- توضیحات
- بازدید: 7833
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز قرآن است. قرآن را باید شناخت و درک کرد. جهان بینی قرآن در خلقت کیهان همچنین جهان بینی قرآن در خلقت حیات و تکامل، جهان بینی قرآن در قیامت و زنده شدن مرده ها دارای عظمت علمی است که متاسفانه پرده تخیلات کهن و تصورات ذهنی منطبق با علم روز صدر اسلام احادیث و روایات چهره علمی قرآن را مخدوش کرده تا جائی که افراد مغرض مانند خانم وسمقی با خواندن روایات و احادیث در باره آیات متشابه آن ها را اصل قرآن پنداشته و از آنجایئکه این روایات و احادیث با اسرائلیات کهن مطابقت دارد ( علم آن زمان بر آن تخیلات استوار بود) قرآن را در کنار سایر کتب الهی که اصل کلام خداوند در مباحث علمی دستخوش انحرافات شده گذاشته منکر خدا می شوند. اگر مفسرین محترم آیات علمی و متشابه قرآن را به روز رسانی می کردند این خانم و امثال آن ها جسارت انکار وجود خداوند را نداشتند. موضوع این نوشتار بحث حیات و جهان بینی قرآن است که تمامی آیات در این باره زنجیر وار بهم وابسته هستند. کلمات انس، انسان و بشر هر کدام در قرآن مفهوم خاص خود را دارند. از آنجائیکه در باره آیات متشابه قرآن می توان براحتی معنی آن را از آیات دیگر و با ابزار علم روز پیدا نمود نیازی به احادیث و روایات که بیان گر تفکرات کهن است نمی بینم. ما قرآن را با قرآن که تبیان کل است تفسیر و با کمک علم که مخلوق خدا است نتیجه گیری می کنیم.
مطالعه بیشتر: انس و مفهوم آن در قرآن و فرق آن با بشر
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1498
مقدمه نوشتار
موضوع جان و جن هنوز به دلیل آشنا نبودن به روش قرآن و چهار چوب جهان بینی خلق حیات در جو هفت طبقه زمین و زمین همچنان در پرده ابهام است و برای تاویل این آیه پر مفهوم و زیبای علمی به نظر گذشتگان دور مراجعه می شود، در حالی که قرآن به طور واضح ریز موضوعات را بیان داشته است. بر اساس جهان بینی قرآن انسان و سایر مظاهر خلقت در جو زمین و زمین که محل رخداد حیات است تنوع ذرات وجودی مادی انسان و سایر موجودات و جمادان را به نمایش می گذارد. این ذرات بنیادی به امر خداوند و زمانی که امر او مقتضی اجرا می گردد در جایگاهی بسیار ریز و فشرده بارقه ای از نور ناب در آن متجلی می شود که از تجلی نور ناب احدیت در آن تجلی گاه خاصی که دانشمندان آن را مه بانگ نامیده اند رخ می دهد. این نقطه را خداوند ابداع کیهان می نامد. بدیع السموات و الارض -خداوند ابداع حهان مادی از هیچ و عدم است و عدم نبود ماده است و هستی جهان مادی. هستی و نیستی به مفهوم فلسفی نیست ما همه چیز را علمی مطرح می کنیم و با فلسفه و تصورات ذهنی و ادبی کاری ندارم. هدف این نوشتار رسیدن به مفهوم نار سموم است که جان در آن خلق شد.
مطالعه بیشتر: والجآنَّ خلقناه من قَبلُ مِن نّارالسَّموم و راز نهفته در آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1547
مقدمه نوشتار
برخی کلمات دارای معنی های متفاوتی هستند که بر اساس بینش صدر اسلام و عدم اگاهی بر کلمات نازل شده یک معنی جای سایر مفاهیم آن را می گیرد و در لغت نامه ها آن معنی جا می افتد. مثال فراون است. در قرآن از کلمه خلق و خلق کردن بسیار استفاده شده. این کلمه پیوند ناگسستنی با خالق دارد. خلق با اختراع فرق دارد. هر دو نو آوری است یکی خدا پدید می آورد و دیگری انسان. اگر ما کلمه خلق را درست درک نکنیم تمام مفاهیم خلقت انسان و کیهان را در قرآن از درجه اعتبار علمی می اندازیم و تاویل های گمراه کننده را تحویل نسل جوان تحصیل کرده می دهیم و باعث گمراه شدن او می گردیم.
خلق یک پدیده فقط یکبار در طبیعت رخ می دهد. اگر در پدیده طبیعی دو خلق پشت سر هم باشد بین آن دو انشاء صورت میکیرد. خداوند خلق میکند و سامان می دهد خلق و فسوی. جنین انسان در شکم مادر برای اولین بار در طبیعت از خلق اولین سلول حیات آغاز و دوران تکاملی خود را طی می کند. وقتی پروسه تکامل حیات تکمیل شد. دیگر خلقی نداریم و باز آفرینی خلق است. در آیه 14 مومنون از کلمه خلق مکرر استفاده شده و پروسه رشد جنین به روایت مفسرین خلق اندر خلق صورت می گیرد تا به کلمه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ(سپس خلق آخر را انشاء کردیم )می رسد که مفسرین خلق را آفرینش تازه معنی می کنند. هدف از بیان مقدمه اشاره به چگونگی مسخ شدن معنی یک کلمه و تخریب سراسر آیات یک موضوع در جهان بینی قرآن و جا افتادن آن کلمه و تاثیر شگرف بر افکار مفسرین آیات متشابه قران
مطالعه بیشتر: لترکبن طبق عن طبق و مفهوم واقعی آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1550
مقدمه نوشتار
در قسمت نخست این مقاله دوره خلقک و سواک را مرور کردیم بحث مهم این مقاله بر مفهوم بشر و انس و انسان و نقش این کلمات کلیدی در خلقت آدم است. به این سوال تا کنون فکر کرده اید چرا خداوند در تمامی دوره های خلقت انسان آدم را دخالت نمی دهد. به طور مثال نمی فرماید لقد خلقنا الآدم من صلصال من حما مسنون مگر همه مفسرین از صدر اسلام تا کنون صلصال و حما مسنون را گل گندیده و بو گرفته و ور آمده برای ساختن مجسمه آدم نمی دانند. اگر این موضوع صحت داشته باشد می بایستی برای یک بار هم به جای انسان آدم گذاشته می شد. فقط یک بار در قرآن در تمثیلی خلقت حضرت عیسی ع را به خلقت آدم تشبیه می کند که دلیل علمی خاص خود را دارد که در مقاله آدم و حضرت عیسی وجه مشترک نفخ من روحی دارند اشاره کرده ام .
درصدر اسلام ابن عباس نمی دانست که انسان مجموعه ای از اتم ها ی مختلف و پیوند اتمی و مولکولی است و در لایه سنگ رس هم مولکول های ساده حیات با بخار آب به درون لایه نفوذ و همان جا ترکیب پیچیده اولین مولکول حیات شکل می گیرند یعنی مولکول ار. ان. ای ایجاد و کد بندی می گردد و قرآن به آن نطفه امشاج نبتلیه خطاب می کند. نخستین نطفه بیرون آمده از دل سنگ رس و از توده حما مسنون است. اگر ابن عباس این ها را می دانست نظر مفسرین قرآن هم فرق می کرد و این همه آیه لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون گل اندر گل و بدبو ترجمه نمی کردند. بحث مفصلی دارد که شرح آن عظمت علمی قرآن را آشکار می کند. حال که تصورات امروزی با بینش علمی صدر اسلام بسیار فرق کرده و علوم طبیعی همه تخیلات گذشته را دگرگون کرد چرا سعی نمی شود با دید روز مجددا به آیات متشابه خلقت انسان نگاه کنیم و در بسیاری از ترجمه ها تجدید نظر شود. در قسمت اول این نوشتار تا دوره دوم خلقت انسان که سواک یا سویته شدن است اشاره کردم این دوره در قرآن بسیار با اهمیت است یعنی اساس خلقت انسان ( نه آدم) بر علقه قرار دارد که ادامه می دهیم. البته در زمین تازه متولد و سرد شده و نه در رحم زن و فرموده خلق کردم و نمی فرماید خلق میکنم که استمرار را نشان دهد. بعلاوه هنوز نتوانسته ایم مفهوم کلمه خلق کردن را درک کنیم. خلق فقط یک بار و برای نخستین بار رخ می دهد و در رحم خلق صورت نمی گیرد.
مطالعه بیشتر: آدم واقعیتی دگرگون شده در قرآن قسمت دوم
Write comment (0 Comments)