارض، جن و انس و سلطان است. برای تاویل یک آیه باید ابتدا مفهوم کلمات کلیدی آن را دانست در غیر این صورت ما نمی توانیم منظور آیه را درک کنیم. این آیه اگر با دید علمی روز به آن نگاه کنیم در حقیقت یک اعجاز علمی پیش گوئی قرآن است که امروزه به وقوع پیوست و انسان توانست با تسلط بر ابزار نفوذ به جو زمین به ماه سفر کند و انواع ماهواره را به فضا بفرستد. این ادله ای است برای حقانیت وجود خداوند و وحی بودن کلام خدا. چگونه می توانیم این تاویل را اثبات کنیم. باید به کمک آیات دیگر کلمات کلیدی را رمز گشائی کنیم.
مطالعه بیشتر: یا معشر الجن و الانس ان استطعتم و مفهوم واقعی آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2108
مقدمه نوشتار
در باور تمامی فرهنگ ها و ملل از قدیم ایام موضوعاتی که اتفاق افتاده و نتوانسته اند آن را توجیه کنند به ارواح، شیاطین و اشباح و جن ارتباط داده اند. جن موجوداتی بوده اند که در بدن انسان رسوخ می کرده و او را از حالت طبیعی خارج می کرده است و هر ملتی برای خود در این باره افسانه هائی تخیلی ساخته اند که جزء فرهنگ آن جامعه در آمده . اما امروزه با توسعه علم و دانش برق و روشنائی فهم و آگاهی به خصوص در شهرها تقریبا ناپدید شده است. دوران تاریکی های شب و نبودن امکانات روشنائی گسترده یکی ازعوامل گسترش این خرافات شده بود که در باور مردم نقش بسته است.
در عربستان صدر اسلام با توجه به بیابانی و گرم بودن هوا که مجبور بودند کاروان ها را در شب راه بیاندازند. بیشترین اتفاق ها در شب رخ می داد. حمله دزدان به کاروان و ظاهر شدن حیوانات که در تاریکی مانند شبح می ماندند به خرافات در باره جن دامن می زد. کلمه جن در تمامی کتاب های ادیان الهی نام برده شده است. خداوند به بنی آدم توسط پیامبران نکات مهم وقایعی که باید آشنا می شدند مانند سموات و الارض، خلقت انسان در خاک، جهنم، قیامت، بهشت و جن به مرور در داستان ها و پند و اندرز ها بیان می فرمود و پس از ظهور آدم هدایت معنوی او را بر عهده داشت. تمامی کلماتی که خداوند در قالب تشبیه بر بنی آدم و توسط پیامبران نازل فرموده رخداد هائی است که در جهان مادی وجود دارند که از دید انسان پنهان است و خداوند آن ها مطرح کرده است انسان باید بداند موضوعات پشت پرده مشهودات حیات چیست و با این کلمات آشنا باشند و با تلاش و آگاهی علمی به آن ها برسد. در این نوشتار سعی می شود منشاء علمی و کلمات جان و جن را با مقایسه آیات قرآن کشف نمائیم. باید توجه داشت که کلمات جن، شیطان و ملائکه در قرآن به مفاهیم مختلف آمده است و ما تنها کاربرد این کلمات در ساختارمادی انسان را بررسی می کنیم. مثال ملک سبب است و ملائکه اسباب بقاء ماده و در زمین تداوم و بقاء حیات است بعلاوه ابزار رساندن پیام و دستور خداوند هم است که ما وجه اول یعنی نقش ملائکه (جان و جن هم جزء ملائکه هستند) در ساختار مادی انسان را مد نظر قرار می دهیم. دلیل رسوخ خرافات جن در فرهنگ گذشته را در مقاله جن و جان از خرافات تا واقعیت قرآنی-قسمت اول جان ملاحظه فرمایید
مطالعه بیشتر: جن و باور عمومی و دید گاه قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1874
مقدمه نوشتار
سوالاتی که خوانندگان محترم به کرار مطرح می کنند و برخی ادعا دارند روح مرده را دیده اند و حوادثی درطبیعت مشاهده نموده که به جن ارتباط می دهند. در این نوشتار که در حقیقت پاسخ به شبهات است به سه مطلب روح، ملائکه، جن و مقصورات در سه مقاله جداگانه می پردازم می پردازم.
بسیاری ادعا می کنند روح مرده در برابرشان تجسم کرده آیا می تواند حقیقت داشته باشد.
خیر مطابق آیات قرآن بعد از مرگ روح که دستورخداوند است رابطه اش با مرده قطع می گردد. برای درک این واقعیت با هم به بررسی آیات روح می پردازیم.
روح در ادبیات انسان از قدیم الایام از کتاب های آسمانی در اذهان شکل گرفته و هر کس برای آن مطابق دانائی روز و تصورات ذهنی منطبق بر آن مطلبی بیان داشته است. روح مقوله جهانی است و در هر دینی بر حسب تصورات ذهنی گذشتگان تعریف آن شکل گرفته است .قرآن کلام دست نخورده خداوند واضح ترین و علمی ترین تعریف را از روح بیان فرموده است. برای درک موضوع روح باید ذهن را از تصورات پیشین خالی کرد و به آیات قرآن با دید روز نگاه کرد. روح در قرآن یک تعریف کلی دارد. آیه 85 سوره اسراء
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا- و از تو درباره روح مىپرسند. بگو: روح از سنخ امر خداوند است و ما از علم آن به شما اندک داده ایم. بنابراین برای درک مفهوم روح باید بدانیم امر خداوند چیست و در کدام آیه بیان شده است . کلمه روح 20 مرتبه در قرآن تکرار شده و روح که حامل امر خدا است در آیات مختلف ماموریت های مختلفی دارند و ما به دنبال روحی هستیم که به امر خداوند در موجودات زنده نفخه شد. موضوعات دیگر روح که گسترده است در این نوشتار به آن نمی پردازم. ابتدا به موضوع امر در آیات نگاه گنیم.
مطالعه بیشتر: روح و تصورات ذهنی کهن خلاف قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 8489
مقدمه نوشتار
قرآن در میان حوادث تاریخی در سرنوشت انسان کنونی یا بنی آدم تمثیل هایی بیان می فرماید که برای درک آن باید به شیوه و جهان بینی قرآن در هر موضوع آشنا شد. موضوع های اصلی قرآن عبارتند از: توحید، نبوت، خلقت انسان، خلقت جهان مادی، قیامت، بهشت و جهنم رحمت وغضب خداوند که در درون داستان ها و موعظه ها به آن اشاره می شود. سایر موضوعات به نحوی از انحاء با موضوعات اصلی ارتباط و با آن ها همخوانی دارند. شناخت سبک و روش قرآن در بیان مطالب و جهان بینی قرآن در موضوعات اصلی که دقیقا بر اصولی تدوین شده استوار است بر روش تفسیر قرآن به قرآن قرار دارد که ما تا کنون این روش را برای رسیدن به مفهوم بسیاری از مطالب به کار نگرفته ایم و صرفا برای فهم آن ها به روایات مراجعه و نتیجه گیری از آن ها بیرون آورده ایم به رفع شبهات در مفهوم آن ها به دیدگاه گذشتگان بسنده کرده ایم. در این نوشتار موضوع مسخ شدن انسان به میمون را اصل گرفته ام و می خواهم با رجوع به سایر آیات و تجزیه و تحلیل آن ها که قرآن آن را تفکر و تدبر در آیات می نامد افلا یتدبرون ،اقلا یعقلون و افلا یتفکرون یعنی خودت این کار ها را بکن تا به مفهوم واقعی برسید. البته این نظر شخصی من است که با تفسیر قرآن به قرآن علامه طباطبائی همخوانی دارد و تنها یک تشحیذ ذهن است برای علاقمندان به این روش است. اینکه اصحاب سبت با نا فرمانی از دستورات خداوند دچار سرنوشت مسخ شوند در حالیکه امت هایی دیگری بودند که نا فرمانی شبیه آن و یا بد تراز آن مرتکب شدند ولی به چنین سرنوشتی دچار نشدند جای سوال دارد. قوم صالح را خداوند در معرض آزمایش قرار می دهد و آن ها نا فرمانی می کنند و به عذاب الهی دچار می شوند ولی به حیوان تبدیل نمی شوند. اصحاب سبت هم گرفتار عذاب شدند ولی چرا خداوند به آن ها خطاب می فرماید. کونوا قرده الخاسئن، میمون های مطرود باشید و در آیه ای هم می خواهد در قیامت به حساب آن ها می رسد. وقتی انسان حیوان شد یعنی ماهیت آن بر می گردد حسابرسی ندارد.
مطالعه بیشتر: مسخ انسان به بوزینه و واقعیت آن در قرآن
Write comment (0 Comments)